خلیج فارس:تصویری قدیمی و دیدنی از شکل و شمایل تهران را در دهه ۲۰ هجری شمسی مشاهده میکنید.
منبع:فرادید
خلیج فارس:آرش عباسی، نویسنده «پایتخت» درباره حمله به زیرساختهای ایران واکنش نشان داد
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا؛ آرش عباسی، نویسنده «پایتخت» درباره حمله به زیرساختهای ایران واکنش نشان داد و گفت: جملهی “فدای سر جوونامون” و “بهترش رو میسازیم” فقط از دهان متوهمین بیرگ و ریشهای درمیآید که هر چه داشته باشند ذرهای مغز در سرشان نیست.
هیچکدوم از اون “جوونامون” برای ویرانی ایران و کشته شدن هموطنهاشون نرفتن جلوی گلوله. “بهترش” رو هم شما جماعت ایران اینترنشنالبین خارجنشین که هیچ، خود ترامپ هم نمیتونه چیزی مثل پارس جنوبی بسازه.
پارس جنوبی سرمایه و عمر چند نسل از مردم ایرانه که با نابود شدنش حتی نانواییها هم نمیتونن درست کار کنن که نون به پدر و مادراتون برسونند.
خلیج فارس:در روزهای اخیر انتشار یک ویدئو در فضای مجازی با محوریت برگزاری کلاسهای بازیگری توسط سارا و نیکای سریال «پایتخت» واکنشهای گستردهای را در میان کاربران و رسانهها به همراه داشته است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ در روزهای اخیر انتشار یک ویدئو در فضای مجازی با محوریت برگزاری کلاسهای بازیگری توسط سارا و نیکای سریال «پایتخت» واکنشهای گستردهای را در میان کاربران و رسانهها به همراه داشته است. بسیاری از مخاطبان با طرح پرسشهایی نسبت به ماهیت این کلاسها و اعتبار آنها ابراز تردید کردهاند و اغلب واکنشها جنبه انتقادی داشته است.
برای بررسی این موضوع، برنامه «هشت شب» گفتوگویی با مهلا رنجبران خبرنگار سلام سینما انجام داد. رنجبران در این گفتوگو توضیح داد که داستانی که این روزها در فضای مجازی وایرال شده بیشتر شبیه یک بازی رسانهای یا کلک تبلیغاتی است. ماجرا از یک ریل اینستاگرامی شروع شد که در آن تدریس بازیگری توسط سارا و نیکا مطرح شد و به سرعت دست به دست شد. اما واقعیت این است که این کلاسها اساساً کلاس بازیگری نیستند.
به گفتهی رنجبران، این دوره شامل دوازده جلسه حضوری است که برای شرکت در آن خانوادهها باید بیست و پنج میلیون تومان پرداخت کنند. او افزود که در حقیقت این کلاسها تمرین تئاتر کودکانه برای گروه سنی شش تا دوازده سال است. بچهها در طول جلسات یک نمایش را تمرین میکنند و در پایان خروجی همان نمایش به آنها نشان داده میشود.
وی همچنین درباره ادعای برگزارکنندگان مبنی بر دیده شدن کودکان توسط کارگردانان و بازیگران مطرح سینما و تئاتر گفت این ادعا بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و مشخص نیست تا چه اندازه عملی شود. اصل ماجرا این است که از یک تبلیغ اینستاگرامی شروع شد و به شکل گستردهای در فضای مجازی بازتاب پیدا کرد.
رنجبران در ادامه به حاشیههای همیشگی سارا و نیکا اشاره کرد و گفت این دو بازیگر بیش از آنکه در سریال پایتخت دیده شوند، در اینستاگرام و فضای مجازی حضور پررنگی داشتهاند. از تبلیغات گرفته تا فعالیتهای رسانهای و حتی بحث مهاجرتشان، همواره با حاشیه همراه بودهاند. حالا به نظر میرسد قصد دارند از طریق چنین کلاسهایی برای خود شغلی ایجاد کنند.
در پایان این گفتوگو، خبرنگار تأکید کرد که ماجرای کلاسهای بازیگری سارا و نیکا بیش از آنکه یک فرصت آموزشی جدی باشد، بیشتر به عنوان یک بازی رسانهای و تبلیغاتی شناخته میشود.
خلیج فارس:تصویری از برگزاری کارگاه بازیگری برای کودکان توسط سارا و نیکای سریال پایتخت، باعث شگفتی و انتقاد بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی شده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ تصویری از تبلیغ کارگاه بازیگری سارا و نیکا، دو خواهری که در ابتدای سریال پایتخت نقش دختران خانواده را بازی میکردند، حسابی در شبکههای اجتماعی وایرال شده است. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی توانایی و دانش این دو خواهر برای برگزاری کارگاه بازیگری برای کودکان را زیر سوال بردهاند و معتقدند کیفیت بازی سارا و نیکا در سریال پایتخت گواه این موضوع است.
