خلیج فارس:بعد از سقوط حکومت بشار اسد، تعدادی از افراد نام حافظ اسد را در تابلوی حک شده بر روی دیوار مسجد اموی دمشق تخریب و حذف کردند.

منبع:برترینها
خلیج فارس:در تازهترین گزارشها، ادعا شده است که بشار اسد، دیکتاتور سوریه، اطلاعات نظامی کشورش را به دشمنش، یعنی اسرائیل، منتقل کرده است. این گزارش حاکی از آن است که او در ازای این اطلاعات، تضمیناتی دریافت کرده تا بتواند به سلامت از خاک سوریه خارج شود.
طبق این ادعا، بشار اسد مختصات انبارهای تسلیحاتی خود را در اختیار اسرائیل قرار داده است؛ همان انبارهایی که اخیراً مورد حملات هوایی اسرائیل قرار گرفتهاند. روزنامهنگاری از روزنامه حریت، این خبر را از منابع معتبر و دست اول بدست آورده است و افزود که حتی مکان سیستمهای موشکی و جنگندههای سوریه نیز به اسرائیل ارسال شده و این کشور تضمین داده است که هواپیمای او را در حین فرار هدف قرار ندهد.
بعد از سقوط دولت سوریه، اسرائیل حملات هوایی خود را به سایتهای نظامی این کشور آغاز کرد که به نوعی وقوع این ادعاها را معتبرتر میسازد. این روزنامهنگار همچنین اشاره کرده است که بشار اسد خدمات دیگری نیز به اسرائیل انجام داده که در آینده منتشر خواهد شد.
نیروهای شورشی در سوریه از اواخر نوامبر عملیات خود را علیه دولت اسد آغاز کرده و کمتر از دو هفته بعد، دمشق را بهتصرف خود درآوردند. پس از این پیروزی، اسد با یک هلیکوپتر سوریه را به مقصد روسیه ترک کرد. از آن زمان، اسرائیل حملات مکرری به انبارهای تسلیحاتی سوریه انجام داده است، که آن را نوعی حمله پیشگیرانه برای جلوگیری از دستیابی این سلاحها به نیروهای شورشی عنوان کرده است.
سازمان نظارتی امور حقوق بشری سوریه، مستقر در انگلستان، گزارش داده است که چند روز پیش اسرائیل یک انبار بزرگ سلاح و مهمات را در طرطوس، واقع در شمال غرب سوریه، با خاک یکسان کرده است. این سازمان همچنین اعلام کرد که زمین ناشی از این انفجار به لرزه درآمده و به نظر میرسیده که زلزلهای ۳ ریشتری رخ داده است. به گفته ناظران، این نوع انفجارها یکی از شدیدترین موارد در ده سال گذشته بوده است.
احمد شرع، رهبر دیفکتوی جدید سوریه، اعلام کرده که قصد درگیری با اسرائیل را ندارد، اما معتقد است اسرائیل با این حملات از خط قرمزی عبور کرده و تهدیدی برای درگیریهای بزرگتر در منطقه محسوب میشود. با این حال، خستگی مردم از جنگ و درگیریهای پیدرپی در سوریه موجب شده که تمایل برای ورود به درگیریهای جدید کاهش یابد.
خلیج فارس:ابزارهای شکنجه مورد استفاده در بخش سرویس امنیتی سیاسی حلب سوریه به نمایش گذاشته شد. تصاویری از شلاق، چشمبند، لاستیک تایر و دستبندهای زنجیر آویزان از سقف که در شکنجه فیزیکی استفاده میشد، منتشر شده است. در این بخش تعداد زیادی سلول و بند وجود داشت که نام زندانیان و تاریخ روی درها و دیوارهای آن حک شده بود.

خلیج فارس:روزنامه کیهان به پیشرویهای تند و سریع رژیم صهیونیستی در سوریه واکنش نشان داده است.

این روزنامه در ستون کیهان و خوانندگان نوشت: در کمتر از ۴۸ ساعت بعد از سقوط حکومت بشار، اسرائیل حدود ۳۰۰ حمله به سوریه کرد.
شبکه المیادین گزارش داده تانکهای ارتش اسرائیل بعد از عبور از استان قنیطره، خود را به مرزهای اداری استان دمشق رساندهاند. اگر اوضاع به همین شکل پیش رود و هدف رژیم صهیونیستی از این پیشرویها، پروژه نیل تا فرات باشد، مقصد و هدف بعدی، عراق خواهد بود.
