خلیج فارس:زیباکلام گفت: سلطنتطلبهایی که هرچه میگویند اول و آخرش فحش است چطور قرار است وقتی به قدرت برسند دموکراسی بفهمند؟ این احتمال که مسئولین داخل زندان یا بیرون از زندان فائزه هاشمی را تحت فشار گذاشته باشند وجود ندارد. ایشان تحت فشار همان کسانی است که داعیه مبارزه و دموکراسی خواهی دارند. این افراد آب نمیبینند وگرنه دستکمی از کسانی که ظلم و ستم میکنند ندارند.
زیباکلام
خلیج فارس: صادق زیباکلام، استاد بازنشسته دانشگاه تهران که سابقه زندان سیاسی پیش و پس از انقلاب را دارد، معتقد است نامه فائزه هاشمی رنجنامهای بوده که حقیقتهایی را بیان کرده که پیش از انقلاب هم وجود داشته است.

در ادامه قسمتهایی از گفتگو او را می خوانید:
*من این رنجنامه را با توجه به تجربهای که پیش از انقلاب داشتم، کاملاً میتوانم درک کنم و بفهمم که چه میشود که یک زندانی سیاسی مثل فائزه هاشمی به نقطهای میرسد که چنین نامهای را بنویسد. یعنی میتوانم آن وضعیت روحی که ایشان در آن قرار گرفته و زندان در زندان شده را کاملاً درک کنم، زیرا خودم دقیقاً در چنین شرایطی در زندان قبل از انقلاب در سالهای ۵۴ و ۵۵ قرار گرفته بودم که واقعاً برایم زندان در زندان شده بود.
*یکسری چیزهایی شاید خیلی پیشپاافتاده بود و من بهعنوان یک فرد میخواستم اینها را انجام دهم ولی کسانی که زعامت و رهبری سیاسی زندان در دستشان بود، یعنی رهبران مجاهدین و چریکهای فدایی خلق، بنابر دلایلی که برای خودشان داشتند، با رفتار من موافق نبودند. برای مثال هیچکس حق نداشت که تقاضای عفو کند و بگوید که من نمیخواهم دیگر در زندان بمانم.
*در دوران قبل از انقلاب در میان زندانیان سیاسی، اینطور بود که اگر کسی تقاضای عفو میکرد، با او مانند جذامیها رفتار میکردند، مثل اینکه این آدم خائن است و بزگترین خیانت را کرده است. در بند ما در زندان قصر، حدود ۳۰۰ نفر حضور داشتند و یکی از این ۳۰۰ نفر تقاضای عفو میکند. دیگران هم میفهمند و او را بایکوت میکنند. یعنی اصلاً هیچ مراودهای با او نداشتند، مثل اینکه این آدم اصلاً وجود ندارد اما من این رفتار را قبول نداشتم. من با آن زندانی همچنان عادی برخورد میکردم اما آنها فوقالعاده از این کار ناراحت شده بودند و من را تحت فشار قرار میدادند که چرا شما با این آدم مراوده داری، باید مثل بقیه زندانیها با ایشان به طور کامل قطع رابطه کنی.
*من استدلالم این بود که هر انسانی این حق را دارد که خواسته باشد با رژیم شاه مبارزه کند و این آقایی که تقاضای عفو کرده، یک زمانی مبارزه کرده و به زندان افتاده و از این حق برخوردار است که دیگر نخواهد مبارزه کند و بخواهد مثل بقیه مردم در بیرون از زندان زندگی عادی داشته باشد. اما آنها میگفتند مبارزه به دلخواه نیست و زندان بودنمان بخشی از مبارزهمان است و روحیه کسانی که دارند مبارزه میکنند را پایین میآورند.
*کم و بیش مشابه همین وضعیتی بود که خانم فائزه هاشمی ترسیم کرده است که فضایی وجود دارد که عدهای که رهبری و نفوذ دارند، وضعیتی را ایجاد میکنند که هیچکس حق ندارد با آنها مخالفت کند و این دقیقاً همان وضعیتی است که سال ۵۴ و ۵۵ در زندان قصر وجود داشت و کسی حق نداشت مغایر چیزی که رهبران مجاهدین و چریکهای فدایی خلق میگفتند، رفتار کند.
*من این را کاملاً میفهمم که خانم هاشمی دروغ نمیگوید، وضعیتی پیش آمده که همه باید مثل آن فردی که در زندان بزرگتر است رفتار کنند. الان هم اگر دقت کنید، خیلی سازمانهای سیاسی همینطور هستند، مثلاً وقتی در القاعده هستید، شما اگر چیزی که بنلادن گفته را نخواهید اجرا کنید، به شدت مجازات میشوید؛ شما اگر با داعش باشید باید حرفشنوی مطلق داشته باشید.
