خلیج فارس:صفحهٔ زینب سلیمانی، بعد از حمله اخیر اسرائیل تصویر زیر را در فضای مجازی به اشتراک گذاشت و نوشت: تا ابد در کنار هم…
منبع:برترینها
خلیج فارس:زینب سلیمانی فرزند شهید سلیمانی طی مطلبی در صفحه شخصی خود نوشت: به آنها هشدار میدهیم که فرزندان مکتب حاجقاسم در محور مقاومت، برنامههای مفصلی برای خائنان تدارک دیدهاند!
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرگزاری فارس؛ زینب سلیمانی فرزند شهید سلیمانی طی مطلبی در صفحه شخصی خود نوشت: شنیده شده برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله سعودی و امارات در پشت پرده، دشمن آمریکایی- صهیونی را برای تشدید فشار بر ایران تحریک و تشویق میکنند.
به آنها هشدار میدهیم که فرزندان مکتب حاجقاسم در محور مقاومت، برنامههای مفصلی برای خائنان تدارک دیدهاند!
ترستان از چشمان حاج قاسم را به یاد دارید؟ اکنون میتوانید همان چشمها را همچنان در این میدان بر صورت سربازان سپاه اسلام نظارهگر باشید.
خلیج فارس: زینب سلیمانی در شبکه ایکس نوشت: حاج قاسم بعد از آتش زدن پرچم ایران در ناآرامیهای سال 96 خیلی محکم گفته بودند «وقتی صحنه نابخردانه آن نادان را در آتش زدن پرچم ایران دیدم خیلی دلم سوخت، گفتم ای کاش به جای پرچم من را ده بار آتش میزدند، ما برای نشاندن پرچ در سر قله دهها شهید دادیم.»
زینب سلیمانی
بعد از ظهرهای عسلویه آرام نیست؛ بوی کار، حرکت و شور صنعتی از لحظه ورود به پایتخت انرژی ایران همچنان جریان دارد. مقصد ۷۶ خبرنگار و عکاس بوشهری، نهمین نمایشگاه تخصصی ساخت داخل در صنعت نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی است جایی که امسال بیش از هر دوره دیگری حالوهوای یک «روایت ملی» را حکایت می کند؛ روایتی از ایستادگی فنی، جهاد اقتصادی و گامهای بلند متخصصان ایرانی در برابر محدودیتها.
غرفهها پر از قطعات بومیسازیشده بود، تجهیزاتی که تا چند سال پیش تنها راه تهیهشان واردات بود و حالا با مهندسی معکوس و توان دانشبنیانها در دل همین خاک ساخته میشد.
خبرنگاران، مثل جستجوگران یک حقیقت عمیق، از ابتدای ورود با دوربین و قلم در فضای نمایشگاه میچرخیدن، گویی آمده بودند نه فقط خبر بنویسند و عکسی به یادگار ثبت کنند، بلکه روایت پیشرفت را از نزدیک لمس نمایند، شبیه کسانی بودند که آمدهاند چیزی فراتر از «خبر» را کشف کنند، آمدهاند روایت بسازند.
سربازان خط مقدم جبهه اقتصادی
در میانه این شور، سخاوت اسدی، مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، به همراه خاکسار مدیرعامل پتروشیمی هنگام وارد سالن مطبوعاتی نمایشگاه شد تا در کسوت نماینده وزارت نفت در منطقه پارس جنوبی، حال و احوالی با اهالی رسانه داشته باشد.
خبرنگاران و عکاسان دقایقی پیش از آن با اعلام رسمی رادیوی نمایشگاه، وارد این سالن شده بودند تا پذیرای صحبت هایی از جنس نفت و گاز و پتروشیمی با رویکرد ساخت داخل باشند.
جلسه آغاز شد. در همین فضا بود که سید محمدباقر یوسفزاده، مدیر روابطعمومی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، با نگاهی دقیق به جمع خبرنگاران ایستاد. جمله اولش کوتاه بود اما وزن داشت: رسانهها دیگر ناظر نیستند، شریک صنعت شدهاند.
حرفش، مثل جرقهای روی ذهنها نشست. ادامه داد: هر خبری که از دل صنعت بیرون میآید، فقط ثبت یک اتفاق نیست بلکه بخشی از روایت خودباوری و پیشرفت ملی است. جهاد تبیین همینجاست، همین لحظه، در همین نمایشگاه.
