خلیج فارس:عکسی از یک کودک انگلیسی که بر روی مین دریایی در جنگ جهانی دوم سال ۱۹۴۳ میلادی بوده را ببینید.
منبع:خبرفوری
خلیج فارس:موشک فاو-۲ (به آلمانی: V-۲) که توسط انگلیسیزبانان وی-۲ نیز خوانده میشود، نخستین موشک بالیستیک دوربرد هدایتشونده بود که در اواخر جنگ جهانی دوم در آلمان تولید شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛ موشک فاو-۲ (به آلمانی: V-۲) که توسط انگلیسیزبانان وی-۲ نیز خوانده میشود، نخستین موشک بالیستیک دوربرد هدایتشونده بود که در اواخر جنگ جهانی دوم در آلمان تولید شد. با شکست آلمان و پایان جنگ، این موشکها و طرحهای مربوط به آن به همراه سازندگانش بهدست نیروهای ایالات متحده و شوروی افتادند و زمینهٔ ساخت دیگر موشکهای بالیستیک نظامی و راکتهای مورد استفاده در صنعت فضانوردی در هر دو کشور را فراهم آورد.

خلیج فارس:در طول جنگ جهانی دوم، چالشهای بیشماری حمل و نقل را دشوار، پرهزینه و خطرناک کرده بود. نیاز به راههای سریع، کارآمد و بیصدا برای جابهجایی مردم با وجود کمبود سوخت، جادههای آسیبدیده و نبردهای مداوم باعث شد بسیاری از سربازان و غیرنظامیان از دوچرخهها به عنوان وسایل نقلیه استفاده کنند. سربازان در برخی مناطق دوچرخهسوار شدند، پناهندگان از دوچرخه برای حمل خانواده و وسایل خود به مکان امن استفاده کردند و بسیاری از غیرنظامیان هیچ گزینه دیگری در دسترس نداشتند. در زیر تعداد انگشت شماری از تصاویر برخی از روشهای استفاده از دوچرخه توسط مردم در طول جنگ جهانی دوم گردآوری شده است.




























خلیج فارس: در تصویر زیر یک ناوشکن کلاس یوتبری (Göteborg-class) نیروی دریایی سوئد حضور دارد که به خوبی استتار شده است. استتار این ناوشکن موجب شده تا تشخبص آن از محیط اطراف بویژه از فاصله دور غیر ممکن باشد.

یوتبری یک کلاس ناوشکن سوئدی مربوط به دوران جنگ جهانی دوم بود. این کلاس که بین سال های 1936 تا 1941 ساخته شد، به عنوان ناوشکن اسکورت و محافظ طراحی شد. در مجموع، شش کشتی در این کلاس ساخته شدند که شامل اچ ام اس یوتبری، اچ ام اس استکهلم، اچ ام اس مالمو، اچ ام اس کارلسکرونا، اچ ام اس یوله و اچ ام اس نورشوپینگ بودند.
پس از جنگ جهانی دوم، ناوشکن های این کلاس که به عنوان ناوچه بازسازی شدند، به خدمت در نیروی دریایی سوئد ادامه دادند. آخرین کشتی کلاس یوتبری در سال 1968 از رده خارج شد.
منبع: عصر ایران
خلیج فارس: سریال «جومونگ» که به ویژه در کشور ما مخاطبان فراوانی داشت، روایتی از چگونگی تاسیس امپراتوری گوگوریو بود؛ این امپراتوری حدود دو هزار سال قبل یکی از سه پادشاهی باستانی کره بود که در کنار شیلا و باکجه بر شبه جزیرۀ کره حکومت میکردند.
به گزارش خلیج فارس؛ سریال جومونگ عمدتا بر اساس روایتهای کتاب تاریخی «سامگوک ساگی» ساخته شده بود، اما تغییرات زیادی نیز در داستان پدید آورده بود و جزئیات زیادی را به روایت مختصر آن کتاب افزوده بود. یکی از این تغییرات، استفادۀ فراوان از واژۀ «دامول» بود.
در سریال جومونگ بارها و بارها به این واژه برمیخوریم؛ گروهی که همراه با ژنرال هموسو با امپراتوری هان میجنگید دامول نام داشت؛ جومونگ نیز بعد از رفتن از بویو همین نام را روی گروه جنگجویان خود گذاشت؛ به علاوه، یکی از نشانهای مقدس سرزمین بویو نیز که یک کمان قدیمی بود، کمان دامول نام داشت.
