خلیج فارس: رئیس جمهور آمریکا از پایان تفاهم نامه با ایران و عدم تمایل برای تعامل با تهران سخن رانده است.
به گزارش تابناک، روز سه شنبه ۱۶ تیرماه سنتکام (فرماندهی مرکزی ایالات متحده) مدعی شد نیروهای آمریکایی بیش از ۸۰ هدف را در ایران با مهمات دقیق مورد اصابت قرار دادند.
به اعتقاد ناظران این حمله شدیدتر از حمله قبلی آمریکا که در خلال آتش بس رخ داد، بوده است. این حمله با ادعای حملات ایران به کشتیهای تجاری قطر و عربستان صورت گرفت.
ادعا شده در حملات آمریکا به ایران سامانههای پدافند هوایی؛ شبکههای فرماندهی و کنترل؛ رادارهای ساحلی؛ توانمندیهای موشکی ضدکشتی و بیش از ۶۰ قایق کوچک سپاه پاسداران در تنگه و نزدیک آن مورد هدف قرار گرفتهاند.
در واکنش به این حملات، ایران اعلام کرد که نیروهای مسلح پاسخ کوبندهای به حملات آمریکا خواهند داد و اجازه دخالت آمریکا در مدیریت تنگه هرمز را نخواهند داد.
این درگیری در حالی رخ داد که یک کشتی نفتکش قطری در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفته بود.
پس از این تشدید تنش، دونالد ترامپ در ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ در نشست ناتو اعلام کرد که تفاهمنامه آمریکا و ایران به پایان رسیده است و دیگر تمایلی به مذاکره با ایران ندارد.
این تفاهمنامه که حدود سه هفته پیش در اسلامآباد امضا شده بود، یک توافق موقت ۶۰ روزه برای توقف جنگ و آغاز مذاکرات صلح بود.
از دلایل تشدید تنش میان ایران و آمریکا تفسیر متفاوت در خصوص ماده ۵ تفاهم نامه ایران و آمریکا است. بر اساس این ماده:
«به محض امضای این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی ایران با استفاده از حداکثر تلاش خود، ترتیباتی را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری، بدون دریافت هزینه به مدت ۶۰ روز، از خلیجفارس به دریای عمان و بالعکس، فراهم خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به نیاز به رفع موانع فنی و نظامی و مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان گفتوگو خواهد کرد تا مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز را در چارچوب گفتوگو با سایر کشورهای حاشیه خلیجفارس، مطابق با قوانین بینالمللی قابل اعمال و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، تعریف نماید.»
ایران معتقد است تمام ترددها باید با آن هماهنگ شود، در حالی که آمریکا این را به معنای باز بودن کامل تنگه تفسیر میکند.
از دیدگاه تهران، تردد تجاری میتواند بدون تسلیم شدن در برابر آن اهرم فشار از سر گرفته شود -، اما تنها در صورتی که تمام ترددهای کشتیها همچنان با ایران هماهنگ شود و بدین ترتیب، اقتدار اسمی آن بر این آبراه تقویت شود.
واشنگتن در مقابل استدلال میکند که متن تفاهمنامه صراحتاً الزامی برای اخذ مجوز از ایران برای عبور کشتیها از تنگه ندارد. در عوض، این تفاهمنامه مسئولیت حصول اطمینان از عبور ایمن کشتیهای تجاری را به ایران واگذار میکند؛ تمایزی که ایالات متحده معتقد است برای اعطای کنترل عملیاتی بر تمام ترددهای دریایی به تهران کافی نیست.
«تریتا پارسی» معاون اجرایی موسسه کوئینسی آمریکا در این زمینه میگوید: «پس از دور قبلی درگیریها، دو طرف راهحلی مصالحهآمیز را بررسی کردند که بر اساس آن، کشتیهای تجاری عبور خود را هم با ایران و هم با یک کشور تعیینشده از شورای همکاری خلیجفارس هماهنگ کنند. بر اساس چنین ترتیباتی، کشتیها ضمن اطلاعرسانی به تهران، به یک مرجع دریایی شورای همکاری نیز گزارش میدادند که این امر، هم خواست ایران برای نظارت و هم تمایل واشنگتن برای اجتناب از اعطای کنترل انحصاری به تهران را تأمین میکرد. با این حال، بهنظر میرسد این مذاکرات پیش از آنکه به دلیل تشییع جنازهٔ آیتالله خامنهای متوقف شوند، به نتیجه نهایی نرسیده بودند.
در عوض، اصرار بر استفاده از کریدور جنوبی بدون اطلاعرسانی به ایران، بهنظر میرسد برای به چالش کشیدن استدلال تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه طراحی شده است – ادعایی که ایالات متحده و بیشتر کشورهای خلیجفارس مدتهاست آن را رد کردهاند.»
به گزارش تابناک، تشدید تنش میان ایران و آمریکا و اعلام ترامپ مبنی بر پایان تفاهم نامه گمانه زنیهایی را درباره افزایش تنش حتی آغاز دور جدیدی از درگیریها مطرح کرده است.
در این خصوص باید توجه داشت تفاهمنامه اخیر میان ایران و آمریکا از ابتدا به عنوان یک «توقف تاکتیکی» و نه یک توافق صلح پایدار توصیف شده بود. هدف اصلی آن خنثیسازی فوری یک بحران و ایجاد فضایی برای مذاکرات بعدی بود، بدون اینکه به ریشههای اختلافات دهها ساله بپردازد.
برجام ۲۰۱۵ حاصل سالها مذاکره بود، در حالی که این تفاهمنامه تنها برای یک دوره ۶۰ روزه برنامهریزی شده بود. کارشناسان یک توافق جامع در این بازه را غیرواقعبینانه میدانستند.
پیش از تنش اخیر، تحلیلگران هشدار داده بودند که این تفاهمنامه احتمالاً با چالشهای جدی مواجه خواهد شد و اختلافات تفسیری، به ویژه بر سر مدیریت تنگه هرمز، میتواند آن را به سرعت از مسیر خارج کند.
اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر پایان تفاهمنامه و حملات نظامی، این پیشبینیها را محقق کرده است. اکنون توافق عملاً در وضعیت تعلیق یا فروپاشی قرار دارد.
با این وجود به اعتقاد ناظران، بیمیلی در دو طرف به یک جنگ تمامعیار دیده میشود. بر این اساس، حملات اخیر بیشتر به عنوان سیگنالدهی نظامی محدود تلقی میشوند. هدف آنها اعمال فشار و بازتعریف معادله بازدارندگی در تنگه هرمز است، نه آغاز یک جنگ تمامعیار.
ترامپ علاوه بر حمله نظامی، با بازگرداندن تحریمهای نفتی ایران نیز وارد عمل شده است. این نشان میدهد واشنگتن از ترکیبی از ابزارهای نظامی و اقتصادی برای اعمال فشار استفاده میکند تا شاید تهران را به عقبنشینی یا پذیرش شرایط خود وادار سازد.
https://www.pgnews.ir/?p=364080
364080
