خلیج فارس:امروز اول شهریور ماه زاد روز تولد نابغه پزشکی ایران و جهان ابوعلی سیناست.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرگزاری فارس؛امروز اول شهریور ماه زاد روز تولد نابغه پزشکی ایران و جهان ابوعلی سیناست. وقتی از قامت استوارِ طبابت سخن میگوییم، گویی تصویری از پروفسور محمد اسماعیل اکبری در ذهن نقش میبندد؛ طبیبی که پنج دهه، «سرطان» را نه فقط در لایههای سلولی، که در جان و جهانِ انسان به مبارزه طلبیده است.
در این پنجاه سال تلاش علمی، هر روزی که او به اتاق عمل قدم گذاشته، گویی نبردی میان یأس و امید در جریان بوده و او، با آن نگاهِ نافذ و آرامشِ مثالزدنی، همواره در کنارِ بیمار، سنگرِ زندگی را حفظ کرده است.
او در کورانِ دشواریهایِ این راه، چون کوهی استوار ایستاده است. نگاهِ او به سرطان، نگاهی است که از میکروسکوپها فراتر رفته و به ریشههایِ روانی و اجتماعیِ درد رسیده است؛ او نه تنها تومورها را برمیدارد، بلکه با کلامش، بذرِ امید و آرامش را در روانِ ناآرامِ خانوادهها میکارد.

استاد برجسته سرطان، نگینِ درخشانِ دانشِ جراحیِ سرطان در ایران است که حضورش، اطمینانِ خاطرِ یک سرزمین است.
تن پوش سفید پزشکی اش در ظهر گرم یکی از روزهای تابستان و لبخند همیشگی و دلنشین اش آغاز مواجهه و گفت وگو با او در مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در شمالی ترین نقطه پایتخت است.
استاد همان اول دیدار میگوید اجازه دهید نمازم را بخوانم و بعد از چند دقیقه پشت میزش مینشیند و از زندگی علمی ۵۰ ساله و ۷۶ بهار گذشته عمرش برایمان روایت میکند.
آنچه در ادامه میآید مشروح گفتوگویی صمیمانه و علمی با «پروفسور محمد اسماعیل اکبری، استاد برجسته جراحی سرطان، بنیانگذار رشته فوقتخصصی جراحی سرطان در ایران، موسس و رئیس اسبق اولین دانشگاه علوم پزشکی کشور و از یک درصد دانشمندان پراستناد و برتر جهان طی سالیان متمادی، رئیس انجمن علمی آموزش پزشکی ایران، بنیانگذار آموزش پزشکی جامعه نگر در کشور و رئیس مرکز تحقیقات سرطان که قطب پژوهشی- خدماتی سرطان است، انجام شده است.»
این مصاحبه به روایت یک عمر تلاش علمی و اجرایی، از تولد در یک خانه مشترک خانوادگی تا توسعه زیرساختهای بهداشتی و درمانی در کشور و ابداع روشهای نوین درمان سرطان و توصیه نامه اخلاقی وی به نسل جدید پزشکان پرداخته است.
زندگی در خانه ای شلوغ و سرشار از عطوفت
پروفسور اکبری سخن خود را با یادآوری روزهای کودکی آغاز کرده و می گوید: در شهریور سال ۱۳۲۹ در شهرستان تویسرکان به دنیا آمدم.
خانهای که در آن متولد شدم، محل زندگی حداقل چهار خانواده بود که شامل عمو و مادربزرگم میشد و من به عنوان اولین نوه خانواده، در دریایی از محبت بزرگ شدم.
در دوران تحصیل، در امتحان نهایی کلاس ششم و همچنین دیپلم، موفق به کسب رتبهی اول در استان همدان شدم و در کنکور سراسری، دومین نفر در سطح کشور بودم.»
قبولی در مهندسی و تحصیل در پزشکی
با وجود قبولی در رشتههای کارشناسی مهندسی در دانشگاه تهران، مسیر زندگی ام با اصرار پدری بازاری و متدین تغییر کرد.
پدرم اصرار داشت که به اصفهان بروم (که فامیلهایی در آنجا داشتیم) و در رشته پزشکی ثبتنام کنم. به اصفهان رفتم و در آنجا قبول شده و در سال ۱۳۵۳ از آن دانشگاه فارغالتحصیل شدم.

پس از گذراندن دوره سربازی در دزفول و ازدواج در پیش از انقلاب، وی رزیدنت جراحی شد و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ، مسئولیت اجرایی حوزه بهداشت و درمان استان اصفهان را بر عهده گرفت.
