خلیج فارس:تصویری از گفتوگوی حمید رسایی با پیمان جبلی در حاشیه مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب در مصلی توجهبرانگیز شد.

منبع:فرهیختگان
خلیج فارس: علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت در نامهای به پیمان جبلی، رییس سازمان صدا و سیما، خواستار توقف پخش آگهیهای تبلیغات دمنوشهای لاغری و پودر اسپرولینا برای کاهش وزن شد.

به گزارش«خلیج فارس»، در متن نامه علیرضا رییسی خطاب به جبلی آمده است: «مدتی است که از شبکههای مختلف صدا و سیما شاهد پخش مکرر تبلیغات دمنوشهای لاغری و مکملهای لاغری اسپرولینا هستیم که با صحبتهای اغواکننده اقدام به فریب و گمراهی و بازی با سلامت مردم میکنند. همان گونه که مستحضرید، این گونه تبلیغات نه تنها فاقد پشتوانه علمی معتبر بوده، بلکه در بسیاری موارد با اصول سلامت عمومی و سیاستهای رسمی وزارت بهداشت و سازمانهای علمی کشور مغایرت دارد.
ادامه این روند میتواند منجر به گمراهی مخاطبان، ایجاد انتظارات غیرواقعی در جامعه و حتی بروز آسیبهای جدی جسمی و روانی برای مصرفکنندگان شود. در هیچ منبع معتبر علمی دنیا مصرف دمنوشهای مختلف و مکمل اسپرولینا بدون رژیم اصولی و فعالیت بدنی برای لاغری مورد تاکید قرار نگرفته است و تنها راهکار کاهش وزن تبعیت از رژیم غذایی درست و فعالیت بدنی زیر نظر متخصصان و کارشناسان تغذیه است.
از آنجا که صدا و سیما به عنوان رسانه ملی وظیفه خطیر اطلاعرسانی صحیح و ارتقای سطح آگاهی عمومی را بر عهده دارد، انتظار میرود در انتخاب و پخش تبلیغات، دقت و نظارت بیشتری اعمال گردد.
خواهشمند است دستور فرمایید ضمن توقف فوری این گونه تبلیغات، ساز و کارهای لازم برای بررسی علمی و کارشناسی محصولات تبلیغ شده در رسانه ملی تدوین و اجرا شود تا اعتماد عمومی نسبت به سلامت و صداقت برنامههای پخش شده حفظ گردد.»
خلیج فارس:پیمان جبلی، رئیس صداوسیما پس از مورد اصابت قرار گرفتن ساختمان شیشهای جام جم گفت: همه بخشهای خبری به تدریج به آنتن برمیگردند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا؛ پیمان جبلی ابراز امیدواری کرد، ظرف دو ـ سه روز آینده بخش خبری ۲۰:۳۰ به تلویزیون برگردد.

پیمان جبلی ـ رییس سازمان صداوسیما ـ که امروز چهارشنبه در جلسه هیات دولت حاضر شده بود، در پاسخ به پرسشی درباره بازگشت بخش خبری ۲۰:۳۰ ، اظهار کرد: همکاران ما با شجاعت و غیرت و تعصب همه برنامهها و بخش های خبری را ادامه می دهند. البته ما دیگر جایی به نام استودیوی شبکه خبر را نداریم اما به تدریج بازسازی خواهد شد و فکر می کنم ظرف دو ـ سه روز آینده همه بخش های خبری از جمله ۲۰:۳۰ به جای خود برمیگردند.
او به صحبتهایش اضافه کرد: شبکه خبر خوشبختانه شبکه خبر با شجاعت همکاران ما خصوصا شجاعت مثال زدنی سرکار خانم امامی بدون وقفه به کار خود ادامه داد. من مجددا از همکاران غیور و شجاعم در رسانه ملی تشکر می کنم و دست و بازوی آنها را می بوسم. این مسیر ادامه دارد.
ساختمان شیشهای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران عصر دوشنبه ـ ۲۶ خرداد ماه ـ هدف حمله رژیم صهیونیستی قرار گرفت. اتفاقی که منجر به قطع برنامههای این رسانه نشد و تمامی شبکهها از همان دقایق نخست پس از حمله، به پخش برنامهها ادامه دادند. این حمله متاسفانه منجر به شهادت سه تن از کارکنان صداوسیما شد.
خلیج فارس: در حاشیه جلسه هئیت دولت روز چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه ۱۴۰۴ پیمان جبلی رئیس صداوسیما ضمن اشاره به موفقیت سریال پایتخت ۷ و تشکر از سازندگان آن توضیحاتی داد که قابل تامل است.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصرایران؛جبلی گفت: «تلاش کردیم از فرصت همزمانی ماه رمضان با تعطیلات سال جدید به خوبی استفاده کنیم و ارزیابی از مخاطبان نیز نشان میدهد نتیجه در مجموع رضایتبخش بوده است.عزم صداوسیما این است برای ساخت آثار جذاب، فاخر و مخاطبپسند، از هنرمندانی که علاقه به استفاده از ظرفیت صداوسیما داشته باشند، بهرهبرداری کند. سریال پایتخت نشان داد صداوسیما این ظرفیت را دارد که مخاطبان را از اقصی نقاط کشور پای تلویزیون بنشاند
نکته قابل تامل این است که از ۷ مهر ۱۴۰۰ که پیمان جبلی رئیس سازمان صداوسیما شده است تا به امروز از هر لحاظ بخواهیم در نظر بگیریم بدون شک تولید و پخش سریال پایتخت ۷ بزرگترین اتفاق دوره مدیریت او محسوب میشود.
نکته دیگر این است که فصل ششم سریال پایتخت در سال ۱۳۹۹ پخش شد آن هم در دو بخش، ۱۵ قسمت آن از اول تا پانزدهم فروردین و ۲ قسمت نهایی هم در ۲۹ و ۳۰ اسفند. سال ۱۴۰۰ با آمدن جبلی و تیم او با همراهی وحید جلیلی اتفاقا تولید این سریال را متوقف کردند و با اتخاذ سیاستهای جدیدی چون سلبریتیزدایی و تغییر مسیر تلویزیون و … کاملا رویه جدیدی را در پیش گرفتند که نهایتا به شکاف بزرگ میان مخاطب و تلویزیون منجر شد.
