در این مطلب آمده است؛
در این مطلب آمده است؛
در این مطلب آمده است؛
از امروز پایگاه اطلاعرسانی «خلیج فارس» با شکل و شمایل جدید به پیشواز مخاطبان ارجمند آمده است. امیدواریم تغییراتی که در قالب آن ایجاد شده، رضایت حداکثری مخاطبان را در پی داشته باشد.
کوشش داریم در فرم و محتوا نیز به تدریج تغییراتی رو به جلو داشته باشیم تا تحفهای درخور پیش روی همراهان ارجمند بگذاریم.
این تغییرات نیازمند ارزیابی دیدگاه مخاطبان و بهبود آن میباشد که امیدواریم همانند گذشته مشمول لطف و همراهیتان شویم.
«خلیج فارس» به لطف نگاه و اقبال شما سرپا مانده است و چنته این رسانه زمانی پر است که همچنان اعتماد و همراهی شما پشتوانه آن باشد.
از این رو درخواست داریم در تغییرات قالب و فرم «خلیج فارس» ما را راهنمایی بفرمایید و دیدگاههای خود را زیر این مطلب برایمان ثبت کنید.
بازهم ممنون از همراهیتان.
خلیج فارس:در روزها و ماههای گذشته، گزاره “دلارزدایی” از مراودات اقتصادی در سطح بینالمللی، سوژهای داغ بوده و بسیاری از ناظران و تحلیلگران مسائل اقتصادی و راهبردی، آن را جلوهای عینی از تنش و نزاع گفتمانی و ایدئولوژیک میان بلوک قدرتهای غربی و شرقی جهان ارزیابی و توصیف کرده و میکنند. البته که پس از وقوع جنگ اوکراین و آشکار شدن بیش از پیش و صریحتر منازعات ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک میان قدرتهای غربی و شرقی جهان، تب دلارزدایی از اقتصاد جهانی نیز داغتر شده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛ در این چهارچوب، به تازگی شاهد آن بودهایم که امارات بخشی از نفت خود را به هندوستان با استفاده از روپیه هند فروخته است. در عین حال، در مدت گذشته اخبار مختلفی مبنی بر حصول توافقات دوجانبه میان کشورهای مختلف جهت توسعه و انجام مراودات تجاری و اقتصادی خود با استفاده از ارزهای محلیشان منتشر و مطرح شدهاست. از این رو، یک سوال عمده و محوری مطرح میشود و آن این است که به چه دلایلی، تب دلارزدایی در اقتصاد جهانی بالا گرفته است؟ در واقع، دلیل اقبال کشورهای مختلف به این موضوع چیست؟
مسالهای که به ویژه در قالب سازوکارهای مهم در جهانِ کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور نظیر سازمان بریکس و یا سازمان شانگهای و دیگر نهادهای اینچنینی، نمودهای جدی تری را نیز به خود میگیرد. به نظر میرسد در این زمینه به طور خاص میتوان به ۳ مولفه عمده و محوری اشاره کرد.
شاید یکی از اصلیترین آفتهایی که کشورهای مختلف در وابستگی بیش از حد به دلار یافته اند، تاثیر پذیرفتن منفی از معادلات اقتصادِ داخلی آمریکا است. در سالهای گذشته، میزان کسری بودجه دولت آمریکا افزایش قابل توجهی پیدا کرده و البته که به تازگی نیز موسسه رتبه سنجی “فیچ”، اقدام به تنزل رتبه بدهی آمریکا کرده است.
مسائلی که ریسک اقتصادی وابستگی به دلار آمریکا را برای کشورهای مختلف جهان بالا برده اند و درست به همین دلیل، بسیاری به این جمعبندی راهبردی رسیدهاند که بهتر است با تضعیف روند وابستگی اقتصادی خود به آمریکا و دلارِ این کشور، میزان اثرپذیری خود از معادلات اقتصاد داخلی آمریکا را منطقیتر کنند و از آسیبهای جدی که احتمالا در آینده خود را نشان خواهند داد، دوری کنند.
