خلیج فارس:عکس پژمان جمشیدی از پوستر یک سریال حذف شد.
روزنامه آگاه امروز پوستری از سریال محکوم منتشر کرده که در آن خبری از پژمان جمشیدی نیست!
منبع:جماران
خلیج فارس:وکیل پژمان جمشیدی درباره جزئیات پرونده جنجالی اخیر اطلاعات تازهای ارائه داد. کامبیز برجاس درباره ادعای بستن دست و پای خانم گفت: من در پرونده چنین نثاری از این خانم اصلا ندیدم و برایم خیلی جالب است؛ یعنی در پرونده قضایی هم چنین چیزی نیست و همین موضوع نافی آن است که واقعیت داشته باشد؛ یعنی خودش جواب خودش را میدهد.
در گزارش خبرورزشی آمده است: او در مورد ادعای تجاوز و تایید آن، که گفته شده دو بار توسط پزشکی قانونی انجام شده، گفت: جواب را در یک کلام میدهم: طبق اسناد پزشکی داخل پرونده و یافتههای علمی، خیر.
برجاس در توضیح یافتههای علمی عنوان کرد: در این پرونده، تجسس اسپرم انجام شده است؛ از سوآپهای عمقی، سطحی و متوسط، همه در بالاترین سطح آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفته. جواب آن هم مضبوط در پرونده است و در سه مرحله موجود است. درست است که فک قرار بازداشت ربطی به نقض اصل ماهیت ندارد، ولی به نوعی موازی با همین موضوع حرکت میکند.
وی افزود: یعنی اگر قضات دادگاه تجدید نظر به اقناع میرسیدند که چنین اتهامی در پرونده وجود دارد، مطمئن باشید که قرار هیچموقع فک نمیشد. ما بر مبنای یافتههای مذکور قائل به رد این ادعاها هستیم و بر مبنای همینها هم اعتراض کردیم که مورد قبول واقع شد.
برجاس در خصوص شایعه وثیقه ۲۰۰ میلیارد تومانی پژمان جمشیدی هم گفت: ببینید، من در این چندین سال وکالت خودم چنین وثیقهای تا حالا ندیدهام! وثیقه آقای جمشیدی بسیار متفاوت با این داستان است. در پاسخ به اینکه مبلغ چقدر است، میتوانم بگویم یکبیستم یا حتی یکسیام این مبلغ هم نیست.
براساس واکنشهای وکیل پژمان جمشیدی به سوالات مجری، میتوان دریافت مبلغ وثیقه حدود ۵میلیارد تومان است.
خلیج فارس:یکی از وکلای پژمان جمشیدی گفت: او بلیت برگشت گرفته و طی چند روز آینده به ایران بر میگردد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛کامبیز برجاس، یکی از وکلای پژمان جمشیدی در گفتگو با تی وی پلاس درباره جزئیات مستند در این پرونده ضمن اعلام اینکه او بلیت برگشت گرفته و طی چند روز آینده به ایران بر میگردد گفت: «اتهامی که به پژمان جمشیدی وارد است اتهام انتخابی است. من اصلا اظهار نظری درباره بستن دست و پای شاکی در منزل پژمان در پرونده ندیدم. و پاسخ اینکه این اتفاق رخ داده یا نه؟ با قاطعیت و در یک کلام میگویم خیر…قرار وثیقه او اصلا در حد و اندازه ۲۰۰ میلیارد نبوده و یک سیام این مبلغ هم نیست…»
خلیج فارس:یک وکیل دادگستری درباره انتشار عکس شاکی توسط خواهر پژمان جمشیدی، آن را جرم دانسته و تاکید کرد که این اقدام میتواند به تشویش اذهان عمومی و نقض قانون منجر شود.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از خبرآنلاین؛خبر اتهام تجاوزپژمان جمشیدی بازیکن سابق فوتبال و بازیگر مشهور، در بین دیگر اخبار منتشر شده در رسانهها بیشتر مورد توجه مردم و افکار عمومی قرار گرفته و سفر غیرمنتظره متهم به ترکیه و سپس به کانادا گمانهزنیها در خصوص فرار متهم از کشور را پررنگ کرده است.
