خلیج فارس:محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق کشورمان صبح روز دوشنبه در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب حاضر شد و به چهارماه غیبتی که از زمان آغاز جنگ ۴۰ روزه شروع شده بود، پایان داد. احمدینژاد با پیروزی در دومین دور انتخابات ۱۳۸۴ به عنوان رئیسجمهور جدید ایران راهی پاستور شد و با تجدید دوره در انتخابات ۱۳۸۸، در نهایت کلید پاستور را در انتخابات یازدهم تحویل حسن روحانی داد. دوران ۸ ساله ریاستجمهوری احمدینژاد، یکی از متلاطمترین و سرنوشتسازترین دوران سیاسی تاریخ ایران پس از انقلاب بود.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و صدور ۶ قطعنامه تحریمی، افزایش تحریمهای یکجانبه آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران، جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگهای غزه، سخنرانیهای جنجالی در اجلاسهای بینالمللی از جمله ۸ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، طرح موضوع مدیریت جهانی، ترور دانشمندان هستهای، انتخابات مناقشهبرانگیز دهم (۱۳۸۸)، اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها، پروژه مسکن مهر، سفرهای استانی از جمله مهمترین وقایع این دوران بودند.
پرده اول؛ رزمندهای که استاندار شد
احمدینژاد از سال ۱۳۶۸ عضو هیئت علمی دانشکده عمران در دانشگاه علم و صنعت ایران است. او سال ۱۳۵۴ وارد این دانشگاه شد و در سال ۱۳۶۵ کارشناسی ارشد خود را گرفت. از او به عنوان یکی از پایهگذاران انجمن اسلامی این دانشگاه یاد میشود که در فعالیتهای سیاسی – مذهبی حضور پررنگی داشت. نام احمدینژاد در جلسات مربوط به قبل از اقدام دانشجویان برای اشغال سفارت آمریکا در آبان ۱۳۵۸ هم شنیده میشود.
او در سالهای جنگ به عنوان بسیجی داوطلب در جبههها حضور پیدا کرد و گفته میشود که با توجه به تخصصش، بیشتر در حوزه مهندسی – رزمی کار میکرد.
احمدینژاد سابقه فعالیت به عنوان فرمانداری خوی و ماکو در آذربایجان غربی و همچنین مشاور استاندار کردستان را در سالهای دهه ۶۰ در کارنامه دارد. در سالهای بعد گفته میشد که آشنایی او با افرادی مانند صادق محصولی (دبیرکل فعلی جبهه پایداری) و اسفندیار رحیم مشائی به همین دوران برمیگردد.
احمدینژاد و صادق محصولی
حیات سیاسی احمدینژاد در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی آغاز شد. در سوابق او فعالیت به عنوان مشاور وزیر فرهنگ و آموزش عالی در این دوران دیده میشود. اما سکوی پرش اصلی او، انتصابش به عنوان اولین استاندار استان جدید اردبیل در سال ۱۳۷۲ بود.
احمدینژاد در این دوران برای اولین بار وارد سطح مدیران ارشد کشور شد و مسئولیت استانداری اردبیل را تا پایان دولت هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۷۶ بر عهده داشت.
روند پیشرفت سیاسی احمدینژاد بعد از پیروزی اصلاحطلبان و در دوران دوم خرداد، با کندی روبرو شد. او اولین شکستش را سال ۱۳۷۷ و در جریان ناکامی برای ورود به شورای شهر تهران تجربه کرد. دومین تجربه هم مربوط به انتخابات مجلس ششم میشد که در زمستان ۱۳۷۸ برگزار شد و احمدینژاد در لیست جریان راست قرار داشت که در آن انتخابات شکست خورد. اما این دوران تنها چهار سال طول کشید و احمدینژاد دوباره مسیر رو به بالا را شروع کرد. او در سال ۱۳۷۶ مدرک دکترای خود را از دانشگاه علم و صنعت گرفت.
پرده دوم؛ از شهرداری به ریاستجمهوری
ستاره اقبال احمدینژاد در دهه هشتاد بار دیگر طلوع کرد. زمانی که لیست ائتلاف آبادگران در انتخابات دومین دوره شورای شهر تهران (۱۳۸۱) پیروز شد و کار را به دست گرفت. محمود احمدینژاد در این دوران از سوی شورای اصولگرای دوم، به عنوان شهردار پایتخت انتخاب شد. احمدینژاد در اردیبهشت ۱۳۸۲ به صورت رسمی حکم شهرداریاش را دریافت کرد.
