خلیج فارس:تصاویر خبرگزاری آناتولی ترکیه از برگزاری دورههای آموزشی موتورسواری برای بانوان در جنوب تهران وایرال شد.





منبع:برترینها
خلیج فارس:تعدادی از زنان، تجربه اختلالات روانشان را بعد از زایمان روایت کردند، آنها میگویند همه چیز به افسردگی بعد از تولد فرزند ختم نمیشود.
گزارش روزنامه شرق درباره «افسردگی» و «سایکوز» پس از تولد فرزند که میتواند زنان را تا مرز خودکشی پیش ببرد را در ادامه میخوانید.
در تمام این سه روز بعد از زایمان، نتوانسته بود بیش از سه یا چهار ساعت بخوابد. همزمانی اثرات آنتیبیوتیک، بیهوشی، سروصدای نوزادها و درد بخیهها او را از پا درآورده بود. به صحنه وسط هال خیره شد؛ قابی که هیچ فرقی با میدان جنگ نداشت. با زحمت خودش را به دستشویی رساند و نشست. اشکها بیوقفه صورتش را خیس میکرد. همهچیز در ذهنش مثل برشهای کوتاه یک فیلم ترسناک بود. استیصال داشت خفهاش میکرد. تنها چیزی که در کسری از ثانیه در ژرفای بیچارگی به ذهنش رسید، این بود که همه چیز را رها کند و فرار کند و برود. تنها نقطه امن، جایی بود که فرسنگها از اینجا فاصله داشت. با نیروی این تصمیم آنی خودش را از دستشویی بیرون کشید. یکی از بچهها نقنقش را شروع کرده بود. برادرش سعی داشت در خواب و بیداری آرامش کند و همزمان، آن یکی بچه به خودش پیچوتاب میداد. دوباره از پشت دیوار نگاهشان کرد؛ درحالیکه پیراهن گشاد به تن داشت، موهایش آشفته بود و چشمهایش از بیخوابی و گریه سرخ و خونگرفته بود، به دیوار تکیه داد. آنچه مقابل خود میدید، هیچ شباهتی به تمام آن خیالپردازیهای ۹ماههاش نداشت؛ روز شروع شده بود.
برشی از لحظات دشواری را خواندید که برای برخی از مادران تا هفتهها و ماهها به درازا میکشد. آنچه پزشکان و ماماها هم کمتر از آن حرفی به میان میآورند. در فضای جامعه بهندرت سخنی از آن گفته میشود و حتی خود زنان نیز بهسختی از تجربه خود میگویند، چراکه میترسند از تصویر مادر ایدئال دورشان کند. آنچه با عنوان «افسردگی پس از زایمان» شناخته میشود، شیوع حدود 15درصدی دارد و در شرایط حاد حتی میتواند به «سایکوز (جنون) پس از زایمان» نیز بدل شود؛ یکی از موارد اورژانسی روانپزشکی که ریسک مخاطراتش ممکن است تا مرز خودکشی یا آسیبرساندن به نوزاد هم برسد. در این گزارش، به یکی از مگوترین رنجهای زنان میپردازیم؛ رنجی که هنوز هم از ترس قضاوتها، بیشتر در پچپچهای حلقههای زنانه میماند و بس.
به فرار فکر میکردم
«صبح روز سوم، یک روز بعد از ترخیص از بیمارستان، ساعت پنجونیم صبح، هوا رنگ سرب بود. سکوت چنان باورنکردنی بود که لحظهای شک کردم آنچه طی این سه روز بعد از زایمان بر من گذشته، حقیقت داشته باشد. از بچهها خبری نبود. سراسیمه بلند شدم. درد تیزی زیر شکمم پیچید. روتختی تخت از خون پریود 9 ماه در راه مانده قرمز شده بود. چطور حالا ملافه را عوض کنم؟ تمام توانم را جمع کردم تا نگذارم تیزی درد به فریاد تبدیل شود. لنگان و خمیده خودم را به هال رساندم. زمان انگار ایستاده بود. برادرم روی کاناپه نشسته بود؛ یکی از بچهها روی شانهاش، با گردنی خمیده، به خواب رفته بود و دیگری کمی آنورتر روی پاهای همسرم خوابیده بود و خودش مچاله سرش را فقط به نزدیکترین بالش ممکن رسانده بود. بقیه اعضای خانواده هم هریک گوشهای چرت میزدند.
بچهها هر دو، تا یک ساعت قبل بیوقفه گریه کرده و جیغ زده بودند. و بین شیر مادر و شیرخشک و تعویض پوشک و آغوش دست به دست بودند. بیفایده بود. شیردادن با سرنگ را بلد نبودم. دو بار پریده توی گلویشان. تا مرز مرگ رفته بودیم که نفس میکشند یا نه. با شیشه آشنا نبودند و آنقدر گریه کرده بودند که جانی برای مکیدن نمانده بود». اینها را «ن» میگوید. همین حالا هم که فرزندان دوقلویش دیگر مدرسه میروند، با مرور آن لحظات بغض در صدایش مینشیند: «پاهایم دو روز بعد از بیهوشی، ورم کرده و پوستم قرمز و خشک بود. صحنهای از نیمهشب را به یاد آوردم: درحالیکه تلاش میکردم به یکی از بچهها شیر بدهم و دیگری در صف انتظار بود و جیغ میکشید، درد بخیه در حالت شیردادن دیوانهام کرده بود و بچه از ضعف نای مکیدن نداشت. همزمان همسرم پای ورمکردهام را روی شانهاش گذاشته و ماساژ میداد. خانه بوی شیرخشک و ویتامین و پوشک میداد». آنچه او مقابل خود میدید، فرسنگها با آنچه از بارداری برای خود رؤیا بافته بود، فاصله داشت و حالا و زیر فشار این استیصال، تنها به فرار فکر میکرد. به ترککردن خانه و رهاکردن همه و رفتن.
میترسیدم بگویند شایسته مادری نیستم
حس مشترکی که زنان زیادی پس از تجربه زایمان آن را درون خود لمس میکنند، اما از اینکه آن را با صدای بلند بگویند، هم میترسند. «ز» هم در ششوبش همین تصمیم بود. درست یک هفته پس از زایمان، در یکی از شبها که نوزاد و همسرش پس از کشمکشی سهساعته در گوشهای از تخت بیهوش شده بودند. او به شغلی فکر میکرد که حالا به مدت حداقل یکسالونیم باید ترکش میکرد. به بدنش چشم دوخته بود که هیچ شباهتی به زنی که قبلا میشناخت، نداشت و تا اطلاع ثانوی فرصتی نبود تا دوستانش را ببیند و حتی همین حالا که درگیر این اوهام بود، هر لحظه میترسید بچهای که تازه خوابیده، دوباره بیدار شود و او بماند و بیچارگی محض: «فکر کردم بهتر است فرار کنم. گفتم نامهای میگذارم و میروم. همه وجودم عاشق آن بچه بود. عاشق همسرم و آن خانه. اما حس میکردم اگر یک روز بیشتر در آن محیط بمانم، نابود خواهم شد. هزار بار در ذهنم همه چیز را جمع کردم، توی یک ساک گذاشتم، در خانه را آرام بستم و رفتم اما هر هزار بار، شبیه تکه چوبی خشکیده و بیجان، در همان تخت مانده بودم و اشک میریختم». او هنوز هم بعد از 11 سال، از احساس لحظه نخستی که نوزادش را به او دادند، احساس شرم میکند: «همه گفته بودند بچه را که به آغوشت بدهند و او شروع به مکیدن پستانت کند، عشق همراه با نخستین شیردهی به بدنت تزریق میشود. حالا و در این مصاحبه که نامی از من در آن برده نمیشود، پسرم بزرگ شده و هر روز بیشتر از روز گذشته عاشقش هستم، میتوانم اعتراف کنم که در آن لحظه بهسختی احساس تهوع را در وجودم کنترل کردم. به زور لبخند زدم و اشکی را که از هراس از گونههایم چکیده بود، جای اشک شوق به بقیه نشان دادم، تا سرزنشم نکنند. تا نگویند شایسته مادری نیستم».
