خلیج فارس:هشتمین جشنواره گل نرگس شهرستان کازرون در منطقه جره و بالاده تا ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ در حال برگزاری است. نرگسزار جره که در سال ۱۴۰۰ ثبت آثار ملی کشور شد، با وسعت تقریبی ۲۴۰۰۰۰ مترمربع، یکی از زیباترین و پرطرفدارترین نرگسزارهای کشور است.
کازرون

در سالهای اخیر، بحران آب در ایران بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی، اجتماعی و حتی امنیتی کشور مطرح شده است. خشکسالیهای مداوم، سوءمدیریت منابع، برداشتهای غیرمجاز، و نبود سیاستگذاری بلندمدت، شرایط بحرانی را برای بسیاری از استانها به وجود آورده است. در این میان، تنش بر سر منابع آبی میان استانها نیز شدت یافته و گاه به سطح منازعات سیاسی و اجتماعی رسیده است.
یکی از نمونههای آشکار این وضعیت، مناقشه بر سر خط انتقال آب از کازرون (استان فارس) به استان بوشهر است. سخنان برخی از مسئولان از جمله نماینده کازرون در مجلس شورای اسلامی مبنی بر مخالفت با انتقال آب به بوشهر و حمایت از بستن مسیر آب، موجب بروز واکنشهایی گسترده در سطح جامعه شده است.
نماینده کازرون در اظهاراتی صریح، از اقدام برخی از اهالی حوزه انتخابیهاش برای جلوگیری از انتقال آب به بوشهر حمایت کرد. این موضعگیری بهسرعت بازتاب رسانهای یافت و با واکنش تند کاربران فضای مجازی و فعالان محیطزیست روبهرو شد. در شرایطی که بحران آب نیازمند همدلی، تدبیر و تصمیمگیری ملی است، چنین مواضعی میتواند به اختلافات منطقهای و شکاف اجتماعی دامن بزند.
نکته قابل توجه آن است که نمایندگان مجلس نهتنها باید از حقوق مردم حوزه انتخابیه خود دفاع کنند، بلکه وظیفه دارند مصالح ملی را نیز در نظر بگیرند. حمایت از اقداماتی چون قطع مسیر انتقال آب – حتی اگر از سوی بخشی از مردم یک منطقه صورت گیرد – بهمعنای تشویق قانونگریزی، تسویهحسابهای منطقهای و نادیده گرفتن عدالت اجتماعی در توزیع منابع حیاتی مانند آب است.
از منظر علمی و اصول حکمرانی، آب یک کالای ملی است و نه منطقهای. توزیع منابع آبی باید بر اساس مطالعات هیدرولوژیکی، اقلیمی و جمعیتی، و با در نظر گرفتن نیازهای توسعه پایدار صورت گیرد. چنین نگاهی الزاماً منافع یک منطقه خاص را فدای منطقه دیگر نمیکند، بلکه سعی در یافتن تعادلی منصفانه دارد. بنابراین، دفاع از قطع آب بهعنوان یک “حق” محلی، بدون در نظر گرفتن پیامدهای انسانی و اجتماعی آن برای دیگر مناطق، نگاهی ناکامل، غیرعلمی و غیرمسئولانه است.
علاوه بر این، ترویج این نگاه که هر منطقه باید تنها به منابع خود متکی باشد، در یک کشور با ساختار یکپارچه جغرافیایی و سیاسی مانند ایران، خطرناک است. اگر هر استان یا شهرستانی بخواهد بهصورت خودمختار درباره مصرف یا عدم مصرف منابع طبیعی تصمیمگیری کند، سنگبنای یک فروپاشی نهادی گذاشته میشود که در آن منافع فردی و محلی بر منافع کلان کشور مقدم شمرده میشود.
