خلیج فارس:تصویری از یک مرزبان ایرانی را در نقطه صفر مرزی ایران و شوروی در سال ۱۳۳۰ ملاحظه میکنید. (عکس درون متن)

منبع:فرادید
خلیج فارس:چند روز قبل دختر جوانی در یک کافی شاپ نشسته بود که مرد جوانی به او نزدیک شد و پیشنهاد آشنایی داد. وی که خود را کارآگاه پلیس معرفی کرده بود سر صحبت را با سوگند باز کرد…
روزنامه ایران نوشت: دختر جوان که از مدتی قبل درگیر یک مشکل قضایی شده بود به تصور اینکه او میتواند مشکلش را حل کند به پیشنهاد او جواب مثبت داد.

چند روز بعد هم مرد جوان به بهانه صحبت درباره مشکل سوگند و انجام کارهای او به خانهاش رفت. دختر جوان هم برایش چای و میوه آورد و به آشپزخانه رفت تا وسایل پذیرایی بیاورد اما بعد از اینکه برگشت و چای را نوشید از هوش رفت. سوگند ساعاتی بعد به هوش آمد و با خانهای بهم ریخته روبهرو شد و فهمید طلا و دلارهایش به سرقت رفته است.
با شکایت به پلیس خیلی زود متوجه شد او تنها دختری نبوده که در دام مرد شیاد گرفتار شده است بلکه مرد جوان تحت عنوان کارآگاه پلیس و شخصی که در مراجع قضایی و پلیسی آشنا دارد سوژههایش را شکار میکرده و بعد از جلب اعتماد زنان و دختران، وارد خانه آنها میشده و بعد از بیهوش کردن آنها سرقتهایش را انجام میداده است.
در حالی که تحقیقات برای دستگیری متهم ادامه داشت خبر سرقت از یک مغازه به پلیس اعلام شد. صاحب مغازه گفت که شاگردش 300 میلیون تومان پول و 500 میلیون تومان طلا از گاوصندوق مغازه سرقت کرده بود. در بررسیها مشخص شد که سارق مغازه کسی نیست جز همان مأمور قلابی پلیس که تحت تعقیب بود.
در ادامه تحقیقات کارآگاهان پایگاه هفتم پلیس آگاهی پایتخت با زیر نظر گرفتن کافی شاپهای شهر سرانجام موفق شدند متهم را در حالی که قصد فریب دختر جوانی را داشت، شناسایی و دستگیر کنند.
در بازجوییها متهم به سرقتهای سریالی از 15دختر و زن جوان اعتراف کرد و در ادامه مشخص شد که متهم در شهرهای دیگری از جمله شیراز نیز نقشههایش را اجرا کرده است.
ترفندی برای جلب اعتماد زنان
متهم در تشریح جرایم خود گفت: «سوژههایم را از بین زنان و دخترانی که تنها به کافههای شهر میآمدند انتخاب میکردم. خودم را پلیس یا فردی دارای نفوذ در دستگاههای دولتی معرفی میکردم و آنها هم خیلی زود اعتماد میکردند.»
چطور به خانههایشان راه پیدا میکردی؟
به بهانه دریافت مدارک برای حل مشکلاتشان یا به بهانه خواستگاری.
فقط سرقت میکردی؟
نه. گاهی اوقات از سوژههایم فیلم و عکس سیاه تهیه میکردم و بعد از سرقت با آنها تماس گرفته و آنها را تهدید به انتشار تصاویر و فیلمهایشان میکردم و در مرحله بعدی از آنها اخاذی میکردم.
احتمال نمیدادی که دستگیر شوی؟
چون با دعوت خودشان وارد خانههایشان شده بودم احتمال اینکه شکایت کنند کم بود.
سابقه داری؟
بله به خاطر سرقت قبلاً هم بازداشت شدهام اما این اولین باری است که به این شیوه سرقت میکنم.
خلیج فارس:تحلیل حملات چند روز اخیر ایران به کویت نشان میدهد که این اقدام فراتر از یک پاسخ نظامی صرف است و ابعاد پیچیده و چندلایهای دارد.
