خلیج فارس:تابستان سال ۹۹ جسد مرد جوانی در بیابانهای حاشیه شهریار در حالی توسط رهگذران کشف شد که مقتول با ضربات متعدد چاقو به کام مرگ فرو رفته بود.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از هفت صبح؛تابستان سال ۹۹ جسد مرد جوانی در بیابانهای حاشیه شهریار در حالی توسط رهگذران کشف شد که مقتول با ضربات متعدد چاقو به کام مرگ فرو رفته بود.تحقیقات تیم جنایی برای روشن شدن هویت مقتول آغاز شده و مشخص شد پسرعموی مقتول روز قبل از کشف جسد، مفقود شدن ناگهانی مقتول به نام یاور را به ماموران پلیس گزارش داده بود.
راز فقدان
با کشف هویت مقتول،پسرعموی او که موضوع فقدانش را به پلیس اطلاع داده بود،هدف تحقیقات قرار گرفت.او در اولین اظهارات خود به ماموران گفت:«روز گذشته بود که یاور با من تماس گرفت. او گفت قرار است معاملهای با فردی به نام هاشم انجام دهد و اینطور که من متوجه شدم یاور قرار بود در این معامله ۲۰۰ کیلوگرم مورفین از هاشم بخرد.»
پسرعموی یاور در ادامه گفت:«یاور برای من لوکیشن محل قرارش با هاشم را فرستاد و حتی به من گفت که اگر از او خبری نشد سراغش بروم.مشخص بود که به شدت از این دیدار نگران است و احساس میکرد در حال انجام ریسک بزرگی است با این حال به محل قرار رفت
اما دقیقا در همان ساعتی که با هاشم قرار داشت ناگهان تلفن همراهش خاموش شد.من به سرعت راهی محل قرار او و هاشم شدم و به لوکیشنی که یاور برایم فرستاده بود رفتم اما هیچ خبری از او نبود.یاور گفته بود که هاشم قرار است با دوستش به نام نادر به این قرار برود و حتی شماره تماس آنها را هم برایم فرستاده بود اما تلفن همراه هردوی آنها هم خاموش بود.»
با اطلاعاتی که پسرعموی مقتول در اختیار تیم جنایی قرار داد، تحقیقات ماموران پلیس آگاهی برای یافتن حقیقت و روشن شدن راز جنایت آغاز شد و در همین حال جسد مقتول با دستور بازپرس جنایی برای انجام معاینات و آزمایشهای لازم به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد.
دستگیری یک متهم
در اولین قدم از بررسیهای مقدماتی پلیس آگاهی مشخص شد هاشم از سالها قبل ساکن باغی در حوالی شهریار بوده اما حدود ده روز پیش از فرارسیدن موعد قرار ملاقات هاشم با مقتول،او اثاثیه خود را بار یک کامیون کرده و به شهر سرخس مهاجرت کرده بود.
در ادامه دوست هاشم به نام نادر که مطابق گفتههای مقتول به پسرعمویش قرار بود همراه یاور و هاشم سر قرار حاضر شود،با توجه به شماره موبایلی که یاور داده بود ردیابی و شناسایی شد.نادر تحت تحقیقات قرار گرفت و گفت:«من در جریان قراری که هاشم و یاور گذاشته بودند نبودم.حتی نمیدانم یاور چطور به قتل رسید.
تنها چیزی که هاشم به من گفت این بود که از من خواست برایش در سرخس زمین و کمباین بخرم.میگفت من پول دارم و باید خیلی سریع این خرید را انجام دهم.اما پیش از آنکه من برایش زمین پیدا کنم خودش یک خودروی اپتیما خرید.نمیفهمیدم چرا اینقدر عجله کرد تا اینکه چند روز بعد از چند دوست زابلی هاشم شنیدم که میگفتند هاشم یک نفر را کشته است.»