خلیج فارس:بعد از سقوط بشار اسد، نفتکش ایرانی از مسیر سوریه برگشت.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از عصر ایران؛ فعالیت پالایشگاه بانیاس سوریه به دلیل قطع واردات نفت از ایران، متوقف شده است. روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز نوشت پالایشگاه نفت بانیاس سوریه بعد از توقف ارسال نفت ایران، متوقف شده است. پالایشگاه بانیاس، بزرگترین پالایشگاه سوریه بود. این روزنامه نوشت بخش اعظم واردات نفت سوریه از ایران بود.
دو هفته قبل، با حملات مخالفان مسلح، حکومت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه سرنگون شد. حکومت بشار اسد با دولت ایران رابطه نزدیکی داشت.
قبل از این اعلام شده بود بعد از سقوط حکومت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه، یک نفتکش ایرانی به مقصد سوریه، در میانه راه، مسیر خود را تغییر داد و برگشت.
شرکت تحلیل گزارش های دریایی “کبلر” گفته بود نفتکش “لوتس” قبل از ورود به کانال سوئز در روز 8 دسامبر، مسیر خودش را به سمت جنوب دریای سرخ تغییر داد. این نفتکش یک میلیون بشکه نفت ایران را دارد.
احتمالا با سقوط حکومت بشار اسد، ایران، صادرات نفت خام خود به سوریه را متوقف کرده است.
به گفته شرکت کبلر، این نفتکش با پرچم ایران، نفت ایران را از جزیره خارک در خلیج فارس دریافت کرده بود. این کشتی هم اکنون به سمت جنوب دریای سرخ در حرکت است بدون اینکه مقصد آن مشخص باشد.
سوریه در واردات نفت به میزان زیادی به نفت ایران وابسته است. 2 پالایشگاه نفت سوریه با نفت وارداتی از ایران فعالیت می کنند. سوریه تحت تحریم های شدیدی است. چون ایران هم تحت تحریم است می تواند پالایشگاه های سوریه را تامین کند.
ایران و دولت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه روابط بسیار نزدیکی داشتند.
سوریه خود نیز به میزان کمی تولید نفت دارد اما با آغاز جنگ داخلی در این کشور، همه میدان های نفتی در کنترل گروه های مخالف دولت بشار اسد بودند یا تولید نفت در آنها متوقف شده بود.
گزارش های کبلر می گوید ایران از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون در 11 ماه گذشته نزدیک به 19 میلیون بشکه نفت خام به سوریه صادر کرده است.
مدیر پالایشگاه بانیاس (ابراهیم مسلم) به روزنامه فایننشال تایمز گفت:” قبل از سقوط بشار اسد، 90 درصد نفت وارداتی به سوریه از ایران بود. ورود نفت ایران به پالایشگاه بانیاس متوقف شد”.
وی افزود این پالایشگاه 90 تا 100 هزار بشکه نفت خام در روز پالایش می کند. برای آخرین بار روز جمعه هفته گذشته ، آخرین محموله بنزین را تولید کرد. ما هم اکنون در مرحله تعمیر و نگهداری هستیم که دوره کوتاهی را شامل می شود و آماده می شویم تا نفت خام جدیدی دریافت شود.
او ادامه داد اعضای حکومت جدید سوریه به او اطلاع دادند که پیش بینی می کنند تحریم ها از سوریه برداشته شود تا این کشور بتواند از کشورهای دیگر غیر از ایران نفت وارد کند. همچنین پالایشگاه بتواند قطعات برای تعمیرات خود تهیه کند.
مدیر پالایشگاه ادامه داد: حجم مناسبی از سوخت در انبارها وجود دارد و وضعیت باثبات است. پالایشگاه از سال 2020 به ذخایر خود اضافه می کرد تا بتواند برای دوره تعمیر و نگهداری 2 ماهه، خود را آماده کند. او با این حال هشدار داد که پالایشگاه نمی تواند برای مدت زمان طولانی متوقف بماند.
حکومت بشار اسد دو هفته قبل در حملات گروه تحریرالشام سرنگون شد و او به روسیه فرار کرد.