«ز» آنقدری خوششانس نبود که بتواند از کمک تخصصی یک روانکاو یا روانپزشک استفاده کند. بههمیندلیل هم، فقط تحمل کرد: «نزدیک به چهار ماه طول کشید. چهار ماهی که خیلی اوقاتش را هم میخندیدم. با هر رشد ساده فرزندم بیشتر عاشقش میشدم اما چیزی از احساس لذت و رضایت نمیفهمیدم و سراسر زندگیام رنج بود. حالا که میدانم آن دوران جهنمی افسردگی پس از زایمان بوده، فهمیدم که بدنم توانست بهمرور با شرایط تطبیق پیدا کند و اگرچه باعث شد رنج زیادی متحمل شوم، اما دستکم از آن روزها عبور کردم. ولی زنان زیادی را میشناسم که این دوران برایشان طولانیتر و شدیدتر میشود».
۴۸ ساعت سخت
اما روزهای پس از زایمان برای «الف» شبیه حبابی بود که خودش و نوزادش در آن قرار داشتند و روی همه چیز، گرد اندوه پاشیده شده بود: «جز گریه کار دیگری نمیکردم. با اینکه کمک خانوادهام را داشتم و همسرم هم همراه بود اما هیچکدامشان باعث خوشحالیام نمیشد. فکر کردیم خستگی یا دوری از فضاهای دوستانه باعث این اتفاق شده است. یادم میآید که شیردوش خریدیم تا شبها برای شیردهی بیدار نشوم و همسرم این کار را انجام میداد اما اثر نکرد. خرید و موسیقی شاد و استخر هم فایده نداشت. یک بار در ماشین آهنگ قدیمی که همیشه در سفرها گوش میدادیم، پخش شد و من ساعتها با همان آهنگ اشک ریختم. یا یک بار وقتی به خانه رسیدم، به مدت 48 ساعت مانتو و شلوارم را عوض نکردم. انگار انگیزه لباس عوضکردن هم نداشتم».
اما او پس از شش ماه به روانپزشک مراجعه کرد: «پزشک برایم توضیح داد که از نظر هورمونی بدنم به هم ریخته است و نیاز به مصرف دارو وجود دارد. شاید باورتان نشود که به مدت 9 ماه دارو خوردم و دوباره زندگیام به حالت عادی برگشت. برای همین همیشه به هرکسی که میرسم، توصیه میکنم که از ویزیت روانپزشک و مصرف دارو در صورت نیاز، هراس نداشته باشند و فکر نکنند از مادر بودنشان کم میشود. خود من در آن دوران نمیتوانستم درباره این موضوع با کسی حرف بزنم، چون دوست نداشتم تصویر مادری خودم را در چشم بقیه خراب کنم. ولی کاش همه مادران بدانند که عشق به فرزندشان هیچ ارتباطی با این افسردگی ندارد و هیچ خدشهای به مادر بودنشان وارد نمیکند».
روایت ازدستدادن همسر پس از زایمان
اما آنچه از افسردگی پس از زایمان نیز در ایران کمتر شناخته شده است، پدیده «سایکوز پس از زایمان» نام دارد؛ یک نوع اختلال روان که اگرچه درصد ابتلا به آن پایین است، اما از جهت میزان مخاطرات، جزء شرایط اضطرار و اورژانس روانپزشکی محسوب میشود. اختلالی که سبب شد «محبوبه گیوهچی»، تنها 12 روز پس از زایمان دست به خودکشی بزند؛ آن هم پس از تلاش نافرجامی که برای از بین بردن تمام اعضای خانواده کرده بود.
«حامد توتونچی» که حالا با نوزادی در آغوش، در سوگ همسر جوانش نشسته است، از بیاطلاعی درباره این اختلال روانی میگوید: «مشکلی که همسر من با آن روبهرو شد، روانپریشی پس از زایمان بود که با افسردگی پس از زایمان کاملا متفاوت است. ما هم این موضوع را اساسا نمیدانستیم و تنها تصور میکردیم که بدترین اتفاق ممکن احتمالا همان افسردگی پس از زایمان است و همه هم به آن مبتلا نمیشوند. در نتیجه وقتی هم در فضای اینترنت جستوجو میکردیم، مدام درباره افسردگی میپرسیدیم و طبعا پاسخها و مطالبی که به ما نشان میداد نیز درباره همین موضوع بود. امروز که داغدار این سوگ هستیم تازه با آن آشنا شدیم که البته کاش قبل از آن میدانستیم. هولناک است که به گذشته نگاه کنی و با خودت بگویی اگر درباره چنین بحرانی اطلاعات داشتیم، میتوانستیم جلوی یک فاجعه بزرگ را بگیریم. اما متأسفانه نه من و نه همسرم و نه اطرافیان هیچکدام دانشی در این زمینه نداشتیم و بهای سنگینی هم به خاطرش پرداخت کردیم».
او با توصیف ویژگیهای همسرش توضیح میدهد که او حتی تجربه افسردگی هم نداشت: «محبوبه یک انسان بسیار دقیق، حسابگر و پخته بود. ما یک هلدینگ خانوادگی داریم که مدیریت بخشی از مجموعه با او بود و چندین کارمند و کارگر دیگر را هم مدیریت میکرد. تحصیلکرده بود و نه او برای این زندگی و نه من، چیزی کم نگذاشته بودیم. رابطه خوب و سالمی داشتیم و هیچ مشکل و نشانهای از افسردگی در او وجود نداشت. در دوران بارداری هم همینطور بود. شاید یک زمانهایی استرس داشتیم اما موارد طبیعی بود که برای همه ایجاد میشود. یکی، دو روز اول پس از زایمان هم همسرم حالش خوب بود. هیچ مشکلی نداشت. همین مسائل مربوط به درد جای سزارین فقط اذیتش میکرد. اما از روز سوم همه چیز عوض شد. سؤالاتی میپرسید که انگار ارتباطش با جهان واقع قطع شده بود. مثلا میپرسید چطور شیرخشک درست میکنند؟ یا مدام میگفت این بچه را درک نمیکنم و نمیفهمم چه میخواهد. بهعلاوه اینکه بیخوابیهایش هم مدام بیشتر میشد و ما تصور میکردیم که اینها نشانههای افسردگی بعد از زایمان است».
