خلیج فارس:طرح و تیتر جالب فرهیختگان در واکنش به سفر ترامپ به عربستان سعودی را ببینید.
منبع:برترینها
خلیج فارس:دونالد ترامپ از سخنان دیشب جروم پاول (رییس فدرال رزور، بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا) خشمگین شد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از جماران، وی نوشت: بانک مرکزی اروپا (ECB) انتظار میرود که نرخ بهره رو برای هفتمین بار کاهش دهد، اما «آقای همیشه دیر» جروم پاول، رئیس فدرال رزرو که همیشه دیر و اشتباه عمل میکند؛ دیروز گزارشی داد که دوباره و مثل معمول کاملاً افتضاح بود! قیمت نفت کم شده، قیمت مواد غذایی (حتی تخممرغ!) پایین آمده و آمریکا دارد از تعرفهها ثروتمند میشود. آقای همیشه دیر باید خیلی قبلتر از اینها نرخ بهره را مثل بانک مرکزی اروپا کاهش میداد، اما حالا باید حتماً کاهش بدهد. برکناری پاول هر چه زودتر باید انجام شود!

خلیج فارس:مدت زمان زیادی از پایان نخستین دور از مذاکرات هستهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در مسقط پایتخت عمان نمیگذرد. رویدادی که با بازتابهای بین المللی گستردهای همراه شده و تحلیل و تفسیرهای مختلفی در مورد این مذاکرات و پیامدها و نتایج احتمالی آن مطرح میشود. بر اساس آنچه طرفهای مذاکراتی و منابع آگاه اعلام کردهاند، قرار است ادامه مذاکرات در روز شنبه هفته آینده دنبال شود.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛ دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بارها به صراحت اعلام کرده که اگر توافقی حاصل شود، این مساله به نفع ایران نیز خواهد بود والا سناریوهای بدی در ادامه پیش خواهد آمد. اشاره ترامپ به احتمال حمله به تاسیسات اتمی ایران است. ترامپ تاکید کرده که ایران نمیتواند تسلیحات اتمی داشته باشد. البته که منابع مختلف سیاسی و رسانهای نیز تایید کردهاند که ترامپ در جریان پیامهای اخیر خود به ایران صرفا بر مساله هستهای تهران متمرکز شده و از صحبت در مورد دیگر حوزههای قدرت ایران نظیر شبکه نفوذ منطقهای تهران یا توان موشکی و پهپادی این کشور، خودداری کرده است.
در نقطه مقابل، ایران تاکید کرده که آماده دیپلماسی اتمیِ معطوف به نتیجه است و مذاکرات با آمریکا را یک فرصت و آزمون بزرگ برای طرف آمریکایی ارزیابی میکند. ایران ضمن رد تهدیدات دولت ترامپ تاکید کرده که برای حراست از منافع و امنیت ملی خود آمادگی کافی دارد. البته که گزارشهای مختلف مبنی بر آمادهباشِ حداکثری نیروهای مسلح ایران نیز گواهی روشن بر این موضعگیری مقامهای ارشد ایرانی است.
با این همه، ورای مواضع اعلامی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و تیم متحد وی در قدرت، اینطور به نظر میرسد که او به طور خاص در رابطه با ایران و مذاکرات اتمی با این کشور، معطوف به تحقق ۳ هدف عمده است که توجه به آنها ضروری به نظر میرسد.
۱: دستیابی به یک توافقِ فوری
بیش از سه ماه از حضور ترامپ در کاخ سفید نمیگذرد، اما او هیچ دستاورد روشن و برجستهای را در حوزه سیاست خارجی آمریکا نداشته است. در خاورمیانه، او به یک توافق آتشبس نیمبند و ضعیف میان حزب الله لبنان و اسرائیل دست یافته که هر لحظه احتمالی فروپاشی آن میرود. در غزه وی به توافق آتش بسی دست یافته که اکنون به کل فروپاشیده است.
در مور جنگ اوکراین ترامپ وعده داده بود که جنگ مذکور را ظرف ۲۴ ساعت به پایان خواهد رساند. گزارهای که فاصله دوری با واقعیتهای میدانی دارد. در مورد چین وی از تحمیل اصول مطلوب آمریکا به این کشور خبر داد، اما اکنون میبینیم که چینیها در قالب جنگ تجاری با آمریکا، پا به پای واشینگتن پیش آمدهاند و به تازگی تعرفههای ۱۲۵ درصدی را بر کالاهای آمریکایی وضع کردهاند.
البته که ترامپ و تیم امنیت ملی و سیاست خارجی او، تا حد زیادی به روابط ترانس آتلانتیک و ترانس پاسیفیک آمریکا نیز خسارت زدهاند و طیف قابل توجهی از متحدان آمریکا را از این کشور دور کرده و میکنند. حال در این شرایط، ترامپ به مذاکرات اتمی با ایران به مثابه حوزهای مینگرد که میتواند یک دستاورد بزرگ و طلایی را برای وی محقق کند. از این رو، او خواستار یک توافق فوری با تهران است تا بتواند آن را به مثابه اولین و مهمترین دستاورد دولتش در حوزه سیاست خارجی آمریکا معرفی کند.
تردیدی نیست که ترامپ با وضعیت نه چندان مطلوب فعلیِ دولتش در عرصه سیاست خارجی آمریکا با چالشهای جدی رو به رو خواهد شد. اساسا به همین دلیل هم است که برخی صاحب نظران تاکید میکنند که این وضعیت دولت ترامپ، فرصت خوبی برای ایران محسوب میشود و تهران میتواند برخی اهداف مطلوب خود را در مواجهه با واشینگتن محقق کند. ترامپ برنامههای زیادی برای خاورمیانه دارد که میتوان گفت به هیچکدام از آنها بدون دستیابی به یک توافق با ایران نمیتواند فکر کند.
از این رو، او هم از حیث کارنامه کاری خود در قدرت برای توافق با ایران ارزش زیادی قائل است و هم یکچنین توافقی را مقدمهای برای طرحهای کلانترش در قبال منطقه خارومیانه ارزیابی میکند. البته که ترامپ این ادراک را دارد که موفقیت دولتش در حصول یک توافق با ایران سبب خواهد شد تا وی با اعتماد به نفس بیشتری به تقابل با چین به عنوان اصلیترین رقیب بینالمللی آمریکا بپردازد.
تقریبا اغلب تحلیلگران اذعان دارند که حریف اصلی آمریکایِ ترامپ که بخش زیادی از توجهش معطوف به آن است، کشور چین میباشد. از این رو، او باید با دستهای پُر به میدان تقابل با پکن گام بگذارد. در این مسیر، دستیابی به یک توافق اتمی با تهران، بسیار راهگشا خواهد بود.