*من فکر میکنم بخشی از کینهای که به فائزه هاشمی نشان داده میشود، توسط اپوزیسیون است، زیرا ایشان دختر اکبر هاشمیرفسنجانی است، زیرا محجبه است، زیرا ایشان وقتی که عکس گرفته، پرچم شیر و خورشید را پشت سرش نگذاشته است. اگر فائزه هاشمی حجاب نمیداشت و پرچم شیر و خورشید را پشت سرش میگذاشت و بعدش چنین نامهای مینوشت؛ آن وقت ایراناینترنشنال برایش چه میکرد و چقدر از ایشان طرفداری میکردند.
*من در قسمتی (از نامه) که گفته احتمال دارد کشته شود با ایشان موافق نیستم و فکر میکنم مقدار زیادی فشارهایی است که از سوی همبندیها به ایشان وارد میشود. این نامه باید برای فعالین سیاسی، جامعهشناسان، مورخین ما و افرادی که به مسائل سیاسی و اجتماعی علاقه دارند، پرسشهای عمیقی را ایجاد کند که بهرغم این همه مبارزه برای آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون و نبود زندانی سیاسی، چه میشود که از مشروطه به این سمت، با این همه مبارزه، آثارش زیاد نبوده است. نامه خانم هاشمیرفسنجانی چیزهایی را به ما نشان میدهد که قابل تأمل است.
خلیج فارس:محمد مهاجری فعال سیاسی اصولگرا در کانال تلگرامی خود نوشت:

از روزی که خبر آزادی دکتر صادق زیباکلام منتشر شد چندین بار تماس تلفنی گرفتم. لابد بدلیل گرفتاریهای شخصی نتوانسته پاسخ دهد.
امشب از طریق یکی از شبکههای اجتماعی پیامی صوتی فرستاد و از مطلبی که در آن از زندانی شدن او ابراز تاسف کردهام، یاد کرد و از روی لطف کار مرا به داشمشتیهای قدیم تهران تشبیه کرد.
صدای دکتر مثل همیشه شیرین و دوست داشتنی بود و مرا سخت تحت تاثیر قرار داد.
کاش هیچ فعال سیاسی هرگز اسیر زندان نشود. به خصوص از نوع زیباکلام که از جنس آدمهای دلسوز و البته صریح و بیملاحظه است. او از جنس داش مشتیهای قدیمی است. صاف و ساده و بیغل و غش.
زیباکلام از آدمهایی است که هرچند با دیدگاه و تفکرش زاویه داشته باشی، نمیتوانی شیفته رفاقت و لوطیگریاش نشوی.
انشالله به حق این شبهای عزای اباعبدااله الحسین، شفای عاجل برای او مقدر گردد و سایه این مرد دوستداشتنی بر سر ما بماند.
منبع:فرارو
خلیج فارس:رسانه قوه قضاییه اعلام کرد: مطالب و ادعای منتشر شده در فضای مجازی در رابطه با ابتلای صادق زیباکلام به بیماری در زندان صحت ندارد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از میزان، وی مدتها پیش دچار بیماری شده بود و طبق قانون مرجع تشخیص عدم تحمل کیفر پزشکی قانونی است که در این مورد اظهار نظر کرده است.
زیباکلام همانطور که تاکنون از مرخصی استفاده کرده میتواند برای پیگیری روند درمان از تسهیلات قانونی استفاده کند.
خلیج فارس:صادق زیباکلام در آخرین کتابی که از او منتشر شده است، ۵ دلیل مهم درباره اینکه چرا بازداشت نمیشود، بیان کرده است.

«چرا شما را نمیگیرن و آخرش چی میشه؟» عنوان آخرین کتابی است که به قلم صادق زیباکلام چهره سیاسی اصلاح طلب، توسط انتشارات روزنه به چاپ رسیده است.