درباره سایکوز پس از زایمان نمیدانستم
او با حساسشمردن تکبهتک دقایق پس از بروز این اختلال روانی میگوید: «لحظات و دقایق در این شکل از روانپریشی پس از زایمان بسیار حیاتی است؛ آنقدر که محبوبه خودش ساعت هشت روز شنبه وقت روانشناس گرفته بود برای ساعت چهار بعدازظهر، اما متأسفانه ساعت 10 صبح اقدام به خودکشی کرد. بنابراین اهمیت دقایق آنقدر مهم است که از نظر بیولوژیکی این اتفاق روانی را با سکته مغزی و تشنج تشبیه میکنند؛ همانطوری که فرد دچار سکته یا تشنج کنترلی بر بدن خود ندارد، زنی که دچار این عارضه شده است نیز هیچ کنترلی روی ذهنش ندارد و توان تصمیمگیری ندارد. تا زمانی که او را از دست دادیم هم حالاتش اینگونه بود که انگار این ارتباط قطع و وصل میشد».
او نمیخواهد خانواده دیگری قربانی این فقدان آگاهی شوند: «من تصمیم گرفتم درباره این موضوع حرف بزنم تا دیگران قربانی نشوند و بتوانند با نگاه باز با چنین بحرانی روبهرو شوند. اگر درباره سایکوز پس از زایمان میدانستیم، الان همسرم کنار من و فرزندمان بود. از همه مهمتر اینکه حرف و حدیثهای غیرعلمی که این اختلال روانی را به «آل»، «جن» و «روح» ارتباط میدهند، باور نکنند. در این مدت خیلی از این حرفها شنیدیم. یکی میگفت موجودات غیرارگانیک وارد خانه شما شدهاند. دیگری میگفت برایتان دعا گرفتهاند. برخی میگفتند بروید چشمزخم بگیرید».
توتونچی از اینکه در بیمارستان خصوصی و فوقتخصصی هم حتی یک نفر درباره این بیماری به آنها هشدار نداده بود، ابراز تأسف میکند: «در این مدت و در بیمارستان خیلیها درباره شیردادن و پوشککردن و کارت بهداشت به ما توضیح دادند، اما هیچکسی درباره این موضوع توضیح نداد. حتی پزشکی که قرار بود بخیهها را بکشد، تصور کرد این حالات محبوبه نشان از افسردگی پس از زایمان است».
خطر ابتلا به اختلالات روان
«مریم محقق»، متخصص روانپزشکی و دبیر کمیته پیشگیری از خودکشی انجمن علمی روانپزشکان، در گفتوگو با «شرق» به تبیین اختلالات روانی میپردازد: «در ابتدا باید بدانیم که اختلالات روان از سه محور بررسی میشوند: بایو، سایکو و سوشیال. و هرسه محور هم در ابتلا، بروز و تداوم یک اختلال روانی در افراد نقش ایفا میکنند. با این نگاه و از بعد زیستی، زنان پس از زایمان با سقوط شدید هورمونهای استروژن و پروژسترون روبهرو میشوند که این سقوط بر میزان سروتونین و دوپامین بدن آنها تأثیر میگذارد. محورهای هیپوتالاموس و هیپوفیز هم فعال میشوند که این نیز افزایش ترشح کورتیزول را به همراه دارد و در نتیجه، از منظر بیولوژیکی بدن در خطر ابتلا به اختلالات روان قرار میگیرد. ضمن اینکه درد، خونریزی، کمخونی، مشکل در غدد تیروئید و شیردهی هم بدن را آسیبپذیرتر میکند. در محور بعدی یعنی سایکولوژیکال هم یک زن اگرچه احساس عشق به فرزندش را تجربه میکند، اما بهطور همزمان احساسات دیگری را نیز تجربه میکند؛ ترس از آینده کودک، از میزان مهارت خودش، خشم از دست دادن بسیاری از موقعیتهای پیشین، احساس گناه از داشتن همین احساسات، فشار محیطی، احساس تنهایی و هزاران احساس دیگر که منافاتی با عشق مادر به کودک ندارد، اما وجود دارد. همچنین از منظر اجتماعی نیز ما مشکل ایدئال نشاندادن جایگاه مادری را داریم که خود فشار مضاعف بر زنان وارد میکند؛ چراکه در ذهنشان بین واقعیتی که تجربه میکنند و آن ایدئالی که جامعه تصویر کرده است، شکافی حس میکنند و از سرزنشها و قضاوتهایش هراس دارند».
با این مقدمه مفصل درک میکنیم که افسردگی پس از زایمان هم جزء اختلالات روانی است و باید از منظر علمی مورد بررسی قرار گیرد: «افسردگی پس از زایمان یک تشخیص افتراقی مهم هم دارد که با نام Bluebaby شناخته میشود. در این حالت تنها علائم خلقی گذرا بین چهار تا شش هفته بعد از زایمان ایجاد میشود، سه تا پنج روز اول شروع میشود و شیوع تا 75درصدی دارد. اما تفاوتش با افسردگی پس از زایمان خیلی مهم است. در Bluebaby دیگر اثری از فقدان لذت وجود ندارد. شاید گاهی اختلال خواب رخ دهد، اما فکر خودکشی یا آسیبرساندن به نوزاد در آن بروز پیدا نمیکند. احساس گناه و بیکفایتی هم اگر رخ دهد، بسیار گذراست. با آموزش مادر و اطرفیان و ایجاد حمایت، تا دو هفته قابل کنترل خواهد بود. اما اگر این حالتها بیشتر طول کشید یا شدت گرفت، تشخیص افسردگی پس از زایمان داده میشود».
شیوع ۱۵درصدی افسردگی پس از زایمان
محقق با اشاره به میزان شیوع این اختلال عنوان کرد: «این اختلال شیوع حدود 10 تا 15درصدی دارد و میزان حمایت و شرایط فرهنگی و اجتماعی ارتباط بسیار زیادی با آن دارد. سابقه اختلال خلقی در خود فرد یا خانواده هم در بروز این اختلال تأثیرگذار است. با بروز افسردگی پس از زایمان، تقریبا دیگر چیزی از احساس لذت در افراد باقی نمیماند و تماما با حس گناه لحظاتشان را میگذرانند و نکته مهم اینکه افکار خودکشی و نوزادکشی نیز در میان این افراد دیده میشود».
شکل حادتر این اختلالات اما با سایکوز پس از زایمان خود را نشان میدهد: «شیوع این بیماری زیر یک درصد است، اما به خاطر هزینه سنگینی که ایجاد میکند، جزء وضعیتهای اورژانسی روانپزشکی محسوب میشود و به مراقبت نزدیک و جدی متخصص نیاز دارد. در این وضعیت، فرد مبتلا به سایکوز دچار توهم میشود. هذیان میگوید. شاید چیزهایی را ببیند، بشنود، لمس کند و حتی ببوید که در جهان واقع وجود نداشته باشند. حالاتش برای سایرین عجیب به نظر برسد و از آنجایی که در اغلب موارد این سایکوز روی خلق بالای فرد سوار میشود، او را جسوتر، بیمحاباتر و دچار رفتارهای تکانشی بیشتر میکند. همین هم سبب میشود که ریسک خودکشی و آسیبرساندن در این افراد شدت میگیرد».