از سوی دیگر، این سخنان در بستر زمانیای مطرح میشود که استان بوشهر، با تنش آبی شدید و کاهش منابع زیرزمینی روبهروست. در چنین شرایطی، قطع یا محدودسازی انتقال آب بدون راهکار جایگزین، عملاً موجب بحران معیشتی، بهداشت و حتی کوچ اجباری خواهد شد. آیا نماینده کازرون در بیان مواضع خود به تبعات انسانی این مسأله نیز اندیشیده است؟
نمایندگان مجلس از ابزار قانونگذاری، نظارت و مطالبهگری برخوردارند و همین جایگاه، به آنان قدرت تأثیرگذاری بالایی میبخشد. بنابراین، انتظار میرود که آنان با رعایت اصول وحدتملی، به جای تحریک احساسات قومی یا منطقهای، از تریبون خود برای ترویج همبستگی، گفتوگوی بیناستانی و مطالبهی راهحلهای علمی استفاده کنند.
نمایندهای که از اقدام به بستن مسیر انتقال آب دفاع میکند، عملاً به یک رفتار اعتراضی مشروعیت میبخشد، حتی اگر این رفتار مغایر با اصول قانونی و حقوق دیگر شهروندان باشد. این مسأله نهتنها اعتماد عمومی به نظام تصمیمگیری را خدشهدار میکند، بلکه به تنشهای اجتماعی میان مردم مناطق مختلف نیز دامن میزند.
مسئولیت اجتماعی نمایندگان ایجاب میکند که حتی در شرایطی که مردم منطقهشان از کمآبی رنج میبرند، بهجای انتخاب گزینههای تقابلی، بهدنبال مذاکره، شفافسازی پروژههای انتقال آب، و مطالبهی سرمایهگذاری در زیرساختهای آبی منطقه خود باشند.
برای حل اینگونه منازعات، نیاز به یک بازنگری اساسی در سیاستگذاری آبی کشور وجود دارد.
نخست، باید شفافیت کامل در پروژههای انتقال آب ایجاد شود تا از دامن زدن به شایعات و سوءبرداشتها جلوگیری شود.
دوم، یک نظام هماهنگ مدیریت آب، تحت نظر وزارت نیرو و با همکاری دانشگاهها، میتواند با بررسی علمی ظرفیتها و نیازهای مناطق، تصمیمگیری عادلانهتری را تضمین کند.
سوم، ارتقاء گفتوگوی بیناستانی و تشکیل کمیتههای مشترک با حضور نمایندگان مجلس، استانداران، کارشناسان و مردم محلی، میتواند به ایجاد درک متقابل کمک کند. رسانهها نیز نقش مهمی در کاهش التهاب و انتشار اطلاعات صحیح دارند و باید از دامنزدن به دوگانگیهای کاذب «ما» و «آنها» پرهیز کنند.
بحران آب در ایران، بحرانی فراملی، فرااستانی و فراجناحی است. حل این بحران نیازمند همدلی، عقلانیت، گفتوگو و تصمیمگیریهای دوراندیشانه است. در چنین شرایطی، سخنان نماینده کازرون مبنی بر قطع آب بوشهر نهتنها کمکی به حل مسأله نمیکند، بلکه با تحریک احساسات منطقهای و تقویت شکافهای اجتماعی، شرایط را بحرانیتر میسازد.
ضرورت دارد که همه مسئولان، بهویژه نمایندگان مجلس، با درک جایگاه حساس خود، به جای شعاردادن، بهدنبال راهکارهای پایدار، علمی و عادلانه برای مدیریت منابع آبی باشند. تنها از این طریق است که میتوان بحرانها را به جای بهانهای برای تفرقه و درگیری به فرصتهایی برای انسجام ملی تبدیل کرد.
* عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر
در این زمینه

به گزارش خلیج فارس به نقل از روابط عمومی استانداری بوشهر؛ هادی اخلاقی دوشنبه شب با اشاره به جو رسانهای ایجاد شده در استان در ارتباط با تنش آبی بین کازرون و دشتستان افزود: بحث مطرح شده در مورد تنش آبی، مربوط به چند سال قبل است و تازگی موضوع جدیدی مطرح نشده است.
وی یادآورشد: از رسانهها و فعالان فضای مجازی و اجتماعی استان انتظار میرود، پیش از انتشار هر مطلب، از صحت آن اطمینان داشته باشند و سپس منتشر کنند.
