خلیج فارس: پس از بالا گرفتن تنشها بین ایران و آمریکا و حملات هوایی به نوار ساحلی جنوب، بار دیگر “جنگ” تیتر یک خبرها شده. خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان. بچه های آبادان، سوسنگرد، هویزه، خرمشهر، اهواز، دزفول، ایذه و آنها که جنگ هشت ساله را با گوشت و پوست و خون تجربه کردند، این روزها را دقیقتر لمس میکنند. در این میان برشی از فیلم “ارتفاع پست” – از آثار قابل تفسیر سینمای ایران – در حال وایرال شدن است. آن مونولوگ خاطرهانگیز کاراکتر نرگس (لیلا حاتمی) را شاید خاطرتان باشد که میگفت: «تو خوزستانی نیستی. جنگ که تموم شد برگشتی سر خونه زندگیت ولی اون موقع تازه اول بدبختی ما بود!»
به همین بهانه مروری داریم به چند نکته از ارتفاع پست که در دوم مرداد سال ۸۱ به نمایش درآمد و چند روز دیگر وارد بیست و چهارمین سالگرد اکرانش خواهد شد. این مطلب برگرفته از صفحه اینستاگرامی جعبه است:
فیلمنامه “ارتفاع پست” را ابراهیم حاتمیکیا و اصغر فرهادی با هم و بر اساس یک اتفاق واقعی نوشتند و داستان آدمهای واقعی آن هواپیماربایی هنوز ادامه دارد. سکانسهای فیلم هنوز دست به دست میشود و مردم خوزستان هنوز با همان گرفتاریهایی زندگی میکنند که «قاسم» و دیگران در فیلم به آن اعتراض داشتند.
تصمیم خالد و فرهنگ که تنه اصلی روایت شد
«ارتفاع پست» براساس یک اتفاق واقعی ساخته شده؛ ۲۳ آذر ۱۳۷۹ هواپیمای «یاک ۴۰» پرواز شمارهی ۱۴۹۳ اهواز – بندرعباس با همدستی چهار هواپیماربای اصلی و اعضای خانوادههایشان برای دقایقی ربوده شد و ناگهان فضای محدود داخل هواپیما به یک جنگ تمام عیار میان هواپیمارباها و گارد امنیت پرواز تبدیل شد. قصد آنها خروج غیرقانونی از ایران به دلیل ورشکستگی و مشکلات مالی بود. کمی بعد نیروهای امنیتی دوباره کنترل هواپیما را به دست گرفتند و در جزیرهای بین بندرعباس و دوبی فرود آمدند.
خالد حردانی، رسول حردانی، فرهنگ پورمنصوری و شهرام پورمنصوری، عاملان این هواپیماربایی، ابتدا به اعدام محکوم شدند، اما این حکم در نهایت به حبس ابد و زندانیهای طولانی مدت تبدیل شد. حاتمی کیا ۳۱ فرودین ۹۹ طی نامهای به رئیس وقت قوهی قضاییه پیشنهاد عفو این چهار هواپیماربا را داد و ۱۶ فرودین ۱۴۰۰ این چهار نفر بعد از بیست سال آزاد شدند. رسول حردانی، یکی از هواپیمارباها بعد از آزادی دربارهی اتفاقات داخل هواپیما گفت: «قبل از فرود بزن و برقص راه انداختیم و همین کار دستمان داد. یکی از خانمها روسری اش را برداشت که برادرم سرش داد زد و گفت ما برای عیاشی این کار را نمیکنیم و برای حل مشکلمان میخواهیم به یک کشور دیگر برویم. در همین حال بودیم که دو گارد امنیت پرواز وارد درگیری با ما شدند.»
زوج آماده فیلم؛ لیلا حاتمی و حمید فرخنژاد
فرخنژاد و حاتمیکیا فقط در دو فیلم با یکدیگر همکاری کردند؛ «ارتفاع پست» و «به رنگ ارغوان»، دو اثر مهم سینمای ایران. فرخنژاد در «ارتفاع پست» نقش «قاسم» را بازی میکند؛ مردی جاهطلب که از وضعیت زندگیاش ناراضی است، رویای رفتن دارد، نقشهای بزرگ میکشد و میخواهد سرنوشتش را به هالیوودیترین شکل ممکن تغییر دهد، اما در نهایت به مقصد نمیرسد. جالب اینکه حدود دو دهه بعد، او در زندگی واقعی همان مسیری را رفت که قاسم آرزویش را داشت و برای همیشه ایران را ترک کرد.

