این تصویر نشان میدهد در حالی خود پرنسل پزشکی بیمار هستند مشغول مداوا و خدمت رسانی به مردم نیز هستند.
پرستار
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین؛ مهاجرت کادر درمان براساس هشدارهایی که از سوی دستاندرکاران این حرفه داده میشود، در حال نزدیک شدن به وضعیت بحرانی است.
بر حسب اتفاق همزمان با این هشدار شهروندی در همین شبکه اجتماعی نوشته است: «دو روز توی بخش PICU بیمار داشتیم. پرستارها برای رسیدن به کلاس زبان آلمانی شیفتهاشونو بالا و پایین میکنند و همه حرفهای مشترک حول مهاجرت سریع به آلمانه. بهیارها هم انگاری راحت پذیرش میگیرن. ولولهای افتاده بین اعضای کادر درمان.
به منظور بررسی میزان مهاجرت و عوامل موثر بر فعالیت نیروی انسانی حوزه سلامت، یک مطالعه پیمایشی در تابستان ۱۴۰۱ از سوی رصدخانه مهاجرت انجام شده است. در این مطالعه، با استفاده از شبکههای اجتماعی، لینک پرسشنامه در بین گروههای دانشجویی، اعضای هیات علمی، کارکنان و شاغلین حوزه بهداشت و درمان کشور توزیع شد.
برایناساس بیش از ۵۰ درصد از شرکتکنندگان درباره عوامل مهاجرت در حوزه سلامت، معتقد بودند بیثباتی اقتصادی و اجتماعی در ایران، وجود فساد نهادینه شده در کشور و شیوه حکمرانی مهمترین عوامل تاثیرگذار بر مهاجرت است. حدود ۵۰ درصد از شرکتکنندگان دانشجو و شاغل در بخشهای سلامت این تحقیق هم معتقدند که خارج از ایران کیفیت زندگی بهتری در انتظار آنهاست و فقط دو درصد برای پیوستن به خانواده و آشنایان قصد خروج از کشور را دارند.
دبیرکل خانه پرستار نیز همین موضوعات را و البته احساس بیعدالتی در پرداختها و سختی کار در بین پرستاران را تایید میکند و میگوید: «کشورهای مقصد مهاجرت برای پرستاران آلمان، آمریکا، استرالیا و کانادا هستند.»
محمد شریفی مقدم ادامه میدهد: «هیچ پرستاری راضی نیست، پیش از این در آماری رسمی اعلام کردیم که بیش از ۹۰ درصد پرستاران از کارشان ناراضی هستند، آن کمتر از ده درصد هم شامل پرستارانی است که کار بالینی انجام نمیدهند و مثلا مترون هستند.»
اشاره او به مترون ردهای از پرستاری در بیمارستان است که سرپرستار کل پرستاران و ماماهای بیمارستان محسوب میشود. این افراد معمولا فقط در شیفت صبح در بیمارستان حضور دارند و دارای اتاق اختصاصی در بیمارستان و در واقع مشغول کارهای اداری هستند.
شریفیمقدم براساس مطلب بیان شده از سوی رییس سابق دانشگاه علوم پزشکی تهران تاکید میکند: «مساله مهم این است که اغلب این پرستارانی که مهاجرت میکنند و یا در حال تدارک برای مهاجرت هستند، جزو نیروهای با سابقه و حرفهای محسوب میشوند و جبران کمبود چنین نیروی واقعا به راحتی ممکن نیست.» به گفته او سیستم درمانی کشور در حال حاضر به تمام معنای کامل «تشنه» حضور چنین افراد است.
دبیرکل خانه پرستار ادامه میدهد: «کمبود پرستار در حال حاضر آنقدر جدی است که به دلیل این کمبود بیماران جان خود را از دست میدهند، اگر شما از بیماران و مراجعان چنین چیزی را نمیشنوید دو دلیل دارد یا آگاه نیستند و یا اینکه مظلوم هستند و کمبودها را میپذیرند. به جرات میگویم بیماران به دلیل کمبود پرستار میمیرند.»
مهاجرت سالانه ۳۰۰۰ پرستار
در حال حاضر حدود ۲۱۵ هزار کادر پرستاری در کشور مشغول کار هستند، از این تعداد هم ۱۳۰ هزار در بیمارستانهای دولتی و وابسته به وزارت بهداشت مشغول به خدمت هستند، با این حال براساس گفته مسئولان وزارت بهداشت کمبود نیروی پرستار حدود ۷۰ هزار نفر است، البته دبیرکل خانه پرستار آمار کمبود پرستاران را حدود ۱۰۰ هزار نفر اعلام میکند.
شریفیمقدم میگوید سالانه بیش از ۳ هزار پرستار از کشور مهاجرت میکنند، اما وزارت بهداشت حتی اندازه همین آمار به کادر درمان اضافه نمیکند: «طی سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ قرار شده ۱۲ هزار پرستار استخدام شوند که هنوز این روند تکمیل نشده و هنوز به جذب سالانه ۳ هزار پرستار در سال هم نرسیدهایم.»
۳ بار فراخوان برای پذیرش پرستار
اسفند ماه سال گذشته بیمارستان هزار تختخوابی مهدی کلینیک تهران به عنوان بزرگترین و مجهزترین طرح حوزه سلامت کشور با حضور ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور افتتاح شد، حالا، اما بعد از بیش از هشت ماه از آن تاریخ بازگشایی بخشهای این بیمارستان دچار مشکل شده است.
شریفیمقدم بر همین اساس میگوید: «طی این مدت بیشتر از ۳ بار فراخوان جذب پرستار دادهاند، اما نمیتوانند کادر پرستاریشان را کامل کنند، چون پرستاران حاضر نیستند با حقوق کم و آن حجم کار مشغول شوند، برخی از پرستاران معتقدند خانهنشینی بهتر از تحمل این میزان بیعدالتی در کار است.»
به گفته دبیرکل خانه پرستار نه تنها مهدی کلینیک که دو بیمارستان تازه افتتاح شده غدیر و حکیم هم همین مشکل را دارند و نمیتوانند کادر پرستاریشان را تکمیل کنند.
او میگوید: «ترجیح میدهند جایی که میتوانند از رانتها استفاده کنند مثل ساخت و ساز بیمارستان و تجهیزات پزشکی و… هزینه کنند، اما برای مبحث مهمی مثل تکمیل کادر پرستاری کمترین میزان را هزینه کنند، میگویند حقوق براساس قانون کار، نحوه جذب هم شرکتی نه استخدام.»
