به بهانه انتشار مطلب “فوران دانش آموز در جم” به قلم شیوای “علی اکبر قیصری” در پایگاه خبری خلیج فارس
آبادان قبل از صنعتی شدن، سرزمینی بی تاریخ و خالی از سکنه نبوده است. این منطقه در دوره ساسانیان به دلیل نزدیکی به مرز آبی کشور، اوپاتان یعنی نگهبانان مرز آبی نام داشته و بعد از پیدایش اسلام به دلیل وجود عبادت گاه خضر نبی (ع)، آن را را عِبادان خواندند و سرانجام با تصویب هیئت دولت در زمان پهلوی دوم به آبادان تغیر نام یافت.
اما این منطقه در زمان استقرار صنایع نفت، جزیرهای با جمعیت ۳۰۰ خانوار از عشایر عرب بود که ساکنان آن با محصول سالیانه پنجاههزار سبد خرما زندگی می کردند.[1] آبادان به صورت یک شبه جزیره در بین رودخانههای بهمنشیر و اروند قرار گرفته بود و به خلیجفارس ارتباط داشت و در نهایت به آبهای آزاد دسترسی می یافت. دقیقا به همین منظور برای تاسیس بزرگترین پالایشگاه نفت خاورمیانه، مناسب تشخیصدادهشده بود.
پس از تاسیس پالایشگاه، چنان که پیش بینی شده بود، محصولات این پالایشگاه از طریق دریا و با ابر کشتی های آن زمان به جهان صادر می شد. در ابتدای این دوره، به دلیل نیاز بسیار شدید جهان بویژه بریتانیا به نفت، ساخت پالایشگاه آبادان با سرعت پیگیری می شد. بنابرین مدیران شرکت نفت، برای اجرای پروژه ساخت پالایشگاه، زمین این جزیره را از شیخ خزعل که حاکم و شیخ عشایر آن محل بود به قیمت یک پوند انگلیس اجاره کردند.[2]
هر چند این جزیره در ابتدا با محدودیتهای منابع و مصالح برای اجرای این پروژه مواجه بود[3] ولی با ایجاد اسکله ای در محل پالایشگاه، این مشکل از طریق دریا رفع رجوع گردید[4]. اما برای تامین نیروی کار مورد نیاز، در وهله نخست به اعراب محلی و روستاهای فارسنشین آن منطقه رجوع شد ولی با پیشرفت فیزیکی پروژه ها و نیاز به نیروی کار بیشتر، شرکت نفت ایران و انگلیس که امتیاز انحصاری کشف، استخراج و فروش نفت جنوب ایران را داشت، فراخوان سراسری استخدام و اعلام حقوق و مزایای کافی نمود که با استقبال مردان قبایل مختلف با زبان و لهجه های متفاوت که از اقتصاد ورشکسته عشایری و دامداری خسته شده بودند از سراسر ایران مواجه شد.
بنابراین شرکت نفت ایران و انگلیس، هم غافل از عواقب و آسیبهای اجتماعی این مهاجرت گسترده، با آغوش باز از نیروی کار مردان قویهیکل قبایل استقبال کرد. حاصل این پذیرش و استقبال، منطقه آبادان به یک شهر بزرگ با توسعه بیرویه و تراکم جمعیتی بسیار بالا تبدیل شد که بستر آسیبهای اجتماعی بویژه در محلههای فقیرنشین گردید. در ابتدا جمعیت آبادان از چادرنشینان زاگرس و ماهیگیران خلیجفارس تشکیل شده بود که بدون تجربه دوره گذر، شهرنشین شده بودند. شهری بدون زیر ساخت که شرکت نفت مسئولیت توسعه آن را را نمی پذیرفت و وظیفه دولت ایران میدانست. اما نمایندگان محلی حکومت مرکزی در بندر ماهشهر هم ادعا داشتند که این جمعیت در ساختار اجتماعی مرسوم کشور قرار داشته و بنا به اعلام نیاز شرکت نفت در این مناطق گرد آمدهاند و شهر آبادان را به وجود آورده اند بنابرین آن شرکت باید زیر ساختهای لازم این شهر جدید را تأمین کند.
سرانجام در سال ۱۹۰۹ میلادی، پالایشگاه آبادان با همه مشکلات استقرار مهاجرین شاغل به عنوان اولین و بزرگترین پالایش نفت در ایران و خاورمیانه افتتاح شد. در این اوضاع خراب زندگی مهاجرین، نخستوزیر ایران در سال ۱۹۲۵ از مناطق نفتی و آبادان بازدید کرد و شرکت نفت فرصت را غنیمت شمرد و تقاضای بازسازی شهر آبادان را به وی تقدیم نمود. اما این پیشنهاد با عدم استقبال ایشان مواجهه گردید و رسما اعلام نمود که رفع مشکلات و تأمین رفاه کارگران آبادان وظیفه آن شرکت است. در نتیجه با تاخیر زیادی آن شرکت اقدامات بسیار مثبت عمرانی برای تامین زیر ساخت ها در آن منطقه انجام داد و آبادان را به شکل مثال زدنی ساخت[5].
منابع——————-
[1] Ross, Persian Gulf Gazetteer 1908, in Ludwig W. Adamec, Historical Gazetteer of Iran, vol. 3- Abadan (Graz: Academist Drucku. Verlagsanstalt, 1976), 535.
[2] تاریخ ایران در دوره پهلوی- پیتر آوری- 1388- ص 195
[3] تاریخ اجتماعی کار در صنعت نفت – کاوه احسانی، 1398
[4] یعقوبی نژاد 170-174و 1373). شر کت های عامل نفت ایران، 1346 : 28 ولی زاد ، 158و 1389
[5] البته این داستان بسیار طولانی تر از این مطلب کوتاه است که در فرصت مناسب به آن پرداخته خواهد شد
در این زمینه
https://www.pgnews.ir/?p=380412
380412