اما در کتاب سامگوک ساگی اشارۀ خیلی مختصری به این واژه وجود دارد. در بخشی از این کتاب آمده است که اولین سرزمینی که خود را تسلیم جومونگ کرد و به گوگوریو پیوست، سرزمین بیریو (که در سریال با نام قبیلۀ بیرو معرفی میشود) بود که شخصی به نام سونگ ینگ بر آن حکومت میکرد.
طبق افسانۀ سامگوک ساگی، سونگ ینگ ابتدا از تسلیم شدن به جومونگ خودداری میکند اما بعد از اینکه در مسابقۀ تیراندازی از او شکست میخورد، پادشاهی خود را به او واگذار میکند. بعد از این است که جومونگ نام سرزمین بیریو را به «دامولدو» یا «شهر دامول» تغییر میدهد و خود سونگینگ را به عنوان ارباب آنجا منصوب میکند.
اما کلمۀ دامول چه معنایی دارد و چرا از این اشارۀ کوتاه در کتاب سامگوک ساگی چنین استفادۀ گستردهای در سریال جومونگ شده است؟
کلمۀ دامول در زبان کرهای قدیم که در گوگوریو رواج داشته به معنای «به دست آوردن دوبارۀ سرزمین» بوده است. اما چرا جومونگ نام سرزمین بیریو را شهر دامول گذاشت؟ دو دیدگاه در این باره وجود دارد: یکی اینکه بیریو بخشی از دست رفته از امپراتوری قدیم حاکم بر کره بود که دوباره به دست آمده بود، و دوم اینکه چون این سرزمین از سونگینگ گرفته شد و دوباره به خود او بازگردانده شد، این نام را روی آن نهادند.
به هر حال دلیل اصلی اطلاق این نام هر چه که بوده باشد، سازندگان سریال معنای آن را کاملا مناسب با موضوع اصلی داستان خود یافتهاند. هدف اصلی جومونگ در داستانی که در سریال روایت میشود، بازگرداندن سرزمینهایی است که توسط امپراتوری هان اشغال شده بودند. بنابراین نام «دامول» بهترین واژهای بود که میتوانست هدف او را توصیف کند.
اما گذشته از این، در یک لایۀ عمیقتر، شاید استفاده از این نام (و در واقع کل داستان سریال جومونگ) نوعی بیان اشتیاق برای اتحاد دوبارۀ سرزمین کره بوده باشد؛ اتحادی که در حال حاضر دهههاست آرزویی بزرگ و البته نسبتا دستنیافتنی برای مردم کره (چه در شمال و چه در جنوب) به حساب میآید.
مردم دو کره، فرهنگی مشترک با یک تاریخ چندهزارسالۀ مشترک دارند؛ اما بعد از جنگ جهانی دوم و تقسیم بیضابطۀ این کشور توسط قدرتهای غالب در جنگ، این ملت به دو پاره تقسیم شد که روز به روز نیز به دلایل سیاسی به اختلافات و تعارضهای میان آنها افزوده شد.
به همین دلیل است که «دامول» یا «به دست آوردن سرزمین یکپارچۀ اصلی» آرزویی است که نه فقط در تاریخ و افسانه، بلکه همین حالا نیز در قلب مردم دو کره زنده است.
دکتر مایکل میکلر (Michael L. Mickler) پژوهشگر و استاد تاریخ، در سال 2010 در مقالهای با عنوان «جومونگ؛ پنجرهای به فرهنگ کرهای» نوشت: «اگرچه این سریال ظاهرا دربارۀ تاسیس امپراتوری گوگوریو است، اما در عین حال بستری برای اشاره به موضوعاتی مدرن در رابطه با دین، سیاست، اقتصاد و فرهنگ فراهم کرده است». در تایید و امتداد دیدگاه میکلر، میتوان گفت که مسئلۀ اتحاد دو کره نیز احتمالا یکی از مهمترین دغدغههای سیاسی و فرهنگی در ساخت و پرداخت محتوای این سریال بوده است؛ همان دغدغهای که باعث برجسته کردن مضمونی مثل «اتحاد قبایل» و واژهای مثل «دامول» شده است.
منبع: فرادید
خلیج فارس: کانتور کوچکترین کلیسای ایران یکی از جاذبههای گردشگری قزوین به شمار میرود که مربوط به پیروان مذهب ارتدوکس و متعلق به دوره حضور روسها در قزوین است.