دولت سوریه تحت شدیدترین تحریم های خارجی قرار دارد. با سقوط دولت بشار اسد، دولت انتقالی جدید تحت رهبری گروه تحریر الشام شکل گرفت.
گروه تحریر الشام از سوی امریکا و اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد به عنوان سازمان تروریستی شناخته می شود. با وجود این توصیف اما دولت های غربی ارتباط با تحریر الشام را شروع کرده اند.
کمبود نفت و سوخت به چالش بزرگی در برابر دولت موقت سوریه است که تلاش می کند سطح خدمات اساسی به مردم را بهبود ببخشد و اقتصاد نابود شده سوریه را احیا کند.
سوریه از زمان حکومت بشار اسد با کمبود شدید سوخت از جمله بنزین و گازوئیل روبه رو است.
سوریه از قبل با کمبود سوخت و برق روبه رو بود. تنها استثنا استان ادلب سوریه بود که انرژی را از ترکیه وارد می کرد. استان ادلب تحت اداره گروه تحریر الشام بود.
سایت خبری آر تی روسیه نوشت به گزارش رسانه های ایران، این کشور حدود 60 هزار بشکه نفت در روز به قیمت بشکه ای 50 دلار در سال به سوریه صادر می کرد که معادل یک میلیارد دلار در سال بود. این مقدار از سال 2011 تا 2024 معادل 14 میلیارد دلار است.
خلیج فارس:رسانه عربی در گزارشی به بررسی سوابق ابومحمد الجولانی فرمانده تحریرالشام پرداخته است.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛پایگاه الجزیره در گزارشی درباره فرمانده تحریرالشام نوشت: احمد حسین الشرع معروف به ابومحمد الجولانی سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۰) در ریاض پایتخت عربستان به دنیا آمد. لقب او از ارتفاعات جولان سوریه گرفته شده که نشان دهنده پیوند خانواده او با این منطقه است. الجولانی ماه فوریه سال ۲۰۲۱ در مصاحبه با مارتین اسمیت خبرنگار آمریکایی گفت در سن هفت سالگی با خانواده اش به سوریه نقل مکان کرده است.
خانواده اش اصالتا اهل جولان اشغالی سوریه هستند. الجولانی در منطقه المزه دمشق در خانوادهای متوسط و لیبرال بزرگ شد. او از نظر فکری با پدرش اختلاف زیادی داشت، اما نقطه اشتراک هر دو علاقه به فلسطین و تمایل به دفاع از فلسطینیان بود. الجولانی در سن جوانی تحت تاثیر انتفاضه دوم فلسطین قرار گرفت و در این فکر فرو رفت که از ملتی که به دست اشغالگران و مهاجمان مورد ظلم و ستم قرار میگیرد، دفاع کند. او زمانی که هنوز دانشجو بود از دمشق به حلب میرفت تا در خطبههای جمعه محمود قول آغاسی (ابوالقعقاع) شرکت کند.
سال ۲۰۰۳ زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد، آغاسی درخواست کرد حتما با این حمله مقابله شود. در آن زمان بود که الجولانی این درخواست را لبیک گفت و به عراق رفت. او مدت زمانی در موصل اقامت داشت و به عنوان مبارز در صفوف تشکیلات القاعده تحت فرماندهی ابومصعب الزرقاوی و چند جانشین دیگر او میجنگید تا این که آمریکا او را بازداشت و روانه زندان ابوغریب کرد. از آنجا نیز او را به زندان بوکا و سپس زندان کروبر در فرودگاه بغداد منتقل کرد. سپس آمریکا او را به دولت عراق تحویل داد و دولت عراق هم الجولانی را روانه زندان التاجی کرد تا این که در سال ۲۰۰۸ از این زندان آزاد شد.
الجولانی فعالیت نظامی خود را با به اصطلاح «دولت اسلامی عراق» ازسرگرفت که ماه اکتبر ۲۰۰۶ به فرماندهی ابوبکر البغدادی تشکیل شد و بلافاصله رئیس عملیات این تشکیلات در استان موصل شد. اوایل انقلاب سوریه یعنی سال ۲۰۱۱ الجولانی با البغدادی در ارتباط بود و به این توافق رسیدند که مسئولیت سوریه برعهده الجولانی باشد و شاخه «دولت اسلامی عراق» را در این کشور تشکیل دهد. البغدادی همچنین به الجولانی دستور داد با دولت سوریه بجنگد و بشار اسد را سرنگون کند. الجولانی با ۶ نفر به کشورش رفت و طی یک سال توانست ۵ هزار مبارز جمع کند. همچنین توانست آنان را در بخش وسیعی از سوریه مستقر کند.