احمدینژاد در سال ۱۳۸۴ و کمپین انتخاباتی
شهردار تهران در نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری که سال ۱۳۸۴ برگزار شد، یکی از کاندیداهایی بود که با چهرههایی نامآشنا از هر دو جریان راست و چپ رقابت میکرد. چهرههایی مانند قالیباف (فرمانده نیروی انتظامی)، علی لاریجانی (وزیر دوره هاشمی و رئیس قبلی سازمان صداوسیما)، مهدی کروبی (رئیس مجلس)، محسن مهرعلیزاده (معاون رئیسجمهور در دولت خاتمی)، مصطفی معین (وزیر دولتهای خاتمی و هاشمی) و اکبر هاشمی رفسنجانی (رئیسجمهور سابق) که همه آنها از شهردار تهران در سطح ملی شناختهشدهتر بودند.
رئیسجمهور احمدینژاد – ۱۳۸۴
احمدینژاد همراه با هاشمی به دور دوم انتخابات رفت و بعد از شکست او در سوم تیر، به عنوان نهمین رئیسجمهور کلید پاستور را از سیدمحمد خاتمی تحویل گرفت. دوران ریاستجمهوری او، دوران جدیدی برای ایران از لحاظ مختلف به خصوص سیاست خارجی محسوب میشد. احمدینژاد در طول ۸ سال ریاستجمهوری، ۸ بار در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضر شد و به عنوان رئیسجمهور ایران سخنرانی کرد. سخنرانیهایی که مسائلی مانند بحران فلسطین، مدیریت جهانی، مهدویت، عدالت و … در محور آنها قرار داشتند و واکنشبرانگیز نیز میشدند.
اعتراض یهودیان به سخنرانی احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا – ۲۰۰۷
موضوع هستهای در دوران ریاستجمهوری احمدینژاد بسیار پررنگ بود. در واقع میتوان گفت برنامه هستهای در ۴ سال ابتدایی مسئولیت او، به نوعی موضوع محوری سیاست خارجی ایران و برخورد کشورهای دیگر با ایران را به خود اختصاص میداد. از یک سو احمدینژاد سخنرانیهایی جنجالی در سطح بینالمللی داشت و از سوی دیگر موضوع هستهای صلحآمیز ایران را به نوع خاصی پیش میبرد. در این دوران مهمترین رخداد برای ایران در آن زمان، ارجاع پرونده هستهای از شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۹ شورای امنیت ۶ قطعنامه علیه ایران صادر کرد.
او در فضای داخلی کشور هم فعالیتهای زیادی داشت. احمدینژاد پیش از آن که در انتخابات پیروز شود، یکی از وعدههایش این بود که در پایتخت نمیماند و به استانهای مختلف سفر خواهد کرد و کارها را به صورت میدانی پیش خواهد برد. او در کنار ۱۱۸ سفر خارجی، حدود ۱۲۰ سفر داخلی هم داشت. او اولین سفر استانی خود را در آبان ۱۳۸۴ و سه ماه بعد از آغاز به کار دولت با خراسان جنوبی آغاز کرد.
احمدینژاد در جریان انتخابات دهم، به عنوان رئیسجمهور مستقر اصلیترین کاندیدا محسوب میشد. اما با توجه به اتفاقات مختلف به خصوص در موضوعات خارجی، این دور از انتخابات خالی از چالش نبود و نتایج آن با اعتراضات گستردهای روبرو شد. محمود احمدینژاد با ۲۴ میلیون رای در انتخابات ۱۳۸۸، حضور خود را در پاستور به مدت چهار سال دیگر تمدید کرد.
جشن پیروزی احمدینژاد در میدان ولیعصر (عج) – ۲۴ خرداد ۱۳۸۸
پرده سوم؛ آغاز سقوط
دوره دوم ریاستجمهوری احمدینژاد، بیش از آن که حواشی و چالشهای خارجی داشته باشد، درگیر چالشهای داخلی بود. ایران آخرین قطعنامه را در سال ۱۳۸۹ دریافت کرد و به طور موازی مذاکراتی نیز با هدایت سعید جلیلی از سال ۱۳۸۶ تا پایان ریاستجمهوری او در جریان بود. اما مسائل داخلی در این دوران پررنگتر بودند. احمدینژاد در این دوران به مرور از حامیان سنتی خود در میان گروههای سیاسی فاصله گرفت و مسیر جدیدی را انتخاب کرد. جریان حامی او که بعد از جدایی با احمدینژاد نام جبهه پایداری را بر خود گذاشتند، معتقد بودند که احمدینژاد درگیر یک «جریان انحرافی» است و نماد این جریان هم برای آنها، اسفندیار رحیممشائی بود. یار قدیمی احمدینژاد و معاون او در دولت نهم.
