
مقدمه
فوتبال ایران سالهاست میان دو قطب متضاد گرفتار مانده است:
۱- مالکیت دولتی و شبهدولتی؛ با مشکلات ساختاری، بدهیهای انباشته، وابستگی مزمن به بودجه عمومی و انتصابهای غیرکارشناسی.
۲- الگوهای صرفاً سرمایهسالار؛ که به دلیل ضعف زیرساختهای حقوقی، ناپایداری اقتصادی و نبود امنیت سرمایهگذاری، در ایران به صورت کامل و موفق قابل پیاده سازی نیستند.
در چنین شرایطی، راه سوم ضرورت مییابد؛ مسیری که ضمن حفظ حرفهای گری و توسعه اقتصادی، هویت اجتماعی فوتبال را نیز زنده نگه دارد. این راه سوم، چیزی جز مالکیت جمعی هواداران بر پایه الگویی بومی و ملی، الهامگرفته از تجربه موفق فوتبال آلمان یعنی قانون 50+1 نیست.
فوتبال؛ پیش از آن که نهادی اقتصادی باشد، نهادی اجتماعی است.
از منظر جامعهشناسی، باشگاه فوتبال فقط یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بلکه نهادی اجتماعی، فرهنگی و هویتی است. فوتبال میتواند سرمایه اجتماعی را تقویت کند، حس تعلق و همبستگی جمعی بیافریند و فرصتهای مشارکت مدنی را گسترش دهد. از اینرو، هرگونه تحول در ساختار مالکیت باشگاهها باید با نگاهی فراتر از صرف ملاحظات اقتصادی طراحی شود.
اگر باشگاه فوتبال صرفاً به منطق سود و زیان تقلیل یابد، کارکردهای اجتماعی آن تضعیف میشود. در مقابل، اگر هوادار بهعنوان یک ذینفع واقعی در ساختار مالکیت و تصمیمگیری به رسمیت شناخته شود، باشگاه میتواند به نهادی پایدارتر، شفافتر و مردمیتر تبدیل گردد.
تجربه آلمان؛ دموکراسی در فوتبال
مدل مالکیت هواداران در آلمان، با اصل 50+1، نشان داده است که باشگاهها میتوانند هم حرفهای باشند و هم مردمی باقی بمانند.
در این مدل:
– اعضا با پرداخت حق عضویت سالانه، از حق مشارکت در تصمیمگیریها برخوردار میشوند.
– هیأتمدیره یا ارکان مدیریتی با رأی و مشارکت اعضا انتخاب میشوند.
– سرمایه اجتماعی باشگاه به سرمایه اقتصادی پایدار تبدیل میشود.
– هواداران از جایگاه تماشاگر صرف، به جایگاه کنشگر و شریک اجتماعی ارتقا مییابند.
نتیجه این ساختار عبارت است از: ثبات مدیریتی، افزایش شفافیت، کاهش فساد، تقویت وفاداری هواداران و جلوگیری از تکروی و سوءمدیریت.
الگوی بومی برای ایران
۱- ایجاد ساختار عضویت ملی ـ محلی
هر باشگاه، متناسب با پایگاه اجتماعی خود، سامانهای رسمی برای عضویت هواداران راهاندازی کند؛ بهگونهای که پرداخت حق عضویت سالانه با تعرفههای متنوع برای گروههای مختلف مانند دانشآموزان، خانوادهها و هواداران ویژه امکانپذیر باشد.
۲- تشکیل مجمع هواداران
نمایندگان انتخابی هواداران، در کنار مدیران حرفهای، بخشی از ساختار تصمیم گیری کلان باشگاه را تشکیل دهند. این مجمع میتواند نقش نظارتی و مشورتی مؤثری ایفا کند.
۳- نقش تسهیلگر دولت
دولت بهجای مالکیت مستقیم، نقش تسهیلگر و تنظیمگر را بر عهده بگیرد؛ از جمله از طریق:
– واگذاری یا بهرهبرداری بلندمدت از استادیومها
– ارائه حمایتهای حقوقی
– مشوقهای مالیاتی
– پشتیبانی رسانهای و زیرساختی
۴- مدیریت مشارکتی
حضور هواداران در ساختار تصمیم سازی، میتواند شفافیت مالی را افزایش داده و از تصمیمات شتابزده، سلیقهای و فردمحور جلوگیری کند.
۵- نظارت و شفافیت دیجیتال
گزارشهای مالی، عملکردی و مدیریتی باشگاهها به صورت عمومی و آنلاین منتشر شود تا اعتماد اجتماعی تقویت گردد و امکان نظارت همگانی فراهم شود.
مطالعه موردی: بوشهر بهعنوان پایلوت ملی
استان بوشهر نمادی از ظرفیتها و چالشهای فوتبال ایران است. این استان با برخورداری از پیشینهای غنی در فوتبال و وجود استعدادهای فراوان در شهرستانهای مختلف از جمله بوشهر، دشتستان، گناوه، دیلم، تنگستان، دشتی، دیر، کنگان، جم و عسلویه، یکی از قطبهای مهم فوتبال کشور محسوب میشود. باشگاهها، مدارس فوتبال، مربیان، داوران و بازیکنان این مناطق، هر یک سهمی ارزشمند در شکلگیری هویت فوتبالی استان داشتهاند.
