خلیج فارس:امارات شروع به نصب موانع ضد پهپاد در اطراف انبارهای نفت نزدیک فرودگاه بینالمللی دبی کرده است.

منبع:فرارو
خلیج فارس:دو خبر و یک تحلیل وضعیت میان ایران و آمریکا را روشن و شفاف نشانمان میدهد.
در ابتدا این خبر سیانان:
پایان صبر ترامپ؛ اقدام به حمله هوایی؟
ترامپ نسبت به هفتههای گذشته، با جدیت بیشتری در حال بررسی از سرگیری عملیات جنگی علیه ایران است. صبر ترامپ در مورد ادامه بستن تنگه هرمز به پایان رسیده است. برخی در دولت ترامپ خواستار رویکردی قاطعانهتر برای اعمال فشار بر ایران، از جمله انجام حملات هوایی برای تضعیف موقعیت آن شدهاند. بعید است ترامپ قبل از عزیمت به چین، تصمیمی قطعی در مورد ایران بگیرد.
میخواستند هفته پیش حمله کنند!
ادعای رسانه عبری والا: ایالات متحده هفته گذشته نزدیک بود حملات خود به ایران را از سر بگیرد. اما این تصمیم پس از آن به تعویق افتاد که مشاوران حلقه داخلی ترامپ از او خواستند پیش از تشدید نظامی، یک فرصت نهایی به مذاکرات بدهد.

در همین حال، گزارششده که مقامات ارشد ارتش اسرائیل در بحثهای محرمانه، استدلال میکنند که رهبری سیاسی اسرائیل باید به طور جدی حملات راهبردی به زیرساختهای ملی ایران را در نظر بگیرد.
چین یا اسرائیل؟ کدام موثرتر هستند؟
علی بیگدلی: رد پیشنهاد آمریکا از سوی ایران، بار دیگر منطقه را در برابر این پرسش قرار داده است که آیا خاورمیانه در آستانه دور تازهای از تنش و درگیری قرار دارد یا هنوز روزنهای برای مهار بحران باقی مانده است.
دونالد ترامپ درحالی با فشار بر ایران تلاش میکند پرونده هستهای را به یک دستاورد سیاسی برای خود تبدیل کند که همزمان با چالشهای مهم داخلی نیز مواجه است.
در چنین فضایی، سفر قریبالوقوع ترامپ به چین اهمیت ویژهای پیدا میکند. سفر اخیر سیدعباس عراقچی به پکن نیز این گمانه را تقویت کرده که پرونده ایران احتمالاً یکی از محورهای گفتوگو میان دو قدرت بزرگ خواهد بود.
با این حال خطر اصلی همچنان در احتمال اقدام نظامی اسرائیل نهفته است. تلآویو در ماههای اخیر بارها نشان داده که نسبت به برنامه هستهای ایران رویکردی تهاجمی دارد و از افزایش فشارها استقبال میکند. اما واقعیت این است که اسرائیل بدون حمایت و چراغ سبز آمریکا، وارد یک درگیری گسترده نخواهد شد.
در کنار این تحولات، بازگشت دوباره موضوع ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده به صدر اخبار، نشان میدهد که مسأله هستهای همچنان محور اصلی تنشهاست. ایران تأکید کرده که از مواضع هستهای خود عقبنشینی نخواهد کرد و حاضر نیست این پرونده به برگ برندهای برای ترامپ تبدیل شود.
در این میان، روسیه نیز پیشتر پیشنهاد دریافت اورانیوم را بهعنوان کشور ثالث مطرح کرده بود اما این کشور از نظر غربیها صلاحیت لازم برای ایفای نقش میانجی را ندارد. جنگ اوکراین، تحریمهای گسترده اروپا و کاهش اعتبار بینالمللی مسکو، باعث شده پیشنهاد انتقال اورانیوم ایران به روسیه با تردیدهای جدی روبهرو شود.
اما شاید مهمترین مسألهای که نباید در سایه تحولات خارجی فراموش شود، وضعیت داخلی ایران باشد. تورم افسارگسیخته، افزایش فقر، بیکاری و نارضایتیهای اجتماعی، شرایط دشواری را ایجاد کرده که ادامه آن میتواند پیامدهای عمیقی برای کشور داشته باشد.
واقعیت آن است که نه آمریکا آمادگی یک جنگ پرهزینه دیگر را دارد و نه ایران در شرایطی قرار دارد که بتواند برای مدت طولانی در وضعیت تعلیق «نه جنگ، نه صلح» باقی بماند. از همینرو، هرچند خطر درگیری همچنان وجود دارد اما شاید آخرین فرصتها برای بازگشت به مسیر دیپلماسی نیز هنوز از بین نرفته باشد.
منبع:برترین ها

خلیج فارس: احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت: رد آخرین پیشنهاد ایران از سوی ترامپ ورود به چه مرحلهای است؟
آیا به معنای پایان دیپلماسی و آغاز جنگی دیگر است؟
همانطور که پوتین گفته است، هیچکدام از طرفها علاقهای به آغاز درگیری نظامی ندارند، با این حال، به نظرم سطح تنش مقداری بالا خواهد گرفت.
ترامپ و نتانیاهو به صراحت گفتهاند که هدفشان خارج کردن اورانیوم غنیشده با غلظت ۶۰ درصد از خاک ایران است. ظاهراً مشغول برنامهریزی برای انجام عملیاتی در این جهت هستند. چنین عملیاتی برای نیروهای آنها بسیار پرمخاطره است و به همین دلیل، اعلام علنی چنین هدفی بسیار عجیب مینماید.