خلیج فارس:روایتی تصویری از تولد نماد تهران؛ برج آزادی که ۵۵ سال پیش در ۲۴ مهر ۱۳۵۰ به بهرهبرداری رسید.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی: ۵۵ سال پیش، نماد تهران از دل خاک بالا آمد. ۲۴ مهر ۱۳۵۰، روزی بود که یکی از ماندگارترین نشانههای پایتخت به بهرهبرداری رسید.
تصاویر پیشرو گوشهای از مراحل ساخت برج آزادی را در سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، به روایت اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، نشان میدهد.



منبع:برترین ها
خلیج فارس:علی اعطا در روزنامه شرق نوشت: در روزهای اخیر، رئیسجمهور بار دیگر در آستانه روز تهران و در استان هرمزگان، از ضرورت انتقال پایتخت به سمت خلیج فارس سخن گفته و اشاره کردهاند «وقتی موضوع رسانهای شد برخی انتقاد کردند، اما امروز با دیدن مشکلات، درمییابیم که آن پیشنهاد الزام است، نه انتخاب».
اما منظور از انتقال پایتخت چیست؟ در اظهارنظرهای مدیران یا سیاستگذاران ارشد دولتی گاهی به نظر میرسد تعریف مشخص و روشنی از مفهوم پایتخت وجود ندارد. وقتی از انتقال پایتخت صحبت میشود، دقیقا منظور آنها چیست؟
پایتخت در ادبیات جهانی همیشه بهعنوان مرکز سیاسی و اداری شناخته میشود؛ یعنی مقر اصلی حکومت و قدرت. حالا ممکن است در مواردی درباره قطب اقتصادی یا مرکز فرهنگی یک کشور، برای انتقال بهتر اهمیت آن، از ترکیب «پایتخت فرهنگی» یا «پایتخت اقتصادی» نیز استفاده شود، ولی پایتخت به معنای صحیح آن به مرکز سیاسی و اداری اطلاق میشود. در اظهارنظرها شاهد این نوسان هستیم که گاهی از انتقال مرکز سیاسی و اداری صحبت میشود و گاهی نیز گفته میشود که انتقال پایتخت به معنای انتقال مرکز اقتصادی به نقطهای دیگر است. این ابهام باعث ایجاد اغتشاش در اظهارنظرها میشود.
ادبیات تمرکززدایی در تهران امروز عموما در برابر راهکار انتقال پایتخت مطرح است. تمرکززدایی از دهه ۴۰ در تهران و پس از انقلاب در سال ۶۴ مجددا طرح میشود و نیز بعد از جنگ، در سال ۶۸. گویی همواره یک حرکت آونگی بین انتقال پایتخت و تمرکززدایی از پایتخت وجود داشته است. هر بار مطالعات مختلفی انجام میگرفت و در نهایت این جمعبندی به دست میآمد که راهحل مسائل موجود، نمیتواند انتقال پایتخت باشد و این کار بهطور عملی شدنی نیست.
پس از انقلاب و بهویژه پس از انجام مطالعات مختلف، قانونی تحت عنوان «قانون امکانسنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران» تصویب شد. این قانون انتقال پایتخت را تنها در چارچوب امکانسنجی میبیند. اما درباره ساماندهی و تمرکززدایی از تهران مجددا تأکید و قانونی در اواخر اردیبهشت سال ۹۴ ابلاغ شده است. برای اینکه چرا همیشه بحث انتقال پایتخت مطرح بوده، میتوانیم دو دلیل عمده را شناسایی کنیم؛ اول، مخاطرات امنیتی در تهران است که این تهدیدات هم از سوی بحرانهای سیاسی و هم بحرانهای طبیعی احساس شده و دوم، مسائل و مشکلات شهر تهران است؛ بهگونهای که این تلقی وجود داشته که با حضور سنگین مرکز اداری و سیاسی، این مسائل حلشدنی نیست.
از دیگر سو، ما هیچ راهکار مشخصی برای اینکه اگر تهران دیگر پایتخت نباشد، چه اتفاقی قرار است برای این شهر بیفتد، مشاهده نمیکنیم. در یکی از پژوهشها که چند سال پیش انجام شد، برآوردی ارائه شد که نشان میداد اگر پایتخت منتقل شود، تنها حدود دو میلیون نفر از جمعیت شهر تهران (در یک بازه زمانی ۱۵ تا ۲۰ساله) مهاجرت میکنند. پس اینکه تصور کنیم با انتقال پایتخت، یک کاهش جمعیت جدی در تهران خواهیم داشت، اشتباه است و چنین اتفاقی نمیافتد. ضمن اینکه تهران بهعنوان پایتخت، در طول تاریخ شکل گرفته و بسیاری از زیرساختها، مراکز اداری، پایتختی و… در آن به وجود آمده و با توسعهای که در این مدت پیدا کرده، بهسادگی قابل انتقال نیست.
