خلیج فارس:رئیسجمهور از خدمت به مردم عقب نخواهد نشست

منبع:فرارو
خلیج فارس:دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگویی با شبکه فاکس نیوز با اشاره به روند مذاکرات و فضای شکلگرفته پیرامون آن، مدعی شد که هر توافق احتمالی بهسادگی مورد اجماع قرار نخواهد گرفت.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، او در حالی که بیان کرده توافق به سادگی نیست، مدعی شد: «واشنگتن در حال نزدیک شدن به چارچوب یک توافق بسیار خوب است.»
ترامپ در ادامه گفت: «اگر بتوانیم به توافق برسیم، این مسیر هم سریعتر خواهد بود و هم از نظر انسانی بهتر.»
او افزود: «ما به یک توافق بسیار خوب نزدیک شدهایم، اما اگر این اتفاق نیفتد، گزینههای دیگری برای پایان دادن به این موضوع وجود دارد.»
ترامپ همچنین با اشاره به ترجیح خود برای مسیر دیپلماتیک گفت: «ترجیح من دستیابی به توافق است، چون بلافاصله پس از امضای آن میتوان تنگه هرمز را باز کرد.»
او در مورد شرط اصلی واشنگتن ادعا کرد: «تنها تضمینی که باید داشته باشم این است که هیچ سلاح هستهای وجود نداشته باشد.»
در ادامه این ادعا بیان کرد: «طرف مقابل پذیرفته که بهدنبال توسعه سلاح هستهای نرود و حتی آن را در هیچ شکلی خریداری نکند؛ این یک تفاوت مهم است.»
ترامپ در پایان نیز تصریح کرد: «دوست دارم بگویم عجله دارم، چون در آن صورت قیمت بنزین و نفت به شدت کاهش خواهد یافت، اما برای رسیدن به یک توافق خوب نباید عجله کرد.»
رئیس جمهور ایالات متحده در بخش دیگری از اظهارات تکراریاش مدعی شد: «صد درصد اهداف مورد نظر را نابود کردیم.ما تا حد زیادی ارتش ایران را هدف قرار ندادیم، زیرا معتقدیم بخشی از آن رویکردی میانهرو دارد. برخی افراد و فرماندهان که میانهرو نبودند، هدف قرار گرفتند و انواع مختلفی از رهبری را از بین بردیم.»
او در ادامه این ادعا افزود: «عمدا از نابودی کامل ارتش و ساختار کشور پرهیز کردیم، زیرا چنین اقداماتی میتواند یک کشور را برای دههها از بازسازی ناتوان کند. آنچه در عراق رخ داد نمونهای از این اشتباه بود؛ اقدام ما در آنجا بسیار بد و احمقانه بود. در واقع، از ابتدا نباید وارد عراق میشدیم.»
خلیج فارس:یک روزنامه آمریکایی در گزارشی تازه به نقل از چند مقام آگاه مدعی شده است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نسخهای بازنگریشده از چارچوب توافق صلح با ایران را با شروط سختگیرانهتر به تهران ارسال کرده است.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، ترامپ برخی عناصر پیشنویس اولیه توافق را تغییر داده و نسخه جدید را برای بررسی به طرف ایرانی بازگردانده است. با این حال، در این گزارش جزئیاتی از ماهیت دقیق این تغییرات ارائه نشده است.
بر اساس این گزارش، دو مقام آگاه گفتهاند رئیسجمهور آمریکا نسبت به برخی بندهای مرتبط با آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران نگرانی جدی دارد.
در همین حال، یکی دیگر از این مقامات مدعی شده است ترامپ از طولانی شدن روند پاسخ تهران به پیشنهادهای واشنگتن ابراز نارضایتی کرده است. این پیشنهادها با میانجیگری برخی طرفها از جمله پاکستان تدوین شدهاند.
نیویورک تایمز همچنین نوشته است اصلاحات جدید با هدف افزایش فشار بر ایران برای پذیرش توافق اعمال شده است. در عین حال، ترامپ روز جمعه نیز به مدت دو ساعت در اتاق وضعیت با شماری از دستیاران ارشد خود درباره روند تحولات گفتوگو کرده اما بدون ارائه توضیحی مشخص جلسه را ترک کرده است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که در صورت اجرایی شدن این چارچوب، درگیریهای نظامی میان آمریکا و اسرائیل با ایران متوقف خواهد شد و در مقابل، بخشی از محدودیتها از جمله در حوزه تنگه هرمز کاهش مییابد.
همچنین تاکید شده است برخی موضوعات کلیدی و حساس، از جمله آینده برنامه هستهای ایران، به مراحل بعدی مذاکرات موکول خواهد شد؛ موضوعی که میتواند همچنان یکی از اصلیترین نقاط اختلاف در روند گفتوگوها باقی بماند.
خلیج فارس:احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت: شیوهای که محمدباقر قالیباف و تیم نزدیک او در برابر حملات و اتهامات نیروهای تندروی نزدیک به جبههی پایداری علیه خود در پیش گرفتهاند، نوعی دفاع خجالتی است، شبیه دفاع متهمی در دادگاه که یا از شاکی خود بیم دارد و یا اینکه نسبت به نادرستی اتهامات وارده علیه خود مطمئن نیست و در تردید و تذبذب به سر میبرد.

این نوع برخورد، آقای قالیباف و تیم همکارش را به هیچ جا نمیرساند.
در واقع سبب ناکامی محمدباقر قالیباف در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۴ و دورههای پس از آن، همین حس بدهکاری و احساس شرم در برابر جناح تندرو بوده است.