نشانهها را جدی بگیرید
این متخصص روانپزشکی با توضیح علائم این اختلال حاد روانی پس از زایمان توضیح داد: «بیخوابی شدید از برجستهترین علائم این بیماری است. حتی وقتی نوزاد خواب است و هیچ کاری برای انجامدادن وجود ندارد هم مادر نمیتواند بخوابد. حرفهای غیرعادی، حرفزدن با خود، گوشهگیری طولانیمدت، توهم و هذیانگویی، اشارههایی به افکار خودکشی و بهطور خلاصه حس اینکه فرد مقابل شما عوض شده است. رفتارهایی از خود نشان میدهد که هیچکدامشان آشنا نیست. در این شرایط، لطفا بلافاصله سراغ اورژانس و روانپزشک بروید و بههیچوجه تعلل نکنید».
محقق همچنین توصیههایی به افرادی که فکر فرزندآوری در سر دارند، ارائه داد: «به نظرم ضرورت تعیین یک برنامه سلامت روان برای افراد بسیاری حیاتی است. اینکه زن و مردی که قرار است والد شوند از شرایط سلامت روان خود مطلع باشند و بدانند که در آینده چه چیزهایی در انتظارشان است. این را بدانند که شاید نیاز به مراجعه به روانپزشک و حتی مصرف دارو باشد و از آن نترسند. بسیاری از داروها حتی در زمان بارداری قابل استفاده هستند. همه داروها افزایش وزن و خوابآلودگی ایجاد نمیکنند. همانطورکه برای بیماریهای جسم خود از نظر پزشک متخصص استفاده میکنند، بدانند که درمان روان هم نیاز به متخصص دارد. زنان بدانند که ترکیبی از ژنتیک، تجربه زیسته، شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی روی آنها تأثیر میگذارد و اگر اختلالی را حس کردند، فکر نکنند که مشکل شخص آنهاست یا ضعیف هستند. این را بدانند که «قویبودن» ارتباطی با اختلالات روانی ندارد و خودشان را سرزنش نکنند.
خلیج فارس:مدیرکل امور فنی صندوق بازنشستگی کشوری از ابلاغ دستورالعمل اجرایی بند (ت) ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت خبر داد و گفت: مادران شاغلی که از زمان لازم الاجرا شدن این قانون صاحب فرزند شده اند، می توانند با حداقل ۲۰ سال سابقه خدمت و رعایت شرط سنی بازنشسته شوند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصرایران؛محمد سلیمانی با اعلام این خبر گفت: با توجه به قانون مذکور از زمان لازم الاجرا شدن این قانون مادران شاغلی که فرزند یا فرزندانی به دنیا خواهند آورد، به ازای هر فرزند، میتوانند از یک سال کاهش در سن بازنشستگی برخوردار شوند و برای فرزند سوم و بیشتر میزان کاهش یک و نیمسال به ازای هر فرزند خواهد بود.
حداقل سن بازنشستگی مادران
وی افزود: حداقل سن بازنشستگی برای مادران دارای یک فرزند ۴۲ سال، دارای دو فرزند ۴۱ سال و دارای سه فرزند و بیشتر ۴۰ سال و حداقل سابقه خدمت دولتی، ۲۰ سال سابقه قابل قبول برای بازنشستگی در صندوق بازنشستگی کشوری می باشد.
مدیرکل امور فنی صندوق بازنشستگی کشوری دایره شمول این قانون را صرفاً برای مادران شاغلی دانست که از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون صاحب فرزند یا فرزندانی شده اند و علاوه بر حداقل بیست سال سابقه خدمت بایستی بر اساس تعداد فرزندان متولد شده بعد از تاریخ اجرای این قانون بیش از ۴۰ سال سن داشته باشند.
حمایت از قانون جوانی جمعیت
سلیمانی خاطر نشان کرد: تعیین حقوق بازنشستگی در اجرای بند (ت) ماده ۱۷ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت بر اساس سنوات خدمت قابل قبول برای بازنشستگی و با رعایت حداقل بیست سال سابقه خدمت قابل قبول می باشد و رعایت مفاد ماده ۲۹ قانون برنامه پنج ساله هفتم پیشرفت (موضوع نحوه افزایش سنوات الزامی بیمه پردازی برای بازنشستگی) الزامی است.
وی تاکید کرد: دستورالعمل قانون مذکور به مدیریت های استانی صندوق بازنشستگی کشوری ابلاغ گردیده و لازم الاجرا بوده و لذا تقاضای مشمولین این قانون به دستگاه محل خدمت، قابل بررسی و اقدام میباشد.
خلیج فارس:یک وکیل پایه یک دادگستری میگوید: ایراد اصلی در اصلاحات جدید این است که مهریه تنها ابزار زنها برای مواقعی بود که به هر دلیلی با همسر خود مشکل داشتند و از آن استفاده میکردند و مرد را به پای میز محاکمه میکشانند تا برای گرفتن طلاق یا مثلا برای اخذ حضانت فرزندان اقدام کنند؛ درواقع احتمال اینکه مرد به دلیل مهریه بازداشت شود میتوانست ابزار مهریه را برای زن کارآمد کند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبر آنلاین؛ یک وکیل پایه یک دادگستری میگوید: ایراد اصلی در اصلاحات جدید این است که مهریه تنها ابزار زنها برای مواقعی بود که به هر دلیلی با همسر خود مشکل داشتند و از آن استفاده میکردند و مرد را به پای میز محاکمه میکشانند تا برای گرفتن طلاق یا مثلا برای اخذ حضانت فرزندان اقدام کنند؛ درواقع احتمال اینکه مرد به دلیل مهریه بازداشت شود میتوانست ابزار مهریه را برای زن کارآمد کند.
کلیات اصلاح قانون مهریه روز گذشته یکشنبه هجدهم آبانماه توسط نمایندگان مجلس به تصویب رسید و طبق معمول موافقان و مخالفان خود را داشت.
بر اساس گفته نمایندگان مجلس، طرح اصلاح قانون مهریه در مجلس با هدف کاهش مشکلات اجرای محکومیتهای مالی و حفظ حقوق بانوان، اجرایی میشود و طبق اصلاحات جدید، سقف مهریه برای زندانی شدن زوج از ۱۱۰ سکه به ۱۴ سکه کاهش یافته است.
همچنین محمدتقی نقدعلی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفت: بر اساس مصوبه جدید، اصلاحات قانون مهریه به این شکل است که از زمان ثبت دادخواست اجرای مهریه در دادگاه یا دوایر ثبتی، هرگونه نقل و انتقال اموال از سوی مرد مصداق «فرار از دین» تلقی شده و دارای مجازات کیفری است؛ اصلاحی که به گفته او به نفع زنان و دختران جامعه خواهد بود.
