












صنایع دستی

پوستهای که نهفقط محافظ، بلکه روایتگر هویت، فرهنگ و ارزش نهفته در کالا محسوب میشود. در حوزه صنایعدستی، که ذات آن بر اصالت، داستان و پیوند با فرهنگ بومی استوار است، اهمیت بستهبندی مناسب دوچندان میشود. این موضوع در استان بوشهر، با پیشینهای غنی از صنایعدستی دریامحور و اقلیمی، جلوهای خاصتر پیدا میکند.
صنایعدستی بوشهر همچون گبه و گلیمهای محلی، حصیربافی با برگ نخل، محصولات صدفی و دریایی، عبابافی و هنرهای وابسته به دریا، هرکدام حامل بخشی از هویت جنوب ایراناند. اما واقعیت این است که بسیاری از این محصولات، علیرغم کیفیت و اصالت بالا، بهدلیل بستهبندی نامناسب یا فقدان بستهبندی اصولی، در بازارهای داخلی و بهویژه خارجی، آنگونه که شایستهاند دیده نمیشوند. بستهبندی ضعیف میتواند ارزش محصول را کاهش دهد و حتی مانع از رقابت آن با کالاهای مشابه صنعتی شود.
بستهبندی مناسب در صنایعدستی، پیش از هر چیز، نقش یک ابزار بازاریابی خاموش را ایفا میکند. مشتری پیش از آنکه داستان هنرمند بوشهری یا زحمت بافنده حصیر از روستاهای اطراف دشتستان را بشنود، با ظاهر محصول مواجه میشود.
استفاده از رنگها، نقوش و متریال الهامگرفته از اقلیم جنوب ـ مانند طیفهای آبی دریا، رنگ کرم شنهای ساحلی و قهوهای نخلستانها ـ میتواند حس مکان و اصالت را به مخاطب منتقل کند. چنین بستهبندیای، بدون نیاز به توضیح طولانی، پیام خود را بهروشنی منتقل میکند.
از سوی دیگر، بستهبندی مناسب، ضامن حفظ کیفیت و دوام صنایعدستی است. محصولات حصیری یا صدفی بوشهر در برابر رطوبت، ضربه و فشار آسیبپذیرند. طراحی بستهبندی استاندارد که همزمان با محیطزیست سازگار باشد، میتواند از محصول محافظت کرده و اعتماد مشتری را افزایش دهد. این اعتماد، بهویژه در بازارهای گردشگری و صادراتی، سرمایهای ارزشمند محسوب میشود؛ چراکه خریدار اطمینان مییابد محصولی که بهعنوان سوغات یا هدیه انتخاب کرده، سالم و باکیفیت به مقصد خواهد رسید.
بومیسازی بستهبندی، فرصتی برای روایت داستان صنایعدستی بوشهر است. درج توضیحی کوتاه درباره کاربرد محصول، نام هنرمند، محل تولید و حتی اشارهای به پیشینه تاریخی آن، بستهبندی را به رسانهای فرهنگی تبدیل میکند. برای مثال، یک جعبه ساده اما خلاقانه برای محصولات صدفی که داستان پیوند مردم بوشهر با خلیج فارس را بازگو کند، میتواند ارزش احساسی محصول را چند برابر سازد. مشتری امروز، تنها خریدار یک کالا نیست، او بهدنبال تجربه و معناست.
نکته مهم دیگر، نقش بستهبندی در ایجاد تمایز و برندینگ است. بسیاری از هنرمندان صنایعدستی بوشهر بهصورت فردی یا کارگاهی فعالیت میکنند و توان تبلیغات گسترده ندارند. بستهبندی حرفهای میتواند بهعنوان امضای بصری هنرمند عمل کند و باعث شود محصول او در ذهن مخاطب ماندگار شود. تداوم در طراحی و استفاده از عناصر بومی، بهتدریج یک هویت برند محلی میسازد که اعتماد و وفاداری مشتری را بههمراه دارد.
در نهایت، باید پذیرفت که بستهبندی مناسب، هزینه نیست، سرمایهگذاری است. سرمایهگذاری بر دیدهشدن، بر روایت فرهنگ و بر افزایش ارزش افزوده صنایعدستی. برای استان بوشهر که ظرفیت بالایی در گردشگری فرهنگی و دریایی دارد، توجه به بستهبندی میتواند پلی باشد میان هنر سنتی و بازار مدرن. اگر صنایعدستی بوشهر با ظاهری درخور و داستانی شنیدنی به بازار عرضه شوند، نهتنها اقتصاد هنرمندان محلی تقویت میشود، بلکه تصویر فرهنگی جنوب ایران نیز پررنگتر و ماندگارتر در ذهن مخاطبان داخلی و جهانی نقش خواهد بست.