او در هر حرکتی تلاش میکند دل این طیف را به دست آورد، اما دل این طیف توسط چهرهای با ویژگیهای آقای قالیباف به دست آوردنی نیست و تلاش در این زمینه، فقط سبب دوری و رویگردانی طیفهای دیگر سیاسی و اجتماعی از او میشود و نهایتاً حکم از اینجا رانده و از آنجا مانده پیدا میکند!
واقعیت این است که نیروهای تندرو با اصل و نفس مذاکره و توافق مخالفند و اصلاً کاری به نوع و کیفیت و شرایط آن ندارند. اگر هم بعضاً برای رفع اتهام بیمنطقی از خود، مدعیعدم مخالفت با اصل مذاکره و توافق میشوند کارشناسان شبیه ملا است که هوس فروش یکی از بستگان نزدیک خود را در بازار کرد و چون با شماتت جماعت روبرو شد، گفت قیمتی روی او میگذارد که هیچکس آن را نخرد!
متأسفانه این جماعت اصل مذاکره و مصالحه را که اساس حکمرانی و بنمایهی دیپلماسی است، ملکوک میکنند به طوری که اگر هر مسئولی برای حفظ کیان کشور و مصالح عالی مردم خواست به آن رو کند، حس بدهکاری و شرمساری و ننگ به او دست دهد!
برای حرکت به سمت جلو، ابتدا باید این گفتمان افراطی و ضدملی را نقد و نفی کرد. با پذیرش ضمنی این گفتمان هرگز نمیتوان با قاطعیت و اطمینان منافع ملی و میهنی را تأمین کرد.
به عبارت دیگر، تأمین منافع ملی از هر طریق و راه ممکن، باید مایهی سرافرازی و سربلندی و خوشنامی باشد نه اینکه ترس از انگ و اتهام جمعی فرورفته در اوهام خود، آن را به اقدامی شرمگینانه تبدیل کند!
متأسفانه همانطور که جمعی برانداز جنگپرست، اصلاحطلبی را به صورت اتهام در آورده و بدنام کردهاند، جمعی تندرو داخلی نیز عیناً همین کار را با اصل مذاکره و مصالحهجویی کردهاند!
چندی پیش در محفلی از اصلاحطلبان حس کردم برخی از آنها از اینکه به این نام خوانده شوند، شرم دارند و در مقابلِ مواضع براندازان به نوعی احساس عقبماندگی میکنند!
به آنها گفتم که اگر به هر دلیلی، شجاعت تأکید روشن بر مشی اصلاحطلبانهی خود ندارند، بهتر است از حضور در تشکلها و محافل اصلاحطلب بپرهیزند چون اصلاحطلبی اصیل، نیازمند افراد ترسو و یا فاقد اعتماد به نفس نیست!
اگر ما به درستی راهی باور داریم و میتوانیم با زبان منطق و استدلال روشن از آن دفاع کنیم، چه جای نگرانی از اتهام و زخمزبان جمعی که نتیجهی غایی رفتارشان را گرفتار شدن کشور در چاه ویل میدانیم؟
بر همین مبنا، اگر آقای قالیباف و همکارانش، خدمت به ایران را در گرو برچیده شدن سایهی جنگ و تحریمهای اقتصادسوز از سر کشور میدانند و تنها مسیر آن را مذاکره و توافق با طرف مقابل میبینند باید با افتخار و سربلندی آن را دنبال کنند و طعن تندروها را نه از موضع دفاع خجالتی، بلکه با لحن و زبانی که مقاصد آنها را برای مردم آشکار کند، پاسخ دهند.
در غیر این صورت، متأسفانه نتیجهای بیش از انتخابات سال ۸۴ و پس از آن برایشان حاصل نخواهد شد!
خلیج فارس:مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، در نشستی با وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و جمعی از معاونان و مدیران ارشد این وزارتخانه، گزارش آخرین وضعیت آموزش عالی کشور در جریان جنگ اخیر و دوره پساجنگ، برنامهریزیهای وزارت علوم برای بازآرایی سیاستهای علم، فناوری و آموزش عالی متناسب با شرایط جدید کشور، برنامههای هوشمندسازی آموزش با هدف ارتقای کیفیت و کاهش هزینهها و همچنین اقدامات انجامشده در راستای مسئلهمحور و مأموریتمحور کردن دانشگاهها از طریق ایجاد دبیرخانه مدیریت حل کلان مسئلهها (محکم) را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، رئیسجمهور در این نشست اظهار داشت: امروز کشور ما با مجموعهای از چالشها و مسایل در حوزههای مختلف مواجه است و طبیعی است که بهترین و مناسبترین بستر برای شناسایی راهکارها، تولید دانش مورد نیاز و ارائه راهحلهای اجرایی، نظام آموزش عالی و دانشگاههای کشور باشند.
پزشکیان افزود: آنچه اهمیت دارد، تربیت استادان، پژوهشگران و دانشآموختگانی است که علاوه بر دانش تخصصی، مهارت، توانمندی اجرایی، مسئولیتپذیری اجتماعی و باور به حل مسئله را نیز در خود پرورش داده باشند. کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به نخبگانی نیاز دارد که دانش خود را در خدمت رفع مشکلات جامعه قرار دهند.
رئیسجمهور تصریح کرد: انتظار من از دانشگاهیان این است که هر دانشگاه متناسب با رشتهها و ظرفیتهای علمی خود، نسبت به مسایل و نیازهای جامعه پیرامونی احساس مسئولیت کند. هر دانشگاه در هر شهر و منطقهای که فعالیت میکند، باید بتواند بخشی از مسایل آن منطقه را شناسایی کرده و برای حل آنها نقشآفرینی کند. دانشگاه نباید صرفاً محل آموزش و انتقال دانش باشد، بلکه باید به نهادی اثرگذار در فرآیند توسعه و حل مسایل کشور تبدیل شود.
