خلیج فارس:روابط عمومی شهرداری اردبیل اعلام کرد به دنبال وزش تندباد شدید در شهر اردبیل و به منظور جلوگیری از هرگونه آسیب به این مجسمه، جهت مقاوم سازی به کارگاه منتقل شد. پس از پایان یافتن شرایط جوی نامساعد و تکمیل فرآیند مقاوم سازی، مجسمه در محل اولیه خود مجدداً نصب خواهد شد.
رئیسی
خلیج فارس:چرا بهرغم تایید ستاد کل نیروهای مسلح بر حادثه بودن ماجرای سقوط بالگرد حامل رییس دولت سیزدهم، احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و پدر همسر رییس دولت سابق براساس یک کتاب اسراییلی دوباره فرضیه ترور او را طرح کرده است؟
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از روزنامه اعتماد؛سیما پروانه گهر: اخیرا سیداحمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و همچنین پدر همسر رییسجمهور فقید در کانال ایتای خود مطلبی نوشت که بازتاب وسیعی داشت: وقتی مردم کشور ما دلهایشان بهواسطه مقاومت و ایستادن در مقابل دشمن متوجه رییسجمهور شهید آیتالله رییسی شد، ایشان را متاسفانه با یک حرکت ناجوانمردانه ترور کردند و در کتابی که اخیرا منتشر کردند، جزییات ترور این شهید خدمت را با جزییات توضیح دادند.
امروز نیز مزدوران خود را در مناطقی مانند خراسان جنوبی ـ که کانون محبت و ارادت به آن رییسجمهور شهید بود ـ فرستادند که با توهین و سمپاشی، محبوبیت او را بشکنند. این، همان سیاست دشمن برای شکستن قبله دلهاست. فارغ از نقد علمالهدی مساله مورد توجه تاکید امامجمعه مشهد بر مساله فرضیه ترور رییس دولت سیزدهم است. مستند امام جمعه مشهد درباره ترور رییس فقید دولت سیزدهم نیز یک کتاب است. علمالهدی تاکید میکند که متاسفانه ایشان را با یک حرکت ناجوانمردانه ترور کردند و در کتابی که اخیرا منتشر کردند جزییات آن توضیح داده شده است.
این نخستینبار است که علمالهدی درباره فرضیه ترور ابراهیم رییسی سخن میگوید اما نخستین بار نیست که چنین موضوعی طرح شده است. علاوه بر چهرههای مختلف دولت سیزدهم حتی چند ماه پیش محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور سابق سیدمحمد خاتمی و محمدجواد ظریف نیز همین فرضیه را طرح و تاکید کرد که ترور ابراهیم رییسی کار اسراییل بود و اسراییل با این ترور پیام عملی داد که اگر ایران ادامه بدهد، ما هم ادامه خواهیم داد. علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی نیز در گفتوگو با برنامه ماجرای جنگ نگاه متفاوتی داشت. او در گفتوگو با جواد موگویی درباره ادعاها درباره ترور شهید ابراهیم رییسی گفت: «ستاد کل نیروهای مسلح تا لحظه آخر با توجه به هیاتهای بررسیکننده اعلام کرد که هیچ اتفاقی در داخل پرواز رخ نداده است. پس از جنگ 12 روزه، این سوال قوت گرفت که آیا ترور شهید رییسی میتواند به اسراییل مرتبط باشد؟ باتوجه به توان فنی بررسیکنندگان، هیچ نشانهای از دخالت خارجی در شهادت شهید رییسی مشاهده نشده، اما احتمال دارد این اتفاقات فراتر از توان فنی ما باشد.»
جنگ روایتها بین مخالفان و مدافعان فرضیه ترور
مرداد ۱۴۰۳ محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دولت سیزدهم، اولین کسی بوده که درپی شهادت اسماعیل هنیه، در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار تصویر رییسی و امیرعبداللهیان در کنار قاسم سلیمانی، ابومهدی المهندس و اسماعیل هنیه، تلویحا شهادت رییسجمهور را ترور قلمداد کرد و نوشت: انا من المجرمون منتقمون سنصلی فی القدس ان شاءالله.» اسماعیلی کمی بعد و در پی انتقادات به این توییت از ادعای خود عقبنشینی کرد و نوشت: «همه شهدای این قاب پرچمداران جبهه مقاومت هستند.» بعدها چهرههای نزدیک به دولت از احتمال ترور در قالب ابهام یا تکذیب حرف زدند. ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ بهادری جهرمی در گفتوگو با ایسنا تاکید کرد که «در زمینه این حادثه مرجع رسمی ستاد کل نیروهای مسلح است و همه، همان گزارش ستادکل را مستند قرار میدهیم.» محسن منصوری نیز اردیبهشت ماه سال جاری در مراسم سالگرد حادثه بالگرد، در مورد مشخص شدن دلیل شهادت آیتالله رییسی، افزود: شواهدی دال بر اینکه ترور یا خرابکاری باشد، یافت نشده و اطلاع بیشتری از این موضوع ندارم.
با این وجود چهرههای دیگری از دولت سیزدهم ادعاهایی متفاوت از مسوولان و مدیران این دولت دارند. مرداد ماه سال جاری میثم نیلی، برادر داماد رییسی و مدیرمسوول رجانیوز، با انتشار یادداشتی در فضای مجازی، درخصوص سیدابراهیم رییسی نوشت: امسال زیارت اربعین بسیاری از مردم قدرشناس به نیابت از شهید مظلوم، رییسی عزیز قدم برداشتند. شهیدی که فقط شهید خدمت نبود؛ شهید علی طریق القدس بود؛ شهید دفاع از خاک وطن بود؛ شهید مبارزه با اسراییل بود؛ شهید مبارزه با فساد بود؛ شهید مقاومت بود و شهید ترور… آذر ماه سال گذشته اظهارات حمید رسایی و کامران غضنفری دو نماینده مجلس دوازدهم با واکنشهای گستردهای همراه شد.
حمید رسایی در دو گفتوگوی متفاوت تاکید کرده بود که ردپای اسراییل در پرونده حادثه هلیکوپتر رییسجمهور قابل انکار نیست. او ابتدا تاکید کرد که «اتهامات نسبت به مسوولان جمهوری آذربایجان در مورد شهادت آقای رییسی هنوز رفع نشده است» و بعد از آن نیز گفت که «باید یک مانعی در داخل ایران ایجاد میشد تا آن اتفاق منطقه بتواند یکییکی پیشروی کند. این اتفاق نادر حذف یک رییسجمهور مکتبی و انقلابی بود.» کامران غضنفری گوی تایید و ترویج این فرضیه را از رسایی ربود و مدعی شد که «ابراهیم رییسی در همکاری بین امریکا اسراییل و جمهوری آذربایجان به شهادت رسیده است، اما مصلحت نمیدانند اعلام کنند. او در ادامه به طعنه گفته که فوت سید ابراهیم رییسی را به یک توده ابر نسبت میدهند، عجب ابر متراکم هوشمندی!» اظهارات این دو نماینده باعث واکنشهای مختلفی از جانب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، ستاد کل نیروهای مسلم و معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا شد.