فراموش نکنیم که شاید یکی از بزرگترین درسهای پیش رویِ کشورهای مختلف در زمینه وابستگی اقتصادی به آمریکا و تبعات منفی این مساله را بتوان در جریان بحران مالی سال ۲۰۰۸ جهان مشاهده کرد. در آن سال، اقتصاد آمریکا با یک بحران به تمام معنا رو به رو شد و نکته قابل تامل این بود که این کشور برای کاهش دادن ابعاد بحران برای خود، اقدام به صادر کردن آن به کشورهای دیگر و برونسپاری آن با استفاده از اتخاذ سیاستهای اقتصادی و مالیِ خاص میکرد. موضوعی که آسیبهای جدی را به اقتصادهای دیگر کشورهای جهان که به شدت دلاریزه شده بودند، وارد میکرد.
۲- چالش منازعات بینالمللی آمریکا
آمریکا طی سالهای گذشته در طیف متنوعی از منازعات بینالمللی درگیر شده است. از جنگهای عراق و افغانستان گرفته تا درگیریهای نیابتی این کشور در غرب آسیا و تشدید تنشهای منطقهای آن با چین در شرق آسیا، همه و همه حامل درسهای معناداری برای کشورهای مختلف جهان بوده اند و البته که احساسات ضدآمریکایی را نیز در اقصی نقاط جهان تحریک کردهاند.
در این چهارچوب، با مخدوش شدن چهره آمریکا در عرصه بینالمللی و آشکار شدن جلوههای مختلف منفعتمحوری این کشور مثلا در سرقت نفت سوریه و یا همدستی پنهان با گروههای افراطگرا در غرب آسیا، کشورهای گوناگون تمایل کمتری را به استفاده از دلار آمریکا و وابسته شدن به اقتصاد آمریکا به عنوان قدرت هژمونیک جهانی پیدا کردهاند.
البته که در این میان نباید فراموش کرد که افزایش اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک میان آمریکا و قدرتهای شرقی جهان نظیر چین و روسیه نیز سبب شده تا طیفِ کشورهای حامی و متحد قدرتهای شرقی نیز گرایش و تمایل قابل ملاحظهای را جهت تقابل با آمریکا و به ویژه دلارزدایی از اقتصادهایشان در دستورکار قرار دهند.
به بیان سادهتر، تشدید منازعات سیاسی و ایدئولوژیک میان قدرتهای شرقی و آمریکا، به حوزه اقتصادی نیز سرایت کرده و گرایشی جدی از دلارزدایی و کاهش وابستگی به اقتصاد آمریکا را در عرصه بینالمللی ایجاد کرده است. مسالهای که انتظار میرود در ادامه ابعاد جدیتری را نیز به خود بگیرد و حامل هزینههای سنگینی برای واشینگتن باشد.
در نهایت باید گفت که ظهور آلترناتیوهای جذاب برای دلارزدایی از اقتصاد جهان نیز نقشی قابل توجهی در اراده کشورهای مختلف جهت حذف دلار از مناسبات مالی و اقتصادی آنها داشته و دارد. در این زمینه مثلا میتوان به بازار رمز ارزها و به طور خاص بیتکوین اشاره کرد که موجب شده طیف قابل ملاحظهای از کشورها به صورت جدی به این حوزه بنگرند.
در واقع، ایجاد این تحلیل در میان طیف قابل توجهی از افکار عمومی بینالمللی مبنی بر اینکه بازار رمزارزها تا حد زیادی منطبق بر واقعیتهای اقتصادی آتی جهان است، سبب شده تا یک حوزه جذاب جایگزین در قیاس با اتکا به دلار در عرصه بینالمللی ایجاد شود.
در این راستا، نکته قابل تاملتر این است که باید توجه داشت بلوک کشورهای رقیب آمریکا در عرصه بینالمللی و به طور خاص کشور چین نیز مشوقهای مختلفی را به کشورهای اقصی نقاط جهان ارائه میکنند تا به جای استفاده از دلار آمریکا، از ارزهای دیگر نظیر یوآنِ چین استفاده کنند. موضوعی که خود در کنار مولفههایی که پیشتر به آنها اشاره شده، زمینههای مستعدی را جهت دلارزدایی از اقتصاد جهانی فراهم کرده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از پایگاه خبری «چند ثانیه»؛ تصویری از کارنامه دختر دانشآموز افغانستانی منتشر کرد. همانطور که در تصویر مشخص است، این دانشآموز در تمام درسها نمره عالی گرفته اما نتوانسته در کنکور شرکت کند. روز گذشته اعلام شد نتایج کنکور کشور افغانستان اعلام شده و هیچ دختری در میان قبول شدهها حضور ندارد.

