حسین مرادی
در پی تنشهای ایجاد شده پس از «جنگ رمضان» و سردی روابط سیاسی میان ایران و امارات، تجارت دریایی جنوب کشور به خصوص استان بوشهر وارد مرحلهای جدید شده است؛ مرحلهای که در آن، اتکای سنتی بازرگانان و لنجداران بوشهری به بنادر امارات چالش کشیده شده و می بایست نگاهها بهسوی گزینه جایگزین معطوف شود.
در این میان، برخی کارشناسان، بندر کوچک و کمتر شناخته شده اما در دسترس «خصب» در شمال عمان را مورد توجه قرار می دهند.

وضعیت تجارت لنجی بوشهر
استان بوشهر طی دهههای گذشته یکی از مهمترین قطبهای تجارت سنتی خلیجفارس بوده و حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ فروند لنج باری و سفاری در این استان ثبت و فعال هستند. بخش قابلتوجهی از آنها—حدود 1500 فروند—بهطور فصلی یا دائمی در مسیر بنادر امارات تردد دارند.
بنادر بوشهر، گناوه، دیلم، دیر، کنگان و عسلویه مهمترین مبادی خروجی این لنجها هستند و عمده بار ورودی آنها از جبلعلی، شارجه و راسالخیمه تأمین میشود.
با این حال، در پی شروع جنگ رمضان این تعاملات تجاری به کما رفته است.
این توقف اجباری در کنار بازرسیهای غیرضروری و رفتارهای تحقیرآمیز با ملوانان در بنادر امارات، مسئلهای که پیشتر سابقه نداشته است، ضرورت برنامه ریزی جهت یافتن جایگزین برای بنادر امارات بیش از پیش نمایان کرده است.
در نگاه اول، ممکن است تصور شود ملوانان جنوب ایران متضرر اصلی این کاهش تعاملات است، اما واقعیت این است که اقتصاد امارات نیز هزینه های خاص خود را در این میان میپردازد.
- کاهش ورودی کالای سنتی و خرد که سهم مهمی در گردش روزانه برخی بنادر شمال امارات دارد.
- افت درآمد شرکتهای خدمات بندری، تخلیه و بارگیری و شرکتهای حملونقل کوچک. به طور مثال بیش از 70 درصد تجارت بندر جبلعلی وابسته به تجارت با ایران است.
- (اسکله های امارات توسط پیمانکار اداره می شود که بی تردید تجارت بیش از 3000 هزار لنج از جنوب ایران مهمترین منبع درآمد انهاست و دولت امارت در ماه اخیر با اختصاص تسهیلات سعی در جلوگیری از ورشکستگی آنها کرده است.)

«خصب» عمان یک گزینه جایگزین جدی است؟
بندر «خصب» در شمالیترین نقطه عمان و در ورودی تنگه هرمز قرار دارد. این بندر ویژگیهایی دارد که آن را به گزینهای عملی برای جایگزینی بنادر امارات تبدیل میکند:
- فاصلهاش تا بنادر بوشهر، گناوه و دیر تقریباً مشابه فاصله تا بنادر شمال امارات است. از عسلویه می بایست 25 ساعت بیشتر مسیر دریایی را طی کرد تا به «خصب» رسید.
- در نزدیکی تنگه هرمز واقع شده و برای لنجها مسیر کوتاه و کمسوختی دارد.
- مسیر زمینی «خصب» – راسالخیمه کوتاه و عملیاتی است و کالا میتواند ظرف چند ساعت از بندر راسالخیمه به بندر «خصب» رساند. (که در هفته های اخیر انجام شده است)
- بندر کوچکی است اما قابلیت توسعه دارد و عمان در سالهای اخیر تمایل بالایی به همکاری با تجار ایرانی نشان داده است. اتفاقا یکی از پیمانکاران زیر ساختهای اسکله این بندر از اهالی شهرستان گناوه است.
با اینکه «خصب» یک بندر محلی است و امکانات آن با بنادر عظیم امارات قابل مقایسه نیست، اما برای تجارت سنتی، لنجی و بارهای خرد، ظرفیت کافی دارد و با سرمایهگذاری محدود میتواند بهسرعت تقویت شود.
