عبدالرسول حیدری
میگویند داور، وجدان بیدار فوتبال است؛ مردی که پیش از سوت، باید بر خویش داوری کرده باشد. اما وای به روزی که زبان داور، پیش از کارتهایش، از کنترل خارج شود؛ آن روز دیگر عدالت سوت نمیزند، خشم سوت میزند.
داوری که بازیکن، مربی یا مسئول را با واژههایی بدرقه کند که حتی کوچه و بازار از شنیدن آن شرم دارد، دیگر فقط یک خطای انضباطی مرتکب نشده است؛ او به حرمت لباس داوری اهانت کرده است. لباسی که قرار بود نماد اقتدار باشد، نه پوششی برای پرخاشگری.
در همه جای دنیا، اشتباه داور را میتوان بخشید؛ اما بیاخلاقی داور را هرگز. زیرا اشتباه، محصول قضاوت است؛ اما توهین، محصول شخصیت.
آنچه این روزها ذهن دلسوزان فوتبال را آزار میدهد، فقط یک رفتار خارج از شأن نیست؛ پرسش بزرگتر، نوع مواجهه با آن رفتار است. گویی در برخی اتاقها، اخلاق دیگر معیار نیست؛ تنها چیزی که اهمیت دارد، حفظ یک چینش از پیش تعیینشده است. انگار مأموریت بعضی صندلیها، پاسداری از حقیقت نیست؛ پاسداری از افراد است.

در این میان، آنچه بیش از همه تلخ است، سکوت نیست؛ عادیسازی است. خطر آنجاست که به جامعه داوری القا شود اگر روزی زبانت به جای احترام، ناسزا گفت و اگر به جای متانت، خشم را برگزیدی، نگران نباش؛ شاید نهتنها چیزی را از دست ندهی، بلکه مسیرت هموارتر شود.
اگر چنین پیامی در فوتبال منتشر شود، دیگر نباید از فردای این فوتبال انتظار ادب داشت. فردا، بازیکن به داور احترام نخواهد گذاشت، چون دیروز دیده است که خودِ داور حرمت دیگران را نگه نداشته است. فردا، جوانی که لباس داوری را بر تن میکند، خواهد آموخت که اقتدار را نه از دانش قانون، که از بلندی صدا و تندی زبان باید به دست آورد.
و این، شکست یک داور نیست؛ شکست یک اندیشه است.وقتی برای حفظ اصول،مدیری حاضر می شود از جایگاه و مقام خود بگذرد،اما داور متخلف با رفتار نادرست نه تنها اصلاح نمی شود بلکه با ارتقا پاسخ می گیرد،این پرسش در ذهن همه و به ویژه جامعه فوتبال بوشهر شکل می گیرد،آیا قانون برای اجرا است یا فقط برای نمایش؟!
گاهی برای دفاع از یک اصل، کسی از جایگاه خود میگذرد تا بگوید هنوز اخلاق، ارزش هزینه دادن دارد. اما اگر همان روز، کسانی تمام همت خود را صرف آن کنند که خلأ ایجادشده را با فردی «همسو» پر کنند، نه برای اصلاح، که برای استمرار همان مسیر، آنگاه دیگر مسئله یک نفر یا یک مسابقه نیست؛ مسئله، تغییر قطبنمای اخلاق است.
فوتبال بوشهر، سالها با غیرت، نجابت و مردانگی شناخته شده است. سزاوار نیست امروز نام آن با فریاد، توهین و حمایت از بیاخلاقی گره بخورد. هیچ جامی، هیچ صعودی و هیچ جایگاهی ارزش آن را ندارد که حرمت داوری قربانی مصلحت شود.”فوتبال را اشتباه های داوری نابود نمی کند؛انچه فوتبال را از درون می فرساید،روزی است که بی اخلاقی لباس شایستگی بپوشد و اعتراض به ان،جرم تلقی شود”
تاریخ فوتبال، حافظهای عجیب دارد؛ نام مدیران را شاید فراموش کند، اما روزهایی را که اخلاق را بر مسلخ مصلحت بردند، هرگز از یاد نمیبرد.
و آخرین پرسش؛ اگر داوری که باید پاسدار حرمتها باشد، خود حرمت بشکند؛ اگر مسئولی که باید از اخلاق پاسداری کند، کنار برود؛ و اگر نتیجه همه اینها، نه اصلاح که ارتقا باشد…
آیا هنوز میتوان نام آن را «پیروزی قانون» گذاشت، یا باید پذیرفت که اخلاق، بیسروصدا از زمین فوتبال اخراج شده است؟
“حرمت داوری، با سوت آغاز نمی شود، با زبان داور آغاز می شود.هرگاه زبان از قانون جلوتر رفت،سوت دیگر صدای عدالت نیست؛ پژواک قدرت است.” ” تاریخ ،از کسانی که بر صندلی ها نشتند کمتر خواهد نوشت؛ از آنان که اجازه دادند حرمت داوری، پشت در مصلحت جا بماند، بسیار خواهد نوشت.”
https://www.pgnews.ir/?p=370421
370421