خلیج فارس: در اینجا تصویری از شهر بوشهر را در دوران قاجار ملاحظه میکنید. ساختمانی که میله پرچم روی آن دیده میشود، ساختمان نمایندگی «شرکت کشتیرانی بخار هند بریتانیا» است.

منبع: فرادید
گالیا حق پرست
دریا برای بوشهر فقط یک پهنهی آبی نیست؛ دریا مادر فرهنگ، تاریخ و زندگی مردم این شهر است. از قرنها پیش، زندگی و معیشت مردم با دریا تنیده بوده از تجارت دریایی و صیادی گرفته تا آیینها، موسیقی، صنایعدستی و غذاهای محلی. حتی ریتم زندگی روزمره، زبان و اصطلاحات مردم بازتابی از حضور دریاست.
در گذشته، کودکان بوشهری از همان دوران نخست زندگی با دریا بزرگ میشدند؛ صدای موج و بوی نمک، بخشی از حافظهی نخستین آنهاست. مادران با لالاییهای دریایی، نسلها را با فرهنگ دریا آشنا میکردند و مردان با تجربهی سفرهای طولانی دریایی، قواعد صبر، شجاعت و همزیستی را به خانه میآوردند. دریا نه تنها منبع رزق بوده، بلکه آموزگار ارزشهای اجتماعی و اخلاقی نیز هست؛ صبر، تعاون و احترام به طبیعت و انسانهای دیگر، همه از تجربهی زندگی کنار دریا شکل گرفتهاند. 
همان دریایی که نسل های متمادی را در آغوش خود پرورش داده، امروز به یکی از بزرگترین جاذبه های گردشگری بوشهر تبدیل شده و مسافران را از دور و نزدیک به این بندر تاریخی می کشاند. با این حال این ظرفیتِ شگفت انگیز، تنها عامل جذب گردشگر به بوشهر نیست؛ زیرا این بندر گنجینه ای از تاریخ، فرهنگ زنده، معماری متفاوت و آیین های اصیل جنوبی را در خود نهفته دارد که هر کدام به تنهایی انگیزه ای برای سفر به بوشهر هستند.
در اواسط پاییز، در حالی که بسیاری از شهرهای کشور بهتدریج رو به سکوت و سرمای زمستانی میروند، بوشهر تازه بیدار میشود، نفس میکشد و کوچه های قدیمیاش میزبان گردشگرانی میشوند که برای شنیدن موسیقی جنوب و دیدن آیینهای بومی به این شهر میآیند.
نیانبان، دمام و اجرای خیام خوانی به نماد گردشگری بوشهر تبدیل شده است. بیتردید موسیقی محلی بخشی جداییناپذیر از روح بوشهر است، اما بوشهر فقط شهر موسیقی نیست؛ شهر رنگ، طعم، لبخند و تاریخ است. اگر بخواهیم فصل گردشگری بوشهر از یک تجربه شنیداری به یک تجربه فرهنگی کامل تبدیل شود، باید به همهی این وجوه نگاه کنیم.
بافت قدیم و عمارتهای تاریخی بوشهر، بخشی از هویت زنده این شهر و یکی از جذابترین دلایل سفر گردشگران به آن است. کوچه های باریک و نمای خانه های قدیمی با درهای چوبی ، هر قدم را با بوی تاریخ و رنگ زندگی آمیختهاند و در هر گوشه از این بافت تاریخی، ردپای تجار هندی، انگلیسی و سایر ملل را میتوان یافت.
این بناها که روزگاری محل زندگی خاندانهای سرشناس یا مراکز مهم تجاری و اداری بودهاند، امروز درهای خود را به روی همگان گشودهاند تا مسافران با تماشای معماری اصیل، تزئینات منحصربهفرد و فضاهای زندگی گذشته، داستانها و روایتهای هر عمارت و شیوههای زیست مردمان آن روزگار را از نزدیک لمس کنند. در بسیاری از این عمارت ها، طی سالهای نهچندان دور، تغییرات هدفمند و سازندهای در کاربری صورت گرفته است؛ بهگونهای که این بناهای ارزشمند امروز بهعنوان موزه، فرهنگسرا، دانشکده و اقامتگاه های سنتی مورد استفاده قرار میگیرند.