آیا با علنی کردن هدفشان در این باره، در صدد فریب و گمراهسازی هستند؟ یا اینکه به موفقیت عملیات خود چنان اطمینان دارند که فاش کردن آن را بیزیان میبینند؟
در کنار آماده شدن برای چنین عملیات احتمالی، تشدید فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک و افزایش عملیات نظامی ایذایی اما محدود و کنترلشده در آبهای منطقه علیه نیروها و اهداف ایرانی نیز به نظرم بخش از برنامهی آمریکاست.
برغم اینها، بعید است مسیر دیپلماسی به کلی مسدود شود. این ماجرا در نهایت باید از طریق دیپلماسی به سرانجامی برسد چون هیچ نوع راهحل نظامی فیصلهدهنده و نهایی برای آن قابل تصور نیست.
نتیجهی مذاکرات ترامپ با همتای چینی خود، فضای ابهامآمیز کنونی را روشنتر خواهد کرد.
خلیج فارس:سال گذشته به هر کس با توجه به شرایط فردی خود با هر میزان تابآوری، سخت گذشت. اما آنها که فرزند کوچک داشتند یا در انتظار به دنیا آمدن فرزند خود بودند، با پیچیدگیها و چالشهای متفاوتی مواجه بودند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از اعتماد؛ سال گذشته به هر کس با توجه به شرایط فردی خود با هر میزان تابآوری، سخت گذشت. اما آنها که فرزند کوچک داشتند یا در انتظار به دنیا آمدن فرزند خود بودند، با پیچیدگیها و چالشهای متفاوتی مواجه بودند. از یک طرف مادران باردار نمیدانستند که یک ساعت دیگر چه خواهد شد و با این شرایط اغلب مجبور به سفر به شهری دیگر و معاینه توسط پزشکی که نمیشناختند، شدند. در حالی که در شرایط عادی یک مادر در انتظار فرزند، به پزشکی که انتخاب کرده و کل ۹ ماه قرار است او را مرتب چک کند و شرایط خود و فرزندش را بسنجد، مراجعه میکند و کمی از پیچیدگیهای زایمان و چالشهای بارداری یک زن را میکاهد. اما مادران بارداری که سال گذشته فرزندشان را به دنیا آوردند یا حالا در ماههای پایانی بارداری در انتظار فرزند هستند، شرایط روحی پیچیدهای دارند. مساله فقط شرایط روانی و تغییرات هورمونی خودشان نیست، وضعیت اقتصادی و افزایش چندبرابری قیمتهای همه اقلامی که یک کودک در بدو تولد به آن نیاز دارد، شرایط کل خانواده را به طور غریبی تحتالشعاع قرار داده است. از قیمت پوشک گرفته تا هزینههای بیمارستان و وسایل نوزاد. از ویتامینهای مادر تا تغذیهای که مدام سبدش آب میرود. پزشکان میگویند برای رشد کافی نوزاد، آجیل و انواع مغزها را بخورید، در حالی که یک کیلو آجیل معمولی فقط چند میلیون تمام میشود. این میان خانوادهها مدام در حال قیچی کردن خرجهایشان هستند تا جگرگوشهشان شرایط بهتری داشته باشد. هرچند هزینههای سرسامآور زایمان و بیمارستان به تنهایی سبب شده است بسیاری از مادران باردار که تا پیش از جنگ، قصد زایمان در بیمارستان خصوصی را داشتند، حالا به دنبال وضع حمل در بیمارستان دولتی باشند. این شرایط، آینده همه اعضای یک خانواده حتی کوچک را هم تحتتاثیر قرار خواهد داد. به طوری که یک مادر باردار تا لحظه نگارش این گزارش اصلا نمیداند که تا چند روز دیگر چه خواهد شد. باز قرار است جنگ شود؟ فرزندش را میتواند با آرامش به دنیا بیاورد؟ بعد از به دنیا آمدن وضعیت چه خواهد شد؟ همه این مسائل به بحرانهای بارداری و فرزندآوری میافزاید؛ به گونهای که برخی از مادران که تازه نوزادشان متولد شده است، میگویند به افسردگی بعد از زایمان، فکر اینکه آیا اصلا واجب بود در این شرایط کودکی را به دنیا بیاوریم هم افزوده شده است. همه اینها هرچند آرام و قرار مادران را گرفته، اما از طرفی هم زنان آنقدر قوی و نیرومند هستند که این شرایط را تاب بیاورند و برای آرامش زندگی خود و خانواده بجنگند و نور امید را حتی در دل تاریکی روشن نگاه دارند.

