خلیج فارس:خبرنگاران و عکاسان روز سه شنبه (۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) از خسارات خوابگاه های دانشجویی و پژوهشکده لیزر و پلاسما دانشگاه شهید بهشتی در پی تهاجم آمریکا و رژیم صهیونی در جنگ رمضان بازدید کردند.

خلیج فارس: روزنامه خراسان یادداشت جدیدی درباره احتمال وقوع دوباره جنگ منتشر کرد و نوشت: البته که ضروری است بدانیم تا زمانی که جنگ به صورت کامل و با درنظرگرفتن شروط ایران پایان نیابد، نبرد رمضان تنها قسمت دوم از جنگ ایران و محور آمریکایی- صهیونی است که قسمت اول آن هم در وقوع جنگ ۱۲ روزه نمود یافته بود.

توجه به نکات فوق در فهم دلایل به نتیجه نرسیدن مذاکرات در اسلام آباد بسیار مهم است. بیایید فرض را بر این بگذاریم که اگر ترامپ یک سیاستمدار نرمال بود که میشد به اظهاراتش اعتماد کردکه نیست باز هم حقیقت واقعی و روح حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا را نه صحبت های دوطرف بلکه واقعیت های موجود در کف میدان تعیین می کرد.
الان آمریکایی ها در حال اجرای طرح خصمانه محاصره و دزدی دریایی و افزایش تسلیحات و نیروهای مستقر خود در منطقه هستند. از طرف دیگر ایران هم به سرعت در حال ترمیم آسیب ها و ایجاد آمادگی برای دور بعدی نبرد است و با توجه به تداوم بسته بودن تنگه هرمز فاکتور زمان را هم در طرف خود دارد.
اگر همان طورکه اشاره شد، با عینک رئالیستی به جمیع این موارد بنگریم، مشخص است که حتی مذاکره درباره شروط طرف مقابل برای هیچ کدام از طرفین راضی کننده نیست و تداوم آتش بس صرفا موارد حل نشده متعددی را باقی می گذارد که می توانند در ادامه مجددا باعث وقوع جنگ و درگیری شوند.
در چنین شرایطی پررنگ ترین نتیجه برای هر دوطرف صرفا می تواند از سرگیری نبرد باشد؛ توجه به این نکته از سوی برخی گروه های سیاسی که اکنون در حال ابراز اختلاف سلیقه شان بر سر شیوه پایان دادن به جنگ هستند ضروری است که ما فقط نبرد رمضان را برده ایم و جنگ هنوز در حال ادامه است و می تواند هر لحظه از مرحله توقف خارج شود.
خلیج فارس:عباس عبدی و محسن هاشمی با انتشار پیامهای تازهای درباره جنک و مذاکره با آمریکا پیشنهادات تازهای مطرح کردهاند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از اعتماد؛محسن هاشمی در این پیام نوشته است: باید با زبان دیپلماسی از دو کارت ارزشمند غنی سازی و تنگه هرمز برای خاتمه جنگ و رفع تحریم استفاده کنیم گران شدن نفت به زیان امریکا نیست
باید به مذاکرهکنندگان این اختیار داده شود تا با کارتهای برنده ایران دو دستاورد برجسته طلب کنند. اول اینکه تضامین لازم برای عدم تجاوز از طرف مقابل اخذ شود. یعنی مصالحهای بین همه کشورهای درگیر جنگ در منطقه شکل بگیرد تا تنش پایان یابد.
برای این منظور لازم است که تعهداتی هم از امریکا و کشورهای عربی اخذ شود که خسارات ایران در جنگ تامین شود.

عباس عبدی نیز درباره درخواست خود در اعتماد نوشت:
مساله اصلی و محوری یادداشتهای من از این مقطع به بعد اغلب در چارچوب جنگ و اهمیت و ضرورت پایان دادن به جنگ و مسائل مرتبط با آن است. جنگی که موجودیت کشور را تهدید میکند و باید صاحبان تصمیم به هر قیمتی از آن عبور کنند، عبوری که نیاز و خواست اصلی بخش بزرگی از مردم نیز است.
امروز ایران در وضعیتی جدید قرار گرفته و مسائلی جدید را پیش روی آن قرار داده است. در این میان مساله اصلی در این وضعیت جدید، بقا و نظم و برقراری امنیت و تامین عزتمندانه نیازهای اولیه همه مردم است.