پروفسور اکبری با اشاره به نقش خود در بنیانگذاری نظام نوین سلامت کشور می افزاید: ما از بنیانگذاران اندیشه ادغام آموزش، پژوهش و خدمت در وزارت بهداشت بودیم.
ایجاد اولین دانشگاه علوم پزشکی ایران در اصفهان
اولین دانشگاه علوم پزشکی کشور، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود و من اولین رئیس آن شدم. در حالی که بنظرم دانشگاه علوم پزشکی تهران حدود یک سال بعد و با همت برادرم جناب آقای دکتر فریدون عزیزی راهاندازی شد.
از روزهای سخت ابتدایی تأسیس دانشگاه می گوید؛ قبل از انقلاب، اصفهان بین ۸۰ تا ۱۰۰ دانشجو میگرفت، اما من با توجه به جمیع شرایط، ظرفیت را ۳۰۰ نفر اعلام کردم. نهایتاً ۸۰۰ نفر دانشجو به ما دادند! من سه سالن بزرگ ۷۰۰-۸۰۰ نفری ساختم و با پذیرش آنها در دو ترم، کلاسها را مدیریت کردیم. اکنون آن دانشجویان، از بهترین پزشکان کشور هستند.
۱۰۰۰ روز حضور در دفاع مقدس
حدود هزار روز در جبهه حضور رسمی داشتم که اخیرا نیز مرکزی را برای ارائه خدمات درمانی به رزمندگان عزیز راهاندازی کردیم.
اما پس از جنگ و در زمان سازندگی، با تغییر نگرشهای سیاسی مواجه شد: «برخی گفتند آدمهای جبهه دیگر وقتشان گذشته است و ما را کنار گذاشتند. استاندار وقت، بزعم خود لیستی از افراد تندرو تهیه کرد که نفر اول استاندار و نفر دوم من بودم.
تحصیل در آمریکا و تدریس در جانز هاپگینز
پروفسور اکبری در ادامه به ماجرای حضور خود در آمریکا اشاره کرد و می افزاید: در سال ۱۳۶۹، یک تحقیق پژوهشی را برای مدیر گروه جراحی دانشگاه جانزهاپکینز فرستادم.
گفتم این کار تحقیقاتی را کردم و وی پذیرفت و با وجود نداشتن هزینه سفر، آن تحقیق را در جامعه جراحان آمریکا ارائه کرد.
گفتم نمی توانم به آمریکا بیایم و شما خودتان منتشر کنید. البته موافقت کرد من بروم آمریکا و ادامه تحصیل دهم. بالاخره کمتر از دو سال بعد رفتم.
پس از آن، به راحتی موفق به دریافت پذیرش از این دانشگاه شدم و به عنوان فلوشیپ پذیرفته شده و در آنجا مشغول به کار شدم.

ابتدا تدریس برای رزیدنتهای آمریکایی با لهجه ما کار سختی بود! اما نهایتا در بهترین شرایط ایده آل در امریکا، بنده و همسر عزیزم تصمیم گرفتیم به ایران بازگردیم؛
چون فرزندانمان بزرگ شده بودند و باید تصمیم می گرفتیم فرزندانمان در آن سن کم بنوعی آمریکایی باشند یا به ایران بیاییم؟
حضور در دانشگاه جانزهاپکینز و بازگشت به ایران
در نهایت با وجود تمام فرصتها، من و همسرم تصمیم گرفتیم برگردیم. استخاره نیز کردیم و فرمودند که هر دو راه خوب است، اما برگشت زحمت دارد. ما برگشتیم و به عنوان مشاور وزیر و جانشین وزیر در آموزش پزشکی و سپس معاون بهداشت وزارت بهداشت با درخواست وزیر وقت، منصوب شدم.
در دورهای دیگر، ۴ سال معاون اصلی [معاون سلامت (تجمیع معاونت درمان و معاونت بهداشت وزارت بهداشت)] وزارتخانه بهداشت و درمان شدم و توفیق همکاری هر روزه با برادر بزرگوار، محترم و صادقم جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان به عنوان وزیر را پیدا کردم؛ در آن مقطع اتفاقات بسیار خوب، ماندگار و بعضا بی نظیری را با هم انجام دادیم.
از جمله واکسیناسیون بسیار بزرگ سرخک و سرخجه که در دنیا زبانزد است و حرمتش در داخل تا حدودی ناشناخته.