رسول سنایی راد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا در روزنامه جوان مطلبی نوشت و به شدت از طرح این فرضیه انتقاد کرد. سنایی راد سوم بهمن سال ۱۴۰۳ در مطلب چاپ شده در روزنامه جوان ضمن رد هرگونه شواهد و مستنداتی درباره صحت این ادعا میگوید که «تاسفبارتر اینکه بعضی از این کنشگران ادعای انقلابیگری داشته و از موضع تبیینگری و روشنگری به شبههآفرینی و تشکیک پیرامون چگونگی حادثه و رد روایت ارائه شده ازسوی دستگاههای رسمی میپردازند. عدم اعلام آن ازسوی دستگاههای رسمی و مسوول را نوعی مصلحتاندیشی معرفی و شوربختانهتر آنکه برخی دیگر هم آن را نشانه ترس و محافظهکاری این مراجع برای بیان واقعیت در پیوند با پیامدهای آن میدانند.» معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا صراحتا کسانی که فرماندهان نیروهای مسلح را متهم به ترس، محافظهکاری و بیعملی در برابر دشمن میکند، «خادمان به رژیم صهیونیستی» توصیف و تاکید کرد که این ادعا «همان طرح دشمن برای القای ضعف نظام بوده» و این افراد «با ادعای انقلابیگری، التهابآفرینی را به درون خانواده ارزشی و هسته سخت مدافع نظام میکشانند.»
چند روز بعد هم ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی در دیدار با مردم استان بوشهر درباره حاشیههای ایجاد شده درباره سقوط بالگرد شهید رییسی گفت: «موضوع اینطور نبوده که عامل خارجی اقدام به ترور کرده باشد.» رضایی تصریح کرد: «ما به بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح رسیدیم و تا جایی هم که بنده سوار هلیکوپتر شدم، قبلا یک بار هدایت آن نوع هلیکوپترها بدون جیپیاس، بدون وسایل موقعیتیاب هست و اصطلاحا آنالوگ که سیستمهای آن به دلیل امنیت بیشتر اینگونه است. بنده گزارشی ندیدم و نشنیدم که آیپد در آن هلیکوپتر استفاده شده باشد درحال حاضر این موضوع که گفتند تحقیق مجدد میشود و این را باید دنبال کرد.»
بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح چه گزارش داد
مهمتر از همه، اما بیانیه ستادکل نیروهای مسلح درباره اظهارات غضنفری و رسایی بود. مرکز ارتباطات ستاد کل نیروهای مسلح در این مقطع بیانیهای صادر کرد و ادعاهای افراد و اشخاص درباره چگونگی و علت شهادت سید ابراهیم رییسی را مطالبی «با فاصله از حقیقت» خواند و تاکید کرد که به نظر میرسد این اظهارات «ناشی از ناآگاهی و بیاطلاعی یا با اغراض خاص میباشد.»
در بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح همچنین تاکید شده بود که «به استناد ۳ گزارش رسمی ستاد کل نیروهای مسلح – به عنوان مرجع رسمی و قانونی رسیدگی به این سانحه – که حاصل صدها نفر ساعت کار کارشناسی دقیق و تحقیقات فنی و میدانی در سطح ملی و محلی بوده، علت بروز سانحه برای بالگرد حامل آیتالله رییسی و همراهان ایشان که به شهادت آنها منجر شد، صرفا «شرایط پیچیده جوی و جغرافیایی منطقه» بوده که در گزارش نهایی این ستاد تصریح شده است و هیچ یک از گمانهزنیها ازجمله: نقص فنی، خرابکاری، ترور، انفجار، جنگ الکترونیک و… به اثبات نرسید.» با این حال حتی این بیانیه و تاکید ستاد کل نیروهای مسلح بر لزوم برخورد دستگاه قضایی با این قبیل اظهارات هم باعث نشد تا این فرضیه متوقف شود.
۲۵ آذر ماه روزنامه اعتماد گزارش داد که مقرر شده تا نامهای ازسوی نهادهای مسوول و ستاد کل نیروهای مسلح به کمیسیون نظارت بر رفتار نمایندگان ارسال شود تا درباره اظهارات نماینده تهران، اقدامات قانونی صورت بگیرد. ساعتی بعد کامران غضنفری در گفتوگو با خبرآنلاین از اساس منکر موضوع شد و گفت که نه از هیات نظارت و نه از ستاد کل نیروهای مسلح درباره اظهاراتش نامهای به او و مجلس نرسیده است. او باز هم از ادعای خود در مورد ترور رییسی کوتاه نیامد اما اینبار توضیحات درباره این موضوع را به «بعد» موکول کرد. غضنفری، شاید پیگیرترین چهره در طرح این ادعا باشد. علیرغم این بازتاب و واکنشها او تیر ماه سال جاری هم مجددا مدعی شد «الهام علیاف چند روز قبل از شهادت آیتالله رییسی با یک خاخام اسراییلی ملاقات کرده بود.
چندی بعد از سرنگونی بالگرد آیتالله رییسی، طبق یک گزارش اطلاعاتی پنتاگون، سقوط بالگرد رییسجمهور نتیجه طراحی و همکاری مشترک اسراییل، انگلیس و دولت آذربایجان بوده است. مدتی بعد بنگیور، از اعضای کابینه نتانیاهو نیز طی اعترافی میگوید: با کشتن یک رییسجمهور ایرانی بزرگترین پشتیبان محور مقاومت را از سر راه برداشتیم. یعنی اعتراف میکند شهادت آیتالله رییسی کار رژیم صهیونیستی بوده است.» سومین چهره حلقه پایداریها و یاران سعید جلیلی که البته نوظهورتر از کامران غضنفری و حمید رسایی است، به صراحت مدعی ترور رییسی توسط اسراییل شده است.
محمد منان رییسی، نماینده قم در مجلس دوازدهم در مرداد ماه سال قبل و در آستانه شروع به کار دولت مسعود پزشکیان در کانال خود در شبکه اجتماعی ایتا نوشت که شهادت ابراهیم رییسی کاملا مشکوک است. دو ماه بعد در مراسم تشییع سردار نیلفروشان که در لبنان توسط اسراییل ترور شده بود، تصویر ابراهیم رییسی و حسین امیرعبداللهیان در میان بنرهای شهدای مقاومت قرار گرفت. موضوع ترور رییسی بعضا از دایره مدافعان او و دولتش نیز فراتر رفته است. اخیرا یکی از اعضای شورای شهر رشت از اسراییل خواست تا «پزشکیان را هم ترور کند.» تیر ماه سال جاری رضا عاشری، عضو شورای شهر رشت، در اقدامی عجیب، با انتشار یک استوری در اینستاگرام، از اسراییل، درخواست کرده است برای ترور مسعود پزشکیان، رییسجمهور اقدام کند.