پزشکیان خاطرنشان کرد: فشارها و چالشهایی که امروز جامعه با آن مواجه است، ساده و تکبعدی نیستند و طبیعتاً راهکارهای آن نیز نمیتواند ساده باشد. حل این مسایل نیازمند نگاههای چندرشتهای، رویکردهای نوآورانه و حضور فعال نخبگان و دانشگاهیان در عرصه تصمیمسازی و اجراست. نخبگان کشور در قبال شرایط موجود مسئولیت دارند و باید سهم خود را در بهبود وضعیت کشور ایفا کنند.
رئیس جمهور تأکید کرد: اگرچه گامهای ارزشمندی برداشته شده، اما لازم است این مسیر با تمرکز و انسجام بیشتری دنبال شود. همچنین نباید این مأموریت صرفاً محدود به چند دانشگاه بزرگ و مطرح کشور باشد؛ بلکه تمامی دانشگاهها در سراسر کشور باید متناسب با ظرفیتهای خود در فرآیند حل مسایل منطقهای و ملی مشارکت کنند.
پزشکیان گفت: گاهی دولت مسئلهای را به دانشگاه ارجاع میدهد و انتظار ارائه راهکار دارد، اما در مواردی نیز این دانشگاه است که با رصد دقیق محیط، مسئلهای را شناسایی میکند که ممکن است هنوز در دستور کار دستگاههای اجرایی قرار نگرفته باشد. در چنین شرایطی دانشگاه باید پیشگام ورود به مسئله و ارائه راهحل باشد و نقش راهبری علمی خود را ایفا کند.
رئیس جمهور گفت: منابع مرتبط با این حوزه در اختیار وزارت علوم قرار دارد و نحوه مدیریت آن نیز بر عهده این وزارتخانه است. مبنای دولت در پرداختها، اصل عملکرد، اثربخشی و نتیجهمحوری است. به طور طبیعی استادانی که نقش برجستهای در تولید علم، حل مسایل کشور، تربیت نیروی انسانی و اثرگذاری اجتماعی دارند، نباید با افرادی که صرفاً حضور اداری دارند و خروجی مشخصی ارائه نمیکنند، به یک شکل مورد ارزیابی و پرداخت قرار گیرند.
پزشکیان اظهار داشت: متأسفانه در مقاطعی بدون توجه به الزامات و زیرساختهای توسعه علمی، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی گسترش یافتهاند. امروز تعداد قابل توجهی از مراکز دانشگاهی با خروجی محدود یا فاقد اثربخشی متناسب با مأموریت خود مواجه هستند. در چنین شرایطی ضروری است نظام ارزیابی و تخصیص منابع بر پایه عملکرد واقعی، خروجیهای علمی، میزان اثرگذاری و تحقق مأموریتها بازطراحی شود.
رئیس جمهور افزود: در همه نظامهای علمی موفق دنیا، منابع بر مبنای عملکرد، بهرهوری و نتایج حاصل از فعالیتها تخصیص مییابد، نه صرفاً بر اساس حضور یا ساختارهای موجود. وزارت علوم باید با بهرهگیری از اختیارات قانونی خود، سازوکارهای عادلانه و مبتنی بر شایستگی را در نظام پرداختها و تخصیص منابع مستقر کند. این رویکرد علاوه بر مبانی مدیریتی، با آموزههای دینی و توصیههای قرآن کریم و نهجالبلاغه نیز همخوانی دارد؛ چرا که در این آموزهها بر تفاوت میان افراد پرتلاش و کمکار تأکید شده است.
پزشکیان اظهار داشت: دانشجویان باید از محیطهای صرفاً آموزشی خارج شده و در میدان عمل حضور یابند. مشارکت دادن دانشجویان در حوزههایی نظیر اصلاح الگوهای رفتاری، کاهش مصرف، ارتقای بهرهوری، فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی و سایر عرصههای مورد نیاز کشور، علاوه بر کمک به حل مسایل جامعه، موجب افزایش حس مفید بودن، مسئولیتپذیری و نقشآفرینی اجتماعی آنان خواهد شد.
رئیسجمهور تصریح کرد: نباید در جایگاه تماشاگر و خارج از گود باقی ماند. حل مسایل نیازمند حضور در میدان،پذیرش مسئولیت و اقدام عملی است. بنده نیز این مسئولیت را نه برای کسب مقام و موقعیت، بلکه با دغدغه خدمت به مردم و رفع مشکلات آنانپذیرفتهام. امروز که بار سنگینی بر دوش همه ما قرار گرفته است، تمامی ظرفیتهای کشور باید برای عبور از مشکلات بسیج شوند.
پزشکیان ادامه داد: بخشهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، صنعتی، کشاورزی و انرژی همگی ظرفیتهای گستردهای برای نقشآفرینی دانشگاهها دارند. فرصتهای فراوانی برای ایجاد تحول، اصلاح روندها و ارتقای کارآمدی وجود دارد و همه باید در این مسیر به کشور کمک کنند.
رئیسجمهور گفت: امروز با مسایل و چالشهای متعددی روبرو هستیم و در چنین شرایطی نحوه اطلاعرسانی و روایت واقعیتها از اهمیت ویژهای برخوردار است. متأسفانه در برخی موارد شاهد ارائه تحلیلها و روایتهایی از رسانه ملی هستیم که میتواند تصویری غیرواقعی از شرایط کشور ایجاد کند. این موضوع نیازمند بازنگری جدی است.