در سوی دیگر، لیلا حاتمی در نقش نرگس، همسر قاسم، تصویری از زنی آرام، صبور و واقعگرا ارائه میدهد؛ شخصیتی که برخلاف ظاهر سنتیاش، نگاهی مدرن به زندگی دارد و در بزنگاهها ستون خانواده میشود. حاتمی در دنیای واقعی مسیر کمحاشیهای را انتخاب کرد؛ ماند و با انتخابهای حسابشده، بیش از سه دهه جایگاهش را به عنوان یکی از معتبرترین بازیگران سینمای ایران حفظ کرد؛ مسیری که برای فرزند علی حاتمی و زری خوشکام، بیش از هر چیز یادآور وقار و استمرار است.

اصغر فرهادی؛ غیرمنتظرهترین همکاری تاریخ!
یکی دیگر از نکات قابل توجه فیلم، همکاری اصغر فرهادی با ابراهیم حاتمیکیا در مقام سناریونویس اثر است. او میگوید: «در اولین جلسه آقای حاتمی کیا در مورد طرح فیلمنامهای صحبت کرد که براساس یک اتفاق واقعی شکل گرفته است. قرار شد روی طرح کار کنیم و اگر به اشتراک نظر رسیدیم این همکاری را ادامه دهیم. خوشبختانه این اتفاق افتاد و پنج ماه روی نگارش فیلم نامه کار کردیم. در واقع نمیدانم چرا حاتمی کیا از من دعوت کرد. حدس میزنم به این خاطر این که این فیلم نگاهی اجتماعی دارد و غالب آثار من نیز دارای چنین نگاهی است، از سوی ایشان انتخاب شدم.»

او ادامه میدهد: «نحوه نگارش فیلمنامه اینگونه بود که هر ده صفحه از فیلمنامه را پس از نگارش به آقای حاتمی کیا میدادم، ایشان میخواندند و طی جلسهای نظراتشان را مطرح میکردند و من آن نظرات را لحاظ میکردم. پس از پایان نگارش فیلمنامه ایشان یکبار فیلم را کامل خواند و نظراتی داد و دوباره فیلمنامه را بازنویسی کردم. فیلمنامهی نهایی مجددا توسط آدمهای مختلف و کارشناسان خوانده و از آنها نظرخواهی شد و براساس این نظر تغییراتی در فیلمنامه به وجود آمد؛ و در نهایت با توجه به مولفههای آثار حاتمیکیا صحنههایی نیز بازنویسی شد. نمیشود میزان حضور من یا حاتمی کیا را در این فیلمنامه وزن کرد. این فیلمنامه کاری است مشترک، حاصل مشترک ما خیلی بهتر از نتیجهی کار انفرادی هر یک از ما شد. این ارتباط صمیمانه و آموزنده بود.»
اختلافنظری که پایان فیلم را تغییر داد
سالها بعد اختلاف دیدگاه اصغر فرهادی و حاتمیکیا کاملا عیان شد. یک جدال لفظی گسترده در چند مصاحبه پس از اکران “جدایی نادر از سیمین” که تفاوت دیدگاه دو کاگردان را به خوبی نشان میداد. حاتمیکیا، فرهادی را متهم به تزریق ناامیدی در آثارش کرد و معتقد بود که نباید در فیلم القا کنیم که آسمان ابری است. البته که فرهادی پاسخ معناداری داد تا پرونده بسته شود: “ایشان باشعورتر از آن هستند که این حرف را از سر اعتقاد و صداقت گفته باشند. بگذریم…”

همین اختلاف نظر شاید در روایت فرهادی از تغییر پایانبندی فیلم به خوبی آشکار باشد. در سکانس پایانی «ارتفاع پست» فرزند نرگس (لیلا حاتمی) به دنیا میآید. فرهادی میگوید نظر او و حاتمی کیا دربارهی این سکانس متفاوت بوده است: «این سکانس کاملا به حاتمی کیا تعلق دارد. به همین خاطر با این سکانس ارتباط زیادی برقرار نکردم. پایان فیلمنامه خیلی تلخ بود. فکر میکردم بهتر است کودک زنده به دنیا نیاید، اما حاتمیکیا با این نگاه موافق نبود. شاید حق با او بود. تمام تلاش قاسم(حمید فرخنژاد) این است که یک بچهی دومی در ایران به دنیا نیاید؛ متولد شدن یک بچهی مرده به معنی پایان آرزوهای او بود. پایان بسیار تلخی که معلوم نبود مخاطب با آن چگونه برخورد کند.»
منبع: برترین ها
365847