شریفی مقدم با اشاره به این مشکلات نسبت به خروج نیروهای با کیفیت پرستاری از کشور نگران است و نسبت به آینده این وضع در کشور هشدار میدهد.
هشداری که اتفاقا در گزارش سالنامه رصدخانه مهاجرت در سال ۱۴۰۱ نیز به روشنی بیان شده است: «کاهش کیفیت نیروهای نظام سلامت به دلیل مهاجرت از این منظر قابل توجه است که در اغلب موارد توانمندترین و مستعدترین این دسته از فارغالتحصیان میتوانند مسیر مهاجرت را با موفقیت طی کنند.
از سوی دیگر درحالیکه نتیجه گزارش پیمایش {گفته شده} نشان داده است که تمایل به مهاجرت در میان دانشجویان و اساتید و شاغان علوم پزشکی بسیار بالا است. باید توجه داشت که معمولا تعداد محدودی از این افراد واقعا میتوانند مهاجرت کنند. اما نکته نگرانکننده این است که افرادی که باقی میمانند و تمایل زیادی به مهاجرت دارند، به همان میزان نسبت به کار در نظام سلامت کشور بیانگیزه میشوند.
این افراد به دلایلی خروج از نظام سلامت ایران را انتخاب کردهاند اما فرصت مهاجرت برای آنها فراهم نشده است؛ ولی در عین حال، عوامل ترغیبکننده به خروج همچنان پابرجا ماندهاند و این امر، از انگیزه برای خدمت در نظام سامت ایران میکاهد.»
خلیج فارس:یک پرستار زن ۴۱ ساله با تزریق دوز بالای انسولین ۱۹ بیمار را به قتل رساند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از همشهری آنلاین؛پرستار اهل پنسیلوانیا که ۱۹ بیمار را کشته است؛ دستگیر شد و این احتمال داده میشود تعداد قربانیان او بیشتر باشد.
پرستار جنایتکار پنسیلوانیایی که با تزریق دوز بالای انسولین ۱۹ بیمار را به قتل رسانده است، دستگیر شد.
هدر پرسدی، ۴۱ساله، از آوریل سال گذشته تا میامسال در ۱۱مرکز مراقبتهای بهداشتی و توانبخشی در پنسیلوانیا مشغول بهکار بوده است. او در این مدت از افرادی بین ۴۳ تا ۱۰۴ساله مراقبت و پرستاری میکرده است. هدر که بهگفته همکاران و دوستانش فردی ناسازگار و خشن بود، در شیفتهای شبانه و زمانی که تعداد کارکنان کم بود، نقشه شوم خود را عملی میکرد. او در نیمههای شب به سراغ بیماران میرفت و به آنها دوز بالایی از انسولین تزریق میکرد که باعث مرگ آنها میشد. او حتی به افرادی که نیاز به انسولین نداشتند، انسولین تزریق میکرد.
هدر بهمدت یکسال در مراکز مختلف به این شیوه بیماران را به کام مرگ میبرد و وقتی کارکنان آن مراکز به ماجرا مشکوک میشدند، آنجا را ترک میکرد. حتی بارها بهدلیل قصور در مراقبت از بیماران از مراکز مختلف اخراج شده بود. اما پس از آن به مرکز دیگری میرفت و اقدامات جنایتکارانه خود را ادامه میداد.
این بار، اما وقتی در مرکز توانبخشی بلیر، ۴نفر جان خود را از دست دادند، کارکنان آنجا به هدر مشکوک شدند و از او شکایت کردند. با این شکایت پلیس وارد ماجرا شد و تحقیقات خود را آغاز کرد. در تحقیقات پلیسی مشخص شد که همه بیماران با تزریق دوز بالای انسولین به قتل رسیدهاند. پلیس متوجه شد که با یک قاتل سریالی روبهروست و هدر را دستگیر کرد. در بررسیهای بعدی پلیس مشخص شد که هدر در یک سال گذشته، برای مادرش نامههایی را ارسال میکرده و در آن نامهها در مورد مشکلات خود با بیماران و همکاران مختلف و نقشهاش برای آسیب رساندن به آنها مینوشته است. همین نامهها اسرار او را فاش کرد و وی در اعترافاتش گفت که عمدا دوز کشندهای از دارو را به بیماران تزریق میکرده تا آنها را به قتل برساند. او اعتراف کرد که در این مدت به ۳۶بیمار آسیب زده است. ۱۹نفر از قربانیانش از دنیا رفته اند و به ۱۷نفر به قصد کشتن آسیب رسانده است. هدر روز پنجشنبه هفته گذشته محاکمه شد و بدون وثیقه در زندان شهر باتلر نگه داری میشود. میشل هنری، دادستان کل پنسیلوانیا اعلام کرد که امکان دارد این پرونده قربانیان بیشتری داشته باشد.
به گزارش خلیج فارس؛ پرستار جنایتکار پنسیلوانیایی که با تزریق دوز بالای انسولین ۱۹ بیمار را به قتل رسانده است، دستگیر شد.
هدر پرسدی، ۴۱ساله، از آوریل سال گذشته تا میامسال در ۱۱مرکز مراقبتهای بهداشتی و توانبخشی در پنسیلوانیا مشغول بهکار بوده است. او در این مدت از افرادی بین ۴۳ تا ۱۰۴ساله مراقبت و پرستاری میکرده است. هدر که بهگفته همکاران و دوستانش فردی ناسازگار و خشن بود، در شیفتهای شبانه و زمانی که تعداد کارکنان کم بود، نقشه شوم خود را عملی میکرد. او در نیمههای شب به سراغ بیماران میرفت و به آنها دوز بالایی از انسولین تزریق میکرد که باعث مرگ آنها میشد. او حتی به افرادی که نیاز به انسولین نداشتند، انسولین تزریق میکرد.
هدر بهمدت یکسال در مراکز مختلف به این شیوه بیماران را به کام مرگ میبرد و وقتی کارکنان آن مراکز به ماجرا مشکوک میشدند، آنجا را ترک میکرد. حتی بارها بهدلیل قصور در مراقبت از بیماران از مراکز مختلف اخراج شده بود. اما پس از آن به مرکز دیگری میرفت و اقدامات جنایتکارانه خود را ادامه میداد.