مدیرکل دفتر سیاسی استانداری بوشهر تصریح کرد: در حال حاضر مشکلی بین استان فارس و بوشهر در زمینه تخصیص سهمیه آب وجود ندارد و انتقال آب به بوشهر طبق برنامه در حال انجام است.
اخلاقی ابراز امیدواری کرد با تکمیل پروژههای آبشیرینکن در استان، بخش زیادی از مشکلات حوزه آب در استان برطرف شود.
بخشی از آب شرب شهرستان دشتستان استان بوشهر از سالیان گذشته از طریق چشمهساسان کازرون استان فارس تامین می شود.
در این زمینه

به گزارش خلیج فارس؛ در اطلاعیه آبفا آمده: «به دلیل سیلابی شدن رودخانه کازرون و همچنین کاهش تولید آب در آبشیرینکنها به دلیل گل آلود شدن دریا، تامین آب در شهرهای بوشهر و چغادک در ۴۸ ساعت آینده کاهش مییابد، از این رو مشترکان باید نهایت صرفهجویی را داشته باشند.
در پایان از شهروندان خواسته شده تا با مدیریت مصرف و صرفهجویی، مانع از بروز مشکلات احتمالی در تامین آب شوند.
خلیج فارس:کازرون، پایتخت گل نرگس ایران، همچنان بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده این گل ارزشمند در کشور است. نرگسهای این منطقه به دلیل کیفیت بالا، طراوت کمنظیر و عطر دلانگیز، شهرتی ملی و حتی بینالمللی دارند. امسال با افزایش تولید و رشد چشمگیر سطح زیر کشت، شاهد استقبال بینظیری از این گل بودهایم. افزایش تقاضا در بازارهای داخلی و صادراتی، جایگاه کازرون را به عنوان قطب اصلی نرگس در کشور بیش از پیش تثبیت کرده است.
























خلیج فارس:رئیس اورژآنس شهرستان کازرون از وقوع تصادف تریلی با پراید خبر داده و گفت : در این سانحه ۵ نفر از اعضای یک خانواده در دم جانباختند.
به گزترش»حلیج فارس» به نقل از رکنا؛بهمن جمشیدی رئیس اورژانس شهرستان کازرون گفت: تصادف تریلی با دو خودرو سواری در محور کازرون – بوشهر ۵ کشته و یک مصدوم برجای گذاشت.
جمشیدی گفت: بامداد جمعه در اثر تصادف ۲ خودروی سواری پراید با تریلی، پنج تن از سرنشینان پراید به دلیل شدت جراحات وارده دردم جان خود را از دست دادند.
وی ادامه داد: به محض وقوع تصادف ۲ دستگاه آمبولانس اورژانس و یک دستگاه آمبولانس هلال احمر کمارج به محل حادثه اعزام شد.
رئیس اورژانس هلال احمر کازرون افزود: کارشناسان اورژانس فوت پنج نفر را تأیید و یک نفر مصدوم که راننده تریلی بود با درمانهای پیش بیمارستانی، به بیمارستان امام علی (ع) کازرون انتقال داده شد.
خلیج فارس:شهرستان «کازرون» با ۲۷۰ هکتار نرگسزار، یکی از قطبهای اصلی تولید گل نرگس در استان فارس و کشور است. بزرگترین دیمزار نرگس کشور در بخش «جره» و «بالاده» این شهرستان قرار دارد. از مهمترین ارقام نرگس تولیدی در «کازرون»، شهلای کم پَر و پُر پَر است که به دلیل شرایط آب و هوایی مناسب و روش صحیح کشت و پرورش، از کیفیت بالایی برخوردار هستند.
