طی روزهای گذشته، فردی به نام «مامک جمشیدی» که گفته میشود خواهر پژمان جمشیدی است، تصاویری از دختری جوان را با انتساب به عنوان شاکی برادرش در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده و اینطور وانمود کرده است که شاکی سعی در قربانی جلوه دادن خود دارد. او همچنین ادعا کرده است که برادرش پژمان جمشیدی به زودی به کشور بازمیگردد.
در همین باره حمیدرضا آقابابائیان، دکترای حقوق بین الملل عمومی و جزا و وکیل پایه یک دادگستری، به خبرآنلاین میگوید: ای کاش قرار مناسبتری برای پژمان جمشیدی که به جرم منافی عفت متهم شده است، صادر میشد؛ الان خواهر این متهم آمده و یک سری عکس و فیلم از شاکی پرونده منتشر کرده است و از منظر قانون اقدام این خانم در انتشار تصاویر فوق جرم است؛ چون دارد به تحریک و تشویش اذهان عمومی اقدام میکند و به نظر من دارد از برادرش یک قربانی میسازد و شاید چنین اقداماتی در تصمیمات مقام قضایی موثر واقع شود.
او میگوید: بر مبنای نص قانون، انتشار عکس و فیلم و مشخصات شاکی یا متهم، در مرحله تحقیقات مقدماتی جرم است و خواهر پژمان جمشیدی نه تنها عکسها و فیلمی از شاکی برادر خود منتشر کرده است، بلکه گفته میشود اخبار و اطلاعات این تصاویر را به خارج از کشور فرستاده است و فردی به نام «امین فردین» یک سری اتهامات جدید را هم به شاکی پژمان جمشیدی نسبت داده است.
آقابابائیان ادامه میدهد: اینجا جا دارد که دادستان به عنوان نماینده مدعیالعموم علیه خواهر پژمان جمشیدی و همچنین علیه امین فردین ورود پیدا کند و اعلام جرم کند؛ این جرم یعنی انتشار تصاویر خصوصی شاکی، میتواند مصداق تشویش اذهان عمومی و نقض قانون در خصوص انتشار مشخصات شاکی و … باشد.
این وکیل پایه یک دادگستری میگوید: برگشتن یا برنگشتن پژمان جمشیدی به کشور هیچ تاثیری در وقوع جرم گفتههای خواهر او در مورد شاکی و انتشار عکسها و فیلمی درباره او ندارد.
تنها جنبه خصوصی جرم مطرح نیست
این وکیل دادگستری پیشتر در واکنش به سفر پژمان جمشیدی به کانادا، به خبرآنلاین گفته بود: از نظر قانونی یا فرد متهم به صورت کلی ممنوعالخروج میشود و یا اینکه منعی برای ورود و خروج او وجود ندارد و اینکه بتواند به کدام کشور برود یا نرود، به نقض غرض قانون برمیگردد. بر مبنای اصل صلاحیت سرزمینی، قوانین و مقررات کیفری ما در محدوده آب و خاک و حریم هوایی ایران لازمالاجرا است و اگر متهم از محدوده ایران به هر طریق هوایی، زمینی یا دریایی خارج شود و به کشور دیگری برود، دیگر قوانین ما در مورد او لازمالاجرا نخواهد بود چون قوانین ما چنین چیزی را وضع نکرده است.
به گفته او ما یک اصلی داریم به عنوان اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها و بر مبنای این اصل، اگر قرار است برای فردی محدودیت قضایی و قانونی ایجاد شود باید صراحتا در قانون تصویب شده باشد و ما چنین چیزی نداریم که بیاید و برای افراد محدوده مشخصی جهت سفر را پیش از صدور رای معین کند و فقط بعد از صدور رای است که این قانون را داریم. قانونگذار در جرایم داخلی ما میتواند به عنوان مجازات تکمیلی به متهم بگوید که از یک محدوده مشخصی نمیتواند خارج شود.