این بار، اما وقتی در مرکز توانبخشی بلیر، ۴نفر جان خود را از دست دادند، کارکنان آنجا به هدر مشکوک شدند و از او شکایت کردند. با این شکایت پلیس وارد ماجرا شد و تحقیقات خود را آغاز کرد. در تحقیقات پلیسی مشخص شد که همه بیماران با تزریق دوز بالای انسولین به قتل رسیدهاند. پلیس متوجه شد که با یک قاتل سریالی روبهروست و هدر را دستگیر کرد. در بررسیهای بعدی پلیس مشخص شد که هدر در یک سال گذشته، برای مادرش نامههایی را ارسال میکرده و در آن نامهها در مورد مشکلات خود با بیماران و همکاران مختلف و نقشهاش برای آسیب رساندن به آنها مینوشته است. همین نامهها اسرار او را فاش کرد و وی در اعترافاتش گفت که عمدا دوز کشندهای از دارو را به بیماران تزریق میکرده تا آنها را به قتل برساند. او اعتراف کرد که در این مدت به ۳۶بیمار آسیب زده است. ۱۹نفر از قربانیانش از دنیا رفته اند و به ۱۷نفر به قصد کشتن آسیب رسانده است. هدر روز پنجشنبه هفته گذشته محاکمه شد و بدون وثیقه در زندان شهر باتلر نگه داری میشود. میشل هنری، دادستان کل پنسیلوانیا اعلام کرد که امکان دارد این پرونده قربانیان بیشتری داشته باشد.

منبع: همشهری آنلاین
نگاه جنسیتی در بیمارستانها؟
به گزارش خلیج فارس؛ ۲۳ شهریورماه معاون حقوق عامه دادستان کل کشور در نامهای خطاب به وزیر بهداشت، بر برنامهریزی برای تامین و اختصاص کادر درمانی زن تاکید کرد. در این نامه، به افزایش نارضایتی از نبود پزشک و کادر درمان متخصص در بخشهای مرتبط با زنان و زایمان، اشاره شده بود: «درحالحاضر برخی آقایان در برخی مراکز درمانی، بهعنوان کادر تخصصی یا غیرتخصصی (اعم از پزشک متخصص، دستیار، کارورز، پرستار، تکنسین و خدمه)، در بخشهای مرتبط با امور زنان و زایمان مشغول بهکار هستند.

این موضوع، علاوه بر مغایرت با موازین شرع و اخلاق، مشکلات و سختیهایی را برای بانوان محترم و خانوادههای آنها بهوجود آورده و در مواردی، به ورود آسیبهای روحی و روانی منجر شده است.» در ادامه نامه غلامعباس ترکی، معاون دادستان کل کشور، آمده است: «بهدلیل محدودبودن اینقبیل مراکز در سطح شهرها و شهرستانها، برخی از بانوان به ناچار و ناگزیر برای پیگیری و انجام امور مرتبط با زایمان، تشخیص، معاینه و درمان برخی بیماریهای اختصاصی زنان، به پزشکان مرد مراجعه میکنند که این موضوع علاوه بر چالشها و مشکلات پیشگفته، محتمل است بهدلیل اکراه و عدم تمایل روانی بیمار، روند درمان را نیز با کندی یا اختلال مواجه کرده و تبعات منفی بهدنبال داشته باشد.
معاونتهای ذیربط در آن وزارتخانه، متناسب با تعداد و توزیع جغرافیایی جمعیت بانوان در سطح استانها، برنامهریزی لازم بهمنظور تامین و تخصیص کادر درمانی زن، اعم از پزشک متخصص زنان و بیهوشی، پرستار، تکنسین اتاق عمل و… جهت حضور در مراکز درمانی در سراسر کشور را در دستور کار قرار دهند. در همین راستا، تدوین و ابلاغ دستورالعملهای مورد نیاز پیرامون موارد یادشده بهویژه موضوع ممنوعیت حضور آقایان در بخشهای درمانی مرتبط با بانوان، شامل اتاقهای جراحی و زایمان، بخشهای تخصصی زنان، همچنین نظارت بر حسناجرا و رعایت کامل آن ازسوی واحدهای ذیربط، مورد تاکید است.»
چندروز پس از این نامه بود که خبرگزاری فارس در مطلبی با تیتر «درخواست تفکیک جنسیتی خدمات درمانی در بیمارستانها»، نسخهای برای مراکز درمانی پیچید: «هماکنون در بسیاری از بیمارستانها، بانوان برای زایمان، سونوگرافی و معاینه مجبورند به دیدهشدن اندام بدنشان توسط پزشک و پرستار مرد، رضایت دهند.
این اتفاق نه در روستاهای دورافتاده بلکه در بهترین مراکز پزشکی سطح استانها و حتی تهران رخ میدهد و در پاسخ به اعتراض بانوان به نقض حریم خصوصی و حرمت بدن بانوی مسلمان، گفته میشود که این مسائل برای کادر پزشکی و درمان عادی است! از دولت، مجلس و وزارت بهداشت درخواست میکنم، مبارزه با بدحجابی و بیحجابی را از این نقض گسترده حرمت بانوی مسلمان شروع کنید.
دولت وظیفه دارد تمام بیمارستانها را ازاینمنظر پایش کند و مطالبات زیر را اجرایی کند.» در ادامه هم چند راهکار آورد: «در هر شیفت، پزشک و پرستار زن و مرد به تعداد کافی وجود داشته باشد و ورود پزشک، پرستار، نیروی خدماتی مرد و… به بخش بستری زنان ممنوع شود، اورژانس زنانه و مردانه شود و در مراکز عکسبرداری، رادیولوژی، سونوگرافی، نوار عصب و… حتماً تفکیک جنسی صورت بگیرد و پزشک زن و مرد در هر شیفت وجود داشته باشد.» همین خبرگزاری، گزارشاش را به قانون عفاف و حجاب مصوب ۱۳ دیماه سال ۸۴ متصل کرد.
ماجرای بهکارگیری نیروهای زن برای بخش زنان، اما تحتعنوان طرح انطباق که مصوب مجلس پنجم است، از سال ۸۰ اجرا میشود؛ طرحی که براساس آن، در بیمارستانها ارائه خدمات پزشکی برای بیماران زن باید توسط کادر زن و ارائه خدمات پزشکی به بیماران مرد باید توسط کادر مرد انجام شود. ۲۰ شهریورماه همان سال بود که هیئتوزیران «آییننامه اجرایی قانون انطباق امور اداری و فنی موسسات پزشکی با موازین شرع مقدس» را مصوب کرد. همان موقع اعلام شد که این آییننامه به پیشنهاد وزارت بهداشت صورت گرفته است.