تداوم جنگ تامین این اهداف را از دسترس دورتر میکند. در این وضعیت در عمل قانون به معنای دقیق آن تعلیق میشود و امور کشور صرفا با اتکا به قوانین و نهادها اداره نمیشود. امروز بیش از هر چیز به اراده قدرت حاکمه و تصمیمش برای خروج از این وضعیت نیاز است.
ارادهای که باید بیش از هر چیز معطوف به حفظ ایران و پرهیز از سیاستهایی باشد که موجب آشفتگی بیشتر سیاسی میشود.
خلیج فارس:محسن جلیلوند، استاد روابط بین الملل: شکسته شدن آتش بس یا از طرف ایران خواهد بود یا از طرف ایالات متحده اما به هر حال اتفاق خواهد افتاد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترین ها؛محسن جلیلوند می گوید: «مذاکره به معنای درست آن در کار نیست. این که یک طرف بایستد و بگوید:«امضا می کنی یا نه؟» اسمش مذاکره نیست. از دید من اولتیماتوم دادن های ترامپ نیز تاریخ مصرفش تمام شده و هر لحظه باید منتظر حمله ناگهانی آمریکا باشیم. به عبارت دقیق تر هر لحظه ممکن است جنگ شروع شود بنابراین باید در آمادگی کامل باشیم. آمریکا در روزهای اخیر، سومین ناو خود را نیز وارد خاورمیانه کرده است. این ناوها برای ماهیگیری وارد خاورمیانه نشده اند، بلکه برای پشتیبانی جنگ آمده اند.»
شرایط موجود با پرسشهایی همراه است از جمله این که آیا هدف آمریکا از آتش بس، تجدید قوا بود یا به مذاکره امیدوار بود؟ احتمال وقوع حمله ناگهانی آمریکا چقدر است و این حمله چه شکل و شمایلی خواهد داشت؟ گفتگوی دکتر محسن جلیلوند، استاد روابط بین الملل و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی با فرارو را میخوانید:
در برزخ استراتژیک قرار داریم
محسن جلیلوند گفت: «در دور اول جنگ پیش بینی می کردم جنگ با گستره بالا، شدت زیاد و مدت کم انجام شود. اکنون نیز همچنان حدس من درباره ادامه جنگ به همین ترتیب است. بحث مذاکره تا حد زیادی از وضعیت تاثیرگذار خارج شده است. درست است که تلاشهایی در این راستا طی دوران آتش بس انجام شد، اما عملا تاثیر خاصی نداشت. معتقدم آتش بس شکسته خواهد شد این شکسته شدن آتش بس یا از طرف ایران خواهد بود یا از طرف ایالات متحده اما به هر حال اتفاق خواهد افتاد.»
وی افزود: «این احتمال بسیار پررنگ است که با موج جدیدی از جنگ رو به رو شویم. ایران در نوعی برزخ استراتژیک قرار دارد چون وضعیت جنگ و صلح کاملا نامشخص است. همچنین یک نکته مهم که باید مورد توجه قرار دهیم این است که ادامه این وضعیت برزخی برای کشور ما تبعاتی خواهد داشت که از تبعات اقتصادی تا اجتماعی گسترده است و می تواند حتی بحران ایجاد کند. نمی توان با وضعیت بلاتکلیف ادامه مسیر داد. اگر مذاکره کنیم و به دنبال توافق باشیم باید توجه کنیم که اصلا طرف مقابل قائل به پذیرش شروط ما نیست. جی دی ونس صراحتا اعلام کرد پیشنهاداتی به ایران داده شده تا ایران روی این پیشنهادات کار کند، درواقع هیچ صحبتی از این که ایران اعمال نظری داشته باشد وجود نداشته و فعلا ندارد.»
اگر دوباره جنگی آغاز شود شدید خواهد بود
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: «ترامپ برای قانع کردن فضای جهانی و فضای آمریکا علیه ایران، روی برنامه هسته ای متمرکز شده و این در حالیست که ایران می گوید این برنامه، غیرقابل مذاکره است. در تیمی هم که به پاکستان رفته بودند، حتی یک کارشناس هسته ای حضور نداشت. مورد دیگر این است که آمریکا و اسرائیل تلاش کردند ایران را با ترفندهای مختلف از تهدید منطقه ای به تهدید بین المللی تبدیل کنند. آمریکا و اسرائیل، قدرت ایران در کنترل تنگه هرمز را در سطح جهان به عنوان تهدید جهانی جا انداخته اند.»