خلیج فارس: مدیرکل گمرک استان بوشهر گفت: فرش و صنایع دستی استان بوشهر به وزن ۱۰۸ تن و ارزش ۱۴۵ هزار دلار به بازارهای جهانی راه یافتند.
به گزارش خلیج فارس؛ علی سلیمانیاز صادرات ۱۸ میلیون و ۷۹۳ هزار تن کالای غیرنفتی به ارزش افزون بر شش میلیارد و ۹۴۷ میلیون دلار از گمرکهای استان بوشهر در هفت ماهه امسال خبر داد.
وی افزود: در صدر این محمولههای صادراتی، محصولات پتروشیمی، میعانات گازی، سیمان و کلینکر، انواع ماهی و میگو قرار داشتند. سلیمانی بیان کرد: این محصولات عمدتاً به ۴۱ کشور جهان ارسال شدهاند که چین، امارات متحده عربی، هند، پاکستان و ترکیه، برزیل، عمان، قطر، بنگلادش و روسیه مهمترین مقاصد بودهاند.وی ادامه داد: منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با صادرات بیش از ۱۵ میلیون و ۳۹۴ هزار تن کالا و ارزشی بالغ بر ۶ میلیارد و ۳۸۸ میلیون دلار، ۸۲ درصد حجم و ۹۲ درصد ارزش کل صادرات استان را به خود اختصاص داده است که نشاندهنده نقش بیبدیل این منطقه در تجارت خارجی کشور است.
سلیمانی تأکید کرد: ارزش هر تن کالای صادراتی در ماه مهر ماه به ۳۷۰ دلار رسیده که بیانگر رشد کیفی صادرات استان است. محصولات پتروشیمی به تنهایی با بیش از ۱۶ میلیون و ۹۰۷ هزار تن، بیشترین سهم از لحاظ حجم و ارزش را در صادرات استان داشتهاند.وی افزود: در کنار اینها، در مجموع ۵۹ هزار تن محصولات تولیدی و صنعتی و ۷۶ هزار تن محصولات کشاورزی نیز صادر شده است.
سلیمانی عنوان کرد: سایر گمرکهای استان نیز نقش مؤثری ایفا کردند؛ منطقه ویژه اقتصادی شماره یک بوشهر ۹۲۲ هزار تن و منطقه ویژه اقتصادی شماره ۲ بوشهر ۲۹۹ تن کالا صادر کردند. همچنین، فرش و صنایع دستی استان به وزن ۱۰۸ تن و ارزش ۱۴۵ هزار دلار به بازارهای جهانی راه یافتند.
وی اضافه کرد: در مجموع طی هفت ماه گذشته، بیش از پنج هزار و ۶۰۱ اظهارنامه صادراتی ثبت شده که حکایت از رونق تجارت استان دارد. مدیرکل گمرک بوشهر در پایان خاطرنشان کرد: تقویت زیرساختها، رفع موانع و تسهیل عملیات گمرکی در دستور کار قرار دارد تا سهم استان بوشهر از تجارت خارجی بیش از پیش ارتقا یابد.
خلیج فارس: یکی از بافتههای داری استان بوشهر گلیم است که در طرحها و اندازههای مختلف بافته میشود.


بهگزارش خلیج فارس، خلیل رازه گفت: نمایشگاه ملی صنایعدستی در دی ماه سال جاری در محل دائمی نمایشگاههای بینالمللی استان برگزار خواهد شد.
معاون صنایعدستی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان بوشهر افزود: این نمایشگاه با حضور هنرمندانی از سراسر کشور در رشتههای مختلف برگزار خواهد شد که میتوان گفت بعد از دوران کرونا، بزرگترین رویداد حوزه صنایعدستی در سطح استان است.
وی ادامه داد: همچنین در کنار عرضه محصولات صنایعدستی در این رویداد، ورکشاپهای زنده تولید محصول را خواهیم داشت که به جذابیت بیشتر نمایشگاه کمک خواهد کرد.
رازه در پایان بیان کرد: بدون تردید برگزاری چنین رویدادهایی میتواند نقش مهمی را در زمینه حمایت از تولید و تولیدکنندگان در حوزه صنایعدستی داشته باشد.