مریم – مادری که هفت ماهه باردار و شاغل است – درباره تجربه خودش از شرایط پیچیده سال گذشته و گذراندن دو جنگ در یک سال، با توجه به اینکه مجبور به ماندن در تهران بود به «اعتماد» میگوید: «تقریبا از آذر سال گذشته متوجه بارداریام شدم، که ابتدا مصادف شد با حوادث دی ماه، حتی اطرافیان اجازه نمیدادند برای یک کار کوچک به خیابان بروم و خیلی مراقبم بودند. دچار افسردگی شده بودم، از این بابت که اصلا بچهدار شدن تصمیم درستی بود؟ خودم را سرزنش میکردم. حال جسمی و روحی خوبی نداشتم و با این وجود به بعد اقتصادی بچهدار شدن کمتر فکر میکردم. اما از اواخر سال گذشته دیگر کمکم باید یکسری وسایل را خریداری میکردیم که جنگ شد و فشار روانی من تشدید شد و دوباره آن سرزنشها برگشت. حالا امروز به علاوه این فشار روانی که مرتب تشدید شده است، باید کمکم وسایل نوزاد را هم خریداری میکردم. برخی میگفتند تا قبل از سال جدید بخر که به دلیل شرایط جنگی نمیشد و مدام باید جابهجا میشدیم. اوایل فروردین بالاخره تصمیم به خرید گرفتم. در همین بازه زمانی کم از اواسط فروردین تا امروز، قیمتها به شدت افزایش پیدا کرده است، تا جایی که حتی یک سری وسایل ضروری را هم که الزاما برای اوایل تولد شاید واجب نباشد را حذف کردم.»
او با اشاره به اینکه حتی قیمت دو عدد پستانک با کیفیت حدود دو میلیون تومان است، گفت: «من خودم حداقل حدود 20 روز است که مناطق مختلف تهران را میگردم تا ببینم کجا میتوانم وسایلم را با قیمت مناسب خریداری کنم. نه اینکه یکباره و چند صد میلیون تومان هزینه کنم. ولی واقعا همین هم معضل شده و چارهای نیست و فشار میآید. به دلیل اینکه اغلب وسایل نوزاد هم، حداقل اغلب لوازم حمام و شستوشو که نمیتوان آنها را نخرید، سیلیکونی و پلاستیکی است که به دلیل آسیب صنایع پتروشیمی و فولاد در جنگ، قطعا با افزایش قیمت بیشتری در ماههای آینده همراه خواهد بود و اینها مدام بر بار فشار روانی میافزاید.»
هزینههای آزمایشگاه و سونوگرافیهای متعدد هم برای مادرانی که تحت پوشش بیمه نیستند، از سال گذشته افزایش پیدا کرده است. او درباره تجربه خودش گفت: «اواخر فروردین ماه، غربالگری سوم بود و آزمایشی که باید با توجه به اینکه بیمه بودم، حدود 400 هزار تومان میشد، را گفتند باید آزاد پرداخت کنی و یک میلیون و 800 هزار تومان پرداخت کردم. گفتند به دلیل اینکه بیمه تکمیلی قیمتهایش را آپدیت نکرده است، باید آزاد پرداخت کنی. درکنار آن من حدود 6 میلیون تومان هزینه مکملهایی را دادم که تحت پوشش بیمه نیست و مدام باید مصرف کنم. این فشار روحی در کنار مسائل اقتصادی، ترس از آینده را تشدید میکند و این یک مادر را آزار میدهد. در حالی که خود بارداری به اندازه کافی فشار روحی به مادر وارد میکند.»
کابوس قطعی برق و آب با وجود یک نوزاد در خانه
الهام، مادر یک فرزند چهار ماهه هم درباره تجربه خودش از بارداری در جنگ به «اعتماد» میگوید: «آذر سال گذشته فرزندم به دنیا آمد. بارداری مقوله پیچیدهای است. بهخصوص بعد از زایمان دنیای فرد تغییر میکند و وارد یک چاه افسردگی میشوید. بعد از زایمان یکی، دو ماهی زنان نیاز به مراقبت بیشتری دارند. فضای جامعه بعد از اتفاقهای دی ماه در کنار نبود اینترنت، تاریک و سیاه و اندوهبار شد و ما زنانی که تازه زایمان را پشت سر گذاشته بودیم و خودمان هم شرایط پرچالشی داشتیم، با این شرایط جامعه فشار روانی بیشتری را متحمل شدیم. تا آمدیم آن را پشت سربگذاریم، دوباره جنگ شد. یک رعب و وحشت از آینده نامعلوم، قطعی اینترنت و افزایش بیکاری. احساس میکنی ارتباط تو با همه دنیا قطع است. مدام خودت را سرزنش میکنی به عنوان یک زن. یکی از سرزنشهایی که آدم بعد از بچهدار شدن با خودش تکرار میکند این است که چرا نظمی را که داشتم برهم زدم و هم فرزندی را به این دنیا آوردم تا رنجی را به او تحمیل کنم و هم خودم را اذیت کردم. حالا این افکار بیشتر از قبل به سراغت میآید. مدام تصور آدم این میشود که اگر آب نباشد، برق نباشد، چگونه فرزندم را شستوشو بدهم و تمیز کنم و گرم کنم؟ وقتی همه این افکار به سراغ آدم میآید، قاعدتا بر روح و روان آدم هم اثرمیگذارد. هر شب با این کابوس میخوابیدیم که اگر نیروگاهها را بزنند چه میشود یا مثلا من موعد واکسن کودکم است و واکسن باید در یخچال باشد، اگر نتوانم واکسنش را بزنم چه؟ به همه اینها ترس از شرایط اقتصادی را اضافه کنید. من با سختی به دلیل اینکه از قبل زمزمههای جنگ بود، از قبل تا 6 ماه شیرخشک فرزندم را با سختی خریده بودم. کل فامیل از همه داروخانههای سطح شهر و حتی شهرستانها برای ما شیرخشک میگرفتند. قیمت پوشک بچه ناگهان قبل از جنگ افزایش بسیاری پیدا کرد. حالا ما از قبل خریده بودیم. مثلا من دستمال مرطوب زیاد خریده بودم که اگر آب قطع شد استفاده کنم.»