خلیج فارس:متن اطلاعیه هیات نظارت بر مطبوعات درباره توقیف سایت خبری انتخاب به شرح زیر منتشر شد:
پایگاه خبری «انتخاب» به سبب تخلف از قانون مطبوعات و مصوبات شورای عالی امنیت ملی بر اساس تبصره ماده ۱۲ قانون مطبوعات، توقیف و پرونده آن به مرجع قضائی ارجاع شد.
در جلسه امروز هیات نظارت بر مطبوعات موضوع انتشار ویدئو و گزارشی با عنوان «حراج برند ایران/ سیاست خارجی ایران چرا اینقدر تضعیف شده است؟» که در آن مطالبی خارج از حدود قانون و مغایر با منافع ملی و بر علیه سیاستهای اصولی نظام جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی منتشر شده بود مورد بررسی قرار گرفت و آن هیات، بر اساس تبصره ماده ۱۲ قانون مطبوعات رای به توقیف این پایگاه خبری صادر نمود و مقرر شد پرونده تخلف جهت رسیدگی به مرجع قضایی ارجاع شود.
پیش از این نیز تخلفات این رسانه از حدود قانون مطبوعات در انتشار مطالبی با عناوین «شورشهای بزرگ، قربانیان اندک؛ انسانها علف نیستند که وجین شوند» و نیز «در شرایط فعلی انتظار اینکه حرف کارشناسی در لوایح و مصوبات زده شود بیهوده است…» از سوی هیات نظارت بر مطبوعات جهت رسیدگی به مرجع قضایی ارسال شده است.
همچنین انتشار مطالب مشابه و متعدد دیگری از این رسانه در طول یکسال گذشته با عناوینی مثل «سه پیشنهاد برای حل و فصل زمستان سرد روابط ایران و اروپا/ …»، «سقوط آزاد ارزش پول ملی ناشی از انفجار حجم نقدینگی است/ در ماههای آینده با تورم بیشتری روبرو خواهیم شد/ …» و یا «تیم اقتصادی دولت در خواب، دلار سوار بر قطار ترمز بریده…» در جلسات هیات نظارت مطرح و منجر به ارایه تذکر یا گفتگو و مذاکره با مدیرمسئول این رسانه برای رعایت حدود قانونی و اصلاح رویه و حفظ اصول و اخلاق حرفهای و مصالح عمومی در انتشار مطالب شده است.
هیات نظارت بر مطبوعات علاوه بر قدردانی از عملکرد حرفهای رسانهها در نقد راهگشا و منصفانه و تنویر افکار عمومی و در عین حال اهتمام و توجه به لزوم حفظ و صیانت از منافع ملی خاصه در حوزه دیپلماسی و اصول سیاست روابط خارجی کشور و ایجاد آرامش و افزایش امید و سرمایه اجتماعی، مدیران محترم رسانه را به کمک و تلاش مضاعف برای حفظ این منافع و تحقق سیاست توسعه روابط با همسایگان و بینالملل و جلوگیری از ایجاد یاس و تقویت هر چه بیشتر انسجام و وحدت ملی دعوت میکند.
شایان ذکر است براساس ماده ۱۰ قانون مطبوعات، هیأت نظارت بر مطبوعات متشکل از افراد زیر است: یکی از قضات به انتخاب رئیس قوه قضائیه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یا نماینده تامالاختیار وی، یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس، یکی از اساتید دانشگاه به انتخاب وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، یکی از مدیران مسئول مطبوعات به انتخاب آنان، یکی از اساتید حوزه علمیه به انتخاب شورای عالی حوزه علمیه قم و یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به انتخاب آن شورا.