به گزارش خلیج فارس؛ کلیسای کانتور در کنار بناهای تاریخی، مساجد، کاروانسراهای قدیمی، آب انبارها، و بناهایی مانند کاخ چهلستون و سردر عالی قاپو یکی از جاذبههای مهم و زیبای گردشگری شهر قزوین به شمار میرود.

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2018-10-23 18:04:54Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com
کلیسای کانتور که در کوی قدیمی “پنبه ریسه” شهر قزوین قرار دارد یادگاری از جنگ جهانی دوم است و این کلیسا که با نام “برج ناقوس” و “کلیسای روسی” نیز خوانده می شود، براساس برخی منابع سومین کلیسای کوچک جهان نیز به شمار میرود ولی این منابع درباره ۲ کلیسای کوچک سخنی به میان نیاورده اند و همین موضوع انجام یک پژوهش در این زمینه را ضروری می کند.
این مکان یکی از چند کلیسای قزوین است که اکنون فقط جنبه گردشگری دارد و به دلیل نبودن پیروان مذهب ارتدوکس در این شهر، برخلاف سایر اماکن مذهبی مسیحیان، عبادت کننده ندارد.
کانتور همچنین تنها کلیسای قزوین است که فقط به منظور استفاده اتباع یک کشور دیگر در زمان جنگ جهانی دوم ساخته شده و بر همین اساس نام این مکان به معنی مقر و مرکز تعیین شده است.
براساس نوشته های موجود در کتاب “قزوین، آیینه تاریخ و طبیعت ایران”، محوطه به نسبت وسیعی که به خیابانهای دارایی، بوعلی و خیام کنونی قزوین محدود میشود، اواخر دوره قاجار در اختیار اتباع دولت روسیه قرار داشت.
در آن زمان در این محوطه علاوه بر ساختمان کنسولگری روسیه در قزوین، تاسیسات دیگری نظیر منبع آب، سالن تئاتر و باله و از جمله همین کلیسا برای استفاده مهندسان و کارکنان روسی شاغل در پروژه راه شوسه قزوین ساخته شده بودند.
این بنا هم اکنون علاوه بر جنبه گردشکری، محلی برای عرضه صنایع دستی، به ویژه سنگهای تزئینی است و توضیحات لازم در خصوص آن نیز توسط متصدی عرضه صنایع دستی به گردشگران و خریداران ارایه میشود.
بر اساس توضیحات داده شده، این کلیسا دارای ۲ اتاق است که یکی برای غسل تعمید نوزادان و دیگری برای تعویض لباس کشیش مورد استفاده قرار میگرفت.

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2018-10-23 18:03:07Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com
کلیسای کانتور همچنین دارای طرحی صلیبی شکل است و نمای آجری قرمز، پوشش شیروانی گنبدها به همراه آجرهای لعابدار و نوآوری در فرمهای تزیینی هندسی از ویژگیهای آن به شمار میرود و معماری متفاوتی با سایر بناهای قدیمی قزوین دارد.
ساختمان این کلیسا همانند سایر کلیساها طرحی چلیپایی دارد و به دلیل آنکه در آن زمان ارتدوکس ها ایستاده عبادت میکردند، این کلیسا بسیار کوچک ساخته شده و فاقد نیمکت است.
این کلیسا که به نام برج ناقوس نیز معروف است، قبلا دارای ناقوسی بود که اکنون وجود ندارد و همچنین دارای ۲ گنبد، یکی بزرگ در مرکز محل عبادت و دیگری کوچکتر در بالای محراب است.
در حیاط این کلیسا ۲ سنگ قبر، یکی کوچک و دیگری بزرگتر چشم هر ببینده را به خود جلب میکند که اولی مربوط به خلبان روسی است که در جنگ دوم جهانی در نزدیک قزوین سقوط کرد و دیگری نیز متعلق به یک مهندس روس است.