آقابابائیان در واکنش به انتشار تصاویر حضور پژمان جمشیدی در کانادا، گفته بود: با توجه به فرار برخی مجرمان اقتصادی مانند محمودرضا خاوری، مدیر عامل پیشین بانک ملی ایران و متهم ردیف دوم پرونده اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی، مرجان شیخالاسلامی آلآقا که بهعنوان یکی از متهمان اصلی و فراری در پرونده بزرگترین اختلاس تاریخ ایران (پرونده فساد در پتروشیمی) پیش از صدور حکم قطعی به کشوری چون کانادا و با توجه به نبود همکاری مؤثر پلیس اینترپل این کشور با ایران، لازم است ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری اصلاح شود تا از خروج این افراد پیشگیری شود.
او تاکید کرد: در جرایم این چنینی (اتهام تجاوز پژمان جمشیدی به دختری جوان) تنها جنبه خصوصی جرم مطرح نیست و با جریحهدار شدن عواطف و احساسات عمومی، جنبه عمومی جرم هم مطرح است و لازم بود قانونگذار قانونی وضع و محدودیت جغرافیایی را برای متهمان تعیین و تعریف کند که در نهایت با دستور بازپرس متهم نتواند از دسترس قانون و شاکی جهت احقاق حق خود خارج شود و بهتر است این نقص قانونی پیگیری و برطرف شود.
خلیج فارس:خواهر پژمان جمشیدی با انتشار یک استوری به شایعات پایان داد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛مامک جمشیدی، خواهر پژمان جمشیدی با بازنشر پیام یکی از مخاطبان صفحه اش در واکنش به این پرسش که «آیا پژمان به ایران برخواهد گشت؟» نوشت: «تا چند روز دیگه پژمان برمیگرده ایران و قوی تر از قبل کنارتونه»
او همچنین در پیام دیگر تأکید کرد که پژمان امروز یا فردا در تهران خواهد بود.

خلیج فارس:دیروز، خواهر پژمان جمشیدی چند تصویر از ملیکا پارسادوست شاکی پرونده پژمان منتشر کرد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ دیروز، خواهر پژمان جمشیدی چند تصویر از ملیکا پارسادوست شاکی پرونده پژمان منتشر کرد. این تصاویر، ملیکا را در حال خوشگذرانی نشان میداد و باعث شد برخی کاربران این عکسها را بهعنوان رد ادعای مادر ملیکا مبنی بر «افسردگی او» تعبیر کنند.

دیشب نیز ملیکا پارسادوست با انتشار متنی در صفحه شخصی خود، بهطور رسمی ابراز وجود کرد و واکنش نشان داد. پیشتر، امین فردین نیز مدعی شده بود که ملیکا در گذشته با یک خواننده نیز رفتار مشابهی داشته است ادعایی جنجالی و البته غیرقابل اثبات.
به هر حال، در ادامه نگاهی داریم به اتفاقات روز گذشته و شب گذشته، و سپس دو یادداشت تحلیلی درباره این ماجرا را مرور میکنیم.
ابتدا استوری مامک جمشیدی را ببینید، سپس متن منتشرشده از ملیکا پارسادوست، و در ادامه دو یادداشت تحلیلی را مطالعه کنید



شهرازد همتی طی یادداشتی درباره این ماجرا نوشت: این متن فارغ از قضاوت طرفین درباره خشونت علیه زنان صحبت میکند.
خواهر پژمان جمشیدی، متهم به آزار و تجاوز با انتشار فرد مدعی به تجاوز که در مصاحبهاش گفته بود ۶ ماه شرایط روحی خوبی نداشت، در یک رشته استوری از عکسهای صفحه این دختر جوان، سئوال میکند که اگر این دختر حالش خوب نبوده چطور به تفریح میپرداخته.
فارغ از هر آنچیزی که بین این دو نفر اتفاق افتاده، تصورتان از فردی که قربانی تجاوز است چیست؟ فردی که افسرده میشود چطور؟ زندگی را بالکل تعطیل میکند و در اتاقش پنهان میشود؟ واکنش خواهر پژمان جمشیدی و اساساً این نوع قضاوت درباره «ظاهر» یا «رفتار روزمره» زنان پس از تجربه خشونت جنسی، بازتابی از یک سازوکار فرهنگی ریشهدار است که به آن «مقصر انگاری قربانی» (victim blaming) گفته میشود.
در این منطق، به جای تمرکز بر خشونت و عامل آن، نگاهها متوجه بدن، پوشش، رفتار، یا حتی احساسات زن قربانی میشود — گویی او باید نشانههای مشخصی از «رنج» و «افسردگی» را دائماً بر تن خود حمل کند تا باورپذیر باشد.