علاوه بر این، یک نکته مهم که معمولا در بحثهای مربوط به انتقال پایتخت نادیده گرفته میشود، اندازه دولت است. باید در نظر گرفت که اندازه دولت در کشورهای مختلف متفاوت است. ما یک دولت بزرگ داریم که شامل مجموعه بزرگی از پرسنل، وزارتخانهها و نهادهای مختلف است. تمرکز این نهادها در تهران بهطور خاص وجود دارد و معمولا این جنبه از انتقال پایتخت بررسی نمیشود. این در حالی است که در کشورهایی که تجربه موفقی در انتقال پایتخت داشتهاند، باید این موضوع را مدنظر قرار داد که اندازه دولت آن کشورها چگونه است.
آقای پزشکیان در یکی از مصاحبههای خود اشاره کردند انتقال مرکزیت سیاسی و اقتصادی از تهران باید اینگونه باشد که ابتدا خودمان به آن مکان برویم و سپس مردم دنبالمان بیایند. این نکته خلط مبحث میان انتقال پایتخت بهعنوان مرکز سیاسی و اداری با این موضوع است که ما به توسعه اقتصادی نقطهای فکر کنیم. اصلا اینگونه نباید باشد که دولت برود در جایی مستقر شود تا مردم دنبالش بیایند.
در سیاستهای کلی توسعه دریامحور که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده، هیچ اشارهای یا رد و اثری درباره انتقال مرکز سیاسی و اداری وجود ندارد و تمام این سیاستها مربوط به توسعه درونزا مبنی بر گردشگری، صیادی، تجارت و سرمایهگذاری و ظرفیتهای محیطزیستی است. بحث بر سر انتقال پایتخت از تهران به مکانهای مختلف، حاکی از چالشهای پیچیدهای است که هم از نظر اقتصادی و هم از منظر محیطی نیاز به بررسیهای دقیقتر دارد.
حضور سنگین دولت در یک منطقه، نهتنها مانع جذب سرمایهگذاری میشود، بلکه به توسعه اقتصادی آن منطقه نیز آسیب میزند. سرمایهگذار زمانی جذب میشود که شاهد توسعه اقتصادی و زیرساختهای مناسب باشد، نه وقتی که دولت در آن منطقه حضور سنگینی داشته باشد.
اگر دولت تصمیم به انتقال پایتخت بگیرد، باید از ابتدا تأمین مالی و منابع لازم برای ایجاد زیرساختهای کافی در این مناطق را در نظر بگیرد و آن را بهروشنی و وضوح برای همه مردم بیان کند. اولین احتمال این است که ایده اصلی دولت برای تأمین هزینههای انتقال پایتخت، «تأمین مالی زمینپایه» است؛ به این معنی که اراضی آنجا را زیر بارگذاری ببرند که نتیجهاش مولدسازی است. اما وقتی صحبت از منطقه مکران و سیاستهای کلی نظام برای توسعه دریامحور میشود، این مدل تأمین مالی زمینمحور به وضوح با دیدگاهها و استراتژیهای کلان کشور مغایرت دارد.
سیاستهای کلان، بهویژه آنچه درباره توسعه اقتصادی مبتنی بر دریا، گردشگری، بازرگانی، صیادی و اقتصاد درونزا و نیز سرمایهگذاری داخلی و خارجی مطرح شده، کاملا متفاوت از یک رویکرد تمرکزگرایانه و سنگین دولت در یک منطقه خاص است. سیاستهای دریامحور بر توسعه پایدار و استفاده بهینه از منابع محلی تأکید دارند، درحالیکه یک پیشنهاد برای انتقال پایتخت و استفاده از اراضی آن برای تأمین مالی، احتمالا به یک نوع توسعه غیرمنطقی و نامتوازن منتهی خواهد شد.
خلیج فارس:محسن تنابنده اعلام کرد که به ساخت پایتخت ۸ برای صداوسیما فکر نمیکند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ویکی سینما، بعد از انتشار تصاویری از دیدار برخی عوامل سریال «پایتخت» با استاندار مازندران، گمانهزنیهای فراوانی حول این دیدار شکل گرفت؛ برخی، از قریبالوقوع بودن ساخت «پایتخت ۸» سخن به میان آوردند و حتی یک قدم فراتر رفتند و محورهای داستانی این فصل را به مضامینی چون «جـنـگ ۱۲ روزه» ربط دادند و برخی نیز از شرط و شروط استاندار برای تولید فصل جدید حرف زدند که طی آن باید شائبه توهین به فرهنگ مازندرانی از بین برود.
این حرف و حدیثها سبب شد تا موضوع تولید فصل جدید سریال «پایتخت» در هالهای از ابهام باقی بماند.
محسن تنابنده در این مورد گفت: «اوضاع کشور در این مدت به اندازهای وخیم و ناجور است که من به تنها چیزی که فکر نمیکنم، تولید فصل جدید «پایتخت» است.»
به این ترتیب، آنچه مسجل شده آنکه فعلا نباید منتظر فصل جدید «پایتخت» باشیم و این خبرسازیها، بیشتر شبیه شیطنتی است که قصد داشت تا حاشیههایی را برای این سریال محبوب رقم بزند.