اشاره عاشری به سانحه بالگرد ابراهیم رییسی بوده و معتقد بود آن حادثه کار اسراییل بوده است. دی ماه سال ۱۴۰۳ سیدمجتبی موسوی برادر شهید موسوی سرتیم حفاظت سیدابراهیم رییسی، در گفتوگویی که از او در فضای مجازی منتشر شد روایت را از سفر مرحوم رییسی به آذربایجان در روز آخر حیاتش ذکر کرد. او در این فیلم گفته است که «آقا سیدمهدی (سرتیم حفاظت رییسجمهور) از سفرهای سرزده شهید رییسی به مناطق و محلههای تهران استقبال میکرد و در خصوص سفر به مرز آذربایجان نگرانی داشت. او یک روز قبل از سفر به من گفت، فردا چطور حاج آقا را ببرم مرز ایران و آذربایجان؟ اسراییل در خاک آذربایجان پایگاه دارد. دغدغهمندی شهید موسوی این بود که فرآیند چک و خنثی انجام نشده و مکان بسیار ناایمن است، زیرا محل بازدید نقطه صفر مرزی بود.»
در بخش دیگری از این گفتوگو او با تاکید بر اینکه شهید موسوی مخالف سفر رییسجمهور به نقطه صفر مرزی بود، گفت: «آقا سیدمهدی نیم ساعت تمام با اسماعیلی رییس دفتر رییسجمهور صحبت کرد تا بتواند سفر را کنسل کند، اما این اتفاق نیفتاد. شهید موسوی مکتوب به فرمانده سپاه نامه نوشت که سپاه حفاظت مخالف این سفر است، اما حسب وظیفه ذاتی خود رییسجمهور را همراهی میکند.» موسوی اگرچه مستقیما فرضیه ترور رییسی توسط اسراییل را مطرح کرد، اما با تصویری که از فضای امنیتی و حفاظتی این سفر ترسیم کرده تلویحا این فرضیه را قابل بررسی نشان میدهد. مرداد سال گذشته خبرگزاری فارس نوشت که یک منبع آگاه امنیتی درباره پرونده سقوط بالگرد رییس دولت گفته است که پرونده سقوط هلیکوپتر آیتالله رییسی به صورت کامل در نهادهای نظارتی و امنیتی تکمیل و برآوردهای نهایی درباره علت سقوط حاکی از آن است که گروه پروازی و مسوولان امر به جزو ۲ مورد تمام پروتکلهای لازم برای تشریفات و امنیت رییسجمهور را رعایت کردهاند. بنا بر پروتکلهای استاندارد امنیتی در سفر رییسجمهور، از دو نوع هلیکوپتر استفاده شده و براساس تدابیر امنیتی از پیش تعیین شده بالگردها دارای جیپیاس نبودند. بنابر گفته وی، همچنین این بالگردها به جهت اینکه عمده سامانههایشان از نوع مکانیکی بوده اساسا امکان خرابکاری از نوع جمر و هک سامانههای الکترونیکی نیز منتفی است. از طرفی مبتنی بر روندهای امنیتی در مسیر رفت و برگشت لیدرهای پروازی مطابق پروتکلهای از پیش تعیین شده تغییر کردهاند.
وی درباره بررسیهای به عمل آمده درخصوص احتمال وجود عوامل شیمیایی نیز گفت: در بررسیهای انجام شده هیچ نشانهای از عوامل شیمیایی و مواد آسیبزا نیز یافت نشده است. این منبع امنیتی همچنین درباره بررسی عوامل انسانی نیز گفت: حدود ۳۰ هزار نفر پس از این حادثه مورد آنالیز امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفتهاند و نتایج این بررسیها نیز حاکی از عدم وجود عامل انسانی بوده و هیچ عامل مشکوکی شناسایی نشده است. هواشناسی یک شب قبل شرایط پروازی لازم را به تیمهای پروازی اعلام کرده بود و تیمهای پروازی باید قبل از ساعت ۱۳ پرواز را انجام میدادند. این منبع آگاه درباره دو عامل شناسایی شده نیز گفت: هنگام شروع پرواز تاخیری که به سبب دیدارهای رییسجمهور پیش آمده وضعیت هوایی را نامطلوب کرد و از طرف دیگر وزن بالای بالگرد در فشار هوایی آن منطقه عامل مهمی در عدم توانایی خلبان برای کنترل بالگرد بوده است. در این زمینه بررسیها حاکی است بالگرد حامل شهید رییسی دو نفر بیش از پروتکلهای امنیتی را حامل بوده و زمانی که خلبان توده مه را مشاهده کرده و خواسته بالگرد را در ارتفاع پروازی مناسب تنظیم کند قدرت بالگرد کشش کافی را برای این اقدام نداشته و در محدودیت دید حاصل از مه برخورد با کوه حادث شده است. درنهایت این منبع آگاه تاکید کرده بود که نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بررسیهای دقیق خود را تکمیل کردهاند و اطمینان قطعی وجود دارد آنچه اتفاق افتاده یک حادثه بوده است.
علمالهدی درباره چه کتابی سخن میگوید
کتاب «رایحه مرگ» به نوشته «اسحاق گلدشتین» چهره اسراییلی که بهتازگی منتشر شده، روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران از سقوط بالگرد حامل ابراهیم رییسی و همراهانش در استان آذربایجان شرقی را زیر سوال میبرد. این نویسنده اسراییلی مدعی شده که «در راهروهای ساکت مقر موساد در تلآویو» محاسبهای متفاوت در جریان بوده و مرگ رییسی حامل «ردپاهایی ظریف از یک اقدام فعال» بوده است؛ عملیاتی که بهگونهای طراحی شده تا به شکل سانحهای طبیعی یا بدشانسی محض جلوه کند. در روزهای اخیر، این کتاب به قلم فردی با نام اسحاق گلدشتین منتشر شده است؛ نویسندهای که نه سابقه دانشگاهی شناخته شدهای دارد و نه پیشینهای معتبر در حوزه مطالعات امنیتی یا اطلاعاتی. گلدشتین مدعی است که در این اثر نشان داده چگونه سازمان اطلاعات و عملیات ویژه اسراییل (موساد) سالها پیش از حمله مستقیم اسراییل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، عملیات خود را در داخل ایران آغاز کرده و عملا زمینهساز آن حمله شده است. رویداد24 در گزارشی در این باره نوشته است که جنجالیترین ادعای کتاب در همان فصل نخست مطرح میشود؛ فصلی با عنوان «آبشاری از تصادفها در ارتفاعات ایران». نویسنده مدعی است روایت رسمی ایران از سقوط بالگرد ابراهیم رییسی و همراهانش در آذربایجان شرقی نادرست است. ادعایی که هر چند در یک سال و نیم گذشته به اشکال مختلف ازسوی برخی نزدیکان رییسجمهور فقید مطرح شده، اما بنا به تصریح مقامات ارشد نظامی، هرگز اثبات نشده است. کتاب میگوید روایت رسمی، روایتی از یک حادثه تراژیک است: خدمهای باتجربه، یک بالگرد سالخورده، اما قابلاستفاده، و خشم ناگهانی و بیامان طبیعت که دست به دست هم دادند تا ضربهای فاجعهبار به جمهوری اسلامی وارد شود. اما کتاب مدعی است که «در راهروهای ساکت مقر موساد در تلآویو» محاسبهای متفاوت جریان داشته است. بهزعم نویسنده، مرگ رییسی حامل «ردپاهایی ظریف از یک اقدام فعال» بوده؛ عملیاتی که عمدا طوری طراحی شده تا به شکل یک سانحه طبیعی یا بدشانسی محض جلوه کند. نویسنده در عین حال اعتراف میکند هیچ مدرکی برای نقض روایت رسمی وجود ندارد، اما میگوید الگوها، زمانبندی و زمینه حادثه برای برخی تحلیلگران «پرسشبرانگیز» است. او پا را فراتر میگذارد و سقوط بالگرد را بخشی از «هنر عملیاتی ترور» مینامد؛ هنری که به جای ضربه مستقیم، «آبشاری از تصادفها» را مهندسی میکند تا نیروهای طبیعی به جلاد ناآگاه بدل شوند. درنهایت، گلدشتین میکوشد نتیجه بگیرد که عملیات موساد در ایران- اگر هم رخ داده باشد- به مثابه انداختن «مرواریدی بینقص در خمرهای از اسید» بوده است؛ تصویری شاعرانه برای ادعایی که بیش از آنکه بر سند و مدرک استوار باشد، بر تخیل امنیتی تکیه دارد.