منبع: ایرنا
خلیج فارس:درست بیش از ۸۰ سال پیش، یک هواپیمای بمبافکن آمریکایی با کمکخلبانی مشترک ستوان دوم گیلبرت هالدین مایرز بر فراز سیسیل ایتالیا به گلوله بسته شد و سقوط کرد. مایرز که پس از سقوط هیچ کجا پیدا نشد، در عمل مفقود اعلام شد. حالا با استفاده از تکنیکهای تخصصی در حوزه پزشکی قانونی، مایرز پیدا شده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرادید، هواپیمای حامل مایرز ۲۷ ساله و پنج خدمه نیروی هوایی ارتش آمریکا در ژوئیه ۱۹۴۳ حدود ۰.۸ کیلومتریفرودگاه اسیاکا در جزیره سقوط کرد و هیچ یک از خدمه آن زنده نماند. این منطقه جایی بود که تیم بازیابی و شناسایی تلفات جنگی دانشگاه کرانفیلد و جستجوی اسیران جنگی مفقودشده ایالات متحده، برای یافتن بقایای مایرز روی آن تمرکز کرده بود.
تیم CRICC متشکل از ۲۰ کارشناس پزشکی قانونی، مسئول فرآیند دقیق حفاری محل سقوط هواپیما بودند. دیوید اریکسون، مدرس ارشد باستانشناسی و مردمشناسی موسسه پزشکی قانونی کرانفیلد، در بیانیهای گفته است: «در طول عملیات، ما زمین را به طور سیستماتیک حفاری کردیم و هر قطعهای را که احتمال میدادیم استخوان یا شواهد دیگری باشد بررسی کردیم.»
«در محیطهای چالشبرانگیز مانند سایت حفاری در سیسیل، تیم ما از غربالگری مرطوب استفاده کرد، فرآیندی که در آن، مواد حفاریشده برای جداسازی و تجزیه و تحلیل بقایای انسانی و مصنوعات، از آب عبور داده میشوند.»
نهایتا این تیم در کنار قطعات لاشه هواپیما، با موفقیت بقایای انسان را پیدا کرد. سپس این بقایا به آزمایشگاه DPAA فرستاده شد که تصور میشود بزرگترین و متنوعترین کتابخانه شناسایی اسکلت در جهان است. آنجا، انسانشناسان پزشکی قانونی تجزیه و تحلیل DNA انجام دادند و همراه با شواهد انسانشناسی یافتشده توسط تیم مانند وسایل شخصی، تایید کردند این بقایا متعلق به مایرز است.
اریکسون گفته است: «بازیابی بقایای ستوان دوم مایرز نه تنها تدفین کامل نظامی او را تسهیل میکند، بلکه به خانواده اجازه میدهد هر گونه وسایل شخصی پیداشده او را دریافت کنند». مایرز در ۱۰ نوامبر در سنپترزبورگ فلوریدا به خاک سپرده شد.
بیش از ۷۲۰۰۰ پرسنل آمریکایی در جنگ جهانی دوم هنوز شناسایی نشدهاند، اگرچه تصور میشود ۳۹۰۰۰ نفر آنها قابلبازیابی هستند. با این حال برای تحقق بازیابی آنها چالشهایی وجود دارد.
نیکلاس مارکز گرانت، انسانشناس پزشکی قانونی در موسسه پزشکی قانونی کرانفیلد، توضیح میدهد: «گاهیاوقات حفاریهایی مانند این نمیتواند چیزی به همراه داشته باشد یا مبهم باقی میماند. افزون بر این، شرایط تحت تاثیر استفاده از زمین پس از حادثه است. در مناطقی که شخم زدن رخ داده یا زمین تغییر کرده، اکتشافات به قطعات کوچک محدود میشود.»
با این حال، مارکز-گرانت میگوید گاهیاوقات، همان قطعات کوچک، قطعه کلیدی پازل شناسایی میشوند. بازیابی و شناسایی مایرز نشان داد که واقعاً میتوان کسانی را که مفقود شده و در درگیریها جان باختند، پیدا کرد.
خلیج فارس: پزشکان روس بهطور اتفاقی از کشف یک سوزن در مغز پیرزنی ۸۰ ساله خبر دادند. اما این سوزن ۳ سانتیمتری چگونه سر از مغز او درآورده است؟
به گزارش خلیج فارس؛ پزشکان روسی اخیرا به کشف شگفتانگیزی دست یافتهاند که در آن یک زن ۸۰ ساله، تمام عمر خود را با یک سوزن در مغز خود سر کرده است. این کشف عجیب پرده از یک عمل غمانگیز و ظالمانه برمیدارد که ریشهای تاریخی داشته است. نکته عجیبتر آنکه، این زن در تمام طول این مدت با مشکل خاصی روبرو نشده و بنابراین توصیه شده که سوزن نیز از مغز او خارج نشود.