تحمیل شرایط پیچیده روانی و اقتصادی به مادر
اپلیکیشنهایی برای مادران باردار وجود دارد که با پرداخت هزینه و خرید اشتراک میتوانند عضو شوند و در تجربه مادران دیگر سهیم شوند و از زمان تخمکگذاری تا پس از به دنیا آمدن کودک از آن استفاده کنند. با کمک آنها میشود مثلا ساعت خواب کودک را تنظیم کرد، به تغذیه و سلامت روان خود و کودک رسید. در طول این دوره وضعیت جنین را به طور کامل توضیح خواهند داد. برخی از آنها حتی موزیک مناسب برای نوزاد هم دارند. بسیاری از مادران در دوران بارداری خود تجربه استفاده از آنها را دارند.

اما استفاده از این اپلیکیشنها در شرایط پیچیده سال گذشته و قطعیهای چندباره اینترنت، سبب شد مادرانی که دسترسی به اینترنت و در مواقعی حتی به پزشک خود نداشتند، توسط این اپلیکیشن از دیگران کمک بگیرند. خیلی از آنها مجبور به سفر به روستاهای دورافتادهای شده بودند. اگر مشکلی برایشان رخ میداد، دسترسی به پزشک خود نداشتند. خیلی از این زنان که آغاز جنگ مصادف با زمان زایمانشان بود، مجبور شدند بهرغم برنامهریزیها و انتخابهایشان فرزند خود را در بیمارستان و شهری دیگر با پزشکی که شناختی از او و محیطی که با آن آشنایی نداشتند، به دنیا آورند. با توجه به اینکه زایمان خودش شرایط سختی است، تحمیل این شرایط پیچیده به مادر، آن هم در محلی که پشتوانه و حمایت همیشگی ات را نداشته باشی، شرایط را برای او باچالش بیشتری روبهرو خواهد کرد.
کیمیا – مادری که کمتر از 30 سال سن دارد – از تجربه حضور در این اپلیکیشنها در سال گذشته و تغییراتی که با شروع جنگ دوم در نهم اسفندماه رخ داد، به «اعتماد» میگوید: «با خرید یک ساله این اپلیکیشن، با توجه به سن و زمان تقریبی بارداری، افراد را در دستهبندی و زمانبندی که زنان همسن فرد در بارداری هستند، قرار میدهد و در شبکه اجتماعی آن، افرادی با شرایط خودت را مشاهده میکنی. در آبان و آذر سال گذشته، خیلی از مادران به دنبال خرید سیسمونیهای باکیفیت، پزشکان متبحر و بیمارستانهای خصوصی بودند. نهم اسفندماه که جنگ آغاز شد، قرار بود من دوشنبه همان هفته برای ویزیت پزشکم بروم، اما به دلیل اینکه مجبور به نقل مکان شدم و بسیاری از مادران دیگر هم مشابه من مجبور به این تغییر شده بودند، طبق تجربهای که در اپلیکیشن مینوشتند، دسترسی به پزشک خود که سوابقشان نزد آنها بود را نداشتند. خیلی از آنها مجبور به سفر به روستاهای دورافتادهای شده بودند. اگر مشکلی برایشان رخ میداد، دسترسی به پزشک خود نداشتند. در نهایت اینترنت قطع و اپلیکیشن هم تقریبا به مدت یک هفته از دسترس خارج شد. بعد از یک هفته که دوباره فعال شد، باتوجه به اینکه شبکههای اجتماعی و حتی سرچ گوگل هم قطع بود، بسیاری از مادران باردار یا آنها که نوزاد تازه متولد شده داشتند، حتی نمیتوانستند شماره مطبها و بیمارستانها را پیدا کنند. در این اپلیکیشن از هم کمک میگرفتند که مثلا کسی در فلان شهر شماره فلان دکتر را میتواند پیدا کند؟ گاهی ساعتها منتظر میماندند که آیا کسی پاسخ مناسبی میدهد یا نه؟ در این میان برخی هم درگیر خرافات و ترسهای بیش از حد شده بودند که آنجا مطرح میکردند. از طرفی این شبکه برای بسیاری از این زنان تبدیل به یک مونس و همدم شده بود تا در دورانی که اینترنت قطع بود و دسترسیها محدود با کسانی در ارتباط باشند که شرایط مشابهی چون خود دارند و بیشتر وقتشان را آنجا میگذراندند. اما هرچه که گذشت و جنگ ادامه پیدا کرد و بعد از اینکه آتشبس شد و موج تعدیلها و بیکاریها آغاز شد، به وضوح دیده شد که پرسشها در مورد خرید سیسمونی و اینکه کدام بیمارستان خصوصی بهتر است، کمتر شد و بسیاری از کاربرانی که تا پیش از این قصد داشتند در بیمارستان خصوصی زایمان کنند، نظرشان به دلیل افزایش هزینهها تغییر کرد و به بیمارستانهای دولتی رضایت دادند.»
