خلیج فارس: «تورم» در ایران از یک شاخص اقتصادی عبور کرده و به مسئله ای اجتماعی بدل شده است؛ جایی که حقوق و دستمزد بیش از رسیدن به پایان ماه، کارکرد خود را از دست می دهد.
به گزارش خلیج فارس؛ در چنین شرایطی، مزدبگیران در خط مقدم نبردی نابرابر ایستاده اند؛ نبردی میان درآمد ثابت و هزینه هایی که هر روز بی وقفه رشد می کند.
تورم در ایران دیگر یک متغیر اقتصادی نیست، به نیرویی فرساینده تبدیل شده که آرام و بی وقفه پایه های زندگی روزمره را می جود.
آنچه مزدبگیران ایرانی تجربه می کنند، صزفا کاهش قدرت خرید نیست، بلکه نوعی فرسودگی دائمی است، فرسودگی در زیستن در شرایطی که دخل هرماه، پیشاپیش خرج شده و بدهی از درآمد جلو زده است.
سالهاست ریشه تورم مزمن نه در بازار و نه در رفتار مردم، بلکه در ساختار بودجه ای که شفاف نیست، قابل ردیابی نیست، و هزینه هایش بیشتر از آنکه در زندگی شهروندان دیده شود، درآمارها و سرفصل های مبهم گم می شود.
نتیجه روشن است: پول بدون پشتوانه، تورم بیشتر و فشار مستقیم بر حقوق بگیرانی که هیچ ابزار دفاعی ندارند.
کارگران، کارمندان و حتی کشاورزان خرد اولین قربانیان هر شوک اقتصادی اند. آنها نه امکان افزایش ناگهانی درآمد دارند، نه دسترسی به دارایی های محافظت کننده در برابر تورم.
افزایش حقوق اگرهم اتفاق بیفتد، معمولا عقب تر از تورم می دود و به جای جبران، صرفا سرعت سقوط را کمی کمتر می کند.
در چنین وضعی «کار کردن» دیگر تضمین کننده «زنده ماندن آبرومندانه» نیست.
پرسش قدیمی اما همچنان بی پاسخ این است: چرا در کشوری با منابع عظیم نفت، گاز و پتروشیمی، زندگی مزدبگیران هرسال کوچکتر می شود؟
پاسخ را باید در شیوه اداره همین منابع جستجو کرد. وقتی درآمدهای کلان ارزی به جای تبدیل شدن به سرمایه گذاری مولد و رفاه پایدار، صرف پوشاندن ناکارآمدی ها و کسری ها می شود، نتیجه ای جز تورم و بی اعتمادی ندارد.
ابهام در افق سیاسی، تحریم های حل نشده و بسته بودن مسیر سرمایه گذاری خارجی، کشور را در حالت تعلیق نگه داشته است.
در چنین شرایطی، دولت اگر نیت اصلاح هم داشته باشد، ابزار موثری برای کنترل تورم ندارد.
هزینه این بلاتکلیفی اما مستقیما از جیب همان کسانی پرداخت می شود که کمترین نقش را در تصمیم گیری ها داشته اند. تورم بالا فقط قدرت خرید را نمی گیرد، امنیت روانی را هم می سوزاند.
ترس از آینده، نانوانی در برنامه ریزی، حذف آموزش، درمان و حتی تغذیه مناسب از سبد خانوار، جامعه ای می سازد که آماده انفجار نارضایتی است.
تجربه نشان داده فشار معیشتی اگر درمان نشود، از مسیر دیگری و با هزینه سنگین تر بازمی گردد.
مزدبگیران ایرانی امروز در نبردی نابرابر گرفتارند؛ نبردی میان درآمد ثابت و تورمی که هر روز چاق تر می شود.
اگر سیاست گذار به جای توصیه به صبر و تاب آوری، به سراغ اصلاح واقعی بودجه، شفافیت مالی و کاهش هزینه های تحمیلی نرود، این نبرد دیر یا زود به نقطه ای می رسد که دیگر نه با وام، نه با یارانه و نه با وعده قابل کنترل نیست.
اقتصادی که زندگی را ناممکن می کند، دیر یا زود سیاست را هم به چالش می کشد.
https://www.pgnews.ir/?p=322698
322698

3 نظر
حتی به بیمار سرطانی هم رحم نکردند . خدا به کجا پناه ببریم
تورم همان مالیات پنهانی است که از جیب مردم برمی دارند
باید «مدیریت جهانی» برگردد