این مورد قابل توجه زمانی آشکار شد که مقامات بهداشت محلی در ساخالین، جزیره ای دورافتاده در شرق روسیه، آن را کشف و گزارش کردند. پزشکان این زن طی یک سی تی اسکن به بهانه دیگر از مغز او به سوزن به طول ۳ سانتی متر برخوردند.
به گفته وزارت بهداشت روسیه، اعتقاد بر این است که این سوزن توسط والدین این زن اندکی پس از تولد او در سال ۱۹۴۳ وارد شده است. در دوران سخت جنگ جهانی دوم، خانوادهها در مناطقی که با کمبود مواد غذایی مواجه بودند، گاهی به اقدامات بیرحمانه این چنینی متوسل میشدند.
در این روش، سوزن به فونتانل، نقطه نرم روی سر نوزاد وارد میشود که سپس به سرعت بسته شده و هیچ اثری از این عمل باقی نمیماند. اداره بهداشت محلی ساخالین خاطرنشان کرد که در زمان قحطی، چنین مواردی غیر معمول نبوده است.
علیرغم نفوذ سوزن به لوب جداری این زن، او بدون اینکه هیچ مشکل قابل توجهی مانند سردرد را تجربه کند، طی این مدت زندگی کرده است. علاوه بر آن، او در حال حاضر، با هیچ خطر تهدیدکنندهای در این مورد مواجه نیست. با توجه به خطرات احتمالی مربوط به برداشتن سوزن، پزشک معالج وی تصمیم گرفته است تا وضعیت او را از نزدیک تحت نظر داشته باشد.
مغز انسان بسته به محل و ماهیت آسیب، مقاومت قابل توجهی در برابر آسیب فیزیکی دارد. برخی از افراد با وجود آنکه نیمکره کامل مغز خود را از دست دادهاند، اما هنوز هم میتوانند عملکرد نسبتا خوبی داشته باشند. افرادی که در سنین پایین دچار چنین آسیبهایی میشوند، معمولا با کمترین عوارض بهبود مییابند، زیرا مغز دارای ظرفیت منحصر به فردی برای ایجاد و تنظیم مجدد اتصالات عصبی، به ویژه در مراحل اولیه زندگی است.
منبع: برترین ها
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ دوازدهمین نفر فهرست کهنسالترین مردان بریتانیا ۱۰۷ ساله شد و راز عمر طولانی خود را فاش کرد.
لئونارد هاوز متولد ۱۹۱۶، در جنگ جهانی دوم خدمت کرده و در طول عمر خود پنج پادشاه مختلف را دیده است.
هاوز تاکنون چهار کارت تبریک از کاخ باکینگهام دریافت کرده است – یکی برای ۱۰۰ سالگی، یکی برای ۱۰۵ سالگی و هر سال بعد از آن نیز یک کارت دریافت کرد.
لئونارد مسنترین فرد شهر زادگاهش بریستول محسوب میشود و تولد ۱۰۷ سالگیاش را در کنار تمامی اعضای خانوادهاش جشن گرفت.
کارول هاوز، عروسش، میگوید: «از زمانی که یادش میآید گندم برشته خردشده با شیر پرچرب و کلی شکر خورده است.»
لن که به گفته خانوادهاش دوستدار شهر بریستول است، در ۱۴ سالگی ترک تحصیل کرد تا لولهکشی یاد بگیرد.
در سال ۱۹۳۷ شغلی در اداره تلفن پست (Post Office Telephones) پیدا کرد و ۴۴ سال تمام آنجا کار کرد و در سال ۱۹۸۱ در سن ۶۵ سالگی – درست بعد از آنکه این شرکت به بریتیش تلهکام تغییر نام داد- بازنشسته شد.
لن در جنگ جهانی دوم مهندس برق شرکت سلطنتی سیگنالها (Royal Corp of Signals ) بود.
او در جریان بلیتس [حملات هوایی آلمان به لندن]، در یک ایستگاه نظامی در ویلتشایر در باکس هیل مستقر بود و سیمهای آسیبدیده در اثر بمباران را تعمیر میکرد.
هاوز در ایستگاه فارست مور «وای» (Forest Moor Y)، پایگاه زمینی نیروی دریایی سلطنتی در هاروگیت، ارتباطات و علائم الکتریکی احتمالی دشمن را رهگیری میکرد.
در روز شکست آلمان در برابر متحدین (VE day)، با افتخار در شهر راهپیمایی کرد و جمعیت او را تشویق کردند.