زنانی که از این اپلیکیشنها استفاده میکردند، به خصوص در دوران جنگ، غیر از هراس خود، نگران اثرات صداها و ترس و اضطراب خود بر جنین نیز بودند. اما مساله فقط اثرات روانی نبود. تبعات جنگ سبب افزایش بیکاری و تعدیل نیروهای بسیاری شد. برخی هم که شغل آزاد داشتند یا حتی صاحب مغازه بودند، کاسبیشان از رونق افتاد. همین بر زندگی خانوادههای مختلفی اثر گذاشت. مثلا زنان بارداری که تا پیش از جنگ از مکملهای خارجی استفاده میکردند، به سمت مکملهای تولید داخل و ارزانتر رفتند و در این اپلیکیشنها از دیگران میپرسیدند که مثلا کجا میشود آزمایشها و سونوگرافی را انجام داد که هزینهاش مناسبتر شود و با چه بیمهای کمتر میشود؟ همه به سمت کاهش هزینهها رفتند. در حالی که طبق گفته خود کاربران این افراد در زمان قبل از جنگ حتی هزینههای چندده میلیونی برای سونوگرافی و آزمایشها میکردند. خیلیها با این مساله مواجه شده بودند که وزن جنین آنها بعد از هفته سیام خیلی پایین بود و وقتی به آنها توصیه میشود خوراکیهایی مانند انواع مغزها و کباب را مصرف کنید، واقعا برخی میگفتند که نمیتوانند از پس تامین هزینههای آن برآیند و همه اینها قبل از جنگ وجود نداشت. وضعیت اقتصادی مردم و وضعیت روحی و روانیشان بسیار دستخوش تغییر شده، تا حدی که روی تولد فرزندشان – بهخصوص آنها که فرزند اولشان است – تاثیر بسیاری گذاشته است.
کیمیا درباره شرایط خود، با توجه به اینکه زایمانش احتمالا اواخر خرداد تا اوایل تیرماه باشد، نیز گفت: «من خودم هم مانند این زنان مجبور به کاهش هزینهها شدم و تا امروز به چندین بیمارستان دولتی سر زدم، باز هم میبینم که مراجعه به بیمارستانهای دولتی بیشتر شده. من هم از الان در پی برآورد هزینهها و مشخص کردن وضعیت بارداری خودم هستم.»
برخی از زنان در شرایط بارداری و حتی با وجود داشتن فرزند کوچک، مجبور به خروج از تهران و دوری از همسران خود شده بودند. این مساله دوری از همسر و حضور در خانه اقوام دورتر، در کنار شرایطی که بارداری ایجاد میکند، سبب افزایش بار روانی و تنش برای این زنان شد.
روال معمولی و زندگی روزمره بچهها و والدین به هم خورده است
زهرا، زنی دیگر که مادر سه فرزند است و کودک سومش پنج ماه است که به دنیا آمده و دو فرزند دیگرش 8 و 9 ساله هستند، معتقد است که تجربه بارداریاش در شرایط جنگی به دلیل اینکه فرزند اولش نبوده است، سادهتر از مادرانی بوده که فرزند اولشان را به دنیا آوردند: «وقتی فرزند سومت را به دنیا میآوری، هم تجربه بیشتری داری و هم اینکه دو فرزند بزرگ دیگرم، حضورشان کمک است. بیشتر از مسائل اقتصادی، خود من از جهت روانی آزار دیدم. در زمان جنگ 12 روزه باردار بودم. هرچند تنها 12 روز بود، اما از نظر ذهنی تحت فشار بودم. مرتب فکر میکردم که دوره زایمان چطور میشود و نکند شرایط همچنان سخت باشد و جنگ طولانی شود؟ فکر دو بچه دیگرم هم بود. بعد از شروع جنگ دوم در نهم اسفندماه، باز شرایط سختتر شد. مثلا روزهایی بود که واقعا حوصله سروکله زدن با سه فرزند را نداشتم. از طرف دیگر مدارس آنلاین شده است و بچهها دائم در خانه هستند. قبلا به مدرسه میرفتند. هم من زمانی داشتم برای اینکه به کارهای خودم و خانه برسم و زمانی برای بیرون رفتن داشته باشم، هم بچهها انرژیشان در مدرسه تخلیه میشد و زندگی یک روال معمولی داشت. بعد از اینکه جنگ دوم رخ داد، کلا نظم و روال معمول زندگی نهتنها در خانه ما به هم ریخت که حتی وقتی با مادران دیگر هم صحبت میکنم آنها هم به همین نکته اشاره میکنند. خود من زمان بسیاری طول کشید تا بتوانم خانه را برگردانم به آن نظمی که زمان مدرسه رفتن بچهها بود. بهخصوص با سفرهایی که ناگزیر به آن شدیم، همین سفر اجباری زمانی که طولانی میشد برای خود من سخت بود و دوست داشتم به خانه برگردم. 10 روز ابتدای جنگ دوم که تهران نبودیم، بسیار اذیت شدم. اما بعد از آن کمکم به پذیرش بیشتری رسیدم.»