در بخشی از این آییننامه که مربوط به مسائل جنسیتی است، تاکید شده: «در معاینههای مربوط به زنان و زایمان که در موارد ضرورت، توسط افراد غیرهمجنس انجام میشود، حضور یکی از محارم بیمار یا یکنفر ازکارکنان فنی زن الزامی است. در سایر معاینهها در صورت درخواست بیمار یا پزشک، حضور یکی از محارم بیمار بلامانع است. در مورد فوریتهای پزشکی و ارائه خدمات اورژانسی، حفظ حیات و سلامتی بیمار در اولویت است. در تمام مؤسسات پزشکی، قسمتهای مختص زنان و مردان شامل بخشها، رختکنها، پاویونها، غذاخوریها، اتاقهای بستری بیماران و امثال آنها باید از هم جدا باشند.»
منظور پزشکان است نه پرستاران
محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار است. به گفته او، دستور ویژه دادستانی در ارتباط با بهکارگیری نیروی زن در بخش زنان در شرایطی است که ۷۵ درصد از پرستاران زن هستند؛ آماری که پیش از انقلاب، تقریباً ۱۰۰درصد بود: «زنان نیمی از بیماران را تشکیل میدهند و تعداد پرستاران زن برای آنها کافی است. البته حساسیتی که برای بهکارگیری کادر زن برای بیماران زن وجود دارد، در ارتباط با بیماران مرد وجود ندارد؛ یعنی پرستاران زن میتوانند بر بالین بیماران مرد حاضر شوند.
بهنظر میرسد باتوجه به آمار پرستاران زن، منظور دادستانی نه پرستاران بلکه پزشکان بوده است. البته ممکن است در برخی از بخشهای مشترک مثل آیسییو و… که زنان و مردان بستری میشوند، پرستار مرد برای بیماران زن هم استفاده شود. این بخشها محدودند و تختهای کمی هم دارند.» به گفته او، وقتی شرایط اورژانسی باشد، خیلی نمیتوان این موضوع را رعایت کرد: «در شرایطی که ۷۵ درصد پرستاران زن هستند، میتوان گفت که در بخش پزشکی ۷۵ درصد مردند؛ یعنی آمار در بخش پزشکی، برعکس است؛ بنابراین بهنظر میرسد منظور دادستانی، به پزشکان است چراکه پزشکان معاینه بدنی دارند.»
براساس اعلام دبیر کل خانه پرستار، در بخش عمومی بستری زنان و مردان جداست. در تهران تمام این بخشها جدا هستند، اما در بخشهای تخصصی مثل پیوند ممکن است اینطور نباشد و زنان و مردان در کنار هم باشند. در این بخشها گاهی از پرسنل مرد استفاده شود.
البته در شهرستانها هم بهدلیل محدودیت بخشها و تعداد کم تختها، این مسئله رعایت نشود. به گفته او، قبل از انقلاب در کشور پرستار مرد وجود نداشت، بعد از انقلاب به تعداد مردان پرستار اضافه شد و از سال ۶۲، نیمی از سهمیه پرستاری به مردان داده شد تا تعداد پرستاران مرد بیشتر شود. البته همین حالا هم بخشی از پرستاران مرد در دوره دانشجویی، رشتهشان را رها میکنند.
اینکه چه شد در چنین شرایطی دادستانی دستور ویژه در زمینه بهکارگیری کادر درمان زن برای بخش زنان داد، به اعتقاد شریفیمقدم احتمالاً گزارشی به دستشان رسیده و براساس آن، این دستورالعمل را دادند: «بهطورکلی قوانین براساس اقدامات کارشناسی انجام نمیشود. ممکن است یک مقام مسئول براساس تجربه شخصیاش اقدام به تصویب قانون کند یا گزارش آن را به قانونگذار بدهد. بههرحال نمیتوان در بخش زنان تمام کادر زن باشند. در بخش خدمات، از کارگران مرد هم استفاده میشود، برخی بیماران را زنان نمیتوانند جابهجا کنند و نیاز به نیروی مرد است.»
موج مهاجرت پرستاران و پزشکان
دادستانی در شرایطی خواستار بهکارگیری نیروی زن برای بخش زنان شد که کادر درمان اکنون با مسئله مهاجرت مواجه است. بهمنماه سال گذشته دبیرکل خانه پرستار با استناد به آمار دریافت گواهینامه سوءپیشینه یا goodstanding اعلام کرد که ماهانه ۲۰۰ پرستار از کشور خارج میشوند: «فقط براساس این آمار دستکم سالانه ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ پرستار از کشور مهاجرت میکنند، درواقع ماهانه حدود ۲۰۰ پرستار کشور را ترک میکنند، البته این آمار هم دقیق نیست، چون برخی شخصی یا از راههای دیگری برای مهاجرت اقدام میکنند.»
قبل از آن هم رصدخانه مهاجرت ایران با تکیه بر آمارها اعلام کرده بود که تا سال ۲۰۱۸، ۴ هزار پرستار و ۸ هزار پزشک و جراح ایرانی در آمریکا مشغول بهکارند که قطعاً این آمار در حال افزایش است. همچنین طبق سرشـماری سـال ۲۰۱۸ آمریـکا، ۲۹ هـزار ایرانـی در بخـش بهداشـت و درمـان آمریـکا فعـال بودهانـد کـه ۲۴ هـزار نفـر آنها در مشـاغل تخصصـی و پنـج هـزار نفـر آنهـا در مشـاغل مراقبتـی مشـغول بـه فعالیـت بودهانـد.
در میـان آنهـا، هشـت هـزار نفر پزشـک و جـراح بودهانـد کـه ۲۶ درصد فعالان ایرانـی در بخـش سـلامت آمریـکا را تشـکیل میدهنـد. ایرانیـان از نظـر فعـالان در بخـش سـلامت آمریـکا، در جایـگاه بیسـتویکم در میـان مهاجران ایـن بخش قرار دارند. ماجرا، اما محدود به پرستاران نمیشود، نظام درمانی کشور هم در سالهای اخیر با موجی از مهاجرت پزشکان مواجه شده است تا جایی که رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، خردادماه امسال اعلام کرد که ۱۰ هزار پزشک از ایران مهاجرت کردهاند. به گفته او، آمار مهاجرت پزشکان متخصص و فوقتخصص طی دو سال اخیر به ۱۰ هزار نفر رسیده است. این افراد گواهی گود استندینگ دریافت کردهاند.