خلیج فارس: رییس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان نهاوند گفت: آش کشکک و ترشی چمور نهاوند در فهرست آثار ناملموس کشور ثبت شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایرنا؛محمد احمدی اظهار کرد: به دنبال پیشنهاد چند ماه پیش اداره میراث فرهنگی برای ثبت آش کشکک نهاوند، پس از بررسی کارشناسان مربوطه این غذا در فهرست آثار ملی ناملموس کشور به ثبت رسید.
رییس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان نهاوند ادامه داد: تا کنون ۱۰ مورد آثار ناملموس نهاوند شامل پخت شیرینی سنل، پخت کلوا، آش ورکواز، آش بادمجان، آش کشکک، ترشی چمور، گویش نهاوندی، گویش لکی، مراسم چهل منبران و مهارت بافت قالی نهاوند به ثبت ملی رسیده است.
احمدی در رابطه با ویژگیهای این غذا گفت: آش کشکک یکی از غذاهای سنتی خوشمزه نهاوند است که پخت آن نیز در حال حاضر رایج است اگر چه در گذشته رونق آن بیشتر از حال حاضر بود.
وی افزود: مواد تشکیلدهنده این غذای خوشمزه و مقوی که اغلب در زمستان پخته میشود شامل لوبیا قرمز، بلغور گندم که به زبان محلی(پلته) گفته میشد، شیره انگور یا عسل، شکر با دارچین و روغن حیوانی است که در گذشته اغلب با دیگ زود پز و روی آتش کرسی درست میشد.
خلیج فارس: ۲۰خرداد روز جهانی صنایعدستی و روز ملی فرش است. یکی از همین صنایعدستی گلیم است که آموزش بافت آن در استانهای مختلف کشور همچنان رایج است و مشتریهای پروپاقرصی هم دارد. کلرقیه، بانوی سالخورده یزدی، به همین دلیل است که هر روز از خواب بیدار میشود و به عشق طرفداران هنر و گلیم کار میکند. کلرقیه دهههاست این کار را انجام میدهد، آن هم بهسرعت!
متولد ابرکوه یزد
کلرقیه متولد شهرستان ابرکوه در یزد است و به همشهری میگوید که از بچگی مادرش را به یاد دارد که در خانه به گلیمبافی مشغول بوده و درواقع گلیمبافی یکی از نخستین کارهایی است که او با آن آشنا شده است. این بانوی 100ساله با این توضیح آشناییاش با گلیمبافی را چنین توصیف میکند: «وقتی بچه بودم، تفریحی نداشتم و همیشه کنار مادرم مینشستم و گلیمبافی او را تماشا میکردم. درواقع این هنر را از کسی یاد نگرفتم؛ بلکه به بافتن بقیه نگاه میکردم و به این شکل گلیمبافی
یاد گرفتم.» کلرقیه حالا بیش از 90سال است که گلیم میبافد و تا همین امروز همچنان در حال کار است.
من بودم و ۵ برادر
کلرقیه 10ساله بود که به خانه بخت رفت؛ درحالیکه از ابتدا بخت او گلیمبافی بود. خودش میگوید: «در 10سالگی ازدواج کردم. آنموقع مرسوم بود دختران در سن پایین ازدواج کنند. وقتی هم ازدواج کردم، گلیمبافی را ادامه دادم.» یکی از دلایلی که کلرقیه همچنان سخت کار میکند، به زندگی سخت او در دوران کودکی برمیگردد: «من بودم و 5تا برادر. زندگی سختی داشتیم و همه کار میکردیم؛ چون مجبور بودیم.» او یادآور میشود: «من در یک خانواده بسیار ضعیف به دنیا آمدم و از وقتی یادم میآید باید کار میکردم. الان هم همین است و اگر کار نکنم، کسی نیست به من کمک کند.» کلرقیه میگوید: «چند دختر دارم که همگی به گلیمبافی مشغولاند. با دختر بزرگم کار میکنم و درآمدی هم کسب میکنم که کفاف زندگی روزمره را میدهد.»