روزنامه ایران نوشت:برای درک عمق این استراتژی، ابتدا باید به این سوال اساسی پاسخ دهیم: چرا در این مدت ایران از همه بیشتر کویت را زده است؟ پاسخ در تلفیقی از دلایل نظامی، جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی و روانی نهفته است که در ادامه به تفکیک بررسی میشود.

دلیل اول: آسیبپذیری جغرافیایی و فاصله کوتاه. کویت تنها در فاصله کمتر از ۲۰۰ کیلومتری سواحل ایران قرار دارد و این نزدیکی، آن را به هدفی ایده آل برای موشکها و پهپادهای ارزانقیمت اما مؤثر تبدیل کرده است. ایران بدون نیاز به درگیری با ناوگان قدرتمند دریایی آمریکا در خلیجفارس، میتواند با هزینه نظامی پایین، ضرباتی سنگین و حسابشده وارد کند. این ویژگی، کویت را به «هدف آسان» استراتژی ایران تبدیل کرده است.
دلیل دوم: حضور پررنگ نظامی آمریکا در خاک کویت. کویت میزبان بیش از ۱۳ هزار سرباز آمریکایی و پایگاههای کلیدی مانند علیالسالم و کمپ عریفجان است. ایران با هدف قرار دادن کویت، در واقع به قلب حضور نظامی آمریکا در منطقه حمله میکند، اما از تقابل مستقیم با نیروی دریایی ایالات متحده که واکنشی ویرانگر در پی دارد، اجتناب مینماید. به عبارت دیگر، کویت حلقه اتصال و نقطه آسیبپذیری زنجیره نظامی آمریکا در منطقه است.
دلیل سوم: وابستگی حیاتی به زیرساختهای آب و انرژی. کویت بیش از ۹۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق آبشیرینکنها تأمین میکند و در اوج گرمای طاقتفرسای تابستان، هدف قرار دادن این تأسیسات میتواند زندگی روزمره میلیونها نفر را مختل کند. ایران با سلاح کردن آب، به عمیقترین نقطه آسیبپذیری کویت ضربه میزند و این پیام را میفرستد که اگر آمریکا زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار دهد، امنیت همه کشورهای همسایه در معرض خطر خواهد بود.
دلیل چهارم: کویت، یک هدف بیتلافی. برخلاف عربستان یا امارات که توان نظامی و ائتلافهای منطقه ای گستردهتری دارند، کویت از نظر نظامی ظرفیت پاسخگویی متقابل به ایران را ندارد و به شدت به حمایت آمریکا وابسته است. این عدم تقارن قدرت، کویت را به گزینهای امن برای ایران تبدیل کرده تا بدون ترس از تلافی سنگین زمینی، فشار حداکثری را اعمال کند.
دلیل پنجم: پیام سیاسی به کل منطقه. ایران با حملات گسترده به کویت، این پیام را به همه کشورهای حاشیه خلیجفارس مخابره می کند که چتر امنیتی آمریکا نه کامل است و نه غیرقابل نفوذ. حتی کویت که روابط نسبتاً خوبی با ایران داشته و با عادی سازی روابط با اسرائیل مخالفت کرده، به دلیل میزبانی از نیروهای آمریکایی، در امان نخواهد بود. این یک هشدار راهبردی است که میگوید همکاری نظامی با واشنگتن، هزینه های سنگینی برای امنیت داخلی شما به همراه خواهد داشت.
دلیل ششم: ایجاد شکاف در ائتلاف منطقهای. ایران با هدف قرار دادن کویت، تلاش میکند میان کشورهای عربی حوزه خلیجفارس شکاف ایجاد کند. کویت همواره سیاست متعادلتری نسبت به ایران داشته و حالا تهران میخواهد این کشور را در موقعیتی دشوار قرار دهد تا یا از میزبانی آمریکا دست بکشد یا هزینههای سنگین این میزبانی را بپذیرد. این فشار، سایر کشورها را نیز به بازنگری در روابط امنیتی خود با آمریکا وامیدارد.