وی افزود: «با همه این ها، قیمت بنزین در ایالات متحده بسیار بالا رفته. همیشه گفته می شد وقتی قیمت بنزین در ایالات متحده به گالنی 4 دلار برسد، دولت سقوط می کند، اکنون به گالنی 4 دلار و 50 الی 4 دلار و 100 سنت رسیده است. بنابراین وضعیت اقتصادی به هم ریخته است. اوضاع سیاست داخلی ترامپ چندان تعریفی ندارد، چرا که باید با پایان یافتن مدت 60 روزه ایجاد جنگ به کنگره مراجعه کرده و مجوز کنگره را بگیرد. شرایط جهانی نیز چندان مطلوب نیست، کشورهای مختلفی تحت فشار قرار گرفته اند و آنان نیز ایالات متحده را مواخذه می کنند و احساس نگرانی دارند. بنابراین اگر قرار باشد جنگ مجدد آغاز شود که این احتمال را هم بالا می بینم، جنگ شدید خواهد بود.»
این که یک طرف بایستد و بگوید: «امضا می کنی یا نه؟» اسمش مذاکره نیست
این استاد دانشگاه با تاکید بر احتمال بالای شروع مجدد جنگ گفت: «مذاکره به معنای درست آن در کار نیست. این که یک طرف بایستد و بگوید: «امضا می کنی یا نه؟» اسمش مذاکره نیست. از دید من اولتیماتوم دادن های ترامپ نیز تاریخ مصرفش تمام شده و هر لحظه باید منتظر حمله ناگهانی آمریکا باشیم. به عبارت دقیق تر هر لحظه ممکن است جنگ شروع شود بنابراین باید در آمادگی کامل باشیم. آمریکا در روزهای اخیر، سومین ناو خود را نیز وارد خاورمیانه کرده است. این ناوها برای ماهیگیری وارد خاورمیانه نشده اند، بلکه برای پشتیبانی جنگ آمده اند.»
خلیج فارس:یک نماینده مجلس گفت که محمدباقر قالیباف در جریان جنگ ۴۰ روزه دوبار تا مرز قطعی شهادت رفت و حتی ساعاتی زیر آوار گرفتار شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین: محسن زنگنه، نماینده مجلس، به ادعاهایی که فعالیتهای محمدباقر قالیباف را خیزی برای انتخابات ریاستجمهوری تلقی میکنند، واکنش نشان داد.
محسن زنگنه گفت: آقای قالیباف در همین جنگ ۴۰ روزه دو بار تا مرز قطعی شهادت پیش رفت.
بر اساس فیلمی که کانال اخبار مجلس منتشر کرده، زنگنه افزود: دشمن دوبار مکان که ایشان بوده را بمباران کرده حتی او و جمعی دیگر حتی برای ساعتی زیر آوار گرفتار شدند تا در نهایت توانستند از آنجا خارج شوند. این خیلی بیانصافی و کم لطفی است که کسی که جانش را در طبق اخلاص گذاشته و حتی امید ندارد که فردا صبح زنده بماند به «تلاش برای ریاستجمهوری»، متهم کنیم.
او افزود: من شخصا رفتن ایشان به پاکستان در این شرایط را شبیه به واقعه «لیلةالمبیت» میدانم؛ همان شبی که توطئه قتل پیامبر (ص) چیده شد و امیرالمؤمنین (ع) با جانفشانی به جای ایشان خوابیدند.
این نماینده مجلس گفت: امروز هم آقای قالیباف، آقای عراقچی و سایر اعضای تیم مذاکرهکننده، با پذیرش خطرات جانی و امنیتی بزرگ، پای در این میدان گذاشتهاند و این یک ایثار واقعی است، نه یک مانور سیاسی.
او اضافه کرد: این حرفها را قبلا برای آقای لاریجانی هم که در جنگ ۱۲ روزه خالصانه پای کار آمد میگفتند.
