خلیج فارس:«خوشحالم که در جو رسانه زندگی نمیکنم، انسانیت در من زنده است و بین جان آدمها تفاوت قائل نیستم و از غم کشورم به شدت غمگینم»
منبع»عصرایران
خلیج فارس:مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب در مسجد جمکران با حضور جمعی از مسئولان، شخصیتهای مذهبی و مردم برگزار شد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از جماران؛ مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب در مسجد جمکران با حضور جمعی از مسئولان، شخصیتهای مذهبی و مردم برگزار شد. در میان حاضران، حضور فرزند شهید سید حسن نصرالله نیز مورد توجه قرار گرفت.
خلیج فارس:آیتالله جوادی آملی در آیین اقامه نماز بر پیکر رهبر انقلاب، دعاهایی را برای ایشان زمزمه کرده است.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از شفقنا؛ آیتالله جوادی آملی در آیین اقامه نماز بر پیکر «رهبر شهید انقلاب»، از خداوند متعال برای آن شهید، پذیرش در جوار رحمت الهی و مقام شهادت را مسئلت کرد.
این مرجع تقلید در بخشی از دعاهای خود چنین زمزمه کرد:
«اللهم إنه نزل مجاهداً موحداً»
بارالها، او در حالی به محضر تو وارد شد که مجاهدی یکتاپرست بود.
«اللهم، اللهم، اللهم إنه نزل عندک شهیداً»
خدایا، خدایا، خدایا، او در پیشگاه تو به عنوان شهید فرود آمده است.
«اللهم إنه نزل عندک قتیلاً للإسلام، قتیلاً لأمهٍ مسلمه»
بارالها، او در حالی به نزد تو آمد که در راه اسلام و برای امت مسلمان به شهادت رسیده است.
خلیج فارس: پس از وداع مردم تهران با رهبر انقلاب، پیکر ایشان به قم منتقل و امروز در این شهر تشییع شد.
به گزارش خلیج فارس؛ مراسم وداع از اذان صبح در مسجد جمکران برگزار و اقامه نماز بر پیکر شهدا حوالی ۶ صبح به امامت آیت الله جوادی آملی برگزار شد. سپس تشییع از مسجد جمکران به سمت حرم حضرت معصومه (س) در میان حضور گسترده مردمی برگزار شد.
نماز میت امروز نیز سه بار خوانده شد. نماز اول بر پیکر رهبر شهید، نماز دوم بر پیکر سیده بشری حسینی خامنهای و شهیده زهرا حدادعادل و نماز سوم بر پیکر زهرا محمدی گلپایگانی نوه ایشان خوانده شد.
به روایت ایرنا، سیل جمعیتی که از عصر روز گذشته از نقاط مختلف کشور رهسپار مسجد مقدس جمکران شده بود، از نخستین ساعات بامداد امروز همه صحنها و شبستانهای این مکان مقدس را لبریز کرد. موج عزاداران همچنان ادامه دارد و کاروانهای مردمی، پیاده و سواره، با پرچمهای سرخ «یالثارات الحسین» و پرچم سهرنگ جمهوری اسلامی ایران، خود را به جمکران میرسانند.
استانهای نجف اشرف و کربلای معلی روز چهارشنبه را بهمناسبت مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب تعطیل رسمی اعلام کردند.
در دست بسیاری از عزاداران، تمثالهای رهبر شهید و آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای دیده میشود و پرچمهای عزا و بیرقهای سرخ در سراسر مسیر تشییع به اهتزاز درآمده است.
مراسم تشییع همچنان با حضور گسترده اقشار مختلف مردم، شخصیتهای سیاسی، مذهبی و هیأتهای عزاداری در مسیر مسجد مقدس جمکران تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) ادامه دارد.
پیکر رهبر شهید روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ در مشهد تشییع می شود و در حرم امامرضا(ع) به خاک سپرده خواهد شد.
پدر زهرای ۱۴ ماهه بر تابوت دختر شهیدش در مسجد جمکران بوسه می زند

خلیج فارس: دی ماه سال ۱۳۷۰ آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی سفری سه روزه به استان بوشهر داشتند.