۲: پیشبرد یک جنگ تبلیغاتی هدفمند علیه ایران
یکی از نکاتی که در بحبوحه روزهای اخیر به نحوی بارز در جنس رویکردهای ترامپ نسبت به ایران قابل مشاهده است، جنگ تبلیغاتی و شوهایی است که ترامپ علیه ایران به راه میاندازد. به عنوان مثال، در وضعیتی که مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط غیرمستقیم بود، ترامپ مدام از مذاکرات مستقیم صحبت میکرد. موضوعی که حتی تعجب مقامهای ایرانی را نیز به دنبال داشت. در عین حال، گزارشهای مختلف حاکی از این بودهاند که ترامپ خواستار پوشش جهانی مذاکرات با ایران در عمان شده است.
در این نقطه این سوال مطرح میشود که ترامپ حقیقتا از این قبیل اقدامات خود چه اهدافی را دنبال میکند؟ به نظر میرسد این رویکرد ترامپ تا حد زیادی در راستای طرحواره کلان او برای ضعیف نشان دادن ایران قرار دارد. این خط پیشتر به نحوی منسجم از سوی رسانههای غربی نظیر خبرگزاری رویترز دنبال شده و البته که ترامپیستها و رسانههای غربی سعی دارند به هر نحو ممکن که شده خط تبلیغاتی القای ضعف به ایران و یا ایجاد این تصور که مذاکره کردنِ ایران با آمریکا نشانه ضعف این کشور است را به افکار عمومی منطقه و جهان القا کنند.
گزارهای که از منظر ترامپیستها میتواند موقعیت آنها در مواجهه با ایران و جبهه مقاومت را تقویت کند. این مساله مخصوصا از منظر مولفههای جنگِ شناختی در جهان جدید، از معانی قابل توجهی برخوردار است.
۳: نگاه ترامپ به سیاست داخلی آمریکا
در نهایت باید گفت که ترامپ در مساله مذاکرات اتمی با ایران، نگاهی جدی به سیاست داخلی آمریکا هم دارد. او میخواهد دولت بایدن و به طور کلی دموکراتها را در حوزه سیاست خارجی آمریکا به شدت بیعرضه و ناکارآمد نشان دهد. در عین حال، وی قصد دارد یک موقعیت برجسته را برای خود و دولتش نزد افکار عمومی آمریکا بسازد و از این رهگذر، بر این مساله که او ناجی حقیقی آمریکا است، تاکید ورزد.
البته که ترامپ و متحدانش در صورت حصول یک توافق با ایران میتوانند این ادعا را تکرار کنند که از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی جلوگیری کردهاند. اگر از این زاویه به ماجرا بنگریم، دستیابی به یک توافق با محوریت پرونده اتمی کشورمان برای دولت ترامپ، از اهمیت فراوانی برخوردار است. توافقی که میتواند سرمایه سیاسی ترامپ و متحدانش در قدرت را تقویت کند.
ورای همه این ها، ترامپ به خوبی میداند که ایران در نقطهای قرار دارد که تبدیل شدن این کشور به یک قدرت اتمی در دوره جدید حضور وی در قدرت، میتواند یک شکست بزرگ برای او باشد. از این رو، او نمیخواهد در دوره وی اتفاقی بیفتد که تا ابد یک شکست بزرگ برای واشینگتن خواهد بود. شکستی که سند آن به نام شخصِ وی خواهد خورد.
خلیج فارس:بنوآ فوکون (Benoît Faucon) خبرنگار ارشد بخش خاورمیانه روزنامه والاستریت ژورنال

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، در جریان گفتوگوهای غیرمستقیمی که روز شنبه در پایتخت عمان برگزار شد، ایران خواستار دریافت تخفیف در تحریمهای اقتصادی از سوی ایالات متحده در ازای اعمال محدودیتهایی در برنامه هستهای خود شد. به گفته منابع آگاه از محتوای مذاکرات، این رایزنیها زمینه را برای دور تازهای از گفتوگوهای جدیتر در هفته آینده فراهم کرده است.
نشست عمان؛ آغازی تازه در دیپلماسی ایران و آمریکا
این نشستها که در سطحی بیسابقه میان نمایندگان ایران و آمریکا برگزار شد، از سوی هر دو طرف با ارزیابیهایی نسبتاً مثبت همراه بود. کاخ سفید این مذاکرات را «گامی رو به جلو» توصیف کرد. در همین حال، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که دور بعدی گفتوگوها که برای شنبه آینده برنامهریزی شده به بررسی جدول زمانی مذاکرات و احتمالاً ترسیم چهارچوب کلی یک توافق جدید هستهای اختصاص خواهد داشت.
عباس عراقچی در گفتوگو با تلویزیون دولتی ایران اظهار داشت: «ما تلاش میکنیم هرچه زودتر به یک توافق برسیم، اما دستیابی به چنین توافقی آسان نخواهد بود.» همزمان، رئیسجمهور دونالد ترامپ نیز در جریان گفتوگو با خبرنگاران گفت: «به نظرم روند مذاکرات بد نیست. اما تا زمانی که نتیجه نهایی حاصل نشده، همه چیز بیاهمیت است. به همین دلیل تمایلی به صحبت بیشتر در اینباره ندارم.»
بر پایه اظهارات برخی منابع مطلع، پیشنهادهای ارائهشده از سوی ایران عمدتاً بر مبنای مفاد توافق هستهای سال ۲۰۱۵ تنظیم شدهاند؛ توافقی که در دوره ریاستجمهوری باراک اوباما میان ایران و قدرتهای جهانی حاصل شد و ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ به تصمیم ترامپ از آن خارج شد. ترامپ پیشتر این توافق را «یکی از بدترین و یکجانبهترین توافقهایی که آمریکا تاکنون وارد آن شده است» توصیف کرده بود.
مقامهای آمریکایی از ارائه جزئیات مربوط به مذاکرات روز شنبه خودداری کردند. استیو ویتکاف، نماینده ویژه ایالات متحده، پیشتر تأکید کرده بود که خط قرمز دولت ترامپ، جلوگیری از دستیابی ایران به توانایی ساخت سلاح هستهای است. به گفته هر دو طرف، هدف اصلی نشست عمان، ایجاد فضای اعتماد و فراهمسازی بستر لازم برای تداوم مذاکرات در آینده بوده است. استیو ویتکاف در گفتوگویی با روزنامه والاستریت ژورنال که اوایل هفته جاری منتشر شد، تصریح کرد: «موضوع بر سر این است که چرا دستیابی به توافق برای ما اهمیت دارد، نه درباره جزئیات دقیق آن.» او در ادامه همان مصاحبه خاطرنشان کرد که هدف از نشست عمان، «تعیین پارامترها» برای مسیر آتی گفتوگوها بوده است.