جامعهی مردسالار معمولاً قربانی را بر اساس الگوهای فرهنگی از «زن مظلوم، ساکت و گوشهگیر» تعریف میکند. اگر زنی بخندد، به سفر برود یا در عکسهایش لبخند بزند، «اعتبار رنج» او زیر سؤال میرود. این همان چیزی است که جودیت باتلر از آن به عنوان «نظم هنجاری سوگ» یاد میکند؛ یعنی فقط برخی شکلهای رنج مشروعیت دارند و فقط برخی بدنها شایستهی همدردیاند. در نتیجه، زنانی که به جای انزوا، در پی بازسازی خود برمیآیند، از سوی همین جامعه متهم به دروغگویی یا «بازیکردن نقش قربانی» میشوند.
از منظر روانـاجتماعی، هیچ الگوی واحدی برای واکنش به تجاوز وجود ندارد. قربانی ممکن است بین انکار، خشم، فرار، خندهی عصبی یا حتی ظاهری آرام در نوسان باشد. بسیاری از زنان، برای بقا در جامعهای قضاوتگر، یاد میگیرند که ظاهر خود را حفظ کنند. آنچه از بیرون «زندگی عادی» به نظر میرسد، در واقع نوعی سازوکار دفاعی و تلاش برای بازگشت به کنترل بدن و جهان خویش است. به قول فمینیستهای تروما، «زنده ماندن خود شکلی از مقاومت است».وقتی زنی، بهویژه در جایگاه عمومی، قربانی تجاوز را با استناد به ظاهر یا تفریحش قضاوت میکند، در واقع دارد درون نظام سلطه مردسالارانه بازی میکند. بوردیو این را «خشونت نمادین» مینامد؛ خشونتی که بیصدا و از طریق ارزشهای درونیشده اعمال میشود. چنین واکنشهایی به تداوم چرخهی شرم و سکوت کمک میکند؛ همان چرخهای که باعث میشود بسیاری از زنان هرگز از تجربهی تجاوز سخن نگویند.

این تصاویر ظاهرا متعلق به دختری است که شاکی پرونده پژمان جمشیدی است. خانم مامک جمشیدی ( خواهرِ پژمان ) آنها در صفحه اجتماعی خودش منتشر کرده و با لحنی تحقیرآمیز ادعاهای منتسب به مادر او درباره افسردگی دخترش را مسخره کرده است…. فارغ از اینکه این تصاویر چگونه به دست خانم جمشیدی رسیده و نتیجه پرونده شکایت از پژمان چه خواهد شد، این شکل از دعوای مجازی و به چالش کشیدنِ شاکی و حتی متهم به نظر من کاری غیراخلاقی است… خود من در تنها یادداشتی که با تصویر پژمان جمشیدی درباره جنجال اخیر پیرامون او نوشتم، بدون اینکه او را قطعا مجرم یا مقصّر خطاب کنم، درباره احتمال و امکانِ ارتکاب به تجاوز یا اعمال افراطی جنسی از سوی افراد مشهور نوشتم و سوگیری و حمایت بیچون و چرای بخشی از جامعه از سلبریتیها را نقد کردم…
اگر خانم جمشیدی حرفهایش را در واکنش به گفتههای مادر شاکی منتشر کرده، ممکن است مادر فقط خواسته باشد از تغییر رفتار یا کاهش رفتوآمد دخترش بگوید. طبیعی است که در بیان احساسی و مادرانهاش، دقت حقوقی و رسانهای لازم را رعایت نکرده و حرفش رنگ اغراق گرفته باشد… به نظرم خواهر آقای جمشیدی با انتشار این تصاویر و مردود دانستن احتمال افسردگی و خانه نشین شدنِ شاکی، صرفا به دلیل شرکت در کنسرت یا مسافرت، دچار خطا و اشتباه شده است. بدیهی است او به دلیل ارتباط نَسَبی با برادرش، مدافع او باشد ولی انتشار این تصاویر و نظرات حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. برای مثال سوالاتی که در ذهن بسیاری ممکن است پیش بیاید این است که زندگی ظاهری و روزمره یک آدم مدعی تجاوز باید چطور باشد تا دیگران او را باور کنند؟ آیا او حتما باید خودسوزی کند؟ خودکشی کند؟ باید گوشه اتاق بنشیند و بقدری داروی آرامبخش و خواب آور مصرف کند تا زیست گیاهی پیدا کند؟
