خلیج فارس:ویدئویی از اشک ریختن سحر امامی روی آنتن زنده شبکه خبر مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فارس؛سحر امامی، مجری شبکه خبر حین خواندن دکلمه برای رهبر انقلاب اشک ریخت.
خلیج فارس: روزنامه قدس نوشت: یک واقعیتی ناخوشایند است و تأسفبار وجود دارد و آن میل سیریناپذیری است که در ضایع کردن آثار، فرایندها و موقعیتهای قهرمانانه و حتی شخص قهرمان وجود دارد! این یک واقعیت است که متأسفانه در سطوح مختلف اجتماعی، از لایههای عمومی تا ساختارهای حاکمیتی، ساری و جاری است!

برای تأیید این ادعا یک مثال خیلی بهروز وجود دارد:
در جریان جنگ تحمیلی اخیر و خباثت رژیم جنایتپیشه صهیونی، به جرئت میتوان حمله به ساختمان شیشهای صداوسیما را از نمادینترین صحنهها و البته مواجهه شجاعانه عوامل حاضر در استودیو خبر رسانه ملی به ویژه سرکار خانم «سحر امامی» را مصداق بارز یک کنش قهرمانانه دانست. پس ما در این داستان، دستکم یک قهرمان داریم؛ بانویی ایرانی، شجاع، با حجاب فاطمی و فصاحت زینبی که شمههایی از اساطیر ملی و اسوههای مذهبی را در مقیاسی جهانی به نمایش گذاشت و تقریباً همه ما ایرانیان، به ایشان و آن موقعیت قهرمانانه، افتخار کرده و میکنیم.
فارغ از کجسلیقگیهای بعدی که از طرف سازمان متبوع قهرمان داستان ما اتفاق افتاد و مواردی چون «تور ساختمان شیشهای» برای سفیران خارجی و… که روایت زخم و ضعف بود به جای روایت پیروزی؛ واکنشها و اقدامهایی که در قبال این بانوی قهرمان اتفاق افتاد، در وهله نخست بسیار بجا و اثرگذار بود؛ از پیام رهبر معظم انقلاب تا تقدیر رهبران مقاومت جهانی علیه امپریالیسم…
اما این همه ماجرا نبود! دعوت فدراسیون کاراته از ایشان و اعطای کمربند مشکی افتخاری و مواردی از این دست، در واقع شروع همان واقعیت دوم است که ما میل سیریناپذیری به ضایع کردن آثار، فرایندها و موقعیتهای قهرمانانه و حتی شخص قهرمان داریم؛ امری که شاید ریشه در ساختار دیوانسالارانه و مناسبات قدرت دارد که فعلاً ورودی به آن نخواهیم داشت.
اما در روزهای اخیر، خبر ساخت فیلم سینمایی مربوط به قهرمان محترم داستان ما فراگیر شده و نگرانیها را بیش از پیش جدی میکند. در حالی که هنوز حرارت آتش در ساختمان شیشهای فروننشسته، دلسوزانی که انشاءالله دغدغه آنها روایت پیروزمندانه از زندگی یک قهرمان است، از تصمیم خود رونمایی کرده و حالا اسامی بازیگران و تیم تولید فیلم، این نگرانی را بیش از پیش جدی میکند؛ قصه چیست؟ فیلمنامه چه روایتی دارد و اصولاً ظرفیت روایت قهرمان را دارد یا نه؟ پرسشهایی است که پاسخ مثبت به آنها، نیازمند حجم زیادی از خوشبینی مبتذل به سازوکار سفارشیسازی است که نمونههای ناموفق پرشماری از آن را دیده و به راحتی فراموش کردهایم.
خلیج فارس:عاطفه حبیبی، بازیگر تلویزیون قرار است به زودی در نقش سحر امامی برای یک فیلم سینمایی مقابل دوربین برود.

به گزارش»خلیج فارس» به نقل از ایرنا؛کارگردانی این اثر سینمایی که نامش «بازگشت سحر» است، را یاسر انتظامی بر عهده دارد. احتمالا نام این فیلم به «تولدی دیگر» تغییر یابد.
در این فیلم، شهرزاد کمالزاده، کاوه خداشناس، مرتضی کاظمی و میلاد میرزایی ایفای نقش میکنند.