پزشکیان تأکید کرد: دانشگاهیان باید در اصلاح نگاههای نادرست، ارتقای سطح آگاهی عمومی و ترویج تحلیلهای علمی و مستند نقشآفرینی کنند. نباید اجازه داد فضای عمومی جامعه تحت تأثیر اطلاعات غیرمستند و برداشتهای فاقد پشتوانه علمی قرار گیرد. حقیقت مستقل از اشخاص است و در زبان علم، حقانیت بر پایه شواهد، استدلال و مستندات تعریف میشود.
رئیس جمهور افزود: در آموزههای دینی نیز انسان متقی کسی است که سخن درست را بپذیرد و در برابر حقیقت مقاومت نکند. هیچ ظلمی بالاتر از آن نیست که مسیرهای نادرست را به جامعه القا کنیم و مانع شناخت واقعیتها شویم. دانشگاهها میتوانند با تولید دانش معتبر و ارائه تحلیلهای علمی، مسیر درست را شناسایی کرده و به جامعه و نظام تصمیمگیری کشور منتقل کنند.
پزشکیان اظهار داشت: دولت آماده است هر آنچه را که برای حضور مؤثر دانشگاهیان در حل مسایل کشور مورد نیاز باشد، فراهم کند. کافی است هر فرد در هر حوزه تخصصی، گامی در جهت بهبود شرایط جامعه بردارد؛ چرا که مجموعه این گامهای کوچک میتواند زمینهساز تحولات بزرگ و پیشرفتهای ماندگار برای کشور شود.
رئیس جمهور خاطرنشان کرد: با وجود گذشت ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و دستیابی کشور به دستاوردهای ارزشمند در حوزههای مختلف، همچنان در برخی عرصهها با فاصلههایی نسبت به کشورهای پیشرو و حتی برخی همسایگان مواجه هستیم. با این حال، اگر ظرفیتهای انسانی و علمی کشور بهدرستی فعال شود و هر فرد توانمند بتواند استعدادهای خود را در مسیر توسعه کشور به کار گیرد، بدون تردید امکان جبران این فاصلهها و حرکت شتابان به سوی پیشرفت و تعالی ملی وجود خواهد داشت.
خلیج فارس:لارنس دی. فریدمن در فارن افرز نوشت: سالها بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از رؤسایجمهور پیش از خود به دلیل کشاندن ایالات متحده به «جنگهای بیپایان» در خاورمیانه انتقاد میکرد. شاید جنگ او علیه ایران تا ابد ادامه نیابد، اما اکنون برایش بسیار دشوار شده است که آمریکا را از درگیریای خارج کند که دلایل زیادی برای پشیمانی از آغاز آن دارد.

ترامپ در آخر هفته گذشته اصرار داشت که توافق برای پایان دادن به جنگ با ایران و بازگشایی تنگه هرمز «تا حد زیادی مذاکره شده» و تقریباً نهایی است. مقامهای ایرانی نیز گفته بودند که به دستیابی به یک یادداشت تفاهم با ایالات متحده نزدیک شدهاند؛ توافقی که قرار بود درگیریها را در همه جبههها متوقف و محاصره دریایی آمریکا را لغو کند.
با این حال، مفاد این توافق جدید روشن نبود و به نظر میرسید دو طرف همچنان بر سر مسائل مهمی از جمله احتمالاً آمادگی ایران برای ارائه امتیازهای فوری درباره برنامه هستهایاش، فاصله زیادی با یکدیگر دارند. اکنون این ابهام جای خود را به تردید داده است.
در ۲۵ مه، نیروهای آمریکایی اهدافی را در جنوب ایران هدف قرار دادند؛ اقدامی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به وعده انتقامگیری واداشت و آینده مذاکرات و آتشبس شکننده موجود را در هالهای از ابهام فرو برد.
جنگ ترامپ علیه ایران، خاطره مداخلات گذشته آمریکا را دوباره زنده کرده است. در جریان جلسات استماع کنگره در اواخر آوریل، جان گارامندی، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا، این جنگ را «باتلاق» و «فاجعهای سیاسی و اقتصادی در همه سطوح» توصیف کرد.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، با لحنی تند پاسخ داد و ایده باتلاق بودن یک مأموریت دوماهه را به تمسخر گرفت؛ سپس گارامندی را به شکستطلبی و «دادن خوراک تبلیغاتی به دشمنان» متهم کرد.
شاید «باتلاق» بهترین استعاره نباشد. این واژه معمولاً با جنگ ویتنام گره خورده؛ جنگی که نیروهای آمریکایی سالها در آن گرفتار شدند. ایران نیز قرار نیست شبیه «جنگهای بیپایانی» باشد که پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳ شکل گرفت.
در واقع، دقیقاً به این دلیل که رهبران آمریکا اکنون از چنین باتلاقهایی هراس دارند، تمایلی به اعزام گسترده نیروهای زمینی به بحرانهایی که ممکن است در آن گرفتار شوند، ندارند.
در عوض، ایالات متحده در جنگ کنونی با ایران بر موشکها، قدرت هوایی و سامانههای تسلیحاتی تقویتشده با هوش مصنوعی تکیه کرده است. اما جنگیدن به این شیوه به این معناست که استفاده از قدرت نظامی صرفاً جنبهای بازدارنده و وادارکننده دارد؛ یعنی وارد آوردن فشار بر دشمن با این امید که سرانجام به خواستههای آمریکا تن دهد.
ایالات متحده دیگر نمیتواند صرفاً آنچه را میخواهد تصاحب کند؛ همانگونه که هنگام ورود به بغداد و سرنگونی حکومت صدام حسین انجام داد. مشکل امروز دولت ترامپ این است که حکومت ایران همچنان از تمکین خودداری میکند؛ موضوعی که دور تازه مذاکرات نیز آن را نشان داد و روشن نیست چگونه میتوان تهران را وادار به عقبنشینی کرد.