براساس اعلام رسمی عالیترین مرجع نظامی و قضایی کشور، یعنی ستاد کل نیروهای مسلح، تاکنون هیچ سند یا مدرک معتبری که دلالت بر وقوع اقدام خرابکارانه یا ترور در حادثه سقوط بالگرد رییسجمهور داشته باشد، به دست نیامده است. این موضعگیری رسمی، چارچوب اصلی روایت نهادهای مسوول را مشخص میکند و مبنای تحلیلهای حقوقی و امنیتی موجود قرار گرفته است. با این حال، همزمان با انتشار این جمعبندی رسمی، گمانهزنیها و روایتهای غیررسمی در برخی رسانهها و محافل تحلیلی، به ویژه در خارج از کشور، همچنان ادامه دارد.
خلیج فارس:احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد، روز جمعه در خطبههای نماز جمعه با استناد به کتابی با عنوان «رایحه مرگ» که به تازگی منتشر شده است، مدعی شد که سانحه سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی، عملیات موساد برای ترور او بوده است. آیا این ادعا که خلاف روایت رسمی است، حقیقت ماجراست؟
به گزارش «خلیج فارس» به نقل از فرارو، اخیرا کتابی با نام «رایحه مرگ» منتشر شده که مدعی است به جزئیات فنی، اطلاعاتی و اجرایی عملیات موساد در ایران، از جمله جنگ ۱۲ روزه پرداخته است.
بنابر اطلاعات موجود در «گوگل بوکس» (Google Books) و «آمازون» (Amazon) نویسنده این کتاب اسحاق گلداشتاین و ناشر آن «خصوصی» معرفی شده است.
تاریخ انتشار این کتاب در آمازون اول دسامبر سال جاری ذکر شده است. اما نکته عجیب این است که اطلاعات زندگینامه به اشتباه منتشر شده و نام سیمون بکت، نویسنده رمانی با نام مشابه «رایحه مرگ» آمده است و اطلاعات بیشتری از اسحاق گلداشتاین در دسترس نیست.
احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد و پدر همسر ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری سابق ایران، روز جمعه در خطبه دوم نماز جمعه مشهد گفت: «[ابراهیم رئیسی] را متاسفانه با یک حرکت ناجوانمردانه ترور کردند و در کتابی که اخیرا منتشر کردند، جزئیات ترور او را توضیح دادند.»
کانال آقای علمالهدی در پیامرسان «ایتا» با بازنشر سخنان او تصویر کتاب «رایحه مرگ» را منتشر کرد.
اگرچه روایت رسمی جمهوری اسلامی ایران از سانحه سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی، این است که این سقوط صرفا حادثه بوده و در شرایط بد جوی اتفاق افتاده است، این نخستین بار نیست که یکی از مقامات جمهوری اسلامی ایران آن را «عملیات ترور موساد» میخواند.
کمی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبهای گفت که ابراهیم رئیسی توسط اسرائیل ترور شده است. آقای صدر گفت: «لحظهای که آقای رئیسی را زدند، اگرچه تئوریهای مختلفی وجود داشت، من از همان لحظه اول گفتم که این کار اسرائیل بود و دارد زمینهسازی میکند.»
او درباره علت این ادعای خود گفت که از طریق ارتباطاتی که با حزبالله دارد، میداند که حزبالله و اسرائیل از روشی به نام «ارسال پیام در صحنه عمل» استفاده میکنند. او افزود: «یعنی یک عملیات انجام میدادند که میفهمیدند طرف مقابل از این عملیات چه برداشتی میکند، در نتیجه پیام منتقل شده بود.»
آقای صدر گفت: «من روزی که آقای رئیسی را زدند، گفتم که این کار اسرائیل بود و دارد پیام میدهد.»
او افزود که سندی بر این ادعای خود ندارد و «تحلیلی» این موضوع را مطرح میکند.
«رایحه مرگ» چه میگوید؟
فصل نخست کتاب «رایحه مرگ» به سانحه سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی اختصاص دارد.
در بخشی از آن آمده است: «[بهرغم روایت رسمی] در راهروهای خاموش موساد محاسبهای دیگر در حال انجام بود. مرگ یک رئیسجمهوری مستقر هرگز اتفاقی ساده نیست و مرگ ابراهیم رئیسی ردپای ظریف و تقریبا نامحسوس اقدام فعالانهای که استادانه اجرا شده است را با خود داشت. عملیات طوری طراحی شده بود که به عنوان خواست خدا یا بدشانسی جلوه کند.»
بنابر این کتاب، موساد میدانست که آقای رئیسی اغلب با وجود هوای نامساعد بر پروازها اصرار داشته و به پروتکلها بیاعتنایی میکرده است.
در این کتاب آمده است: «مساله کلیدی یافتن تلاقی روال عادی، دارایی شکننده و آبوهوای نامساعد بود. سفر آقای رئیسی به مرز ایران و آذربایجان برای افتتاح سد چنین فرصتی را فراهم کرد. پرواز برگشت بر فراز منطقهای ناهموار و مرتفع بود که به تغییرات سریع آبوهوایی معروف بود. این شرایط زمینه بینظیری برای عملیات بود.»
عملیات چگونه انجام شد؟
به گفته این کتاب، خرابکاری مستقیم روی هلیکوپتر «راهبرد پرخطر و با احتمال کم موفقیت» بود. زیرا هلیکوپتر حفاظت میشد و هرگونه دستکاری فیزیکی که ردی بر جا میگذاشت، حکم اعلان جنگ را داشت و میتوانست تلافی فوری را در پی داشته باشد. به گفته کتاب، روش احتمالی طوری طراحی میشد که رد پزشکی قانونی برجای نگذارد.
نکته قابل توجه این است که کتاب از هیچ کدام از موضوعات با قطعیت صحبت نمیکند و مدام از روشهای «احتمالی» سخن میگوید.