زندانی سیاسی شدن را برای خودم افتخار نمیدانم
زیباکلام دلیل چهارمی هم در کتابش برای عدم دستگیری از سوی نهادهای امنیتی کشور ذکر کرده است. وی در این باره این چنین نوشته است: «بسیاری از فعالین سیاسی و کسانی که در فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و مدنی هستند، خیلی نگران به زندان افتادن شان نیستند؛ یا قبول کرده اند که زندانی شدن و به زندان افتادن هم بخشی از مبارزه و بخشی از فعالیتهای مدنی و اجتماعی آنهاست… در عین حال، به زندان افتادن و زندانی سیاسی شدن برای بسیاری ممکن است یک جور افتخار و سربلندی باشد… من شوربختانه اینگونه نیستم. ضمن احترامی که برای زندانیان سیاسی قائلم، خودم اصراری ندارم که زندانی شوم و با پوزش بسیار از زندانیان و مبارزین سیاسی، زندانی شدن را برای خودم افتخار نمیدانم. من مسیری که برای خودم برگزیده ام، نوشتن است. بارها و بارها هم گفته ام که آنچه برای من اولویت دارد، نوشتن و گفتن است.»
وی در جای دیگر میگوید: «در برخورد با حکومتی ها، مطلقا اینگونه برخورد نمیکنم که من هیچ ترس و واهمه و نگرانی از به اوین رفتن ندارم و آن را افتخار میدانم. بلکه برعکس نشان میدهم که هیچ علاقه و هیچ اصراری به زندانی شدن ندارم و شاید آنها هم متقابلا در آن صورت نیازی نمیبینند که خواسته باشند به اصطلاح، «رویم را کم کنند» و من را سر جایم بنشانند.»

این فعال سیاسی دلیل پنجم خود را در نحوه برخورد و تعامل با دانشجویان جستجو میکند و میگوید: «هیچوقت اهل کینه توزی، بدل گرفتن و انتقام جویی از دانشجویانم نبودم. صد البته که خیلی وقتها از رفتار بی ادبانه برخی از آنها سرکلاس و یا مخالفتهای خیلی تند و بی ادبانه شان با مطالبم سرکلاس ناراحت و عصبانی میشدم. اما هیچوقت آنها را به دل نمیگرفتم.»
هیچ تهدید بالقوه و بالفعلی برای نظام نیستم
زیباکلام بعد از ذکر دلایل خود، به این نتیجه میرسد که کسانی که در تشکیلات امنیتی جای گرفته اند نه فارغ التحصیل رشته هایی، چون فیزیک، داروسازی و .. بلکه فارغ التحصیل علوم انسانی از جمله علوم سیاسی هستند و به شدت حزب اللهی. چه بسا که برخی از آنها اتفاقا در دانشگاه تهران و یا یکی از واحدهای دانشگاه آزاد با او درس هم داشته اند یا استاد راهنما، مشاور و داور رساله شان بوده است.
صادق زیباکلام تاکید دارد که هزینه به زندان انداختن او برای نظام خیلی بیشتر از فایده اش باشد. آنگونه که خود مینویسد: «نشان دادم که نه هیچ خطری برای نظام دارم و نه هیچگونه ارتباط تشکیلاتی با هیچ جریان سیاسی دارم؛ بنابراین هیچ تهدید بالقوه و بالفعلی برای نظام محسوب نمیشوم.»
منبع: خبرآنلاین
خلیج فارس:نماینده ادوار مجلس گفت: آقای زیباکلام، یک شخصیت سیاسی، بزرگ، آزاده، متفکر و محقق است؛ آدم دوزاری نیست و دستگیری او در روز رونمایی از کتابش در نمایشگاه اقدام تلخی بود. مطمئن هستم که خیلیها در درون انقلاب و سیستم امنیتی از این موضوع متاثر هستند.

صبح روز یکشنبه، خبرگزاری قوهقضائیه، اعلام کرد که؛ «در پی قطعی شدن برخی احکام پروندههای قضایی صادق زیبا کلام، این فرد جهت اجرای احکام صادره وارد زندان شد.» این خبر با واکنشهایی از سوی چهرههای سیاسی و رسانهای مواجه شد.
در همین راستا، غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی، نماینده ادوار مجلس، با اشاره به این موضوع گفت: تنها سندی که ما میتوانستیم در کشور ارائه کنیم که آزادی هست، صادق زیباکلام بود که آن را هم از ما گرفتند. این مسئله نشان میدهند که آزادیها محدود شده و هر حرف زدنی جرم محسوب میشود.
خیلی از حرفهای زیباکلام را قبول ندارم اما دلیلی برای بازداشت او نیست
وی با بیان اینکه، آقای زیباکلام، یک تاریخ شناس، آدم آزاده، حر و دلسوز کشور هستند، ادامه داد: من به شخصه خیلی از حرفهای او را قبول نداشته و به آنان نقد دارم اما دلیل نمیشود که او را در روز نمایشگاه کتاب بازداشت و زندانی کنند. این نشان میدهند که آزادیهای اجتماعی و جمهوریت در خطر است و باید یک فکر اساسی برای آن شود.