خلیج فارس:سال ۶۲ پسری در منطقه کنارتخته کازرون به همراه پدر، مادر و پنج برادر خود زندگی میکرد که به خاطر قتلها و درگیریهای طایفهای پدر خود را از دست میدهد و ماجرای تراژیکی را رقم میزند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از برترینها؛ سال ۶۲ پسری در منطقه کنارتخته کازرون به همراه پدر، مادر و پنج برادر خود زندگی میکرد که به خاطر قتلها و درگیریهای طایفهای پدر خود را از دست میدهد و ماجرای تراژیکی را رقم میزند. پدر این خانواده یک تک تیرانداز حرفهای بود که در باندهای راهزن و قاچاق مواد و اسلحه به سرپرستی شخصی به اسم هاشم کار میکرد. کشته شدن پدر خانواده آتش خشم و انتقام را در دل بچه هایش به خصوص بچه کوچکتر یعنی مرتضی روشن میکند و این واقعه تلخ برای همیشه در ذهن آنها ماندگار میشود تا اینکه سعی میکنند قاتل یا قاتلین پدرشان را شناسایی و به سزای اعمالشان برسانند.
داستانی که در ادامه میخوانید مربوط به مرتضی جوکار، قاتل سریالی کازرون است که در سال ۸۸ اعدام شد. با ما همراه باشید.
داستان این جنایات از زبان مرتضی
۵ ساله بودم که دو نفر به منزل ما آمده و پدرم را با خود بردند. آن زمان در حیات مشغول بازی کردن بودم و صحنهای که پدرم یک خرما از درخت حیاطمان چید و رفت را هیچ وقت فراموش نمیکنم. وی افزود: پدرم آن روز که با آن دو نفر رفت دیگر برنگشت از این مساله به شدت ناراحت بودم چرا که با رفتن پدرم مشکلاتمان زیاد شد.
مادرم نمیتوانست مخارج ما را تامین کند به همین دلیلی خیلی زود ترک تحصیل کردم. وی گفت زمان و سالهای بعد در کازرون و کنارتخته بسیار زیاد تلاش کردم و با تشکیل پروندههای قضایی میخواستم خون پدرم پایمال نشود اما بضاعت چندانی نداشتیم و نتوانستیم گفتههای خود را اثبات کنیم، ما میدانستیم که فردی به نام ماشالله به دستور هاشم (همان رئیس این باند قاچاقچی که پدر مرتضی برایش کار میکرد.) پدر ما را به قتل رسانده زیرا فردای همان روز ماشالله خودش به خانه ما آمد و اعتراف کرد که پدر مارا کشته و کسی که این دستور را داده بود هاشم بوده است ولی هاشم این موضوع را رد کرده و به گفته هاشم ماشالله به خاطر مصرف مواد توهمزا، خزعبلات میگوید و چنین چیزی صحت ندارد ولی همانطور که گفتم به خاطر نفوذ زیادی که این افراد در مراکز قضایی کازرون داشتند ما نتوانستیم کاری کنیم پس برای همین از سن ۱۶ سالگی تصمیم گرفتم خودم عدالت را اجرا و انتقام خون پدرم را بگیرم.
پس آن شروع کردم به یادگیری تیراندازی و اطلاعات زیادی را درباره هاشم و اطرافیان آن به دست آوردم و چندین مخبر در بین افراد هاشم استخدام کرد تنها راهی که برای انتقامجویی وجود داشت این بود که نوچههای او را بکشم تا به هدف اصلیام برسم. به همین دلیل افرادی که اطراف او بودند را کشتم تا توانستم به هدفم برسم.
جزئیات قتلها از زبان مرتضی
پس از مرگ پدرم، با زجر و بدبختی بزرگ شدیم. همیشه از خدا میخواستم من را به سنی برساند که بتوانم انتقام پدرم و اهالی را از «هاشم» و اطرافیانش بگیرم. به همین خاطر از سال 84 زمانی که 21 سال داشتم، انتقامم را آغاز کردم. با شناسایی عاملان قتل پدرم و جمع آوری اطلاعات لازم از همدستانشان، چند اسلحه خریدم.
نخستین قربانیام «ماشاءالله» بود، مردی که پدرم را کشت. او از اشرار منطقه بود که مرتکب جنایتهای هولناکی در منطقه شده و اهالی از او به شدت ترس و وحشت داشتند.