لافزنیهای هگست نیز نتوانست این واقعیت را پنهان کند که اهداف اصلی عملیات «خشم حماسی» بهویژه تغییر رژیم و نابودی کامل برنامه هستهای ایران محقق نشده است. افزون بر آن، با بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، وضعیت کلی حتی از پیش از آغاز عملیات نیز بدتر شده است.
قمار ترامپ شاید به جنگی طولانی تبدیل نشود، اما بهعنوان یک جنگ کوتاه نیز از هماکنون شکست خورده است. عملیات «خشم حماسی» آن پیروزیای را که رهبرانش ادعا میکردند، به همراه نداشت. از این منظر، این جنگ برخی ویژگیهای مشابه جنگهایی را دارد که سال گذشته در مقالهای در فارنافرز درباره آنها نوشتم و در آن نسبت به «توهم جنگ کوتاه» هشدار دادم؛ این باور که برتری نظامی و فناورانه میتواند به کشوری امکان دهد دشمن خود را با سرعت، جهتگیری و بیرحمیِ ضربه نخست شکست دهد. همان زمان اشاره کرده بودم که قدرتهای بزرگ «معمولاً تصور میکنند برتری چشمگیر نظامیشان بهسرعت رقبایشان را درهم خواهد شکست.»
از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تا کارزار سنگین آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سال جاری، این راهبرد بر این فرض استوار بوده که حرکت سریع همراه با نیرویی عظیم، دشمن را فلج و موفقیتی سریع در میدان نبرد ایجاد میکند. هوش مصنوعی این تصور را حتی فریبندهتر کرده، زیرا وعده میدهد تصمیمگیری و اجرای عملیات نظامی را سریعتر کند.
اما همانگونه که روسیه در اوکراین دریافت، جنگها معمولاً اینقدر ساده پایان نمییابند. درگیری با ایران نشان میدهد واشنگتن نیز گرفتار توهم جنگ کوتاه شده و بیش از اندازه بر قدرت ابزارهایش تمرکز کرده، بیآنکه بداند چگونه باید به اهدافش برسد.
بنبست
هگست در نشست خبری ۸ آوریل و همزمان با اجرای آتشبس مدعی شد: «ایران برای این آتشبس التماس کرد» و «عملیات خشم حماسی یک پیروزی تاریخی و قاطع در میدان نبرد بود.» اما واقعیت آشکارا چیز دیگری بود. ایران نهتنها مانند کشوری شکستخورده رفتار نکرد، بلکه چنان عمل کرد که گویی از جنگ برای تقویت موقعیت خود بهره برده است.
اکنون، نزدیک به دو ماه بعد، این عملیات نتوانسته به اهداف سیاسی اعلامشده خود دست یابد و حتی مشخص نیست ازسرگیری عملیات نظامی – که مقامهای آمریکایی طی هفتههای گذشته بارها تهدید به آن کرده بودند و سرانجام در ۲۵ مه حملات تازهای را آغاز کردند – چگونه میتواند شرایط را بهبود بخشد.
بهجای فروپاشی حکومت ایران، این نظام تقویت شده و سپاه پاسداران از فضای جنگ برای تحکیم خود بر کشور استفاده کرده است. تنگه هرمز گذرگاه حیاتی دریایی که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور میکند، اکنون عملاً بسته شده است.
تنها عاملی که مانع استفاده کامل ایران از این اهرم شده، محاصره متقابل آمریکا علیه کشتیهایی است که از بنادر ایران استفاده میکنند؛ وضعیتی که فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کرده است.
فارغ از این واقعیت ناخوشایند که ترامپ پیشتر مدعی شده بود حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات غنیسازی ایران برنامه هستهای این کشور را «نابود» کرده، او اکنون میگوید هزینههای اقتصادی این جنگ بهایی است که باید برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای پرداخت.
چه مردم آمریکا با این دیدگاه موافق باشند یا نه، مشکل ترامپ این است که اکنون نیز برای تحقق این هدف در موقعیتی بهتر از پیش از جنگ قرار ندارد؛ زمانی که ظاهراً مذاکرات جدی درباره محدود کردن ظرفیت غنیسازی ایران در جریان بود.
البته خود ایران نیز در موقعیت مطلوبی قرار ندارد. اینکه حکومت ایران توانسته تابآوری نشان دهد، نباید به بزرگنمایی قدرت اهرمهایش منجر شود. اقتصاد کشور در وضعیت آشفتهای قرار دارد، تأمین نیازهای اولیه مردم به سختی انجام میشود و حکومت تنها از طریق اعمال اقتدار قادر به حفظ قدرت است.
شرایط اضطراری ناشی از جنگ به حکومت کمک کرده سلطه خود را تثبیت کند، اما همزمان ضربات سنگینی نیز متحمل شده است…مشکل ترامپ این است که هرچه این بنبست طولانیتر شود، افکار عمومی آمریکا و البته بخش بزرگی از جهان بیشتر پیامدهای تورمی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز را احساس خواهند کرد.
ترامپ میخواهد از این بحران عبور کند، اما برای این کار بهشدت به امتیازهای کوتاهمدت از سوی ایران نیاز دارد تا آغاز این جنگ را توجیه کند. تهران تمایلی به ارائه چنین امتیازهایی ندارد؛ چرا که این نبرد برای ایران جنبهای وجودی دارد، نه برای آمریکا.
به همین دلیل، مذاکرات میان واشنگتن و تهران بیش از آنکه تابع توازن قدرت نظامی باشد، به میزان تابآوری دو طرف در برابر اشکال متفاوت فشار اقتصادی وابسته خواهد بود. و این محاسبه، چشمانداز امیدوارکنندهای برای آمریکا ترسیم نمیکند.