از تهدید به حمله تا پیشنهاد توافق؛ رویکرد دوگانه ترامپ
دونالد ترامپ اعلام کرده است که برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، در صورت لزوم آماده توسل به اقدام نظامی است. با این حال، در اقدامی همزمان، نامهای رسمی به آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ارسال کرده و خواستار آغاز مذاکرات مستقیم با هدف پرهیز از درگیری شده است. بنا بر گزارشها، رئیسجمهور آمریکا از ایران خواسته ظرف دو ماه آینده به توافقی جدید دست یابد.
با وجود فضای نسبتاً مثبت حاکم بر گفتوگوهای روز شنبه، دو طرف همچنان با فاصلهای قابلتوجه از یکدیگر قرار دارند. مذاکراتی که در سال ۲۰۱۵ به توافق هستهای منجر شد، حاصل ماهها رایزنی پیچیده دیپلماتیک و گفتوگوهای رسمی و طولانیمدت بود؛ فرایندی که تاکنون در مذاکرات جدید تکرار نشده است. در جریان گفتوگوهای اخیر نیز ایران از انجام مذاکرات مستقیم خودداری کرد. در نتیجه، نمایندگان ایران و ایالات متحده در اتاقهایی جداگانه، در یک مجتمع مجلل و تحت تدابیر شدید امنیتی در مسقط، با میانجیگری وزیر امور خارجه عمان به گفتوگو پرداختند.
این دور از گفتوگوها سرانجام به دیداری رو در رو میان استیو ویتکاف نماینده ویژه آمریکا و از چهرههای نزدیک به دونالد ترامپ که ریاست هیئت آمریکایی را بر عهده داشت و عباس عراقچی منجر شد. این نشست، بالاترین سطح ملاقات میان یک مقام ایرانی و یک مقام آمریکایی از سپتامبر ۲۰۱۷ تاکنون محسوب میشود. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، در واکنش به این دیدار گفت: «این تماس مستقیم، هرچند کوتاهمدت، نشان میدهد که ایران و ایالات متحده در خصوص هدف نهایی مذاکرات، به اندازهای نقاط اشتراک یافتهاند که بتوانند مسیر گفتوگو را ترجیحاً بهصورت مستقیم ادامه دهند.»
دونالد ترامپ هشدار داده است که در صورت امتناع ایران از ورود به مذاکرات برای دستیابی به توافقی جدید با هدف توقف برنامه هستهای پیشرفتهاش، گزینه حمله هوایی روی میز خواهد بود. در بیانیهای که پس از نشست عمان از سوی کاخ سفید منتشر شد، اعلام شده است که استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، به عباس عراقچی اطلاع داده که ترامپ او را مأمور کرده است تا «در صورت امکان، اختلافات میان ایالات متحده و ایران را از طریق گفتوگو و دیپلماسی حلوفصل کند.» در ادامه این بیانیه آمده است: «این مسائل بسیار پیچیده هستند و تماس مستقیم امروز میان استیو ویتکاف و عباس عراقچی گامی در جهت دستیابی به یک نتیجه متقابل سودمند تلقی میشود.» با این حال، محل برگزاری دور بعدی مذاکرات هنوز مشخص نشده است.
عراقچی: برنامه هستهای ایران صلحآمیز است، توقف کامل غیرممکن
در روزهای منتهی به نشست عمان، استیو ویتکاف در گفتوگویی با روزنامه والاستریت ژورنال اعلام کرد که موضع فعلی دولت ترامپ مبتنی بر الزام ایران به برچیدن کامل برنامه هستهای خود است، اما در عین حال احتمال دستیابی به برخی سازشها را نیز منتفی ندانست. استیو ویتکاف تصریح کرد: «خط قرمز ما این است که ایران نباید قابلیتهای هستهای خود را در مسیر تسلیحاتی شدن پیش ببرد.» او همچنین تاکید کرد که اگر تهران از توقف برنامه هستهای خود امتناع ورزد، این موضوع به رئیسجمهور ترامپ ارجاع داده خواهد شد تا درباره مسیر پیشرو تصمیمگیری نهایی انجام گیرد.
در جریان مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده، عباس عراقچی از طریق واسطههای عمانی خطوط قرمز جمهوری اسلامی را به طرف آمریکایی منتقل کرد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، تهران بار دیگر تأکید کرده است که برنامه هستهای این کشور صرفاً اهداف صلحآمیز را دنبال میکند و هرگونه درخواست برای توقف کامل این برنامه را مردود دانسته است.
بر اساس اظهارات مقامات ایرانی، تهران در قالب هرگونه توافق جدید، خواستار کاهش سریع و ملموس تحریمهای هستهای ایالات متحده است؛ تحریمهایی که تأثیرات قابلتوجهی بر اقتصاد کشور گذاشته و آن را در وضعیت بحرانی قرار دادهاند. در کنار این موضوع، ایران خواستار دسترسی به میلیاردها دلار از منابع مالی بلوکهشده خود در خارج از کشور و همچنین پایان فشارهای آمریکا بر خریداران نفت ایران در چین بهعنوان بخشی از روند کاهش محدودیتها شده است. این خواستهها، به گفته منابع ایرانی و عربی، در چارچوب مذاکرات اخیر به طرف مقابل منتقل شدهاند.
به گفته مقامات ایرانی و برخی دیپلماتهای اروپایی، ایران در ازای تحقق خواستههای مطرحشده، آمادگی دارد سطح غنیسازی اورانیوم خود را به سطحی که در چارچوب توافق هستهای سال ۲۰۱۵ مجاز شمرده شده بود، بازگرداند؛ توافقی که ایالات متحده در دوران نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ از آن خارج شد. با این حال، به نظر میرسد واشنگتن بدون دریافت تعهدات بیشتر از سوی تهران برای کاهش قابلتوجه فعالیتهای هستهای، با لغو تحریمها موافقت نخواهد کرد.
خلیج فارس:وبسایت خبری عصر ایران در مطلبی با عنوان «مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم؟؛ حق با کیست؟» به تبیین و تشریح روش رئیسجمهور آمریکا در مذاکرات سیاسی پرداخته است.

این وبسایت در این زمینه نوشت: ترامپ در دیدار نتانیاهو در کاخ سفید از مذاکرات مستقیم با ایران سخن گفت و به شنبه اینده اشاره کرد که قرار است دو کشور سطح بالا مستقیم مذاکره کنند. او البته جای مذاکرات را نگفت. چند ساعت بعد هم عراقچی مذاکرات سطح بالا در شنبه آینده را تایید ولی تکرار کرد: غیرمستقیم.
۱- مذاکره، خوب است. پایان دادن به تنشها و جنگها و نزاعها با مذاکره قطعا بهتر از شیوههای دیگر است. مذاکره خوب است چه مستقیم یا غیرمستقیم. البته اگر مستقیم باشد قویتر و شانس موفقیت آن بیشتر است.
اینکه هم ایران هم امریکا هر دو در بالاترین سطح از مذاکره صحبت میکنند خبر خوبی است.