ابعاد راهبردی کلی حملات
درمجموع، ایران با این استراتژی چندبعدی و با تمرکز ویژه بر کویت، در تلاش است قواعد جدیدی را در جنگ با آمریکا تعریف کند. حملات گسترده به کویت، نه تنها یک پاسخ نظامی، بلکه اعلامیهای است مبنی بر اینکه هرگونه تعرض به تأسیسات حیاتی ایران، با حملات مشابه و حتی شدیدتری به متحدان کلیدی آمریکا در منطقه پاسخ داده خواهد شد. تهران با بهرهگیری از آسیبپذیریهای جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی کویت، برگ برنده جدیدی را به میز معادلات نظامی با واشنگتن آورده و همزمان، هزینه های سنگین امنیتی را بر دوش متحدان آمریکا در منطقه قرار داده است. این رویکرد، ضمن ایجاد تنشهای جدی، کویت را در موقعیتی بسیار دشوار و حساس قرار داده و آینده ثبات منطقه را بیش از پیش با ابهام مواجه ساخته است.
خلیج فارس:در بهمن سال ۱۴۰۲، یک شب ساعت یک بود که موساد روی خط تلفن بنده آمد و گفت امشب میخواهیم آتش بازی کنیم. از من پرسید فلانی ۳+۵ چند میشود؟ گفتم ۸، بلافاصله گفت همین الان خط هشتم سراسری گاز را زدیم.
روزنامه خراسان نوشت: «ما ۱۰ خط لوله بزرگ و سراسری گاز داریم. در بهمن سال ۱۴۰۲، یک شب ساعت یک بود که موساد روی خط تلفن بنده آمد و گفت امشب میخواهیم آتش بازی کنیم. از من پرسید فلانی ۳+۵ چند میشود؟ گفتم ۸، بلافاصله گفت همین الان خط هشتم سراسری گاز را زدیم. ۵ دقیقه بعد دوستان از دیسپاچینگ گاز به بنده زنگ زدند و همین خبر را تایید کردند.تا لباس بپوشم، موساد دوباره زنگ زد و از من پرسید ۴+۵ چند میشود؟ من گفتم ۹، گفت خط نهم سراسری گاز را هم منفجر کردیم. سومین خط را هم زدند.»
این بخشی از خاطره عجیب اوجی (وزیر نفت سابق) از تماس موساد با او و پاسخ وی به سوالات موساد است! خاطره ای که با واکنش های زیادی مواجه شد.
کاربری نوشت: «برادر عزیز، آخه این چه خاطرهایه که برای مردم تعریف میکنید! موساد زنگ زده شما رو دست انداخته، بار اول متوجه نشدید بار دوم که دیگه نباید تحقیر را بپذیرید و با سراسیمگی جواب سوالات ریاضیشان را بدهید!! اصلا این چه جذابیتی دارد که برای مردم بازگو میکنید؟»
کاربر دیگری نوشت: «به یاد بیاوریم تماسی که با شهید لاریجانی گرفته میشود و ایشان تعریف میکنند که «البته من جواب درخورِ نتانیاهو را به او دادم تا حالش جا بیاید» و همچنین شهید مقتدر و مظلوم انقلاب شهید لاجوردی که عوامل منافقین که با او تماس گرفته بودند را آچمز کرد [در اینترنت جستوجو کنید، صوت تماس منافقین و شهید لاجوردی موجود است]. »
کاربر دیگری نوشت:«فرق روایت لاریجانی و اوجی همین بود. لاریجانی عامل موساد رو تحقیر کرد پای تلفن و این جا عامل موساد اوجی رو خوار و خفیف و حقیر میکنه و جالبه که روایت خفت خودش رو و قدرت دشمن رو با آب و تاب نقل میکنه».
یکی دیگر از کاربران نوشت: «به هر صورت این هفتهها و ماهها به روشنی ثابت کرد که بسیاری از مقامات ارشد ما به کلاسهای توجیهی حفاظتی و شناخت رسانهای نیاز مبرم دارند.»
خلیج فارس:در بحرانهای ژئوپلیتیک خاورمیانه، همواره یک فرض سنتی وجود داشته است: انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز یعنی شوک نفتی ۲۰۰ دلاری و فلج شدن اقتصاد جهانی. با این حال، در تنشهای اخیر و با وجود انسداد فیزیکی تنگه، این اتفاق در گام نخست رخ نداد.