و وقتی گفت: خبرنگاران با آگاهیشان غرفهداران را غافلگیر کردهاند، برخی از چهرههای صنعتی که در سالن همایش نمایشگاه حضور داشتند سر تکان دادند، گویی سالهاست انتظار چنین مواجههای را میکشیدند.
روایت صنعت از دل خاکستر تحریم
پس از یوسف زاده نوبت به سید عبدالمجید خاکسار مدیرعامل شرکت پتروشیمی هنگام، رسید.
مهندس آرام و شمرده حرف میزد؛ مردی که سالهاست با ضرباهنگ صنعت زندگی میکند.
او گفت: صنعتی شدن فقط داشتن کارخانه و پالایشگاه نیست. وقتی به معنای واقعی صنعتی هستیم که برای کوچکترین قطعه محتاج شهرهای دیگر نباشیم.
بعد از مکثی کوتاه انگار که خاطرهای دور در ذهنش زنده شده باشد، ادامه داد: از سال ۹۰، از روزی که درهای جهان یکییکی بسته شد، همین دانش بومی بود که چرخ صنعت را زنده نگه داشت. اگر بچههای همین خاک نبودند، خیلی از واحدها نفس نمیکشیدند.
حرفهایش، روایت کسی بود که صنعت را نه در کتابها، بلکه در دل بحرانها لمس کرده است.
جهش از دلِ اراده
وقتی از جهش تولید سخن گفت، لحنش روشنتر شد، او بیان کرد: میانگین تولید آمونیاک سالها ۶۰ درصد بود. اما از ۲۴ آبان… اینجا صدایش بالا رفت، مثل کسی که یک خبر مهم را بالاخره میتواند بلند بگوید: به ظرفیت ۱۰۰ درصد رسیدهایم. این یعنی مهندسان جوان ما چیزی را ثابت کرده اند، اینکه ایستادن پشت مرزهای دانش، انتخاب ما نیست.
در سالن موجی از نگاههای تحسین ردوبدل شد نه به خاطر آمار، بلکه به خاطر آنچه پشت آمار بود.
تولد پروژهای که ۱۲ سال منتظر مانده بود
اما اوج مراسم، جایی بود که خاکسار درباره پروژهای حرف زد که سالها نامش فقط در پروندهها جابهجا میشد؛ واحد اوره.«دوازده سال…» این بار مکثش طولانیتر بود. دوازده سال است که این پروژه چشمانتظار بهرهبرداری مانده. اما حالا به شما این نوید را می دهم که تا دیماه راهاندازی میشود.
سالن برای چند لحظه ساکت شد، مثل سکوت قبل از یک اتفاق بزرگ. او ادامه داد: با شروع این واحد، روزانه ۳۵۰۰ تن اوره تولید خواهد شد. این فقط یک عدد نیست؛ این یعنی شغل، یعنی درآمد، یعنی حرکت دوباره چرخ صنعتی استان بوشهر.
آنهایی که سالها کنار این پروژه ایستاده بودند، خوب میدانستند پایان انتظار ۱۲ ساله یعنی چه، یعنی بستهشدن یک زخم قدیمی و بازشدن دری تازه.
شرکتکنندگان این نمایشگاه، سربازان خط مقدم جبهه اقتصادی کشور در مقابل تحریمها هستند
سرآغاز صحبت های سخاوت اسدی مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با این حرف بسیار دقیق آغاز شد.
او با اشاره به حجم عظیم پروژههای جاری در پارس جنوبی ادامه داد: ۱۸.۵ میلیارد دلار پروژه در منطقه در حال ساخت داریم، همه بدون اتکاء به منابع خارجی. این یعنی نیروهای ایرانی از چیزی عبور کرده اند که بسیاری حتی تصورش را هم نمیکردند.
حرفهای اسدی تنها داده و آمار نبود، بازخوانی یک مسیر دشوار که صنعت نفت و گاز ایران در ۱۵ سال اخیر با آن دستوپنجه نرم کرده است.
مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس دست به آمار رسمی زد و گفت: بیش از ۱.۵ میلیون قطعه در سالهای اخیر در داخل کشور ساخته شده است به گونه ای که واردات از ۲.۵ میلیون قطعه به کمتر از یک میلیون کاهش یافته است.
با خود فکر می کنم این ارقام فقط آمار نیست، شناسنامه یک انقلاب صنعتی، انقلاب بیسروصدایی که در کارگاههای کوچک و بزرگ ایران رخ داده است.
در دل همین جمع بود که شاهینی معاون پژوهش سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در سخنان کوتاهی گفت:تجهیزاتی که زمانی فقط در چند کشور خاص ساخته میشد، حالا امروز در همین عسلویه روی میز نمایشگاه قرار گرفته است.
این جمله کوتاه اما سنگین، معنای دقیق اقتدار فنی در سایه تحریم را آشکار میکرد.
پایان یک روایت
در گرگ و میش هوا نمایشگاه همچنان شلوغ است، اما چیزی در هوا باقی ماند، حسی از آغاز. بعد از ظهری که شروعش با سؤال خبرنگاران بود و پایانش با خبر یک تحول بزرگ.
وقتی خورشید رو به غروب رفت و صدای قدمهای خبرنگاران در سالن در حال محوشدن بود، غرفهداران و خبرنگاران هنوز درباره یک چیز حرف میزدند، آینده. آیندهای که در آن، قطعات کمتر از خارج میآیند، ظرفیت تولید بیشتر میشود، مهندسان جوانتر و جسورتر میگردند و صنعت انرژی ایران، با تکیه بر توان بومی، در مسیر استقلال کامل پیش میرود.
نمایشگاه عسلویه امسال تنها یک گردهمایی نبود؛ سندی بود بر اینکه تحریمها نه تنها سرعت پیشرفت را کم نکردند، بلکه انگیزه ساخت داخل را چند برابر کردند.این نمایشگاه نه فقط یک رخداد، بلکه نقطه تلاقی روایتها بود، روایت کارگران و مهندسانی که در تاریکترین روزهای تحریم چراغ واحدهای صنعتی را روشن نگه داشتند و رسانههایی که امروز با عمق نگاه خود این پیشرفتها را برای مردم بازتاب میدهند.
اینجا خاک استان بوشهر است؛ جایی که صنعت فقط ساخته نمیشود، روایت میشود و اینبار، روایتها از جنس امید بودند، امیدی که از دل سختیها، از دل سالها انتظار و از دل اراده کسانی برمی خاست که باور دارند آینده را میتوان ساخت، اگر روایتش را درست گفت و درست شنید.
فراموش نکنیم امروز نسلی تازه از رسانههای استان بوشهر داشت پا به میدان میگذاشت، نسلی که میدانست صنعت فقط دودکشها و فلزات سرد نیست، بلکه داستان انسانهایی است که میسازند و میبالند.
خلیج فارس:زینب سلیمانی دختر شهید قاسم سلیمانی درباره آخرین تماس خود با شهید هاشم صفی الدین گفت: ایشان با یک بغضی به من گفتند که دیگر تمام شد، اما معنی حرفشان تمام شدن حزب الله نبود معنی حرفشان این بود که دیگر مراعات دشمن را نمیکنیم.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین؛ زینب سلیمانی دختر شهید قاسم سلیمانی درباره آخرین تماس خود با شهید هاشم صفی الدین گفت: بنده ۳ الی ۴ روز قبل از شهادت با ایشان صحبت کردم. ما میخواستیم جویای احوال ایشان شویم.
وی افزود: با تمام مشکلاتی که بود این ارتباط برقرار شد؛من تلاش میکردم طوری صحبت نکنم که ناراحتی خودم را به ایشان انتقال بدم و ایشان مکدر شود.
زینب سلیمانی گفت: من متوجه شدم که صدای ایشان گرفته بود بنده به ایشان گفتم بسیار نگران شما هستم و اگر شما را از دست بدهیم نمیدانم چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد. ایشان با یک بغضی به من گفتند که دیگر تمام شد، اما معنی حرفشان تمام شدن حزب الله نبود معنی حرفشان این بود که دیگر مراعات دشمن را نمیکنیم زیرا آنها از بالاترین خط قرمز ما عبور کردند. ایشان چندین بار تکرار کردند که خدا برای ما کافی است.