شریفیمقدم هم میگوید که مهاجرت پرستاران را نمیتوان تفکیک جنسیتی کرد چراکه از هر دو جنس، مهاجرت اتفاق میافتد. اما مسئله تنها مهاجرت نیست؛ شرایط اقتصادی نامناسب مراکز درمانی هم منجر به خروج گروهی از پرستاران از بیمارستانهای دولتی شده است. اوایل آبانماه بود که رئیس بیمارستان فیروزگر از خروج ۵۸ پرستار از این بیمارستان خبر داد. به گفته محسن خالقیان، تعرفههای غیرواقعی منجر به این اتفاق شده است. براساس اعلام او، بخشی از این پرستاران به شهرستانها مهاجرت کردهاند.
دبیرکل خانه پرستار تاکید میکند که مهاجرتها بهدلیل شرایط نامطلوب پرستاری است. برخی کلینیکها و مراکز درمانی بسیار مجهزند، اما داوطلب خدمت ندارند، فشار روی پرستاران زیاد است و انگیزهشان برای کار کم: «ما فارغالتحصیلان زیادی داریم که ترجیح میدهند از کشور خارج شوند تا در مراکز درمانی فعالیت کنند. برخی هم بهسمت کارهای غیرپرستاری رفتهاند و گروهی هم بهصورت آزاد کار میکنند مخصوصاً پرستاران مرد. آنها در یکی از این تاکسیهای اینترنتی کار میکنند و کمترین دریافتیشان ۱۰ میلیون تومان است.
حالا میخواهند در بیمارستان ۱۲ میلیون تومان دریافت کنند. پرستاران نه امنیت شغلی دارند، نه درآمد بالایی. آنها پایینترین حقوق را از میان کارکنان دولت دریافت میکنند و هیچ امتیاز و تسهیلاتی ندارند. همه اینها در شرایطی است که کار سه، چهار بیمار برعهده یک تا دو پرستار است. همین موضوع سبب میشود تا آنها ترک کار یا مهاجرت کنند.» براساس اعلام او، در کنار بیمارستان فیروزگر که گفته میشود ۵۸ پرستارش از بیمارستان خارج شدهاند، بیمارستان امام خمینی هم چنین وضعیتی را دارد و با کمبود نیرو مواجه است. پرستاران فارغالتحصیل میشوند، اما جذب نمیشوند. البته این موضوع ارتباطی به جنسیت ندارد.
نمیشود درمان را جنسیتی کرد
ماجرای حضور مردان در بخش زنان، اما مورد تایید پزشکان متخصص نیست. یکی از آنها اشرف آلیاسین، متخصص زنان و زایمان است و به هممیهن میگوید که تمام متخصصان زنان و زایمان، زن هستند و هیچ مردی در بخشهای زایمان وجود ندارد. تنها تعدادی انترن و دانشجو در این بخشها وجود دارند که آنها هم حق معاینه ندارند: «واقعاً نمیدانیم چرا این حرفها زده میشود. مردان در بخشهای زنان اصلاً معاینهای ندارند.» به گفته او، پس از انقلاب تمام متخصصان زنان و زایمان، زن هستند و در بسیاری از بخشها حتی کارگر مرد هم وجود ندارد.
مرضیه ابراهیمی هم متخصص سرطان است و میگوید که گاهی خود زنان دوست ندارند که مرد آنها را معاینه کند یا کار تصویربرداری برایشان انجام دهد. مثلاً برای ام. آر. آی، سونوگرافی و… آنها ترجیح میدهند تکنسین زن باشد، اما این کار را نمیتوان برای تمام حوزهها انجام داد و نمیشود جنسیتگرایی ایجاد کرد. در برخی از رشتهها تعداد زنان هم کمتر است و آمار مردان بالاتر است.
بخشنامهای ابلاغ نشده، بیمار حق انتخاب دارد
آنطور که از بیمارستانها خبر میرسد، تاکنون بخشنامهای در ارتباط با بهکارگیری کادر درمان برای بیماران همجنس داده نشده و هرچه هست، مربوط به گذشته است. رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی است. او به هممیهن میگوید که تمام بخشهای زنان، نیروی زن دارد و اینطور نیست که مردان در این بخشها فعال باشند: «بعد از انقلاب، تنها زنان میتوانند در رشته زنان و زایمان تحصیل کنند و این موضوع بهطورکامل در بیمارستانها رعایت میشود.
در مورد سایر متخصصان مثل بیهوشی و کادر اتاق عمل هم، تلاش میشود طرح انطباق رعایت شود.» بااینهمه، اما لاریپور تاکید میکند که بیمار حق انتخاب پزشک دارد، بنابراین براساس همین اختیاری که دارد، میتواند تعیین کند چه کسی او را درمان کند: «بخش بستری زنان و مردان متفاوت است، اما پزشک معالج ازسوی خود بیمار انتخاب میشود و بیمارستانها هم اصل خودمختاری بیمار در انتخاب پزشک را رعایت میکنند.» پیرو صحبتهای اخیر دادستانی، اما سخنگوی سازمان نظام پزشکی میگوید که بخشنامه جدیدی به بیمارستانها داده نشده و اگر هم باشد، تکرار همان بخشنامههای قبلی است.
۲۴ دیماه سال ۹۶ وزیر وقت بهداشت در صحن علنی مجلس اعلام کرد که هیچ مردی در کشور برای تخصص زنان و زایمان آموزش نمیبیند. همان سال هم نسبت به وجود کارکنان مرد در برخی بخشهای بیمارستانی مربوط به زنان انتقاداتی شده بود که وزیر بهداشت با این توضیح به آنها پاسخ داد؛ انتقادی که از سوی نماینده مردم مشهد و کلات مطرح شده بود: «در سال ۷۷ قانون انطباق فنی و اداری مؤسسات پزشکی با موازین شرع در مجلس تصویب و آییننامه اجرایی در سال ۸۰ به تصویب دولت میرسد و مراکز قانونی و پزشکی موظف به حفظ نکاتی میشوند. امروز هفت هزار پزشک متخصص زنان و زایمان داریم، بههیچ مردی در این رشته در کشور آموزش داده نمیشود و ماما هم در سراسر کشور بیش از تعداد مورد نیاز تربیت شده است.» او در صحن علنی مجلس از وجود ۳۵ بیمارستان زنان در کشور خبر داده بود.
کادر درمان نگاه جنسیتی ندارد
محمود عمیدی، فعال صنفی پرستاران، اما به هممیهن میگوید که طرح انطباق در مراکز درمانی رعایت میشود، مگر در موارد اورژانسی: «این موضوع در بخش زنان و زایمان بهطورکامل اجرا میشود و در بخش غیرزایمان که برای زنان است هم تا حدودی این مسئله رعایت میشود، اما برعکس آن نه. یعنی زنان بر بالین مردان میروند، حتی در بخشهای جراحی، ارتوپدی و اورولوژی. بیشتر جامعه پرستاری، زن هستند، اما اگر گفته میشود که باید فقط زنان به زنان خدمات درمانی بدهند، اول ابزارش را فراهم کنند؛ ابزارش هم نیروی انسانی است.