بهگزارش خلیج فارس، این سفر از ۱۱ تا ۱۳ دی به طول انجامید و به مناسبت تشییع ایشان، تصاویری از آن روزها در ادامه می بینید:










منبع تصاویر: بویه (رسانه روایت در استان بوشهر)
خلیج فارس: مراسم تشییع و بدرقه پیکر آیتالله سید علی خامنهای رهبر شهید جمهوری اسلامی ساعت 6 صبح با حضور مردم عزادار در تهران آغاز شد.
به گزارش خلیج فارس، برای مراسم امروز دوشنبه 15 تیر ماه 1405، مسیری از خیابان دماوند در شرق تهران تا میدان آزادی در غرب تعریف شده است.
حضور گسترده مردم در مسیر منتهی به میدان آزادی
در این مسیر پیکرهای رهبر شهید و اعضای شهید خانواده: سیده بشری حسینی خامنهای (دختر)، مصباح الهدی باقری (داماد)، زهرا حدادعادل (همسر رهبری) و زهرا محمدی گلپایگانی (نوه رهبر شهید) از خیابان دماوند، میدان امام حسین ، خیابان انقلاب، میدان انقلاب ، خیابان آزادی، میدان آزادی تا بزرگراه لشکری تشییع خواهد شد.
رویترز: خیابانهای تهران با جمعیت انبوه سوگواران پُر شد
خبرگزاری انگلیسی رویترز با انتشار تصاویری از جمعیت انبوه عزاداران و سوگواران رهبر شهید انقلاب اعلام کرد که خیابانهای تهران برای برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب با جمعیت انبوه پُر شدند.
به گزارش رسانه ها، از ساعتها پیش از آغاز مراسم، مسیر اصلی تشییع و خیابانهای منتهی به این مسیر شاهد حضور مردم است که در سوگ فقدان رهبر شهید، لباس مشکی بر تن کرده و تصاویری از ایشان در دست دارند و اشک ماتم میریزند.
در این مراسم، بسیاری از مردم از استانهای مختلف کشور خود را به پایتخت رساندهاند تا در بدرقه «رهبر شهید»شرکت کنند.
جمع زیادی از زنان قبل از طلوع آفتاب در خیابان انقلاب در انتظار آغاز مراسم تشییع
حاضزان در مراسم شعارهایی از جمله «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد»، «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز/ خامنهای شهید، پیش خداست امروز» در این مراسم سر میدهند.
عزاداران همچنین شعار میدادند «ای رهبر شهیدم راهت ادامه دارد، ای پدر شهیدم راهت ادامه دارد».
به گزارش ایسنا، در حالی که آغاز رسمی مراسم از ساعت ۶ صبح اعلام شده بود، از ساعتها زودتر جمعیت زیادی در میدان انقلاب و خیابانهای منتهی به مسیر تشییع با برپایی مراسم عزاداری، نوحهخوانی و سینهزنی، و… در انتظار آغاز آیین تشییع بودند و همزمان، ایستگاههای مترو و ناوگان حملونقل عمومی با حداکثر ظرفیت در حال جابهجایی عزاداران به محل برگزاری مراسم بودند. حضور جمعیت در مسیرهای اعلام شده نیز در حال افزایش بود.
خودروی حامل پیکر رهبر شهید
در کنار حضور گسترده مردم، نیروهای امدادی، اورژانس، آتشنشانی، پلیس راهور، نیروهای انتظامی و سایر دستگاههای خدماترسان نیز از ساعات اولیه بامداد در محل مستقر شدهاند تا خدماترسانی، تأمین امنیت و مدیریت تردد را در طول برگزاری این آیین بر عهده داشته باشند.
طی دو روز گذشته نیز مراسم وداع با پیکر رهبر شهید در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) تهران و با حضور گسترده مردم از سراسر کشور برگزار شد.
همچنین صبح روز گذشته مراسم نماز بر پیکر آیت الله شهید سید علی خامنهای به امامت آیتالله جعفر سبحانی از مراجع تقلید در مصلای تهران برگزار شد.
روز جمعه (۱۲ تیرماه) نیز، مراسم رسمی به میزبانی سران سه قوه و مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران، در شبستان مصلای امام خمینی (ره) برگزار شد.
قرار است پیکر «رهبر شهید» روز سهشنبه (۱۷ تیرماه) در شهر قم تشییع شود؛ این مراسم پس از اقامه نماز بر پیکر رهبری شهید در مسجد جمکران آغاز و تا حرم مطهر حضرت معصومه (س) ادامه خواهد داشت.