درگیری با ایران احتمالاً به «جنگ بیپایانی» از آن دست که سیاستگذاران آمریکایی از آن واهمه دارند تبدیل نخواهد شد، زیرا هنوز پای شمار زیادی از نیروهای زمینی آمریکا به میدان باز نشده است. اما واشنگتن با این تصور که برتری آتش و توان فناوریاش میتواند پیروزیای سریع رقم بزند و از تکرار باتلاقهای گذشته جلوگیری کند، خود را به بنبست کشاند. آمریکا گرفتار توهم جنگ کوتاه شده و اکنون در موقعیتی دشوار قرار گرفته که خود مسبب آن بوده است.
فهرست ویرانی
طراحی و اجرای عملیات «خشم حماسی» نشان میدهد پنتاگون تا چه اندازه باور داشت که قدرت عریان میتواند پیروزی سریعی برای آمریکا به همراه بیاورد. پیت هگست و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، هنگام تشریح این عملیات بارها بر شمار اهدافی که آمریکا مورد حمله قرار داده و سرعت انجام این حملات تأکید کردهاند.
کین در ۹ آوریل فهرستی از «دستاوردهای» آمریکا ارائه داد: حمله به ۱۳ هزار هدف، نابودی ۸۰ درصد پدافند هوایی ایران، هدف قرار دادن ۴۵۰ مرکز ذخیره موشکهای بالستیک و ۸۰۰ انبار پهپادهای انتحاری و نیز نابودی بیش از دو هزار «گره فرماندهی و کنترل».
هگست در همان نشست خبری چنان سخن گفت که گویی این فهرست ویرانی، خود نشانه پیروزی است. شاید هم اگر تنها هدف عملیات، تضعیف توان نظامی ایران و حذف بخش قابل توجهی از لایههای رهبری سیاسی این کشور بود، میشد چنین ادعایی را پذیرفت. اما دولت ترامپ آشکارا اهداف بسیار بزرگتری را دنبال میکرد.
ایران خود را برای یورش آمریکا و اسرائیل آماده کرده بود. شاید حکومت ایران از گستردگی عملیات ترور رهبرانش غافلگیر شد، اما برنامه جانشینی داشت. اینترنت را قطع کرد و برای مقابله با هرگونه اعتراض داخلی مهیا شد. فرماندهان نظامی ایران دستور داشتند نهفقط اسرائیل، بلکه متحدان عرب آمریکا در خلیج فارس را نیز هدف قرار دهند و تنگه هرمز را برای کشتیرانی تجاری ناامن کنند.
ایران شاید به اندازه آمریکا و اسرائیل اهدافی را نابود نکرده باشد، اما از نظر هدف سیاسی، راهبرد تهران به همان اندازه موفق عمل کرد. حکومت همچنان پابرجا ماند، توانست به شلیک موشک ادامه دهد و یک بحران اقتصادی جهانی ایجاد کند. از آنجا که آمریکا نمیخواست وارد یک باتلاق شود و بنابراین هرگز قصد نداشت شمار زیادی نیروی زمینی برای تضمین سرنگونی حکومت وارد ایران کند، واکنش تهران برای رقم زدن نوعی تساوی نظامی با دو دشمن قدرتمندتر کافی بود.
دولت ترامپ در درک منطق سیاسی این وضعیت ناتوان مانده است؛ وضعیتی که در آن ایرانِ ضربهخورده همچنان نیازی نمیبیند به تعبیر ترامپ «علامت تسلیم بالا ببرد.» دستکم در کوتاهمدت، ایران میتواند بر اساس شرایط خود مذاکره کند. مهمترین نقطه ضعف تهران، مشکلات مزمن اقتصادی و نارضایتی گسترده مردم است.
درخشش تاکتیکی، شکست راهبردی
قدرت بزرگ نظامی معمولاً صاحبانش را وسوسه میکند که تصور کنند میتوانند درگیریها را بهسادگی و به سود خود پایان دهند؛ اما در عمل بهندرت چنین میشود. آنچه روسیه نام «عملیات ویژه نظامی» برای تسلط بر اوکراین گذاشت، بهخوبی این واقعیت را نشان داد.
برای آمریکا، درس دیگری نیز وجود دارد. برنامهریزی نظامی این کشور بهگونهای شکل گرفته که هدفش گیج و فلج کردن دشمن با عملیاتهایی سریع، پیچیده و پرشتاب است؛ حمله همزمان به شمار زیادی هدف در کوتاهترین زمان ممکن. هوش مصنوعی این رویکرد را تقویت کرده و به ارتشها امکان داده فاصله زمانی میان شناسایی هدف تا نابودی آن را کاهش دهند و همزمان چندین هدف را بزنند.
اما تمرکز بر سرعت و ویرانگری، عنصر مهم دیگری را در هر راهبرد نظامی تحتالشعاع قرار داده است: اینکه چگونه باید پیامد سیاسی مطلوب را از یک اقدام نظامی به دست آورد.
دولت ترامپ همان اشتباه آشنای دستکم گرفتن حریف را تکرار کرد. مقامهای آمریکایی تصور میکردند ایران توان مقابله با ضربات اولیه را نخواهد داشت. آنها بهدرستی درباره این سناریو نیندیشیدند که اگر حکومت ایران فوراً فرو نپاشد چه خواهد شد و نیز همه گزینههایی را که تهران برای ایجاد مشکل برای آمریکا و متحدانش در اختیار داشت، بهطور کامل در نظر نگرفتند.