یعنی باید بهاندازه کافی نیرو وجود داشته باشد که زنان به زنان و مردان به مردان خدمات درمانی بدهند. بااینهمه، اما تا همین الان تا حدی که امکان دارد، این مسئله رعایت میشود.» او معتقد است که تفکیک جنسیتی را نمیتوان برای تمام رشتهها رعایت کرد: «در برخی از رشتههای پزشکی، زنان کمترند، مثل ارتوپدی و برخی از جراحیها. به همین دلیل تعداد مردان در این رشتهها زیاد است. بههرحال نگاه جنسیتی در جامعه ما وجود دارد و اگر میخواهند زنانه و مردانهاش کنند، باید امکانات هم فراهم شود.» بااینهمه، اما عمیدی میگوید که در بیمارستانها ازسوی کادر درمان، نگاه جنسیتی به بیمار وجود ندارد.
یعنی اینطور نیست که برای کادر درمان فرقی کند آن بیمار زن است یا مرد؛ آنها را به چشم یک انسان میبینند. این فعال صنفی که شاغل در بیمارستان است، تاکید میکند که بخشنامه جدیدی به آنها در ارتباط با این موضوع داده نشده است. قبلاً بخشنامهای تحت عنوان طرح انطباق وجود داشت که براساس آن اعلام شد؛ پرستار و پزشک زن برای بیماران زن استفاده شود که البته همان موقع هم امکان اجرایش وجود نداشت و کنار گذاشته شد: «در خیلی از بخشها اصلاً امکان اجرای آن وجود ندارد مخصوصاً در اورژانس. در این بخش کسی نمیتواند بگوید که حتماً باید پزشک یا پرستار، زن باشد یا مرد.»
او طی سالها فعالیت در مراکز درمانی، موارد بسیاری را دیده که بیمار زن نخواسته یک مرد او را ویزیت کند و حتی عکس آن هم وجود داشته است: «بههرحال مواردی بوده که زنان نخواهند مردی معاینهشان کند یا حتی مردانی را داشتهایم که نخواستند زن برایشان کار تزریق را انجام دهد. در مراکز درمانی تا جایی که امکان داشته باشد، این مسئله رعایت میشود.»
منبع: هممیهن
خلیج فارس: مسئله بمباران شدنِ لحظهای با خبرهای ناگوار و نگرانکننده تنها مختصِ من و شمای ساکن خاورمیانه نیست و انسانها در همهجای دنیا کم و بیش با این مسئله روبرو هستند. به خاطر همین موضوع تقریبا در تمام شبکههای اجتماعیِ پرکاربر صفحات و اکانتهایی ساخته شده که با هدف امیدوار نگهداشتن باقی کاربران به انسانها و آینده فعالیت میکنند.
در چنین صفحاتی معمولا خبرهای خوب و امیدوارکننده پررنگ میشود و گرداننده چنین صفحاتی عموما به دنبال وقایع و خبرهایی هستند که حس مثبتی در مخاطب ایجاد کند. برای این مقاله سراغ یکی از همین صفحات رفتیم و قرار است تعدادی از پستهای روحیهبخش این صفحه در هفته گذشته را مرور کنیم.
الان برگِ منو نگیری و بهم ماهی ندی من ضرر میکنم یا تو؟
گربه مصممی که در تصویر میبینید یک گربه خیابانی است و از خوششانسی یا بدشانسی در نزدیکی یک بازار ماهیفروشی زندگی میکند. این گربه باهوش روزهای زیادی را به تماشای آدمهایی گذراند که چیزی شبیه به برگ درخت به فروشنده میدادند و ماهیهای خوشمزه و آبدار تحویل میگرفتند. گربه داستان ما بالاخره یک روز دلش را به دریا زد و با در دهان داشتن یک برگ سبز وارد ماهیفروشی شد. ماهیفروشِ مهربان بلافاصله منظور گربه را فهمید و در مقابل آن برگ، یک ماهی خوشمزه نصیب گربه شد. از آن روز به بعد این گربه خوشبخت هرروز سر یک ساعت مشخص با یک برگ به سمت ماهیفروشی روان میشود و با یک ماهی تازه در دهان نزد خانوادهاش بازمیگردد.
معجزهای به نام شبکههای اجتماعی
داستان از این قرار است که یکی از کاربران توییتر با بقیه درباره یک سفر دریایی صحبت میکند که در سال 2006 و در کودکی به همراه خانوادهاش رفته بود. این دختر ظاهرا در آن سفر با دختربچه دیگری دوست شده و حسابی با هم خوش گذرانده بودند. این کاربر از بقیه کاربران توییتر میخواهد کمک کنند تا بلکه او دوست قدیمیاش را پیدا کند. همانطور که در تصویر میبینید این دو دوست خیلی زود همدیگر را پیدا میکنند و احتمالا حسابی خاطرات آن سفر قدیمی را مرور میکنند.
تصور کن صدای مادرت را بعد از ۲۵ سال بشنوی!
“من وقتی فقط 11 سال داشتم مادرم را از دست دادم. چند وقت پیش فردی از طریق فیسبوک با من ارتباط برقرار کرد و به من خبر داد که بیش از 25 سال قبل با مادرم درباره رساله دانشگاهیاش مصاحبه کرده است.” “آن فرد کاسِتی که از صدای مادرم داشت را به دست من رساند و من این آخر هفته صدای مادرم را پس از بیش از 25 سال شنیدم.”
و این آتشنشانهای فداکار
یکی از کاربران توییتر با انتشار این دو تصویر درباره حادثه آتشسوزی صحبت کرده که سالها پیش برای خانوادهاش پیش آمده است. “زمانی که تنها دو سال داشتم، خانه ما دچار آتشسوزی شد و من در خانه سوزان گیر افتادم. آن روز من از نظر پزشکی مُردم و آتشنشانی که در تصویر میبینید به میان آتشها زد و پیکر بیجان من را بیرون آورد و با CPR من را به زندگی بازگرداند.” “دنیا و زندگی واقعا عجیب است. همان مردی که 23 سال قبل باعث شد زندگی من ادامه پیدا کند امروز پسر 2 ساله من را در آغوش گرفته است.”
این چشمها چهچیزها که ندیده است!