روز بیست و چهارم ژانویه سال ۲۰۱۲ جولانی با انتشار بیانیهای تشکیل «جبهه النصره لاهل الشام» {جبهه یاری رسانی به مردم شام} را اعلام کرد و روستای الشحیل را مقر فعالیت این جبهه تعیین کرد. همچنین از مردم سوریه خواست برای سرنگون کردن دولت سوریه جهاد کنند و سلاح بر دوش بگذارند.
روز نهم آوریل سال ۲۰۱۳، ابوبکر البغدادی از ادغام «دولت اسلامی عراق» و «جبهه النصره» و تشکیل تشکیلاتی جدید با عنوان «دولت اسلامی عراق و شام» {داعش} خبر داد، اما الجولانی این ادغام را نپذیرفت و مدتی بعد اعلام کرد با ایمن الظواهری رهبر القاعده بیعت کرده است.
پس از اعلام بیعت الجولانی با القاعده، وزارت خارجه آمریکا نام این تشکیلات را در فهرست سازمانهای تروریستی درج کرد. ماه مه سال ۲۰۱۳ وزارت خارجه آمریکا الجولانی را «تروریست بین المللی» توصیف و دارایی هایش را مصادره کرد. به شهروندان آمریکایی هم اجازه ارتباط گرفتن با او را نداد.
سپس کمیته تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه داعش، نام الجولانی را در فهرست تروریستهای خود قرار داد، او را ممنوع السفر کرد و همراه داشتن سلاح را هم برای او ممنوع اعلام کرد.
روز دهم ماه مه سال ۲۰۱۷ برنامه پاداش برای عدالت، وابسته به وزارت خارجه آمریکا برای دریافت اطلاعاتی که به شناسایی یا پیدا کردن محل اقامت الجولانی منجر شود، ۱۰ میلیون دلار پاداش تعیین کرد.
روز بیست و هفت نوامبر سال ۲۰۲۴ هم گروههای مخالف سوریه که در استان ادلب مستقر بودند، عملیات «ردع العدوان» {بازدارندگی در برابر حمله} را آغاز کردند و برای اجرای آن تشکیلاتی به نام «اداره عملیات نظامی» را تشکیل دادند که متشکل از هیئت تحریرالشام، جنبش احرارالشام، جبهه آزادیبخش ملی و گروههایی از حزب ترکستان بود. سپس الجولانی به عنوان فرمانده کل اداره عملیات نظامی منصوب شد.
خلیج فارس:مسئله ارز هم به همین ترتیب. اگر به گفته وزیر خارجه میدانستید که سوریه سقوط میکند پس چرا خود را برای تغییرات ارزی آماده نکرده بودید؟ از آن مهمتر چرا تغییرات سیاستی در منطقه را در دستور کار قرار نداده بودید؟
روزنامه هم میهن نوشت: از یک یا دو دهه پیش آمار و ارقام به روشنی نشان میداد که وضعیت سرمایهگذاری و تولید گاز و سایر فرآوردههای نفتی چگونه است؟ از سوی دیگر آمار و ارقام به همان روشنی نشان میداد که روند مصرف چگونه است؟

اگر این دو آمار در یک نمودار ترسیم شوند کمهوشترین افراد هم متوجه میشدند که سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به پایان خط میرسیم و پس از آن فرصت چندانی هم برای حل مسئله نداریم چون این ناترازی موجب اخلال در روند تولید و حل مسئله میشود.
از سالها پیش گفته میشد که مسئله زنان در حال ورود به دوره بحران و غیرقابل تحمل است. مسئله درستی و غلطی رفتارها نیست، مسئله واقعیتی است که در عرصه جامعه دیده میشود. همیشه آن را از موضع قدرت انکار کردند و در نهایت هزینه آن در سال ۱۴۰۱ به جامعه تحمیل و پرداخت شد ولی همچنان هم دنبال انکار و نادیده گرفتن آن هستند.