زنگنه گفت: تقاضای من این است که در این شرایط حساس، دست از این بیاخلاقیها برداریم. در زمان انتخابات هرکسی که نامزد شد مردم تصمیم میگیرند و رأی میدهند. اما اینکه فداکاری، جانفشانی و تلاش شبانهروزی افراد در میدان دفاع از کشور را به بازیهای سیاسی گره بزنیم، اصلاً زیبنده ملت ما نیست.
خلیج فارس:بیکاری پیامد مستقیم جنگ نیست، بلکه حاصل همزمانی تعطیلیها، اختلال اینترنت و رکود اقتصادی است. بهزاد، هومن، مهدی و دیگران، هر یک به شیوه خود با بحران مواجه شدهاند.
به گزارش«خلیج فارس»؛ملیکا قراگوزلو در فرارو نوشت: «از روز نهم اسفند بیکار شدهام» بهزاد، پیمانکار سرویس مدرسه است. او حتی فرصت نکرد آخرین شیفت کاریاش را به پایان برساند. صبح نخستین روز جنگ، دانشآموزان را به مدرسه رساند و دیگر آنها را ندید. حدود ساعت ۱۰ از والدین خواسته بودند که فرزندان خود را به خانه ببرند. اینگونه شد که هم بهزاد و هم ۲۰ راننده دیگری که با او کار میکردند، از آن زمان هم بیکارند و هم ریالی درآمد ندارند. شانس اما تا حدی با بهزاد همراه بوده و حداقل حقوق بازنشستگیاش را دارد: «برای خرج روزانه از حقوق بازنشستگی استفاده میکنم و قسط و بدهیها را از پساندازم.»
تمام همکاران رانندهاش اما به حقوق بازنشستگی دسترسی ندارند. فرهاد هم که راننده سرویس مدرسه بود، حالا راننده تاکسی شده و از این راه امرار معاش میکند: «قبلتر هم به عنوان تاکسی اینترنتی فعالیت میکردم ولی حالا ساعت کارم تغییر کرده.» او از ابتکار عمل خود برای درآمدزایی و حضور میدانی همزمان میگوید: «از زمانی که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و مدارس غیرحضوری شد، از صبح تا بعدازظهر در تاکسی اینترنتی کار میکنم. عصر به خانه میروم و بعد از کمی استراحت، دوباره به خیابان میرود.» فرهاد راننده قدیمی است و خیابانهای تهران را مثل کف دست میشناسند: «از آنجا شبها برخی معابر مسدود میشوند و من هم تمام کوچه و پسکوچههای این شهر را بلدم، مسافران را بدون معطلی در ترافیک به مقصد میرسانم. یعنی با یک تیر، دو نشان میزنم: هم مسئولیت خود را برای نگه داشتن خیابان حفظ میکنم و در تجمعات شبانه حضور دارم و هم همشهریهایم در کمترین زمان به مقصد میرسند.»

تعطیلی مدارس اما فقط یکی از حلقههای این زنجیره بود. زنجیرهای که با قطع اینترنت ادامه پیدا کرد و با توقف پروژههای کاری، دامنه بیکاری را گستردهتر کرد. هومن که در حوزه موسیقی فعالیت دارد و درآمدش هم وابسته به اینترنت است، میگوید: «من در فضای مجازی به ساخت موسیقی مشغول بودم و برای شرکتهای پخش مختلف کار میکردم. از لحظه قطع شدن اینترنت هم نه میتوانم کارم را پخش کنم، نه کار جدیدی تولید کنم. یعنی مرحله کسب درآمد در ایران برایم به طور کامل بسته شده است.» شب که میخوابید، فکرش را هم نمیکرد که از روز بعد درآمدی نداشته باشد.
هومن ادامه میدهد: «برای من هم همهچیز در عرض یک شب اتفاق افتاد. از خواب بیدار شدم و دیگر هیچ درآمدی از بازدید کارهایم نداشتم. حتی نمیتوانم چک کنم که چه اتفاقی در اکانتم افتاده یا درآمدی که از ماههای قبل باقی مانده را برداشت کنم.» او حتی این نکته را هم گوشزد میکند: «فارغ از مسئله اینترنت، همان جنگ هم روی مارکتینگ موسیقی اثر منفی میگذارد.»