خلیج فارس:حسین امیرعبداللهیان در گفتگو با اطلاعات در خصوص موضوعات مختلف و جنجالی کشور توضیحاتی ارائه کرد که بخشهایی از آن را در موضوعات تبادل زندانیان امریکایی، بازگشت پولهای بلوکه شده و برجام در ادامه میخوانید:
اگر بخواهم بگویم آیا برجامی که امروز مقابل ما قرار دارد دروازه و گشایش بزرگ برای ایران است یا نه، حتماً اینطور نیست. در برجام محدودیتها وایرادات و نقاط قوتی هم وجود دارد. اگر از من بپرسید به عنوان مسئول دستگاه دیپلماسی اینکه همه چیز مملکت گره بخورد به سندی به نام برجام حتماً منافع ملی ما را در درازمدت تأمین نمیکند.
صرف نظر از اینکه آمریکا از برجام خارج شد، صرف نظر از اینکه اروپاییها نهتنها بهتر از آمریکا عمل نکردند که در عمل و رفتارشان مثل آمریکا بودند؛ اما امروز وقتی که با طرفهای مقابل مینشینیم و چارچوب و سندی که داریم راجع به آن بحث میکنیم که همه طرفها به آن برگردند، همین برجام است؛ لذا ما به عنوان وزارت خارجه برجام را کنار نگذاشتیم.
برجام برای یک مقطعی است هرچند تاکنون نفعی ازآن نبردهایم. آقای بایدن پیامهایی میدهد مبنی براین که من نیت و اراده جدی دارم برای اینکه به برجام برگردم. ما فکر میکنیم آمریکاییها تاکنون به خوبی از فرصتهای بازگشت به برجام استفاده نکردند. آنها در ارزیابی خود در جنگ اوکراین دچار خطا شدند و اتهاماتی که به ایران وارد میکنند که به روسیه پهپاد میدهد، کاملاً غلط هست و هیچگاه هم نتوانستند ثابت کنند.
هفت ماه از مذاکره اوکراینیها با نظامیان ما در عمان میگذرد و رفتهاند که سند بیاورند و بگویند پهپاد ایرانی استفاده شده است، ولی تا امروز نتوانستند. بارها از طریق اروپاییها پیغام دادم و با وزیر خارجه اوکراین تماس گرفتم که این ادعا را یا تکرار نکند یا اگر پهپاد ایرانی استفاده شده است سند آن روی میز گذاشته شود. برای ما هم مهم است که روسیهای که میگوید از پهپاد ایرانی استفاده نکرده بدانیم واقعاً استفاده کرده است یا نه. اگر سندی دارند نشان دهند و اگر چنین چیزی باشد ما پاسخگو هستیم، لذا فکر میکنم در این موضوع همچنان در مسیر دیپلماسی کار را دنبال میکنیم با یک هدف؛ هدف اصلی ما لغو تحریم هاست. مکانیسم لغو تحریمها سند توافق شده بین ایران و ۵ کشور و بازگشت طرفها به اجرای تعهداتشان در آن سند است.
هیچ ارتباطی بین تبادل زندانی و آزادسازی اموال و داراییها قرار داده نشده است. ثانیاً حتی سندی که امضا شده است به طور غیرمستقیم برای تبادل و برای آزادسازی اموال به طور غیرمستقیم بین ما و آمریکاییهاست.
کاملاً مشخص کردیم که پروسه انتقال پول ما چگونه است؛ اما ایران به موضوع تبادل زندانیان به عنوان یک مسأله کاملاً انسانی نگاه میکند. در مورد پول هم آمریکاییها لطف بزرگی نمیکنند. پولهای خودمان که سالها بلوکه شده بود آزاد شده است لذا ارتباطی بین این دو قائل نیستیم. اتفاقاً یک مسأله در همین ماههای اخیر رخ داد و فرد جدیدی در ایران دستگیر شد. شایدتاکنون رسانهای نشده است.
آمریکاییها گفتند که اگر این فرد را زودتر آزاد نکنید ممکن است روی اصل توافق اثر بگذارد. ما به طرف آمریکایی گفتیم تعهدی نمیکنیم که اگر هر روزی که شما داخل ایران جاسوس بفرستید و علیه امنیت ما عمل کنید، بگوییم، چون توافقی با آمریکا داریم که قرار است زندانیان را تبادل کنیم پس دیگر هیچ جاسوس آمریکایی را در ایران دستگیر نکنیم تا مبادا آمریکا ناراحت شود. جاسوس نفرستید. به حاکمیت و قوانین در ایران احترام بگذارید. اقدامات جاسوسی را متوقف کنید.