حال که امروز جبلی درباره «عزم صداوسیما برای ساخت آثار جذاب، فاخر و مخاطبپسند» حرف میزند همان نکتهای است که در 3 سال شروع به کار او بارها از طرف منتقدین و کارشناسان فرهنگ و هنر مطرح شد و به او همفکرانش بارها گوشزد شد که این رویه شما نابودگر و اتلاف وقت و سرمایه بیت المال است، ولی گویا تازه متوجه موقعیت خود و پتانسیل موجود در تلویزیون شدهاند.
به روایت آماری که در همین مدت خود صداوسیما منتشر کرده است در بیش از 3 سال و نیم هیچ سریال یا برنامهای در تلویزیون جبلی – جلیلی تولید نشد که بتواند مخاطب را مثل پایتخت به پای گیرندههای خود بکشاند و در واقع اگر موفقیتی رقم خورده است به دلیل جذابیت خود سریال پایتخت است که از 15 سال قبل (اسفند 1389) شروع شده و تا به امروز ادامه یافته است.
این موفقیت زیاد ارتباطی به جبلی و همفکرانش ندارد تنها کاری که آنها کردند این بود که مانع تولید فصل هفتم یکی از محبوبترین سریالهای تاریخ تلویزیون در سال 1403 نشدند!
در بخش دیگری پیمان جبلی درباره بودجه ساخت پایتخت 7 اظهار کرد: «بودجه ساخت سریال پایتخت در کمیته برآوردی که معمولا در سیما فیلم برای تهیه سریالها تشکیل میشود و متناسب با اجزای هر سریال همچون دکور، بازیگران و مواردی دیگر است، تصویب و پرداخت میشود»
در هنگام ارائه این توضیحات خبرنگاری از جبلی پرسید: چقدر بوده؟ (بودجه سریال پایتخت) و جبلی جواب داد: «اطلاع دقیقی ندارم» و به ادامه سخنانش پرداخت.
اما باز نکته قابل تامل و پرسش برانگیز این است که چگونه رئیس صداوسیما از بودجه ساخت مهمترین سریال دوره مدیریتش اطلاع ندارد؟! یا به قول خودش اطلاع دقیق ندارد! چرا از جواب دادن به این پرسش فرار کرد؟
اگر واقعا اطلاع ندارد که نگران کننده است و اگر اطلاع دارد و از پاسخ به آن فرار کرد، باید پرسید چرا؟

قابل ذکر است هر بودجهای با هر عدد و رقمی که برای ساخت سریال پایتخت 7 خرج شده باشد هیچ اشکالی ندارد، چون توانسته است برای بیش از 20 روز ساعتها مونس میلیونها مخاطب ایرانی در سراسر جهان باشد.
و با توجه به انواع و اقسام پیامهای بازرگانی قبل و هنگام پخش این سریال و همچنین اسپانسری که در تولید سریال نقش داشته و هر شب قبل از پخش سریال یک آیتم با بازیگران اصلی پایتخت در تبلیغ محصولات آنها پخش میشود طبیعتا سریال پایتخت حتی به لحاظ مالی هم سودآور بوده است.
قصد از طرح این نکات این است که پیمان جبلی به عنوان رئیس مهمترین سازمان دیداری و شنیداری کشور همچنان بر اساس مدلهای قدیمی عمل کرده و متوجه تغییرات وسیع جهان اطرافش نیست.
حداقل از تجربه شیوه برخوردتان با سریال پایتخت درس بگیرید.
نویسنده: نهال موسوی
خلیج فارس:روز یکشنبه، هفتم بهمن ماه، ادارهکل روابطعمومی سازمان صداوسیما گزارشی از تماسهای مردمی با واحد ۱۶۲ را منتشر کرد که در بخشی از آن به درخواست مردم مبنی بر «پخش سریالهای طنز، جدید و متنوع و انتقاد از پخش سریالهای قدیمی و تکراری» اشاره شده بود.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، در ادامه و در حاشیه اختتامیه جشنواره فرهنگی و اقتصادی آگهیهای بازرگانی صداوسیما پیمان جبلی ـ رئیس سازمان صداوسیما ـ در جمع خبرنگاران حاضر شد و در پاسخ به پرسش درباره درخواست مردم نسبت به پخش مجموعههای طنز جدید و برنامههای شاد، اظهار کرد: تلاش شبانهروزی ما و همکارانمان در حوزههای مختلف برنامهسازی هست برای اینکه کارهای جدیدی را ارائه بدهیم. در این زمینه برنامههای سرگرمی روی آنتن میبینید، هم در شبکه نسیم هم در شبکه سه و برنامههای ترکیبی که در شبکههای دیگر هم هست. ما معتقدیم این کافی نیست و باید کار بیشتر، کیفیتر و عمیقتری انجام بشود.
جبلی با اشاره به اینکه ساخت مجموعه طنز بسیار کار پیچیدهای است، به بیان دیگر گفت: شاید سختترین کارِ تولید در تلویزیون، طنز باشد و حتما به دلیل اینکه تولیدات با هم مقایسه میشوند، این کار سختتر هم میشود؛ در واقع مخاطب میخواهد کارهای جدید نسبت به همه قبلیها باکیفیتتر باشد. در همین راستا از همه ظرفیتمان چه در سازمان صداوسیما و چه بیرون از سازمان صداوسیما بهره میگیریم و امیدواریم بتوانیم کارهای بهتری هم بسازیم. قدمهایی هم برداشته شده و تولید کارهایی که در فصلهای قبل شاهدش بودیم، تحت عنوان «چرخ گردون» که در آن از چهرههای شاخص طنز بهره برده شده، در همین راستا شکل گرفت. در آثار طنز بر کیفیت داستانها و فیلمنامههای طنز تاکید داریم و امیدواریم با ساخت آثار باکیفیت بتوانیم به این درخواست مخاطبان پاسخ دهیم.