فرصتی برای تجار بوشهری
در شرایطی که امارات سختگیری را افزایش داده، تجارت ازطریق بندر خصب میتواند:
زمان توقف لنجها را کاهش دهد
هزینههای گمرکی و بندری را پایین بیاورد
ریسک برخوردهای نامناسب را حذف کند
وابستگی تجار بوشهر را از امارات کم کند
در نهایت، قدرت چانهزنی ایران در تجارت منطقهای را افزایش دهد
نتیجهگیری
تنشهای اخیر، اگرچه چالشهایی برای تجارت جنوب کشور ایجاد کرده، اما همزمان فرصتی جدید را نیز آشکار کرده است: بندر «خصب» میتواند به یک جایگزین قابلاتکا برای بازرگانان و لنجداران بوشهر تبدیل شود؛ آلترناتیوی که هم از نظر مسیر و هم از نظر هزینه، توجیه اقتصادی دارد و از منظر امنیت، مزایای بیشتری ارائه میدهد.
در صورتی که روند فعلی ادامه یابد، تقویت مسیر تجارت دریایی با «خصب» نه تنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای تجارت سنتی جنوب ایران خواهد بود.
در این زمینه
https://www.pgnews.ir/?p=341833
341833
10 نظر
همه بد هستند ما خوبیم!
بهترین روش فعال کردن منطقه آزاد کیش ویا قشم و واردات کالا بصورت مستقیم به این مناطق است و استفاده لنجداران از این مناطق به جای کشورهای عربی خلیج فارس می باشد
مشکل اینه که ما تحریم هستیم و هفتاد درصد بارها و نمایندگی ها در ایران نیستند
با سلام و احترام؛
برادر ارجمند و فرهیخته، جناب مرادی عزیز
مطلبتان درباره چشمانداز تجارت دریایی بوشهر و بندر خصب را مطالعه کردم. ضمن ارج نهادن به دغدغهمندی شما برای یافتن راهی در بحران پیشآمده، نقدی بر تحلیل شما دارم. این نقد از منظر یک الزام فنی و تاریخی است که به نظر میرسد در هیاهوی یافتن راهحل سیاسی برای بحران امارات، یکسره نادیده گرفته شده است.
اجازه دهید از یک پرسش ساده شروع کنم: آیا تا به حال از یک ناخدای قدیمی بوشهری پرسیدهاید که چرا پدرانش و پدران پدرانش، طی این همه نسل، مسیر عمان را برای تجارت انتخاب نکردند؟ جواب این پرسش نه در نقشههای سیاسی، که در دل دریاست. غیبت یک شریان تجاری پررونق میان بوشهر و بنادر عمان، یک “انتخاب” تجاری نبوده، بلکه یک جبر دریایی و جغرافیایی است. مشکل اصلی، مسافت نیست؛ مشکل، معماری خود خلیج فارس و سازوکار بادها و امواج آن است. لنجهای باری بوشهر برای پیمودن عرض خلیج فارس ساخته شدهاند؛ مسیری که در آن، موج غالب شمالغربی یا از پشت به شناور میخورد یا از جلو. این یعنی یک سفر نسبتاً ایمن با غلتش کنترلشده (اصطلاحاً سنات نمیکند و لنج و بار گِلِب میشه). اما مسیر پیشنهادی شما به خصب، یک سفر طولی و موازی با ساحل است؛ سفری که در آن، امواج دائماً از پهلو به لنج اصابت میکنند و آن را در معرض غلتشهای شدید، آبگرفتگی عرشه و خطر دائمی واژگونی قرار میدهند. اگر بادهای موسمی، نسیم بندری و باد برّو را هم به این معادله اضافه کنیم – که در نزدیکی ساحل جریانات متقاطع و خطرناکی میسازند – آنگاه متوجه میشویم آنچه شما یک “مسیر جایگزین” مینامید، برای بخش بزرگی از سال یا غیرممکن است یا به غایت خطرناک. تاریخ نیز این تحلیل را تأیید میکند: تجارت سنتی بوشهر همیشه با “بَرّ دیگر” (کرانه جنوبی خلیج فارس) بوده، نه با جنوب شرق و کرانههای عمان. اینگونه نبوده است که ناخدایان قدیمی، یک مسیر نزدیکتر و امنتر به عمان را نادیده گرفته باشند، بلکه آنها به خوبی میدانستند که دریا به آنها اجازه این کار را نمیدهد.