شیما قوشه، وکیل پایه یک دادگستری، نیز در خصوص معتیب و مزایای اصلاحات جدید قانون مهریه،میگوید: اینکه میگویند بحث کیفری در مهریه مطرح است، اینطور نیست؛ کیفری فقط در مورد جرائم، مورد نظر است؛ بخشی از اصلاح قانون مهریه شاید نفع عمومی برای جامعه داشته باشد؛ حبس برای همه بدهکاران پیشبینی شده بود و در بحث مهریه، مردها باید تا زمان تادیه (تسویه) دین خود، به زندان میرفتند و بماند که در همه این سالها خیلی شرایط سختگیرانهای داشتند.
او تصریح میکند: مسئلهای که تا پیش از این و از منظر عمومی جامعه مطرح بود، این بود که به زندان رفتن مردان بدهکار مهریه برای جامعه هزینه هنگفت و قابل توجهی داشت و این هزینه تاکنون از بودجه عمومی مملکت پرداخت میشده و شاید از این منظر بحث حبسزدایی در اصلاحات جدید قانون مهریه خوب بوده است.
این وکیل پایه یک دادگستری خاطرنشان میکند: ایراد اصلی در اصلاحات جدید این است که مهریه تنها ابزار زنها برای مواقعی بود که به هر دلیلی با همسر خود مشکل داشتند و از آن استفاده میکردند و مرد را به پای میز محاکمه میکشانند تا برای گرفتن طلاق یا مثلا برای اخذ حضانت فرزندان اقدام کنند؛ درواقع احتمال اینکه مرد به دلیل مهریه بازداشت شود میتوانست ابزار مهریه را برای زن کارآمد کند.
قوشه در ادامه میگوید: خیلی وقتها که مهریه پرداخت نمیشد یا اقساط عجیب و غریب برای پرداخت آن تعیین میشد؛ مثلا سالی پرداخت یک سکه یا یک سال و نیم یک سکه برای مرد مشخص میشد اما در هر حال ترس و نگرانی برای مردان وجود داشت و میشد با آنها در خصوص طلاق یا حضانت فرزندان مذاکره کرد و الان با حبسزدایی، این ابزار از زنها گرفته شده است و آن ترس و نگرانی هم دیگر برای هیچ مردی وجود ندارد؛ چون میداند که دیگر زندان نمیرود و با پابند الکترونیکی بیرون میآید و مسئلهای که وجود دارد این است که این امتیاز کوچکی که برای زنها با مهریه وجود داشت، از آنها گرفته شده و هیچ امتیازی هم به آنها داده نشده و کاملا یک سویه است.
او تاکید میکند: همیشه هر بدهکاری به محض مطالبه طلب توسط طلبکار اموال خود را به نام فرد دیگری منتقل میکرد و اگر طلبکار میتوانست اثبات کند که مطالبه کی بوده است، فرار از دین محسوب و معامله باطل میشد و به وضع سابق برمیگشت؛ منتها یک رای وحدت رویهای آمده است که رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس هم به آن اشاره کرده است، مخصوصا به نفع حقوق زنان است و البته این به طور کلی در مورد همه بدهکاران است و تا پیش از این خیلی به ضرر زنها بود.
این وکیل پایه یک دادگستری ادامه میدهد: قانون تا پیش از این میگفت اگر بدهکار بعد از صدور رای قطعی اموالش را به نام فرد دیگری منتقل کند، آن موقع فرار از دین است و این نکته مثبت در اصلاح قانون مهریه است که هر زن هر موقع که بتواند با یک دادخواست یا حتی اظهارنامه اثبات کند که از فلان تاریخ مهریه خود را مطالبه کرده است و اگر مرد بعد از مطالبه مهریه توسط زن اموالش را منتقل کند، معامله صوری به قصد فرار از دین است و هم جرم است و هم معامله ابطال میشود و اموال مرد به وضع سابق برمیگردد و زن میتواند آن اموال را به عنوان بخشی یا همه مهریه توقیف کند.
خلیج فارس:در حالی که سرنوشت لایحه منع خشونت علیه زنان همچنان در مجلس نامعلوم و فرایند بررسی آن متوقف شده است اما مهر ماه امسال نمایندگان مجلس با ارایه طرحی، سقف ضمانت اجرای کیفری مهریه را با ۱۴ سکه به تصویب اولیه رساندند!
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛بر این اساس، تنها تا سقف ۱۴ سکه تمام بهار آزادی، امکان اعمال ضمانت اجرای کیفری (مانند درخواست حبس) برای الزام به پرداخت مهریه وجود خواهد داشت. این به آن معناست که برای مبالغ بالاتر از این سقف، وصول مهریه تنها از طریق روشهای حقوقی و با اثبات تمکن مالی مرد ممکن خواهد بود.
آنطور که علی آذری، نماینده مجلس شورای اسلامی گفته است :«مجلس با هدف تعدیل روابط اجتماعی و حفظ تعادل در خانواده، اصلاحاتی در قوانین مهریه، نفقه و حضانت انجام داده است. پیشنهاد کاهش مهریه به ۱۴ سکه در شرایط اقتصادی کنونی مطرح و در راستای حمایت قانونی از حقوق خانوادهها تصویب شده است.»
از این روی و در حالی که طرح جدید مهریه در تلاش است تا یک مشکل اجتماعی واقعی یعنی زندانی شدن تعداد زیادی بدهکار مهریه را حل کند، اما در عمل به بهای ایجاد یک چالش جدی برای احقاق حق زنان تمام خواهد شد.
هر چند طرح مذکور هنوز در راهروهای مجلس در حال سبک سنگین شدن است و به تصویب نهایی نرسیده ، اما اگر این طرح به شکل فعلی تصویب شود، به طور قطع میتواند مسیر دشوارتری را برای زنانی که به دنبال احقاق حقوق قانونی خود هستند، ایجاد کند؛ چراکه مهمترین ابزار اجرایی آنان ، تضعیف خواهد شد.
از سوی دیگر کارشناسان حوزه حقوق معتقدند ، تصویب نهایی طرح مهریه، حس تبعیض را تشدید میکند. چنانکه محسن برهانی حقوقدان و استاد دانشگاه می گوید:«امروز مهریه تنها شمشیر و سپر زنان در اختلافات خانوادگی است.انصاف نیست زنان را خلع سلاح کنید و مردان را مسلّح نگه دارید.» به گفته این وکیل دادگستری «با تغییرات قانونی مردانه، حس تبعیض را به زنان و دختران ایران القا نکنید.»
به نظر میرسد کاهش یکجانبه سقف مهریه، بدون اصلاح همزمان سایر قوانین حمایتی خانواده، میتواند منجر به افزایش ناعدالتی علیه زنان شود. همانطور که زهرا بهروز آذر معاون رئیس جمهور در امور زنان نیز در این باره معتقد است : « مهریه یک تکه از پازل حقوقی و اقتصادی خانواده است و تغییر آن به تنهایی راهکار مناسبی نیست .»