مدتها از کارهای سیتکامی غفلت شد
رییس صداوسیما در این زمینه به مساله دیگری هم اشاره کرد و درباره ساخت طنزهای باکیفیت توضیح داد: مدتهاست از کارهای سیتکامی غفلت شده و الان راه انداختن آن و پیدا کردن عواملی که مسلط به کار باشند دشوار است. یکی از عواملی که کارهای سیتکامی را جذاب میکند این است که زمان تولید و پخش به هم نزدیک باشد؛ یعنی همگام با رویدادها و تحولاتی که همزمان با تولید رخ میدهد، پخش شود. استفاده از این همزمانیها میتواند توجه مخاطب را بیشتر جلب کند. این کار به تدریج در حال شکل گرفتن است. در این زمینه مرکز سیمرغ دو سالی است که راهاندازی شده و تا پیدا کردن عوامل تولید زمانبر است. کاری هم که عرضه میشود قریب به اتفاق هنرمندان شناخته شده عرصه تلویزیون در حال همکاری هستند یا روی آنتن میبینیم یا به عنوان عوامل تولید در حال برنامهساری هستند.
با کارگردانان مطرح طنز در حال مذاکره هستیم
پیمان جبلی در پاسخ به اینکه کدام کارگردانان طنز قرار است برای تلویزیون برنامه بسازند؛ با توجه به اینکه پیشتر هم زمزمههایی مبنی همکاری دوباره مهران مدیری با صداوسیما مطرح شده بود، توضیح داد: کارگردانان مطرحی که در زمینه طنز تجربه دارند، یا در حال تولید هستند، یا با آنها قرارداد بسته شده و یا از آنها در حال مشورت گرفتن هستیم. افراد زیادی هستند و با برخی از این کارگردانان توافق کردهایم که کارهای نمایشی تولید کنند.
او تاکید کرد: آنچه در حال انجام شدن است، با این هدف شکل میگیرد که بتوانیم به ذائقه مشکلپسند مخاطبان پاسخ مناسبی بدهیم.
صداوسیما برای ایام دهه فجر چه تدارک دیده است؟
رییس صداوسیما در ادامه این گفتوگو درباره اینکه صداوسیما برای ایام دهه فجر چه تدارک دیده است؟ از پخش برنامهها و مجموعههای جدید در این ایام خبر داد و گفت: هم شبکه یک و هم شبکه سه قرار است مجموعههای جدید روی آنتن ببرند. برنامههایی به مناسبت شب ورود امام (ره) طراحی شده است. تولید برنامههای کوتاه (تاک) و فیلر جایش در تلویزیون خالی بود و از این پس بیشتر دیده خواهد شد. این برنامهها شامل مجموعههای جدیدی است که روی آنتن مشاهده میکنید؛ چه در شبکه نسیم چه در شبکههای دیگر، مستندهایی مربوط به تاریخ انقلاب و همچنین برنامههای گفتوگو محور.
او افزود: امسال با شرایطی که در آن هستیم ـ پیروزی مقاومت در غزه و لبنان ـ فضا امیدوارکننده است. به دلیل پیروزی مقاومت، شاهد بازگشت پرافتخار مردم غزه به مناطق و روستاهایشان و تبادل اسرا بودیم و این اتفاق کمی فضا را شادتر کرده است. در این ایام شعبان تمام تلاش همکاران ما این است که در مناسبتهای ملی و مذهبی و مناسبتی تدارک داشته باشیم.
به قولمان برای ساخت «نون خ»، «زیرخاکی» و «پایتخت ۷» عمل کردیم
جبلی در پاسخ به پرسش دیگری درباره شباهت برنامههای «۱۰۰۱» و «خندوانه» که صرفا با تغییر برخی عوامل همراه بود؟ اظهار کرد: بارها گفتهام اجبار الزامآوری برای کسانی که الان تمایل به همکاری نداشته باشند، نداریم. به انتخاب و تصمیمشان احترام میگذاریم، اما به این معنی نیست که از تولید برنامهها غفلت میکنیم؛ آن هم برنامههایی که ساختار مورد پسند مردم را داشته است. علاوه بر اینکه اصرار به فصل دوم سازی برای تولید برنامههای برند و موفق داریم، در کنار آثاری مثل نون خ و زیرخاکی و پایتخت ۷ که قول ساخت آن را داده بودیم، تلویزیون مکانی برای برندها و برنامههای جدید است. در عین حال که عزممان برای فصل دومسازی جزم هست نباید از تولید برنامهها و ساختارهای جدید غفلت کنیم. ممکن است شباهتهایی به هم داشته باشند، اما معتقدم برنامه ۱۰۰۱ یک برنامه جدید و متفاوتی است که تا به اینجای کار، برنامه موفقی بوده و حتما در عرصههای دیگر هم تولید خواهد شد و امیدواریم بِرندهای بیشتری به خانواده برندهای صدا و سیما اضافه شود.
او تاکید کرد: ما زحماتی که همه افراد در گذشته متقبل شدهاند را ارج مینهیم، اما معنی آن این نیست که در تاریخ متوقف شویم. ما نمیتوانیم در یک برنامه، یک برند و حتی یک شخص متوقف بشویم. مخاطب هم از ما میخواهد این حرکت ما مستمر باشد.
خلیج فارس:هادی عامل، گزارشگر کشتی صداوسیما که بسیاری با صدای او خاطرههای بیشماری دارند، این روزها نقل محافل شده است. نه اینکه دوباره از کلیدواژههای طلایی و مخاطبپسندش استفاده کرده باشد، بلکه به این دلیل که با حضور در یکی از برنامههای تلویزیونی و گرفتن یک هدیه عجیب، در فضای رسانهای پرمخاطب شده است.