البته ماجرای بیکاری هومن و بهزاد کاملا هم به شروع جنگ مربوط نمیشود. قطعی گسترده اینترنت در زمان رخدادهای دیماه بسیاری مشاغل را با چالشی عمیق مواجه کرد. چالشی که میشد به مرور از عمق آن کاست اما دوباره بحران پیش آمد.
بهزاد میگوید: «در عرض یکروز، مدارس تعطیل شد. درآمد من هم کاملا قطع شد و بر ماههای بعد هم اثر گذاشت. در حال حاضر، خانوادهام دو ماه کاملا را بدون درآمد سپری کردهاند که به ماه سوم هم کشیده شده است.» او به تاثیری که بیکاری سرپرست خانوار بر معیشت اعضای خانواده میگذارد اشاره میکند: «20 نفر دیگر با من همکار بودند که هر کدام زن و بچه داشتند. یعنی به جای 20 نفر، حالا دستکم 60 نفر (20 خانوار) با صفر ریال درآمد زندگی میکنند.»

در این میان، تبعات جنگ و قطعی مکرر اینترنت فقط گریبان مشاغل خدماتی و آنلاین را نگرفته و دایره شمول آن به بسیاری از فعالیتهای اقتصادی دیگر هم گسترده شده است؛ زنجیرهای از بیکاری که با هر توقف، حلقههای بیشتری به آن اضافه میشود. پروژههایی که با متوقف شدنشان، نه یک نفر، بلکه دهها نفر بهطور همزمان از چرخه درآمدزایی خارج میشوند. وضعیتی که بیش از همه در حوزههای فرهنگی و تولیدی خود را نشان داده است.
مهدی یکی از دهها یا صدها نفری است که از کار در بخش فرهنگی محروم مانده. او به عنوان دستیار کارگردان و استوریبورد فیلم مشغول به کار بود: «درحال پیشتولید یک فیلم بودیم که حوادث دیماه شروع شد. بعد هم حال و اوضاع مناسبی نداشتیم. کمی استراحت کردیم. بعد هم جنگ شروع شد و زمان این استراحت به درازا کشید. از آن موقع خانهنشین شدهایم.»
پروسه فیلمبرداری و ساخت فیلم به مجموعه افرادی نیاز دارد که در روزهای جنگ هر کدام در یک نقطه از کشور پناه گرفته بودند. مهدی ادامه میدهد: «حدود 50 نفر قرار بود از آن فیلم درآمد داشته باشند که حالا تکتکشان بیکارند. در میان این 50 نفر، افراد صاحب فرزند هم وجود داشتند که روی درآمد ساخت این فیلم حساب باز کرده بودند. آنها حالا یا از پساندازشان استفاده میکنند یا مجبورند به کار دیگری روی بیاورند. مسئله اما این است که شغل این افراد تخصصی و مربوط به سینما بود و حالا اکثرا بیکارند و سعی میکنند با کمترین خرج و مخارج ممکن به زندگیشان ادامه دهند.»
مهدی وضعیت اقتصادی خود را شرح میدهد که پیش از این هم تعریفی نداشت: «مسئله این نیست که الان شرایط بد شده، قبلا هم وضعیت اقتصادی جوری بود که امکان پسانداز وجود نداشت و تلاش میکردیم هرچه درمیآوردیم را تا آخر ماه به نحوی نگه داریم. حالا که درآمدها هم قطع شده، پساندازی هم نداریم و به معنای واقعی «کفگیر به ته دیگ خورده» و باید دنبال شغل دیگری باشیم.»
در چنین شرایطی، بیکاری فقط از دست دادن یک شغل نیست، بلکه به معنای از دست رفتن امکان انتخاب شغل جدید تلقی میشود. همزمان با تعطیلی یا نیمهتعطیل شدن بسیاری از مشاغل، گزینههای جایگزین هم محدود شدهاند و همین مسئله، بسیاری را در موقعیتی قرار داده که میان بیکاری، مهاجرت یا تغییر اجباری مسیر کاری ناچار به انتخاب شوند؛ یک دستفروش که عضو جدید جامعه مترویی شده به همین نکته اشاره میکند: «جنگ به من آسیبی نزد. نه به خانه و نه مغازهام. فقط مشتریها رفتند.» او از اواسط اسفند، شبها نزدیک ورودی ایستگاههای شلوغتر مترو بساط میکنند و اجناس مغازهاش را میچیند: «خوشبختانه شبها خیابان شلوغ است. یعنی اگر کسی حوصله خرید از بازار را نداشته باشد، من همانجا کمی دورتر از میدان نشستهام و فروش بدی هم ندارم.»