وی گفت: من پیشبینی میکنم که درپی دعواهای اصولگرایان برای کسب کرسی ریاست مجلس میخواهند حواسها را پرت کنند اما آنقدر مشکلات زیاد است که با این مسائل پاک نخواهد شد.
بازداشت زیباکلام یک خطا است
وی با بیان اینکه هر از چند گاهی میخواهند یک شوکی به جامعه وارد کنند، گفت: زیباکلام هر از گاهی مطالبی را بیان میکرد که انتقادات زیادی هم به او وارد بود اما اینکه این استاد دانشگاه را بازداشت کنند، یکی از خطاهای بزرگ است، باید بعد از مشارکت ۸ درصدی در انتخابات عزا میگرفتند که آن را حماسه خوانده و حتی وزیر کشور توئیت خود را پاک کرد. این اقدامات پسندیده نیست و امیدوارم هرچه زودتر ایشان آزاد شود.
جعفرزاده ادامه داد: آقای زیباکلام در داخل صحبت میکرد، ما هر چه در داخل کشور منتقد داشته باشیم بهتر از آن است که در خارج داشته باشیم، ما نمیتوانیم سرمایههای خودمان را حفظ کنیم.
هرکسی که خبر بازداشت آقای زیباکلام را شنید ناراحت شد
این نماینده سابق مجلس با اشاره به دعواهای اخیر اصولگرایان گفت: چندتا موضوع را میان خودشان قاطی کردند و حالا خبرِ گرفتن سکه و پولشوییهایشان، فسادهای بین آنها برای طرح صیانت و اختلالات در اینترنت، مشارکت ۸ درصدی در انتخابات و… درآمده است، گفتند یک شوک خبری ایجاد کنیم. هرکسی که خبر بازداشت آقای زیباکلام را شنید ناراحت شد. شاید شما هم حرفهای او را قبول نداشته باشید اما این حرفها هیچ خطری نداشت.
جعفرزاده تاکید کرد: او در زیرزمین که صحبت نمیکرد؛ در نشستهای دانشگاهی، صدا و سیما و حوزههای مجوزدار صحبت میکرد. این اقدامات، بیرون کردن افراد و ایجاد رادیوهای مخالف درست نیست.
وی گفت: آقای زیباکلام، یک شخصیت سیاسی، بزرگ، آزاده، متفکر و محقق است؛ آدم دوزاری نیست و دستگیری او در روز رونمایی از کتابش در نمایشگاه اقدام تلخی بود. مطمئن هستم که خیلیها در درون انقلاب و سیستم امنیتی از این موضوع متاثر هستند.
منبع: خبرآنلاین
مردم زیباکلام را مجرم میدانند یا نه؟
خلیج فارس: محمد مهاجری طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: زندانی شدن صادق زیباکلام به گمانم حتی برای قوه قضاییه خبر خوشایندی نیست به عبارت دیگر همانطور که خود او اعتقاد دارد، زندانی شدن برایش افتخار به همراه ندارد، مسوولان قضایی نیز دلیلی ندارند که به آن مباهات کنند. زیباکلام سالهای درازی است که ساز مخالف میزند؛ گاهی حرفهایش با انتقادات تند همراه است و گاهی نیز ساختارشکنی میکند. مثلا وقتی از رضاخان پهلوی دفاع میکند یا به نحوی از اسراییل جرمزدایی میکند یا حتی نظام سیاسی امریکا را ستایش میکند، از مسیر منطق دور میشود.

با این حال تلویزیون در سالهای دور دیدگاههایی از او را روی آنتن میبرد که با نگاه رسمی کشور فاصله داشت. زیباکلام، حرفهایش از ۱۳۸۸ به بعد رادیکالتر شد و در یکی، دوسال گذشته نیز روی منحنی صعودی قرار داشت، اما به نظر نمیرسد او – و دیگر صاحبنظران سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی – با نظراتشان، امنیت ملی را مخدوش کرده باشند هر چند که شاید با مصلحت بخشهایی از حاکمیت انطباق نداشته باشد.
صاحب این قلم، زیباکلام را واقعا «صادق» میداند و با آشنایی نسبتا طولانی و بیشتر دورادور که با او دارد، بر این باور است که اهل ریا و تظاهر و خودشیرین کردن نیست. خاطرم هست چندین سال قبل عکسی از او منتشر شد که پشت سر آقای اللهکرم نماز میخواند. شخصا از او پرسیدم آیا اللهکرم را برای امامت جماعت عادل میداند؟ پاسخش جالب بود.