خلیج فارس: محمد مهاجری در اعتماد نوشت: این روزها برای توجیه بعضی کارهای ناروا شبهاستدلالهایی ارایه میشود که احتمالا بیانکنندگان آنها به مضحک یا غیرمنطقی بودن حرفشان واقف نیستند وگرنه بعید است که کسی از مختصر عقلی برخوردار باشد و برای ساکت کردن طرف مقابل، به چنین شیوههایی دست یازد. مثلا در واکنش به اینکه «در دوره پهلوی نیز اخراج اساتید به شیوهای که امروزه اجرا میشود، مرسوم نبوده» نامهای از ساواک رو میکنند که در آن از تدریس فلان استاد ممانعت شده است. یا در نمونه دیگر، کد میآورند که در امریکا هم بعضی اعضای هیات علمی به دلیل اینکه موضع سیاسی گرفتهاند بیکار شدهاند.

در مورد سلبریتیها هم استدلالوارههای مشابهی ارایه میشود از جمله اینکه فلان بازیگر هالیوود به دلیل بیان فلان حرف دچار بهمان محرومیت شده است. در نمونهای دیگر معاون وزیر ارشاد میگوید، چون در واتیکان اجازه کنسرت داده نمیشود، پس در مشهد و قم نباید چنین مراسمی برگزار شود. کسانی که این گزارهها را مطرح میکنند عملا به جای اینکه استدلال خود را تقویت کنند، ساواک یا امریکا یا… را تطهیر میکنند و بر عمل نادرست آنها مهر تایید میزنند.
آیا اگر ساواک فلان استاد دانشگاه را اخراج کرده یا امریکا اقدام مشابهی انجام داده، رفتارشان برای ما حجت است؟ اگر حجت است، آنها هزاران کار غیرقابل دفاع هم کردهاند، آیا آنها را هم میتوان مشروع و موجه دانست؟ یا مثلا در مورد کنسرت، این پرسش مطرح است که آیا برگزاری آن شرعا و قانونا مطلوب است یا نامطلوب؟ یک عمل شرعی به همان اندازه که در کعبه مباح است در اقصینقاط دنیا هم بلااشکال است و اگر کاری حرام و غیرشرعی باشد، اگر فرضا در مسجد مورد ارتکاب قرار گیرد حرامتر نمیشود. به عبارت دیگر، اعمال دارای حسن یا قبح ذاتیاند. اخراج استاد اگر ذاتا قبیح است به این دلیل که توسط ساواک انجام شده مشروعیت نمییابد و بالعکس. کنسرت اگر مباح است قم و غیر قم برایش فرقی ندارد. اگر در کنسرت رفتار غیرمشروع صورت گیرد چه در واتیکان و چه در مشهد به یک اندازه قباحت دارد.
خلاصه آنکه در امریکا و اروپا و کل بلاد کفر کارهای زیادی صورت میگیرد. اگر بعضی را سوا کنیم دستمان نزد مخاطب رو میشود و او میفهمد پای استدلالمان چوبین و سست است. اگر برای موضوعاتی، چون پنهانی بررسی کردن قانون حجاب، فیلترینگ وحشتآور، اخراج اساتید، خالصسازی و نظایر آن، حرف حساب داریم به میدان بیاوریم وگرنه روشی که این روزها توسط برخی چهرههای سیاسی و فرهنگی مد شده است حتی در خانواده خودشان خریدار ندارد. این را با اطلاع میگویم.
خلیج فارس: احمد علیرضابیگی، هرگونه ورود احمدی نژاد به انتخابات مجلس در قالب ارائه لیست یا حمایت از یک لیست انتخاباتی را رد کرد.
به گزارش خلیج فارس؛ احمدی نژاد مدتهاست که در لاک سکوت فرو رفته است. دیگر نه نامهای مینویسد و نه سخنرانی میکند؛ از طعنه و کنایههای همیشگیاش هم دیگر خبری نیست. محمود احمدینژاد در زمان دولت حسن روحانی به ویژه در دوران مذاکرات هستهای ایران و شش قدرت جهانی، انتقادات زیادی نسبت به عملکرد دولت داشت و حتی قوه قضاییه و برخی نهادهای امنیتی هم از طعنههای او در امان نبودند. اما مدت زیادی است که همزمان با روی کار آمدن دولت رئیسی سکوت را سرلوحه امورش قرار داده است.