یکی از کاربران نکته بسیار جالبی را درباره این مرد که در حقیقت پدربزرگِ هلی بیلی، خواننده و بازیگر آمریکایی است یادآوری کرده است. “این مرد در طول عمرش هم در کودکی پدربزرگش را تماشا کرده که به عنوان برده در مزرعه مشغول برداشت پنبه بوده و هم حالا و دههها بعد و در پیری نوهاش را تماشا کرده که ستاره یک فیلم مولتی میلیون دلاری کمپانی دیزنی بوده است.”
به افتخار همه کسانی که مشغول مبارزه با سرطان هستند
مادر این مرد جوان در حین درمان بیماری سرطان و تومور مغزیاش، مانند بسیاری از افراد در این مرحله موهای سرش را از دست داد. پسر او اما هم برای تشویق مادرش به مبارزه و هم برای حفظ ظاهرِ او، اقدام به بلند کردن موهایش کرد. حالا پس از بهبود مادر و رهایی از سرطان، پسر موهایش را بریده و از آن برای مادرش یک کلاه گیس زیبا ساخته است.
یک داستان غمانگیز با پایانی خوش
سگی که در این تصویر مشخص است دِیزی نام دارد و چند روز قبل از گرفتن این عکس متاسفانه تمام 7 تولهاش را در حادثه آتشسوزی یک انبار از دست داد. دیزی به گفته صاحبانش پس از آن حادثه تلخ دیگر سگ قبلی نبود و تمام روزش به زیرورو کردن خاکسترِ باقیمانده از آتشسوزی میگذشت. دیزی خوشبختانه صاحبان مهربانی داشت. صاحب دیزی پیامی در فیسبوک منتشر کرد و ضمن توضیح شرایطِ دیزی، از باقی کاربران خواست که اگر تولههای تازه متولد شده بیمادری میشناسند به او معرفی کنند. خیلی زود هشت توله یتیم به صاحب دیزی معرفی شد و دیزی هم به سرعت آنها را مانند تولههای خودش پذیرفت و دوباره به سگ خوشحال قبلی تبدیل شد.
امید
کاربری با پست کردن این دو تصویر، نوشته:”20 سال قبل من در این بیمارستان به خاطر بیماری سرطان بستری بودم و حالا و دو دهه بعد من در همان بیمارستان به عنوان پرستار استخدام شدم.”
سلبریتیهای واقعی و کامنت یک کاربر
فردی با پست کردن این تصویر در توضیح نوشته:”این دو جراح پس از یک عمل موفقیتآمیزِ 32 ساعته، اینچنین روی زمین دراز کشیدهاند. آنها در این جراحی مجموعهای از تومورها را از مغز بیمار خارج کردند.” نکته جالب دیگر اما نظر کاربری است که درباره این پست نوشته:”به نظر من نیاز است جراحها بیشتر از ورزشکاران حرفهای حقوق بگیرند.” حتما در بخش نظرات برای ما بنویسید که با نظر این کاربر موافق هستید یا نه؟
احترام به دین دیگران
یک کاربر مسلمان آمریکایی نوشته:”بچهها! من تنها مسلمان ادارهمان هستم و بقیه کارمندان و مدیریت نه تنها فقط برای من یک اتاق را به نمازخانه تبدیل کردهاند بلکه این جعبه شبیه به کعبه را هم برای نگهداری وسایلِ عبادتم به من هدیه دادند.”
و در نهایت این راکون نقاش
منبع: برترینها
خلیج فارس: «لوسی لتبی»، پرستار انگلیسی که به جرم قتل هفت نوزاد به حبس ابد محکوم شده است، بار دیگر به اتهام تلاش برای قتل یک نوزاد دختر محاکمه خواهد شد.
ایسنا نوشت: این پرستار ۳۳ ساله ماه گذشته به خاطر قتل هفت نوزاد و تلاش برای قتل شش نوزاد دیگر مجرم شناخته شد. این در حالی است که هیات منصفه در شش فقره از اتهامهای تلاش به قتل نوزادان نتوانسته بود به نتیجه مشخصی برسد.
دادستانی منچستر روز گذشته (دوشنبه) به دادگاه اطلاع داد که لوسی لتبی را بار دیگر بابت یکی از این اتهامها که هیات منصفه در مورد آنها به نتیجه نرسید، تحت تعقیب قضایی قرار خواهد داد. این در حالی است که دادستانی تصمیم گرفته است پنج مورد دیگر از اتهامهای تلاش به قتل نوزادان را مورد پیگیری مجدد قرار ندهد.
اتهامی که دادستانی برای آن تصمیم به تعقیب مجدد لوسی لتبی گرفته است به تلاش برای قتل یک نوزاد دختر در ماه فوریه سال ۲۰۱۶ بر میگردد.
یورونیوز در گزارش خود آورده است: محاکمه مجدد لوسی لتبی به دلیل تعداد زیاد پروندههای قضایی به روز ۱۰ ژوئن سال ۲۰۲۴ موکول شده است. انتظار میرود که محاکمه مجدد او بین دو تا سه هفته طول بکشد.
لوسی لتبی ماه گذشته به چند بار حبس ابد محکوم شد. محکومیت قضایی او به چند بار حبس ابد در تاریخ قضایی انگلیس کمسابقه محسوب میشود. او چهارمین زنی است که در انگلیس به چند بار حبس ابد محکوم شده است.
این پرستار انگلیسی به طور رسمی درخواست تجدیدنظر در محکومیت خود را ارائه کرده اما هنوز زمان رسیدگی به پرونده او در دادگاه تجدیدنظر مشخص نشده است.
بدترین بچهکش زنجیرهای تاریخ معاصر در انگلیس
«لوسی لتبی» که پرستار بیمارستانی در شمال غرب انگلیس بود به خاطر جنایاتی که مرتکب شده به عنوان بدترین بچهکش زنجیرهای تاریخ معاصر در انگلیس شناخته میشود.

او که در بخش نوزادان بیمارستان شاغل بود، عامدانه به نوزدان هوا تزریق کرد، به زور شیر به آنها خوراند و دو نوزاد را هم با تزریق انسولین مسموم کرد.
محاکمه این زن از اکتبر سال گذشته میلادی (۲۰۲۲) آغاز شد و طی آن دادستانی او را به عنوان فردی «محاسبهگر و فریبکار» و فرصتطلب معرفی کرد که با سرزنش و شماتت همکاران دیگرش نقش خود در «حملات قاتلانهاش» را پنهان میکرد.