این عمارتها با حفظ اصالت معماری و هویت تاریخی خود، در عین بازتعریف نقش و کارکرد، همچنان بهعنوان میراثی زنده از گذشته شهر سواحل جنوب باقی ماندهاند. استمرار حیات این بناها در قالب کاربریهای جدید، نهتنها بیانگر درک عمیق از ارزش تاریخی آنهاست، بلکه به توسعه گردشگری فرهنگی، افزایش تعامل اجتماعی و خلق تجربهای جامع و ماندگار برای بازدیدکنندگان کمک میکند.
ویژگیهایی منحصربهفرد این بناها که آنها را از دیگر شهرهای تاریخی ایران متمایز میکند، سقفهای بلند، حیاطهای مرکزی اکثرا با آب انبار، در و پنجره ها با شیشه های رنگی، ارسی ها، شناشیرها، تزئینات ظریف دیوارها و… است که همه و همه تجربهای منحصر به فرد از زندگی در گذشته به گردشگران ارائه میدهد. هر جزئیات معماری، از سه دری و پنج دری ها گرفته تا سقفهای چوبی و آینه کاری شده اتاق های شاه نشین، بخشی از داستان زندگی مردمان گذشته را روایت میکند و حس حضور در زمان گذشته را به بازدیدکنندگان منتقل مینماید.
هر بنا داستانی برای روایت دارد؛ داستان خانوادههایی که در آن زندگی میکردهاند، وقایع تاریخی که بنا شاهد آن بوده و تغییرات فرهنگی و اجتماعی که با گذر زمان رخ دادهاند.
برگزاری نمایشگاههای هنری، کارگاههای صنایعدستی، برنامههای موسیقی و جشنوارههای محلی ، یکی از اتفاقات ارزشمندی است که در روند تغییر کاربری عمارتهای تاریخی رخ داده و بناها به کانون فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی شهر تبدیل شدهاند.
این فضاهای احیاشده، گردشگران را به تعامل نزدیک با فرهنگ زنده بوشهر دعوت میکند و فرصتی فراهم میسازد تا بازدیدکننده علاوه بر تماشای معماری و تاریخ بنا، با بخشی از خلاقیت، سبک زندگی و هنر مردم این شهر نیز آشنا شود.
این همنشینی زیبای معماری، فرهنگ و هنر، تجربهای چندبعدی و کامل را برای مسافران رقم میزند. بازدید از عمارتهای تاریخی بوشهر درواقع پیوندی دوباره با گذشته و لمس روح زندگی مردمان ساحلنشین است؛ تجربهای که چه برای اولینبار و چه برای چندمینبار، همیشه تازه، ماندگار و آموزنده باقی میماند.
عبدالرسول غلامی | دبیر کل اتاق بازرگانی بوشهر
نام بوشهر همواره با دو ویژگی “پیشگام” و “سرفراز” سرشته شده است، چرا که از مراکز تاریخی و باستانی ایران در کرانه های شمالی خلیج فارس بوده که کتیبه های میخی و بقایای معابد دورۀ لیان، کتابخانه ها و مراکز علمی در روزگاران پیشین همگی اسناد این تاریخ پر نشیب و فراز است.
بوشهر در دورۀ متأخر نیز از اقالیم پیشگام در ایران است که وجود نخستین آثار حمل و نقل هوایی و ریلی، وجود اولین سینماها، چاپخانه ها، چاپ و انتشار نشریات، باشگاه ها و ورزش های نوین و تأسیس اولین مدرسه و مرکز آموزشی نوین در جنوب ایران، یعنی مدرسه سعادت، از نشانه های بارز این بالندگی و شکوفائی این کهن دیار است.