او اکنون ۱۰۷ سال دارد، اما والدینش هر دو در سال ۱۹۴۵ و ۴۶ درگذشتند.
همسرش آلیس در دسامبر سال ۲۰۰۰ در سن ۸۱ سالگی درگذشت. آنها ۶۰ سال در کنار هم زندگی کردند.
اکنون ۱۰ سال است که با تنها فرزندش دیوید و عروسش کارول در نیوکای کورنوال زندگی میکند.
کارول افزود: «لن با باقی اعضای خانواده مانند نوههایش نیک، جنی، اولی و جیکوب خوش میگذراند.»
«همیشه برای کیک تولدش موضوعی مشخص میکنیم، و روکش [آیسینگ] کیک امسالش ماهی و سیبزمینی سرخشده و پوره نخودسبز بود که غذای محبوبش است، برای همین روز شنبه همه جا پر از سیبزمینی سرخشده و ماهی بود.»
کارول میگوید با اینکه تقریبا گوشش نمیشنود، همچنان درمورد امور جاری، خود را بهروز نگه میدارد و فعالیت ذهنی دارد.
او ادامه داد: «در سال ۹۵ یک آیپد به او دادیم که هر روز برای پیگیری اخبار و حل جدول کلمات متقاطع از آن کمک میگیرد.»
«همچنین با استفاده از [برنامه] دوستیابی، خانوادهاش را در سفرهایشان به بریستول و سویندون دنبال میکند.»
«بهتازگی کمی فراموشکار شده است و موقع راه رفتن کمی میلرزد و از یک راهبر [واکر] برای گشت زدن استفاده میکند، اما به نسبت سنش خیلی خوب راه میرود.»
او در ۱۴ اکتبر ۱۰۷ ساله شد.
خلیج فارس: حدود یک سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، یک «شُش ماهی» استرالیایی به آکواریومی در کالیفرنیا آورده شده و تاکنون نزدیک به ۸۵ سال در این آکواریوم زندگی کرده است. طبق گزارش آکادمی علوم کالیفرنیا، عمر این ماهی از طریق تحلیل پیشرفته DNA، حدود نود و دو سال تخمین زده شده است.
به گزارش خلیج فارس؛ طبق گزارش موزه سانفرانسیسکو، سن تخمینزدهشده جدید این ماهی، ۸ سال بیشتر از سن تخمینی قبلی بوده که او را به «پیرترین ماهی زنده آکواریومی در سراسر جهان» تبدیل میکند.
چارلز دلبیک، سرپرست پروژهها در این آکواریوم گفته است: «اگرچه میدانیم که این ماهی در اواخر دهه ۱۹۳۰ وارد این آکواریوم شده، اما در آن زمان هیچ روشی برای تعیین سن او وجود نداشته، به همین دلیل اطلاعات جدید در مورد سن واقعی او بسیار هیجانانگیز است.»
محققان، به رهبری بن ماین، میخواستند که یک «کاتالوگ از شُش ماهیهای زنده» ایجاد کنند. برای انجام این کار، دهها شُش ماهی را در ایالات متحده و استرالیا مورد بررسی قرار دادهاند.
روشهایی که پیشتر جهت تخمین سن ماهیها استفاده میشد، «بسیار دشوار و از نظر فنی چالشبرانگیز» و حتی گاهی اوقات کشنده بوده است.
اما در روش جدید این تیم، از «نمونه کوچکی از بافت باله» استفاده میشود که خطری ندارد. ماین گفته است: «برای اولین بار از زمان کشف شُش ماهی استرالیایی در سال ۱۸۷۰، با بررسی DNA توانستهایم که حداکثر سن گونهها را پیشبینی کنیم.»
این «حداکثر سن» نشان میدهد که یک گونه چقدر میتواند در طبیعت زنده بماند و تولید مثل کند. به گفته ماین، این نتایج میتوانند برای مدلسازی «قابلیت زنده ماندن و پتانسیل تولیدمثلی» گونهها مورد استفاده قرار گیرند.
اما محاسبه سن پیرترین ماهی جهان کمی «چالش برانگیز» بوده است. طبق گفته رابرتز، سن این ماهی فراتر از سن تخمینزدهشده فعلی است. یعنی سن واقعی او میتواند بیش از ۱۰۰ سال باشد. بررسی ماهیهایی با این رده سنی به محققان کمک میکند تا حداکثر طول عمر یک گونه در شرایط ایدهآل را به دست آورند.
منبع: برترین ها