البته اظهاراتش مبنی بر اینکه کاری که با او در این برنامه تلویزیونی شده غیرانسانی است و دلش شکسته و نفرین کرده که امیدوار است دل عوامل برنامه هم بشکند، به این ماجرا دامن زده است. داستان جدید هادی عامل به دلیل بازپخش قسمتی از ویدئوی گفتوگوی او با یکی از برنامههای شبکه افق است که در حرکتی جنجالی، مجری به هادی عامل هدیهای میدهد. هدیه مرسوم و معمولی نیست؛ چراکه عامل پی میبرد این هدیه یک کفن به همراه آگهی ترحیم خودش است.
هادی بهصراحت اعتراضش را در برنامه ابراز میکند و میگوید اصلا از چنین رفتاری خوشش نیامده و این موضوع را دوست ندارد. مجری تلاش میکند به میهمان القا کند که این آخر و عاقبت همه ماست، ولی چنین اظهاراتی هادی عامل را مجاب نمیکند و بهشدت ناراحتیاش را بروز میدهد. حالا که این قسمت دوباره در فضای مجازی بازپخش شده و مخاطبانی این قسمت را دیدهاند، هادی عامل ویدئوی کوتاهی منتشر کرده و خبر داده قرار بوده این قسمت از برنامه حذف شود ولی برخلاف قولی که به او دادهاند، این بیاخلاقی انجام شده و این قسمت از مصاحبه دوباره پخش شده است.
اینجا بدون در نظر گرفتن رفتاری که با هادی عامل شده یا کجسلیقگی عوامل برنامه در انتخاب چنین هدیهای برای عامل، فردی که نه سمت و مسئولیت مهمی در کشور دارد و نه کارهای است در این آشفتهبازار اقتصادی، میتوان از طریق واکنشهای رخداده به اصل مهمتری پی برد که کفن اهدایی به هادی عامل را بیاهمیت جلوه میدهد. نخست و قبل از ورود به آن مبحث، میشود از عامل هم گلایه کرد که چرا برای حضور در هر برنامه تلویزیونی داوطلب و پیشقدم است.
او پیشتر هم در برنامه شب یلدایی حضور پیدا کرده بود که از شوخی مجری برنامه با تکیهکلامهایش آزردهخاطر شد. هرچند عامل جدا از صداوسیما نیست و طبیعی است که تمایلی به چنین برنامههایی داشته باشد، ولی با توجه به خاطراتی که برای علاقهمندان به کشتی ساخته، بد نیست در انتخاب برنامههایی که قرار است بهعنوان میهمان در آنها حضور یابد کمی هم تعمق کند.
بااینحال، این مورد هم نمیتواند حواسها را از اصل داستان که چیزی ورای این موارد است، پرت کند. اصل داستان چیست؟ اظهارات پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، در واکنش به اتفاقی که برای هادی عامل در این برنامه رخ داده است. او روز گذشته در گفتوگو با خبرنگاران به حواشی این برنامه گریزی زد و گفت: «بیسلیقگی بوده که اتفاق افتاده است. بشخصه این موضوع را نمیپسندم. این برنامه ۵۲ قسمت داشته و ۵۲ میهمان در آن حضور داشتهاند. چند نفر از این موضوع دلگیر شدند. من هم تذکر دادم. با این شیوه و با هر هدفی تحت هر عنوانی این کار اشتباه بود. این برنامه پخش شده و تمام شده است. تاکنون شش بار بازپخش شده و این بار ششم بوده که مورد توجه قرار گرفته است».
همین تکجمله آخر پیمان جبلی میتواند شاهکلید تمام اتفاقاتی باشد که در سالهای اخیر در تلویزیون رخ داده است. او بهصراحت میگوید این برنامه تاکنون شش بار بازپخش شده و برای بار ششم مورد توجه قرار گرفته و وایرال شده است. اصولا اینجا باید بیخیال کفن اهدایی به هادی عامل شد و این پرسش را مطرح کرد که چطور یکی از برنامههای تلویزیون که قاعدتا برای آن هزینه میشود، باید شش بار بازپخش شود تا آنهم نه به دلیل خود برنامه، بلکه به دلیل یک اتفاق حاشیهای در آن، مورد توجه قرار بگیرد؟ آیا همین موضوع بهتنهایی اعتراف به شکست در برنامههای تلویزیونی نیست؟ اصولا چند دست از این برنامهها ساخته و برایشان هزینه هنگفتی میشود و مخاطبی ندارد؟ آیا آمار شفافی دراینباره وجود دارد؟ حالا آیا باز هم اصرار به ساختن برنامهها با مجری و عواملی که بارزترین صفتشان «ماندن بر مدار» است، میتواند تلویزیون با آن سیاستهای پیچیدهاش را نجات دهد و مانع از ریزش بیشازپیش مخاطب شود؟
تلویزیونی که اتفاقا بخش اصلی مخاطبانش را از پخش برنامههای ورزشی و دعوت از چهرههای ورزشی دارد، در این زمینه هم مسیری انحرافی را برگزیده و در کوتاهمدت همین طیف از مخاطبان هم سر از شبکههای خانگی درخواهند آورد تا یک بار دیگر سیاست نگاه تکحزبی در این نهاد منجر به شکست سنگینی شود. هرچند بعید است این بار دیگر تهدید به شکایت، توقیف و هزینهتراشی برای برنامههای شبکههای خانگی که همگی با چهرههای راندهشده از تلویزیون ساخته و مخاطبان بیشماری هم جذب کردهاند، گرهگشا باشد.
منبع: روزنامه شرق
خلیج فارس:در روزهایی که سکوت مشی اصلی برادران جلیلی شده، خبر یک انتصاب در صداوسیما به عنوان آخرین سنگری که در دست جلیلون باقی مانده قابل توجه است؛ با حکم پیمان جبلی، محمد علی صائب به عنوان رییس شبکه خبر منصوب شد.