حضور نمایندگی های متعدد سیاسی و اقتصادی کشورهای قدرتمند از آلمان و انگلیس گرفته تا عثمانی، رفت و آمد کشتی های تجاری و مانند آن باعث شده بود که در دوران افشاریه، زندیه و قاجار تنها بندر پر رونق صادرات ایران در این استان یعنی بندر بوشهر باشد.

اینک نیز بوشهر به واسطۀ بهره مندی از موقعیت جغرافیایی ویژه و منابع و ظرفیت های ارزشمند خود می تواند عامل شکوفایی و رونق روز افزون سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی نه تنها در محدوده خویش که برای ایران بزرگ در عرصه داخلی و بین المللی باشد.
اما اینک چه موانعی در پیش روی باب الابواب خلیج فارس قرار دارد که علیرغم برخورداری در جایگاه سوم اقتصاد کشور، در مرتبه ای که شایسته آن باشد، قرار ندارد و از رونق و رواج گذشته فاصله گرفته است.
در وهلۀ اول باید به این مهم اشاره کرد که رشد بوشهر جدا از رشد و توسعه کشور نخواهد بود چرا که توسعه پایدار حاصل سیاست های بلند مدت و راهبردهایی است که نظام حکمرانی کشور در این زمینه موفق نبوده است و علیرغم داشتن منابع متعدد، غنی و مختلف به دلیل عدم برخورداری از یک راهبرد جامع نگر و بلند مدت و وجود تحریم های ظالمانه، شاهد بیکاری، فقر، توزیع نابرابر درآمد و پدیدار شدن بحران های متعدد در حوزه های محیط زیست، انرژی، آب و سالمندی هستیم که همه این موارد موجب کاهش شدید سرمایه اجتماعی به عنوان یک واقعیت در کشور گردیده است.
در این مجال تنها به ذکر دلایلی پر اهمیت تر از رونق اقتصادی بوشهر در گذشته و بیان ادله های رکود اقتصادی کنونی به شکلی موجز می پردازم.
در ابتدا به مهمترین دلایل رونق اقتصادی بوشهر اشاراتی خواهم نمود که عبارت بودند از:
• توسعه خطوط کشتیرانی و زیرساخت های بنادر و دسترسی به کشتی های متنوع با آب خور بالا
• آزادی ارتباط با کشورهای هدف از طریق تجار و بازرگانان
• بهبود وضعیت مسیرهای دسترسی بوشهر به نواحی مرکزی فلات ایران از طریق توسعه راهها و وسایل حمل و نقل
• توسعه نهادهای پولی و مالی و عرضه گسترده خدمات مالی از طریق صرافی ها و بانک ها
• حضور سرمایه گذاران خارجی (همانگونه که اشاره شد وجود نمایندگی های سیاسی از کشورهای بزرگ اروپایی و استقرار کنسولگری ها و فعالیت اقتصادی ده ها تجارت خانه خارجی در این موضوع بسیار دخیل بوده است)

اما در خصوص دلایل رکود اقتصادی بوشهر علاوه بر موضوعات کلانی که در سطور بالا به آن اشاره شد می توان به موارد زیر نیز پرداخت:
• عدم توجه به استان بوشهر در مقایسه با دیگر استانهای جنوبی در توسعه زیرساخت ها
• عدم دسترسی به خطوط ریلی
• نبود برنامه مشخص و معین برای لایروبی بنادر
• ناتوانی در جذب و نگه داشت نیروی های نخبه به دلیل عدم توسعه زیرساخت های رفاهی
• بر هم خوردن اکوسیستم خلیج فارس و ایجاد چالش برای صیادان
• فقدان نهادهای متنوع پولی و مالی در استان
• عدم دسترسی به منابع مالی لازم از طریق بانکها به دلیل نبود تمرکز حساب های بانکی شرکت های بزرگ مستقر در استان
• عدم توسعه صنایع پایین دستی
در پایان امیدوارم تصمیم سازان کلان کشور با قرار دادن اقتصاد به عنوان اولویت اصلی با الزام به ترمیم شرایط اجتماعی و سیاسی در راستای منافع ملی کشور را به مسیر صحیح و جایگاه شایسته و فاخر خود رهنمون سازند.
