حجتالحق، امام غیاثالدین ابوالفتح ابراهیم خیامی، از ستارگان قدر اول عرصه دانش و ادب ایران و جهان، در اول ذیحجه سال ۴۲۹ قمری، مطابق با ۲۸ اردیبهشتماه جلالی، چشم به جهان گشود. درباره خاندان و محل ولادت وی، مورخان اقوال مختلفی ذکر کردهاند. از جمله، در کتاب *تاریخ الفی* آمده است که خاندان او از اهالی روستای شمشاد در نزدیکی بلخ بودهاند و خود او در استرآباد به دنیا آمده است. همچنین، مطابق ضبط یاراحمد رشیدی در *طربخانه*، وی در استرآباد زاده شد، اما دوران آغازین زندگیاش در بلخ گذشت.
با این همه، صحیحترین قول متعلق به ابوالحسن علی بن بیهقی، نویسنده *تاریخ بیهق*، است که در *تتمه صوانالحکمه* مینویسد: اجداد وی اهل نیشابور بودهاند و او نیز در نیشابور متولد شده است.
از دوران زندگی و استادان وی سندی در دست نیست، مگر آنکه به گفته برخی تاریخدانان، عمر خیام شاگرد ابوالمعالی امامالحرمین جوینی (۴۱۹ تا ۴۷۸ قمری)، عالم نامدار اشعری شافعیمذهب، بوده و هندسه و *مجسطی* را نزد ابوالحسن انباری خوانده است.

سایر روایتهایی که درباره تحصیلات وی نزد ابنسینا و نیز داستان معروف «سه یار دبستانی» نقل شده، هیچکدام مبنای تاریخی درستی ندارند؛ چه آنکه خواجه نظامالملک (۴۰۸ تا ۴۸۵ قمری) سیویک سال پیش از وی متولد شده و نمیتوانسته با خیام همدرس بوده باشد. همچنین، ابنسینا (۳۷۰ تا ۴۲۸ قمری) یازده سال پیش از ولادت او چشم از دنیا فروبسته بود و واضح است که خیام با این عالم دهر و پزشک یگانه نیز همدوره نبوده است.
اما به گفته بیهقی، «جامع بود میان قوت حفظ و حدت ذکاء، چنانکه میگویند کتابی مطول را هفت بار تأمل نمود. در اصفهان، چون به نیشابور عود نمود، از ظهر قلب املا کرد؛ چندانکه نسخه از املای او نوشتند و ما از آن نسخه مقابله کردیم، زیادت تفاوتی نداشت.» وی با چنین استعدادی بر جمیع علوم معقول و منقول وقوف یافت.
خیام در همان اوان جوانی، به نگارش رسالهای در تصدیق روش هندیان در گرفتن جذر و کعب اعداد پرداخت. این رساله، متأسفانه، در کتابخانههای معتبر ایران مشاهده نشده است. پس از آن، نشان وی را در سمرقند مییابیم؛ جایی که در سایه حمایت رئیسالقضات، ابوطاهر عبدالرحمان بن علق، رساله معروف خود را در جبر و مقابله با عنوان *رساله فی براهین علی مسائل الجبر و المقابله* به زبان عربی نگاشت.
این رساله، حاوی راهحلهای هندسی و جبری معادلات درجه دوم و نیز طبقهبندی معادلات جبری، از جمله معادلات درجه سوم، و ارائه راهحلی برای اغلب آنهاست. بدینسان، خیام ۱۳ نوع مختلف معادلات درجه سوم را شناسایی کرد. همچنین، با بسط قوای مختلف دوجملهایها، معروف به دوجملهای نیوتن، و یافتن ضرایب این بسط، قاعده و دستوری را که امروزه «مثلث پاسکال» نامیده میشود، چهار قرن پیش از پاسکال کشف کرد. از این رو، امروزه این اثر را یکی از برجستهترین آثار قرون وسطی در علم جبر به شمار میآورند.
ماجرای خواجه بزرگ کاشانی، وزیر ملکشاه سلجوقی، با حجتالحق عمر خیام نیز داستانی دلکش است. منقول است که روزی خواجه کاشانی به دیوان نشسته بود. حکیم عمر خیام درآمد و گفت: «ای صدر جهان، از وجه دههزار دینار معاش هر سال من کهتر، تتمهای به دیوان مانده است. نایبان دیوان را اشارتی بلیغ میباید تا برسانند.»
خواجه گفت: «توجهت به سلطان عالم چه خدمت کنی که هر سال دههزار دینار مرسوم تو باید داد؟»
عمر خیام پاسخ داد: «واعجبا! من چه خدمت کنم سلطان را؟ هزار سال آسمان و اختران را در مدار سیر، به شیب و بالا، جان باید کندن تا از این آسیابک، دانهای درست چون عمر خیام بیرون افتد و از این هفت شهر پای بالا و هفت دیه سرنشیب، یکی قافلهسالار دانش چون من درآید. اما اگر خواهی، از هر دهی در نواحی کاشان، چون خواجه، ده تن بیرون آرم و به جای او بنشانم که هر یک از عهده خواجگی بیرون آید.»
خواجه از جای برخاست و سر در پیش افکند که جواب را بهجا دید. این حکایت را به حضرت سلطان ملکشاه بازگفتند. سلطان گفت: «بالله که عمر خیام راست گفت… پانصد هجرت چون من نزاد، یگانه چون او هر هفته صد هزار بزاید.»
در پایان این مقاله باید افزود که درباره حکیم عمر خیام، روایات متعدد و متنوعی وجود دارد، اما به سبب اطاله مقاله حاضر، به همین اندازه بسنده میشود.
https://www.pgnews.ir/?p=351819
351819