نقش سحر امامی در این کار سینمایی را عاطفه حبیبی ایفا میکند.
عاطفه حبیبی پیش از این در نقش «ترنم» در سریال «فریبا» به کارگردانی محمود معظمی ظاهر شد.
سحر امامی بعد از حمله به ساختمان شیشهای صداوسیما در جنگ ۱۲ روزه با شجاعت به صحبت هایش ادامه داد.
خلیج فارس: مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: گفتوگوی تلویزیونی دیشب (شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴ خورشیدی) وزیر ارتباطات و اطلاعات فناوری در دولت مسعود پزشکیان با سحر امامی -که در جنگ ۱۲ روزه به شهرت جهانی رسید – از حیث توضیحات میهمان برنامه – و جنس سؤالات مجری غنی بود.
انصافاً خانم مجری هم از لحن گزندۀ گفتوگوی سه سال قبل در گرماگرم جنبش مهسا (در مناظرۀ غلامحسین کرباسچی و عبدالله گنجی) کاملا فاصله گرفته بود و پیداست که میخواهد سرمایۀ فراهم آمده در پی حملۀ اسراییل و تصویر ملی را حفظ کند.
بهانۀ این یادداشت اما پرسش مجری است؛ دقیقا این جمله: با توجه به این که شعار آقای دکتر پزشکیان رفع فیلترینگ بوده اقدامات شما به کجا رسیده؟ چون مردم منتظر هستند.
سؤال او تعجبآور بود، نه این که خواست اکثریت مردم نباشد (و اگر خبرنگار عصر ایران خودمان یا شرق یا هممیهن یا رسانۀ تخصصی فناوری یا یک دانشجو مطرح میکرد جای شگفتی نبود) اما از زبان مجری صدا وسیما از این نظر قابل تأمل است که صدا و سیما در عمل موافق فیلترینگ و محدود و مسدود سازی است!
از این رو آقای دکتر هاشمی اگر میخواست پاسخ سیاسی دهد میتوانست بپرسد: خانم امامی! کدام مردم منتظر رفع فیلترینگاند؟ مردمی که صدا و سیما مد نظر دارد و اقلیت 10 تا 20 درصدیاند منتها با صدای بلند و با نمایندگانی در مجلس و همفکرانی در شورای عالی فضای مجازی یا اکثریت مردم ایران در حالی که اتفاقا برخی نمایندگان مجلس فعلی با رفع فیلتر همین دو پیامرسان هم موافق نیستند!
وزیر البته چنین نگفت و شاید حس کرد وقتی مجری از جانب مردم واقعی و نه مردم با خوانش صدا و سیما و جبهۀ پایداری سخن میگوید و کمی با مردم واقعی و نه اقلیت مدعی همسو شده چرا سر به سر او بگذارد؟
یک بار دیگر دقت کنید! مجری تلویزیونِ پایداری که در دولت خالصساز آنان فیلترینگ عام به بهانۀ اتفاقات پاییز 1401 صورت گرفت (و بعد از فروکش کردن التهابات هم رفع نکردند) و وزیر آن دولت هم کاملا مطیع و مجری شورای عالی فضای مجازی بود حالا از وزیر ارتباطات کنونی میپرسد: پس چی شد رفع فیلترینگ؟!
ستار هاشمی البته محجوب و کمی خجول است و اصطلاحا از تیپ بچه درسخوان (با دکتریِ هوش مصنوعی) وگرنه اگر میخواست کمی شیطنت کند یا از جنس وزیر ارتباطات دولت روحانی بود پاسخ میداد: ما که از خدامان است و میخواهیم فیلترینگ را برداریم منتها رفقای مدیران شما در شورای عالی فضای مجازی نمیگذارند و در واقع اول باید از صدا و سیما تضمین بگیریم که علیه ما جوسازی نکند!