به گزارش«خلیج فارس»؛ گروهی از تحلیلگران معتقدند چین با کاهش تعمدی واردات نفت، اتکا به ذخایر و مدیریت تقاضا، ورق را برگرداند و مانع از فاجعه شد.
روزنامه خراسان در این باره نوشت: این گزاره، یک پرسش اساسی را برای سیاستگذاران در تهران ایجاد میکند: آیا چین با مدیریت تقاضای خود، کارآمدی ابزار فشار ایران در تنگه هرمز را خنثی کرده و بازی ایران را خراب کرده است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید فراتر از لایه اول تصمیمات پکن را دید. واقعیت این است که دو نگاه کاملاً متفاوت به رفتار چین وجود دارد که نتیجهگیریهای متفاوتی به دست میدهد.
نگاه نخست؛ پکن در نقش ناظم بازار
نگاه اول، پکن را فرمانروای جدید بازار نفت معرفی میکند؛ ابرقدرتی که با مهار تقاضا و کاهش ۴ تا ۶ میلیون بشکهای واردات، قیمتها را کنترل کرد تا مانع فروپاشی بازارهای صادراتی خود در اروپا و آسیا شود. در این سناریو، قدرت واقعی بازار از «تولیدکننده» به «بزرگترین مصرفکننده» منتقل شده و بازی ایران عملاً توسط بزرگترین مشتریاش خنثی شده است.
نگاه دوم؛ انقباض اجباری در تنگنای عرضه
اما نگاه دوم و واقعبینانهتر، این تصویر اقتدارگرایانه از چین را به چالش میکشد. بر اساس این تحلیل، افت تقاضای چین نه یک «انتخاب داوطلبانه و استراتژیک»، بلکه یک «واکنش اجباری و گریزناپذیر» به ناامنی عرضه بود. چین ناخواسته در موقعیتی قرار گرفت که بخشی از نفت دریاییاش که از مسیر ایران و خلیج فارس تأمین میشد، به دلیل تنشها و محاصره، غیرقابل دسترس شد.
در این شرایط، پکن ترجیح داد به جای ورود به رقابت شدید قیمتی با سایر خریداران برای تصاحب محمولههای باقیمانده در جهان (مانند نفت برزیل یا غرب آفریقا)، از بازار عقبنشینی کند؛ چراکه خرید نفت در قیمتهای نجومی، عملاً حاشیه سود پالایشگاههایش را منفی و آنها را ورشکست میکرد. بنابراین، پکن بازی ایران را خراب نکرده، بلکه خود تحت تأثیر این بازی مجبور به عقبنشینی موقت شده است. افت واردات چین، نشانه بیاثر بودن انسداد تنگه نیست، بلکه بازتاب مستقیم ضربهای است که ناامنی مسیر بر زنجیره تأمین این کشور گذاشته است.
انتقال بحران به بازار فرآوردهها
به خصوص این که نتیجه واکنش چین که به مهار قیمت نفت خام انجامیده، بدون هزینه نبوده است. یکی از کارشناسان اقتصاد انرژی در این زمینه می گوید: پکن برای جبران این کسری، مجبور شد از ظرفیت پالایشی و صادرات فرآوردههای خود بکاهد. نتیجه این اقدام، انتقال بحران از بازار نفت خام به بازار فرآوردهها بود؛ بهطوری که قیمت بنزین و گازوئیل در هابهای بزرگی چون سنگاپور و اوراسیا با جهش مواجه شد. به بیان دیگر، بحران خنثی نشد، بلکه صرفاً تغییر شکل داد و هزینههای خود را به بخشهای دیگر زنجیره انرژی تحمیل کرد.