گورستانِ روستای زادگاهِ همسرم گُلی، مملو از قبر دختران نوجوانی است که برای فرار از ازدواج اجباری، لو رفتن رابطه عاشقانه از نوع نامه نگاری یا به خاطر خشونت خانگی خودکشی کردهاند. زندگیهایی که خیلی زود تمام شدهاند تا غرور مردان قبیله حفظ شود، تا بیرق حفاظت از ناموس بلند باقی بماند، تا خدایی ناکرده پاکدامنی زیر سوال نرود… واکنشهایی که مردم پس از آنها درحالی که قربانی را به سمت گور بدرقه کردهاند، کمی باورشان شده که اویی که خودش را کشته دچار رنج و وحشتی عظیم بوده است… آیا خانم جمشیدی که سالهاست در کانادا سکونت دارد انتظار چنین واکنشهایی از آن دختر دارد؟
یکی از دستاوردهای جامعه شناسی فمینیستی معاصر، تاکید بر «بازپس گیری عاملیت» توسط قربانی است. این عاملیت میتواند در کوچکترین رفتارها تجلی پیدا کند: انتخاب لباس، سفر رفتن لبخند زدن یا نوشتن در شبکههای اجتماعی. جامعه اما معمولا این بازسازی را تاب نمی آورد . چون تصویری از زن خاموش و درهم شکسته را به عنوان الگوی مشروع رنج ترجیح میدهد. در حالی که زن قربانی میتواند همزمان رنج کشیده، خشمگین و در حال زیستن باشد.
رسول اسدزاده، روزنامهنگار نیز نوشت: این تصاویر ظاهرا متعلق به دختری است که شاکی پرونده پژمان جمشیدی است. خانم مامک جمشیدی ( خواهرِ پژمان ) آنها در صفحه اجتماعی خودش منتشر کرده و با لحنی تحقیرآمیز ادعاهای منتسب به مادر او درباره افسردگی دخترش را مسخره کرده است…. فارغ از اینکه این تصاویر چگونه به دست خانم جمشیدی رسیده و نتیجه پرونده شکایت از پژمان چه خواهد شد، این شکل از دعوای مجازی و به چالش کشیدنِ شاکی و حتی متهم به نظر من کاری غیراخلاقی است… خود من در تنها یادداشتی که با تصویر پژمان جمشیدی درباره جنجال اخیر پیرامون او نوشتم، بدون اینکه او را قطعا مجرم یا مقصّر خطاب کنم، درباره احتمال و امکانِ ارتکاب به تجاوز یا اعمال افراطی جنسی از سوی افراد مشهور نوشتم و سوگیری و حمایت بیچون و چرای بخشی از جامعه از سلبریتیها را نقد کردم…

اگر خانم جمشیدی حرفهایش را در واکنش به گفتههای مادر شاکی منتشر کرده، ممکن است مادر فقط خواسته باشد از تغییر رفتار یا کاهش رفتوآمد دخترش بگوید. طبیعی است که در بیان احساسی و مادرانهاش، دقت حقوقی و رسانهای لازم را رعایت نکرده و حرفش رنگ اغراق گرفته باشد… به نظرم خواهر آقای جمشیدی با انتشار این تصاویر و مردود دانستن احتمال افسردگی و خانه نشین شدنِ شاکی، صرفا به دلیل شرکت در کنسرت یا مسافرت، دچار خطا و اشتباه شده است. بدیهی است او به دلیل ارتباط نَسَبی با برادرش، مدافع او باشد ولی انتشار این تصاویر و نظرات حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. برای مثال سوالاتی که در ذهن بسیاری ممکن است پیش بیاید این است که زندگی ظاهری و روزمره یک آدم مدعی تجاوز باید چطور باشد تا دیگران او را باور کنند؟ آیا او حتما باید خودسوزی کند؟ خودکشی کند؟ باید گوشه اتاق بنشیند و بقدری داروی آرامبخش و خواب آور مصرف کند تا زیست گیاهی پیدا کند؟