ماجرای دعوا با احمدی نژاد
در دولت آقای احمدی نژاد وی بدون هیچ دلیل موجهی، با من درگیر شد و دادگاهی شدم. البته اتفاقات در دولت وی زیاد است اما به ذکر همین یک مورد اکتفا میکنم. ماجرا از این قرار بود که به عنوان مشاور سازمان جهانی بهداشت، از قاهره برگشته بودم و درباره خطر آنفلوآنزا پرندگان و آلودگی طیور بومی در ایران هشدار داده بودم.
ما در قاهره دستورالعملی برای مقابله با آنفلوآنزای پرندگان نوشتیم و توصیه کردیم مردم دو سه هفته پرندگان خود مانند مرغ و خروس و … در این مدت که پرندگان از خارج می آیند را در خانه نگهداری کنند؛ به دلیل این هشدار علمی، مرا به تشویش اذهان عمومی متهم کرده و شکایت کردند.
معاون یا یکی از نزدیکان وی گفت باید عذر خواهی کنی اما گفتم من حرف علمی زدم برای چی باید عذرخواهی کنم؛ البته در دادگاه هم تبرئه شدم.
این اتفاق باعث شد تصمیمی بگیرم و خلاصه قویا و تمام وقت به دانشگاه بازگشتم. به فضل الهی مرکز تحقیقات سرطان را تاسیس کردم و به مرور برای اولین بار رشته های فوق تخصصی سینه و سرطان را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی راه اندازی کردم و تمرکز خود را بر پژوهش و درمان گذاشتم.
«مرکز تحقیقات سرطان را راهاندازی کردم، مجله علمی سرطان را تأسیس کرده و برای اولین بار در کشور، رشتههای فوقتخصصی جراحی سرطان و جراحی سینه را پایهگذاری کردم.
200 شاگرد سرطان شناسم در کشور پخش شدهاند
اکنون بیش از ۲۰۰ فلوشیپ فوقتخصصی و فلوشیپ کوتاه مدت جراحی سرطان و جراحی سینه که توسط من تربیت شدهاند در تمام استانهای کشور مشغول به خدمت هستند.
من یک دوره فلوشیپ کوتاه مدت نیز راه اندازی کردم. چون من سالی 6 نفر فلوشیپ می توانم طبق مقررات تربیت کنم اما کشور نیازی بیشتر از این تعداد دارد. من دوره سه ماهه (به اصطلاح فلوشیپ کوتاه مدت) راه اندازی کردم و به لهجه اصفهانی ها آن را “فلوچه” نامیدم.

جراحان دانشگاههای دیگر را میگیریم و سه ماه در مرکز ما آموزش میبینند و سپس به ادامه کارشان بر میگردند.
تحولی عظیم در درمان سرطان؛ روشی که دنیا را شگفتزده کرد
این استاد برجسته سرطان کشورمان میگوید بنده در همه استانها حداقل یک نماینده و شاگردعزیز فوق تخصص دانشگاهی دارم. 80 درصد سرطانها غدهای است و ما آن را درمان میکنیم و 20 درصد مربوط به خون و دیگر موارد است.
دانشمند یک درصدی و پر استناد جهان هستم
در مرکز تحقیقات کاری را انجام دادم که قصد داشتم در وزارت بهداشت در مقیاس کلان دنبال کنم؛ یعنی کار آموزشی، پژوهشی و درمانی بصورت توامان. بنده سالهای متمادی جزو یک درصد دانشمندان پر استناد جهان بودم و هستم و مطالب علمی ام قابل استناد در جهان است. امسال نیز این رتبه را کسب کردم. البته جزو ۲ درصد دانشمندان پر استناد جهان دانشگاه استنفورد نیز هستم.
از یک دستاورد تاریخی برای پزشکی ایران رونمایی کرد
ما در سال ۲۰۲۴ میلادی، برای اولین بار در دنیا، یک روش جدید تشخیصی و درمانی برای سرطانهای پیشرفته و متاستاتیک (جامد) معرفی کردیم که سابقهای در جهان ندارد؛ یعنی اولین بار ایران یک تکنیک درمانی سرطان را مطرح کرده است.
بنده مثل بعضی چه در داخل چه در خارج بیمار را با توجه به شرایط خاصش رها نمی کنم و درمانش را ناتمام نمی گذارم و تا آخرین مرحله با وی همراهم.
با این طرز فکر و عمل توانستم با کمک سازمان خدوم انرژی اتمی ایران داروی تشخیصی مناسبی بسازیم و سرطان را در همان مرحله ابتدایی تشخیص و درمان کنیم. این روش روی همه سرطانها موثر است و توانستیم طول عمر بیماران را زیاد کنیم.