مهدی هم صحبتهایش را این طور ادامه میدهد: «بسیاری از مشاغل ثابت و حتی اداری هم تعطیل شدهاند و نمیدانیم چه کار باید انجام دهیم؟ یا باید درآمد داشته باشم یا به فکر مسافرت کاری یا حتی مهاجرت بیفتم. قبلا پبیشنهاد کار از کشورهای اطراف داشتم اما از آنجا که موقعیت کار سینما را در کشور خودم بیشتر میدیدم، هیچکدام را قبول نکرده بودم. پیش از جنگ هم فشار اقتصادی روزبهروز بیشتر میشد اما با شروع جنگ، زندگیام کاملا آچمز شده.»
مهدی هم مانند بسیاری از جوانان ایرانی علاقمند به کار در سرزمین مادری خود است، اما زندگی به او نشان داده که برای بقای به چیزهایی بیشتر از علاقه نیاز دارد «و آن، مایحتاج گذران زندگی است.»
بهزاد، هومن و دیگران هر یک به شیوه خود با بحران مواجه شدهاند و نتیجه برای هر سه آنها، قطع درآمد و به تعویق افتادن آینده است. آنها نه اولین کسانی هستند که با چنین وضعیتی مواجهند و نه آخرین؛ حالا زندگیهای بیشتری تعلیق میشوند و این روند فعلا ادامه دارد، همانطور که زندگی نیز ادامه دارد.
خلیج فارس:سازمان ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا اعلام کرد که توصیه خود به شرکتهای هواپیمایی مبنی بر عدم سفر به اسرائیل را تمدید میکند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فارس؛ سازمان ایمنی هوانوردی اتحادیه اروپا روز جمعه اعلام کرد که توصیه خود به شرکتهای هواپیمایی مبنی بر عدم سفر به اسرائیل را تمدید میکند؛ تصمیمی که تلآویو را در انزوای هوایی بیشتری فرو میبرد.روزنامه «گلوبز» اسرائیل گزارش داده است که این سازمان، که نهاد نظارتی پروازهای اروپایی محسوب میشود، توصیه خود را نه فقط برای اسرائیل، بلکه برای چندین کشور دیگر در خاورمیانه و حوزه خلیجفارس نیز تمدید کرده است. این اقدام نشان میدهد که خطرات امنیتی پیرامون اسرائیل همچنان پابرجاست و صنعت هوانوردی این رژیم ضربه سختی خورده است.

پیشینه هشدار و تمدید جدید
سازمان ایمنی هوانوردی اروپا در اوایل آوریل (فروردین ۱۴۰۵) اعلام کرده بود که هشدار فعلی به دلیل «فعالیت نظامی مستمر» تا ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ (۴ اردیبهشت ۱۴۰۵) اعتبار دارد. اما امروز (جمعه) این سازمان تصمیم گرفت که این هشدار را حداقل تا اول ماه مه ۲۰۲۶ (۱۱ اردیبهشت) تمدید کند و قول داد که پیش از آن تاریخ، ارزیابی جدیدی انجام دهد.روزنامه «گلوبز» مینویسد که این تصمیم، بازگشت پروازهای منظم از اروپا به اسرائیل و بالعکس را با تأخیر بیشتری مواجه خواهد کرد. بسیاری از شرکتهای هواپیمایی منتظر پایان هشدار فعلی بودند تا بتوانند به تدریج به آسمان اسرائیل برگردند، اما حالا باید دست کم یک هفته دیگر صبر کنند
شرکتهای بزرگ اروپایی بازگشت به اسرائیل را به تعویق انداختند