گفت اللهکرم دو ویژگی دارد که هر دو برایم ارشمند است. نخست اینکه به هر آنچه میگوید ایمان دارد و اعتقاداتش را به دیگران نمیفروشد و دوم اینکه از سلامت و ساده زیستی در زندگی برخوردار است. این نوشته در پی زیر سوال بردن حکم قضایی علیه زیباکلام نیست و چه بسا با معیارهایی که قضات رای دادهاند، قابل دفاع باشد، اما از منظر سیاسی، زندانی کردن او، خلاف تدبیر است. زیباکلام در هفتادوچند سالگی، بارها به مناظره جوانانی رفته که حتی یکسوم سن او را دارند. این یعنی اهل تبختر و تکبر نیست. او از نفوذ و تاثیر کلام برخوردار است، اما نقدهای تند در مجامع دانشگاهی علیه او کم نیست. به همین دلیل هم فضایی که او له یا علیه خود میسازد، به شفافیت موضوعات سیاسی کمک میکند. به خصوص که او اصلا اشتهار به صفت براندازی ندارد.
او دیدگاههای لیبرالیستی تند دارد و اگر با ارفاق به آن نگریسته شود، حاوی مضامین مجرمانه نیست. هر چند که از انصاف به دور است و گاهی با حمایت ایرانی بودن هم سازگار نیست. برداشت من آن است که جرم آقای زیباکلام، جرم سیاسی است، هر چند که ممکن است قاضی به آن اعتقاد نداشته باشد.
در دادگاه جرایم سیاسی، هیات منصفه است که به مجرم بودن یا نبودن متهم حکم میکند. اگر هماکنون در فضای سیاسی کشور، از اقشار مختلف مردم سوال شود که «آیا زیباکلام را مجرم میدانند یا نه؟» واقعا چه نتیجهای خواهد داشت؟ و کلام آخر آنکه زندانی شدن زیباکلام به عنوان یک چهره مشهور منتقد و حتی اپوزیسیون – در خارج از کشور و رسانههای بیگانه، چهرهای از آزادی در ایران نشان میدهد که در شأن جمهوری اسلامی نیست.
خلیج فارس:سعید حجاریان با انتشار توئیتی به بازداشت زیباکلام واکنش نشان داد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛بازداشت روز گذشته صادق زیباکلام واکنشهای زیادی را به همراه داشت.
در این راستا، سعید حجاریان تئوریسین جریان اصلاحات، در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت:
خبر بازداشت دکتر صادق زیباکلام فقط تا مدتی میتواند دعواهای درون محفلی اقتدارگرایان را از سرخط خبرها خارج کند. غافل از آنکه کارخانه رسواگریهای اصولگرایان علیه رفقایشان، با محصولات رنگین، چند شیفته به کارش ادامه خواهد داد!

خلیج فارس: «صادق زیباکلام روانه زندان شد» این خبر برای کسی که قرار بود کتابش با عنوان «چرا شما را نمیگیرن، آخرش چی میشه» را همین امروز رونمایی کند، تصادفی عجیب است. او روز گذشته در جریان حضور در یک مناظره با حبیب احمدزاده پیرامون جنگ ایران و عراق، به سوالاتی درباره این کتاب پاسخ داد.
به گزارش خلیج فارس؛ این گپ و گفت با این انگیزه که این کتاب در نمایشگاه امسال رونمایی میشود انجام شد، درست همان لحظاتی که او دائما در جریان گفتگو پیگیر چاپ شدن کتابش و اینکه آیا به نمایشگاه میرسد یا نه بود.

زیباکلام در این گفتگو تاکید کرد؛ «آقای دکتر چرا شما را نمیگیرن؟ و آخرش چی میشه؟ دو سوالی بود که حدود ۲.۳ سال است از طریق آن بنده را بیچاره کردند و مانند کابوس در خواب هم به سراغم میآیند.»
زیباکلام در خلال این گفتگو نکتهای جالب درباره نقشش در یک جلسه پنهانی بین محسن رضایی و آمریکاییها روایت کرد و گفت «خودم مترجم آن جلسه پنهانی بودم، این خاطره را هم در کتاب نوشتم.»