تاثیرات مثبت این اتفاق را میتوان در ایجاد آرامش روانی جامعه و کاهش قیمت دلار و سکه در ایران مشاهده کرد.
این اتفاقی است که علاوه بر مردم ایران، با استقبال کشورهای منطقه و سازمان ملل متحد هم روبه رو شده و میشود.
۲- ایران میگوید با امریکا مذاکرات غیرمستقیم خواهد داشت، اما ترامپ تاکید میکند “مستقیم”.
کدام یک راست میگویند؟ جواب: نمیدانیم.
ما در محل مذاکرات نیستیم. از جزئیات محرمانه بی خبریم و از پیامهای خصوصی دو طرف هم اطلاعی نداریم. طرف سومی هم در این باره اظهارنظر نکرده است. تنها درباره اشتراکات دو طرف میتوانیم صحبت کنیم: اینکه مذاکرات میان ایران و آمریکا روز شنبه در عمان انجام میشود.
درباره اینکه ترامپ تکرار میکند و اصرار دارد مذاکرات، “مستقیم” است و عراقچی میگوید” غیرمستقیم” یک نکته قابل بیان است و آن، شیوه ترامپ برای تحمیل خواسته خود به طرف مقابل.
قبلا و در مسائل مختلف، ترامپ، مطلب غیرواقعی یا خواسته خود را به شکل “واقعیت رخ داده”، مطرح و تکرار میکند. آنقدر تکرار میکند تا طرف مقابل، مجبور به عقب نشینی و پذیرش آن شود. البته همه جا موفقیت آمیز نبوده.
مثلا قبلا گفته بود سران مصر و اردن با پذیرش ساکنان غزه برای اسکان دائمی آنها موافقت کردهاند. مصر و اردن تکذیب کردند، اما ترامپ ول کن نبود و بارها تکرار کرد. از مصر و اردن تکذیب و از ترامپ اصرار و تکرار. در نهایت ترامپ، با عقب نشینی، موضوع رها کرد. سران مصر و اردن در نهایت زیربار این موضوع نرفتند، چون موافقت با کوچ اهالی غزه، خط قرمز پررنگ برای آنهاست و موافقت با آن به معنی رسوایی تمام عیار است. در نهایت مشخص شد آنچه ترامپ درباره موافقت مصر و اردن میگفت دروغ بوده است.
ترامپ همین داستان را درباره الحاق منطقه گرینلند و کانادا به خاک امریکا، تعرفه بر واردات، توافق با اوکراین بر سر معادن اوکراین و توافق برای آتش بس جنگ روسیه – اوکراین نیز تکرار کرده است.
یعنی بعید نیست تکرار دو کلمه “مذاکرات مستقیم” از سوی ترامپ، تکنیک او برای فشار بر ایران با هدف پذیرش مذاکره مستقیم باشد.
البته احتمال دیگری هم مطرح است. اینکه مقامات ایرانی به طرف امریکایی وعده دادهاند مذاکرات به صورت غیرمستقیم شروع میشود، اما در ادامه به مستقیم تغییر میکند. اتفاقی که خبرنگار ایرانی نیویورک تایمز به آن اشاره کرده است.
حسین موسویان دیپلمات و مذاکره کننده پیشین هم گفته است مذاکرات ایران و امریکا در دوره اوباما نیز همین گونه بوده است. به شکل غیرمستقیم شروع شد، اما با ترک میانجی از اتاق مذاکرات، به صورت مستقیم تبدیل شد.
با این نگاه هر دو درست میگویند. هم ایران هم امریکا.
در دوره مذاکرات هستهای ایران و ۱+۵ (قبل و بعد از اعلام توافق برجام) نیز این قالب عملا به کانالی برای مذاکرات مستقیم ایران و امریکا تبدیل شد. کانالی که با خروج ترامپ از برجام، نابود شد.
۳- ترامپ در دیدار نتانیاهو در کاخ سفید و به هنگام اشاره به مذاکرات با ایران، برخلاف قبل از گزینه نظامی علیه تهران صحبت نکرد. نتانیاهو نیز برخلاف قبل چیزی درباره اقدام نظامی علیه ایران نگفت یا شاید بهتر بگوییم در حضور ترامپ جرات نکرد بگوید. در مقابل موافقت و حمایت تل آویو از مذاکرات هستهای با ایران را اعلام کرد ولی به صورت مشروط.
او برای مذاکرات هستهای امریکا با ایران، هدف گذاری کرد و گفت در مذاکرات دنبال الگوی لیبی هستیم. الگوی لیبی یعنی برچیدن کامل برنامه اتمی. کاری که معمر قذافی رهبر لیبی در سال ۲۰۰۳ انجام داد و همه تاسیسات و مواد هستهای خود را بار کشتی کرد و به امریکا تحویل داد.
ترامپ، اما از تایید این هدف گذاری نتانیاهو خودداری کرد. ترامپ قبلا گفته تنها خواهان منع کسب سلاح هستهای از ایران و قرار گرفتن هستهای ایران تحت راستی آزمایی است. چیزی که با خواستههای ترامپ متفاوت است.
نتانیاهو خود به خوبی میداند چنین خواستهای از سوی ایران درباره برچیدن کامل هستهای اش مورد قبول قرار نمیگیرد، اما تلاش کرد با ایجاد هدف گذاری غیرواقعی، مذاکرات را به بن بست بکشاند.
همچنین ترامپ در دیدار نتانیاهو گفت که اسرائیلیها خواهان مشارکت در مذاکرات هستهای ایران – امریکا هستند، اما به این درخواست هم پاسخ مثبتی نداد.
مذاکرات ایران و امریکا، قطعا برخلاف خواست خواست اسرائیل و نتانیاهو است. هر آنچه که تنش میان ایران و امریکا را کاهش دهد یا مانع از افزایش فشارها علیه تهران شود حتما با مخالفت و کاشکنی تل آویو روبه رو میشود.
۴- روش ترامپ، افشای جزئیات درباره مذاکرات و تماسهای محرمانه است. او مذاکره علنی مقابل دوربین رسانهها را دوست دارد. ترامپ، یک آقای دوربینی تمام عیار است.
برخلاف چارچوب موجود در جهان که مذاکرات و ارتباطات سخت و مهم را غیرعلنی، دنبال میکنند تا به نتیجه برسد و از کارشکنی و اختلال دیگران در امان بماند، اما ترامپ، ناشیانه و کودکانه، جزئیات را علنی میکند. این نوعی خودزنی است.

اصولا هر گاه مذاکرات ایران و امریکا به نتیجه رسیده، مسیر تماسها و مذاکرات، غیرعلنی و اعلام نشده دنبال شده است.
با این حال این وضعیت جدید، این خوبی را دارد که جزئیات بیشتری از مذاکرات و تماسهای ایران و امریکا از سوی دو کشور علنی و اعلام میشود و مردم و افکار عمومی و رسانهها بیشتر مطلع میشوند.