یک بار دیگر داستان را مرور کنیم: جبهه پایداری که مخالف دولت و موافق فیلترینگ است صدا و سیما و شورای عالی فضای مجازی را در اختیار دارد و از طریق این دو با رفع فیلترینگ و تحقق مهمترین شعار پزشکیان نظرا و عملا مخالفت میکند و تریبونهای نماز جمعه نیز همراهی می کنند و کل مسایل و مصایب عالم را گردن فضای مجازی میاندازند و میگویند کلید آن باید در دست خودمان باشد منتها مجری همین تلویزیونِ پایداری از وزیر پزشکیان میپرسد: مردم منتظرند ببینند دربارۀ رفع فیلترینگ چه کردهاید؟
اینجا بود که وزیر میتوانست بگوید: کدام مردم؟ چند هزار نفری که اگر فیلترینگ را برداریم طومار امضا میکنند و سی چهل نفرشان به نام کل ملت ایران تحصن خواهند کرد یا دهها میلیون ایرانی که شاکیاند و ناچار از نصب فیلترشکن شدهاند؟این را نگفت اما اصل داستان را گفت که فلان شورا نمی گذارد و باید با اجماع و وفاق تصمیم بگیریم تا تصمیم پایدار باشد و رسیدن به اجماع هم ساده نیست. منظور صریح دکتر هاشمی این بود که کار دست شورای عالی فضای مجازی است که بخشی از آن طرفدار فیلترینگ است و رأی دولت در آن تا کنون نچربیده و باید آنها را قانع کنیم.
جایی گفت سیاستگذاری با شورای عالی فضای مجازی است و با تحلیلهای مفصل و کارشناسی میدانی و بارش فکری و جمع نخبگانی میخواهیم به یک سند برسیم. این که جای قانون گذاری و سیاست گذاری عوض شده یا اسم قانون گذاری در یک شورای عالی را گذاشته اند سیاست گذاری هم جالب است چون در ساز و کار پارلمانی قانون گذاری میکنند و نام آنچه تصویب و ابلاغ میشود هم قانون است ولی اینجا به جای مجلس یک شورای عالی تصمیم میگیرد و به جای قانون سند تصویب میکند و چون رییس این شورا رییس جمهور است ولو اکثریت با او نیست نمیتوانیم توصیه کنیم به مجلس بسپارند چون باز شاید بتوان این شورا را با توجیهات فنی و امنیتی قانع و مجاب کرد یا رییس جمهور از اختیارات خود استفاده کند اما مجلس 6 درصدی داستان دیگری دارد تا جایی که وزیر میگوید به من تذکر میدهند چرا فلان پیامرسان باز است!
واقعا تأسف بار و فرساینده است. یک سال است بنده خدایی در جایگاه وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی در نهادی که جایگاهی در قانون اساسی ندارد این پرسش را طرح میکند که به ازای محدودسازی و مسدودسازی چه به دست آوردهایم و مدعیان پاسخی ندارند هر چند در دل شاید برخی بگویند این که نشان دهیم قدرت دست ماست!
پاسخ رسمی و فنی خود وزیر به آن پرسش مهم البته این است: 80 درصد از فیلترشکن استفاده می کنند یعنی نه تنها دغدغه حکمرانی قانونمند با فیلترینگ محقق نشده بلکه به جای آن تنها شبکه آلوده شده و البته وزیر میتوانست اضافه کند فیلتر کردید تا به سایتهای اطلاعرسانی هم دسترسی نداشته باشند ولی فیلترشکن نصب کردهاند و به سایت مستهجن هم دسترسی دارند!
البته من اگر جای مجری بودم و میخواستم سؤال سیاسی طرح کنم میپرسیدم: آقای وزیر! بعید است که اعضای شورای عالی فضای مجاری اینها را ندانند ولی آیا فکر نمیکنید به عمد میخواهند مانع تحقق شعار رییس جمهور شوند؟ البته میتوان حدس زد ستار هاشمی با ملاحظات و محظورات پاسخ میداد: چی بگم والله!
همچنین به یادآوریم وزیر قبل از او در دولت ابراهیم رییسی مجری تام و تمام و مطیع و گوش به فرمان شورای عالی فضای مجازی بود و همین که وزیر فعلی همسو با آنها نیست کم اتفاقی نیست اما چنان که خود میگوید دأب و شیوۀ پزشکیان این است که به جای اصطکاک و تنش قانعشان کند.
منتها هر چه بگوید با فیلترشکن، شبکه آلوده شده و کاربران به سایتهای مستهجن هم دسترسی پیدا میکنند و وقتی گوشی آلوده شد بدون اطلاع کاربر از ترافیک او استفاده و بستۀ او زود تمام میشود و بخشی از آسیبها از همین سامانههای آلوده است و چه بسا با فیلترشکن در حال جاسوسی هم باشند به خرجشان نمیرود. نه که الزاما درک نکنند بلکه شاید با این هدف باشد که بگویند پزشکیان نتوانست.