به نوشته گلوبز بیشتر شرکتهای بزرگ اروپایی، از جمله گروه لوفتهانزای آلمان و شرکتهای تابعه آن مانند سوئیس ایرلاینز و اوستریان ایرلاینز، اعلام کردهاند که پروازهای خود به اسرائیل را حداقل تا اول ماه مه معلق میکنند. شرکت مجارستانی ویزایر نیز اعلام کرده که پیش از ۴ ماه مه (۱۴ اردیبهشت) پروازی به اسرائیل نخواهد داشت. برخی شرکتهای دیگر نیز بازگشت خود را به اواخر امسال موکول کردهاند. این وضعیت، انزوای بازار هوایی اسرائیل را تشدید میکند.در مقابل، تعداد محدودی از خطوط هوایی پروازهای خود را به اسرائیل از سر گرفتهاند که از جمله آنها میتوان به «فلای دبی» و «اتحاد ایرویز» امارات و همچنین هواپیمایی اتیوپی اشاره کرد.غیبت طولانی شرکتهای آمریکاییروزنامه اسرائیلی یادآور شده است که سه شرکت بزرگ هواپیمایی آمریکا که پیشتر به اسرائیل پرواز داشتند – دلتا ایرلاینز، یونایتد ایرلاینز و امریکن ایرلاینز – اعلام کردهاند که حداقل تا سپتامبر (شهریور) آینده پروازهای خود به تلآویو را از سر نخواهند گرفت.با هر تمدید جدیدی از سوی سازمان اروپایی، فشار بر بخش گردشگری و تجاری اسرائیل بیشتر میشود. فرودگاه اصلی این رژیم هنوز فاصله زیادی با بازگشت به وضعیت عادی پیش از آغاز جنگ اخیر علیه ایران (۲۸ فوریه / ۱۰ اسفند ۱۴۰۴) دارد
هشدار اروپا فقط محدود به اسرائیل نیست
روزنامه گلوبز توضیح داده است که توصیه سازمان ایمنی هوانوردی اروپا تنها به اسرائیل محدود نمیشود، بلکه آسمان چندین کشور منطقه را نیز شامل میگردد. این سازمان به شرکتهای اروپایی توصیه میکند که از حریم هوایی بحرین، ایران، عراق، اردن، قطر و امارات به عنوان مسیر عبور استفاده نکنند. البته این سازمان به پرواز در ارتفاعات محدود بر فراز عربستان سعودی و عمان اجازه میدهد.این دستورالعمل برای شرکتهای فعال در ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا الزامآور است، هرچند تصمیم نهایی درباره انجام پروازها همچنان بر عهده دولتها و خود شرکتهای هواپیمایی باقی میماند. با این حال، توصیه رسمی سازمان اروپایی معمولاً تأثیر زیادی بر سیاست پروازی شرکتها دارد و عملاً مسیر هوایی اسرائیل را به اروپا بسته نگه میدارد.
خلیج فارس:معاون وزیر نیرو گفت: با وجود حمله به بیش از ۲ هزار نقطه، خاموشیها در کمتر از یک ساعت رفع شد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از تسنیم؛ مصطفی رجبی مشهدی، معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی اظهار داشت: طی جنگهای اخیر، ۱۲ نفر از کارکنان صنعت برق به شهادت رسیدند؛ دشمن زیرساختهای برق را هدف قرار داد، اما شکست خورد.
معاون وزیر نیرو با بیان اینکه “حمله به زیرساختهای برق، حمله به مردم است”، گفت: ۱۵۰ هزار کارمند در صنعت برق مشغولند و ۳۰ هزار نفر ۲۴ ساعته خدمت میکنند.
وی افزود: با وجود حمله به بیش از ۲ هزار نقطه، خاموشیها در کمتر از یک ساعت رفع شد.
خلیج فارس:قدس با انتشار یادداشتی از تاثیرات جنگ و حالت گوشبهزنگی پس از آن اشاره کرد.
