
آنچه امروز دل دلسوزان و بوشهریهای اصیل را به درد میآورد، تنها کمبود امکانات نیست؛ بلکه فقدان تخصص، تجربه و تعهد در برخی مدیران است که با تکیه بر صندلی مسئولیت، ترمز پیشرفت این استان زرخیز را کشیدهاند.
متأسفانه تاریخ معاصر اقتصاد بوشهر نشان میدهد که این دیار بیشترین لطمه را از «نیروهای خودی» خورده است؛ همانهایی که به جای گشودن گرهها، با پاسکاریهای اداری و امتناع از صدور مجوز، چوب لای چرخ کارآفرینان میگذارند. مصداق بارز ضربالمثل تلخ «خودیگداز و غریبنواز»، مدیرانی هستند که با فراری دادن سرمایهگذاران، مانع احداث بزرگترین کارخانه روغن نباتی در بوشهر شدند و در کمال تأسف، برخی از آنها هنوز هم در بدنه مدیریتی استان مشغول به کارند.
آقای استاندار و معاون محترم اقتصادی!
اگر واقعاً دلتان برای این استان میسوزد، مدیران جوان، متخصص و دغدغهمند را جایگزین نیروهای کارشکن و فرسوده کنید. بروکراسی خستهکننده، سدّ معبرهای اداری و در نهایت احاله دادن مطالبات سرمایهگذار به راهروهای بیانتهای ادارات، باعث شد تا کارآفرین خوشنام بوشهری، عطای کار را به لقایش بخشیده و به استان همجوار مهاجرت کند.
یک بوشهری در بندرعباس، تنها پس از یک دیدار با استاندار و مدیران ذیربط، در کوتاهترین زمان ممکن زمین و مجوزهای لازم را دریافت کرد. واحد تولیدی او که با روغن نباتی شروع شده بود، اکنون به مجموعه بزرگ صنعتی در جنوب کشور تبدیل شده است.
مجموعهای با اشتغال مستقیم 500 نفر هرمزگانی شامل:
- پالایشگاه تولید انواع روغن نباتی خوراکی با ظرفیت 200تن در شبانه روز تکنولوژی روز
- کارخانه تولید روغن شفاف
- کارخانه صنایع پلاستیک و تولید انواع گالن هایی پت و پلاستیکی
- کارخانه صنایع فلزی تولید انواع حلب و قوطی
- تولید رب گوجه فرنگی
- کارخانه مدرن تولید انواع شوینده ها
- شرکت پخش سراسری با حدود 40 دستگاه ایسوزو و فعال در 6 استان
- شرکت صیادی با دو کشتی بزرگ و مدرن صیادی
- کارخانه تن ماهی و…
اگر مسئولان وقتِ بوشهر درک صحیحی از مفهوم توسعه و اشتغال داشتند، اکنون این چرخهای تولید در خاک بوشهر میچرخید و می توانست این اشتغال و چرخش کلان اقتصادی در همین استان رقم بخورد. همانگونه که در حال حاضر این کارآفرین بوشهری نور چشم مقامات ارشد و نمایندگان مجلس، مدیران و مردم قدرشناس هرمزگان می باشد.
اما همچنان این کار آفرین بوشهری آرزو دارد ای کاش می توانست این آرزوهای خود را در استان بوشهر محقق نماید…
قصه پرغصه روغن؛ از امتناع تا تمنا!
تلخترین بخش داستان اینجاست: اکنون که بوشهر با بحران کمبود روغن مواجه میشود، مسئولان استان به همین کارآفرینِ راندهشده در هرمزگان تماس می گیرند و تقاضای ارسال محموله های روغن دارند! او نیز به دلیل عرق به زادگاهش، درخصوص تامین نیاز بوشهر کم نگذاشته است. وی حتی پیشنهاد داد زمین مناسبی در ازای دریافت وجه، دراختیارش گذاشته شود تا یک مرکز بزرگ بستهبندی در بوشهر ایجاد کند، اما باز هم با پاسخ تکراری «زمین نداریم» مواجه شد!
چطور برای افرادی که زمینهای صنعتی را تصاحب کرده و با ساخت یک سوله خالی، سال بعد آن را به قیمت گزاف میفروشند زمین هست، اما برای حل مشکل کالای اساسی مردم زمین ندارید؟
شگفتی ایینجاست که معاون اقتصادی استاندار در نشست خبری آذرماه ۱۴۰۴، با اعتمادبهنفس خاصیی خبر از بهره برداری کارخانه روغن نبارتی در سالجاری داد، اما با توجه به مانع تراشی هایی که برای فعالیت این سرمایه گذار رخ داده، باید گفت بر چه مبنایی چنین وعدهای میدهید؟ …
امیدواریم پیش از آنکه فرصتها به کلی از دست برود، گرههای اداری گشوده شود. با واگذاری زمین به این کارآفرینِ امتحانپسداده، اجازه دهید بوشهر از وضعیت «دستبهدامن شدن» به استانهای همجوار خارج شود.
بوشهر شایسته آن است که قطب تولید باشد، نه مصرفکننده محصولاتی که ریشه در همت فرزندان خودش دارد، اما میوهاش در سبد همسایگان می نشیند.


