خلیج فارس:در روزهای اخیر، اعتراضات در شهرهایی چون درود، لردگان، ازنا، همدان، اراک و مرودشت در اعتراض به مسائل معیشتی، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ در روزهای اخیر، اعتراضات در شهرهایی چون درود، لردگان، ازنا، همدان، اراک و مرودشت در اعتراض به مسائل معیشتی، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است. امری که از سالها قبل هم کارشناسان دلسوز نسبت به آن هشدار میدادند که انباشت نارضایتی نسبت به مسائل و مشکلات مردم بالاخره روزی خودش را به بهانه موضوعی خاص نشان خواهد داد. وقایع اجتماعی سال ۱۴۰۱ بعد از کشته شدن مهسا امینی و اعتراضات ۱۴۰۴ بعد از افزایش نرخ ارز و بی توجهی به مسائل معیشتی مردم بُروز کرد.
توییت عجیب ترامپ به تنشها دامن زد
در چنین شرایطی، همزمانی اعتراضات داخلی با واکنشها و موضعگیریهای خارجی، به پیچیدگی فضا افزوده است. اظهارنظر اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، در قالب یک توییت، توجه زیادی را برانگیخت. او اعلام کرد که در صورت استفاده حکومت ایران از خشونت علیه معترضان، از آنها حمایت خواهد کرد. این موضعگیری، اگرچه از منظر سیاست خارجی آمریکا قابل پیشبینی است، اما در بستر تحولات داخلی ایران، حساسیتبرانگیز و تنشزا تلقی شد.
در داخل کشور، این توییت با واکنش صریح برخی چهرههای سیاسی و امنیتی مواجه شد. علی لاریجانی و علی شمخانی، در اظهاراتی جداگانه، آن را مصداق دخالت در امور داخلی ایران دانستند و نسبت به پیامدهای چنین مواضعی هشدار دادند. از نگاه آنان، ورود بازیگران خارجی به بحرانهای داخلی، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه میتواند فضا را رادیکالتر کرده و امکان مدیریت سیاسی و اجتماعی اعتراضات را کاهش دهد.
این واکنشها نشاندهنده خط قرمز مشخص حاکمیت در قبال پیوند خوردن اعتراضات داخلی با حمایت یا فشار خارجی است.
شاید فکری باید کرد
با این حال، واقعیت میدانی اعتراضات حاکی از آن است که ریشههای نارضایتی، عمیقتر از آن است که بتوان آن را صرفاً به تحریک بیرونی یا عوامل مقطعی نسبت داد. انباشت نارضایتی، کاهش سرمایه اجتماعی، بحران اعتماد عمومی و احساس بیتأثیری سازوکارهای رسمی، به عواملی تبدیل شدهاند که به این اعتراضات معنا و استمرار میبخشند.
در چنین فضایی، هرگونه برخورد سختگیرانه یا امنیتی، در کنار موضعگیریهای تنشآفرین خارجی، میتواند وضعیت را پیچیدهتر کند. تجربههای پیشین نشان داده است که تشدید دوگانه «داخل–خارج» و تقلیل اعتراضات به یک تهدید صرف، معمولاً به انسداد بیشتر راههای گفتوگو منجر میشود.
اسرائیل و آمریکا و مواضع خبرساز
جامعه ایران اکنون در مقطعی حساس قرار دارد؛ مقطعی که از نگاه بازیگران خارجی، بهویژه ایالات متحده و اسرائیل، نه صرفاً یک بحران داخلی، بلکه متغیری اثرگذار بر معادلات منطقهای تلقی میشود. در واشنگتن و تلآویو، تداوم اعتراضات در ایران عمدتاً بهعنوان عاملی بالقوه برای افزایش فشار بر حاکمیت و تضعیف موقعیت منطقهای تهران ارزیابی میشود، بیآنکه لزوماً چشمانداز روشنی از پیامدهای بلندمدت آن برای ثبات ایران و منطقه ارائه شود. این نگاه ابزاری، که اعتراضات را بیش از آنکه یک پدیده اجتماعی پیچیده بداند، فرصتی ژئوپلیتیکی تلقی میکند، میتواند به تشدید مواضع لفظی، حمایتهای نمادین و فشارهای سیاسی بیشتر منجر شود. با این حال، تجربههای پیشین نشان داده است که چنین رویکردهایی، در عین افزایش تنش، لزوماً به تغییرات پایدار منجر نمیشوند و گاه با پیچیدهتر کردن معادلات داخلی، مسیرهای واقعی اصلاح و گفتوگوی درونزا را دشوارتر میکنند.
https://www.pgnews.ir/?p=319806
319806



