اسفند ماه سال 1387 بود . از پایان نامه مقطع کارشناسی معماری در زمینه بافت تاریخی بوشهر دفاع کردم. دختری 23 ساله بودم، یک ماه طول کشید تا مدرک را تحویل گرفتم . پس از آن طی یک قرار ملاقات مردمی با شهردار وقت، که آن زمان جناب آقای مهندس رجایی بودند، مدارک و نمونه کارهای خود را برای در خواست کار به دفتر شهردار بردم . جناب آقای رجایی با روی گشاده برخورد کردند و وقتی مدرک را تحویل دادم به همکار خود نگاه کردند و اشاره به تاریخ مهر مدرک کردند. سه روز از خشک شدن مهر مدرک می گذشت . من جزو اولین فارغ التحصیل های معماری بوشهر بودم، آن زمان معماری در بوشهر یک رشته نوپا بود و تعداد معماران شهر به انگشتان دست نمی رسید. آقای مهندس رجایی برای انجام پروژه سامانه فرهنگی پارک شورا یک هفته به من زمان دادند و گفتند در صورتی که در عرض یک هفته طرح اولیه را تحویل دهم پروژه را به من می سپارند . نمی دانم آن یک هفته چطور گذشت، فقط می دانم طی یک هفته پنج کیلو وزن کم کردم . شبی دو ساعت می خوابیدم و شبانه روز کار می کردم . تا اینکه طرح حاضر شد و مورد تایید واقع شد . و در سال 1389 اجرای آن به پایان رسید.
در زمان دانشجویی همیشه از سه مسئله رنج می بردم .
1- ویران شدن بافت تاریخی بوشهر
2- از بین رفتن سنت ها و صنایع دستی
3- اجرای نماهای رومی
با طراحی این پروژه تصمیم گرفتم اندکی از رنج های خود را تسکین دهم . در طرح پروژه دو المان پیش بینی کردم .
المان شماره 1 : این المان نمایانگر یک طاق رومی می باشد، که به وسیله یک عصا شکسته شده است . عصا نماد سنت ها می باشد. در طرح زیر طاق بارنگ طوسی و عصا بارنگ قرمز مشخص شده است . این المان نماد شکست معماری رومی و پیروزی معماری اصیل بوشهری می باشد وشیشه های رنگارنگ جشن پیروزی را نمایش می دهد . خدا رحمت کند پدرم را، تحصیلات هنری نداشت ولی سواد بصری بسیار بالایی داشت . جهت طراحی این المان کمک بسیاری برای من بود .
المان شماره 2 : این المان نماد دو دست رباط می باشد . که بصورت C شکل طراحی شده است و با دو سوزن منگنه به زمین میخ شده است . این المان نماد تسلط انسان بر ماشین و محدودیت فعالیت آن و ماندگاری سنت ها و صنایع دستی می باشد .
در حین اجرای پروژه یک مسئله مرا متعجب کرد . طاق رومی حین اجرا بصورت شکسته اجرا شد و عصا به صورت ممتد و سالم، نمی دانم خواست خدا بود یا آقای مهندس حیدری معاون عمرانی به مقصود من پی برده بود . در نهایت این طاق از اساس به صوت شکسته اجرا شد.
پس از اجرای این طرح حرف و حدیث های بسیاری شنیدم . گاهی وقت ها از نظر روحی حالم واقعاً بد می شد .
عده ای می گفتند خیلی ساده است، بعضی می گفتند کار شاقی نکرده، یکی از استادانم می گفت گند زدی به شهر، خدا خیرش دهد استاد باسوادی بود . عده ی زیادی هم تحسین می کردند و مشتاقانه عکس می گرفتند .
شاید این پروژه کار شاقی نبود ولی محترم بود . در برابر دریا نه قد علم کرد و نه حجم زیادی گرفت . احترام گذاشتن را بلد بود . شاید کار بزرگی نبود ولی هدف بزرگی داشت و خاطره قشنگی شد در یاد خیلی ها .