مثلا بعد از اینکه دیشب (به وقت تهران) از مذاکرات مستقیم در شنبه آینده در سطح عالی با ایران خبر داد عراقچی که در سفر الجزایر است چند ساعت بعد (ساعت ۳ بامداد به وقت تهران) با انتشار توییتی به زبان انگلیسی، مذاکرات در سطح عالی با امریکا در شنبه آینده را تایید کرد البته تاکید کرد غیرمستقیم. عراقچی برخلاف ترامپ، محل مذاکرات را هم اعلام کرد:عمان.
صبح امروز هم اول حسین موسویان دیپلمات سابق احتمال داد منظور از سطح بالا، مذاکرات عراقچی (وزیر خارجه ایران) و نماینده ترامپ (استیو ویتکاف) باشد. خبری که اندکی بعد عراقچی درتماس یکی از خبرگزاریهای ایرانی آن را تایید کرد.
انتشار این همه اطلاعات از مذاکرات ایران و امریکا در مذاکرات دو کشور، کم سابقه است.
به لحاظ رسانهای نیز حق با کسی است که زودتر، اطلاعات واقعی و جدید را منتشر کند. به نظر میرسد ترامپ در این ترفند برای به دست گرفتن مسیر مذاکرات و اعمال فشار بر طرف ایرانی استفاده میکند. وضعیتی که باعث شده عراقچی و طرف ایرانی هم فعال شوند و با انتشار اطلاعات، به دنبال جلب نظر و کسب اعتماد مخاطبان ایرانی و جهانی باشند.
نویسنده: رضا غبیشاوی
خلیج فارس:دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که مدتی پیش مدعی بود طرف ایرانی به سمت مذاکره مستقیم تمایل دارد، بهتازگی نوشته که خواستار آغاز فوری مذاکرات برای توافق است و پیشنهاد کرده که پس از امضای توافق، «یک جشن بزرگ خاورمیانهای» برگزار شود.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، با وجود ادعاهای ترامپ در خصوص مذاکره مستقیم، اما هنوز نوع مذاکره مشخص نیست. مسعود پزشکیان، روز شنبه، ۱۵ فروردین ماه، درباره شرایط مذاکره آمریکا با ایران گفت: «ایران خواهان گفتوگو از موضع برابر است؛ نه اینکه از یک سو ایران را تهدید کنند و از سوی دیگر بخواهند مذاکره کنند. اگر خواهان مذاکره هستید، دیگر تهدید برای چیست؟ آمریکا امروز نه تنها ایران، که جهان را تحقیر میکند و این رفتار با درخواست مذاکره تناقض دارد. ما اگر در داخل دعوا نکنیم، توطئههای خارجی کارساز نخواهد بود.»
این سخنان رئیس جمهور ایران در شرایطی مطرح شده است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اعلام کرده قصد دارد روز دوشنبه ۱۸ فروردین در سفر به واشنگتن، ضمن دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، با وی در مورد برنامه هستهای ایران گفتوگو کند. حسن بهشتی پور، کارشناس ارشد سیاست خارجی و تحلیلگر مسائل بین الملل، در گفتوگو با فرارو به تحلیل این وضعیت پرداخته است:

احتمال وقوع «جنگ محدود» بیش از هر زمان دیگری است
حسن بهشتی پور به فرارو گفت: «شرایطی که اکنون شاهدیم، احتمال وقوع یک «جنگ محدود» را بیش از هر زمان دیگری پررنگ کرده است. هیچگاه در ۴۰ سال گذشته، تا این درجه، احتمال وقوع جنگ در کشور وجود نداشته است. اما نکته مهم این است که بخشی از افزایش این احتمال به این برمی گردد که آمریکا اقداماتی را انجام میدهد که پای میز مذاکره امتیازات بیشتری را کسب کند. درواقع ایالات متحده، با فشار حداکثری که تحریمهای حداکثری را ایجاد کرد از یک سو و با تحرکات نظامی در منطقه و وارد کردن B-۵۲ و ناوشکنهای متعدد در منطقه، از سوی دیگر، فضاسازی را به سمتی برده است که بتواند پای میز مذاکره امتیازات بیشتری کسب کند. علیرغم همه این لشکرکشیها و تبلیغات رسانهای که با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان انجام میشود، دلایل و شواهد نشان میدهد که طرف آمریکایی همچنان به دنبال گفتوگو و مذاکره با ایران است. اما برای این که به امتیازات حداکثری دست پیدا کند، از عامل فشار نظامی استفاده میکند.»
وی افزود: «باید وقوع جنگ را جدی بگیریم و مجموعه اقداماتی را برای روشن سازی افکار عمومی مردم ایران و جهان انجام دهیم و تلاشمان مبتنی بر عدم وقوع جنگ تا حد امکان باشد. یکی از راههای مهم این کار، رفتن به سمت دیپلماسی، گفتوگو و مذاکره است. اکنون برای افکار عمومی روشن نیست که چه تفاوتی بین گفتگوی مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد و چرا باید گفتگوی مستقیم را کنار بگذاریم و به سمت گفتگوی غیرمستقیم برویم؟ گفتگوی غیرمستقیم منجر به طولانی شدن مدت زمان مذاکرات و افزایش خطاهای انسانی و اختلال در انتقال پیامها میشود. در گفتگوی مستقیم، میتوان ری اکشن و واکنش طرف مقابل را دید و کنش و واکنش متقابل در مذاکرات مستقیم به تفاهم بیشتر کمک میکند. در شرایط فعلی باید موضوع جنگ را بسیار جدی بگیریم و راه حلهای دیپلماتیک را در دستور کار قرار دهیم.»
وقتی ابزار مذاکره را از دیپلمات بگیریم، یعنی دیپلمات را خلع سلاح کردهایم
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه گفت: «فرقی نمیکند مذاکرات مستقیم باشد یا غیرمستقیم؛ مهم این است که به سمتی حرکت کنیم که راههای جدیدی برای گرفتن بهانه از دست دشمن پیدا کنیم. به نظر میرسد آمریکاییها به دنبال این هستند که بگویند ما تلاش کردیم مذاکره کنیم، اما چون به نتیجه نرسیدیم به سمت اقدامات نظامی رفتیم؛ آن هم نه مستقیما، بلکه از طریق نیروی نیابتی خود یعنی اسرائیل. درواقع آمریکا عملا میخواهد با تجهیز کردن اسرائیل و پشتیبانیهای لازم اطلاعاتی و عملیاتی، اسرائیل را برای حمله به مواضع ایران آماده کند. در این شرایط ما باید به افکار عمومی داخلی و خارجی نشان داده و ثابت کنیم که ضمن دنبال کردن خواستههای خود، اهل مذاکره هستیم. درواقع نباید این تلقی ایجاد شود که مذاکره یعنی سازش و خیانت. در جهان دیپلماسی، وقتی ابزار مذاکره را از دیپلمات بگیریم، یعنی دیپلمات را خلع سلاح کردهایم. درست مثل این است که به شخصی بگوییم بدون آب شنا کن.»
