محمد صادق حاجیانی | فعال کارگری حوزه صنعت
در ماههای اخیر، در برخی انتصابات مدیریتی در حوزه جنوب کشور، بهویژه در صنایع تخصصی نفت، گاز و پتروشیمی، رویکردی تحت عنوان «غیربومیگرایی» شکل گرفته که نیازمند بازنگری جدی و بررسی کارشناسی است.
اصل شایستهسالاری، تخصص، تجربه و توان مدیریتی باید معیار اصلی انتصابات در صنایع راهبردی کشور باشد؛ اما تبدیل «غیربومی بودن» به یک امتیاز یا حتی شرط نانوشته برای کنار گذاشتن نیروهای توانمند و متخصص منطقه، نه با منطق توسعه متوازن سازگار است و نه میتواند پاسخگوی نیازهای پیچیده و تخصصی صنعت نفت و گاز باشد.
جنوب کشور سالهاست بخش قابل توجهی از بار اقتصادی و صنعتی کشور را بر دوش میکشد. نیروهای بومی در طول دهههای گذشته، دانش، تجربه و شناخت ارزشمندی از فرآیندهای فنی، عملیاتی، اجتماعی و اقتصادی صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به دست آوردهاند. نادیده گرفتن این سرمایه انسانی، علاوه بر ایجاد نارضایتی اجتماعی، میتواند هزینههای پنهان و آشکاری را به مجموعههای صنعتی تحمیل کند.
مسئله اصلی، «بومی یا غیربومی» بودن مدیر نیست؛ مسئله این است که آیا فرد منصوبشده از تخصص، تجربه، شناخت عملیاتی، قدرت تصمیمگیری و سابقه موفق مدیریتی متناسب با جایگاه خود برخوردار است یا خیر؟
در صنایع نفت و گاز، تصمیمات مدیریتی مستقیماً با تولید، ایمنی، سرمایهگذاری، اشتغال، صادرات و منافع ملی ارتباط دارد. بنابراین هرگونه تغییر در ساختار مدیریتی باید بر اساس نیاز واقعی سازمان، شاخصهای تخصصی و کارنامه افراد انجام شود، نه بر مبنای یک رویه غیرشفاف یا بدعتی که صرفاً عنوان «غیربومی» را ملاک قرار دهد.
از سوی دیگر، استفاده از ظرفیت نیروهای بومی به معنای بستن درهای صنعت به روی مدیران توانمند سایر مناطق کشور نیست. اتفاقاً ترکیب نیروهای متخصص بومی و مدیران باتجربه ملی میتواند موجب انتقال دانش، تقویت مدیریت و توسعه پایدار شود. آنچه محل نقد است، تبعیض علیه نیروهای بومی صرفاً به دلیل بومی بودن و نادیده گرفتن ظرفیت عظیم انسانی منطقه است.
تداوم چنین روندی، در صورت نبود ضابطه و ارزیابی دقیق، میتواند به کند شدن فرآیندهای تصمیمگیری، افزایش فاصله مدیران با بدنه عملیاتی، تضعیف سرمایه اجتماعی صنعت و حتی کاهش بهرهوری منجر شود؛ موضوعی که در صنایع حساس نفت و گاز، هزینه آن تنها متوجه یک شرکت یا منطقه نخواهد بود، بلکه میتواند آثار آن در سطح اقتصاد ملی نمایان شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است وزارتخانهها، شرکتهای تابعه و نهادهای تصمیمگیر در حوزه انرژی، تخصص، تجربه، پاکدستی، کارنامه مدیریتی و شناخت محیط عملیاتی را بهعنوان شاخصهای اصلی انتصاب مورد توجه قرار دهند.
صنعت جنوب کشور شایسته آن است که از ظرفیتهای انسانی خود در بالاترین سطح استفاده کند. بومیگرایی نیز اگر بر پایه شایستهسالاری، تخصص و عدالت باشد، نه یک مطالبه منطقهای صرف، بلکه بخشی از سیاست توسعه پایدار و حفظ سرمایه اجتماعی در مناطق صنعتی کشور خواهد بود.
صدای مطالبه امروز این نیست که مدیر حتماً بومی باشد؛ مطالبه این است که بومی بودن نباید جرم تلقی شود و غیربومی بودن نیز نباید امتیاز مدیریتی محسوب شود. معیار باید شایستگی باشد؛ چراکه صنعت نفت و گاز بیش از هر چیز به مدیر متخصص، کارآمد و پاسخگو نیاز دارد.

بیکاری کارگران، فراتر از یک تصمیم اقتصادی یا مدیریتی در سطح جامعه، موجی از پیامدهای عمیق و گسترده در لایههای مختلف جامعه ایجاد میکند. این موضوع میتواند سلامت روان، ساختار خانواده و حتی امنیت اجتماعی در این شرایط که نیاز مبرم به آرامش میباشد را تحت تأثیر قرار دهد.

یکی از آسیبهای جدی استان این است که مدیران اسبقی که در استان به نحوی از انحاء فعالیت داشته اند و به تبع همین جایگاه در ستاد وزارتخانه ها جایگاهی بدست آورده اند، اکنون در مرکز کشور به نفع مسائل شخصی، گروهی و قومی خود استفاده و در انتصابها اعمال نفوذ می نمایند.