از یک نظر شبیه داستان حجاب است. می خواهند دستاورد مقابله با زور و جریمه را از پزشکیان بگیرند و پایگاه اجتماعی او هدف است چون این جماعت تنها در انتخاباتی رأی میآورند که اولا رقبا را پیشاپیش شورای نگهبان حذف کرده باشد و ثانیا مشارکت پایین باشد.
به مصاحبه بازگردم. خانم مجری از آقای وزیر پرسید گویا قرار شده رفع فیلترینگ در چند مرحله اجرا شود. اما چرا این قدر کُند است؟
اینجا بود که ستار هاشمی گفت: شما می گویید چرا کُند است و نمایندهای تذکر میدهد اصلا چرا باز میکنید؟ تا این حد تفاوت و اختلاف است.
در مجموع سؤالات و لحن سحر امامی خوب بود خاصه این که وقتی میگفت مردم منتظرند منظور او از مردم همین من و شما و مردم واقعی بود ولی چون در آغاز برنامه میهمان خود را با تخصص هوش مصنوعی معرفی کرد کاش این را هم میپرسید چه حسی دارید وقتی ناچارید به جای بحث دربارۀ آینده بر سر بدیهیات و این که فیلترینگ کار درستی نیست با برخی که نمایندۀ اکثریت مردم هم نیستند بحث و جدل کنید؟!
خلیج فارس:روزنامه همشهری در گزارشی، از بزرگنمایی و افراط در تقدیر از سحری امامی، مجری تلویزیون که هنگام حمله اسرائیل به ساختمان صداوسیما در حال اجرا بود، انتقاد کرد.

روزنامه همشهری نوشت: 26 خرداد؛ حوالی ساعت 18:35 دقیقه عصر، همان نقطه طلایی است که به نمادی از مقاومت ایرانیها در برابر حمله رژیم صهیونیستی تبدیل شد و کمتر کسی است که با دیدن ایستادگی سحر امامی، مجری صدا و سیما در برابر موشکباران رژیم صهیونیستی، دست مریزاد نگوید.
این شجاعت در کمتر از چند ثانیه به یک حس مشترک میان ایرانیها تبدیل شد و به سرعت ابعاد جهانی پیدا کرد. بسیاری از شجاعت این مجری زن در برابر حمله موشکی اسرائیل به عنوان نمادی از مقاومت یاد کردند اما در گذر زمان بود که افتاد مشکلها. تصویری که بدون هیچ حرف اضافهای، لحظاتی از شجاعت ایرانیها را روایت کرد و در قیاس با مجریان طرفدار رژیم صهیونیستی به برگ برنده رسانههای ایران بدل شده بود، در هفتههای اخیر به افراط گرفتار شد و هر روز یک تقدیر و یک برنامه با نام سحر امامی گره میخورد.
تقدیرها چنان سرعتی به خود گرفتند که کمکم نگرانی از مخدوششدن چهره سحر امامی قوت گرفت و برخی به درستی از فراموشی نام معصومه عظیمی، عضو دبیرخانه صدا و سیما و نیما رجبپور، سردبیر که در آن روز به شهادت رسیدند، گلایه کردند. خبر اهدای دان یک تکواندو به این مجری کاربلد را میتوان نقطه اوج تقدیرهای نمایشی یاد کرد و از آن لحظه بود که توصیه برای پرهیز از افراط از سوی رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی به سوی سحر امامی روانه شد.
حقیقت این است که به جای این تقدیرهای خیرخواهانه که از فرط تکرار، لوث شده، بهتر است که اجازه داده شود، حقیقت روایت کند چرا که هنوز دیدن آن ویدئوی یک دقیقهای و شنیدن «الله اکبر» که با حرکت دست سحر امامی به نمادی از مقاومت تبدیل شده است، به تنهایی کار هزار تقدیر بیفایده را انجام میدهد. شاید باید فرمان این توصیههای دلسوزانه را به جای نهادها و مسئولان که در حال سبقت گرفتن از هم هستند، به سمت این مجری نکتهسنج تغییر داد و از او خواست برای حفظ خود به عنوان قهرمان 26 خرداد رسانههای ایران، کمی آهستهتر و مراقبتر در این مسیر قدم بردارد. در روزگاری که ویدئوی یکدقیقهای او میان موشکباران رژیم صهیونیستی، هنوز در شبکههای اجتماعی بازدید میلیونی میگیرد، یعنی مردم قدردان این حماسه هستند و تقدیرنامه واقعی در دست این بینندگان واقعی است.