در این میان، شاهین بوشهر و ایرانجوان بوشهر به عنوان دو نماد تاریخی، ریشهدار و مردمی فوتبال استان، جایگاهی عمیق و ماندگار در حافظه جمعی و سرمایه اجتماعی مردم بوشهر دارند. این دو باشگاه در کنار سایر ظرفیتهای فوتبالی استان، میتوانند بستر مناسبی برای آزمون و اجرای الگوی مشارکت و مالکیت هواداران باشند؛ الگویی که بر پایه سرمایه اجتماعی، احساس تعلق و مشارکت مردمی شکل میگیرد.
چرا بوشهر میتواند پایلوت باشد؟
مدل مالکیت جمعی هواداران میتواند برای این استان یک راهحل واقعی باشد:
– اگر تنها بخشی از انبوه هواداران شاهین و ایرانجوان، سالانه مبلغی را بهعنوان حق عضویت پرداخت کنند، منابع مالی پایدار برای اداره باشگاه ایجاد میشود.
-حضور نمایندگان هواداران در ساختار مدیریتی، مانع تصمیمات شتابزده و تکروی مدیران خواهد شد.
– همکاری دولت در قالب حمایتهای حقوقی و زیرساختی، نه مالکیت مستقیم، میتواند این مدل را تقویت کند.
– موفقیت این الگو میتواند زمینه بهرهمندی سایر باشگاهها و ظرفیتهای فوتبالی استان را نیز فراهم سازد و به توسعه متوازن فوتبال در سراسر بوشهر کمک کند.
بوشهر بهدلیل تاریخ فوتبالی، هواداران پرشور، سرمایه اجتماعی گسترده و وجود باشگاههای ریشهدار، میتواند بهترین گزینه برای اجرای پایلوت ملی مردمیسازی فوتبال باشد. موفقیت این طرح در بوشهر، میتواند الگویی عملی برای سایر استانهای کشور فراهم کند.
فواید الگوی مالکیت جمعی برای فوتبال ایران
۱- افزایش شفافیت و اعتماد عمومی
۲- تقویت حس تعلق و وفاداری هواداران
۳- ایجاد منابع مالی پایدار بدون وابستگی کامل به دولت یا سرمایهگذاران پرریسک
۴- حفظ هویت محلی باشگاهها و جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی
۵- ایجاد الگویی ملی برای خصوصیسازی واقعی و مردمیسازی فوتبال
۶- تقویت مشارکت مدنی و فرهنگ دموکراسی محلی از طریق فوتبال
نتیجهگیری
فوتبال ایران نیازمند تحولی ساختاری است. الگوی مالکیت جمعی هواداران، واقعیتی آزمودهشده در جهان است که با بومیسازی و همراهی دولت میتواند به یک طرح ملی برای مردمیسازی فوتبال ایران تبدیل شود.
بوشهر و باشگاههای ریشهدار و محبوب خود، شاهین و ایرانجوان میتواند پیشگام این تغییر باشد؛ اما موفقیت این مسیر زمانی کامل خواهد شد که همه ظرفیتهای فوتبال استان، از باشگاههای تاریخی گرفته تا تیمهای محلی، مدارس فوتبال، مربیان، داوران و استعدادهای جوان در سراسر استان، خود را در این حرکت سهیم بدانند.
این پایلوت میتواند راه را برای الگوسازی ملی هموار کند و نشان دهد فوتبال ایران، اگر بخواهد پایدار، پویا و مردمی بماند، باید از دل مردم و برای مردم زنده بماند.
https://www.pgnews.ir/?p=351624
351624

3 نظر
آقا هادی استفاده کردیم، بسیار عالی بود
جناب دکتر عزیز
استفاده بردیم
این نگاه دقیق و تحلیل ارزشمند جنابعالی با مدل های نوین در مدیریت باشگاه های تراز اول فوتبال دنیا برابری می کند، ای کاش جامعه فوتبالی بوشهر قدر شما را بیشتر بدانند.
امیدواریم بزودی شما را در جایگاهی ببینیم که حق شماست و بنفع جامعه و با شما تحول و نوآوری در فوتبال بوشهر را تجربه کنیم.
موفق و مؤید باشید
آقای محمد نجفی این افت و رکود و عقب ماندگی و نابودی فوتبال بوشهر فقط به خاطر تصمیمات و دیدگاه و عملکرد کاملا غیر کارشناسی شماست که افراد غیر فوتبالی و بیگانه با فوتبال به فوتبال بوشهر تحمیل نمودید،همه دارند تلاش می کنند و مقاله و مطلب می نویسند تا شاید بتوانند یک تحول اساسی در فوتبال بوشهر بوجود بیاورند و بتوانندافراد لایق و شایسته و فوتبالی را به جامعه فوتبال بوشهر و در راس فوتبال بوشهر بازگردانند،چگونه می شود افرادی مانند جلالی ثابت ها را نبینید اما کسانی که اصلا تو فوتبال بوشهر وجود نداشتند به فوتبال بوشهر تحمیل نمایید؟