فرسایش ضربهگیرها در گذر زمان
نکته استراتژیک که نباید از دید سیاستگذاران پنهان بماند، این است که این وضعیت برای چین در میانمدت «غیرقابل استمرار» است. ذخایر استراتژیک چین و آمریکا بیانتها نیستند و کاهش ظرفیت پالایشی چین، اقتصاد داخلی این کشور را به سمت تورم و کمبود سوخت سوق میدهد. در واقع، این ضربهگیرها صرفاً در حال «خریدن زمان» هستند. با استمرار انسداد تنگه هرمز، توان انقباضی چین و ذخایر استراتژیک غربیها فرسوده شده و شوک تأخیری قیمت نفت با شدتی بیشتر خود را نشان خواهد داد.
در نهایت، پاسخ به پرسش اصلی روشن میشود: چین الزاماً در چارچوب خراب کردن بازی ایران گام برنداشته است. افت تقاضای چین، فرمول سنتی «شوک نفتی سریع» را به یک «فرسایش تدریجی» تغییر داد، اما اصل اثرگذاری تنشها بر بازار را از بین نبرد. در واقع وزن این عامل هم اینک پررنگ تر شده که چین نه از سر تمایل یا تقابل با ایران، بلکه از سر ناگزیری سخت اقتصادی، اقدام به کاهش تقاضا کرده است. موضوعی که روند تحولات در منطقه جنوب غرب آسیا که منجر به بازگشت قیمت نفت به بیش از ۱۰۰ دلار نیز شده، آن را تایید می کند.
خلیج فارس:انتشار تصاویری از چند آگهی با عنوان «سرایدار اتباع افغان» در یکی از پلتفرمهای آنلاین، طی ساعات گذشته در فضای مجازی بازتاب گستردهای داشته و واکنشهای متفاوتی را میان کاربران برانگیخته است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛در این آگهیها، واحدهای مسکونی یا موقعیتهای سرایداری با عناوینی مانند «سرایدار اتباع افغان»، «متأهل یا مجرد (افغان)» و «زوج بدون فرزند» و با پرداختهای ماهانه تا سقف ۹۰ میلیون تومان برای متقاضیان معرفی شدهاند.
انتشار این تصاویر بار دیگر موضوع حضور اتباع افغانستان در بازار مسکن و اشتغال را به یکی از بحثهای داغ شبکههای اجتماعی تبدیل کرده است.

خلیج فارس:کامران نجفزاده در تازهترین قسمت مستند «جزئیات» راهی شهرستان سیریک شده و به روایت دلیل نامگذاری این شهر و ویژگیهای منحصربهفرد آن پرداخته است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛نجفزاده در این مستند، سیریک را «لبه تاریخ و افسانهها» توصیف میکند؛ شهری که همزمان در کنار دریای عمان و در مجاورت بیابان قرار گرفته و به همین دلیل از طبیعتی متفاوت و کمنظیر برخوردار است.
سیریک یکی از شهرستانهای ساحلی استان هرمزگان است که با سواحل بکر، آبهای زلال و جاذبههایی مانند تالاب آذینی شناخته میشود و این روزها درگیر جنگ ایران و آمریکا شده است.
خلیج فارس:«من را توی باغچه خانهمان چال کنید!»؛ این جمله تلخ این روزها به یکی از پرتکرارترین واکنشهای کاربران فضای مجازی تبدیل شده است

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ واکنشی که از شوخی فراتر رفته و به اعتراضی نسبت به افزایش سرسامآور هزینههای تدفین تبدیل شده است.
بر اساس ارقام منتشرشده، انتقال متوفی با آمبولانس از تهران به بهشت زهرا حدود ۵ میلیون تومان، هزینه غسل، کفن و خدمات اولیه حدود ۵ میلیون تومان، خرید قبر از حدود ۲۵۰ میلیون تومان، برگزاری مراسم سوم و هفتم حدود ۳۰۰ میلیون تومان و سنگ قبر نیز از حدود ۳۵ میلیون تومان آغاز میشود.
انتشار این ارقام، موجی از واکنشها را در شبکههای اجتماعی به همراه داشته است. بسیاری از کاربران با ابراز نگرانی از افزایش هزینههای زندگی، نوشتهاند که حالا حتی هزینههای وداع با عزیزان نیز به دغدغهای سنگین برای خانوادهها تبدیل شده است.