به گفته کتاب، دو احتمال اصلی درباره شیوه عملیات موساد وجود دارد. یکی این که «یک بازیگر دولتی بسیار پیشرفته میتوانست دستکاری نرمافزاری یا نفوذ به زنجیره نگهداری و تامین، دادههای ناوبری را به شکل نامحسوس دچار اختلال کند. این اختلال در شرایط دید محدود، خطر «گم کردن وضعیت فضایی» را بالا میبرد و میتواند به برخورد کنترل شده با زمین (CFIT) منجر شود. »
احتمال دوم این که «با اتکا به جنگ الکترونیک، سامانههای موقعیتیابی و ارتباطی هلیکوپتر به گونهای هدف گرفته شوند که خدمه، در مه تصویری نادرست از موقعیت خود دریافت کنند و هم زمان ارتباط موثر با کنترل زمینی مختل شود. نتیجه این امر انزوا و سردرگمی در شرایط اضطراری است.»
روش نخست؛ ایجاد اختلال در سیستم هلیکوپتر
به گفته کتاب، هلیکوپترهای «بل ۲۱۲» که همان هلیکوپتر آقای رئیسی بود، به مجموعهای از سیستمهای الکترونیکی ناوبری هوایی و حسگرها متکی هستند و یک عامل دولتی میتوانست با طراحی یک بدافزار که از قبل به سیستم نفوذ کند و آن را تا زمان عملیات در حالت غیرفعال نگه دارد.
عملکرد این بدافزار نامحسوس است و موتورها را ناگهان خاموش نمیکند، بلکه در دادههای حسگرهای حیاتی به صورت «خاموش» اختلال ایجاد میکند. یعنی ارتفاعسنج خلبان، که برای ناوبری در دید کم بسیار مهم است، میتواند دادههای نادرستی را دریافت کند و هلیکوپتر را صد متر بالاتر از آنچه واقعا بود نشان دهد. نشانگر افق مصنوعی، که جهت هلیکوپتر را نسبت به زمین را نشان میدهد، میتواند به آرامی چند درجه منحرف شود.
در این شرایط، اگرچه روی نشانگرهای هلیکوپتر همهچیز عادی است، اما در واقعیت اوضاع شکل دیگری اتفاق میافتد.
در کتاب آمده است: «یک خلبان ماهر در هوای صاف ممکن است متوجه این اشتباهات شود و آن را اصلاح کند، اما در هوای مهآلود منطقه، اطلاعات متناقض حسگرها سردرگمی مکانی فاجعهباری ایجاد میکند و خلبانان، با اعتماد به ابزارهای معیوب خود، هلیکوپتر را مستقیما به سمت عوارض زمین پرواز میدهند.»
روش دوم؛ جنگ الکترونیک
به گفته این کتاب، در این روش، یک واحد عملیاتی موساد در مکانی مخفی در آذربایجان یا از طریق پهپادی بر فراز دریای خزر میتوانست یک سامانه جعل سیگنال جیپیاس (GPS) در فاصله عملیاتی مستقر کند. این فناوری سیگنال را مختل نمیکند، بلکه آن را جعل میکند. این سامانه با پخش سیگنال جیپیاس قویتر و جعلی بر سیگنال واقعی دریافتی هلیکوپتر غلبه میکرد و به تدریج باعث انحراف از مسیر میشد.
همزمان، یک الکترونیکی تهاجمیتر میتوانست سیستمهای ارتباطی هلیکوپتر را هدف قرار دهد. با مختل کردن فرکانسهای خاص مورد استفاده برای تماس رادیویی با کنترل زمینی، ماموران ضمن منزوی کردن هلیکوپتر اطمینان حاصل میکردند که هیچگونه تماسی از سوی خلبانان دریافت نشود.
در این صورت، خلبانان در مه گم میشدند. سامانههای ناوبر هلیکوپتر نادرست عمل میکرد و وسایل ارتباطی نیز از کار افتاده بود. درنتیجه آنها کاملا تنها بودند و سرنوشتشان رقم میخورد.
عنصر نهایی؛ آبوهوا
به گفته کتاب، عنصر نهایی این عملیات محیط بود. بخش هواشناسی موساد میتوانست پیشبینی دقیقی از مسیر و بازه زمانی ارائه دهد و وضعیت مهآلود را پیشبینی کند. سپس دستکاری سایبری یا الکترونیک میتوانست طوری زمانبندی شود که در این پرواز عمل کند.
در این کتاب آمده است: «بلافاصله پس از سانحه، کار موساد نه پذیرش مسئولیت، بلکه تقویت روایت سانحه بود. اشارههای ظریفی از طریق کانالهای اطلاعاتی و رسانههای همسو میتوانست پخش شود؛ گزارشهایی درباره سن ناوگان هلیکوپتری، کمبود قطعات یدکی به دلیل تحریمها، تردید خلبان برای پرواز و خطرهای ناشی از وضعیت آبوهوای منطقه. عملیات طوری طراحی شده بود که خود را پنهان کند.»
به گفته این کتاب، در این شرایط تمام تحقیقات انجامشده از سوی ایران ناگزیر به شواهدی از نگهداری ضعیف از هلیکوپترها و وضعیت بد آبوهوایی میرسید، زیرا اینها تنها عناصر واقعی بودند. اما لایههای پنهان دستکاری دیجیتال یا الکترونیک تقریبا از همه پنهان میماند. کسانی هم که به آن تردید داشتند، هیچگاه نمیتوانستند با قطعیت از آن صحبت کنند.
دولت پزشکیان نتوانست اشتباه دولت رئیسی در جذب اتباع افغانستانی را جبران کند
خلیج فارس:روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود آورده است: معاون امنیتی فرماندار تهران گفت: روند طرد اتباع غیرمجاز در تهران، کُند شده است. وی که در جلسه ساماندهی امور اتباع خارجی شهرستان تهران سخن میگفت، علاوه بر این، سه نکته دیگر هم مطرح کرد که هر سه قابل تأمل هستند.
اول اینکه «اکنون در بعضی نقاط شهر، کلونیهائی از تجمع این افراد شکل گرفته، بنابراین لازم است پلیس مهاجرت و گذرنامه خارجیان با تمرکز ویژه این نقاط را شناسائی کرده و اجرای قانون و طرحهای دستگیری و طرد را با سرعت و جدیت دنبال کنند».
دوم اینکه «کارفرمایان و مسئولان اجرائی باید به نرخ بیکاری در شهرستان تهران و ضرورت اشتغال کارگران ایرانی توجه ویژه داشته باشند».
و سومین نکته که دارای اهمیت زیادی است اینکه طبق اطلاعات ارائه شده توسط معاون امنیتی فرمانداری تهران، بازگشت غیرمجاز اتباع طرد شده موجب نگرانی شده و این امر به دلیل ضعف در کنترل مرزها صورت گرفته است.
این نکات به روشنی نشان میدهند برنامه اخراج اتباع غیرمجاز که منظور افغانستانیهائی هستند که در دولت سیزدهم براساس طرح بسیار زیانبار و خطرناکی که در آن دولت اجرا شد وارد ایران شده و در سراسر کشور به صورت کاملاً بیضابطه مشغول فعالیتهای دلخواه خود شدند و بخش مهمی از امکانات معیشتی، آموزشی، خدماتی، انرژی و اشتغال کشور را به خود اختصاص دادند، خنثی شده است.