کوتاهی مسئولان بیمارستان، نوزادان بیشتری را به کشتن داد
پیش از ژوئن ۲۰۱۵ در هر سال کمتر از سه مرگ نوزادان در بیمارستان محل کار لوسی لتبی رخ میداد اما تنها در ماه ژوئن آن سال سه نوزاد جان باختند. اتفاقی که انتظارش نمیرفت اما به دلیل آنکه دلیل مشترکی در مرگها نبود، شکی برانگیخته نشد. با این وجود مرگ نامعمول نوزادان ادامه پیدا کرده است.
یکی از پزشکهای ارشد در بیمارستان «کنتس چستر» در جریان محاکمه این پرستار قاتل گفته است: مدیران بیمارستان در بررسی ادعاهای اولیه که علیه لوسی لتبی مطرح شد، کوتاهی کردند.
به گفته او، همچنین با وجود گذشت چند ماه از اینکه به مدیران هشدار داده شد که این پرستار ممکن است در مرگ کودکان مقصر باشد، مدیران بیمارستان در خبر کردن پلیس تاخیر داشتند.

به گفته دکتر «استیون بریری»، همین کوتاهی باعث شد که لوسی لتبی دستکم به پنج نوزاد دیگر حمله کند و دو نفر از آنها را بکشد.
تمام این قربانیان، بیمار و در شرایط بسیار آسیب پذیر در بخش نوزادان بیمارستان «کنتس چستر» بستری بودند.
مادر یکی از این کودکان طی بیانیهای در دادگاه گفت: فکر نمیکنم هیچگاه بتوانیم با این حقیقت کنار بیاییم که دخترمان تا لحظهای که دیگر توانی برای مبارزه نداشت، شکنجه شد و هرچه هم بر سر او آمد به دست کسی روی داد که قرار بود مراقبش باشد و در بازگشت او به خانهای که به وی تعلق داشت، یاریش دهد.
از این رو از دادگاه برای لتبی به دلیل «اقدامات سادیستی» و جنایات از پیش برنامهریزی شده، درخواست حبس ابد شد.
خلیج فارس: مردی از زنش برای سرقت بزرگ کمک گرفت و سپس او را رها کرد و همراه دخترخالهاش فراری شد.
عامل کلیدی این سرقتها زنی بود که مدتی به عنوان پرستار خانگی زن پا به سن گذاشتهای در شمال تهران کار میکرد و در نهایت با تیزهوشی صاحبکارش که متوجه شده بود او از اعتمادش سوء استفاده کرده است، دستگیر شد.
کشف راز این سرقتها زمانی در دستور کار علیرضا بهشتی بازپرس شعبه دوم دادسرای ویژه سرقت تهران قرار گرفت که پروندهای مطرح شد که در یک شب سه خانه در یک ساختمان مورد سرقت قرار گرفته بود.
تحقیقات در مورد این سرقتها ادامه داشت تا اینکه یکی از همسایههایی که در آن ساختمان سکونت داشت به پلیس مراجعه کرد و گفت: گمان میکنم زنی که در خانه من کار میکند و پرستارم است، در سرقت از خانه همسایههایم نقش دارد.
این زن ادامه داد: من بازنشسته هستم و سعی میکنم نویسندگی کنم برای همین در رفتار آدمها خیلی دقت میکنم. پرستارم را از طریق آگهی اینترنتی پیدا کردم و شناخت زیادی از او ندارم، او از خانه من سرقت نکرده است اما اخیرا در ساختمانمان سرقت شده که فکر میکنم او در این سرقتها دست داشته است. چون مدتی است که پریشان است و یک بار که اتفاقی حرفهایی را که تلفنی نمی دانم به چه کسی میگفت شنیدم از این صحبت میکرد که اگر بفهمند من هم شریک دزدی بودهام روزگارم سیاه میشود.
به این ترتیب ماموران پلیس موضوع را به بازپرس پرونده گزارش کردند و بازپرس دستور دستگیری زن جوان را صادر کرد.
وپرستار خانگی در اولین بازجوییها به دخالت در سرقت با همدستی شوهرش اعتراف کرد. زن بازداشت شده گفت: مدتی قبل دنبال کار میگشتم که در سایت دیدم برای نگهداری سالمند در خانه آگهی کردهاند و پیرزن تنهایی نیاز به پرستار خانگی دارد به همین دلیل در خانهای که در شمال تهران بود مشغول به کار شدم. پیر زن تنها بود و من کار خانه و نظافت و آشپزی را انجام میدادم یک روز که از خرید روزانه آمدم فالگوش ایستادم و دیدم در مورد کلید خانه همسایهها صحبت میکند و اینکه تازه کلی طلا خریدهاند و کلید چند همسایه دستش است و خودشان مسافرت رفتهاند. این حرفها را که شنیدم شب به شوهرم گفتم و او زیر پایم نشست و در نهایت راضی شدم که سرقت کنیم.
این زن در مورد نحوه سرقت هم گفت: شوهرم با کمک من وارد ساختمان شد اما من قبل از آن پیر زن را با داروی خواب نیمه بیهوش کرده و کلیدها را برداشته بودم. شوهرم با تخریب بعضی قفلها وارد خانهها شد تا طبیعیتر به نظر برسد، او میخواست از خانه صاحبکارم هم سرقت کند که من گفتم برایم بد میشود و او آدم خوبی است. در نهایت منصرف شد و با سرقت از سه خانه آن ساختمان بیرون رفت. از هر خانه بالای ۵ میلیارد پول، طلا و دلار برداشت اما یک روز که سر کار بودم فرار کرد و بعد هم برایم یک اس ام اس زد که مرا ببخش، او با دختر خالهاش که قبل از ازدواج با من عاشقش بود فرار کرده است و انگار الان که دختر خالهاش جدا شده و خودش هم نزدیک ۲۰ میلیارد پول به جیب زده می خواهند با هم زندگی کنند.
با این اعترافات زن جوان تحقیقات ماموران برای دستگیری شوهر او شروع شد و ماموران موفق شدند رد شوهر فراری او را در شمال کشور پیدا کنند و در نهایت او و زن مورد علاقهاش را در یک کلبه جنگلی پیدا و دستگیر کنند.
در پی این اتفاق مرد جوان به تهران انتقال یافت و پس از اعتراف به جرایم خود گفت: قصد داشتم با حدود ۲۰ میلیاردی که سرقت کرده بودم با دختر خالهام فرار کنم و به ترکیه بروم که دستگیر شدم.
در حال حاضر تحقیقات از این زن و مرد ادامه دارد.
منبع: اعتمادآنلاین
