با این همه کارشناسان و مسئولان پیشنهاد میکنند به جای تمرکز صرف بر کاهش عدد مهریه، راهحلهای بنیادیتری مانند تقویت نهادهای حمایتی، ایجاد صندوق بیمه مهریه، اصلاح قوانین حضانت و حق طلاق، و شفافسازی داراییهای زوجین ، در دستور کار قرار گیرد. بنابراین نه حذف کامل حمایتها، بلکه اصلاح سیستم و ارائه جایگزینهای هوشمندانه (مانند مکانیزمهای تقسیم دارایی یا بیمه اجباری مهریه) لازم است تا هم از مردان در برابر حبسِ صرف حمایت شود و هم امنیت مالی زنان قربانی حفظ گردد .
به نظر میرسد طرح فوق با توجه به حساسیتهای پیچیده آن ، بررسیهای کارشناسانه بیشتری را طلب میکند در غیر اینصورت خود تبعیض دیگری در کنار دیگر چالشهای جنسیتی موجود، در حوزه زنان، خواهد بود. این طرح اگر قرار است بندی از پای محکومی بگشاید، قرار نیست بندی برسرنوشت دیگری باشد.
خلیج فارس:مغز زنان کُندتر پیر میشود، اما به نظر نمیرسد که این موضوع آنها را از ابتلا به نوع شایع زوال عقل محافظت کند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، بر اساس یک مطالعه طولی که امروز در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شد، در طول پیری، مردان در مقایسه با زنان، کاهش حجم بیشتری را در مناطق بیشتری از مغز تجربه میکنند. نویسندگان معتقدند این بدان معناست که تغییرات مغزی مرتبط با سن توضیح نمیدهد که چرا زنان بیشتر از مردان به بیماری آلزایمر مبتلا میشوند.
به نقل از نیچر، فیونا کامفور، متخصص روانشناسی بالینی در دانشگاه سیدنی استرالیا، میگوید: واقعا مهم است که بفهمیم در مغز سالم چه اتفاقی میافتد تا بتوانیم بهتر بفهمیم وقتی افراد به این بیماریهای عصبی مبتلا میشوند، چه اتفاقی میافتد. او میافزاید: این مطالعه به درک دانشمندان از پیری معمول مغز میافزاید.
زنان تقریبا دو برابر مردان به بیماری آلزایمر مبتلا میشوند و پیری بزرگترین عامل خطر برای این بیماری است. این موضوع باعث شده است که تحقیقاتی در مورد تفاوتهای جنسیتی مرتبط با سن در مغز انجام شود. آن راوندال، دانشجوی دکترا در دانشگاه اسلو و یکی از نویسندگان این مقاله، میگوید: اگر مغز زنان بیشتر تحلیل رفته باشد، این میتواند به توضیح شیوع بالاتر آلزایمر در آنها کمک کند.
راوندال اضافه میکند که تحقیقات قبلی که تفاوتهای جنسیتی در پیری مغز را بررسی میکردند، نتایج متفاوتی را نشان دادهاند. چندین مطالعه نشان دادهاند که مردان در مقایسه با زنان، کاهش بیشتری در کل ماده خاکستری و اندازه هیپوکامپ را تجربه میکنند، در حالی که سایر تحقیقات، کاهش شدیدتر ماده خاکستری در زنان را گزارش کردهاند.
اسکن مغز
جدیدترین مطالعه شامل بیش از ۱۲ هزار و ۵۰۰ اسکن مغزی تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) از ۴۷۲۶ نفر بود که حداقل دو اسکن برای هر نفر، با فاصله متوسط سه سال انجام شده بود که به بیماری آلزایمر یا هرگونه اختلال شناختی مبتلا نبودند و به عنوان شرکتکننده کنترل در ۱۴ مجموعه داده بزرگتر قرار داشتند. محققان با بررسی عواملی از جمله ضخامت ماده خاکستری و اندازه نواحی مرتبط با بیماری آلزایمر، مانند هیپوکامپ که برای حافظه ضروری است، نحوه تغییر ساختار مغز افراد را در طول زمان مقایسه کردند.
به طور کلی، مردان در مقایسه با زنان، کاهش حجم بیشتری را در مناطق بیشتری از مغز تجربه کردند. به عنوان مثال، قشر پس مرکزی که مسئول پردازش احساسات لامسه، درد و دما و همچنین موقعیت و حرکات بدن است، در مردان سالانه ۲.۰ درصد و در زنان سالانه ۱.۲ درصد کاهش یافت.
کامفور میگوید نتایج نشان میدهد که مردان سریعتر از زنان پیر میشوند. همچنین امید به زندگی در مردان کمتر است.
ایمی برادتمن، محقق بالینی در حوزه سلامت شناختی در دانشگاه موناش در ملبورن استرالیا، میگوید اگر این تغییرات نقشی در ابتلا به بیماری آلزایمر داشتند، این مطالعه نشان میداد که زنان در نواحی مرتبط با این بیماری، مانند هیپوکامپ که در حافظه نقش دارند، کاهش بیشتری را تجربه میکنند.
راوندال میگوید نتایج به توضیحات احتمالی دیگری برای تفاوتهای جنسیتی در شیوع بیماری آلزایمر، مانند تفاوت در بقا یا آسیبپذیری در برابر بیماری اشاره دارد.
کامفور میگوید اینکه به نظر نمیرسد تفاوتهای جنسیتی در حجم مغز نقشی در این بیماری داشته باشد، کاملا تعجبآور نیست، زیرا بیماریهای زوال عصبی پیچیده هستند. درک این اختلالات نیازمند مطالعات طولی شامل افراد مبتلا به آلزایمر است تا نحوه تغییر مغز آنها در طول زمان مقایسه شود. او میافزاید: بعید است که صرفا نگاه کردن به تغییرات مرتبط با سن در آتروفی مغز، پیچیدگیهای پشت آن را توضیح دهد.
در همین باره:
زنان در ایران بیشتر از مردان عمر میکنند / سن امید به زندگی در ایران چقدر است؟
چرا زنان بیشتر از مردان عمر میکنند؟
بیماری پیچیده
برودتمن میگوید اگرچه این مطالعه قوی است، اما تحقیقات بیشتر با مجموعه دادههای متنوعتری مورد نیاز است. به عنوان مثال، افرادی که در این مطالعه شرکت داشتند، سطح تحصیلات بالایی داشتند که یک عامل محافظتی در برابر بیماری آلزایمر است، به این معنی که آنها به طور کامل نماینده جمعیت عمومی نبودند. مجموعه دادهها همچنین فاقد اطلاعاتی در مورد سایر عواملی بود که بر خطر ابتلا به بیماری آلزایمر در فرد تأثیر میگذارند، مانند قومیت و سنی که زنان یائسگی را تجربه میکنند.
نویسندگان میگویند وقتی تحلیل خود را بر اساس سطح تحصیلات تنظیم کردند، برخی از بخشهای مغز مردان دیگر کاهش سریعتری نسبت به زنان نشان ندادند. وقتی آنها مردان و زنانی را که پیشبینی میشد به مدت یکسانی زندگی کنند، به جای مردان همسن، مقایسه کردند، حجم مغز دو گروه با نرخهای مشابهی کاهش یافت.