مهمتر اینکه تعدادی از آنها مرتکب اقدامات خلاف امنیتی شدند بطوری که در جریان جنگ تحمیلی ۱۲روزه رژیم صهیونیستی بر کشورمان مشخص شد عدهای از این افراد به عنوان مزدوران این رژیم درصدد ضربه زدن به موجودیت ایران برآمدند و به مثابه عوامل دشمن عمل کردند. متأسفانه هشدارهای چهارساله افراد، رسانهها و حتی بعضی فعالان سیاسی درباره خطر ورود بیمهار و سیلآسای اتباع افغانستانی به کشور مورد توجه مسئولین دولتی قرار نگرفت و عدهای حتی درصدد تطهیر طالبان و حمایت از صدور هزاران ویزا در هر روز برای این افراد برآمدند و رسانه ملی را هم به ابزاری برای توجیه این برنامه خلاف مصلحت و خلاف امنیت کشور تبدیل کردند.
واقعیتهای تلخی که در جریان جنگ تحمیلی ۱۲روزه مشاهده شد، مسئولان امنیتی را بر آن داشت که برنامهای برای اخراج اتباع افغانستانی غیرمجاز به اجرا درآورند و تا مدت کوتاهی این برنامه اجرا شد ولی همانطور که در گزارش معاون امنیتی فرمانداری تهران آمده، در حال حاضر این روند کُند شده و تأسفبارتر اینکه روند بازگشت اتباع بار دیگر شروع شده است. با توجه به گزارشهائی که از شتاب گرفتن بازگشت این افراد میرسد، متأسفانه برنامه اخراج اتباع غیرمجاز بیاثر شده و کشور بار دیگر در حال تبدیل شدن به محل تاخت و تاز اتباع غیرمجاز افغانستانی است.
مردم ایران، دهها سال از پناهندگان افغانستانی پذیرائی و با احترام با آنها رفتار کردند و این فرهنگ را هماکنون هم دارند ولی آنچه در سالهای اخیر اتفاق افتاده نه مهاجرت است و نه پناهندگی بلکه یک تهاجم است. عرف بینالملل اینست که پذیرش اتباع خارجی از مجموع کشورهای مختلف فقط تا ۳ درصد جمعیت خود کشور میتواند باشد.
براین اساس در ایران که حدود ۹۰ میلیون جمعیت دارد، مجموع اتباع خارجی میتواند به رقم ۰۰۰/۷۰۰/۲ نفر برسد که سهم اتباع افغانستانی از این رقم نباید به چند صد هزار نفر برسد در حالی که به بالای ۱۰ میلیون نفر یعنی بیش از ۱۲ درصد جمعیت ایران رسیده است!
در مورد نیروی کار خارجی قانون وجود دارد. نیروی کار خارجی باید به میزان مشخص و برای زمان مشخص و با چارچوبی که کشور میزبان مشخص میکند وارد شود و کار کند و برگردد ولی در ایران هیچیک از این ضوابط رعایت نمیشوند. مهمتر اینکه میلیونها نفر از اتباع افغانستانی بدون هویت و اسناد شناسائی در سرتاسر ایران در حال جولان دادن هستند و به تعبیر معاون امنیتی فرمانداری تهران در مناطقی از کشور کلونیهائی از تجمع آنها شکل گرفته است. این وضعیت است که برای کشور خطرناک است و امنیت جامعه را نیز تهدید میکند.
مانع اصلی حل مشکل اتباع غیرمجاز افغانستانی در ایران وجوه سه گروه است. یک گروه، سوداگرانی هستند که از حضور اتباع پول کلانی به جیب میزنند، گروه دیگر افرادی هستند که دنبال منافع سیاسی خود هستند و گروه سوم سادهلوحانی هستند که با شعارهای فریبکارانهای مانند جهان وطنی و نفی مرز برای کشورهای اسلامی حضور بیضابطه اتباع را توجیه میکنند. در واقع این گروه سوم، ابزاری هستند برای آن دو گروه دیگر که از فرصت ایجاد شده توسط سادهلوحان فریبخورده، اهداف مادی و اغراض سیاسی خود را محقق مینمایند.
انتظار میرفت دولت چهاردهم برای جبران خسارتهای وارد شده توسط دولت سیزدهم در زمینه اتباع اقدام کند ولی نکرد. وزارت کشور که مسئول امنیت کشور است باید این خطر را جدی بگیرد و به مسئولیت خود در جلوگیری از استمرار خطر اتباع غیرمجاز عمل کند.
خلیج فارس:علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، از کاهش شدید تعداد تولدها در ایران خبر داد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرگزاری مهر؛ علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، از کاهش شدید تعداد تولدها در ایران خبر داد و اعلام کرد که برای نخستین بار پس از انقلاب، تعداد تولدها در نیمه اول سال جاری به زیر یک میلیون مورد رسیده است. این کاهش در سطح تولدها، که از آن بهعنوان “زنگ خطری جدی” یاد شد، میتواند تبعات بلندمدت و جدی برای ساختار جمعیتی و اقتصادی کشور به همراه داشته باشد.
رئیسی در گفتگو با خبرنگاران افزود: “کاهش تعداد تولدها در کشور، چالشهای زیادی را برای آینده جمعیت ایران ایجاد خواهد کرد و این وضعیت نیاز به توجه فوری و برنامهریزی بلندمدت دارد.”
وی همچنین به برنامه “جوانی جمعیت” اشاره کرد و گفت که این برنامه یکی از چهار محور اصلی فعالیتهای معاونت بهداشت است که باید بهصورت علمی و هماهنگ با همکاری سایر دستگاهها دنبال شود. طبق گفته رئیسی، “جوانی جمعیت” برای جلوگیری از بحرانهای جمعیتی و تقویت نسل آینده اهمیت زیادی دارد و این برنامه باید در راستای سیاستهای ملی برای افزایش تولدها و کاهش روند پیری جمعیت پیش برود.
خلیج فارس:مدیرمسئول رجانیوز برای کاظم صدیقی که پس از یک سال و نیم از افشای ماجرای باغ ازگل از امامت جمعه تهران استعفا داده، یک لقب جدیدی خلق کرده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ میثم نیلی برادر داماد ابراهیم رئیسی و مدیرمسئول رجانیوز در پستی که در فضای مجازی منتشر کرده، با استفاده از هشتگ صدیقی، او را «شهید آبرو» لقب داده است.
او نوشته است: «این روزها یک شهید به شهدای مظلوم محراب ما،افزون شد.این بار اما، #شهیدِ_آبرو .. برای عالم ربانی، خوندادن، خون دل خوردن، آبرو دادن و فدا شدن در راه ولایت، همهاش شیرین است.»
خلیج فارس:«اسماعیل سقاب اصفهانی» دبیر ستاد تحول دولت در یک برنامه ای تلویزیونی اظهار داشت: اگر آقای رئیسی را الان میدیدم به ایشان میگفتم که غلط کردم!