در ادامه تحقیقات مشخص شد یاور چند روز پیش از قتل با لهجه بلوچی به فردی پیام داده و گفته بود زیرخاکیهای ارزشمندت را پیدا کردم،بگو به چه کسی تحویل دهم.او هم در جواب با لحنی تهدید آمیز گفته بود اگر آنها را تحویل ندهی با تو شوخی نداریم. به این ترتیب فرضیه دست داشتن هاشم در جنایت به خاطر گرفتن اجناسی ارزشمند از یاور قوت گرفت.
بازجویی متهم
در ردیابی انجام شده مشخص شد که متهم در درگیری مسلحانه در مشهد بازداشت شده و به اتهام حمل سلاح در زندان مشهد است.متهم در بازجویی ابتدایی ضمن انکار هرگونه ارتباط با قتل یاور گفت:«من حدود ۱۵ سال نگهبان باغی در شهریار بودم.یاور یکی از افرادی بود که به عنوان مهمان آن باغ زیاد آنجا تردد میکرد.من از شلوغی باغ و رفت و آمدهای زیاد آنجا خسته شدم و تصمیم گرفتم به شهر سرخس مهاجرت کنم.
برای همین حدود ده روز از آن باغ رفته بودم.تا اینکه وقتی برای تسویه حساب با کسبه محل و بردن بقیه اثاثیه به شهریار آمدم یاور با من تماس گرفت و گفت او را چند جا ببرم.من هم با ماشینم او را به جاهایی که میخواست بردم و در آخر او را در میدان آزادی پیاده کردم.بعد از آن هم دیگر از او خبری ندارم.» در تحقیقات جنایی بعدی مشخص شد هاشم بعد از مراجعه به شهریار سراغ هیچ کدام از کسبه محل نرفته و هیچ تسویه حسابی در کار نبود.
حتی شاگرد نانوایی گفته بود من مدت زیادی است که هاشم را ندیدهام. همچنین موبایل هاشم در حوالی محل کشف جسد آنتن دهی داشت. به این ترتیب به رغم انکار متهم با توجه به تناقض گوییهای او و ادله به دست آمده برای او به اتهام مباشرت در قتل عمدی کیفرخواست صادر شد و متهم در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شد.
اولین محاکمه
در ابتدای این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند.پس از آن متهم به جایگاه رفت و با رد اتهام قتل گفت: «از وقتی که دستگیر شدم در همه مراحل بازجویی تأکید کردم که نقشی در ماجرا نداشتم. حالاهم همین را میگویم.»قاضی از متهم پرسید: «طبق گزارش پلیس، تلفن همراه شما در نزدیکی محل کشف جسد آنتن دهی داشته در این باره چه دفاعی دارید؟»
متهم جواب داد: «آن روز برای انجام کاری از شهرستان به شهریار آمده بودم و از آن محل رد میشدم این دلیل نمیشود که، چون از آنجا رد شدم پس قاتلم.»
قاضی پرسید: «چطور در این مدت آنقدر پولدار شدی و ماشین اپتیما خریدی؟»
متهم پاسخ داد: «کار کردم. از خرید و فروش ماشین و موتور تا دلالی. من با تلاش خودم توانستم وضعیت مالیام را سر و سامان دهم و از مواد مخدر همراه مقتول هم خبری ندارم. اصلا نمیدانستم که او به قتل رسیده هنوز هم از اینکه متهم به قتل هستم در تعجبم.»
قاضی پرسید: «درباره پیامکی که مقتول برای پسرعمویش فرستاده چه دفاعیهای دارید؟»
متهم گفت: «نمیدانم چرا او نام من را برای برادرش فرستاده است.»
با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و متهم را از اتهام خود تبرئه کردند و متهم تا تعیین تکلیف رأی در دیوانعالی به قید وثیقه آزاد شد.
اما رأی صادر شده در دیوانعالی کشور نقض شد و متهم بار دیگر در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشود.
هفته قبل قرار بود متهم در دادگاه محاکمه شود اما به دلیل عدم حضور او محاکمه تجدید شد.