ما تاکنون همیشه به دنبال خود سلول سرطانی بودیم، اما متوجه شدیم که محیط اطراف تومور (میکروانوایرونمنت) یعنی فضای میکروسکوپی نیز در پیشرفت سرطان نقش کلیدی دارد.
ما پروتئینی به نام FAP را که توسط سلولهای اطراف تومور ترشح میشد، هدف قرار دادیم. آنتیبادی مهارکننده آن (FAPI) را ساختیم و با استفاده از یک رادیوایزوتوپ اختصاصی (روتیشیوم-۲۲۶۸) که توسط سازمان انرژی اتمی ساخته شد، دارویی تولید کردیم که دقیقاً به بافت اطراف تومور میرود و از درون، سلولهای سرطانی را منهدم میکند.
استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشضکی شهید بهشتی با اشاره به نتایج درمانی این روش میگوید: ما روی بیمارانی کار کردیم که کاملاً آخر خط بودند و هیچ درمان مؤثری برای آنها وجود نداشت. اکنون توانستیم طول عمر برخی از این بیماران را تا ۴ سال افزایش دهیم.
اولین بیمار ما یک کارمند سازمان انرژی اتمی با «سارکوم متاستاتیک» ریه بود و بیماران بعدی یک پزشک عزیز بود و بیمار دیگر استاندار یکی از استانها بود. این روش برایشان معجزهآسا بود.
پروفسور اکبری با افتخار از بازتاب جهانی این کشف میگوید و ادامه میدهد: دنیا برای اولین بار این موضوع را از یک کشور به اصطلاح جهان سوم دیده بود.
مقالات ما در معتبرترین مجلات پزشکی دنیا از جمله مجله اروپایی پزشکی هستهای چاپ شد و همه متخصصان در دنیا باید آن را بخوانند. به دلیل استقبال بینظیر، در دنیا به عنوان یک روش انقلابی در درمان سرطان شناخته شد.
به طوری که ۴ شرکت داروسازی بزرگ جهانی، حدود ۴۵ میلیون دلار سرمایهگذاری کرده و کارآزمایی بالینی (ترایال) این روش را در ۵۱ مرکز درمانی در سراسر جهان آغاز کردهاند.
احتمالا گزارش نهایی آن سال آینده بیرون میآید و در داخل نیز امیدوارم نتایج کامل خود پس از درمان در مدت 4 سال را تا پایان سال جاری اعلام کنیم. این یعنی غرب که همیشه مدعی اولویت در درمان است، اکنون دنبالرو روشی است که در ایران ابداع شده است.
روش درمانی ایرانی سرطان عمومی شده
وی درباره اینکه آیا این روش در درمان بیماران سرطان عمومیت یافته با اعتماد بنفس بالا میگوید: بله، اکنون این روش درمانی عمومیت خوبی پیدا کرده و در مراکز متعددی در کشور از جمله بوشهر، تبریز و مشهد توسط شاگردانم در حال اجراست.
تاکنون بیش از ۵۰۰ بیمار با این روش تشخیص و درمان شدهاند و ما در حال تدوین گزارش نهایی ۵ ساله خود هستیم که آن را به عنوان بزرگترین گروه بیماران متاستاتیک درمانشده با این روش به دنیا معرفی خواهیم کرد.
همه کارهای علمی و بالینی این دارو را به مدت 4 سال طی کردیم. شرکت های دارویی دنیا روی این روش و دارو سرمایه گذاری می کنند.
۴۰۰ نوع سرطان در انتظار انسان!
استاد برجسته سرطان کشورمان با بیان نظریهای بدیع درباره منشأ سرطان می گوید: اکنون 200 نوع سرطان اعلام می شود و این تعداد به زودی به 400 نوع می رسد. مثلا تقریبا 50 نوع سرطان سینه داریم.
تنها ۲ درصد از تغییرات ژنتیکی منشأ سرطان است و ۹۸ درصد آن به اپیژنتیک وابسته است؛ یعنی رفتار، باور و اعتقاد انسان و با تغییر آنهاست که نتیجه تغییر می کند. بر اساس مطالعات دنیا همه موارد مثل چاقی، تغذیه و… در بروز سرطان تاثیر دارد؛ اما مهمترین دلیل رفتار و اعتقاد فرد است.

به بیانی، ریشه سرطان ناشی از تغییر زیر اتمی کوچک در درون یکی از اتم های دیگر در قسمتی از کائنات است و این تغییر زیر اتمی باعث بروز بیماری می شود.
374872