مهدی جعفری زاده
طبق گفته سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، «۱۷ درصد از شرکت کنندگان در اعتراضات دی ماه، نوجوانان بودند به طوری که در برخی مدارس یک کلاس به صورت کامل در ناآرامی ها شرکت کرده بودند.»
در اعتراضات اخیر پدیده جدیدی رخ داد و آن حضور پررنگ نوجوانان به ویژه دانش آموزان بود. این موضوع مهم و حساس نباید توسط مسئولان با توجیهات غیرعلمی و غیر واقعی صرفا به هیجانات و احساسات نوجوانان مرتبط فرض شود. صورت مسئله چه پاک شود و چه اشتباه طرح و توجیه شود، نتیجه غلطی خواهد داد.
درست است که نوجوانان منبع احساسات و هیجانات هستند ولی چرا در چهار دهه گذشته تا قبل از ماجرای دی ماه، به این شدت و حدت در اعتراضات ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ حضور نداشتند؟ مگر ماهیت احساسی و هیجانی آنها آن موقع وجود نداشته؟ پس می توان به این رسید که در اعتراضات اخیر فقط احساسات و هیجانات علت حضور آنها در این تجمعات نبوده و باید دنبال دلایل و علل دیگر گشت.
اگر سراغ تحلیل جامعه شناختی این موضوع برویم، می توان گفت یک اجماع فکری غیر سازمان یافته و اصطلاحا «توده وار» باعث نزدیکی و پیوند اقشار مختلف جامعه شده که حضور قشر دانش آموز هم در اتفاقات اخیر از همین دریچه باید تفسیر و تحلیل کرد.
موقعی که دانش آموزان در اعتراضات شرکت کنند و طبق گفته این نماینده مجلس، در برخی مدارس تمام دانش آموزان یک کلاس با هم در ناآرامی ها حضور می یابند، اینان هر کدام از یک خانواده ای هستند که این خانواده ها با همه «افکار متفاوت» ولی «خروجی مشترک» در مطالبات و خواسته ها دارند؛ چه این مطالبات جنبه اقتصادی داشته باشد یا فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و…. فرقی نمی کند؛ مهم این است برای این مطالبات، با همه خطرات جانی که در اعتراضات وجود داشت، این اجماع نانوشته تولید گردید.
مسئولان کشور نباید این اجتماعی را امری مقطعی و موقت فرض کنند، چون زمانی که جامعه به این مرحله اجماع فکری غیرسازمان یافته و توده وار برسد، مرحله بعد، اجماع سازمان یافته و انتظام یافته خواهد بود که شرایط و موقعیت خطیری شکل می گیرد.
هشدار دلسوزانه و مشفقانه به مسئولان این است که دچار روزمرگی نشوند و راه و روش های گذشته را کنار بگذارند و طرح جدیدی در زمامداری خلق کنند که منجر به حل مشکلات همه اقشار شود و رضایت آنان را جلب کنند.
تا ببینیم چه می کنند!
https://www.pgnews.ir/?p=328884
328884
1 نظر
واقعیت تلخ این است که مسئولین از امکاناتی که در کشور وجود دارد درست و بهینه در جهت رفاه و رفع نیاز های مردم و اشتغال زایی و تولید و ایجاد درآمد پایدار استفاده نمی کنند و اندک امکانات و درآمد کشور به علت تصمیم گیری نادرست و عدم نظارت بیهوده به هدر می رود. فقط به عنوان مثال بنادر استان بوشهر در گذشته می توانست با اعتبارات کمتر داخلی از طریق مسیر کوتاه و هموار و کم هزینه بندرامام به راه آهن سراسری متصل می شد اما اشتباه نابخشودنی برخی این فرصت را از استان گرفت . همچنین تخصیص اعتبار و نظارت براحداث و توسعه حوضچه های پرورش میگو و ماهی در سواحل و دریا و همچنین احداث واحدهای پتروشیمی در شمال استان و همچنین بهره برداری از سهمیه آب کشاوری چم شیر موجب اشتغال زایی بیشتر شد اما اعتبارات دولتی و بانکی به سمت واردات کالا متمرکز شده است.که به جز خروج ارز هیچ شغل پایداری ایجاد نمی کند.