علی قنواتی اصل*
در صنعت پتروشیمی، بعضی اتفاقها شاید در ظاهر یک جلسه، یک نشست یا یک گردهمایی ساده باشند، اما اهمیت واقعی آنها را باید در اتفاقاتی جستوجو کرد که بعد از پایان جلسه رخ میدهد.
اولین گردهمایی صمیمی مدیران مجتمع و مدیران HSE پتروشیمیهای منطقه پارس را میتوان از همین زاویه دید؛ نه صرفاً یک برنامه تشریفاتی و اداری، بلکه تلاشی برای بازگرداندن یک سنت ارزشمند به صنعت پتروشیمی؛ سنتی که در آن مدیران HSE و مدیران عملیاتی، به دور از مکاتبات رسمی و گزارشهای سازمانی، درباره تجربههای واقعی، چالشهای مشترک، خطاها، بحرانها و راههای پیشگیری از حوادث با یکدیگر گفتوگو کنند.
این اتفاق، بهویژه در منطقهای مانند منطقه ویژه افتصادی انرژی پارس که مجموعهای از بزرگترین و حساسترین مجتمعهای پالایشگاهی و پتروشیمی کشور را در کنار یکدیگر جای داده است، اهمیت دوچندان دارد.

HSE؛ فراتر از مرزهای سازمان
حادثه در صنعت نفت، یک پدیده کاملاً سازمانی نیست که بتوان آن را در مرزهای یک شرکت محصور کرد. آتش سوزی، انفجار، انتشار مواد خطرناک، اختلال در تأسیسات، قطع انرژی، آلودگی شدید محیط زیست، بحرانهای طبیعی یا هر وضعیت اضطراری دیگر، میتواند در مدت کوتاهی آثار خود را از یک واحد صنعتی به واحدهای مجاور منتقل کند.
به همین دلیل، HSE در صنعت صنعت بیش از آنکه یک واحد سازمانی باشد، یک شبکه مشترک از مسئولیتها، تجربهها و آمادگیها است.
در چنین شرایطی، وقتی مدیران HSE شرکتهای مختلف یک منطقه با یکدیگر گفتوگو میکنند، در واقع بخشی از دیوارهای سازمانی را کنار میزنند و به یک پرسش مشترک پاسخ میدهند:
اگر فردا حادثهای جدی رخ دهد، آیا تجربه امروز ما میتواند جان انسانها، تجهیزات و سرمایههای کشور را نجات دهد؟
پاسخ این پرسش، در بسیاری از مواقع نه در کتابها و دستورالعملها، بلکه در تجربه کسانی وجود دارد که خودشان یک بحران را مدیریت کردهاند.

تجربههایی که نباید گم شوند
در سالهای گذشته، در سطح شرکت ملی صنایع پتروشیمی، جلسات و نشستهایی میان مدیران و مسئولان HSE برگزار میشد. این نشستها فرصتی بود برای طرح مسائل مشترک، انتقال تجربه و شکلگیری نگاههای هماهنگتر در حوزه سلامت، ایمنی و محیط زیست.
اما به مرور، این جلسات کمرنگ شد و سپس با شیوع کرونا، بسیاری از ارتباطات حضوری و گردهماییهای تخصصی عملاً متوقف یا محدود شدند.
در نتیجه، بخشی از آن ارتباط چهرهبهچهره و سرمایه ارزشمند اجتماعی که میان مدیران صنعت شکل گرفته بود، کمرنگ شد.
در صنعت پتروشیمی اما تجربه، سرمایهای نیست که بتوان آن را برای همیشه در یک فایل، گزارش یا دستورالعمل ذخیره کرد.
گاهی یک مدیر HSE در یک مجتمع، راهکاری برای مدیریت یک وضعیت اضطراری پیدا کرده که میتواند برای مجتمع دیگری حیاتی باشد. گاهی یک حادثه یا شبهحادثه، درسی به یک مجموعه داده که اگر به موقع منتقل شود، میتواند از تکرار همان اتفاق در جای دیگری جلوگیری کند.
اینجاست که اهمیت چنین گردهماییهایی روشن میشود.
انتقال تجربه، یکی از ارزانترین و در عین حال ارزشمندترین ابزارهای پیشگیری از حادثه در جهان است.