وی افزود: «ما باید مراقب باشیم که فریب این عملیات روانی بین المللی و گسترده را نخوریم و جنگ را جدی بگیریم. همچنین باید هر چه زودتر اقدامات لازم را برای گفتگوی ترجیحا مستقیم فراهم کنیم. اگر قرار نیست مستقیم گفتوگو کنیم، حداقل به سرعت باید وارد مذاکرات غیرمستقیم شویم تا از این پیچ یا گردنه مهم تاریخی عبور کنیم. من از آنهایی که میگویند مذاکره گزینه خوبی نیست متعجبم. اگر هر کسی راه حلی برای جایگزینی مذاکره سراغ دارد، اعلام کند تا به سراغ آن برویم. من به عنوان شخصی که سالها در عرصه سیاست خارجی کار کردهام، راه حل دیگری نمیشناسم. حتی اگر در حوزههایی مثل هستهای و اقتصاد به اوج رسیده بودیم، باز هم برای پایان دادن به تهدیدها و تنشها باید مذاکره کرد. بدون مذاکره راه حلی برای کشور نمیبینم. حتی اگر جنگ هم در بگیرد، بعد از جنگ باید مذاکره کرد. چگونه میتوان فکر کرد ضرورتی برای مذاکره وجود ندارد یا بدون مذاکره میتوان از خطر جنگ، در عافیت ماند؟ مذاکره میتواند محرمانه باشد؛ لزومی ندارد اعلام علنی شود. ما شیوههای گوناگونی از مذاکره را داریم که میتواند انجام شود. جالب است که اخیرا کتابی از آقای عراقچی تحت عنوان «قدرت مذاکره» منتشر شده است که در آن کتاب، انواع و اقسام مذاکره توضیح داده شده است. اتفاقا بر اساس همان کتاب نیز، ضرورت مذاکره برای پیشگیری از جنگ مشخص میشود. ای کاش تصمیمگیران کشور همین کتاب را بخوانند.»
خلیج فارس:رسانه آمریکایی نوشته دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به دنبال پرهیز از مذاکرات طولانی با ایران درباره برنامه هستهای آن است و تلاش میکند ایران را به مذاکرات مستقیم میان مقامهای ارشد طرفین ترغیب کند.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، در پی به مقصد رسیدن پاسخ ایران به نامهای که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به ایران فرستاده بود، مقامهای آمریکایی میگویند واشنگتن در تلاش است تا گفتوگوهای مستقیم هستهای با ایران را آغاز کند، چرا که دولت ترامپ به دنبال هدفی بلندپروازانه، یعنی منحل کردن برنامه هستهای تهران است.
روزنامه وال استریت ژورنال با انتشار این مطلب نوشت: اگر ایران موافقت کند که وارد این گفتوگوها شود، این مذاکرات اولین گفتوگوهای مستقیم و پایدار بین دو کشور از زمانی خواهد بود که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ خارج شد. دولت ترامپ همچنین به دنبال دستیابی به نتایجی فراتر از آنچه در توافق دولت اوباما به دست آمد، در یک جدول زمانی فشرده است.
سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران پیشتر با اعلام رسیدن پاسخ ایران به نامه ترامپ به مقصد، گفته بود که ایران وارد مذاکرات مستقیم با آمریکا نخواهد شد.
سهشنبه گذشته، پایگاه خبری آکسیوس گزارش داد که یک مقام آمریکایی تایید کرد طی روزهای اخیر، ترامپ پاسخ رسمی ایران به نامهای که سه هفته پیش به ایران ارسال کرده بود را دریافت کرد. در حالی که ترامپ پیشنهاد مذاکرات مستقیم هستهای را مطرح کرده بود، ایران تنها با مذاکرات غیرمستقیم با وساطت عمان موافقت کرده است.
این مقام آمریکایی گفت که دولت ترامپ فکر میکند مذاکرات مستقیم شانس موفقیت بالاتری دارد، اما چارچوب پیشنهادی ایران را رد نمیکند و با وساطت عمانیها بین این دو کشور مانند مواردی در گذشته مخالفتی ندارد.
با این حال، به گفته مقامهای آمریکایی که در جریان این روندهای دیپلماتیک بودهاند، هیچ تصمیمی گرفته نشده و بحثهای داخلی ادامه دارد.
ترامپ شب گذشته در جمع خبرنگاران درباره مذاکرات مستقیم با ایران گفت: من فکر میکنم ایران مایل به آغاز گفتوگوهای مستقیم باشد.
ترامپ گفته ترجیح او گفتوگوهای مستقیم بوده و این طریق، ممکن است به تسهیل رسیدن به توافق کمک کند.
او تصریح کرد: من فکر میکنم اینطور سریعتر پیش میرود و شما میتوانید (حرف) طرف مقابل را خیلی بهتر از وقتی که از طریق میانجیها کار پیش میرود، بفهمید.
رئیسجمهور آمریکا در ادامه گفت: آنها میخواستند از میانجیها استفاده کنند، اما من فکر نمیکنم که دیگر این کار لزوما درست باشد. من فکر میکنم آنها نگران هستند و احساس آسیبپذیری دارند، اما من نمیخواهم چنین احساسی داشته باشند.
زیادهخواهی آمریکا
وال استریت ژورنال در ادامه نوشت: این احتمالا یک درخواست دشوار خواهد بود. تهران دهههاست که از کنار گذاشتن برنامه هستهای خود امتناع کرده و اصرار دارد که حق غنیسازی اورانیوم را برای مقاصدی که صلحآمیز میخواند، انجام میدهد. پس از سالها مذاکره، موافقت آمریکا با ادامه غنیسازی قابلتوجه اورانیوم توسط ایران، کلید دستیابی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بود.
اما این بار، طبق گفته یک مقام ارشد دولت آمریکا، چنین توافقی کافی نخواهد بود و «آمریکا به دنبال حذف کامل برنامه هستهای ایران است.»
وال استریت مدعی شده یک مقام ایرانی تلویحا اشاره کرده تهران ممکن است در آینده متمایل به گفتوگوهای مستقیم با واشنگتن باشد.
در ادامه این مطلب آمده است: مقام ارشد آمریکایی که پیشتر از او یاد شد، میگوید دولت ترامپ به دنبال گفتوگوهای مستقیم بین مقامهای ارشد دو طرف است و میخواهد از شرایطی بپرهیزد که در آن مذاکرهکنندگان ماهها یا سالها در طبقات مختلف یک هتل پیامهای خود را رد و بدل میکنند. مقامهای آمریکایی در دوران دولت بایدن، پس از خودداری ایران از گفتوگوهای مستقیم، به مذاکرات غیرمستقیم با همتایان ایرانی خود پرداختند.