بسیاری از سخنرانیها و مواضع او این برداشت را داشته و دارند که گویی احمدینژاد تبدیل به یک اپوزیسیون در داخل کشور شده است. اما واقعیت این است که او به لحاظ بدنه اجتماعی ظرفیت تبدیل شدن به اپوزیسیون را ندارد.

«احمد علیرضابیگی» نماینده تبریز در مجلس و استاندار آذربایجان شرقی در دولت احمدینژاد، از زاویهای دیگر اپوزیسیون بودن احمدینژاد را رد میکند. او در گفتگو با «خبرآنلاین» تاکید دارد که «احمدینژاد بنا ندارد رضا پهلوی شود». در ادامه گفتوگوی «خبرآنلاین» با این نماینده نزدیک به محمود احمدینژاد را میخوانید:
آیا آقای احمدینژاد قصد و برنامهای برای حضور در انتخابات مجلس دوازدهم یا ریاستجمهوری بعدی دارد؟
تا انتخابات ریاستجمهوری که زمان زیادی مانده است؛ اما درباره انتخابات مجلس هیچ برنامه و ارادهای وجود ندارد.
احمدی نژاد به هیچ عنوان نمیخواهد در انتخابات مجلس لیست بدهد
یعنی در حد اینکه لیستی بدهد یا از فهرستی حمایت کند هم قصد ورود به انتخابات ندارد؟
به هیچ عنوان.
احمدی نژد به خاطر شرایط خاص کشور سکوت کرده است
مدتی زیادی است که آقای احمدینژاد در مورد اتفاقات روز سکوت کرده است؛ این سکوت از سر اجبار است یا خودخواسته؟
آقای احمدینژاد به واسطه شرایط خاص کشور ترجیح داده که سکوت اختیار کند. چون آن زمانی که شرایط اقتضا میکرد، بابت مشکلات و نارساییها به واضحترین شکل و رساترین بیان ممکن، صحبتهایش را گفته است.
سالهای ۹۴ تا ۹۶ مکاتباتی انجام داده و مصاحبههایی داشته است. همان زمان هم که ایشان صحبت میکرد، برخی افراد بودند که چطور به آقای احمدینژاد اجازه نقد و انتقاد داده میشود و چرا با ایشان برخورد نمیشود و جلوی او را نمیگیرند. اما الان دیگر متاسفانه آن شرایطی که پیشبینی میکردیم در شرف وقوع هست، اتفاق افتاده است که البته دوست نداشتیم اینطور بشود وای کاش برآوردهای ما اشتباه از آب در میآمد.
احمدی نژاد بنا ندارد رضا پلوی شود
چه شرایطی را پیشبینی میکردید؟
آنچه پیشبینی میکردیم، همین وضعیتی است که الان به وجود آمده؛ در حال حاضر با وجود این شرایط در کشور بیاییم بگوییم آنچه ما میگفتیم اتفاق افتاده است، نمک پاشیدن به زخم است. آقای احمدینژاد بنا ندارد رضا پهلوی شود. بنا ندارد مانند سایر کسانی که به دنبال موجسواری هستند، عمل کند.
یعنی نمیخواهد اپوزیسیون باشد؟
اساسا بنای چنین رفتاری از ایشان نیست.
هشداری که ایشان میدادند چه بود؟
به مسئولین و مقامات کشور بوده است. ایشان درباره اوضاع و احوالی که در کشور در جریان است، نامهای به مقام معظم رهبری نوشته بود. گذشت زمان نشان داد که همه اینها درست بوده است؛ جابجاییهایی که در نیروهای مسلح و قوه قضاییه صورت گرفت، همه اینها قرینههایی هستند که اثبات میکنند آنچه ایشان بیان میکرده، درست بوده است. سیستم هم با گذشت زمان به این واقعیت پی برده است. صحبتهای ایشان درباره عملکرد قوه قضاییه و ضابطین اشارات زیادی داشته است.