خلیج فارس:امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این شهر به تمجید از نگاه مرحوم رئیسی به سیاست خارجی پرداخت و گفت: «رئیسجمهور تراز انقلاب به کسی میگویند که با این موضع مواجه شود، به او میگویند اگر فضای صحبت با رئیسجمهور آمریکا در نیویورک فراهم شود، حاضرید با او صحبت میکنید؟ میگوید «نخیر» و به این نه گفتن هم افتخار میکند.»
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین؛سیداحمد علم الهدی، امام جمعه مشهد، امروز جمعه دوم خرداد در خطبههای نماز جمعه این شهر به ویژگیهای مدیریت رئیس جمهور فقید پرداخت.
اهم خطبه های نماز جمعه احمد علم الهدی در خطبه های نماز جمعه مشهد را در ادامه به نقل از قدسآنلاین بخوانید؛
* بر حسب تبیینی که رهبر انقلاب نسبت به آثار شهید آیتالله رئیسی داشتند، ویژگیهای رئیسجمهور تراز انقلاب عبارت است از اینکه فعالیت، جهاد، تلاش و خستگیناپذیریاش تا مرزی باشد که مشکلات مردم را حل کند.
* رئیسجمهور تراز یعنی در مدیریت جامعه باید خلأهای کشور را ببیند، خلأهای زندگی مردم را لمس کند، مشکلات مردم را از نزدیک مشاهده کند، مدیریتش در جریانی قرار بگیرد که مشکلات مردم حتیالامکان حل شده و مردم زندگی نسبتاً راحتی داشته باشند و در این راه از هیچ تلاشی خسته نشود.
* شهید رئیسی گاهی اوقات چند بار به یک شهر یا مرکز استان سفر میکرد تا ببیند مشکل مردم حل شده یا نه؛ آنچه در تبیین مقام معظم رهبری در معرفی شاخصه رئیسجمهور تراز انقلاب قابل توجه بود، دو بعد اندیشهای و فکری شهید آیتالله رئیسی بود، یک بعد فکری در مسائل اقتصادی و بعد دیگر در مسائل سیاسی بود.
* {با اشاره به وجود دو نظریه در مسئله رشد اقتصادی کشور}: یک نظر این است که دستمان را پیش دیگران دراز کنیم و دیگران بیایند به ما کمک کنند و مشکلات اقتصادی ما را حل کنند و نظر دوم اینکه روی پای خود بایستیم و به منابع و قدرت داخلی خودمان تکیه کنیم و بالا برویم و در کنار آن از بیرون هم کمک بگیریم، اندیشه اقتصادی شهید رئیسی اندیشه دوم بود.
* {با اشاره به دستاوردهای شهید رئیسی در اقتصاد بینالملل کشور}: در مدت کوتاهی سطح صادرات نفت کشور افزایش پیدا کرد، ارتباط با کشورهای همسایهای که میتوانستند بازار مصرفی کالای تولیدی ما باشند، در زمان کوتاهی بهبود پیدا کرد و سطح صادرات کالا به این کشورها بالا رفت.
* در داخل کشور نیز کار تولید کرد، نزدیک به ۸ هزار کارخانه و کارگاه تولیدی از کار افتاده را به چرخه فعالیت بازگرداند برای اینکه تولیداتش در بازارهای دیگر نیز به مصرف برسد، از این راه رشد اقتصادی را محقق کرد.
* امروز در کشور ما خیلی میگویند چرا باید با آمریکا و غرب دربیفتیم، چرا با آنان رابطه نداشته باشیم، آمریکا با چین و روسیه هم مشکل دارد اما باهم ارتباط هم دارند، ما هم رابطه داشته باشیم و مشکلاتمان را حل کنیم؛ امام بزرگوار ما فرمودند «رابطه ما با آمریکا رابطه میش با گرگ است»، این جمله به سازمان فکری و اندیشهای رئیسجمهور تراز انقلاب اسلامی تبدیل شده بود.
* آمریکا نسبت به ملت ما یک درنده است، مردم ما ربع قرن تجربه دارند که آمریکا در این مملکت جز درندگی کار دیگری نکرد و هرچه توانست درید و برد، این را مردم با چشمشان دیدند، حالا ما با چنین درندهای رابطه برقرار کنیم؟ ایران کشور مستعمره آمریکا بوده که بر همه اصول و قواعد ما نیز مسلط بود، مردم ما خون دادند، عزیز دادند و جان دادند و آمریکا را از مملکت بیرون کردند.
* رئیسجمهور تراز انقلاب اسلامی به تبیین رهبر انقلاب دارای اندیشه دیپلماسی شهید رئیسی است. یعنی به آمریکا به چشم گرگ درنده نگاه کند و اگر قرار است مذاکره غیر مستقیم انجام دهد یا سر میز بنشیند، با این موضع و نگاه وارد شود.
* در زمان پیغمبر مبارزات نشان داد دشمن با هر ساز و برگی در مقابل مسلمانان قرار میگرفت، در نهایت فرار میکرد؛ این را ۸ سال دفاع مقدس ما نیز ثابت کرد، در مقابل دشمنی که میخواست دو ملت را به جان هم بیندازد، در نهایت این صدام بود که جهنم رفت و دو ملت در کنار هم قرار گرفتند و امروز، انقلاب و عظمت انقلاب اسلامی در دل مردم عراق و روحیه انقلابی گری مردم عراق در دل مردم ایران جا دارد، این کار خداست.
* رهبر معظم انقلاب فرمودند «اگر سینه سپر کردید و ایستادید، بدون تردید دشمن پشت خواهد کرد اما اگر نشستید یا روی خوش نشان دادید، لبخند زدید و یا فرار کردید، او از بین نمیرود و روز به روز پررو تر میشود، ما باید مقابل دشمن بایستیم.»
* آمریکایی ها خودشان هم میدانند تهدید مداومشان دروغ است. در مدتی که فریادهای مرگ بر آمریکای ما جهانی شد و الان دنیا دارد میگوید مرگ بر آمریکا، اگر میدانستند قدرتش را دارند و برایشان صرف دارد که به ما حمله کنند، صبح را به ظهر نمیرساندند، زورشان نمیرسد که تهدید میکنند، تهدید مال افراد ضعیف است، انسان قوی تهدید نمیکند.
* ما حرف قرآن را قبول کنیم، مقابل دشمن بایستیم و به تهدیدش توجه نکنیم، رئیسجمهور تراز انقلاب به کسی میگویند که با این موضع مواجه شود، به او میگویند اگر فضای صحبت با رئیسجمهور آمریکا در نیویورک فراهم شود، حاضرید با او صحبت میکنید؟ میگوید «نخیر» و به این نه گفتن هم افتخار میکند.
خلیج فارس:”حکم بدوی اعدام تتلو صادر شد. البته نظر اقلیت دادگاه مخالف این حکم است. همین نظر که نوعی شبهه در حکم صادره محسوب میشود میتواند مستند مانع از اجرای حدود باشد. البته استدلال آن قوی و مطابق فتوای مشهور نیز هست.”