شاخصترین اتفاقاتی که در این دوران رخ داد، مربوط به مخالفت احمدینژاد با احکام حکومتی رهبر انقلاب بود. در ابتدای دولت دهم، احمدینژاد مشایی را به عنوان معاون اول رئیسجمهور منصوب کرد که با مخالفت آیتالله خامنهای در تیر ۸۸ روبرو شد. مقام معظم رهبری این حکم را در ۲۷ تیر ۱۳۸۸ صادر کردند اما احمدینژاد با تاخیر و تنها زمانی که متن نامه به صورت عمومی منتشر شد، به آن عمل کرد. مشائی روز دوم مرداد استعفا داد و یک روز بعد مشاور و مسئول دفتر رئیسجمهور شد.
رخداد بعدی به سال ۱۳۹۰ و موضوع برکناری حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات دولت دهم برمیگشت. ۲۸ فروردین اعلام شد که احمدینژاد با استعفای مصلحی موافقت کرده است. ۳۰ فروردین آیتالله خامنهای نامهای به مصلحی نوشت که به معنای ابقای او و ادامه کارش در وزارت اطلاعات بود و خبر آن ۳۱ فروردین منتشر شد. بعد از آن بود که ماجرای خانهنشینی احمدینژاد رخ داد. موضوعی که هواداران سابقش میگویند آخرین تیر برای جدایی از احمدینژاد بود. حلقه اصلی حامیان احمدینژاد چند ماه بعد از این وقایع، در مرداد ۱۳۹۰ در قالب جبهه پایداری اعلام موجودیت کردند.
احمدینژاد معتقد بود که در درون ساختار قدرت، اقداماتی علیه او انجام میشود. موضوعی که او در جریانهای رسانهای علیه خودش، عزل و نصبها در سطوح مختلف و استیضاح وزرا یا طرح سوال از رئیسجمهور میدید. او که به عنوان رئیسجمهوری مکتبی و تراز شناخته میشد، حالا به اولین رئیس دولتی تبدیل شد که در اسفند ۱۳۹۰ برای پاسخ به سوال نمایندگان به مجلس میرفت. او با مجلس هشتم و سپس نهمی روبرو بود که اکثریتش را اصولگرایان و بخش مهمی را حامیان سابقش تشکیل میدادند که دیگر از او حمایت نمیکردند. اوج این اختلافات به ماجرای جلسه استیضاح وزیر کار (شیخالاسلامی) و موضوع حکم دیوان عدالت اداری برای برکناری سعید مرتضوی از ریاست سازمان تامین اجتماعی برمیگشت. ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ مجلس جلسه پرتنشی را تجربه کرد که گاهی از آن با عنوان «یکشنبه سیاه مجلس» یاد میشود. روزی که دو رئیس قوه با یکدیگر جر و بحث مفصلی کردند و در نهایت احمدینژاد از مجلس بیرون رفت.
پرده آخر؛ سکوت، جنجال، بازنشستگی
محمود احمدینژاد، سال ۱۳۹۲ پاستور را ترک کرد. از آن زمان سه دولت تغییر کرده و دولت چهاردهم مشغول کار است. او مرداد ۱۳۹۲ با حکم رهبر شهید انقلاب به عنوان عضو حقیقی مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد. در این ۱۳ سال او کارهای مختلفی کرده است. خودش و اطرافیانش بارها در انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کردند و رد صلاحیت شدند. آخرین مورد سال ۱۴۰۳ بود که او در وزارت کشور ثبتنام کرد و نتوانست وارد رقابت شود. گاهی نامش با یک خبر، ثبتنام در انتخابات، مصاحبه یا سفر خارجی به کشورهایی مانند مجارستان و گواتمالا به اخبار باز میگشت یا به خاطر بستنشینی در اعتراض به صدور حکم زندان برای حمید بقائی یا اسماعیل رحیممشائی یا حتی یک سکوت یا غیب طولانی مدت. او زمانی میخواست با شعار زندهباد بهار برگردد، اما این اتفاق رخ نداد.
بستنشینی احمدینژاد در امامزاده صالح – ۱۳۹۷
نام احمدینژاد آخرین بار در روزهای گذشته دوباره به اخبار برگشت. زمانی که در مراسمهای وداع با رهبر شهید انقلاب حاضر نشد و در نماز بر پیکر ایشان هم حاضر نبود. اما روز دوشنبه در جریان تشییع ایشان در تهران، دیده شد و دوران غیبت چهارماههاش را تمام کرد. پیش از این در روز اول جنگ که محل سکونت او مورد حمله قرار گرفت، شایعه شد که او ترور شده است. در اردیبهشتماه، نیویورکتایمز مدعی شد او گزینه آمریکا و اسرائیل برای اداره ایران بعد از جنگ بوده است. موضوعی که جنجالهای زیادی داشت و ادامه نیز پیدا نکرد.