برخی میگویند ایشان به این دلیل انتقادی از دولت فعلی نمیکند که، چون تعداد زیادی از نیروهای نزدیک به ایشان در دولت هستند؛ این گزاره را تایید میکنید؟
اینها را کسانی بیان میکنند که تلاش دارند ناکامی دولت آقای رئیسی را به حساب آقای احمدینژاد بگذارند، ولی موضوع متفاوت است.
به هر شکل گفته میشود که دولت رئیسی، دولت سوم احمدینژاد است. این موضوع را قبول دارید؟
نه به هیچوجه؛ چرا که عملکردهای دولت آقای رئیسی هم از جهت سیاسی و هم از جهت اقتصادی متفاوت است. همین نهضت ملی مسکن را با طرح مسکن مهر در نظر بگیرید؛ چقدر اختلاف دارد؟ در شیوه اقدام تفاوتهای زیادی بود.
به عنوان مثال دولت نهم و دهم در مورد تمامی خانوادههای ایرانی که سابقه مسکن نداشتند و فرم «ج» آنها باطل نشده بود و همچنین زوجهای جوان، خود را متعهد میدانست که برای آنها یک مسکن لااقل ۷۵ متری بسازد و در اختیار آنها قرار دهد. این حق را برای این خانوادهها در نظر گرفته بودند؛ و اینکه با اندک آورده و حتی با وام و تسهیلاتی که در مرحله آخر به ۲۵ میلیون تومان رسید، بدهکار میشدند و این پول در اختیار سازنده قرار میگرفت و بعد از اینکه کلید خانه را تحویل میدادند، مرحله پرداخت اقساط آغاز میشد.
در صورتی که در نهضت مسکن ملی اینطور نیست و در شرایطی که هنوز تکیلف مشخص نیست، خانوادهها باید مبالغ ۱۰- ۱۵ میلیون تومان باید اقساط پرداخت کنند و همینطور آورده قابل توجهی باید داشته باشند. در دولتهای نهم و دهم اهتمام ما این بود که ثروت مردم، به مردم برگردانده شود که یکی از راههای آن، همین مسکن مهر بود. مورد دیگرش سهام عدالت است؛ شما این سهام عدالت را با به یغما رفتن سرمایه ملت در بورس مقایسه کنید. بنا بر این عملکرد و کارکرد دولت آقای رئیسی به هیچ عنوان با سیاستها و عملکرد دولت آقای احمدینژاد قابل قیاس نیست.
منبع: خبرآنلاین
خلیج فارس: عباس عبدی در اعتماد نوشت: پیشبینی در موضوعات اجتماعی و انسانی متفاوت از پیشبینی در موضوعات طبیعی و فیزیکی و شیمیایی است. برای مثال اگر میزان خلوص آب را داشته باشیم و در ارتفاع معینی از سطح دریا باشد، میتوانیم با قطعیت پیشبینی کنیم که آن آب در چه دمایی به جوش خواهد آمد. وقایع اینچنینی مستقل از پیشبینی ماست. ولی در حوزههای انسانی و نیز موجودات زنده اینگونه پیشبینیها قطعیت ندارند. مثلا برخی از پیشبینیها در پزشکی اشتباه میشود، زیرا همه عوامل موثر در بیماری برای پزشک شناختهشده نیست، به علاوه آثار روحی و روانی بیمار نیز بر درمان بیتاثیر نیست. اگر پیشبینی از یک جامعه یا رفتار یک فرد باشد، ماجرا به کلی تغییر میکند.

مثلا کسی پیشبینی وقوع انقلاب یا اعتراضات را در جامعه میکند، این پیشبینی میتواند در وقوع یا عدم وقوع آن پیشبینی موثر باشد. برای نمونه رهبران انقلابی، پیشبینی میکنند که وقوع انقلاب قطعی است، نه به این علت که به لحاظ علمی و تحلیلی به این نتیجه رسیدهاند که انقلاب میشود، بلکه به این علت که میخواهند مردم را برای تحقق وقوع آن تهییج و بسیج کنند. بنابراین به این پیشبینی میگوییم، پیشبینی فعال. حالت عکس هم رخ میدهد، اگر جامعه واقعا در مسیر انقلاب و فروپاشی باشد، پیشبینی عالمانه ممکن است مسوولان را به تامل وادارد و مسیر خود را تغییر دهند و امکان وقوع وضعیت پیشبینیشده را منتفی کنند. این از مهمترین دلایل در دفاع از آزادی بیان و تحلیل و خبر برای صاحبان قدرت و همه جامعه است.
