
بهار در چند قدمی است. امسال اما انتظار بهار شکل دیگری دارد. ما دیگر آن آدمهایی که یک سال قبل چشم به راه بهار بودیم، نیستیم. ما سالی را پشت سر گذاشتیم پر از داغ و درد، پر از تلخی و رنج، پر از آتش و گلوله. حالا اما چیزی به نورزو نمانده است. همان آیین باشکوهی که یاریگر ایرانیان در تمام تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین بوده، ما امروز در حالی به استقبال نوروز میرویم که بیش از همیشه به عناصر زندگی بخش این آیین نیاز داریم.
در روزهایی که عزیزان بسیاری دیگر در کنار ما نیستند. در روزهایی که بسیاری از هموطنان ما خانهای ندارند در پس بمبارانهای بیامان. روزهایی که بسیاری زخمیاند؛ زخمی بمب و گلوله. سالی که گذشت، برای بسیاری از ما تکرار دردناک همین زخمها بود. زخمهایی که بمب و گلوله بر جانمان به جا گذاشتند. حالا اما نوروز مرهم است. مرهم تمام زخمهای تاریخ ما. نوروز قرار است تسکین ما باشد و یاریمان کند برای گذر از این رنجهای بیامان. گذری که ما را پختهتر آبدیدهتر و بزرگتر و همراهتر میکند. نوروز مبارک.
ملتها در مقاطع مختلف پاسخی به بحرانها میدهند که گاهی بهصورت آیین، تجلی و ظهور پیدا میکند. نوروز آیین بزرگی است که ایرانیان آن را برای مواجهه با مسائل و چالشها و بحرانها و فاجعهها آفریدند. نوروز از آغاز، آیینی بود که به ایرانیان کمک میکرد بتوانند بر شر، ظلمت و تباهی فائق آیند.
پاسخ جمعی، فرهنگی و تاریخی است به رها شدن از ابتذال و هر آنچه مغایر و مخالف زندگی و در تضاد با هستی است. از این زاویه اگر نگاه کنیم، نوروز هرگز برای تولید هیجان، ایجاد خلسه، بیتفاوتی، کرختی و سستی و یا واکنشی انفعالی به جهان نبوده است.
بنیان نوروز را باید بر این اساس درک کرد که انسان تنیده در رنج است. رنج مرگ، بیماری، خشکسالی، قحطی، جنگ و رنجهای دیگری که انسان را در طول حیات چند ده هزار سالهاش عذاب داده است. نوروز یکی از درخشانترین پاسخهای جمعی انسان به رنجهای ویرانگر است.
نوروز را اگرچه با شادی، هدیه، بخشش، نو شدن طبیعت و اعتدال بهاری، نو شدن زندگی و لباس و کلام تعریف میکنیم؛ در بطن و متن معنایی نوروز، تمام این نوشدنها راهبرد فرهنگی جمعی و تاریخی ماست؛ تا بتوانیم در مواجهه با فاجعهها و رنجهای پایانناپذیری که در ساختار هستی وجود دارد و لاجرم بر انسان تحمیل میشود، راهی برای تابآوری، مقاومت و رهایی پیدا کنیم.
نوروز آنگونهکه ابوریحان بیرونی در شاهکارش «آثار الباقیه» شرح میدهد، همواره برای ایرانیان نماد گشایش و گشودگی بوده است. گشایشی که ابوریحان بیرونی -نابغه بیبدیل تاریخ و تاریخنگاری و گاهشماری- از آن سخن میگوید، نوعی گرهگشایی است. گرههای ریز و درشتی که برای تکتک ما یا برای جمع و جامعه ایجاد شده است.
حکیم عمر خیام هم در «نوروزنامه» همین نکته را بیان میکند. خیام معتقد است ایرانیان نوروز را برای ارتقا و بهبود زندگی و مواجهه با چالشهای ریز و درشت آن، ابداع کردهاند. خیام یکی از برجستهترین قهرمانان نوروز است؛ کسی که توانست از راه مطالعات شگفت علمی و نجومی، روز اول فروردین را بهعنوان نوروز تثبیت کند.
سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی برپایه رأی و نظر خیام، فرمان داد از سال ۴۶۷ قمری در تمام گاهشماری ایران و دفاتر رسمی دیوانی، روز اول فروردین به نام نوروز ثبت شود. پیش از این تاریخ، نوروز در طول سال سیار بود و در فصلها و روزهای متفاوت سال قرار میگرفت.