همچنین قرار است روز چهارشنبه (۱۸ تیرماه)، پیکر رهبر شهید، به کشور عراق منتقل و در شهرهای نجف و کربلا و در حرم مطهر امام علی(ع) و حرمهای مطهر امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) تشییع شود.
پیکر رهبر شهید روز پنجشنبه (۱۹ تیرماه) وارد مشهد خواهد شد و در جوار بارگاه حضرت علیابنموسیالرضا (ع) به خاک سپرده خواهد شد.




خلیج فارس:مهرداد خدیر- اگرچه در این مدت و مشخصا طی این چند روز نکات مختلفی دربارۀ آیتالله خامنهای گفته شده اما نکتۀ مورد اشارۀ سید محمد علی ابطحی صریحتر و شجاعانهتر است؛ آنجا که از برخی از دستدر کاران دفتر رهبری پیشین انتقاد میکند که اصرار داشتند وجوه تمایز ایشان با روحانیت سنتی را برجسته نکنند یا پنهان سازند در حالی که همین تفاوتها مهمترین ویژگی او بوده است.
آقای ابطحی نگفته اما این همان نکتهای است که دربارۀ امام خمینی برجسته و ممتاز شد؛ ویژگیهایی مانند تمایل رهبر فقید انقلاب به عرفان و فلسفه و نام بردن از ابنعربی و ملاصدرا نه تنها در جوانی که در واپسین ماهها و در نامۀ سرگشوده به آخرین رهبر اتحاد شوروی هم شاهد بودیم.
خود آقای خامنهای هم البته در دوران رهبری اصرار نداشت این وجوه پررنگ شود چرا که بر جایگاه فقهی نشسته بود و باید بیشتر مراعات فقیهان را میکرد تا اهل ادب و هنر را ولی اکنون که در این جهان نیست جا دارد به این نکات اشاره شود چون همواره این بیم وجود داشته که در حکومت روحانیون و با نگاه فقهی، هنر و ادبیات در مرتبۀ بعد نشینند و اگرچه طبعا فرزندشان با این ذوقیات و روحیات آشناترند اما این یادآوری مانع بهرهبرداری جریانهای تندرو به سود خودشان میشود.
نگرانی جدیتر این است که بعد از این شاهد پخش گزینشی دیدگاهها باشیم؛ کاری که صدا و سیما با نظرات امام کرده و دیگر خبری از بازپخش و استناد به مصاحبههای رهبر فقید انقلاب در نوفللوشاتو با تأکید مکرر بر جمهوریت و مردمسالاری و آزادی طی بیش از 100 مصاحبه با رسانههای غربی نیست و بیشتر به عتاب و خطاب ایشان در بهار 1360 علاقه دارند تا آن گفتوگوها که در واقع منشور انقلاب 57 و پیمان مردم با ایشان دربارۀ نوع حکومت در آینده بوده است.
نخستین تفاوت و تمایز در نگاه صنفی به روحانیت است و این که نباید در قالب حزب و تشکل سیاسی درآیند.چندان که در همان شورای انقلاب برخی از اعضا همچون آقای مهدویکنی حاضر به پیوستن به حزب جمهوری اسلامی نشدند چون شأن روحانیت را فراتر از تأسیس حزب میدانستند در حالی که 5 عضو روحانی (آیتالله خامنهای و بهشتی و هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و دکتر باهنر ) حزب جمهوری اسلامی را پایه گذاشته بودند و جامعه روحانیت مبارز در رقابت با حزب جمهوری اسلامی از نامزدی ابوالحسن بنیصدر حمایت کرد چون روحانیزاده بود.
جالب این که برادرزادۀ آقای مهدوی کنی داماد آقای خامنهای شد و در زمرۀ شهیدان همراه ایشان است و خود مرحوم مهدوی کنی عملا جامعه روحانیت مبارز را چنان به حزب تبدیل کرد که مهدی کروبی و موسوی خویینی ناچار از جدایی از آن شدند و به اتفاق خاتمی و چند تن دیگر مجمع روحانیون مبارز را پایه گذاشتند و کار حزبی جامعه روحانیت به جایی رسید که به جای حمایت از نامزدی عضو شاخص خود – حسن روحانی- از رقیب او حمایت کرد!