خلیج فارس:ساعت ۴ عصر است و دود اگزوز موتورها در حاشیه خیابان کارگر میپیچد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ ساعت ۴ عصر است و دود اگزوز موتورها در حاشیه خیابان کارگر میپیچد. فرزانه، ۳۵ ساله، با عجله آخرین سفارش محصولات بافتنی خود را بستهبندی میکند. هر روز این صحنه تکرار میشود: انتظار و استرس لجستیک. او باید بسته را به دست مشتری در خیابان سهروردی برساند. زنگ تلفن به صدا در میآید. پیک موتوری است. فرزانه ناچار است کرایهای را بپردازد که قلب او را به درد میآورد: ۲۸۰ هزار تومان. او زیر لب زمزمه میکند: «این پول، سود خالص یک روز کار من است.» فرزانه یک کارآفرین مستقل است که زندگیاش روی تیغ نازک حاشیه سود میچرخد. او به خوبی میداند که بزرگترین مانع رشد کسبوکارش، نه کیفیت محصول بلکه هزینه و زمان حمل و نقل است.
رویای دو چرخ، سرمایه نقدشونده
فرزانه در حالی که به موتورسواری که بستهاش را تحویل گرفت و در کسری از ثانیه در ترافیک گم شد، نگاه میکند، یک محاسبه ساده را در ذهن خود تکرار میکند؛ محاسباتی که هزاران زن شهری دیگر نیز هر روز انجام میدهند: یک موتورسیکلت کارکرده، اکنون با حدود ۵۰ تا ۸۰ میلیون تومان قابل خریداری است. این مبلغ، معادل همان پولی است که باید در عرض چند ماه بابت کرایه پیکها بپردازد یا پسانداز کوچکی که برای اجاره خانه کنار گذاشته است. در مقابل، قیمت ارزانترین خودروهای داخلی بالای نیم میلیارد تومان است. برای فرزانه و زنانی در دهکهای متوسط و پایین، موتورسیکلت یک دارایی نقدشونده است؛ یک سرمایهگذاری مولد که بلافاصله به ابزار کار تبدیل میشود. آزادی موتورسواری، دسترسی به این سرمایه ارزان را از یک رؤیای مردانه، به یک اهرم اقتصادی برای زنان تبدیل خواهد کرد. اما مانع چیست؟ ممنوعیت اجتماعی و قانونی برای صدور گواهینامه. فرزانه عملاً ابزار اقتصادی خود را میشناسد، اما دسترسی به آن برایش مسدود است.
خلق بازارهای تخصصی: پیکهای زنانه
مشکل فرزانه تنها در بخش لجستیک نیست. اگر او میتوانست موتور براند، درهای یک بازار کاملاً جدید را به روی خود و دیگر زنان باز میکرد. او میداند که تقاضای زیادی برای خدمات پیک موتوری زنانه وجود دارد. او به یک دوست میگوید: «فروشگاههای آنلاین پوشاک زنانه، شرکتهای خدمات آرایشی که نمونه میفرستند، یا حتی مادرانی که میخواهند بچههایشان را کسی مطمئن از مدرسه بیاورد… هیچکس حاضر نیست این خدمات را با یک مرد غریبه انجام دهد.» این یک شکاف بازار عظیم است: تقاضای بالایی برای خدمات حملونقل تخصصی زنان وجود دارد که در غیاب رانندگان زن، ارضا نشده باقی مانده است. فرزانه میتوانست خود را به عنوان مدیر «پیک فرزانه» معرفی کند و علاوه بر کسب درآمد شخصی، برای چندین زن دیگر که مانند او در تنگنای مالی هستند، شغل ایجاد کند.
موتور، استقلال مالی و مهار فقر
گزارشهای اقتصادی نشان میدهند که اصلیترین قربانی هزینههای بالای حملونقل در ایران، زنانی هستند که مشاغل منعطف یا پارهوقت دارند. فرزانه مجبور است یا ساعتهای زیادی را در تاکسی بگذارند، یا بخش زیادی از درآمد اندک خود را صرف کرایه کند. موتورسیکلت این معادله را به هم میزند: زن سرپرست خانوار میتواند بین ساعتهای رسیدگی به فرزندان، چند سفارش را در کمترین زمان ممکن انجام دهد و بلافاصله به منزل بازگردد. همچنین هزینه سوخت و استهلاک موتور در برابر ماشین شخصی و حتی کرایههای اسنپ، ناچیز است و سود خالص را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. زنانی که اکنون به صورت غیررسمی با موتورهای بدون گواهینامه برای فرار از هزینهها کار میکنند، با صدور گواهینامه به نیروی کار رسمی، بیمهشده و حمایت شده تبدیل خواهند شد.
قفل اقتصادی جامعه
امروز فرزانه بسته خود را تحویل پیک داد و کرایهاش دود شد. فردا، شاید ناچار باشد با یک مشتری که حاضر به پرداخت کرایه بالا نیست، خداحافظی کند. محدودیت موتورسواری برای زنان در ایران، فراتر از یک موضوع اجتماعی یا حقوق فردی است. این یک قفل ساختاری در قلب اقتصاد شهری است که جلوی ظهور هزاران کارآفرین زن، توسعه خدمات تخصصی و افزایش کارایی نیروی کار را گرفته است. فرزانه در انتظار پیک بعدی، با خود فکر میکند: «چقدر عجیب است که برای رسیدن به استقلال مالی در این شهر شلوغ، دولت و جامعه، ارزانترین و سریعترین ابزار را از دست من گرفتهاند. اقتصاد ما روی دو چرخ موتور میتپد، اما اجازه نداریم سوارش شویم.»
خلیج فارس:اعظم موسوی، جراح و متخصص زنان و زایمان، گفت: غیر از بیمیلی زنان ایرانی به انجام زایمان طبیعی توصیه و تأکید خود پزشکان هم به افزایش آمار سزارین دامن زده است. سود مالی سزارین و زمان قابل برنامهریزی آن باعث میشود که در بسیاری از موارد به توصیه پزشک، سزارین برای زایمان انتخاب شود که اغلب ضرورتی هم ندارد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از روزنامه همشهری؛ درحالیکه برخی کشورهای توسعهیافته آمار سزارین را به زیر ۱۰ درصد رساندهاند و هر سال قدمهای بلندتری به سمت زایمانهای طبیعی بدون درد برمیدارند، در کشور ما آمار زایمانهای سزارین حدود ۵۵درصد گزارش شده است.
اما چرا آمار سزارین در کشور ما اینقدر بالاست؟ مهمترین دلیلی که کارشناسان و مسئولان حوزه سلامت برای بیمیلی زنان باردار مطرح میکنند نبود امکانات زایمان طبیعی بدون درد در بیمارستانهاست.
اعظم موسوی، جراح و متخصص زنان و زایمان میگوید: در کشورهای دیگر زایمانهای متنوعی مثل زایمان در آب، با هیپنوتیزم یا زایمان فیزیولوژیک بهصورت گسترده در دسترس زنان است و اتاقهای آرامش هم برای زایمان وجود دارد، اما در ایران این خدمات تنها بهصورت محدود و پراکنده در چند بیمارستان ارائه میشود.