گورستانِ روستای زادگاهِ همسرم گُلی، مملو از قبر دختران نوجوانی است که برای فرار از ازدواج اجباری، لو رفتن رابطه عاشقانه از نوع نامه نگاری یا به خاطر خشونت خانگی خودکشی کردهاند. زندگیهایی که خیلی زود تمام شدهاند تا غرور مردان قبیله حفظ شود، تا بیرق حفاظت از ناموس بلند باقی بماند، تا خدایی ناکرده پاکدامنی زیر سوال نرود… واکنشهایی که مردم پس از آنها درحالی که قربانی را به سمت گور بدرقه کردهاند، کمی باورشان شده که اویی که خودش را کشته دچار رنج و وحشتی عظیم بوده است… آیا خانم جمشیدی که سالهاست در کانادا سکونت دارد انتظار چنین واکنشهایی از آن دختر دارد؟
خلیج فارس:مامک جمشیدی خواهر پژمان جمشیدی چند استوری درباره شاکی پرونده منتشر کرده و اسم شاکی پرونده را هم علنی کرد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصر ایران؛ مامک جمشیدی خواهر پژمان جمشیدی چند استوری درباره شاکی پرونده منتشر کرده و در یکی از آنها نوشته است: «خانم قربانی طفلک نه خواب داشته نه خوراک».
مامک جمشیدی با انتشار چند استوری از صفحه شاکی پرونده اشاره کرده است: «بریم با هم بخشی از ۶ ماه خانه نشینی این دوست عزیزمون رو ببینیم»
قابل توجه است با انتشار این استوریها به شکل رسمی از طرف خانواده جمشیدی، هویت شاکی پرونده هم مشخص شده است.

خلیج فارس:در پی انتشار اخبار دستگیری پژمان جمشیدی به اتهام جنجالی تجاوز، تصویری از یکی از پوسترهای تبلیغاتی او در مترو تهران منتشر شده که نشان میدهد این پوستر مورد تخریب برخی شهروندان قرار گرفته است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛با این حال هنوز پرونده پژمان جمشیدی در دادسرا باز است و این اتهام به اثبات نرسیده است.

خلیج فارس:رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر دو ماجرای شیخ کاظم صدیقی امام جمعۀ موقت و سابق تهران (با پروندۀ باغ ازگل) و پژمان جمشیدی (بازیگر متهم به تجاوز و فعلا در کانادا) را با هم مقایسه کرده

مهرداد خدیر در عصرایران نوشت: رییس ستاد امر به معروف و نهی از منکر دو ماجرای شیخ کاظم صدیقی امام جمعۀ موقت و سابق تهران (با پروندۀ باغ ازگل) و پژمان جمشیدی (بازیگر متهم به تجاوز و فعلا در کانادا) را با هم مقایسه کرده و پرسیده چرا رسانهها اولی را قضاوت کردند و دومی را نه؟! مهمتر این که اولی را بازی رسانهای دانسته ولی نگفته اگر این بازی نبود آیا باز برمیگرداندند؟
گویا در نگاه این فرد که مشخص نیست تشکیلات او ذیل کدام قوه است امر به معروف گیر دادن به لباس دختران و زنان است در حالی که افشای ماجرای صدیقی مصداق امر به معروف و نهی از منکر بود.
البته ناسازگاری این ستاد با رسانهها سابقه دارد و در مقطعی از رسانهها بر سر موضوعات بی ربط شکایت میکردند و همه را ذیل امر به معروف و نهی از منکر میآوردند!