حسین مظفری | دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه شهید بهشتی
بافت شهربندر بوشهر به عنوان یک سیستم زنده و پویا، نتیجه تعامل پیچیده میان عوامل طبیعی، فرهنگی و تاریخی است. این بافت، حاصل تطبیق هوشمندانه انسان با شرایط اقلیمی سخت و منابع محدود این سرزمین بوده و به همین دلیل از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار است.
اقلیم گرم و مرطوب عامل اصلی شکلگیری معماری بندر بوشهر است. خانههایی اغلب، چهار ایوانی با حیاطهایی مرکزی که با مصالح بومآورد مانند سنگهای مرجانی، گچ و ساروج برای خنک نگه داشتن فضا در تابستان و گرم نگه داشتن آن در زمستان به شیوههایی پیچیده و در عین حال ساده طراحی و اجرا شدهاند. 
معماری بوشهر با المانهایی مانند پنجدریها، طاقها و شناشیرها، علاوه بر ایجاد کریدور هوا، نمادی از فرهنگ و نزدیکی درونی مردم این دیار است؛ همچنین بافت شهری بوشهر با کوچههایی تنگ، مرتبط و پیچ در پیچ، ایجاد سایه، کوران باد و کاهش دمای محیط، به عنوان یک اکوسیستم طبیعی برای تهویه عمل میکند این اکوسیستم، فضایی برای تعاملات اجتماعی و ایجاد «حس»، جهت تعلق به «مکان» را فراهم میآورد. 
بافت معماری بوشهر بر آداب و رسوم و سبک زندگی مردم تأثیر مستقیم دارد، این فضا به گونهایی است که روابط اجتماعی نزدیک و عمیقی را ایجاد کرده و به غنیتر شدن بافت انسانی، اجتماعی و محلهای کمک میکند.
بافت تاریخی بندر بوشهر نمادی از هویت فرهنگی مردمان این خطه است و حفظ آن به معنای حفظ میراثفرهنگی ملی و حتی جهانی مورد توجه متخصصان و دغدغهمندان است. این اکوسیستم به عنوان یک جاذبه گردشگری ارزشمند شناخته میشود و میتواند به رونق اقتصادی مردم محلی، شهر و منطقه کمک کند.
راهکارهای حفظ و احیا بافت تاریخی بندر بوشهر را «تدوین طرح جامع حفاظت»، «مرمت و بازسازی اصولی»، «تغییر کاربریهای سازگار»، «ترویج گردشگری پایدار»، «آموزش و آگاهیرسانی به جامعه محلی» و در نهایت «ثبت ملی» تشکیل میدهند.
در مجموع، حفظ و احیای اکوسیستم بافت تاریخی بندر بوشهر، نیازمند یک تلاش جمعی و همکاری همهجانبهٔ دستگاههای حاکمیتی، بخش خصوصی و جامعه محلی با رویکرد نوآوری کالبدی، فرهنگی و اجتماعی است.
امید زاهد – پژوهشگر بنیاد ایران شناسی شعبه بوشهر
با وقوع انقلاب مشروطه در ایران (1324ه.ق) اوضاع تعلیم و تربیت برای بانوان وارد مرحله جدیدی شد. در تهران همزمان با انقلاب مشروطه «مدرسه دخترانه دوشیزگان» تاسیس و یکسال بعد در پی مخالفتها تعطیل شد.
با وجود درخواستهای گسترده، تاسیس مدارس دخترانه با محدویتهایی روبرو بود. برخی ملانماها اجازه نمیدادند و تحصیل دختران را حرام میدانستند. در ایران نیز اشکال تراشی میکردند و هنوز در بندر بوشهر مدرسه دخترانه باز نشده بود و دختران تنها اجازه داشتند به مکتب خانه بروند.