ماجرای تحریم هم همینگونه است. همه کارشناسان با دقت تمام توضیح میدادند که این روند مفید فایده نیست و عوارض سنگینی دارد ولی رئیسجمهور وقت با نابخردی محض آن را انکار کرد و گفت تحریم نمنه؟ تحریم چیچی هست؟
متاسفانه دولت جدید هم گرچه تفاوتهای مهمی با دولت پیش دارد ولی جای تعجب است که وزیر نیرو اکنون و با گذشت چند روز از تعطیلیها اعلام میکند که ۱۳ نیروگاه از مدار خارج شدهاند و در صورت تامین سوخت مشکلی نداریم. معلوم نیست که چرا این خبر را که سه ماه پیش میشد اعلام کرد، الان میگویند؟ میزان ذخیره سوخت نیروگاههای کشور روشن بود چرا امسال این ذخیره به حداقل رسیده است؟ چرا الان میگویید؟ چه اقدامی برای حل آن شد؟ چرا بنزین وارد شد ولی گازوئیل خیر؟ یا به اندازه کافی وارد نشد؟
مسئله ارز هم به همین ترتیب. اگر به گفته وزیر خارجه میدانستید که سوریه سقوط میکند پس چرا خود را برای تغییرات ارزی آماده نکرده بودید؟ از آن مهمتر چرا تغییرات سیاستی در منطقه را در دستور کار قرار نداده بودید؟
سیاست دیم نداریم که به امید تحولات مثبت و بارش قدرت و تغییر موازنه قوا به سود ما بنشینیم و منتظر بمانیم. سیاست محل بروز عقلانیت برای تامین خیر عمومی است.
خلیج فارس:فعال سیاسی اصلاحطلب به بیانیه بشار اسد درباره ترک سوریه واکنش نشان داد.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛ احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در کانال تلگرامیاش در یادداشتی با عنوان «این که بد اعترافی است!» به نقد بیانیه اخیر بشار اسد درباره خروجش از سوریه پرداخته است.
او در این باره نوشت: در بیانیهای منسوب به بشار اسد، او گفته است که قصد خودش ماندن در سوریه بوده، اما روسها وی را از کشور خارج کردهاند!
اگر این بیانیه واقعاً از اسد باشد، به قول مرحوم پدرم “ای دودَسیّا تو سرت! ” مثلاً خواسته از خودش دفاع کند؟ اگر میگفت که مثلاً برای جلوگیری از خونریزی بیشتر به ارادۀ خودش کشور را ترک کرده است، هزار بار شرافتمندانهتر از این بود که بگوید به رغم میل و ارادۀ شخص خودش، روسها او را از سوریه خارج کردهاند! این که اعتراف به تحتالحمایگی رسمی روسهاست!
خلیج فارس:«من در یک سلول زندان قرار گرفتم که ۳۷ نفر دیگر هم در آن بودند. این سلول کوچک بود و ۱۶ تختِ دو طبقه به هم چسبیده در آن قرار داشت. دمای هوا ۴۰ درجه بود و میشد بوی عرق بدن را در هر جایی حس کرد.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو؛ جیمز بسانت دیویس در نشریه اسپکتیتور نوشت در یک اتاق انتظار در منطقه عدلیه بیروت با نورهای شدیدی که به سمت ما گرفته شده بود، ما زندانیان دستبندزده در یک بازداشتگاه و در فضای باز قرار داشتیم. روی دیوار، یک نفر تصویر یک اسلحه کلاشنیکف را کشیده بود. در عین حال، میشد اثرانگشت آبی رنگ زندانیان را که یادگار زمان پذیرش آنها در زندان بود را هم روی دیوارها دید. نامها و تاریخهای مختلفی روی دیوار نقش بسته بود. موضوعی که نشان میداد افراد چه مدت از عمر خود را در زندان گذراندهاند.