خلیج فارس:تسنیم نوشت: پلاتویی مقتدرانه، با صدایی آرام اما نافذ، و کلماتی صریح که سحر امامی، گوینده و مجری شبکه خبر، در یکی از حساسترین دقایق عمر رسانهایاش به زبان آورد.

بیگمان آن چند ثانیه، تصویر جدیدی از اقتدار رسانهای ایران به نمایش گذاشت. اما پرسش اینجاست: آیا یک لحظه درخشان کافی است برای موجی از تقدیسها، تجلیلها، تجلیلسازیها و نمادسازیهای شتابزده؟
آیا در این مسیر افراط، جایی برای پاسداشت کسانی که جانشان را در همین ماجرا دادند باقی مانده است؟
نمونه روشنش، همان اتفاق عجیب اهدای «دان یک» تکواندو به سحر امامی بود؛ حرکتی نمادین اما خالی از معنا، که حتی جامعه ورزش هم با چشمی تردید به آن نگریست. دان یک، نتیجه سالها رنج و مبارزه است؛ نه لوح یادبود برای صدایی که صرفاً درست و بهموقع پخش شد.
چرا با این نمادها چنین سطحی برخورد میکنیم؟ چرا نمیفهمیم که تحقیر نماد، تحقیر قهرمان است؟!
تجلیل اگر قرار است معنا داشته باشد، باید «متوازن» باشد. نه آنقدر افراطآمیز که بیاعتمادی بسازد، نه آنقدر قطرهای که قدرشناسی را زیر سؤال ببرد. جای سحر امامی، اگر در قلب مخاطب نشسته، دلیلش کیفیت کارش است؛ نه تعداد دفعاتی که تصویرش را تکرار کردهایم.
ما هنوز آن لحظه پخش زنده را فراموش نکردهایم. هنوز هم به احترامش میایستیم. اما با همان صداقت، از رسانهها میخواهیم که تصویر بزرگتری بسازند. فقط سحر امامی را نبینند؛ صدای خاموش نیما رجبپور را هم بشنوند، لبخند فروخورده معصومه عظیمی را هم ثبت کنند.
قهرمانسازی را از شهدا آغاز کنیم، نه از بیلبوردها. رسانه ملی اگر میخواهد اعتبارش را حفظ کند، باید بیاموزد در برابر وسوسه اغراق، مقاومت کند. از موج نسازد، بلکه از حقیقت بنویسد.
خلیج فارس:برخی لحظهها بهشدت تعیین کننده هستند؛ مثل ماجرای ایستادن سحر امامی در استودیو و جسارت ستودنیاش که تبدیل شد به نماد و غروری زیبا را به جامعه تزریق کرد.
روزنامه خراسان نوشت: سحر امامی که تا قبل از آن بهدلایل مختلف چهرهای ملی محسوب نمیشد و بسیاری نسبت به مواضع و نوع اجرایش انتقاد داشتند با آن شهامت بینظیر ظرف چند دقیقه به چهرهای ملی تبدیل شد؛ خودجوش پروفایلها تغییر کرد؛ منتقدانش او را ستودند و تصویرش با آن ایستادگی، شد یکی از نمادهایی که جامعه در آن روزهای پرالتهاب نیاز داشت تا شجاعت ایرانی را به رخ دنیا بکشد.
تصویری که به درستی در خاطر ما حک شد باید همانطور دست نخورده و بیآلایش بماند. نگرانی جدی این است که سحر امامی را به جای آن لحظه تاریخی، جور دیگری بهیاد بیاوریم؛ یعنی با مراسمهای فرمایشی و تقدیرهایی که خرج کردن بیدلیل او برای برخی نهادها و چهرههاست.
خلیج فارس:در مراسم تجلیل از شهدای جنگ تحمیلی دو مجری رسانه ملی دان یک تکواندو دریافت کردند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرگزاری فارس؛ مراسم تجلیل از شهدای ورزشکار ۱۲ روز دفاع ملی با حضور هادی ساعی رئیس فدراسیون تکواندو برگزار شد.