این زن که دو فرزند دیگر هم دارد، با اشاره به اینکه در زمان دو فرزند قبلی، خرید کردن برای بچهها باحق انتخاب و کیفیت و کمیت بیشتری همراه بود میگوید: «من برای دو فرزند قبلی همه لباسها را از آنلاینشاپها، از ترکیه و انگلیس سفارش میدادم که قیمتهایشان حتی از برخی فروشگاههای داخلی هم ارزانتر بود. هرچند قبل از به دنیا آمدن فرزند سومم، مقداری لباس برایش خریده بودم، اما بازهم در همان مقدار لباس و لوازمی که مورد نیاز بود و باید خریداری میکردم، تفاوتها کاملا مشهود بود. به طوری که الان نمیتوانم جنسی به باکیفیتی زمان آن دو فرزندم بخرم ولی باید چند برابر آن زمان هم هزینه کنم. از طرف دیگر هزینههای سونوگرافی و آزمایشها و بیمارستان چندین برابر شده است. مثلا در مورد پوشکی که برای فرزندم میگیرم، نمیتوانم آنچه زمان آن دو میگرفتم را برای این کودکم تهیه کنم. با کیفیت پایینتر مبلغی چندبرابر را هزینه میکنیم. مساله بعدی هم این است که انتخاب مراکز خریدی که برای خرید وسایل و پوشاک میرویم، نسبت به گذشته تغییر کرده است. امروز بیشتر دنبال این میگردیم که کجا ارزانتر است. البته امروز طوری شده که مثلا اگر قبلا سمت بازار یا عبدلآباد، ارزانتر از مراکز خرید در خیابانها بود، حالا همه کمابیش به یک قیمت هستند و گران شدهاند.»
از نیازهایی که مرتبط با سلامت و رشد کودکان است نمیتوان گذشت
«سیمین کاظمی» جامعهشناس، درباره شرایط جنگی با وجود وضعیت اقتصادی و چالشهایی که جامعه و خانوادههای دارای فرزند با آن مواجه هستند، به «اعتماد» گفت: «واقعیت این است که بحران اقتصادی و جنگ و شرایط جنگی، هر چه میگذرد توان جامعه را برای مقابله با اثرات و پیامدهای منفی آن تحلیل میبرد و بیش از پیش تضعیف میکند. برقرار کردن توازن بین درآمد و مخارج هر روز سختتر میشود و بهخصوص خانوادههایی که فرزند دارند بیشتر در مضیقه قرار گرفتهاند. شرایط جنگی و تورم و گرانی افسارگسیخته، امکان برنامهریزی و محاسبه در زندگی را از شهروندان گرفته و شرایط به گونهای است که نمیتوان حتی برای یک ماه آینده برنامهریزی انجام داد. نیازهای کودکان نیازهایی است که مرتبط با سلامت و رشد کودک است و نمیتوان از آنها گذشت یا صرفهجویی کرد. با این وجود، در حال حاضر تامین این نیازها دشوارتر از قبل شده و مراقبت از فرزند پرهزینهتر و سختتر از هر زمان دیگر.»
او درباره برخی طرحهای حمایتی دولت از کودکان هم گفت: «طرح حمایتی دولت از کودکان مانند طرح «یسنا» که برای حمایت از کودکان و مادران شیرده است یا طرح امنیت غذایی کودکان زیر 5 سال، با افزایش تورم و گرانی عملا کارایی خود را از دست داده و کمک چندانی به خانوادهها و کودکان نمیکند. در حالی که سیاست دولتی تاکنون افزایش جمعیت و تشویق به فرزندآوری بوده، اما بحران اقتصادی و شرایط جنگی دشواری فرزندآوری و مراقبت از کودک را بیش از پیش آشکار و والدین را از حال و آینده فرزندان بیمناکتر کرده است.» موج بیکاری وسیع بعد از جنگ، دامن بسیاری از خانوادهها را گرفته و پیامد بیکاری و فقدان درآمد برای خانوادههایی که فرزند کوچک دارند بیشتر نگرانکننده است. شرایط ناپایدار و محاسبهناپذیر که بعد از جنگ ایجاد شده، نهتنها از نظر اقتصادی بلکه از لحاظ روانی نیز به جامعه آسیب میزند و استرس و فشار بیش از حد را بر والدین وارد میکند، چون آنها مسوولیت مراقبت از فرزندان را به عهده دارند.
این جامعهشناس راهکار را حمایت بیشتر دولت میداند و میگوید: «برای برونرفت از این وضعیت لازم است میزان حمایت دولتی از زنان باردار و کودکان متناسب با شرایط روز افزایش یابد و مهمتر از آن پایان دادن به جنگ و خروج از شرایط جنگی و رسیدن به ثبات اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی است.»
خلیج فارس:ویل والدورف پژوهشگر ارشد مؤسسه امنیتی آمریکا در این مقاله استدلال میکند که جنگ آمریکا و ایران بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک «جنگ بیپایان» شبیه ویتنام، افغانستان و عراق است.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرفوری؛او میگوید اگرچه افزایش قیمت نفت، فشار افکار عمومی آمریکا و مخالفت برخی اعضای کنگره ظاهرا باید واشنگتن را به سمت پایان جنگ سوق دهد، اما تجربه تاریخی نشان میدهد بسیاری از جنگهای طولانی دقیقا در چنین شرایطی ادامه پیدا کردهاند. به باور نویسنده، سه عامل اصلی باعث تبدیل شدن یک درگیری به جنگی فرسایشی و بیپایان میشود: «اراده بالای طرف مقابل»، «از بین رفتن محاسبه هزینه-فایده در طرف آمریکا»، و «نبود محدودیتهای نهادی برای ادامه جنگ». او معتقد است هر سه عامل اکنون در جنگ ایران وجود دارد.