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در روزنامه اعتماد در یادداشتی با عنوان «درباره حکم تتلو» ضمن اشاره به حکم بدوی اعدام امیرحسین مقصودلو، به نقد و بررسی ادعای یک رسانه مبنی بر وعده برگشت دادن به تتلو از سوی مقامات بلندپایه دولت سیزدهم پرداخته است.
او در این زمینه نوشت: حکم بدوی اعدام تتلو صادر شد. البته نظر اقلیت دادگاه مخالف این حکم است. همین نظر که نوعی شبهه در حکم صادره محسوب میشود میتواند مستند مانع از اجرای حدود باشد. البته استدلال آن قوی و مطابق فتوای مشهور نیز هست.
با این حال این یادداشت در مقام بحث و نقد حقوقی نیست که برعهده حقوقدانان است. از این نکته که بگذریم، نقد حکم صادره میتواند تعبیر به دفاع از او شود. متأسفانه این فرهنگ در ایران رایج است و نقد را به صورت مستقل و منتزع از شخص نمیفهمند.
بعید میدانم که در میان امثال ما کسی باشد که اندک تعلق خاطری به این افراد داشته باشد. اگر از رفتار آنان متنفر نباشند، قطعا تعلق خاطری نخواهند داشت، به ویژه استفاده از ادبیات رکیک او که کاربرد رایج آن در فضای عمومی موجب تاسف است.
پس آنچه به آن میپردازم از چند زاویه متفاوت از نقد حقوقی است. اگر خوب نگاه کنیم، او پیش از خروج از ایران نیز همین فرهنگ و ادبیات را داشت. البته با این تفاوت که فضای عمومی ایران اجازه ابراز آنها را نمیداد، ولی به احتمال قوی در فضای خصوصی و غیر عمومی این رفتار وگفتار را داشته است.
با این حساب میتوان گفت که نظام سیاسی درکی عینی و واقعی از او داشته است. اگر این فرض را بپذیریم، که فرض معقولی است؛ در این صورت، همسخن شدن با تتلو در دوره انتخابات ریاستجمهوری و نامزدی آقای رییسی نمیتواند بدون علم و آگاهی نسبت به این واقعیت باشد. به ویژه که در فرهنگ ما یا حداقل در ذهن نیروهای مذهبی، این حجم از تتو کردن بازتابی است از فرهنگ خاص آنان. در این صورت چگونه میشود که فردی مثل آقای رییسی و کمپین انتخاباتی او حاضر به این همنشینی و همصحبتی شوند، تا بلکه قدری رأی بیاورند؟
خب! حالا این کار را کردید، پس چرا حکم اعدام علیه او صادر میشود یا به او جایزه هم میدهید و مراسم بزرگداشت برایش برگزار میکنید؟ این پرسش بر این مبنا است که وی از آن زمان تاکنون تغییر رویکردی جدی نداشته است.
نکته دیگر درباره اثرات صدور حکم اعدام است. خیلی ساده میتوان ثابت کرد که صدور حکم اعدام، نقش بازدارندگی مهمی ندارد، در عوض هزینههای سنگین روانی و اقتصادی برای فرد و جامعه دارد. اتفاقا ساختار سیاسی هم این را میداند به همین علت آمار رسمی اعدامیها را اعلام نمیکنند و از آن مهمتر جز در برخی از موارد قصاص، خبررسانی جدی از اعدامها انجام نمیشود.
این نشانگر برداشت منفی عمومی از حکم مذکور است. البته آخرین خبری که منتشر شده حکایت از آن دارد که رییس محترم قوه قضاییه بر اساس ماده ۴۷۷ ق. آ. ک. تقاضای وکیل را برای اعاده دادرسی پذیرفته و با نقض حکم صادره آن را برای رسیدگی به شعبهای از دیوان عالی ارسال نموده و مطابق انتظار بعید است که در این مرحله دو باره حکم اعدام قبلی صادر شود، زیرا نظر اقلیت در حکم بدوی قوی و قابل توجه است.
نکته سوم که خیلی هم مهم است، چگونگی آوردن یا آمدن متهم از ترکیه به تهران است. یک فعال رسانهای نوشته است که: «با توجه به ادعای تهیهکننده کارهای تتلو، قرار بوده مشکل این خواننده جوان با وساطت مقامات ارشد حل شود اما بعدازسقوط بالگرد رییسجمهور ورق برگشته است!» ما نمیدانیم در این مورد خاص چه وعدههای مشخصی داده شده و حتی نمیدانیم چه ربطی میان سقوط بالگرد و منتفی شدن حل مساله تتلو وجود دارد، ولی این را میتوان حدس زد که به احتمال فراوان قول و قرارهایی رسمی یا غیر رسمی در این میان بوده است که ایرادی هم ندارد. این قاعده در اغلب کشورها مرسوم است.
هنگام بازجویی روی توافق تأکید دارند، برای بازداشت متهمان فراری یا خارج از حوزه صلاحیت، این توافقها را انجام میدهند.
به لحاظ شرعی هم مصداق امان دادن میشود و باید به قول و قرار وفادار بود. حتی در جنگهای صدر اسلام هنگامی که یک مسلمان به یکی از سپاه دشمن امان میداد، آن را رعایت میکردند، منطق این رفتار نیز وفای به عهد است و نمیتوان گفت که کسی که وعده داده برای خودش بوده و خلاف آن عمل کنند.
در واقع از وعده نباید برای فریب استفاده کرد، چنین رفتاری زیربنای اخلاقی جامعه را متزلزل و مختل میکند. تجربه این رفتار در گذشته هست. در پرونده فاضل خداداد از این ترفند استفاده شد، گرچه وعدهدهنده مقام قضایی یا حتی پلیسی نبود، ولی در سطحی بود که باید به وعده او عمل میشد. یا پس از آمدن به ایران اجازه میدادند که برگردد و وعده را نفی کنند، مگر اینکه با خواست خودش بیاید یا آنکه وعدهدهنده را مجازات میکردند.
در مورد تتلو هم باید شفافسازی شود که آیا چنین عهدی بوده است یا خیر؟ اگر بلی، مطابق همان عمل شود و اگر کسی خلاف اختیارات خود عمل کرده او را مجازات کنند. فریب دادن دیگران از طریق تخلف از وعده و پیمان پذیرفتنی نیست.
خلیج فارس:خانواده شهدای پرواز اردیبهشت و جمعی از اعضای دولت شهید رئیسی صبح امروز یکشنبه ۱۴ اردیبهشت با استقبال احمد مطهری اصل، نماینده ولی فقیه و امام جمعه، بهرام سرمست استاندار و سردار اصغر عباسقلیزاده فرمانده سپاه استان آذربایجان شرقی وارد تبریز شدند. در این سفر یک روزه خانواده شهیدان سید ابراهیم رئیسی، آل هاشم، سردار مهدی موسوی و خلبان شهید سید طاهر مصطفوی حضور دارند و پس از حضور در وادی رحمت تبریز، راهی ورزقان محل عروج شهدای پرواز اردیبهشت شدند. گزارشی از حضور خانواده این شهدا در محل سقوط بالگرد را ببینید.