با این وصف تفاوت در نگاه به تحزب را می توان نخستین وجه دانست.
ویژگی دیگر که او را از روحانیون سنتی متمایز میکرد علاقه به دکتر علی شریعتی بود در حالی که سنتیها تا مرز تکفیر هم رفتند. امام البته به این دام نیفتاد در حالی که به مطهری اعتماد و اعتقاد کامل داشت ولی در این فقره بر نظر او صحه نگذاشت.
آقای خامنهای هم اگرچه به مرور و در سال های رهبری دیگر مانند قبل علاقه خود به شریعتی را ابراز نمیکرد اما هرگز در نقد او سخنی نگفت و نقل است یک بار به سید حمید زیارتی (روحانی) که شریعتی را به همکاری با ساواک متهم کرده بود تشر زد: این وصلهها به دکتر نمیچسبد.
مخالفان حتی در آرزوی تغییر نام خیابان دکتر علی شریعتی بودند و باز نقل است که در دیداری گفته بودند: به هیچ عنوان ولو تغییر نام به “معلم شهید” که مثلا به صورت پنهان یادآور شریعتی باشد!
با این که شریعتی به عنوان مروج اسلام منهای روحانیت شهرت داشت اما در بیانی شاعرانه گفته بود “من مسافر سرزمین روحم. من روحانیام”.
نقد مطهری بر شریعتی البته در آن زمان کارگر نیفتاد چرا که برای دیدار علامه طباطبایی در تهران به خانۀ داماد او رفته بود: جواد مناقبی که روابط خود را بادربار پنهان نمی کرد و یک بار در منبر از امیر عباس هویدا تجلیل کرده بود. با این نگاه نقد شریعتی متوجه معممینی از این دست به نظر میرسید و آقای خامنهای اتفاقا تفکیک روحانی انقلابی از غیر انقلابی ( در آن زمان مشهور به درباری) را میپسندید و گویا یک بار خود شریعتی به او گفته بود منظورم تیپ شماها نیست.
نزدیکی مصباح یزدی و علمالهدی به رهبری یا به بیت اما این تصور را ایجاد کرده بود که دربارۀ شریعتی هم نظری چون آن دو دارد. آقای علم الهدی همچنان در تارنمای خود نقد شریعتی را در زمرۀ فعالیت های فرهنگی برشمرده است.
از تحزب و شریعتی که بگذریم به مصدق میرسیم. درست است که در نفی اعتماد به آمریکا گفته بودند: ” مصدق به آمریکا اعتماد کرد، کتک آن را هم خورد” اما رهبر شهید نه تنها به دو گانه مصدق – کاشانی دامن نمیزد بلکه اصرار داشت ریشۀ اختلاف ایران و آمریکا را به قبل از انقلاب و کودتای 28 مرداد 1332 ارجاع دهد در حالی که بخشی از روحانیت سنتی از به کار گیری لفظ “کودتا” هم ابا داشت و دارد.
یک بار هم در نماز جمعۀ آخر اسفند در سال 64 که آن بمب گذاری انجام شد در حال توضیحی دربارۀ مصدق بودند که سخن نیمه تمام ماند.
بعد از تحزب و شریعتی و مصدق از علاقه به ادبیات و شعر باید گفت که وجه متمایز دیگر بود.
این در حالی است که شعر و شاعری چندان در میان فقیهان و روحانیت سنتی رایج نیست و اگر باشد علنی نمیکنند و حتی بعضا اشعار خود را از بین میبرند یا بعد از مرگ منتشر میشود. آیتالله خامنهای اما از جوانی به شعر و انجمنهای ادبی علاقه داشت و اسنادی در دست است که نشان می دهد در سال 1335 تخلص “ضیاء الدین” داشته و بعدها هم “امین” و همه ساله در نیمه رمضان با شاعران نشست داشت و نکات ادبی را با آنان در میان می گذاشت.
البته نمیتوان اهل ادبیات بود و مولانا را دوست نداشت در حالی که روحانیون سنتی با مولانا و مشخصا با مثنوی او مشکل دارند و دیدیم وقتی در جریان ساخت فیلم ” مست عشق” به کارگردانی حسن فتحی برخی در حد مراجع هم موضع منفی اتخاذ کردند و آن سخن آیتالله خامنهای دربارۀ مولانا بازنشر شد که “نظر من همان نظر خود مولاناست که مثنوی اصولِ اصولِ اصول دین است و همین را به آقای مطهری هم گفتم و تأیید کردند”.