نخستین عامل، «اراده و مقاومت طرف مقابل» است. نویسنده توضیح میدهد که در جنگهای نامتقارن، طرف مقابل معمولا جنگ را مسئله بقا میبیند و همین باعث میشود توان تحمل هزینههای بسیار سنگین را داشته باشد. او نمونههایی تاریخی مانند جنگ بوئرها علیه امپراتوری بریتانیا، مجاهدین افغان علیه شوروی و طالبان علیه آمریکا را مثال میزند. جمهوری اسلامی با وجود بیش از ۱۶ هزار حمله هوایی آمریکا و اسرائیل، همچنان مقاومت کرده، حملات منطقهای گسترده انجام داده و با بستن تنگه هرمز فشار اقتصادی شدیدی بر جهان وارد کرده است. نویسنده میگوید تهران بعد از هر ضربه، عمدا حملات بیشتری انجام داده یا کشتیهای بیشتری توقیف کرده تا نشان دهد عقبنشینی نخواهد کرد. او همچنین تأکید میکند که جمهوری اسلامی خود را «ساختهشده برای مقاومت طولانی» میداند و حتی در حال پیروزی در جنگ است، زیرا مهمترین هدفش بقاست. همین مسئله باعث شده ایران در مذاکرات نیز انعطاف کمی نشان دهد، دوبار مذاکرات را نادیده بگیرد و حتی از اعزام مذاکرهکنندگان به اسلامآباد خودداری کند.
دومین عامل، «از بین رفتن محاسبه منطقی هزینه و فایده در طرف آمریکا» است. والدورف میگوید در جنگهای طولانی، قدرتهای بزرگ بهجای محاسبه واقعبینانه منافع و هزینهها، بیشتر تحت تأثیر مسائلی مانند «اعتبار سیاسی»، «هزینههای قبلا پرداختشده» و «غرور قدرت» قرار میگیرند. او توضیح میدهد که آمریکا در ویتنام برای حفظ اعتبار خود در برابر کمونیسم، با وجود آگاهی از دشوار بودن پیروزی، جنگ را سالها ادامه داد و بیش از ۵۸ هزار سرباز از دست داد. در افغانستان نیز این ذهنیت که «فقط یک سال دیگر لازم است» باعث شد جنگ دو دهه طول بکشد. نویسنده معتقد است ترامپ در گذشته گاهی عملگرایانه رفتار کرده بود؛ برای مثال در سال ۲۰۲۰ توافق خروج از افغانستان را پذیرفت و در یمن نیز زمانی که فهمید شکست حوثیها نیازمند اعزام نیروی زمینی است، حملات را متوقف کرد. اما در مورد ایران، به گفته نویسنده، ترامپ بیشتر تحت تأثیر جاهطلبی تاریخی و غرور قدرت قرار گرفته است. او میخواهد بهعنوان رئیسجمهوری شناخته شود که «مسئله ایران» را حل کرده است. به همین دلیل، حتی پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز بدون توافق هستهای را رد کرد، زیرا آن را «پیروزی کامل» برای خود نمیدانست. نویسنده هشدار میدهد که همین ذهنیت میتواند آمریکا را به سمت تشدید جنگ سوق دهد، زیرا ترامپ باور دارد فشار بیشتر نهایتا ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد.
سومین عامل، «نبود محدودیتهای نهادی برای ادامه جنگ» است. والدورف توضیح میدهد که وقتی رهبران سیاسی با محدودیتهای جدی داخلی روبهرو نباشند، احتمال ادامه جنگ بسیار بیشتر میشود. او مثال میزند که در جنگ ویتنام، قطعنامه خلیج تونکین عملا به لیندون جانسون اختیار کامل جنگ داد و پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز مجوز گسترده استفاده از نیروی نظامی (AUMF) زمینه جنگهای طولانی افغانستان و عملیاتهای نظامی در آفریقا را فراهم کرد. به گفته نویسنده، در ایران ساختار سیاسی و انسجام جناح حاکم باعث شده محدودیت چندانی برای ادامه جنگ وجود نداشته باشد. در آمریکا نیز کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان تاکنون تنها دو جلسه استماع برگزار کرده و اقدام جدی برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ انجام نداده است. حتی قانون اختیارات جنگی نیز عملا تأثیر چندانی نداشته، زیرا کنگره حاضر نشده جلوی جنگ را بگیرد. نویسنده هشدار میدهد که اگر ترامپ بتواند نوعی استراتژی یا روند مذاکره را بهعنوان «برنامه جنگ» ارائه دهد، احتمال زیادی وجود دارد که کنگره در نهایت مجوز رسمی جنگ را صادر کند و درگیری برای سالها ادامه یابد.
خلیج فارس:دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در گفتوگو با شبکه خبری پیبیاس از احتمال دستیابی به توافقی برای پایان جنگ در روزهای آینده خبر داد و در عین حال بر گزینه نظامی در صورت شکست مذاکرات تأکید کرد.
![]()
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، ترامپ در این گفتوگو اظهار کرد: «احتمالا قبل از سفرم به چین در هفته آینده، توافقی برای پایان جنگ حاصل خواهد شد.» او در ادامه افزود: «من معتقدم که شانس بسیار خوبی برای پایان دادن به جنگ وجود دارد، و اگر این جنگ تمام نشود، باید شاهد بازگشت به بمبارانهای ویرانگر باشیم.»
رئیسجمهور آمریکا همچنین با اشاره به جزئیات ادعایی این توافق گفت: «این توافق تصریح میکند که ایران اورانیوم غنیشده با خلوص بالا را به ایالات متحده صادر خواهد کرد.»
او در نهایت افزود: «اگر این توافق نهایی شود، تحریمهای ایران را کاهش خواهیم داد.»
