بازار سرمایه در اقتصادهای توسعه یافته، یکی از مهم ترین ارکان تأمین مالی، تجهیز پس اندازها و هدایت نقدینگی به سمت فعالیت های مولد اقتصادی در فرآیند توسعه اقتصادی محسوب می شود.
بورس می تواند با ایجاد بستر شفاف برای تامین مالی بنگاه ها، افزایش مشارکت عمومی در اقتصاد و تخصیص بهینه منابع خرد و کلان جامعه نقش موثری در رشد تولید، اشتغال و ارتقا بهره وری ایفا کند. با وجود این ظرفیت ها، بازار سرمایه ایران طی سال های اخیر با چالش های متعددی مواجه بوده است چالش های که بخش مهمی از آن ریشه در شرایط اقتصاد کلان کشور دارد به مانند تغییر الگوی تورم، افزایش نااطمینانی اقتصادی، رشد بالای حجم پول و نقدینگی و شکل گیری انتظارات تورمی رفتار فعالان اقتصادی و مسیر حرکت سرمایه ها را تحت تاثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی بازارهای دارایی از جمله بورس به محلی برای حفظ ارزش دارایی در برابر کاهش قدرت خرید پول ملی تبدیل می شوند موضوعی که در بسیاری از دوره ها باعث افزایش ورود نقدینگی و شکل گیری موج های رونق در بازار سرمایه شده است تجربه رشد پر شتاب بازار در سال ۹۹ نمونه ای از همین شرایط بود و ورود گسترده سرمایه های جدید، نشان داد که بورس از ظرفیت بالای بازار برای جذب منابع مالی برخوردار است، اما هم زمان مشخص شد که توسعه بازار سرمایه بدون توجه به زیر ساخت های لازم، آموزش مالی جامعه و ثبات سیاست اقتصادی می تواند پیامد های نامطلوبی به همراه داشته باشد.
تغییرات مکرر سیاست های اقتصادی، افزایش نرخ بهره، محدودیت های معاملاتی و ابهامات تصمیم گیری و کاهش ارزش بسیاری از سهم ها موجب شد بخش قابل توجهی از سرمایه گذاران با زیان مواجه شوند و نگاه عمومی نسبت به بازار سرمایه آسیب ببینند.
در این میان یکی از موضوعات مهم در تحلیل رفتار بازار سرمایه، نقش جریان های نقدینگی و تصمیم های غیر تحلیلی در دوره های رونق است. در شرایط تورمی بخشی از جامعه برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت بازار های مالی حرکت می کند اما زمانی که ورود سرمایه بدون شناخت کافی از ابزارهای سرمایه گذاری، تحلیل صورت های مالی و ارزیابی ریسک انجام شود زمینه شکل گیری رفتار های هیجانی افزایش می یابد.
در دروه های رشد شدید بازار بورس برخی از سرمایه گذاران صرفا با هدف دستیابی به سودهای کوتاه مدت و تحت تاثیر فضای عمومی بازار وارد معاملات می شوند که در چنین مواقعی، انتظارات غیر واقعی و توصیه های غیر کارشناسی و همچنین پیروی از جریان های عمومی بازار می تواند جایگزین تحلیل بنیادی و تصمیم گیری مبتنی بر اطلاعات شود.
البته باید توجه داشت که وجود فعالیت های سفته بازان به خودی خود پدیده ای غیر معمول در بازارهای مالی نیست و در بسیاری از اقتصادها نیز وجود دارد اما زمانی که رفتار های غیر تحلیلی بر بخش بزرگی از معاملات غالب شودکارایی بازار کاهش یافته وآسیب پذیری سرمایه گذاران خرد افزایش می یابد در مقابل سرمایه گذاران حرفه ای با استفاده از ابزارهای تحلیلی و بررسی وضعیت شرکت ها و همچنین مدیریت ریسک تصمیم های منطقی تر اتخاذ می کنند.
تجربه های بازار مالی نشان داده است که در دوره های رونق بیشترین بهره برداری نصیب افرادی می شود که از دانش، تجربه و استراتژی سرمایه گذاری برخوردارنددر حالی که سرمایه گذاران غیر حرفه ای که بدون تحلیل وارد بازار شده اند معمولا در دوره های اصلاحی بیشترین آسیب را متمحل می شوند.
اقتصاد ایران همچنان از ظرفیت های قابل توجهی برای توسعه بازار سرمایه برخوردار است حضور شرکت های بزرگ در حوزه های پتروشیمی، فولاد، معدنی، پالایش، بانکی، دارویی و سایر صنایع راهبردی فرصت مناسبی برای تبدیل بورس به یکی از موتورهای اصلی تأمین مالی اقتصاد فراهم کرده است، بسیاری از این شرکت ها دارایی های ارزشمند، بازارهای صادراتی و از ظرفیت تولیدی گسترده برخوردار هستند، اما بهره گیری کامل از این ظرفیت ها نیازمند ایجاد محیطی با ثبات و قابل پیش بینی و مبتنی بر سیاست گذاری اقتصادی منسجم است.
یکی از چالش های اصلی بازار سرمایه، فاصله میان ارزش واقعی شرکت ها و قیمت معاملاتی در برخی دوره هاست در شرایط تورمی نوسانات نرخ ارز، افزایش هزینه های تولید و تغییر سیاست های اقتصادی بر عملکرد بنگاه ها اثر می گذارد از این رو افزایش شفافیت اطلاعاتی، تقویت حاکمیت شرکت ها، کاهش تصمیمات ناگهانی و ایجاد ثبات در مقررات اقتصادی می تواند به افزایش کارآیی بازار کمک کند.
در سالهای اخیر، استفاده از ابزارهای نوین مدیریت ریسک نیز مورد توجه قرارگرفته است یکی از این ابزارها بیمه است که با هدف کاهش نگرانی سرمایه گذاران و حمایت از سهامداران طراحی شده است. این ابزار می تواند بخشی از ریسک کاهش دارایی ها را مدیریت کرده و به افزایش اطمینان سرمایه گذاران کمک کند با این حال بیمه سهام به تنهایی قادر به حل مشکلات ساختاری بازار سرمایه نیست و تنها می تواند مانند یک کمربند ایمنی بخشی از نگرانی ها را کاهش و فضای بازار را تا حدودی بهبود بخشد.
اثربخشی چنین ابزارهای زمانی افزایش خواهد یافت که همزمان اصلاحات بنیادی در اقتصاد کلان، ثبات مقررات، حمایت از حقوق سهامداران، افزایش شفافیت شرکت ها اصلاح نظام قیمت گذاری و هماهنگی میان سیاست های پولی و مالی کشور را نیز همواره به دنبال داشته باشد. بازار سرمایه برای رسیدن به جایگاه واقعی خود نیازمند نگاهی بلندمدت است بورس صرفا محلی برای خرید و فروش روزانه سهام نیست بلکه یکی از مهمترین زیرساخت های اقتصادی برای تأمین مالی تولید و توسعه اقتصادی کشور محسوب می شود تحقق این نقش نیازمند اقتصادی با ثبات و ارتقاء دانش مالی و همچنین احترام به سرمایه های مردمی است.
آینده بورس بیش از هر چیز به بازگشت اعتماد وابسته است اعتمادی که تنها با حمایت مقطعی و ابزار های کوتاه مدت ایجاد نمی شودبلکه نتیجه مجموعه ای از اصلاحات و ایجاد اطمینان میان سرمایه گذاران خواهد بود.
https://www.pgnews.ir/?p=379396
379396