نقشه قتل او را تیر سال 85 طراحی کردم. از آنجا که میدانستم او مرد خطرناکی است و چنانچه اشتباه کوچکی میکردم، سریع متوجه ماجرا میشد و مرا میکشت، چهار شب به صورت مخفیانه خانهاش را تحت نظر گرفتم تا این که فرصت مناسبی برای اجرای نقشه به دست آمد. سرانجام نیمه شب مورد نظر، زمانی که ماشاءالله در خانه تنها بود، از بالای دیوار خودم را به حیاط رسانده و او را در خواب به رگبار بستم.
پس از قتل، مدتها مخفی بودم چرا که میدانستم «هاشم» و همدستانش دنبالم هستند. با این حال به فکر کشتن دومین طعمه ام بودم. به همین خاطر«حسن» را مهرماه ۸۵ در محل نگهداری احشام با شلیک گلوله کشتم.
پدرش چند سال قبل خانوادهام را حسابی اذیت کرده بود. بنابراین همیشه دنبال راهی برای انتقام بودم. به همین خاطر تصمیم گرفتم پسرش را بکشم تا داغدار شود. طبق نقشه از اوایل مهر 85، «حسن» را به صورت نامحسوس زیر نظر گرفته و در موقعیتی مناسب او را با شلیک های پی در پی از پا درآوردم.
«مرتضی» در سومین جنایت پسر جوانی به نام «فرهاد» را از پا درآورد. او در جریان بازجوییها گفت فقط از قتل «فرهاد» پشیمان است: نمیخواستم او را بکشم و مرگش اتفاقی بود.
اسفند سال 85، یکی از دوستانم سراغم آمد و گفت: پسر جوانی به نام «فرهاد» برای دخترها مزاحمت ایجاد میکند بنابراین میخواست از «فرهاد» انتقام بگیرد.
روز حادثه قرار بود من رانندگی کنم و او به سوی پای پسر جوان شلیک کند. بنابراین پس از کمین و مشاهده «فرهاد» که سوار موتوسیکلت بود به تعقیباش پرداختیم. وقتی اسلحه را به دوستم دادم و نتوانست شلیک کند، خودم تصمیم به شلیک گرفتم. بنابراین پای «فرهاد» را نشانه گرفتم اما زمانی که قصد شلیک داشتم چرخ ماشین داخل چالهای افتاد که گلوله ناخواسته به قلبش خورد. به هیچ عنوان قصد کشتن او را نداشتم و به همین دلیل وقتی از مرگش باخبر شدم خیلی گریه کردم.»
عامل قتل ها و جنایت های سریالی کازرون آذر سال ۸۷ نیز داوود و شهاب را با شلیکهای مرگبار کشت. این در حالی است که تاکنون اجساد آنها کشف نشده است.
مرتضی با قبول اتهام این دو جنایت گفت: وقتی از طریق خبرچینهایم متوجه شدم «داوود» و «شهاب» مامور قتلم شدهاند چارهای جز پیشدستی ندیدم. آنها براساس نقشه میخواستند مرا به منطقهای خلوت ببرند و بکشند. روز حادثه با اطلاع از این ماجرا سوار موتورشان شدم. اما پس از رسیدن به منطقهای بیابانی، آنها را در یک لحظه غافلگیر کرده و کشتم. بعد هم اجسادشان را دفن کردم. به دلیل این که یکی از دوستانم شاهد این ماجرا بود ترسیدم اگر دستگیر شود ماجرا را فاش کند. به همین خاطر دو روز بعد اجساد را از خاک بیرون کشیده و در محل دیگری خاک کردم.
ششمین قربانیام رضا اهل یکی از روستاهای اطراف کنارتخته بود.
سالها قبل خانواده من برای یکی از پسران خانواده به آن روستا رفته و دختری را خواستگاری میکنند، اما رضا، معتمد محل به پدر دختر پیشنهاد میدهد که با این خانواده وصلت نکنند، اما پدر عروس که مرد سادهای بود، من و برادرانم را از گفتههای رضا با خبر کرد و همین مسئله نیز کینه عمیقی در ما ایجاد ایجاد کرد.