رسانه آمریکایی نوشت: استیو ویتکاف، نماینده ویژه دولت ترامپ در امور غرب آسیا احتمالا عضوی از تیم مذاکرهکننده خواهد بود، اگر چه هنوز هیچ تیم یا محل مذاکرهای اعلام نشده است.
ایران به مدت دو دهه برنامه هستهای خود را به عنوان یکی از دستاوردهای اصلی خود معرفی کرده و با وجود فشارهای دیپلماتیک گسترده و تحریمهای بینالمللی، از کنار گذاشتن آن خودداری کرده است. ایران همچنین بارها اعلام کرده که هرگز در مورد برنامه موشکی بالستیک خود مذاکره نخواهد کرد که برای دفاع از منافع ملی و دشمنان حیاتی میداند.
وال استریت ژورنال نوشت: ایران تجربه زیادی در استفاده از مذاکرات برای کاهش فشارها و حفظ برنامه هستهای خود دارد. ریچارد نفیو، مقام ارشد مذاکرات با ایران در دوران دولتهای بایدن و اوباما که به عنوان معمار تحریمهای ایران از او یاد میشود، گفت که ایرانیان سعی میکنند از قرار گرفتن در موقعیتی که مجبور به پاسخ «آری یا خیر» باشند، اجتناب کنند. او گفت که «آنها همیشه به دنبال راه سومی هستند که زمان و فضای بیشتری برایشان بخرد.»
این روزنامه در پایان نوشت: اگر ایران به خطوط قرمز سنتی خود پایبند بماند، این امر ممکن است واشنگتن را به سرعت مجبور کند تا تصمیمی دشوار درباره نحوه واکنش و ادامه یا توقف مذاکرات بگیرد.
خلیج فارس: فیلیپس پیسون اُبرایِن استاد مطالعات راهبردی دانشگاه سنتاندروز اسکاتلند

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، دموکراسیهای اروپایی و منتقدانشان در واشنگتن همچنان برداشتهای متضادی از علل وابستگی اروپا به چتر نظامی آمریکا دارند. از یک سو، دونالد ترامپ و تیمش با لحنی تند و بیپرده اظهار نظر میکنند و بارها این دیدگاه را مطرح کردهاند که گویا اروپاییها با زیرکی و فرصتطلبی، آمریکا را برای دههها فریب دادهاند؛ نتیجه این شده که ایالات متحده هزینه سنگین دفاع از قاره سبز را به دوش میکشد، در حالی که کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه در رفاه اقتصادی، بازنشستگیهای زودهنگام و زندگی نسبتاً بیدغدغه فرورفتهاند.
این نگاه منتقدانه حتی درون دولت ترامپ نیز مشهود است. بهعنوان نمونه، پیت هگست، وزیر دفاع در گروه گفتوگوی سیگنال دولت؛ گروهی که جفری گلدبرگ از آتلانتیک نیز بهطور اتفاقی در آن حضور داشت، خطاب به جی دی ونس، معاون رئیسجمهور نوشت: «من کاملاً با تنفر شما از رویکرد مفتخورانه اروپاییها همداستانم.» او در ادامه تاکید کرد: «این واقعاً شرمآور است!»
اروپا در سایه فروپاشی ناتو؛ آیا قاره سبز آمادۀ جدایی از چتر آمریکاست؟
در مقابل، رهبران اروپایی همچنان بر این باورند که کشورهایشان طی نزدیک به هشت دهه گذشته، با وفاداری تمام، از سیاستهای ژئوپلیتیکی واشنگتن پیروی کردهاند. آنان میگویند که صدها میلیون شهروند اروپایی سرنوشت خود را به طور کامل به آمریکا سپردهاند؛ کشوری که نه تنها امنیت آنها را تضمین کرده بلکه در بسیاری موارد به جای آنها تصمیمگیری کرده است.
از دیدگاه این رهبران، نسل کنونی اروپاییها در چارچوب یک نظم امنیتی زندگی کردهاند که بخش جداییناپذیری از دوران پس از جنگ جهانی دوم بوده است. برای اکثریت مردم و حتی بسیاری از رهبران اروپایی، تصور ناپدید شدن ناتو؛ اتحاد نظامیای که تحت رهبری آمریکا بنیان گذاشته شده، بهقدری هولناک و اضطرابآور است که برخی تحلیلگران بر این باورند توانایی این کشورها برای سیاستگذاری مستقل در حوزه امنیتی بهطور جدی تضعیف شده است.
با این حال، اروپاییها باید به زودی با واقعیتی روبهرو شوند که ممکن است برای بسیاری ناخوشایند باشد: احتمال فروپاشی ناتو دیگر یک امر دور از ذهن نیست. تعهد ایالات متحده به دفاع از اروپا دیگر صرفاً به متن پیمان ناتو محدود نمیشود؛ بلکه بهطور سنتی، این تعهد بر پایه یک اجماع سیاسی قدرتمند در میان مردم آمریکا شکل گرفت؛ باوری که آزادی و دموکراسی در اروپا را به عنوان یک منفعت استراتژیک برای ایالات متحده میدید. در طول جنگ سرد، رؤسایجمهور از هر دو حزب بزرگ سیاسی آمریکا از اروپا دفاع کردند. آنان بر این باور بودند که ثبات و دموکراسی در اروپا به تقویت جایگاه آمریکا در جهان کمک میکند. این سیاست باعث شد تا آزادی در سراسر بلوک شرق گسترش یافت و دموکراسی، علاوه بر تثبیت سیاسی، زمینهساز رونق اقتصادی بیسابقهای شد.
از کییف تا گرینلند؛ جاهطلبی ترامپ و پوتین چگونه اروپا را در منگنه گذاشته است؟
امروز، ترامپ و جنبش حامی او که حالا بر حزب جمهوریخواه سلطه دارد، آشکارا نشان دادهاند که با اروپای لیبرال سر سازگاری ندارند. این نفرت آشکار را میتوان در همان چت بدنام سیگنال مشاهده کرد، جایی که جی. دی. ونس، با اشاره به تأخیر در حمله هوایی به یمن، تلویحاً اظهار داشت که اروپا بیش از حد از این حمله آمریکا به حوثیها منتفع خواهد شد. در همین حال، سفر اخیر معاون رئیسجمهور آمریکا به گرینلند، جنجالی دیگر برپا کرد. این بازدید، بخشی از تلاشهای واشنگتن برای در اختیار گرفتن این جزیره استراتژیک از دانمارک؛ کشوری که سالها به عنوان یکی از متحدان وفادار ناتو شناخته میشود.