به گزارش «خلیج فارس» به نقل از روزیاتو، صائب که سابقه رئیس دفتری سعید جلیلی در زمان فعالیت در شورایعالی امنیت ملی را دارد حالا چند سالی است که از چهرههای اصلی شبکه وحید جلیلی در صداوسیما است.
درست بعد از ورود پیمان جبلی نام صائب در بین سمتهای مختلف در سازمان شروع به چرخیدن کرد و در حلقه سهگانه اسامی مهم صداوسیما قرار گرفت؛ وحید جلیلی، علیرضا خدابخشی و محمدعلی صائب.
در اسفندماه سال گذشته علیرضا خدابخشی، معاون سیاسی سازمان صداوسیما ناچار به استفعا بود؛ بعد از جنجالی که در گفتوگوی ویژه خبری به راه افتاد و حمید رسایی در جلو دوربین زنده به نقد رقیب سیاسی سعید جلیلی یعنی محمدباقر قالیباف پرداخت. فردای آن روز نزدیکان قالیباف مدعی شدند که سوالات جهتدار مجری برنامه که به پاسخهای زاویهدار حمید رسایی ختم شده است با خطدهی علیرضا خدابخشی در «رژی» هدایت میشده است.
خدابخشی بعد از این ماجرا احتمالا با فشار قالیباف و حامیانش از بخشها و نهادهای مختلف از معاونت سیاسی صداوسیما کنار رفت، اما همان روز برای صائب حکم سرپرستی این معاونت زده شد؛ پیام روشن بود، جلیلیون قرار نبوده و نیست که جلوی فشار قالیباف و طیف مقابل خودشان در بین اصولگرایان کوتاه بیایند و اگر قرار باشد علیرضا خدابخشی از معاونت سیاسی کنار برود، وحید جلیلی اجازه نمیدهد شبکهاش در صداوسیما دچار خللی بشود بنابراین بدل خدابخشی سرپرست معاونت سیاسی میشود.
چرا این انتصاب مهم است؟
فراموش نکنیم که سازمان صداوسیما که در ایام انتخابات ریاست جمهوری ستاد غیررسمی سعید جلیلی بود و زیر سایه قائممقامی برادر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در دو انتخابات اخیر رقبا و منتقدان سعید جلیلی را زیر آتش میبرد، در روزهای آغاز به کار دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان در سکوتی عجیب به سر میبرد.
وضعیت صداوسیما این روزها درست شبیه برادران جلیلی است؛ هر دو در سکوت هستند و روزگار پساشکست انتخاباتی را سپری میکنند. اگرچه از میان دو برادر تنها سعید کاندیدای رقابت بود، اما کمتر کسی است که نداند وحید جلیلی برای برادر سنگ تمام گذاشت.
رفتن صائب بهعنوان یکی از مخلصترین چهرههای حلقه برادران جلیلی به مدیریت شبکه خبر -به عنوان خط مقدم و اتاق فکری که میتوان محتوای تولیدی صداوسیما در حوزه سیاسی را با ظرافت یا صراحت دستکاری کند- یک تصمیم مهم از جانب وحید جلیلی برای مقابله با پزشکیان و قالیباف خواهد بود.
وقتی جریان جلیلی در مجلس دوازدهم در اقلیت قرار گرفته و در مقابل جریان قالیباف حداقل تا امروز نتوانسته عرض اندامی کند و در شرایطی که دولت پزشکیان با حمایت رییس مجلس توانسته هم رای اعتماد کامل از مجلس بگیرد و هم اعتماد بخشهای مختلف حاکمیت را به سمت خود جلب کند، صداوسیما میتواند آخرین سنگری باشد که دیگر هیچ انتخاباتی قرار نیست آن را از چنگ وحید جلیلی و برادرش و نزدیکانش خارج کند.
آمدن نام صائب برای مدیریت شبکه خبر با توجه به پیشینه سیاسی و هویت حزبی و جریانیاش گویای این امر است که جلیلیون بعد از باخت در نبرد انتخابات میخواهند انتقام این شکست را در نبرد رسانهای بگیرند و به همین دلیلی از وفادارترین نیروهای خود را به مدیریت شبکه خبر به عنوان یکی از مهمترین شبکههای صداوسیما با محتوای کاملا سیاسی- به جای خبری- منصوب کردند.
حکمی که امضای پیمان جبلی زیر آن است، اما چه کسی است که نداند در صداوسیما تصمیمات را وحید میگیرد؛ بنابراین وحید و سعید جلیلی سعی دارند با تغییراتی از جنس استراتژیک آخرین سنگر باقی مانده در دستشان را بهروز کنند و از آن در جهت مقابله با رقبای اصلاحطلب و اصولگرای سعید بهره ببرند.
در شرایطی که قوه مقننه در ید مدیریت قالیباف و حلقه نزدیکانش قرار دارد و داستان اختلاف نظر و فاصله بین جلیلی و قالیباف این روزها مثنوی هفتاد من کاغذ است و قوه مجریه در یک رقابت با مشارکت حداقلی باز هم به دست رقیب سعید جلیلی افتاده است، صداوسیما برای برادران جلیلی حکم سنگر استالینگراد را دارد!
خلیج فارس: پیمان جبلی رئیس صداوسیما در حاشیه جلسه دیروز دولت (چهارشنبه ۳۰ خرداد) در جمع خبرنگاران درباره مناظره های انتخاباتی تلویزیون حاضر شده و گفته است: «بعد از مناظره اول طبق برآوردهای اولیه ما، بالای ۹۲ درصد مردم از مناظره رضایت داشتند.»
این آمار« بالای 92 درصد رضایت مردم» واقعا جای بحث و گفتگو است چون این گزاره با آنچه در سطح جامعه و همچنین در فضای مجازی و … بعد از مناظره اول مشهود بود کاملا ناهمخوان است.
اتفاقا بعد از مناظره اول بسیاری بر این اعتقاد بودند که این مناظره هیچ نکته خاص یا افزودهای از نامزدها برای مخاطبان به همراه نداشته است.
