
وقتی هرمز مختل شد، چین از ذخایر خود مصرف کرد


تابآوری چین به معنای رضایت از هرمز نیست
اما این تابآوری را نباید با رضایت پکن از وضعیت هرمز اشتباه گرفت. چین همچنان به جریان آزاد نفت از خلیج فارس نیاز دارد و عربستان، عراق، امارات، عمان، کویت و قطر نیز بخش مهمی از نفت وارداتی این کشور را تأمین میکنند. بنابراین ادامه اختلال در هرمز در بلندمدت به نفع چین نیست. پکن در اینجا با یک دوگانه روبهروست: از یک سو با ذخایر خود آسیب اقتصادی بحران را محدود میکند و از سوی دیگر، از ادامه وضعیت موجود ناراضی است.
اما روش چین برای نشان دادن این نارضایتی با الگوی فشار مستقیم غرب تفاوت دارد.
پکن تهران را مجبور نمیکند؛ فاصله میگیرد
چین معمولاً برای تغییر رفتار یک شریک، از اولتیماتوم و تهدید مستقیم استفاده نمیکند. ابزار پکن بیشتر رفتاری و تدریجی است. آنها سطح تعامل را تنظیم میکنند، از برخی دیدارها فاصله میگیرند و منتظر می مانند طرف مقابل تغییر رفتار خود را در عمل نشان دهد.
از این منظر، نبود یک دیدار سیاسی پررنگ میان مقامهای ارشد چین و ایران نیز قابل توجه است. اگر پکن از وضعیت هرمز ناراضی باشد، الزاماً نیازی ندارد در یک دیدار رسمی به تهران بگوید «تنگه را باز کنید». کاهش سطح تعامل خود میتواند پیام باشد.
برای چین، دیداری که صرفاً یک عکس تولید کند، اهمیت چندانی ندارد. اگر ایران خواهان همکاری بیشتر است، از نگاه پکن میتواند این همکاری را در عمل نشان دهد؛ بدون آنکه الزاماً به یک دیدار رسمی نیاز باشد.
مخالفت با روایت آمریکا، حمایت از ایران نیست
موضع چین در گروه بیست نیز باید در همین چارچوب دیده شود. پکن با بندی درباره ضرورت عبور آزاد، امن و قابل پیشبینی از تنگه هرمز همراه نشد. اما این مخالفت را نمیتوان به معنای حمایت از بستهماندن هرمز دانست.
چین میتواند همزمان با روایت آمریکا درباره بحران مخالفت کند و خواهان بازگشت جریان عادی نفت و تجارت از هرمز باشد. پکن نمیخواهد واشنگتن از بحران هرمز برای ساختن یک اجماع سیاسی علیه ایران استفاده کند، اما در عین حال نمیخواهد این بحران امنیت انرژی و تجارت خود چین را تهدید کند. بنابراین موضع چین نه پیوستن به فشار آمریکا علیه ایران است و نه حمایت نامحدود از ایران.
منبع: امتداد
https://www.pgnews.ir/?p=378327
378327