زیباکلام که قرار بود بعد از این حضور برای رونمایی از کتابش راهی نمایشگاه شود در نهایت بعد از اینکه به او گفته شد کتاب به نمایشگاه نمیرسد راهی منزل شد. شب گذشته خبر رونمایی کتاب او در ساعت ۱۰ امروز منتشر شد اما در اتفاقی عجیب او در مسیر رفتن به رونمایی از کتاب «چرا شما را نمیگیرن» بازداشت و راهی اوین شد، آنهم در شرایطی که میگوید؛ «اوین رفتن را افتخار و سعادت نمیدانم وظیفه بنده نوشتن است.»
در ادامه گفتگو با صادق زیباکلام، چهره سیاسی اصلاحطلب پیرامون کتاب «چرا شما را نمیگیرن؟ ، آخرش چی میشه» را میخوانید؛
آقای زیباکلام! در کتاب «چرا شما را نمیگیرن؟» مشخصاً تا چه اندازه به این سوال پاسخ دادید؟
اسم کتاب این است که آقای دکتر چرا شما را نمیگیرن؟ و آخرش چی میشه؟ دو سوالی که حدود ۲.۳ سال است از طریق آن بنده را بیچاره کردند و مانند کابوس در خواب هم به سراغم میآیند.
بنده میخواستم خاطرات دوران دانشجویی خود را از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۰ را بنویسم و اینکه چه اتفاقی افتاد مهندسی را رها کردم و وارد علوم انسانی شدم، چگونه انگلیسیها با بنده برخورد میکردند و…
وقتی به ایران برگشتم مانند جذامیها با من برخورد شد
وقتی نوشتم حدود ۹۰ صفحه شد در ادامه خاطرات زمان بازگشت به ایران را نوشتم که دقیقاً نقطه مقابل انگلیس بود. به این معنی که هر اندازه در انگلیس روابطم با دانشگاه خوب بود و به من پیشنهاد دادند که با آنها همکاری کنم و عضو هیئت علمی دانشگاه بشوم اما وقتی به ایران برگشتم مانند جذامیها با بنده برخورد میکردند، همه فرار میکردند و هیچکس حاضر نبود بنده عضو گروه آنها شوم.
البته من عضو هیئت علمی دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم، رسمی هم بودم بعد هم مرخصی بدون حقوق گرفتم و برای گرفتن مدرک دکتری رفتم، بعد که از انگلیس برگشتم دانشگاه مانده بود چه خاکی بر سر من کند، بنده را کجا بفرستد، دانشکده میگفت ما زیباکلام را نمیخواهیم چراکه مدرک دکتری او به ما مربوط نیست.
از من پرسیدند کجا و کدام یک از گروههای آموزشی دانشگاه تهران به مدرک دکتری شما مربوط است که من گفتم گروه تاریخ و علوم سیاسی که درسهای مسائل ایران دارند، به رشته بنده مربوط است. البته در این برهه یک خامی کردم، به این ترتیب که از مسئولین دانشگاه خواستم برای تعیین محل خدمتم حکم نزنند و گفتم اجازه بدهید خودم با اینها صحبت کنم، لذا با گروههای علوم سیاسی و تاریخ صحبت کردم و گفتند ما مطلقاً شما را نمیخواهیم، جاهای دیگر هم وضعیت به همین ترتیب بود، لذا حیف بود که این موارد را در کتابم ننویسم، از اینرو موارد مذکور را هم نوشتم، .
بعد داستان زلزله کرمانشاه و دهکده امید و توسعه پایدار پیش آمد، که آن را هم نوشتم سپس سال ۱۳۹۱ شکایت دادستان علیه من مطرح شد مبنی بر اینکه گفتند چرا شما گفتید هستهای به درد نمیخورد، حیفم آمد آن را هم ننویسم…
در دوره احمدینژاد قاضی یکسال حبس به من داد اما…
در دوره احمدینژاد.
بله در دوره احمدینژاد قاضی دادگاه انقلاب به بنده گفت چگونه شما که علوم سیاسی تدریس میکنید و خواندید متوجه شدید هستهای به درد کشور نمیخورد اما کسانی که دکتری فیزیک و مهندسی دارند، متوجه این نکته نشدند…
در همین راستا، یک سال به تبلیغ علیه نظام محکوم شدم و در دادگاه تجدیدنظر گفتم من نمیدانستم نظام ما هستهای است، قاضی گفت چطور؟ گفتم محکومیت بنده تبلیغ علیه نظام است، مگر نظام هستهای است که من گفتم به درد نمیخورد، این موارد پیش آمد.