واقعیت این است که این آمار اعلام شده و این شکل حرف زدن بیشتر از هر چیزی چند بی مبالاتی در آن است چون درباره کسانی حرف میزند که خود بخشی از این اتفاق هستند. برای مثال از روز مناظره اول تا به امروز خود من در میان افراد خانواده، دوستان، همکاران، افراد مرتبط مانند میوه فروشی سر کوچه، راننده اسنپ و تاکسی و … هیچکسی را ندیدم که از مناظره اول رضایت داشته باشد و یا حتی به آن اشاره خاصی کند.
اما دقیقا برعکس بعد از حضور محمدجواد ظریف در در میزگرد سیاسی انتخابات ریاست جمهوری و ان حرفهایی که زد، کاملا همین افراد و اطرافیان هر کدام به نحوی به آن اشاره داشتند.
یا حتی بعد از برنامه گفتگو ویژه خبری با مریم قالیباف دختر یکی از نامزدهای ریاست جمهوری و حرفهایی که ایشان زد – فارغ از هرگونه سوگیری یا ارزش گذاری – بازتاب و عکس العمل بسیار زیادی در جامعه داشت.
باید به پیمان جبلی به عنوان رئیس صداوسیما یادآوری کرد که او رئیس نهادی است که تمام هزینه آن از بیت المال تامین میشود بنابراین از او انتظار میرود که در صحبتهایش بسیار دقیق باشد. وقتی میگوید «بالای ۹۲ درصد مردم از مناظره رضایت داشتند» تک تک این کلمات بار معنایی دارد و در جهان امروز به راحتی قابل راستی آزمایی است.
حتی هر شهروند عادی که جز این مردم است میتواند در صفحه شبکه اجتماعی خود چه داخلی یا خارجی این پرسش را از اطرافیانش مطرح کند که چند درصد از مناظره اول رضایت داشتهاند؟ و به راحتی تفاوتها را ببیند.
آقای جبلی این آمار شما چند نکته دارد که باید درباره آن بازنگری کرد: مثلا جامعه آماری مد نظر در این نظرسنجی بسیار محدود و از طیف خاصی بوده است. یا اینکه اشتباهی در مکانیزم این نظرسنجی وجود داشته است؟ یا اینکه یک اشتباه ساده تایپی رخ داده و جای ارقام عوض شده است مثلا به جای 29 در زمان تایپ کردن و ارائه به شما اشتباهی 92 درج شده است و …
نکته مهم این است باید یک مرجع ثالث، بی طرف و خارج از سیستم این آمار و ارقام را ارائه دهد، نه این که خودمان اعلام کنیم بالاتر از 92 درصد مردم از مناظره رضایت داشتهاند!
به هرحال واقعیت این است که آمار رضایت 92 درصدی مردم از مناظره اول از واقعیت به دور است.
منبع: عصرایران
خلیج فارس: رئیس سازمان صدا و سیما گفت: شایعات در مورد استعفاهای بعدی را تکذیب میکنم.

به گزارش خلیج فارس؛ پیمان جبلی رئیس سازمان صدا و سیما صبح امروز در حاشیه نشست دولت، اظهار داشت: آقای خدا بخشی استعفا داد و استعفایش پذیرفته شد.
وی افزود: شایعات در مورد استعفاهای بعدی را تکذیب میکنم.
منبع: تسنیم
خلیج فارس:فرهیختگان در مطلبی با عنوان «ما بدتان را نمیخواهیم آقای رئیس!» نوشت: کلیدواژه «تحول» برای صداوسیمایی که هر روز باید در مسیر تحولات داخلی و بینالمللی بهروز شود و سالها با خمودگی و خستگی به حیات ادامه دهد، بجا انتخاب شده بود؛ اما چرا مسیری که برای آن انتخاب شد، تا این اندازه به حاشیه رفته و حالا بیانگیزگی و کممخاطبی جایگزین همه آن مشکلات قبلی شده است؟
به گزارش«خلیج فارس»؛واقعیت این است مسیری که صداوسیما درپیشگرفته، اصلاحطلبان که هیچ، بلکه طیفهای متعددی از اصولگرایان و حتی حزباللهیها را هم نگران کرده است. مخاطبی که شبجمعه یا در مناسبت شاد مذهبی، شبکههای متعدد تلویزیون را بالا و پایین میکند و بهجز اتفاقات تکراری هیچ طرح نویی نمیبیند، چه فرقی دارد که اصولگرا باشد یا اصلاحطلب؟!
البته متاسفانه تاکنون راحتترین راه در مواجهه با انتقادها این بوده که به ضدانقلاب وصل شوند یا سمپراکنی دانسته شوند یا یک برچسب بزرگ «تخریب کردن» هم رویشان بچسبد! و اینگونه تصور شود که با این شکل برخوردها مشکل بهسرعت حل میشود؛ این دقیقا همان چیزی است که در برنامه اخیر «جامجم» اتفاق افتاد و مخاطبان تلویزیون شاهد آن بودند.
اما آقای جبلی! فارغ از هر رویکردی که ممکن است داشته باشید، شما میتوانستید با موقعیت ویژه شبکه یلدا بازی باخته را دوباره به نفع خودتان برگردانید. موقعیت ویژهای که میتوانیم در عید نوروز هم شاهدش باشیم؛ اگر برای آن تدبیری شود.
چرا از یلدا استفاده نکردید؟ حداقل نوروز را دریابید!
یلدا فرصت بینظیری برای تلویزیون بود؛ معادلش را در شبکههای نمایش خانگی پیدا نمیکرد، از همین رو مخاطبش افزایش پیدا کرده بود و دنبال خوراکش در تلویزیون میگشت، اما از دست رفت. باید صادقانه بگوییم که سیاستهای تحولی در تلویزیون به اصلاحاتی نیاز دارد که شکل و شمایلش را دارید همین الان روی آنتن میبینید. ۵۰ درصد از برنامه یلدای شبکه سه میتواند همان اصلاحاتی باشد که برنامه تحول به آن نیاز دارد.