جنگ؛ آزمونی واقعی برای HSE پتروشیمی
در دوره جنگ و آسیبهایی که به برخی مجتمعهای پتروشیمی وارد شد، صنعت پتروشیمی کشور با یکی از دشوارترین آزمونهای خود مواجه شد و این محکی بود برای مشخص شدن میزان تاب آوری سیستم های مدیریت شرایط اضطراری در این صنعت بزرگ.
در چنین شرایطی دیگر نمیتوان از HSE صرفاً با ادبیات دستورالعمل، چکلیست و ممیزی سخن گفت.
بحران واقعی، زمانی است که مدیران باید در کوتاهترین زمان ممکن تصمیم بگیرند، نیروها را مدیریت کنند، شرایط اضطراری را کنترل کنند، از گسترش حادثه جلوگیری کنند و در عین حال استمرار فعالیت و حفاظت از سرمایههای انسانی و فیزیکی را در نظر داشته باشند.
تجربهای که مجتمعهای پتروشیمی در این دوره به دست آوردند، یک دانش میدانی ارزشمند است.
این تجربه نباید با پایان بحران پایان یابد.
باید ثبت شود، تحلیل شود، میان شرکتها به اشتراک گذاشته شود و در طراحی سناریوهای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
از این منظر، گردهمایی مدیران مجتمع و مدیران HSE منطقه پارس میتواند دقیقاً همان بستری باشد که صنعت به آن نیاز دارد؛ بستری برای اینکه تجربههای بحران، به دانش سازمانی تبدیل شوند.

چرا حرکت پتروشیمی پارس قابل توجه است؟
در این میان، باید از رویکرد مدیریتی شرکت پتروشیمی پارس و نگاه این مجموعه به برگزاری چنین نشستی به شکل ویژه یاد کرد.
اهمیت این اقدام صرفاً در «برگزاری یک گردهمایی» نیست؛ ارزش اصلی آن در تشخیص یک نیاز واقعی در صنعت است.
مدیریتی که به جای نگاه کردن به HSE به عنوان یک موضوع صرفاً داخلی، آن را در چارچوب منطقهای و بینشرکتی میبیند، در حقیقت یک گام به سمت بلوغ بیشتر مدیریت HSE برداشته است.
شاه بیت کلام آقای مهندس سعید گنجی مدیر محترم مجتمع پتروشیمی پارس همین برداشتن مرزها و خارج شدن از رویکرد جزیره ای در حوزه HSE بود. تاثیر رویکرد و نگاه نوین مدیر عامل و تعهد آقای دکتر عبدالکریم پهلوانی و روحی که در کالبد HSE دمیده بود را می شد حس کرد.
به عنوان یک مدیر HSE کهنه کار معتقدم در برابر این رویکرد آینده نگر پتروشیمی معظم پارس، باید کلاه را از سر برداشت و سر تعظیم فرود آورد. این نقطه عطفی در تاریخ HSE منطقه پارس خواهد بود.
پتروشیمی پارس با ایجاد چنین فضایی نشان داده است که میتوان میان شرکتهای مختلف یک منطقه صنعتی، گفتوگویی شکل داد که محور آن نه رقابت، بلکه همافزایی برای حفاظت از انسان، محیط زیست و سرمایههای صنعتی کشور باشد.
این رویکرد، بهخصوص در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، ارزشمند است؛ زیرا مجموعه ای عظیم از مجتمع های بزرگ صنعتی در یک پهنه جغرافیایی فعالیت میکنند، سطح ایمنی هر شرکت تا حدی به آمادگی شرکتهای اطراف آن نیز وابسته است و HSE زبان مشترک همه آنها.
بنابراین، ابتکار پتروشیمی پارس را میتوان بیش از یک اقدام سازمانی، نشانهای از یک نگاه مدیریتی دانست؛ نگاهی که میخواهد از تجربههای پراکنده، یک سرمایه مشترک برای صنعت بسازد.

ضرورت ایجاد یک «شبکه یادگیری»
ارزش واقعی این گردهمایی زمانی مشخص خواهد شد که این حرکت ادامه پیدا کند.
اگر قرار باشد این نشست فقط یک رویداد تقویمی باشد، بخش مهمی از ظرفیت آن از دست خواهد رفت.
اما اگر این گردهمایی به یک شبکه مستمر یادگیری میان مدیران مجتمعها و مدیران HSE تبدیل شود، میتواند آثار بسیار بزرگتری داشته باشد.
تصور کنید هر مجتمع، تجربه چند ساله خود را درباره مدیریت بحران، آتشنشانی، واکنش در شرایط اضطراری، مدیریت پیمانکاران، فرهنگ ایمنی، آموزش کارکنان، حوادث و شبهحوادث و حتی خطاهای مدیریتی در اختیار دیگران قرار دهد.
آنوقت یک اتفاق مهم رخ میدهد:
هر شرکت دیگر مجبور نیست تمام تجربهها را با هزینه خودش و از مسیر آزمون و خطا به دست آورد.
صنعت میتواند از تجربه یکدیگر یاد بگیرد.
و این دقیقاً همان چیزی است که در بسیاری از صنایع پیشرفته جهان تحت عناوینی مانند درسآموختهها، اشتراک تجربه و سازمان یادگیرنده دنبال میشود.
HSE نباید فقط بعد از حادثه دیده شود
یکی از چالشهای تاریخی مدیریت HSE این است که گاهی اهمیت آن پس از وقوع حادثه بیشتر دیده میشود.
در حالی که فلسفه اصلی HSE، پیشگیری است.
مدیریت بالغ HSE مدیریتی نیست که فقط پس از حادثه واکنش مناسبی نشان دهد؛ بلکه مدیریتی است که بتواند قبل از وقوع حادثه، نشانهها را ببیند، خطرات را بشناسد و از تجربه دیگران استفاده کند.
گردهماییهایی از این جنس میتوانند به تغییر همین نگاه کمک کنند.
وقتی مدیران درباره حوادث، شبهحوادث و حتی اشتباهات یکدیگر صادقانه صحبت میکنند، در واقع یک فرهنگ مهم را تقویت میکنند: فرهنگ یادگیری به جای فرهنگ پنهانکاری.
این شاید یکی از مهمترین دستاوردهای چنین نشستهایی باشد.
حالا منطقه پارس میتواند یک الگوی HSE داشته باشد. «شرکت پتروشیمی پارس»
اگر این ارتباط میان مدیران مجتمعها با رویکرد پتروشیمی پارس استمرار پیدا کند، میتوان در آینده به شکلگیری بانک مشترک درسآموختهها، تمرینهای مشترک شرایط اضطراری، برنامههای آموزشی بینشرکتی، مانورهای مشترک، تبادل تجربیات تخصصی و حتی تدوین استانداردها و رویههای هماهنگ منطقهای فکر کرد.
این مسیر میتواند یک پیام روشن نیز برای نسل جدید مدیران HSE داشته باشد:
هیچ شرکتی به تنهایی همه پاسخها را ندارد. صنعت زمانی ایمنتر میشود که تجربههای خوب از پشت دیوارهای سازمانی خارج شوند و در اختیار دیگران قرار گیرند.