برای نخستین بار رییس وقت معارف بنادر – شیخ محمد حسین سعادت – درصدد برآمد تا برای دختران بوشهری مدرسهای بنیان گذارد. سعادت، احتیاج اهالی را به داشتن یک مدرسه دخترانه حس کرد و اهالی را راغب و مایل دید، از این رو بدون تصور هیچگونه مانعی درصدد برآمد که با یاری جمعی از معارف پروران و دارندگان، لوازم و اثاثیه مدرسه دخترانه را تهیه کند و مدرسه را تاسیس نماید.
بدین منظور سال 1302 خورشیدی با حمایت تجار بوشهری اثاثیه مدرسه خریداری گردید. یاور علی اصغرخان – رییس گردان بنادر – در جمعآوری کمکها و نیز تاسیس مدرسه تلاشهای فراوانی از خود نشان داد. صورتی نوشته شد و عده از اشخاص به ترتیب ذیل اعانه دادند:
حاج سید محمدرضا تاجر کازرونی: نقد 100 تومان، ماهیانه 3 تومان
آقا میرزا حسنعلی گلشن: نقد 100 تومان
حاج محمد باقر[بهبهانی]: نقد 100 ماهیانه 3 تومان
حکیم الممالک: نقد 10 تومان، ماهیانه 2 تومان
معاضد السلطان: نقد 5 تومان، ماهیانه 1 تومان
کریم: نقد 3 تومان، ماهیانه 1 تومان
حاج محمد رضا: نقد 50 تومان، ماهیانه 2 تومان
آقا محمد علی کمپانی: نقد 20 تومان، ماهیانه 2 تومان
آقا عبدالحسین مشلش: نقد 5 تومان، ماهیانه 2 تومان
آقا سید حسین بهبهانی[بلدیه]: نقد 30 تومان، ماهیانه 2 تومان
حاج رییس التجار: نقد 100 تومان، ماهیانه 3 تومان
آقا محمد علی مشلش: نقد 10 تومان
خلیل دشتی: نقد 10 تومان
ابراهیم [دریایی] کاپیتان جهاز مظفری: نقد 5 تومان
حکمران: نقد 15 تومان، ماهیانه 2 تومان.
وقتی این مبلغ فراهم شد اثاثیه را تدارک دیدند. همین که مدرسه خواست رسما افتتاح شود یکباره دو سه نفر برای جلب خاطر معدودی عوام فریب فریاد وا اسلاما را بلند کردند. آنان علم و تربیت و تهذیب اخلاق دخترها را منافی با شرع و دیانتی عنوان کرده و با قیل و قال نگذاشتند مدرسه مفتوح شود. اما سرانجام دبستان پس از مخالفتها و فراز و نشیب در اسفند 1303 با نام «بنات نسوان» تاسیس شد.
اولین دبستان در ساختمان اهدایی معينالتجار بوشهری به اداره فرهنگ، با مدیریت خانم ملاباجی كار خود را شروع كرد كه در كنار مسجد شيخ سعدون در محله كوتی قرار داشت.
به نوشته دکتر عبدالکریم مشایخی در کتاب تاریخ آموزش و پرورش بوشهر «با آغاز كار دبستان شاهدخت در سال 1305 خورشيدي در كنار حمام دلگشاي بوشهر و جنب نايب كنسولگري سابق انگليس، بسياري از شاگردان معيني به آن دبستان انتقال يافتند؛ امّا دبستان اهدايي معينالتجار نيز به كار خود ادامه داد و در سالهاي واپسينتر به دليل تخريب ساختمان آن، شاگردانش به دبستان هفده دي (گلستان كنوني) انتقال يافتند.
دبستان معینی سال 1337 خورشیدی دارای چهار کلاس درسی بود، اما سال 1342 خورشیدی دارای هشت کلاس از اول تا پنجم ابتدایی 3026 دانشآموز دختر بود».
گفتنی است زنده یاد شاه ابراهيم مهيمنی پزشک يار فرهنگ در دواخانه دبستان معينيه بوشهر در یکی از تصاویر برجای مانده از مدرسه به همراه شاگردان دیده میشود. ایشان پدر سید محمدرضا مهیمنی دبیر زیست شناسی مدرسه سعادت بود. او در بخش بهداشت مدارس به ویژه در زمان بیماریهایی همانند چشم درد و نیز شپش زدایی زحمتهای زیادی را متحمل شد. همچنین از جمله مدیران این مدرسه خانم یزدی بود که در زمان تصدی او با نظم خاصی مدرسه اداره می شد.