البته واکنش ایران به حملات محدودتر ژوئن ۲۰۲۵ محتاطانه و حسابشده بود. پنتاگون این اشتباه را مرتکب شد که تصور کند حتی زمانی که موجودیت حکومت ایران تهدید میشود، واکنش تهران همچنان منفعلانه خواهد بود. نسلهای مختلف برنامهریزان نظامی آمریکا میدانستند اگر ایران در تنگنا قرار گیرد، تلاش خواهد کرد تنگه هرمز را ببندد. با این حال، رئیسجمهور قانع شده بود که بسته شدن احتمالی تنگه مشکلی ایجاد نخواهد کرد، زیرا جنگ بهسرعت پایان مییابد.
به این ترتیب، درخشش تاکتیکی آمریکا نتوانست به موفقیت راهبردی منجر شود. گاهی یک عملیات سریع میتواند همه اهداف مورد نظر را محقق کند؛ مانند عملیات آمریکا در کاراکاس برای ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، در ماه ژانویه که دستکم میان ابزار و اهداف محدود آن تناسب وجود داشت. اما وقتی اهداف بلندپروازانهتر باشند، دستیابی به چنین تناسبی بسیار دشوارتر خواهد بود.
تفکر نظامی آمریکا این ایده را به اصل تبدیل کرده که حمله سریع و سنگین، همواره به شکست و تسلیم دشمن منجر میشود. هوش مصنوعی نیز این باور را تقویت کرده است. اما تجربه جنگهای اخیر ضرورت احتیاط را یادآور میشود. خودداری از استفاده از نیروهای زمینی، بهویژه علیه دشمنی جدی، به این معناست که حتی دشمنی که ضربات سنگینی خورده نیز میتواند مقاومت کند و راههایی برای تلافی بیابد و اگر حملات اولیه به نتیجه نرسند، گزینههای جایگزین رضایتبخش نخواهند بود.
شاید چنین وضعیتی به جنگی بیپایان منجر نشود، اما در نهایت نیازمند مذاکره با دشمن برای یافتن راه خروج خواهد بود؛ مذاکرهای که مستلزم مصالحههای دشوار است و اجازه نمیدهد قدرت برتر، شروط خود را دیکته کند. درس اوکراین و ایران این است که هر رهبری که با طرح یک پیروزی سریع و آسان روبهرو میشود، باید ابتدا بپرسد: «چطور اینقدر مطمئن هستید؟» و سپس بپرسد: «اگر اشتباه کنید چه میشود؟»
منبع : عصر ایران
خلیج فارس:دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در گفتوگو با فاکس نیوز مدعی شد: ما به یک توافق بسیار خوب با ایران نزدیک شدهایم. اگر این توافق برای ما عادلانه نباشد، دوباره به وزارت جنگ متوسل خواهیم شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از انتخاب؛ دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در گفتوگو با فاکس نیوز مدعی شد: ما به یک توافق بسیار خوب با ایران نزدیک شدهایم. اگر این توافق برای ما عادلانه نباشد، دوباره به وزارت جنگ متوسل خواهیم شد.
او افوزد: گزینه دیپلماتیک را ترجیح میدهم، زیرا امضای توافق به معنای بازگشایی فوری تنگه هرمز به روی کشتیرانی است.

ترامپ ادامه داد: تنها تضمین اصلی و اساسی که بر آن پافشاری میکنم، جلوگیری از در اختیار داشتن سلاح هستهای توسط ایران است.
او افزود: ایرانیها در عمل قبول کردهاند که سلاح هستهای تولید یا خریداری نکنند.
ترامپ ادامه داد: ایرانیها مذاکرهکنندگان بسیار باتجربهای هستند و این موضوع زمان میبرد، اما من عجله ندارم.
او افزود: تنگه هرمز باید فوراً و بدون عوارض عبور باز شود و باید به طور قطعی از در اختیار گرفتن هرگونه سلاح هستهای توسط تهران جلوگیری شود.
ترامپ ادامه داد: نیروهای ما به محض بازگشایی تنگه هرمز و پایان یافتن رسیدگی به پرونده هستهای، از منطقه خارج خواهند شد.
خلیج فارس:روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیهای از شناسایی و رهگیری یک فروند پهپاد MQ9، یک فروند پهپاد RQ4 و جنگنده متجاوز F۳۵ خبر داد.

در اطلاعیه روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ارتش تروریستی آمریکا در منطقه خلیج فارس در ادامه ماجراجوییهای مداخله گرایانه در منطقه و رفتارهای متجاوزانه وارد حریم هوایی ایران شد و یگانهای پدافندی سپاه پاسداران در راستای دفاع از حریم سرزمینی کشورمان پس از پایشهای اطلاعاتی دقیق، یک فروند پهپاد MQ9 را شناسایی و ساقط کرد.
همچنین با شلیک به یک فروند پهپاد RQ4 و جنگنده متجاوز F۳۵ آنان را وادار به فرار و خروج از حریم سرزمینی کرد.
سپاه پاسداران نسبت به هرگونه نقض آتش بس از سوی ارتش متجاوز آمریکا هشدار داده و حق پاسخ متقابل را برای خود مشروع و قطعی میداند.
منبع:فرارو
خلیج فارس:مسعود پزشکیان رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران، در تماسهای تلفنی جداگانه با نزار آمیدی رئیسجمهور و علی فالح الزیدی نخستوزیر عراق، فرارسیدن عید سعید قربان را به دولت و ملت این کشور تبریک گفت و برای مردم عراق، عزت، آرامش، پیشرفت و سربلندی آرزو کرد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، رئیسجمهور در این گفتوگوها عید قربان را نماد والای بندگی، ایثار، همبستگی امت اسلامی و تقویت روح اخوت و انسجام میان کشورهای مسلمان توصیف کرد و اظهار داشت که بهرهگیری از آموزهها و پیامهای وحدتآفرین این عید بزرگ اسلامی، میتواند زمینهساز تقویت همگرایی، همکاری و همافزایی میان کشورهای اسلامی در مواجهه با چالشها و تهدیدات مشترک و مقابله با توطئه های تفرقه افکنانه دشمنان باشد.