شروع دوباره یک رویداد بزرگ
شاید مهمترین ویژگی این گردهمایی، «اولین بودن» آن نباشد؛ بلکه شروع دوباره یک مسیر قدیمی اما ضروری باشد.
کرونا بسیاری از ارتباطات حرفهای را از بین برد یا کمرنگ کرد. شرکت ملی صنایع پتروشیمی در لاک حاکمیتی صرف فرو رفت. و تغییرات مدیریتی، فشارهای اقتصادی و مسائل متعدد صنعت نیز باعث شد بخشی از ظرفیت گفتوگوی جمعی میان مدیران HSE کمتر مورد استفاده قرار گیرد.
اکنون شاید زمان آن رسیده باشد که این ارتباطها دوباره شکل بگیرند.
تجربه جنگ و مدیریت شرایط اضطراری در مجتمعهای پتروشیمی نیز اهمیت این موضوع را بیش از گذشته نشان داده است.
از این منظر، گردهمایی صمیمی مدیران مجتمع و مدیران HSE پتروشیمیهای منطقه پارس را میتوان یک نقطه شروع امیدوارکننده دانست؛ نقطهای که اگر با حمایت مدیران ارشد صنعت و استمرار در برگزاری نشستها همراه شود، میتواند به یک حرکت مؤثر و ماندگار تبدیل شود و امیدوارم این حرکت تبدیل به یک حرکت منطقه ای مشترک بین شرکت های پتروشیمی، شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی و شرکت نفت وگاز پارس با محوریت سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به عنوان نماینده بخش حاکمیتی شود.
پتروشیمی پارس در این میان، با فراهم کردن چنین فضایی، قدمی مثبت در جهت تقویت ارتباط میان مدیران و بازگرداندن گفتوگوی حرفهای به حوزه HSE برداشته است.
اما ادامه این راه، نیازمند آن است که این نشست از «رویداد» به «فرهنگ» تبدیل شود.
فرهنگی که در آن مدیران، تجربههای خود را سرمایه شخصی نمیدانند؛ بلکه آن را سرمایهای برای کل صنعت میبینند.
در نهایت، شاید بهترین تعریف برای این گردهمایی یک جمله باشد:
گاهی برای جلوگیری از حادثه بعدی، لازم نیست فناوری جدیدی اختراع کنیم؛ کافی است تجربهای را که یک نفر پیش از ما به دست آورده، درست بشنویم.
اگر این گردهمایی بتواند همین گفتوگو را دوباره در صنعت پتروشیمی زنده کند، میتوان امیدوار بود که یک جلسه ساده، آغاز یک مسیر بزرگتر برای یادگیری، همافزایی و ایمنی بیشتر در منطقه پارس باشد.
* دکترای محیط زیست، دانش آموخته مدیریت کسب و کار و پژوهشگر حوزه صنعت نفت






افسون زیرک
شاید مهمترین اتفاق این نشست همین بود؛ اینکه در حضور شماری از مدیران روابط عمومی پتروشیمی های منطقه، برای چند ساعت فاصله معمول میان «صنعت» و «رسانه» کمتر شد. خبرنگاران با مدیران روابط عمومی گفتگو کردند و فضایی شکل گرفت که از قالب خشک و رسمی بسیاری از برنامههای سازمانی فاصله داشت.






علی قنواتی اصل