این همان چیزی بود که من (نویسنده گزارش حاضر: جیمز بسانت دیویس) برای مدتی در بازداشتگاههای لبنان تجربه کردم. در ماه آگوست گذشته، من را در حالی که برای یک نهاد خیریه با محوریت حمایت از پناهجویان سوریهای در دره بقاع لبنان کار میکردم، دستگیر کردند و به یک بازداشتگاه منتقل نمودند. هیچ دلیل مشخصی برای بازداشت من ذکر نشد و من بیش از یک ماه از عمرم را در فضایی که میشد آن را یک بازداشتگاه یا بازداشت خانگی توصیف کرد، گذراندم. البته که شمار زیادی از دیگر افرادی که آنها هم بازداشت شده بودند، به صورت رسمی متوجه نشدند که چرا این اتفاق برایشان افتاده است. از سال ۲۰۱۱، بیش از یک و نیم میلیون سوری از کشور خود آواره شده و فرار کردهاند و به دنبال آرامش و امنیت در لبنان بودهاند. آنها اکنون یک چهارم از جمعیت لبنان را تشکیل میدهند. گزارشهای مختلفی از برخورد نه چندان مطلوب نیروهای امنیتی لبنانی با آنها منتشر میشود.
به تازگی و پس از سقوط نظام سیاسی سوریه، تصاویر و ویدئوهایی از زندان مخوف صیدنایا به بیرون درز کرده است. با این حال، در لبنان نیز شمار زیادی از سوریها در زندان به سر میبرند و چشم انداز مشخصی را در مورد آینده ندارند. در اتاق انتظار یک بازداشتگاه در بیروت، یک زن سوری به شدت گریه میکرد. این زن که “عایشه” نام داشت، در اواسط دهه چهارم زندگی خود بود. شوهرش و والدینش در جریان جنگ در سوریه کشته شدهاند و خانهاش نیز ویران شده است. او از مرز گذشته و وارد لبنان شده تا شاید بتواند شغلی پیدا کند. شغلش کارگری در مزارع برای برداشت سیب زمینی در مناطق شمالی دره بقاع بود. با این حال او در حالی که در مزرعه مشغول بوده به دلیل عدم برخورداری از اوراق شناسایی لازم بازداشت شده بود.
ما را به خارج از اتاق انتظار، و مستقیم به سوی یک زندان بردند. هشت زندانی پشت خودروی حمل زندانیان بودند. من در یک سلول زندان قرار گرفتم که ۳۷ نفر دیگر هم در آن بودند. این سلول کوچک بود و ۱۶ تخت دو طبقه به هم چسبیده در آن قرار داشت. دمای هوا ۴۰ درجه بود و میشد بوی عرق بدن را در هر جایی حس کرد. عرق افرادی که روی طبقه دوم تختها بودند روی افرادی که طبقه پایین بودند میریخت. وقتی از میان میلهها به بیرون نگریستم، سلولهای زیادِ دیگری را مشاهده کردم که همگی آنها نیز همچون سلول ما پُر بودند.
من بچههای پابرهنه را میدیدم که لباسهای پاره به تن داشتند. یک زوج بودند که لباس فوتبالی به تن داشتند. آنها لباس تیمهای یوونتوس و لیورپول را پوشیده بودند. این لباسها جوانی آنها را یادآور میشد و الا خودشان از شور و شوق جوانی عاری بودند.
مردی که کنار من بود داد زد “هوا گرم است. اینجا همه احساس گرما میکنند”. او با خشم و ناامیدی به دیگران نگاه میکرد. وی گفت: “ما از نگهبانان میخواهیم که سیستم تهویه هوا را روشن کنند. سیستم تهویه وجود دارد، اما آن را روشن نمیکنند”. من از او درباره کودکانی که در سلول بودند پرسیدم. وی گفت:” ۵ بچه در زندان هستند که سنشان بین ۱۲ تا ۱۵ سال است. برخی از آنها شش ماه است که اینجا هستند. به هیچکدام اتهامی وارد نشده است. مقامات نمیدانند که با آنها باید چه کنند”.
یک مرد فلسطینی در سلول بود که وقتی او را دیدم یک چاقو به کمرش داشت و یک میله آهنی را نیز به دست داشت. وی (مرد فلسطینی) گفت: “این مرد احمق است”. اشاره او به فردی بود که زیر تختش قرار داشت. مرد فسلطنی گفت که “او زیاد مواد مخدر مصرف میکند و به مدت شش ماه است که اینجاست… من باید به او شعور یاد بدهم”. وقتی مرد فلسطینی آن مرد دیگر را زد، سلول در سکوت فرو رفت. فردی که کتک میخورد مدتی زمان برد تا متوجه شود چه خبر است. او فریاد زد. نگهبانان ظاهر شدند و آنها به داخل سلول نگاهی کردند و رفتند. آن شب من در کنار مردی خوابیدم که کتک خورده بود. او دراز کشیده بود و حبابهای آب دهنش را کنار میزد.