بخشی از بار این تحول چند بندی را هم برنامههای دانشمحور شبکه چهار به دوش میکشد، بخشی را هم مدیر شبکه نسیم معتقد است که برعهده این شبکه است. هرچند مشخص نیست چند درصد از مردم، برنامههای یلدای شبکه چهار و نسیم و امثالهم را تماشا کردهاند، اما درباره شبکه سه که به کانون انتقادات تبدیل شده، باید صادقانه گفت که برنامههای شب یلدای آنها امسال نسبت به سال گذشته ارتقای کیفی هم پیدا کرده بود. رسانه ملی بهزعم مخاطبان بعد از مدتها در راستای سلیقه مردم بهویژه نسل جوان و امروزی حرکت کرد و تلاش شد با صادق بوقی و پسرک شیرین اردبیلی مماس با موضوعات روز جلو برود، از بازیکنان محبوب فوتبال کمک گرفت، میزبان چند بازیگر چهره بود و البته حسن ریوندی را روی آنتن آورد که حاشیهساز شد.
چرا از یلدای تلویزیون انتقاد شد؟
مشکل آنجاست که اگر قرار بر پیگیری سیاست درست بازگشت چهرهها به تلویزیون باشیم، باید اولویت با کسانی باشد که فرزندان بحق این تلویزیون هستند و با قواعد رفتاری آن کنار میآیند. مگر میشود همزمان که از سابقه ابتذال محتوا روی آنتن انتقاد میکنیم، از حضور حسن ریوندی که کمدین خوبی است، اما خارج از چهارچوب رسمی قرار میگیرد دفاع کنیم و عقبه ساختارشکنانه او در فضای مجازی را نادیده بگیریم که بهمراتب از افرادی که کنار گذاشته شدهاند، بیشتر است؟
مشکل آنجاست که از صداوسیمایی که برای پیامرسان شکستخورده «سروش» میلیاردها تومان هزینه کرد، مدام بر شیپور فیلترینگ نواخت و اجرای گروه سرود دخترانهای علیه فضای مجازی از آن وایرال شد، آن هم درحالیکه اکثر برنامههای همان تلویزیون برخلاف بخشنامههای مختلف این سازمان بهصورت یواشکی در اینستاگرامفیلترشده صفحه دارند یا فلان معاونت سازمان برای وایرال برنامههایش در همان پلتفرمها پول خرج میکند.
آیا واقعا انتظار داشتید در چنین فضایی، حضور پسرک شیرین اردبیلی که با اینستاگرام و یوتیوب فیلترشده چهره شد، با انتقاد مواجه نشود؟ آیا این همان «مدیریت غربالی» نیست که در صفحه ۱۰ دفترچه تحول به آن اشاره شده که میگوید: «مدیریت غربالی که صرفا در حد غربال روی محتواها تاثیر میگذاشته، کمکم سوراخهایش گشاد و گشادتر شده و اگر قبلا سنگریزه هم از آن رد نمیشد، حالا قلوهسنگها را هم بهراحتی از خود عبور میدهد؟»
آقای جبلی! بخشی از انتقادات را گردن بگیرید
بعید است که رئیس سازمان صداوسیما، قائممقام فرهنگی او و مدیران شبکهها از حجم انتقادهایی را که به آنها میشود، خبر نداشته باشند، کمااینکه عصبانیت مدیر شبکه نسیم در برنامه جام جم موید همین موضوع است. بالاخره مدیران سازمان، وضعیت سیر نزولی مخاطب را به استناد آماری که منتشر نمیشود و درگوشی میشنویم، بهتر از همه ما میدانند.
بله! البته میشود مدام با «کاهش مخاطب جهانی تلویزیون» جمله ساخت و همهچیز را گردن vodها و فضای مجازی و سیر جهانی انداخت، اما با واقعیت روزافزون کاهش مرجعیت سرگرمی و خبر در تلویزیون خودمان چه باید کرد؟ مگر تلویزیونهای دیگر وضعیت انحصار صوت و تصویر فراگیر صداوسیمای ما را در اختیار دارند که در موضوع کاهش مخاطب مدام به آنها ارجاع میدهیم؟ چطور میتوان از بین تعداد زیاد انتقادهای مطرحشده درباره وضعیت محتوا، مخاطب، تحول و… در صداوسیما، حتی بخشی از آن را هم گردن نگرفت؟ بار معنایی کلمه «دوربرگردان» خیلی سنگین است؟ قبول. اما اجازه بدهید بگوییم فریاد اعتراض و تردید در جهت یک اصلاح بزرگ در رویه برنامه تحولی که فقط روی کاغذ زیبا بود، از تمام محفلهایی که حتی با حضور مدیران تلویزیون برگزار میشود، به آسمان بلند است.
نقد با عصبانیت جمع نمیشود
«از حوزه هنری اخراج شدیم، بهخاطر اینکه صداوسیما را نقد کردیم. دو تا انتقاد به یک سریال کردیم، بسیج شدند از ضدولایت فقیه به ما بستند تا خوارج و ابنملجم.»
حتما میدانید که جملات بالا بخشی از مصاحبه وحید جلیلی، مدیر ستاد تحول سازمان در زمان مدیر سابق صداوسیماست و حتما به یاد دارید که ایشان در فضای ژورنالیستی چطور شمشیر نقد را نسبت به جریانهای فرهنگی بالا میگرفتند. مگر روزنامهنگار باید جز این باشد؟ رسانهها از اسب افتادهاند، از اصل افتادنشان که دیگر فضیلت نیست.