هزار سال از آن روز که خیام نوروز را تثبیت کرد، میگذرد. در این هزار سال بارها و بارها نوروز مقارن با جنگ، سیل، زلزله، خشکسالی و قحطی، وبا و بیماریهای فراگیر بوده است. اما شگفتا در تمام این قرون هیچگاه نوروز تعطیل نشده است. جنگها آمدند، قحطیها شکل گرفتند، بیماریها فراگیر شدند، اما نوروز برای ایرانیان همواره پیامآور امید بوده است.
نوروز در تمام این قرون بارها و بارها در سختترین لحظات تاریخ تکرار شد. اما هیچگاه تعطیل نشد. حتی در سال ۱۲۸۷ شمسی، زمانی که مردم ایران برای مشروطیت قیام کرده بودند؛ مشروطهخواهان اعلام کردند نوروز بهعنوان راهبردی برای فشار بر شاه مستبد قاجار، یعنی محمدعلی شاه، تحریم خواهد شد؛ اما این تحریم هم بهمعنای آن نبود که نوروز نیاید. نوروز آمد. بیان اینکه ما نوروز را تحریم خواهیم کرد، راهبردی برای پیشبرد اهداف مربوط به ساختن جامعه بود.
نوروز در ایران و کشورهای دیگری که نوروز را گرامی میدارند، همواره راه را هموار میکرد تا مردم گامی به پیش بردارند. از تیرگی و تباهی نهراسند. قوی باشند. باهم و کنار هم باشند. صدای هم شوند. دلهایشان گرم باشد. چشمهایشان پرنور باشد. افقهای دور را ببینند. نهراسند. نوروز همواره در تاریخ، نمود شجاعت و بزرگی و شکوه انسانی نوروزیان بوده است.
نوروز، فضایی جمعی است که انرژی عاطفی عظیمی از آن فوران میکند. آتشفشان نور، امید، صلح، سرزندگی و زندگی است. در همیشه تاریخ چون خورشیدی پرنور این سرزمین اهورایی را روشن کرده است.
در نوروز ۱۴۰۵ جنگ، سایه شوم خود را بر این سرزمین انداخته است. همانطورکه هنگام هجوم اعراب، مغولان و متفقین، جنگ سایه شومی بر این سرزمین انداخت. اما نوروز در همان سالها هم خورشید تابانی شدند تا مردم ایرانزمین دست در دست هم متحد و منسجم، تمرین مهر، امید، صلح، آشتی و تمرین زندگی کنند. نوروز معجزه تاریخی نوروزیان است. عصای موسای این سرزمین و شقالقمر تاریخ ماست.
نوروز هیچگاه تعطیل نمیشود. بلکه هر سال میآید تا پیام بزرگ انسان را پیام روحهای رهاییبخش را در جهان منتشر کند. نوروز فریاد شادی انسان شکوهمندی است که هرگز شکست نمیخورد. نوروز هرگز ماتم نمیگیرد. هرگز تمام نمیشود. میآید تا مرهمی بر زخمها باشد. تا نشانهای از پایانناپذیری انسان باشد.
نوروز سرجمع فضایل بزرگ انسانیِ انسان ایرانی است. مگر میشود خورشید را خاموش کرد؟ هرگز! نوروز خورشید معنایی است که هرگز خاموش نمیشود. هرگز به پایان نمیرسد. نوروز نماد آغاز است. آغاز نو شدن. نماد ظرفیت بیانتهای ذهن انسان است؛ ذهنی که همواره میتواند آغاز شود.
نوروز نماد آغاز شدن است و نوروز ۱۴۰۵ آغاز تاریخ دیگری در این سرزمین. نوروز را زنان که نمادهای زندگی و آفرینش و نمادهای مراقبت و پاکی هستند، نمایندگی میکنند. نوروز را کودکان که نماد معصومیت و امید و شکوفایی و نماد آغاز کردن هستند، نمایندگی میکنند. مگر میشود نوروز بیاید و ما نیاییم. ما میآییم همراه با نوروز.
https://www.pgnews.ir/?p=334609
334609
1 نظر
ما امسال عید نداریم