این امکان وجود داشت تا از بازداشتگاه مذکور تماس تلفنی برقرار کنیم با این حال، باید دو هفته برای خرید کارتهای شارژی که امکان تماس را برقرار میکردند، صبر میکردیم. از این کارتها استفادههای مختلفی میشد. جنس آنها پلاستیک بود و بعضی وقتها با تیز کردنشان میشد از آنها برای تکه کردن نان استفاده کرد. برخی از زندانیانِ پیشین نیز از این کارتها برای کشیدن نقاشی روی دیوار استفاده میکردند.
به لطف پاسپورتم، من توانستم از زندان آزاد شوم. با این حال، بسیاری از انسانهایی که در زندان دیدم، ماهها و حتی سالها در زندان بودند. آنها منتظر بودند تا مقاماتی که نمیشناختند برای آنها کاری کنند یا اینکه خانواده هایشان رشوهای بدهند و زمینه را برای آزادیشان فراهم سازند. اغلب آنها هیچ جرمی مرتکب نشده بودند. بر طبق آمارها، از هر ۵ سوریهای در لبنان، ۴ نفر اوراق شناسایی ندارند. موضوعی که آنها را مستعد بازداشت و یا بازگشت اجباری به کشورشان میکند. اغلب مهاجران و پناهجویان سوری در خاک لبنان در فقر شدید زندگی میکنند. کلا وضع زندگی آنها خوب نیست.
من “نسرین” را هم ملاقات کردم. یک پناهجوی کُرد از شمال سوریه. او مرا با همسر و دو کودکش آشنا مکرد و غذای لذیذی برایم پخت. وقتی بمبارانهای اسرائیل علیه بیروت اغاز شد، این خانواده لبنان را ترک کردند و به هزاران نفر دیگری پیوستند که برای فرار از بمبارانها به وضعیت ناشناخته سوریه پناه میبردند و به دنبال بازگشت به این کشور بودند. وقتی آنها به شهر عفرین در شمال سوریه رسیدند، هر آنچه که آنها داشتند به سرقت رفته بود. بچههای او مردان مسلح را برای نخستین بار مشاهده میکردند و مدام این سوال را میپرسیدند که چرا هر فردی را که میبینند مسلح به نظر میرسد.
روز یکشنبه گذشته ارتش لبنان اعلام کرد که حضور خود در مرزهای سوریه را تقویت میکند و محدودیتها را برای افرادی که مایل به ورود به خاک لبنان هستند افزایش میدهد. این مساله موجب میشود تا بسیاری از پناهجویان از جمله نسرین نتوانند به خانواده و آشنایان خود در لبنان ملحق شوند. اگر آنها در این رابطه دست به تلاش بزنند، امکان دارد که بازداشت شوند. مثل من که در یک بازداشتگاه در بیروت در بازداشت بودم.
امروز صبح، با عکسی از نسرین و پیشانی خون آلود دخترش از خواب بیدار شدم. زمانی که این کودک بیرون از پناهگاهشان مشغول بازی بوده، یک سرباز او را با سنگ زده است. ما تلفنی صحبت میکردیم و زمانی که تماسمان به آخر رسید، نسرین آهی بلند کشید. وی گفت: “آینده ما از دست رفت و زندگیمان خراب شد. من حتی آب تمیز برای شستن زخمهای فرزندم ندارم”.
خلیج فارس:«نجیب میقاتی»، نخست وزیر دولت پیشبرد امور لبنان روز دوشنبه میزبان «عبدالله بوحبیب»، وزیر خارجه لبنان بود.

به گزارش«خلیج فارس» به نقل از ایسنا، ۲ طرف درباره ارتباطات دیپلماتیک کنونی برای توقف تعرضات رژیم صهیونیستی به لبنان رایزنی کردند.
میقاتی و بوحبیب درباره وضعیت در سوریه نیز گفتوگو کردند.
نخست وزیر لبنان دستور بازگشایی سفارت لبنان در دمشق پس از حوادث اخیر در سوریه را صادر کرد.