این پرونده به دلیل اینکه زیاد سر و صدا کرده بود در دادگاه تجدیدنظر آن یکسال به ۵ یا ۱۰ میلیون جزای نقدی، تبدیل شد، این مورد را هم در کتاب نوشتم. علاوه بر این یکسری کنفرانسهای کالیفرنیا بودکه در نهایت منجر به ملاقات پنهانی سال ۱۳۸۳.۱۳۸۴ محسن رضایی با آمریکاییها در آتن شد، که این مورد را هم در کتاب نوشتم.
مسبب ملاقات پنهانی محسن رضایی با آمریکاییها بودم
از چه طریقی در جریان ملاقات پنهانی محسن رضایی با آمریکاییها قرار گرفتید؟
مسبب ملاقات بنده بودم، به این ترتیب که در کنفرانسهای دانشگاه کالیفرنیا شرکت میکردم، آمریکاییها گفتند ما شنیدیم شما نزدیک به هاشمی رفسنجانی هستید، ما تمایل به گفتگو با ایران داریم، این زمانی بود که آمریکاییها در مواردی نظیر بمبهای کنار جادهای، داعش، قبایل اهل سنت عراق، ارتش عراق و… عراق دچار مشکل شده بودند، از اینرو هدف آمریکا این بود که به نحوی با ایران کنار بیاید،
من هم رابط شدم، خودم مترجم آن جلسه پنهانی بودم، این خاطره را هم در کتاب نوشتم. همچنین وقتی سال ۱۴۰۱ در جریان زن، زندگی، آزادی بنده را اخراج کردند، هم نوشتم. در نهایت همه این موارد حدود ۳۰۰ صفحه شد. منتهی ضمن اینکه بنده این موارد را مینوشتم آن دو سوالی که ابتدا اشاره کردم، مطرح شد.
هر کسی بنده را در خیابان میبیند میگوید چرا شما را نمیگیرند و آخرش چه میشود؟ از اینرو حیفم آمد و خواستم تا اندازهای که به عقلم میرسد به این دو پرسش هم پاسخ بدهم. بنابراین در مورد اینکه من فکر میکنم چرا نظام بنده را نمیگیرد و اوین نمیاندازنم، هم حدود ۱۶.۱۷ نوشتم. البته امکان دارد مسئولین نظام بخندند و بگویند ببین چه فکرهایی میکند، آنها دلایل خودشان را دارند.
براندازان اشتباه میکنند که فکر میکنند با سرنگونی نظام مشکلات حل میشود
اما در پاسخ به پرسش آخرش چه میشه؟ گفتم آخرش چی نخواهد شد؟ و پاسخ دادم آنچه براندازان فکر میکنند چرا اتفاق نمیافتد، البته هر چه دوست دارند به بنده فحش بدهند و بگویند مزدور، وسط باز و… اما در آن ۲۰ صفحه توضیح دادم چه اشتباهی دارند و فکر میکند با سرنگونی نظام مشکلات ایران حل میشود.
البته ماهها طول کشید تا توانستم موافقت ارشاد را بگیرم، آقای اسماعیلی، وزیر ارشاد که همکار بنده در گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران بود، بسیار کمک کرد تا جایی که شاید اگر پای او وسط نبود حالا حالاها این کتاب میماند.
قرار بود روز پنجشنبه ۲۰ اردیبهشت ماه کتاب چرا شما را نمیگیرند به نمایشگاه کتاب بیاید، متأسفانه نیامد، جمعه هم تعطیل است، امروز شنبه ۲۲ اردیبهشت ما هم که در خبرآنلاین هستم لذا نمیدانم کتاب از چاپ بیرون آمده یا خیر، اما امیدوارم کتاب از چاپ بیرون آمده باشد که بعد به نمایشگاه بروم و این کتاب را برای علاقمندان امضاء کنم.
مسئولان امنیتی یک تلفن ۵ زاری به بنده بزنند و بگویند کاری انجام نده، انجام نمیدهم
مشخصاً پاسخ شما به این پرسش که چرا شما را نمیگیرند، چیست؟
پاسخ بنده در حد یکی دو جمله به پرسش مذکور این است که بحث هزینه و فایده مطرح است، نمیارزد بنده را بگیرند. در حقیقت برای نظام نمیارزد که بگویند صادق زیباکلام را گرفتند، بنده اینقدر برای نظام شر و مصیبت نیستم که بگویند هر که هر چه میخواهد بگوید، اما شما را میگیریم.