قدس با انتشار یادداشتی از تاثیرات جنگ و حالت گوشبهزنگی پس از آن نوشت. در این یادداشت آمده:

صبح زود رفتم تا برای خانه نان گرم بگیرم. پیرمرد نانوا که هنوز آفتاب نزده بساط پخت نان را پهن کرده بود، رو به ما گفت: «همین چند دقیقه پیش یک ماشین بزرگ رد شد. دیگر نمیفهمم چرا از صدای بوق کامیون میپرم. لابد آدم وقتی زیاد میترسد، یادش میرود چه چیز بیخطر است و چه چیز نه». صدای او از لای بخار گرم نانها غمگینتر به گوش میرسید؛ انگار اضطرابش را میان چانههای سفید خمیر پنهان کرده باشد. وقتی مشتریها یکییکی با تکان دادن سر حرفش را تأیید کردند، فهمیدم نه فقط نانوا، که خیلی از ما به این حال دچار شدهایم.یاد گزارش خبرآنلاین افتادم که یکی دو روز پیش در همین باره منتشر کرده بود. اینکه این روزها حتی اگر در میانه هیچ میدان جنگی نبوده باشی، باز هم سایهای روی زندگیات افتاده؛ سایهای که اسمش را ابهام میگذارند. روانشناسها میگویند مردم در وضعیت «گوشبهزنگی» قرار گرفتهاند، اما آنچه من در خودم و دیگران میبینم بیشتر نوعی مکث دائمی است؛ مکثی میان خبر آخر و خبری که شاید چند دقیقه دیگر برسد. وقتی میگویند جنگ، حتی وقتی صدای گلولههایش خاموش میشود، در ذهن آدمها ادامه پیدا میکند، منظورشان همین حس بیپناهی در برابر آینده است. انسان وقتی امکان پیشبینی و کنترل را از دست میدهد، آرامشش فرو میریزد. به دوستانی فکر میکنم که شبها خوابشان نمیبرد. به مادری که میگوید هر بار موبایلش زنگ میخورد، قلبش میخواهد بایستد. به آدمهایی که بیقرارند اما نمیتوانند دلیل دقیقش را توضیح دهند. البته میدانم که همه یکسان آسیب نمیبینند. کسی که خانهاش ویران شده یا عزیزی را از دست داده، حتی اگر از میدان جنگ دور بوده باشد، راه بازگشتش به زندگی عادی متفاوت است. با این حال، حتی کسانی که فقط از دور شاهد ماجرا بودهاند هم تغییراتی در ریتم زندگیشان حس میکنند: خبرها را هر چند دقیقه یکبار چک میکنند، شبها دیرتر میخوابند و روزها کمحوصلهترند. شاید این همان اضطرابی باشد که میگویند منشأش مشخص است؛ اضطرابی که لازم نیست نامش را بدانیم تا بفهمیم زیر پوست شهر جریان دارد. از نظر روانشناسها جامعه شبیه بدنی جمعی است؛ اگر بخشی از آن درد بگیرد، سرتاسرش واکنش نشان میدهند. شاید به همین خاطر است که زخمهای جمعی اینقدر گسترده حس میشوند؛ زخمهایی که با پایان ظاهری بحران خاموش نمیشوند و ممکن است سالها بعد در رفتار آدمها سر باز کنند. روانشناسها هم میگویند مراقبت و حمایت باید ادامهدار باشد؛ درست مثل آبی که باید مدتها پای ریشههای سوخته ریخته شود تا دوباره جان بگیرند. درنهایت، آنچه میان ما مشترک مانده همین تجربه نامرئی است: زندگی در روزهایی که هرکدام از ما چیزی از ترس، غم یا تردید با خود حمل میکنیم. شاید تنها دلگرمی این باشد که این مسیر را تنها نمیرویم. اضطراب و ابهام اگرچه فردی احساس میشوند، اما تجربهای جمعیاند؛ ما در این بیقراری شریکیم و همین شریک بودن، میتواند نخستین قدم برای آرامتر شدن باشد.
خلیج فارس:محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه از احتمال شروع مجدد جنگ با آمریکا خبر داد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژهای گفت:احتمال شروع مجدد حملات دشمن اصلا کم نیست؛ باید صددرصد آماده باشیم، باور دشمن این بود در مدت کوتاه با اقدامات و محاسباتش به اهداف خود میرسد. دشمن به هیچ وجه به اهداف مورد نظرش نرسیده است. دشمنی که اهدافی داشت و تلاشهایی کرد حتما از اقدامات خود دست برنمیدارد.
وی همچنین عنوان کرد: اقدام آمریکا در محاصره بنادر و سواحل ایران و همچنین تجاوز این رژیم به کشتی تجاری ایرانی در آبهای دریای عمان، نقض آتشبس و مصداق جنایت جنگی است و ما حتماً پاسخ این شرارتهای آمریکاییها را خواهیم داد.