لازم به ذکر است آخرین بازمانده عکس برجای مانده (نفر سوم نشسته از چپ) خانم زمان حسن پور(ادیانی) مادر علی بهیپور هنرمند نقاش بوشهری بود که چندی پیش (1403) درگذشت.
هم اکنون دبستان دخترانه معینی با عنوان نخستین مدرسه دخترانه بندر بوشهر، واقع در خیابان سنگی (امام) به حیات خود ادامه میدهد، اگرچه بنای آن در دهه 80 از نو بنیان گذاشته شد.
بوشهر با مدنيت خاص خود نخستين مدرسه هيات امنايي را داير كرد. روزنامهاي به نام مظفري منتشر كرد و مكاني شد براي ورود كتابهاي فارسي چاپ بمبئي.
يكي از نخستين چاپخانههاي كشور را داير كرد (چاپخانه علوي) و (شايد) اولين سينماي كشور را هم راه انداخت (سينما ساحل). مجموعه چنين اتفاقات و روندهايي سبب شد كه بافت «چهارمحله» تاريخي بوشهر نماد معماري باز، سيال و مترقي كشور شود. در ادبيات اجتماعي، بارها و بارها با اصطلاح «شهر دورافتاده» مواجه ميشويم. 
غالبا ميشنويم فلان مدير يا مسوول وقتي از شهر و ديار خود ياد ميكند، آن را «دورافتاده» مينامد. اولا معلوم نيست منظور از اين «دور» چه مسافتي است و از كجا و كدام نقطه دور است. آيا منظور «دور از پايتخت» است يا دور از مثلا مركز استان؟
اما در دل اين عنوان و اصطلاح، نوعي حسرت و گلايه نهفته است. دور افتاده را درباره هر شهر و دياري به كار بگيريم، در دل خود مفهوم «دور از توجه» را دارد. يعني «كسي حال ما را نميپرسد، هيچ كس نميداند اوضاع و احوال ما چطور است». اين همان درد مزمني است كه در بسياري از شهرهاي ما وجود دارد. ما گنجينهها و استعدادهاي فراواني در شهرها و حتي روستاهاي كشور داريم ولي نه تنها رسانهها و نهادها و فضاهاي خبري به آنها بيتوجه هستند، بلكه اغلب مردم هم خبري از آنها ندارند. غالب شهرهاي جنوبي ما در چنين فضاي بيخبري سير ميكنند.
منظور بيخبري اهالي آن شهرها از اوضاع كشور و جهان نيست. منظور بيخبري مردم و دولت از داشتهها و استعدادهاي آن شهرها است. تصورش را بكنيد كه در هيچ كتاب رسمي معماري و شهرسازي ما صحبتي از بافت تاريخي يگانه و خاص بوشهر نيست. در هيچ اثر آموزشي حتي دانشگاهي ما خبري از سيراف و ارزشهاي باستاني و بينظير آن نيست. انگار كشور در مرز استان فارس به آخر رسيده است. بگذريم كه محوطههاي باستاني بندر سينيز يا بندر مهروبان حتي براي بسياري از شهرسازان، معماران و باستانشناسان هم شناخته شده نيست. چرا چنين است؟ فعلا نميدانيم يا لازم نيست واردش بشويم. اما وارد اين مبحث ميشويم كه وظيفه تكتك مردم به ويژه فعالان مدني است كه در غياب توجه دولت و حكومت، اين داشتهها را بشناسند و به رخ بكشند.