گلیمباف مشهور
کلرقیه در یزد فرد مشهوری است. علاوه بر کیفیت بالای گلیمها، سرعت بالای او در گلیمبافی زبانزد است. او میگوید: «گلیمبافی من در یزد خیلی معروف است و برخی مشتریها دنبال کارهای من هستند و فقط از من خرید میکنند. معمولا کارهای من را بهعنوان یک اثر زینتی به دیوار خانههای خود نصب میکنند.» کلرقیه ادامه میدهد: «90سال کار در گلیمبافی، یعنی اینکه بافتن هر نوع گلیمی را به چشم دیدهام و کار کردهام. برای همین، کار من با بقیه متفاوت است و همچنان سریعتر از بقیه گلیم میبافم.» کلرقیه عنوان میکند: «تا زمانی که زندهام باید کار کنم؛ اگر کار نکنم میمیرم. همه باید کار کنند و وقتی کار کنید، انگیزه شما هم زیاد میشود.»
منبع: روزنامه همشهری
خلیج فارس: مجموعه جهانی تخت جمشید در آخرین ساعات بازدیدهای نوروزی، شب بسیار شلوغی را سپری کرد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا؛در ساعات پایانی ۱۲ فروردین حضور مسافرانی که میخواستند از آخرین فرصتها در استان فارس استفاده کنند، باعث ایجاد ترافیک خودرویی و انسانی در پشت دربهای مجموعههای مختلف تاریخی و گردشگری استان شد.
در مجموعه جهانی تخت جمشید نیز چنین وضعیتی حاکم بود. حوالی غروب امروز، جاده منتهی به این مجموعه مملو از خودروهایی بود که در صف انتظار ورود به پارکینگ بودند. با وجود اینکه ساعت ۱۸ به عنوان ساعت پایان بازدید این مجموعه در نظر گرفته شده بود، اما تا حدود دو ساعت پس از این زمان نیز وضعیت ترافیکی جاده تخت جمشید تغییر چندانی نکرده بود.
از حدود ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه نگهبانهای مجموعه بدون دریافت ورودی، دربها را به سوی علاقهمندان باز کردند تا برای سیاحتی چند دقیقهای در مجموعه حضور پیدا کنند. رفتار خوب این ماموران میراث فرهنگی با قدردانی گردشگران همراه بود.
در ساعت ۱۸ همچنان فضای مجموعه مملو از جمعیت بود و تاریک شدن هوا هم نمیتوانست باعث دل کندن گردشگران از این بنای باشکوه باشد.
سه جوان اهل استان همسایه، کهگیلویه و بویراحمد در گفتوگویی اظهار کردند: ما همین چند دقیقه قبل به مجموعه رسیدیم و میخواهیم حتما به مقبره خشایارشاه برسیم.
یکی از آنها تخت جمشید را تنها مقصد گردشگری خود در استان فارس عنوان کرد و گفت: ما همین امروز از گچساران راه افتادیم و اگر با ترافیک سنگین مواجه نمیشدیم، خیلی زودتر وارد تخت جمشید میشدیم.
وی همچنین خواستار عریضتر شدن جاده منتهی به مجموعه شد.
مقبره خشایارشاه در دامنه کوهی که پشت مجموعه تخت جمشید قرار دارد، واقع شده است. با وجود تذکر ماموران از بلندگو برای خروج از مجموعه، سه جوان به سمت مقبره حرکت کردند.
با مادر خانوادهای ۶ نفره با گویش غلیظ آذری نیز گفتوگو کردیم. وی خود را اهل شهر ارومیه معرفی کرد و گفت: از سه چهار روز پیش در شیراز هستیم و فرصت نشده بود به اینجا بیاییم.
او ادامه داد: شیراز آنقدر مکانهای زیبا برای تماشا دارد که فرصت نکردیم همه آنها را ببینیم. امروز خیلی سریع خودمان را به تخت جمشید رساندیم. چون فردا باید برگردیم.
این مادر تبریزی از اینکه در ساعات کمبود روشنایی وارد تخت جمشید شده ابراز تاسف کرد و گفت: انشاءالله دفعه بعد که به استان شما آمدیم، قبل از هر جایی ابتدا وارد تخت جمشید خواهیم شد.
پدر جوان اهل تهران هم که مشغول پایین آمدن از پلههای کوتاه اما پرتعداد مجموعه بود، از وضعیت روشنایی این مسیر گلایه کرد و گفت: پسر کوچک من برای پایین آمدن از این پلهها واقعا دچار مشکل شده بود، چون نور کافی وجود ندارد و تشخیص اینکه باید پا را کجا قرار بدهیم، مشکل است.