نوع مواجهه با اهل تسنن هم از تفاوتهای دیگر رهبری فقید با سنتیها بود. معیار آنان تشیع است و اگر هم ابراز نمیکنند اما طبعا با اهل سنت همچون شیعیان گرم نمیگیرند. اگرچه توصیههای دو رهبر کارگر افتاده اما بحث علاقه قلبی هم هست.
آقای خامنهای اما به 4 دلیل این گونه نبود. یکی سالهای تبعید در ایرانشهر و خاطرات خوش از مردمان سنی آن دیار که بارها هم اشاره کرده بود. دوم اقتضای حکومتداری و این واقعیت که مرزهای کشور شیعه را اهل سنت غالبا نگاهبانی می کنند و سوم شیعه نبودن گروههای فلسطینی و مشخصا حماس. چهارمی هم علاقه به شخصیت سید قطب که از اهل سنت بود و البته فراتر از اینها به سبب دلمشغولیهای ادبی و علاقه به چهره های فرهنگی خراسان وارد این تقابلهای مذهبی نمی شد ولو خود روحانی شاخص شیعی باشد.
بر تحزب و شریعتی و مصدق و مولانا و اهل سنت، میتوان موسیقی را هم افزود. در این فقره هم اگر جایی آن سخن ایشان نقل میشد از دفتر یادآوری میکردند که به این موضوع پرداخته نشود و روشن بود چرا تا حساسیت روحانیت سنتی تحریک نشود: ” میدانید که من به طور طبیعی از جمله آدمهای غربستیزم. چنان که هیچ ویژگی غرب مرا مبهوت و مجذوب نمیکند. در عین حال ویژگیهای مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید میکنم و یکی از این ویژگیها مقولۀ موسیقی است. درست است که موسیقی منحط هم دارند اما از دیرباز موسیقیهای آموزنده و معنادار هم بوده است. موسیقییی که برای گوش سپردن به آن انسان عارف واقف خردمند میتواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی از آن لذت ببرد.”
جالب این که این سخنان را در جمع کارکنان صدا و سیما گقتند در 9 مرداد 1377 و بعد از رهبری و نه در دوران ریاست جمهوری.
ممکن است منتقدان بگویند در عمل اما خوانش روحانیت سنتی غلبه داشت کما این که امامان جمعه موقت تهران که منصوب یا منسوب مستقیم و غیر مستقیم بودند نسبتی با موارد پیش گفته نداشتند. مثلا هر چه بگردید سخن مثبتی از احمد خاتمی دربارۀ مصدق و موسیقی و شریعتی و مولانا و اهل سنت پیدا نمیکنید.
اتفاقا این یادداشت به خاطر همین است تا آن وجوه را پررنگ کنیم و منتقدان و مدعیان پیروی را در رودربایستی بگذاریم و اگرچه خطر درغلتیدن نظام به تفکرات آخرالزمانی و بینادگرایانه با رأی خبرگان منتفی شد اما بعید نیست بخواهند از وضعیت پسا9 اسفند و استمرار غیبت تصویری رهبری کنونی بهره برند و جا دارد این موارد یادآوری شود تا تفکرات سنتی و بنیادگرا دست بالا را پیدا نکنند اگرچه از دأب رهبر سوم هم می توان دریافت که به تثبیت ساختار و نظام بیشتر بها میدهد تا نگاه صرفا انقلابی بیتوجه به نهادها و نمادها و این هم میتواند تفسیر دیگری از همان تعبیر “علیالاصول” باشد که با نگاه انقلابی و سلبی، یادداشت تفاهم موضوعیت نداشت اما با نگاه نهادی و بر اساس نظام به قول رییس جمهوری و رأی اعضای شورای عالی امنیت ملی باید احترام گذاشت.
با این همه و با رفتاری که از معممین رادیکال در طرح شعارهای غیر واقعی دیدهایم در حال حاضر روحانیت سنتی هم در مقابل بینادگرایی افراطی ایستاده و دغدغۀ زندگی مردم را دارد.
منبع:عصرایران