در این مراسم سحر امامی و وجیه السادات حسینی، دو مجری رسانه ملی دان یک افتخاری تکواندو و نماد صلح را دریافت کردند.


امیر جدیدی در هممیهن نوشت: روز حمله اسرائیل به ساختمان صداوسیما توی روزنامه نشسته بودم و «جنگنوشت» مینوشتم. وقتی موشک به ساختمان اصابت کرد اولین نفری بودم که فیلم لحظه اصابت موشک به ساختمان و اجرای سحر امامی را دانلود کردم و لپتاپ به دست توی تحریریه میچرخیدم به رفقایم نشان میدادم.
چنان به وجد آمده بودم و شور انقلابی چنان در رگ و پیام شعله کشیده بود که همان روز نوشتم جنگ جای عجیبی است. آنقدر عجیب که دل نگران مجری تلویزیونی میشوی که تا روز قبلش برایت حوصلهسربر و اعصاب خوردکن بود. آن روز گذشت اما از فردای آن روز تصویر سحر امامی روی بیشتر بیلبوردهای شهر نقش بست.
هر کس که به دیدار ساختمان شیشهای میرفت رئیس صداوسیما به ضمیمه خانم امامی به پیشواز رفتند و احتمالاً خاطره آن روز را تعریف کردند. یکی مدالش را تقدیم ایشان کرد.
آن یکی در حاشیه بزرگداشت شهدا از ایشان تقدیر کرد و خلاصه آنقدر از ایشان تقدیر به عمل آمد که دوباره تصویر این مجری برای شخص نگارنده حوصلهسربر و اعصابخوردکن شد.
با این همه هر بار که تصویر ایشان را میدیدم خون دل میخوردم و به این فکر میکردم که چرا در این سیستم عریض و طویل یک نفر نیست که به آقایان بگوید این جنگ به غیر از سرکار خانم امامی قهرمانهای دیگری هم داشت.
خودتان را بگذارید جای خانواده شهدای صداوسیما، منی که در متن خبرها نشستهام و صبح و ظهر و شام خبر میخورم ندیدهام که یکدهم این خانم قدرشان دانسته شود. اصلاً کاری به مقام بالا بلند شهید ندارم، که حساب و اجرشان با خود خدا انشاالله… یک لحظه خودتان را جای آن مسئول پخشی بگذارید که تا لحظه آخر فرو ریختن ساختمان حاضر نبود از روی صندلی خدمتش بلند شود.
اگر شما عکسی از او در سطح شهر دیدید ما هم دیدیم. القصه همه این حرفها روی دلم مانده بود که ناگهان تصویری از سحر امامی در ونزوئلا روی خط خبرگزاریها آمد. مجری لژیونر شجاعت نداشتیم که به لطف دوستان و رفیق مادورو حاصل شد.
خلیج فارس:سحر امامی، مجری شناختهشده شبکه خبر، طی ماههای اخیر توجهات زیادی را جلب کرده است. او این روزها در ونزوئلاست، به کاخ ریاست جمهوری رفته و از دست مادورو جایزه گرفته است.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛اما نام سحر امامی در جریان جنگ 12روزه مطرح شد. به هر حال کمتر کسی در این حوالی است که صحنه حمله به صداوسیما و دکلمه سحر امامی و اصابت موشک به شبکه خبر و بازگشت او به اجرا را به طور مستقیم ندیده باشد. همین اقدام باعث شد که نامش بیش از پیش مطرح شود. البته، این روند موجب شد که برخی او را در کانون بحثهای مختلف قرار دهند.
البته که ماجرای توئیتی با رنگ و بوی بمب اتم نیز موجب انتشار اخباری پیرامون مجری شبکه خبر شد. توئیتی که البته توسط خودش تکذیب شد. اما اینکه سحر امامی این روزها در اوج شهرت به سر میبرد بر کسی پوشیده نیست. خانم مجری زندگیاش به قبل و بعد آن حمله به ساختمان شیشهای تقسیم شد. پیش از آن صرفا یک گوینده خبر بود و الان ضمن حفظ سمت به خارجه سفر میکند و مورد تقدیر افرادی نظیر مادورو واقع میشود.