حجتالاسلام شیخ محمدحسین طاهری آکردی البته چون امام جمعۀ موقت تهران نیست ( شرط لازم برای ریاست ستاد) در واقع سرپرست ستاد امر به معروف و نهی از منکر است و گفته: “رسانهها از آقای صدیقی (در پرونده باغ هزار میلیارد تومانی) انتقاد کردند و در واقع بازی رسانهای بود ولی در پرونده پژمان جمشیدی میگویند نباید قضاوت کرد” و به همین سبب از رسانهها و شاید افکار عمومی انتقاد کرده است. در این باره نکاتی گفتنی است:
1. این که فردی معمم تعبیر “قضاوت کردن” را در معنی امروزین و منفی آن به کار برده نشان میدهد ادبیات و فرهنگ جدید به این قشر هم نفوذ کرده است. چون اصطلاح “قضاوت نکنیم” ربطی به فرهنگ ایرانی و اسلامی ندارد و کاملا مدرن و وارداتی است و در سالهای اخیر باب شده و هیچ گاه بر زبان پدران و مادران نسل قبل نمینشست. این که سرپرست ستاد مخالف سبکهای زندگی از ادبیات مدرن استفاده میکند و سبکهای زندگی مدرن را به رسمیت نمیشناسد در نوع خود جالب است.
2. پژمان جمشیدی قبلا بازیکن فوتبال بوده و بعدا بازیگر سینما شده. او متولد سال 1356 است. در حالی که کاظم صدیقی معمم و امام جمعۀ موقت تهران با سابقۀ طولانی مسؤولیت قضایی و صدور حکم در پرونده ها و مدتی رییس دادگاه انتظامی قضات بوده و نیز رییس همین ستاد و متولد 1330 است. یعنی حکم پدر پژمان را دارد. پژمان هیچ گاه مردم را به تقوا سفارش نکرده و نگفته از مال دنیا چیزی با خود نمیبریم بلکه به عکس بکوب دنبال جمع آوری مال بوده است!همچنین بیشتر در فیلمهایی بازی کرده که مردم را به خنده واداشته در حالی که شیخ هم خود گریسته و هم خلقالله را به گریه واداشته آن قدر که به شیخ گریان شهرت یافته است. مهمتر از همه این که پژمان جمشیدی شاکی خصوصی دارد ولی ماجرای آقای صدیقی استفاده از امکانی عمومی است به نفع خود. با این اوصاف بین این دو چه شباهتی است که با هم قیاس شدهاند؟
3. به گواه تمام پژوهشها و نظر سنجیها و مشاهدات خیابانی و میدانی از میزان نفوذ معنوی صنف روحانیت در بین مردم به سبب ادغام در قدرت کاسته شده در حالی که بازیگران همچنان نزد بخشهایی از مردم اعتبار و منزلت دارند. با این حال ماجرای پژمان هم در صورت اثبات اتهام به زیان این صنف تمام خواهد شد. کما اینکه با خروج او از کشور و خاصه سر درآوردن از کانادا از شمار معتقدان به بیگناهی او کاسته شده است. شیخ امر به معروف به جای متهم کردن رسانهها باید موضوع را درون صنف خودشان مطرح کند که چرا اینگونه شد و اصل قصه این است که چه شد که از طالقانی 58 به کاظم صدیقی 1400 رسیدیم؟ اگر ماجرای جمشیدی ثابت شود این پرسش هم قابل طرح خواهد بود که چه شد از فردین فیلمفارسی به پژمان سینمای لوده رسیدیم؟!
4. صدیقی تا قبل از عزل یا واداشتن به استعفا از نمادهای قدرت و نزد برخی ریا و رانت بود. طبعا نقد و قضاوت منفی درباره او در آن مقولات ریشه داشت. پژمان جمشیدی را هم ممکن است در آینده برخی نقد کنند کما اینکه در پول جاری در سینمای ایران تشکیکاتی شکل گرفته است.
5. این که آقای طاهری آکردی از هملباس و سَلَف و رییس سابق ستاد متبوع خود حمایت کند و فوتبالیستهای پیشین هم از بازیکن سابق از نشانههای توسعه نیافتگی ایران و رفتار قبیلگی است. در سفر به مناطق مختلف احتمالا دیدهاید بعضی جاها به محض اختلاف و مشاجره با فردی دوستان و همکاران او بر سر شما میریزند و از همکار و خویشاوند خود حمایت میکنند ولو ناحق باشد و بعید نیست رو به برخورد فیزیکی هم بیاورند! نام این کار را هم معرفت و رفاقت میگذارند ولی در واقع با این حمایت برای خود قدرت تولید میکنند تا اگر فرداروزی خودشان گرفتار شدند از همین پشتیبانی برخوردار باشند. در این رفتار سه نشان از توسعه نایافتگی مشهود است: اولی قبیلهگرایی، دومی مراجعه نکردن به قانون و سوم غریبهستیزی.