حال، از این الزام حیاتیِ بقا در دریا که بگذریم، به فرض محال اگر روزی هوا چنان مساعد باشد که بشود بدون به خطر انداختن جان ملوانان این مسیر را پیمود، استدلال شما بر مبنای “فاصله مشابه” نیز فرومیریزد. گفتید فاصله بوشهر تا خصب با فاصله تا بنادر امارات مشابه است. این حرف زمانی درست است که شما مگسی را در نظر بگیرید که مسیر مستقیم را پرواز میکند، نه لنجی که باید امواج را بشکافد. مسیر دریایی واقعی به خصب، بسیار طولانیتر و پرمصرفتر از عبور عرضی به سمت جبلعلی یا شارجه است. خودتان اعتراف کردهاید که از عسلویه ۲۵ ساعت بیشتر باید طی مسیر کرد. این یعنی برای بخش مهمی از ناوگان بوشهر که در بنادر جنوبی استان مانند کنگان، عسلویه، بخش ساحلی تنگستان و حتی دیلم و گناوه مستقر هستند، این مسیر از اساس توجیهناپذیر است و شما عملاً آنها را از دور خارج میکنید.
و اما مهمترین بخش این خطای محاسباتی: تصور شما از “ظرفیت کافی” بندر خصب. مقایسه بندر خصب با بنادر امارات، مقایسه یک قایق پارویی با یک کشتی اقیانوسپیماست. شما بندری را به عنوان جایگزین ۱۵۰۰ فروند لنج فعال معرفی میکنید که ظرفیت کانتینری سالانهاش یکپنجهزارم ظرفیت جبلعلی است و صرفاً سه پهلوگاه دارد. آیا تصوری از صف انتظاری که در این بندر ایجاد خواهد شد دارید؟ این پیشنهاد شبیه آن است که بزرگراهی دهبانده را ببندید و به رانندگان بگویید به جای آن از کوچهای خاکی استفاده کنند. بندر خصب فاقد انبارهای مسقف، سردخانههای وسیع، و تجهیزات مدرن تخلیه و بارگیری است که ستون فقرات یک تجارت پرحجم را تشکیل میدهند. اینکه پیمانکاری گناوهای در ساخت اسکلهای در آن مشارکت داشته، مایه مباهات است، اما ربطی به توان عملیاتی بندر در مقیاس کلان ندارد و وزن یک استدلال فنی را یدک نمیکشد.
در نهایت، به فرضی که کالا به خصب برسد، چه اتفاقی میافتد؟ شما میگویید مسیر زمینی “کوتاه و عملیاتی” است و کالا ظرف چند ساعت از راسالخیمه به خصب میرسد. این گزاره یا یک سوءتفاهم بزرگ است یا یک پارادوکس کامل. اگر قرار است کالا از امارات بیاید و با کامیون از راسالخیمه به خصب برسد تا بعد با لنج راهی بوشهر شود، شما نه تنها از امارات عبور کردهاید، بلکه یک سفر زائد زمینی-دریایی را به زنجیره تأمین تحمیل کردهاید که هزینهها را سر به فلک میکشد. هدف که کاهش هزینه و ریسک برخورد با اماراتیها بود، نه افزودن پایانههای لجستیکی زائد. اگر هم کالا از عمان میآید، مسیر زمینی مسقط تا خصب ۵۰۰ کیلومتر جاده کوهستانی و پرپیچ و خم است که ۶ تا ۸ ساعت طول میکشد، نه “چند ساعت”. این یعنی هزینه حمل زمینی به علاوه هزینه حمل دریایی که با توجه به فقدان صرفه به مقیاس در خصب، عملاً قیمت تمامشده هر تن کالا را از مسیر مستقیم لنج از جبلعلی بسیار گرانتر میکند.