وی سپس از شکوه تخت جمشید به عنوان یکی از ماندگارترین لحظات سفر امسال خود یاد کرد و گفت: تخت جمشید شاید در عکسها زیباتر به نظر برسد اما هرگز نمیتوانید از طریق عکس و فیلم، شکوه آن را آنطور که باید و شاید لمس کنید.
هشدارهای مداوم ماموران مجموعه از طریق بلندگو، فقط بخشی از جمیعت را میتوانست به خروج از تخت جمشید مجاب کند و بهنظر میرسد در کلیه ایام نوروز، ماموران کار سختی برای تخلیه مجموعه داشتهاند. یکی از این ماموران در این ارتباط گفت: متاسفانه بعضی افراد با ما همکاری نمیکنند. نمیدانم چرا فرهنگ استفاده از اماکن تاریخی برای عدهای تعریف نشده است. وقتی رسما اعلام میشود که تا فلان ساعت مجموعه فعالیت دارد، مردم هم باید همکاری کنند و به قوانین احترام بگذارند.
در درب ورودی مجموعه نیز ازدحام زیادی ایجاد شده بود و بخشی از مسافران که تازه از ترافیک رها شده و پارکینگ را به سمت مجموعه ترک کرده بودند، با اصرار از ماموران میخواستند اجازه ورود آنها را صادر کنند.
ماموران نیز سعی در قانع کردن آنها داشته و میگفتند: مجموعه کاملا تاریک شده است، میخواهید بروید چه چیزی را ببینید؟
اما مراجعان همچنان اصرار داشتند که پیش از بازگشت به شهر خودشان، برای چند دقیقه هم که شده بتوانند پای خود را به این میراث جهانی باز کنند.
غرفههای صنایع دستی واقع در پیادهروی منتهی به مجموعه نیز از رونق بسیار خوبی برخوردار بود. یکی از فروشندگان که اشیاء سنگی سفالی عرضه میکرد، در پاسخ به این سوال خبرنگار ایسنا که «مگر قرار نبود امسال فقط صنایع دستی واقعی در تخت جمشید فروخته شود؟» گفت: غرفه ما از ابتدای عید پر از صنایع دستی واقعی بود که خوشبختانه همگی آنها فروش رفت.
وی افزود: غرفه ما حدود ۱۰۰ میلیون تومان صنایع دستی داشت که به لطف خدا با توجه به بازدیدکنندگان بسیار زیاد این مجموعه، همگی آنها فروخته شد و این مقدار صنایع دستی غیرواقعی که میبینید، تهمانده بساط ماست که ارزش چندانی ندارد.
ازفروشندهای دیگر که به عرضه سفرههای قلمکار مشغول بود، گفت: بخشی از این سفرهها کاملا کار دست هستند اما برای برخی دیگر، فقط طراحی توسط طراحان صورت گرفته و دوخت توسط ماشین انجام شده است.
وی این محصولات را صادره از استانهای یزد و اصفهان عنوان کرد.
در مجموع بهنظر میرسید وضعیت فروش غرفههای صنایع دستی بسیار مطلوب بوده است و رضایتمندی در چهره بیشتر غرفهداران هویدا بود.
«تخت جمشید» مجموعهای از چند کاخ تو در تو در کنار دشت مرودشت و در کوهپایهٔ کوه رحمت در استان فارس واقع در حدود ۱۰ کیلومتری شهر مرودشت است.
در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت جدید هخامنشیان در پارسه برگزیده شد. بنیانگذار تخت جمشید، داریوش یکم بود که پس از او، پسرش خشایارشاه و نوهاش اردشیر یکم با افزودن بناهای دیگر، این مجموعه را گسترش دادند.

به گزارش خلیج فارس؛ به گفته مسئول سازمان بسیج هنرمندان استان هدف از برگزاری این نمایشگاه حمایت از هنرمندان هم استانی فعال در عرصههای مختلف هنرهای دستی و همچنین گرد هم جمع کردن و انسجام بهتر این هنرمندان است تا در آینده بتوان این سطح از نمایشگاهها را در نقاط مختلف استان دایر کرد.
مردانی افزود: امیدواریم در آینده با برنامه ریزیهایی که در سطوح مختلف فرماندهی سپاه و بسیج استان انجام میشود بتوانیم یک نمایشگاه دائمی را برای این هنرمندان دایر کنیم.
این نمایشگاه تا ۵ آذر ماه از ساعت ۱۶ تا ۲۱ پذیرای بازدید کنندگان است.