نمیگویم آبروریزی اما یک کار سادهتر میتوانند انجام بدهند. مسئولین امنیتی میدانند که اگر یک تلفن ۵ زاری و ۲ زاری به بنده بزنند و بگویند آقای زیباکلام از همین ساعت هیچی در فضای مجازی ننویس، به خبرآنلاین نرو و… میدانند که بنده این را انجام میدهم، بنابراین وقتی با یک تلفن میتوان به فردی گفت ساکت باشد و هیچکاری نکند، چرا او را به زندان بیاندازند؟
به اوین رفتن را افتخار نمیدانم
فکر میکنید این حرف شنوی خوب است؟
بسیاری رفتن به اوین را افتخار میدانند اما من با کمال شرمندگی شاید به خاظر ترس، ضعف و یا بیعرضگی و هر چه شما میگویید، اوین رفتن را افتخار و سعادت نمیدانم وظیفه بنده نوشتن است.
منبع: خبرآنلاین
خلیج فارس: روزنامه جوان در مطلبی به خبر بازداشت صادق زیبا کلام پرداخت.
این روزنامه نوشت: اصولاً دکتر زیباکلام هرچه میکرد تبلیغ برای نظام بود! نه فقط او، بسیاری دیگر هم هرچه میگویند تبلیغ برای نظام است. وقتی علیه نظام استدلال سست بیاوری، «استدلال نظام» را قوی کردهای! پس باید به زیباکلام، یک ویلای اختصاصی جایزه داد نه زندان!

دکتر صادق زیباکلام «کبریتبیخطر» شده بود. واقعاً افکار ایشان خریداری نداشت، و اگر هم کسانی حرف ایشان را در «بهرسمیت شناختن اسرائیل» یا «آخردنیادانستن امریکا» میپسندیدند، دنبال مقصود دیگری بودند که ربطی به این ایدهها نداشت و این افراد برای آن مقصود خود فراوان از این ایدهها پیدا میکنند.
پس زیباکلام نه بهخودیخود، بلکه بهواسطه این ایدههایش «مهم» نبود. بهویژه اکنون که جهان از صدر تا ذیل اسرائیل و امریکا را هو میکند، و همهجا شعار «مرگ بر اسرائیل» را به فارسی سرمیدهند و دقیق بودن سیاست خارجی ایران را در مفهوم ایدئولوژیک «استکبارستیزی» میستایند، اهمیت آنچه قاضی در رفتار زیباکلام آن را تبلیغ علیه نظام تشخیص داده، کمتر میشود.
اصولاً دکتر زیباکلام هرچه میکرد تبلیغ برای نظام بود! نه فقط او، بسیاری دیگر هم هرچه میگویند تبلیغ برای نظام است. وقتی علیه نظام استدلال سست بیاوری، «استدلال نظام» را قوی کردهای! پس باید به زیباکلام، یک ویلای اختصاصی جایزه داد نه زندان!
آنچه دکتر زیباکلام در نقد روابط ما با امریکا و اسرائیل میگفت، چیز قابلذکری نبود. زیباکلام نیمقرن تقریباً هر روز افاضات و اظهارات سیاسی داشت. حتی میهمان بیت میشد. به تلویزیون میآمد و با هر جوان و پخته و ناپختهای در خبرگزاریها مناظره را میپذیرفت. میمیک صورت، اکسنت خاص، و لحن و ادای او بیشتر جلبنظر میکرد تا سیاستورزیاش. با این حال بلد بود که در هر مناظره یا مصاحبه چند جمله را چگونه بگوید که «دیده شود». این بود که دیده میشد، اما پذیرفته نمیشد.
دکتر زیباکلام اگر حرف اقتصادی میزد، شاید برخی را در کنار خود جمع میکرد، اما حقیقتاً سخنان او که هربار فضای کلی ایران را مسموم و سیاه و آنسوی آب را جنتالمأوی میدید، هیچ بویی از وطنپرستی نداشت. وطنپرست واقعی حتی اگر عیبی و نقصی ببیند (یا همهچیز را نقص و عیب ببیند)، آن را به درون خانه میآورد و با «خارجی» تقسیم نمیکند. اما وطنپرستی دکتر زیباکلام با ظهور در صفحات رسانههایی که مادرخرجشان صهیونیستها هستند، معنای پوچی مییافت.
او را باید مانند اسطورهای که یک عمر ابلاغیههایش در نقد نظام، نتیجه برعکس داشت یا دستکم کسی با آن راه به جایی نبرد، بهتر از این پاس میداشتیم. برای همین معتقدم جای او در زندان نیست؛ و یک زحمت و تکلف اضافی بود که کاش نمیبود.