این موضوع مورد تأکید مادران باردار نیز است. خیلی از مادران باردار معتقدند در بیمارستانهای دولتی ایران نهتنها اتاق آرامشی برای زنان باردار در کار نیست، بلکهگاهی کادر درمان اتاق عمل بسیار بداخلاق و بدرفتارند و همین مسئله تأثیر زیادی در ترس زنان از زایمان طبیعی دارد.
یکی دیگر از دلایل کمتر دیدهشده اما بسیار مؤثر در ترس زنان ایرانی از زایمان طبیعی، نقل تجربههای منفی از اطرافیان و نزدیکان است. این مسئله در غیاب آموزش علمی و آگاهیرسانی دقیق باعث شکلگیری تصویر ذهنی غلط و ترسناک از زایمان طبیعی در ذهن زنان میشود.
تولد در تاریخهای لاکچری
بهگفته کارشناسان، غیر از بیمیلی زنان ایرانی به انجام زایمان طبیعی توصیه و تأکید خود پزشکان هم به افزایش آمار سزارین دامن زده است. سود مالی سزارین و زمان قابل برنامهریزی آن باعث میشود که در بسیاری از موارد به توصیه پزشک، سزارین برای زایمان انتخاب شود که اغلب ضرورتی هم ندارد.
علاوه بر این، چند سالی است که زایمان در تاریخهای لاکچری رایج و مد شده و خیلی از والدین اصرار دارند فرزند خود را در تاریخهای رند سال مثل ۰۴/۰۴/۰۴.۰۴/۰۵/۰۶و… به دنیا بیاورند و این کار جز با سزارین امکانپذیر نیست.
لگن زنان ایرانی کوچکتر است
دلیل دیگر بیمیلی زنان ایرانی به زایمان طبیعی که کمتر به آن پرداخته میشود تفاوت آناتومی لگن زنان ایرانی با زنان دیگر کشورهاست.
موسوی در اینباره میگوید: برخی زنان مثل زنان افغان از نظر ساختار بدنی اصطلاحا خوشزا هستند اما در زنان ایرانی نهتنها فیزیولوژی متفاوتی وجود دارد، بلکه کمتحرکی و افزایش وزن در دوران بارداری هم بر سختی زایمان طبیعی تأثیرگذار است.
این متخصص زنان در ادامه میگوید: آگاهی دادن مستمر به زنان باردار و دوری از اجبار نقش مهمی در افزایش آمار زایمان طبیعی دارد.
خلیج فارس:زنان در ایران که تاکنون از دریافت گواهینامه موتور سیکلت محروم بودهاند، برای تردد در ترافیک سنگین شهرها به استفاده از موتور روی آوردهاند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ این تصاویر را خبرگزاری فرانسه و آناتولی ترکیه منتشر کردهاند.
خبرگزاری آناتولی ترکیه در توضیح این تصاویر نوشت: زنان در ایران که تاکنون از دریافت گواهینامه موتور سیکلت محروم بودهاند، برای تردد در ترافیک سنگین شهرها به استفاده از موتور روی آوردهاند. مطالبه دیرینه صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان بار دیگر بهعنوان یک موضوع مهم عمومی مطرح شده است.









خلیج فارس:سخنگوی دولت اعلام کرد که طبق اعلام موضع معاونت حقوقی ریاستجمهوری صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان منع قانونی ندارد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرگزاری ایسنا؛فاطمه مهاجرانی در نشست خبری هفتگی خود اظهار کرد: معاونت علمی ریاست جمهوری برای آموزش هوش مصنوعی به دانشآموزان بیش از ۱ میلیون دانشآموز و ۲۰۰ هزار معلم را در این حوزه آموزش میدهد.
وی در پاسخ به پرسشی درباره دریافت گواهینامه موتورسیکلت برای زنان، یادآور شد: طبق اعلام موضع معاونت حقوقی ریاستجمهوری صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان منع قانونی ندارد. از حل این مشکل به شدت استقبال میکنیم.
سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی درباره تأمین اتوبوس و ناوگان هوایی کشور، تأکید کرد: حدود ۶ هزار دستگاه اتوبوس کمبود داریم که تعدادی با واردات و تعدادی هم با تولید رفع مشکل میشود. ۲ هزار دستگاه با واردات رفع مسئله خواهند شد و در زمینه ناوگان هوایی هم هرکاری برای بهبود وضعیت انجام خواهد شد که بهتر است اقدامی باشد نه لزوماً اعلامی.
مهاجرانی همچنین با اشاره به برگزاری هفته دولت، اظهار کرد: بیش از ۳۰ هزار پروژه با ۹۷۰ هزار میلیارد تومان اعتبار در ایام هفته دولت افتتاح شد که به ایجاد اشتغال برای قریب به ۲۷۰ هزار نفر در استانهای مختلف رسید.
وی ادامه داد: در همه این پروژهها یکی از اعضای دولت برای افتتاح پروژهها حضور داشتند و برخی از اعضای دولت به دو استان سفر کردند.
مهاجرانی در پاسخ به پرسشی درباره ساماندهی مهاجران غیرقانونی، یادآور شد: حجم زیادی از اقتصاد ما یارانهای است که بخشی از آن آشکار است و مردم دریافت میکنند و بخشی هم پنهان است که در آموزش، بهداشت و نان و سایر موارد این اتفاق رخ میدهد و باید ساماندهی مهاجران و تفکیک مهاجران قانونی از غیرقانونی رخ دهد. مطابق اعلام وزارت کشور تاکنون ۱ میلیون و ۸۳۳ هزار و ۶۳۶ تبعه از کشور خارج شدند که ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در سال جاری خارج شدند که درصد بالایی از این میزان با خوداظهاری تعیین تکلیف شدهاند.
وی در پاسخ به پرسشی درباره میزان وفاق دولت با جریانهای مخالف خود، افزود: دولت راهحل مشکلات انباشته کشور را وفاق میداند. وقتی مسئلهای حل میشود که مسئله همه دستاندرکاران باشد که اول از همه نیازمند گفتوگوست و زمینه گفتوگو هم با وفاق فراهم میشود. هزینههای در این مسیر باید پرداخت شود که پای آن ایستادهایم تا صاحبان اصلی کشور که مردم هستند از نتایج آن بهرهبرداری کنند.
سخنگوی دولت در پاسخ به پرسشی درباره اقدامات دولت برای اصلاح ساختار بودجه، اظهار کرد: ردپای محکمی در این زمینه در قانون برنامه هفتم توسعه وجود دارد که اصلاحات ساختاری انجام شود و به نظمبخشی بودجهای کمک کند. رئیسجمهوری هم بر بودجهریزی در مجموعههای مختلف بر مبنای عملکرد تاکید دارد.
مهاجرانی همچنین ادامه داد: ۹۵ درصد از مطالبات گندمکاران برای اولینبار در این هنگام از سال تسویه شده است. در مورد یارانه هم برای کالابرگ در قانون پیشبینی جدیدی نشده است که امیدواریم در قانون بودجه آتی این امر در نظر گرفته شود.