6. کاری که رسانههای مستقل و یک روزنامهنگار شجاع با کاظم صدیقی کرد قضاوت نبود. افشاگری بود. در قضیه جمشیدی اما هنوز کار به دادگاه و قضاوت نرسیده. بنا بر این اصل ادعا که مردم صدیقی را قضاوت کردند و پژمان را نه درست نیست.
7. شیخ جدید باید از رسانهها و منتقدان سپاسگزار باشد چون از کیان نماز جمعه دفاع کردند. خطبه خوانی صدیقی اسباب وهن بود و در دل مؤمنان تردید افکنده بود تا جایی که برای پر کردن همان فضای محدود داخل دانشگاه به مشکل برخورده بودند. مصلای تهران که جای خود دارد. این چه عادتی است که به جای تشکر از مردم و رسانهها طلبکارند و توجیه میکند منظور او از جعل آن نبوده و این بوده! از دو حال خارج نیست: یا از عملکرد پسر و عروس خود مطلع بوده یا نبوده. اگر نبوده اول خانواده خود را اصلاح کند بعد ملت را نصیحت کند و اگر بوده هم که ادعای ایشان درست نیست.
8. افزایش حساسیت به سبب آن بود که آقای صدیقی ریاست عالیۀ ستاد امر به معروف و نهی از منکر را هم بر عهده داشت. بلاتشبیه مثل این که رییس ستاد مبارزه با مواد مخدر خود معتاد باشد! طبیعی است که توجه مخاطبان و رسانهها را به خود جلب میکند و تعجب آنان را برمیانگیزاند و آن تناقض توی ذوق میزند. در داستان صدیقی هم قضیه همین بود. اتفاقا از نظر مردم عرف پوشش کنونی را میپذیرد ولی دست درازی خواسته یا ناخواسته به اموال عمومی را نه و ایشان مشمول امر به معروف و نهی از منکر رسانهها شد. نکند امر به معروف و نهی از منکر را هم در انحصار خود میدانند که دیگران را به خاطر عمل به آن شماتت میکنند؟
9. ماکیاولی میگوید ممکن است مردم از خون پدرشان بگذرند ولی از مال پدرشان نه. ممکن است بعد از 10 سال از مجازات قاتل پدرشان منصرف شوند ولی هرگز از مطالبۀ مادی و مالی خود صرف نظر نمیکنند و تا طلب مادی را نگیرند نمیبخشایند. در قضیه صدیقی پای زمین و مال در میان است ولی در ماجرای جمشیدی قضیه را به آن دختر مربوط میدانند نه به خودشان و طبعا حساسترند.
10. سرانجام این که رسانههای حکومتی و بودجهدار و بودجه خوار اتفاقا آقای صدیقی را قضاوت نکردند بلکه بعضا حمایت کردند. مشکل همین است که تصور میکردند با تأسیس رسانههای حکومتی و وابسته میتوانند افکار عمومی را کنترل کنند ولی قافیه را به کانالهای تلگرامی باختند. مشکل شان به خاطر این است که صدا و سیما مرجعیت و اعتبار خود را از دست داده و روایت دیگران غالب شد و در همین قضیه پژمان جمشیدی هم اگر دوران اقامت او در کانادا طولانی و بازگشت او منتفی شود یا ادعایی که در گزارش روزنامه لیبراسیون آمده تأیید شود یا حمایت دو سه خبرگزاری خاص از او ادامه یابد قضاوت دربارۀ وی هم تغییر خواهد کرد.
البته جناب طاهری آکردی جملۀ گهربار و حکیمانۀ دیگری هم گفتهاند که هر چند نیاز به یادداشت دیگری دارد ولی نقل میکنیم تا با مبانی فکری او بیشتر آشنا شویم: این که وجود زبالهگرد به معنی آن است که کشور ثروتمندی هستیم چون اگر ثروتمند نبودیم زبالهای برجا نمیماند که عدهای در آنها بگردند!
با این وصف جا دارد شهرداری تهران تصاویر زبالهگردان را در جایجای شهر نصب کند و ثروتمان را به رخمان بکشد!