به دلایلی که از منظر راهبردی به سختی قابل توجیه است، ترامپ بهطور فزایندهای ایالات متحده را به روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین نزدیک میکند؛ کشوری که هرچند از نظر اقتصادی ضعیف است، اما به جاهطلبیهای نظامی خطرناک و اهدافی که آشکارا معطوف به کاهش نفوذ جهانی آمریکا است، شناخته میشود. حمله نظامی به اوکراین نمونه بارزی از این رویکرد است. کرملین با این اقدام، نه تنها استقلال اوکراین را هدف قرار داد بلکه یک دموکراسی نوظهور را که در پی پیوستن به چارچوب امنیتی تحت رهبری آمریکا و اروپا بود، مورد تهدید قرار داد. علاوه بر این، روسیه به حمله به موجودیت این کشور خواستار تسلیم بخش بزرگی از قلمرو قانونی و بین المللی اوکراین شده است.
پیش از حمله به اوکراین، پوتین به کشور همسایهای دیگر یعنی گرجستان نیز حمله کرد و به کشورهای دیگر مانند کشورهای بالتیک، لهستان و فنلاند نیز تهدیداتی جدی روا داشت. روسیه همچنین بهطور سازمانیافته در تلاش بوده تا با حمایت از احزاب افراطی در سراسر اروپا، حتی در کشورهایی که عضو ناتو هستند مانند مجارستان و اسلواکی، دموکراسی را تضعیف کند.
خیانت به سبک ترامپ؛ چگونه کاخ سفید پوتین را به متحدی جدید بدل کرده است؟
پس از دههها حفاظت از اروپا در برابر تهدیدهای روسیه، ایالات متحده به ناگهان و به شکل محسوس از تعهدات دیرینه خود عقبنشینی کرده است. دولت ترامپ در لحظات حساس، مانع از دسترسی اوکراین به سلاحها و اطلاعات ضروری شده و همزمان، تلاش کرده است به روسیه کمک کند تا از زیر بار تحریمهای اقتصادی سنگین رهایی یابد. در این شرایط، آمریکا را میتوان بهنوعی متحد غیررسمی و غیرجنگی روسیه دانست؛ مشابه نقشی که در دوران پیش از پرل هاربر برای بریتانیا ایفا میکرد. در آن زمان، گرچه ایالات متحده هنوز بهطور رسمی وارد جنگ جهانی نشده بود، فرانکلین روزولت بیپرده خواهان پیروزی بریتانیا بر آلمان نازی بود و کمکهای گستردهای به لندن ارائه میکرد. حالا، ترامپ با رویکردی مشابه، اما در جهت مخالف، کمکهایی هماهنگ به روسیه علیه اوکراین ارائه میدهد.
در این شرایط، پرسشی اساسی مطرح میشود: آیا رهبران اروپا میتوانند وابستگی عاطفی و سیاسی خود به ایالات متحده را کنار بگذارند؟ برای مدتها، آنان تفکر راهبردی خود را به واشنگتن واگذار کردهاند، تا جایی که میتوان گفت کرامت سیاسیشان را نیز در این راه فدا کردهاند. تا آنجا که دیگر نمیدانند چگونه بهطور مستقل از قارهشان دفاع کنند. با وجود نزدیکی تدریجی ترامپ به پوتین، رهبران اروپایی همچنان امیدوار بودند که بتوانند حداقل پلی ارتباطی با کاخ سفید ترامپ ایجاد کنند و اتحاد آتلانتیک را چند سال دیگر حفظ کنند.
خوشبینان افراطی شاید هنوز امیدوار باشند که حتی با وجود تمامی تهدیداتی که ترامپ به همراه دارد؛ دوره او تنها چند سال دیگر به طول بینجامد و پس از او، وحدت ناتو قابل احیا باشد. اما این پرسش مطرح است که آیا حزب جمهوریخواه، پس از ترامپ، میتواند به مواضع سنتی آتلانتیکگرایانه خود بازگردد؟ اظهارات افرادی مانند جی. دی. ونس حاکی از آن است که چنین تغییری، اگر هم امکانپذیر باشد، نیازمند سالها زمان خواهد بود. حتی در صورت بازگشت دموکراتها به قدرت، پیامدهای سیاستهای ترامپ بهقدری عمیق و ماندگار است که ترمیم کامل آن دشوار به نظر میرسد. ازاینرو، اروپا باید نگاه خود را به آینده معطوف کند و از حسرت خوردن برای گذشتهای که احتمالاً دیگر بازنخواهد گشت، دست بردارد.
چند هفته پیش، فریدریش مرتس، صدراعظم جدید آلمان، از لزوم افزایش استقلال اروپا از ایالات متحده سخن گفت. پیش از او نیز امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، با موضعی مشابه تأکید کرده بود که اروپا باید توان اعزام نیرو به اوکراین را، حتی بدون حمایت مستقیم آمریکا، داشته باشد. اما این گونه اظهارات کافی نیستند. اروپا به اقدام عملی نیاز دارد. بیش از سه دهه است که کشورهای اروپایی بهطور مزمن در حوزه دفاعی کمخرجی کردهاند و پس از پایان جنگ سرد، کاهش چشمگیری در بودجههای نظامی این قاره رخ داد. اکنون، کشورهای اروپایی باید بودجههای دفاعی خود را به شکل چشمگیری افزایش دهند. علاوه بر این، آنها باید منابع خود را به شیوهای بسیار کارآمدتر بهکار گیرند. برای نمونه، ضرورتی ندارد که هر کشوری تانک یا نفربر زرهی مخصوص به خود را تولید کند. منطقیسازی و یکپارچهسازی در تولید تسلیحات و تدارکات نظامی، کلید بقای بلندمدت اروپا در حوزه امنیتی خواهد بود.
در کوتاهمدت، اروپا باید هر اقدامی که میتواند چه با تأمین تدارکات موردنیاز این کشور برای ادامه نبرد و چه با ارائه تضمینهای امنیتی واقعی در صورت دستیابی به آتشبس برای حمایت از اوکراین انجام دهد. با تضعیف روزافزون ناتو و نزدیکی ایالات متحده به روسیه، اهمیت یک اوکراین قوی و دموکراتیک برای حفاظت از جناح شرقی اروپا بیشتر از هر زمان دیگری به چشم میخورد. اما وابستگی بیچون و چرای اروپا به ایالات متحده، این قاره را به وضعیتی آسیبپذیر و تأسفبار رسانده است. اکنون فرصتی استثنایی پیش روی اروپا قرار گرفته تا تفکر راهبردی و توان دفاعی خود را بازسازی کند. این لحظهای است برای بازآموزیِ نحوه دفاع از آزادی و حقوق، در زمانی که ترامپ به شکل خطرناکی با اقتدارگرایی نزدیکی پیدا کرده است. اگر اروپا بتواند این مأموریت دشوار را به سرانجام برساند، شاید روزی بتواند در نجات ایالات متحده نیز نقشی کلیدی ایفا کند.