يقين بدانيم آينده مدني كشور با اين داشتهها رقم خواهد خورد نه با اقدامات فلان حكومت يا دولت. الان با اطمينان ميشود گفت در جامعه ما، در كنار «جريان رسمي» و حاكم، جريان نيرومندي هم وجود دارد كه راه خود را ميرود. بيتوجه به تاثيرات يا خواستههاي جريان رسمي. به خوب و بد بودن اين روند كاري نداريم. مهم آن است كه چنين جريان نيرومندي وجود دارد و آينده، قاعدتا متاثر از آن خواهد بود. بهتر آن است كه اين جريان روال منطقي و مترقي در پيش بگيرد و دچار اعوجاج و انحراف نشود.
چگونه چنين اميدي محقق ميشود؟ اين گونه كه اين جريان(ها) در محدوده تنگ يك شهر و ديار باقي نمانند و تجربه و پشتيباني ديگر افراد و شهرها را پشتوانه خود بدانند. اگر چنين شود، عنوان «دورافتاده» براي اين شهرها بيمعنا ميشود و مردم تمام شهرها خود را نزديك و همجوار تمام شهرهاي ديگر تلقي ميكنند. كمك ميگيرند و كمك ميرسانند؛ رشد مييابند و سبب رشد ميشوند. جامعه مدني يعني اين!
چرا دروازه مدنيت نوين؟
شايد عجيب باشد بدانيم در كوران جنبش مشروطهخواهي، بندر بوشهر شركت فعال در مبارزات نداشت و عموما درگير توسعه و فعاليت منطقهاي و بينالمللي بود. هرچند امروز تاريخنويسان بوشهري خيلي علاقه دارند نشانهها و شواهد حضور بوشهر را در جريانات مشروطه شناسايي كنند. كتابهايي هم منتشر كردهاند.
با اين حال در قياس با شهرهايي چون تبريز، ميتوان گفت بوشهر كار چنداني با مبارزه نداشت. بيشتر دنبال جمعآوري پول براي تاسيس بانك ملي (آرزوي اصلي مردم و بازار) بودند و حاج رييسالتجار مامور اين كار بود. در سده نوزدهم ميلادي، در ميانه تنشها و كنشهايي كه در سراسر كشور جريان داشت، بندر تاريخي بوشهر، ميزبان 11 نمايندگي سياسي خارجي بود.
از كنسولگري انگليس و روسيه تا نمايندگي عثماني و فرانسه و… . در اين شهر، مدرسه سعادت دو، سه سال پيش از مشروطيت افتتاح شد و با موفقيت به راه و تكاملش ادامه داد و هنوز هستند بزرگاني كه به تحصيل در آن مدرسه افتخار ميكنند. به ياد بیاوريم زجر و مصيبتي كه مرحوم رشديه در تبريز داشت براي راهاندازي مدرسه.
چند بار مدرسه را آتش زدند يا او را صب و نفي بلد كردند. بوشهر با مدنيت خاص خود نخستين مدرسه هيات امنايي را داير كرد. روزنامهاي به نام مظفري منتشر كرد و مكاني شد براي ورود كتابهاي فارسي چاپ بمبئي. يكي از نخستين چاپخانههاي كشور را داير كرد (چاپخانه علوي) و (شايد) اولين سينماي كشور را هم راه انداخت (سينما ساحل). مجموعه چنين اتفاقات و روندهايي سبب شد كه بافت «چهارمحله» تاريخي بوشهر نماد معماري باز، سيال و مترقي كشور شود. بافتي كه به باور بسياري از پژوهشگران، در صورت تداوم ميتوانست پايه و شالوده معماري مدرن ايران باشد.
به واسطه مجموع رفتارهاي شهري و ملي كه در اين بازه زماني در بوشهر شاهدش بوديم، ميتوانيم اين شهر را دروازه مدنيت نوين در سده گذشته ميلادي بدانيم. ميدانيم با به قدرت رسيدن رضاشاه و تحكيم پايههاي حكومت متمركز، در اثر رشته اقداماتي با وجهه ملي، مثل قانون ملي شدن تجارت خارجي، اقتدار و رونق شهرها و بنادري چون بوشهر رو به افول نهاد و جريان زايش و پويش مدني متوقف شد. با اين حال امروز در رفتارهاي فردي و اجتماعي مردم اين بندر، رسوبات مدني آن دوره را شاهديم.