توصیه بهرهورانه:
جناب مرادی، به عنوان کسی که سالها در حوزه بهرهوری و توسعه پایدار کار کردهام، باور دارم که پیشرفت واقعی نه در مهندسی مجدد مسیرهای تحمیلی و پرهزینه، بلکه در بازشناسی هوشمندانه ظرفیتهای ذاتی سرزمینمان است. توسعه پایدار یعنی کارآمدترین راه را انتخاب کنیم، نه ضرورتاً نزدیکترین راه روی نقشه را. ناوگان لنج ما یک سرمایه ملی است که باید از آن صیانت کرد؛ بهرهوری حکم میکند این شناورها را در مسیری قرار دهیم که با کمترین اتلاف انرژی و ریسک، بیشترین بازدهی را داشته باشند. لذا توصیه من، جدا شدن از تحلیلهای صرفاً نقشهای و چسبیدن به دانش ضمنی و عقلانیت تاریخی دریانوردان جنوب است. بیایید به جای طراحی مسیر جدید برای یک ناوگان فرسوده، برای بازسازی مسیرهای اثباتشده و ایمن تاریخی چانهزنی و برنامهریزی کنیم. راهحل بحران تجارت بوشهر را نه در گریز به بندر خصب، که باید در تعامل و چانهزنی برای بازگشت امن و کمهزینه به مسیر طبیعی تجارت لنجها در عرض خلیج فارس جستجو کرد؛ مگر اینکه کل ناوگان شناورها را متناسب با اینگونه سفرها بازطراحی و بهروزرسانی کرد، اقدامی که خود مستلزم سرمایهگذاری عظیم و زمان طولانی است و در بحران کنونی راهگشا نیست.
ارادتمند،
محمد صفدران
فعال حوزه استانداردسازی، بهرهوری و توسعه پایدار
عضو هیئت اندیشهورز آب، اقلیم، محیط زیست و کشاورزی بنیاد نخبگان استان بوشهر
منطقی ترین و تکمیل ترین اطلاعات 👌👌
انشالله شرایط به گونه ای شود که بار مستقیم به بنادر ایران برسد
در پاسخ به برادر عزیزم جناب صفدران
1-اولا هدف از نگارش یاداشت حذف امارات از چرخه نیست بلکه بحث جایگزینی برای تعطیلی فعلا دوماهه تجارت با آنجاست وقتی اجازه تجارت نیست تجار و ملوانان نمیتوانند دست روی دست بگذارند
2- در جریان مشکلات اشاره شده نیز در کفتگو با تجار و لنجداران قرار گرفتم اما با همه این مشکلات تنها گزینه موجود فعلا همین است مگر اینکه پیشنهاد عملیاتی دیگری غیر چانه زنی که شما بیان نمودید مطرح باشد با شرایط کنونی فعلا آب ما با امارات در یک جوی نمی رود
3- بحث مسیر زمینی نیز به دلیل شرایط اضطرار و برای بارهای کنونی که در امارت انبار شده مطرح شد وگرنه عقل سلیم لقمه را دور سرش نمیچرخاند
4- تحلیل و پیشنهاد اخیر بر مبنای داده های میدانی و با کمترین ادله علمی و فنی است امیدوارم فعالان علمی و دانشگاهی این تلنگر را مبنایی برای رفع دغدغه تجار و ملوانان استان قرار دهند
5- از وقتی که صرف نموده و یاداشت را دغدغه مندانه نقد کردید سپاسگزارم
سلام. انشاالله بزودی راه برای ملوانان وته لنجی ها بازشود
بهترین راه اینه که کیش و قشم منطقه کاملا آزاد کنن جنس مستقیم بیاد داخل این مناطق نه اینکه از طریق ته لنجی و قایق این چیزا قاچاق بشه این اجناس خارجی خواهی نخواهی به همه ایران پخش میشن چه از امارات وارد بشه چه اینکه مستقیم وارد کیش و قشم بشه
یک جای کار ایراد وارد که کالای خریداری شده ایرانی ها از چین نمی تواند مستقیم به بنادر ایران بیاید آیا نمی شود یکی از جزایر ایرانی را جایگزین امارات ساخت چرا همیشه باید لقمه را دور سر بگردانیم ایراد و مشکل از کجاست آیا کسی نیست بتواند این مشکل را حل کند.