کاربران معتقدند مراسمی که قرار بود آخرین بدرقه یک عزیز باشد، امروز برای بسیاری از خانوادهها به کابوسی مالی تبدیل شده؛ موضوعی که باعث شده جمله «با این قیمتها، مردن هم صرفه ندارد» بیش از هر زمان دیگری در فضای مجازی دستبهدست شود.
خلیج فارس:روزنامه کیهان در یادداشتی به مصاحبه اخیر عراقچی پرداخته در بخشی از متن این یادداشت آمده است: «انتشار یک مستند مشکوک در فضای مجازی، آن هم با تابلوی حوزه هنری سازمان تبلیعات اسلامی، دلسوزان انقلاب و مردم متدین کشورمان را آزرده و نگران کرده است.
![]()
اظهارات تأمل برانگیز یک فعال رسانهای در برنامهای به ظاهر مستند و در گفتوگو با وزیر امور خارجه کشورمان، ذوقزدگی رسانههای معاند را درپی داشته است.
این فعال رسانهای[جواد موگویی] در این برنامه در جایگاه مجری نشسته و در بخشی از اظهارات بدون سند، مدعی است که در کودتای دی ماه سال گذشته، شهر مشهد سقوط کرد!
«علی زینیوند» سخنگوی وزارت کشور در پاسخ به ادعای مجری این برنامه اینترنتی گفت: «سقوط مشهد در اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴ پارسال را کاملا تکذیب میکنم… آن شب آقای مؤمنی، پورجمشیدیان و بنده در وزارت کشور بودیم و مرتب با استاندار خراسانرضوی که در استانداری بودند صحبت میکردیم… درگیری در مشهد زیاد بود اما به هیچ عنوان سقوط شهر را نداشتیم.»
مجری این برنامه اینترنتی در بخش دیگری از اظهارات تأمل برانگیز خود، با این ادعا که اسرائیل از موقعیت مکانی تونلهای امنیتی ایران مطلع است، مکان تونلهای امنیتی ایران در شهر تهران را افشا میکند. این اظهارات تأسفبرانگیز، سوت و کف و هورای رسانههای معاند را در پی داشته است.
نکته تأمل برانگیز ماجرا اینجاست که این مستند با حمایت حوزه هنری تولید میشود. مدیران محترم حوزه هنری باید پاسخ بدهند که چرا چنین برنامه مشکوکی ذیل این سازمان انقلابی تهیه و تولید میشود؟!
علاوه بر این، انتظار از نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و قضائی این است که با این قبیل برنامههای مشکوک برخوردی جدی داشته باشند و از «امنیت روانی جامعه» محافظت کنند.»

خلیج فارس:پژو 407 کوپه (D25) که بین سال های 2005 تا 2011 تولید شد، یکی از متفاوت ترین محصولات تاریخ پژو به شمار می رود. این خودرو با طراحی استودیوی مشهور پینین فارینا ساخته شد و برخلاف نسخه سدان، ظاهری کاملا مستقل و لوکس داشت. خطوط کشیده بدنه، جلوپنجره بزرگ و سقف شیب دار، به 407 کوپه شخصیتی اسپرت و در عین حال شیک بخشیده بود.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصرایران؛این مدل روی پلتفرم پژو 407 توسعه یافت و با پیشرانه های بنزینی و دیزلی عرضه شد. قدرتمندترین نسخه آن به موتور 3 لیتری V6 بنزینی با حدود 211 اسب بخار مجهز بود که همراه با گیربکس 6 سرعته اتوماتیک، عملکردی نرم و مناسب برای سفرهای طولانی ارائه می کرد.
با وجود کیفیت ساخت مناسب، کابین مجهز و سواری راحت، 407 کوپه هرگز به موفقیت تجاری مدل هایی مانند 406 کوپه نرسید. تولید این خودرو در سال 2011 متوقف شد و پس از آن نیز پژو جانشین مستقیمی برای آن معرفی نکرد. امروزه 407 کوپه به عنوان یکی از آخرین کوپه های بزرگ و خوش طراحی پژو، جایگاه ویژه ای در میان علاقه مندان خودروهای فرانسوی دارد.