سرانجام هم رضا در یک نخلستان با نارنجک و رگبار گلوله کشتم پس از این قتل تا مدتها مرتکب جنایت دیگری نشدم تا این که شریف برادر داوود سراغم آمد و گفت: «میدانم شهاب و داوود را تو کشتهای به همین دلیل انتقامشان را خواهم گرفت.» با شنیدن تهدیدهای «شریف» مجبور شدم نام او را هم در فهرست سیاهم قرار دهم. «شریف» را در سوپرمارکتی در حوالی میدان معلم کنار تخته شناسایی کرده و او را به رگبار بستم. «شریف» با شلیک 15 گلوله کشته شد و دو نفر دیگر به نامهای «منصور» و «عبادالله» نیز مجروح شدند.»
قتل هاشم توسط مرتضی جوکار
«مرتضی» سرانجام چهاردهم مهر سراغ «هاشم» رفت و او را هم با شلیک گلوله به قتل رساند و آتش انتقامی چندین و چندساله ای که در وجودش بود را خاموش کرد.
هاشم میدانست سرانجام به دست من کشته میشود به همین خاطر هرچه از او میخواستم قبول میکرد. او همچنین چندین بار من را به خانه خود دعوت کرده بود و دست روی قرآن گذاشته بود که او از قتل پدر من بی خبر بوده است. چند بار از هاشم پول گرفتم. آخرین بار که سراغش رفتم و درخواست پول کردم یک هفته مهلت خواست. او میدانست در این یک هفته نقشه قتلش را اجرا نمیکنم. اما برای من مهم انتقام بود، نه پول، بنابراین او را مقابل مغازهاش کشتم. این در حالی بود که «هاشم» برای خاموش کردن آتش کینه در وجودم، پیشنهاد داده بود با دخترش ازدواج کنم. که قبول نکردم!
تراژدی قتل طایفهای و به نوعی زنجیرهای کنارتخته با دستگیری مرتضی و چند تن از برادارنش بسته شد، مرتضی رفت و خودش نیز میگفت اگر امروز بگویند تا چند ساعت دیگر اعدام میشوی پشیمان نیستم اما باید دید با مرتضیهایی که الان شاید پنج ساله باشند باید چه کرد؟
خلیج فارس:حجتالاسلام والمسلمین موحدی دادستان کل کشور درباره آخرین وضعیت پرونده امام جمعه شهید کازرون اظهار داشت: در پی بررسیهای به عمل آمده پیرامون فردِ ضاربِ امام جمعه شهید کازرون، این فرد طی سنوات گذشته دارای چندین سابقه محکومیت کیفری به سبب ارتکاب جرائمی نظیر بمبگذاری، پرداخت رشوه و سرقت مهمات جنگی بود.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از تسنیم، وی افزود: از آنجا که این فرد به واسطه انفجار مواد منفجره در سال 82 نقص عضو پیدا کرده بود، در محافل مختلف خود را به عنوان جانباز جنگ تحمیلی معرفی میکرد.
دادستان کل کشور تصریح کرد: طبق گزارش بنیاد شهید و امور ایثارگران هیچگونه سابقه جانبازی در دوران دفاع مقدس برای وی ثبت نشده بود.
خلیج فارس:رییس بیمارستان ولیعصر کازرون گفت: تعدادی از پرستاران این بیمارستان توسط همراه یکی از بیماران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایرنا، دکتر امیرحسین غفار پور افزود: پرونده قضایی برای ضارب تشکیل شده و دستگاه قضایی پیگیر ماجرا است.
وی بدون اشاره به جزئیات موضوع اظهار کرد: از مسئولان دانشگاه علوم پزشکی و مسئولان قضائی استان خواهان رسیدگی فوری به این پرونده هستیم.
دکتر غفار پور گفت: نتیجه برخورد با این شخص خاطی متعاقبا اطلاع رسانی خواهد شد.