مگر فراموش کردهاید که حتی در انتقادها بچه محل بودن مدیران سابق هم بهچالش کشیده و گفته شد که «نزدیک به سهدهه مناصب صداوسیما را بین خود دستبهدست کردهاند و بهطور کاملا اتفاقی همگی بچههای دو کلاس از یک دبیرستان در تهران دهه پنجاهند. بچهتهرونیهایی که همقسم شدهاند نگذارند مدیریت رسانه ملی از چنگ بچههای خانیآباد و نازیآباد خارج شود و به دست دشمنان اسلام بیفتد.» حالا نمیشود بهجای بچههای «خانیآباد و نازیآباد»، بچههای «دانشگاه امام صادق (ع) و جشنواره عمار» را جایگزین کرد و همان انتقاد را تکرار کرد؟ این را بگذارید کنار جوانگرایی قابلتحسین مدیران دوره جدید صداوسیما که به نظر میرسد در زمینه تحمل شنیدن نقد، باید کمی از سابقه و تجربهتان را با آنها به اشتراک بگذارید و بگویید که با نقد شدن تا حالا آسمان به زمین نیامده است، از این به بعد هم نمیآید!
تکثر در جامعه ایرانی را بهرسمیت بشناسید
جامعه ایران جامعهای متکثر است و همین تکثر آن است که بارها مورد اشاره مقاممعظمرهبری قرار گرفته است. کجای وضعیت فرهنگ رسمی کشور که صداوسیما بخش مهمی از آن را تشکیل میدهد، شبیه تکثری است که رهبری آن را ترسیم میکنند؟ بهعنوان یک مدیر باسابقه در صداوسیما باید تعابیر متعدد رهبر انقلاب درباره یکدست و غیررقابتی نشدن فضا را بیشتر از بقیه خوانده باشید و به آن عمل میکردید و حتی در مقابله با کسانی که سعی در ایجاد مارپیچ سکوت برای هنرمندان و استفاده سیاسی یا جناحی از آن را داشتند، حرکت میکردید. آیا شما در تلویزیون فعلی تکثری میبینید؟ تفاوتی بین شبکهها میبینید؟ با ۳۰ سال سابقه رسانهای و گرم و سرد چشیدن روزگار، دو، سه برنامه جام جم، شیوه و… را معیار کل تحول و تکثر در سازمان نگیرید.
آنچه درو میکنید، حاصل همان بذری است که کاشتهاید
آقای جبلی! سازمان صداوسیما امروز طوفان اظهارنظرها و عملکرد نسنجیده سابق مدیران خود را درو میکند؛ همان زمان که نوشتن راحتتر از مدیریت اجرایی و کنار آمدن با واقعیتهای آنتن بود. همان عملکردی که ناگهان با یک جمله پر از غرور «صلاح ندیدیم» بیرون میزند و دیگر جمع نمیشود. بخشی از وضعیت امروز سازمان، حاصل اختلافات عمیق مدیران درونی آن است که هر روز در یک یارکشی از درون و بیرون مجموعه سعی میکنند اختلاف شدید را بهعنوان رقابت به یکدیگر قالب کنند و مدیران ارشد هم گاه خودشان خودآگاه یا ناخودآگاه بخشی از این پازل میشوند.
باید بدانیم که با تحولات چندسال اخیر و رشد روزافزون فضای مجازی، سازمان صداوسیما آنقدر مشکلات ریز و درشت در حوزه تولید سرگرمی و مدیریت خبر دارد که دیگر به اختلافاتی تا این اندازه دامنهدار (که احتمالا با قدرت هم تکذیب میشود) نیازی ندارد. بههرصورت اختلافات درونی در سازمان صداوسیما بین مدیران میانی یا شبکهها عیانتر از چیزی است که بشود آن را پنهان کرد. بهعنوان خبرنگار هر روز روایتهای جدیدی از گلهها و اختلافات مدیران تلویزیون از رویکرد تحولی یکطرف و غیرتحولی طرف دیگر میشنویم؛ شما را نمیدانیم.
یک پیشنهاد به رئیس صداوسیما
این جمله خیلی تکراری را که در دهههای ۵۰ و ۶۰ شهید بهشتی در تلویزیون مناظره میکرد هر کدام از ما بیش از ۱۰۰ بار از زبان بزرگان رسانه شنیدهایم. اما به ورطه اجرا که میرسد چرخ از ابتدا اختراع میشود و فکر میکنیم میتوانیم خوراک فرهنگی را بهزور در حلق مخاطب بریزیم و شقالقمر کنیم. همین گزاره بدیهی ذکرشده در بالا، چندسال است که گریبان تلویزیون را گرفته و مدیران آن فکر میکنند اگر مدام کفش و کلاهشان را عوض کنند، کرور کرور مخاطبان منتظرشان هستند.
اگر تا چندسال قبل برنامهای مانند «پاورقی» جایش در صداوسیما خالی بود، باید آن خلأ اصلاح میشد یا اگر ایرادی به «خندوانه» وارد بود (که محل مناقشه است)، باید اصلاح میشد. چه اتفاقی برای «کتابباز» افتاد که هیچ کس حاضر نشد درباره آن حرف بزند؟ وضعیت «عصر جدید» چه بود؟ چندین قسمت «دورهمی» که سال قبل بارها درباره آن صحبت شد، کجاست؟
وقتی درباره هیچ کدام از این موضوعات توضیحی داده نمیشود و بهجای آن، هر چندماه یکبار تناقضی جدید در صحبتها پدیدار میشود، طبیعی است که مخاطب حرف و حدیثهای غیررسمی درباره پشتصحنه برخورد با «عصر جدید» را باور کند یا چرا نباید از تناقض خبرهای متعدد و غیررسمی درباره تعهد گرفتن از مهران مدیری برای همکاری با تلویزیون حیرت کند یا چگونه میتوان پروسه پرحرفوحدیث اعلام حضور رضا رشیدپور و رضا گلزار در شبکه سه، بروز حواشی فراوان و پس از آن عقبنشینی مدیران را توضیح داد؟
به هرصورت بهنظر میرسد جبلی باید دستی به سروگوش صداوسیما بکشد و تکلیف این سازمان عریض و طویل را با خودش، طرح تحول، اختلاف میان مدیران و وضعیت تولید و سرگرمی روشن کند.