خلیج فارس:روز گذشته کشور امارات مدعی شد که از سوی ایران مورد هدف حمله پهپادی و موشکی قرار گرفته است؛ در پی این خبر هشدارهایی برای شهروندان اماراتی صادر شد که گفته بود: «به مکانهای امن بروید». امروز نیز وزارت دفاع امارات مدعی است: «پدافند هوایی امارات در حال مقابله با حملات موشکی و پهپادی از سمت ایران است.»
![]()
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، وزارت دفاع امارات تاکید میکند که صداهای شنیده شده در مناطق مختلف این کشور، نتیجه مقابله سامانههای پدافند هوایی امارات با موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها است.
حوالی ساعت 18 به وقت ایران، منابع خبری از شنیده شدن صدای چندین انفجار در امارات خبر دادند.
بیانیه وزارت دفاع امارات
خلیج فارس: روزنامه خراسان یادداشت جدیدی درباره احتمال وقوع دوباره جنگ منتشر کرد و نوشت: البته که ضروری است بدانیم تا زمانی که جنگ به صورت کامل و با درنظرگرفتن شروط ایران پایان نیابد، نبرد رمضان تنها قسمت دوم از جنگ ایران و محور آمریکایی- صهیونی است که قسمت اول آن هم در وقوع جنگ ۱۲ روزه نمود یافته بود.

توجه به نکات فوق در فهم دلایل به نتیجه نرسیدن مذاکرات در اسلام آباد بسیار مهم است. بیایید فرض را بر این بگذاریم که اگر ترامپ یک سیاستمدار نرمال بود که میشد به اظهاراتش اعتماد کردکه نیست باز هم حقیقت واقعی و روح حاکم بر مذاکرات ایران و آمریکا را نه صحبت های دوطرف بلکه واقعیت های موجود در کف میدان تعیین می کرد.
الان آمریکایی ها در حال اجرای طرح خصمانه محاصره و دزدی دریایی و افزایش تسلیحات و نیروهای مستقر خود در منطقه هستند. از طرف دیگر ایران هم به سرعت در حال ترمیم آسیب ها و ایجاد آمادگی برای دور بعدی نبرد است و با توجه به تداوم بسته بودن تنگه هرمز فاکتور زمان را هم در طرف خود دارد.
اگر همان طورکه اشاره شد، با عینک رئالیستی به جمیع این موارد بنگریم، مشخص است که حتی مذاکره درباره شروط طرف مقابل برای هیچ کدام از طرفین راضی کننده نیست و تداوم آتش بس صرفا موارد حل نشده متعددی را باقی می گذارد که می توانند در ادامه مجددا باعث وقوع جنگ و درگیری شوند.
در چنین شرایطی پررنگ ترین نتیجه برای هر دوطرف صرفا می تواند از سرگیری نبرد باشد؛ توجه به این نکته از سوی برخی گروه های سیاسی که اکنون در حال ابراز اختلاف سلیقه شان بر سر شیوه پایان دادن به جنگ هستند ضروری است که ما فقط نبرد رمضان را برده ایم و جنگ هنوز در حال ادامه است و می تواند هر لحظه از مرحله توقف خارج شود.
خلیج فارس:عباس عبدی و محسن هاشمی با انتشار پیامهای تازهای درباره جنک و مذاکره با آمریکا پیشنهادات تازهای مطرح کردهاند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از اعتماد؛محسن هاشمی در این پیام نوشته است: باید با زبان دیپلماسی از دو کارت ارزشمند غنی سازی و تنگه هرمز برای خاتمه جنگ و رفع تحریم استفاده کنیم گران شدن نفت به زیان امریکا نیست
باید به مذاکرهکنندگان این اختیار داده شود تا با کارتهای برنده ایران دو دستاورد برجسته طلب کنند. اول اینکه تضامین لازم برای عدم تجاوز از طرف مقابل اخذ شود. یعنی مصالحهای بین همه کشورهای درگیر جنگ در منطقه شکل بگیرد تا تنش پایان یابد.
برای این منظور لازم است که تعهداتی هم از امریکا و کشورهای عربی اخذ شود که خسارات ایران در جنگ تامین شود.

عباس عبدی نیز درباره درخواست خود در اعتماد نوشت:
مساله اصلی و محوری یادداشتهای من از این مقطع به بعد اغلب در چارچوب جنگ و اهمیت و ضرورت پایان دادن به جنگ و مسائل مرتبط با آن است. جنگی که موجودیت کشور را تهدید میکند و باید صاحبان تصمیم به هر قیمتی از آن عبور کنند، عبوری که نیاز و خواست اصلی بخش بزرگی از مردم نیز است.
امروز ایران در وضعیتی جدید قرار گرفته و مسائلی جدید را پیش روی آن قرار داده است. در این میان مساله اصلی در این وضعیت جدید، بقا و نظم و برقراری امنیت و تامین عزتمندانه نیازهای اولیه همه مردم است.
تداوم جنگ تامین این اهداف را از دسترس دورتر میکند. در این وضعیت در عمل قانون به معنای دقیق آن تعلیق میشود و امور کشور صرفا با اتکا به قوانین و نهادها اداره نمیشود. امروز بیش از هر چیز به اراده قدرت حاکمه و تصمیمش برای خروج از این وضعیت نیاز است.
ارادهای که باید بیش از هر چیز معطوف به حفظ ایران و پرهیز از سیاستهایی باشد که موجب آشفتگی بیشتر سیاسی میشود.