پزشکیان با تاکید بر جایگاه ممتاز روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق، مناسبات دو کشور را مبتنی بر پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، دینی و مردمی دانست و بر ضرورت توسعه و تعمیق بیش از پیش همکاریها در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ، علمی تجاری، امنیتی و منطقهای تأکید کرد.
در این تماسهای تلفنی، آخرین روند مناسبات دوجانبه و همکاریهای مشترک میان تهران و بغداد نیز مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت و طرفین بر تداوم رایزنیها و تسریع در اجرای توافقات مشترک در راستای تأمین منافع متقابل دو ملت تأکید کردند.
رئیسجمهور همچنین با اشاره به تحولات منطقهای و ضرورت تقویت ثبات و آرامش در منطقه، ابراز امیدواری کرد که با استمرار تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک، زمینه تحقق صلح و امنیت پایدار در منطقه هرچه سریعتر فراهم شده و ابتکارات دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ و کاهش تنشها به نتایج مؤثر و ملموس منجر شود.
پزشکیان در ادامه، از رئیسجمهور و نخستوزیر عراق برای سفر به ایران دعوت کرد و این سفرها را گامی مؤثر در مسیر گسترش تعاملات راهبردی، تقویت همکاریهای دوجانبه و تحکیم روابط برادرانه میان تهران و بغداد دانست.
خلیج فارس:چهار نفر به دیوان عدالت اداری شکایت بردهاند؛ چهار نفر با یک شکایت، برای ابطال مصوبه بازگشت اینترنت به قبل از دی ماه ۱۴۰۴؛ البته با بهانه غیرقانونی بودن ستاد راهبری فضای مجازی.

از آن چهار نفر یک نفرشان هست که پیش از این هم دستی بر آتش اینترنت و فیلترینگ و این دست مسائل داشته است؛ رضا تقیپور نماینده تهران در مجلس، عضو شورای عالی فضای مجازی و البته وزیر ارتباطات دولت محمود احمدینژاد.
او دکتری علوم پیشرفته مدیریت از دانشگاه بوردو فرانسه دارد؛ البته تقیپور در دورههای مشترکی که سازمان مدیریت صنعتی با دانشگاه بوردو برگزار کرد، شرکت کرده و از این طریق دانشجویدانشگاه بوردو شده بود.
تقیپور در حال حاضر نماینده مجلس دوازدهم است و دوره قبلش هم از تهران در مجلس حضور داشته است.
در جریان طرح جنجالی صیانت که در مجلس یازدهم بررسی میشد، از جمله نقشآفرینان اصلی این جنجال بزرگ بود؛ این طرح جنجالی که دور از افکار عمومی در حال بررسی و تصویب بود، بنا بود در دسترسی به اینترنت بینالملل و پیامرسانهای خارجی محدودیتهایی ایجاد کند؛ کاری که وقتی از آن طریق نتوانستند پیش ببرند، قصد داشتند با بهانه جنگ و تامین امنیت و این دست مسائل جلو ببرند.
تقیپور غیر از طرح صیانت، یک نقطه طلایی دیگر هم در رزومهاش دارد؛ وزارت ارتباطات احمدینژاد از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱. او به مدت سه سال عهدهدار این وزارتخانه بود و آن زمان ماشین فیلترینگ تازه شروع به کار کرده بود.
او سال ۹۱ از سمت خود کنار گذاشته شد و در جایگاه تشریفاتی مشاور رئیسجمهوری در امور ارتباطات و فناوری قرار گرفت.
سال ۹۲ در انتخابات همرمان ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، تقیپور روی دومی سرمایهگذاری کرد و به شورای شهر تهران راه یافت. او در این ۴ سال سخنگوی شورای شهر تهران بود.
او به سرویسهای خارجی بدگمان است؛ یک بار در زمان وزارتش طی اظهاراتی «موتورهای جستجو» را «موتورهای جاسوسی» دانسته و گفته بود «در این که موتورهای جستجوی خارجی ابزارهای جاسوسی بیگانگان است شکی نیست».
تقیپور در زمان وزارتش، طرحهای احمدینژادیطور هم ارائه میکرد؛ یکی از آنها «اینترنت پاک» بود؛ «پیاده سازی اینترنت پاک از ایران شروع میشود اما موفقیت آن در گرو این است که دیگران هم به این طرح بپیوندند تا این ایده بتواند یک جریان کامل منطقهای و بینالمللی را شکل دهد».
او در توضیح این طرح نیز گفته بود «در معارف ما گفته شده که انسان باید دنبال علم نافع برود نه هر علمی که باعث اتلاف وقت و منابع شود؛ از این منظر ما بحث اینترنت پاک را مطرح کردیم و امروز خوشبختانه میبینیم که در مجامع مختلف نیز از این ایده استقبال میشود».
هرچند تقیپور در واکنش به خبر شکایت از تشکیل ستاد راهبری فضای مجازی، گفته که مخالف قطع اینترنت بینالملل هستم، اما ایدههای زمان وزارت ارتباطات نظیر همین اینترنت پاک یا ماجرای طرح صیانت در مجلس یازدهم، اجازه خوشبینی به اظهارات او را نمیدهد.
گرچه او گفته منظورش از شکایت، ساختار این ستاد است که از نظرش غیرقانونی است، اما مشخص بود که این ستاد با چه کارکردی تشکیل شده؛ و واضح بود که چنین شکایتی در راه بازگشایی اینترنت سنگاندازی میکند که این بار با اصرار دولت، راه به جایی نبرد.
منبع : خبر آنلاین