چند روز پیش برخی از طرفداران وضع موجود تصویری از روزنامه اعتماد را بازنشر کرده بودند که طی آن ۶۱ اقتصاددان در سال گذشته (خرداد ۱۴۰۱) پیشبینی تورم سه رقمی را کرده بودند و حالا با این مضمون مورد سوال واقع شده بودند که: «به دور از سیاسی سخن گفتن، خوب است بررسی شود این ۶١کارشناس محترم اقتصادی از فهم صحنه اقتصادی عاجز بوده و اشتباه کردهاند یا این هنر دولت بوده است که پیشبینی آنان (تورم سه رقمی) محقق نشده است. پذیرش هر کدام حریت میخواهد.»
اول از همه اینکه اگر دولت یا سیاستگذاران اقتصادی تحتتاثیر این هشدارها نبوده و سیاست خود را اصلاح نکرده باشند باید متاسف بود و اگر بوده که بنا بر برخی شواهد احتمالا چنین است، حتما سعی کردهاند که در ادامه راه و سیاستهای خود، تجدید نظر کنند و مانع از تحقق این پیشبینی شوند. بنابراین چنین اظهاراتی میتواند نقش بازدارنده در ادامه سیاستهای غلط داشته باشد.
از سوی دیگر اینکه اقتصاددانان براساس متغیرهای موجود چنین ارزیابی داشتهاند، حرجی نیست حتی اگر اشتباه کرده باشند، در بدترین حالت یک علامت منفی در دانش اقتصادی آنان محسوب میشود ولی کسانی که وعده دادند؛ توجه کنید، «وعده دادن» یک شرط ضمن عقد است و ماهیت حقوقی و اخلاقی و سیاسی دارد و فراتر از یک پیشبینی ساده است؛ آنان وعده دادند که تورم را نصف و تکرقمی میکنند ولی حدودا ۵/۱ برابر کردند؛ اکنون چه پاسخی دارند؟ آیا اشتباه کردند؟ یا فریب دادند؟ یا ناتوان بودند؟ دیگرانی که براساس این وعدهها از شکلگیری این دولت حمایت کردند، چه پاسخی دارند؟ به علاوه این هنر دولت نیست که اجازه نداد تورم سه رقمی شود. مثل این است که کسی بگوید من نمره ۱۸ میآورم ولی ناظران به او بگویند که با این وضعیت و پیشرفت تحصیلی تو نمره ۲ میآوری، البته او در نهایت ۶ میآورد و بعد خود را موفق نشان دهد؟! او مردود است و نه قبول و نه هنرمند. کسانی هم که برای او کف میزنند، خودشان باید پاسخگو باشند.
پس از انتشار این متن از جانب طرفداران وضع موجود، یک ویدیویی دیدم از یک دامدار که در مصاحبه با خبرنگار میگفت، سال آینده گوشت ۵۰۰ هزار تومانی را خواهید دید، در حالی که در زمان مصاحبه او گوشت حدود ۱۳۵هزار تومان بوده است. او خیلی روشن توضیح میدهد که چرا گوشت به این رقم میرسد. همکارش نیز توضیح میدهد که گوشت به نسخه تبدیل میشود یعنی صد گرم گوشت را به عنوان دارو در نسخه بنویسند تا درمان بیماری شود. استدلالهای آن فرد خیلی دقیق بود، ولی، چون کسی توجه نکرد یا او را مهم ندانستند، اقدامی هم نکردند، لذا گوشت به همان قیمت و حتی بیشتر هم رسیده است. حالا به این دامدار چه باید گفت؟ آیا میتوان بیکفایتی را به دولت نسبت داد؟ آیا او را باید اقتصاددان قابلی معرفی کرد؟
متاسفانه یکی از مهمترین نقاط ضعف این دولت وجود طرفدارانی است که از منظر منطقی و رسانهای بسیار ضعیفند. شاید هم عملکرد موثری پیش روی آنان نیست که بتوانند دفاع کنند؛ به ناچار از هر وضعی و با هر قیمتی دفاع میکنند نتیجه از این بهتر نمیشود.