خلیج فارس: سایت آوای بوشهر نوشت: توسعه صنعتی، پیش از آنکه محصول سرمایه مالی یا تجهیزات باشد، حاصل سرمایه انسانی است.

هیچ کشوری بدون اتکا به مدیران متخصص، باتجربه و آشنا با واقعیتهای صنعت، مسیر توسعه را طی نکرده است. فناوری خریدنی است، تجهیزات قابل تأمیناند و منابع مالی قابل جذب؛ اما تجربه، دانش انباشته و توان مدیریتی، سرمایههایی هستند که در گذر سالها شکل میگیرند و با هیچ بودجهای به سرعت جایگزین نمیشوند.
صنعت پتروشیمی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.
نسلی از مدیران این صنعت، سالهای جوانی خود را در واحدهای بهرهبرداری، پروژههای توسعهای، راهاندازی مجتمعها و عبور از دشوارترین شرایط تولید سپری کردهاند. آنان از دل کارخانهها، پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی برخاستهاند و تجربه را نه در کلاس درس، بلکه در متن عملیات آموختهاند.
به همین دلیل بود که سالها یکی از مطالبات جدی صنعت، اعتماد به همین نیروهای متخصص و استفاده از ظرفیت مدیران برخاسته از بدنه صنعت بود.
امروز، این مطالبه تا حد زیادی محقق شده است.
در سالهای اخیر، مدیران توانمند و متخصص، بهویژه در استان بوشهر که قلب تپنده صنعت گاز و پتروشیمی کشور به شمار میرود، مسئولیتهای مهمتری بر عهده گرفتهاند. این اتفاق، نتیجه سالها سرمایهگذاری بر نیروی انسانی و نشانهای از حرکت به سوی شایستهسالاری است.
اما همزمان با این تحول، روند دیگری نیز به چشم میخورد؛ روندی که شایسته تأمل است.
در موارد مختلف، پیش از آنکه عملکرد مدیران با شاخصهایی همچون تولید، بهرهوری، پیشرفت پروژهها، سودآوری، مدیریت منابع و توسعه زیرساختها ارزیابی شود، موجی از روایتها و مطالب رسانهای شکل میگیرد که بیش از آنکه بر عملکرد متمرکز باشد، اعتبار اشخاص را نشانه میرود.
این موضوع، صرفاً درباره یک مدیر یا یک مجموعه نیست.
وقتی چنین الگوهایی تکرار میشوند، این پرسش به وجود میآید که آیا معیار قضاوت درباره مدیران صنعت، همچنان عملکرد و کارنامه آنان است یا آنچه در فضای رسانهای روایت میشود؟
بیتردید، هیچ مدیری نباید از نقد مصون باشد.
نقد حرفهای، مطالبهگری رسانهها و نظارت افکار عمومی، از ارکان حکمرانی مطلوب است. مدیران باید پاسخگوی تصمیمها و نتایج عملکرد خود باشند و اگر تخلف یا قصوری وجود داشته باشد، قانون و نهادهای مسئول موظف به رسیدگی هستند.
اما میان نقد و تخریب فاصلهای عمیق وجود دارد.
نقد، بر مستندات استوار است؛ تخریب، بر هیجان.
نقد، عملکرد را هدف قرار میدهد؛ تخریب، شخصیت را.
نقد، اصلاح میآفریند؛ تخریب، بیاعتمادی.
زمانی که فضای عمومی، پیش از هر بررسی رسمی، تحت تأثیر روایتهایی قرار میگیرد که بیش از آنکه به تحلیل عملکرد بپردازند، بر ایجاد ذهنیت منفی تمرکز دارند، نتیجه، چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف سرمایه انسانی نخواهد بود.
در چنین فضایی، مسئله دیگر اشخاص نیستند.
امروز ممکن است برخی از مدیران موفق صنعت پتروشیمی در بوشهر در کانون این روایتها قرار گیرند و فردا مدیران دیگری.
اما اگر این چرخه به یک رویه تبدیل شود، پیام آن برای همه مدیران آینده روشن خواهد بود؛ پذیرش مسئولیت، تنها به معنای پاسخگویی در برابر عملکرد نیست، بلکه به معنای قرار گرفتن در معرض موجی از قضاوتهای زودهنگام نیز خواهد بود.
آیا چنین فضایی، مدیران توانمند را به پذیرش مسئولیت تشویق میکند؟
آیا جوانانی که سالها برای رسیدن به جایگاههای مدیریتی تلاش میکنند، در چنین شرایطی همچنان انگیزه خواهند داشت که بار مسئولیتهای بزرگ را بر دوش بگیرند؟
پاسخ این پرسشها، آینده مدیریت صنعتی کشور را رقم خواهد زد.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، صنعت ایران به مدیرانی نیاز دارد که با آرامش، امنیت حرفهای و پشتوانه اعتماد عمومی، برای توسعه، سرمایهگذاری، افزایش تولید و ارتقای بهرهوری تصمیم بگیرند.
کشور برای تربیت هر مدیر متخصص، سالها هزینه کرده است.
این مدیران، صرفاً صاحبان یک عنوان سازمانی نیستند؛ آنان بخشی از حافظه فنی، تجربه عملیاتی و سرمایه مدیریتی صنعت ایراناند.
از دست دادن چنین سرمایهای، تنها به معنای تغییر یک مدیر نیست؛ بلکه به معنای تضعیف یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی صنعت کشور است.
اگر دیروز مطالبه صنعت، اعتماد به مدیران متخصص و برخاسته از متن صنعت بود، امروز مطالبهای مهمتر پیش روی ماست؛ صیانت از شایستهسالاری و حفاظت از سرمایه انسانی کشور.
دفاع از این اصل، دفاع از اشخاص نیست.
دفاع از این اصل، دفاع از آینده صنعتی ایران است؛ آیندهای که بیش از هر چیز، به اعتماد، ثبات مدیریتی و فرصت دادن به مدیران توانمند برای ساختن نیاز دارد، نه به فضایی که در آن، هیاهو بر حقیقت و روایت بر کارنامه پیشی بگیرد.
زیرا تجربه نشان داده است که ساختن یک مدیر متخصص، حاصل دههها آموزش، تجربه و تلاش است؛ اما بیاعتبار کردن او، اگر معیارهای قضاوت جای خود را به هیاهو بدهند، ممکن است تنها چند روز زمان ببرد.
و اگر روزی این سرمایههای انسانی، انگیزه حضور در میدان را از دست بدهند، بازنده نهایی نه یک مدیر، نه یک شرکت و نه یک جریان رسانهای؛ بلکه صنعت ایران خواهد بود
https://www.pgnews.ir/?p=369747
369747