اخبار چرخان
مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: جناب «قاسم روانبخش» در توییتر فیلتر شده اظهار امیدواری کردهاند «شورای نگهبان نامزدهایی را که در تراز انقلاب اسلامی نیستند تایید نکند».
منظور ایشان از انقلاب اسلامی البته با آنچه ما میفهمیم تفاوت دارد چون اگر منظور انقلابی باشد که سال ۵۷ در کوتاه زمانی طومار رژیم سلطنتی را برچید مراد فقید ایشان – مرحوم مصباح یزدی- نه عضویتی در شورای انقلاب آن انقلاب داشت و نه حتی یک حکم از رهبر فقید آن انقلاب گرفت و نه به جز یک مناظره تلویزیونی -آن هم در کنار دکتر سروش- در سال انقلاب و بعد در دهه ۶۰ مطرح بود.

مقصود ایشان از «انقلاب اسلامی» یک جریان و قرایت خاص است که دنبال خالصسازی است و تسری آن به مجلس کنونی نیز. کما این که در ادامه آوردهاند: «برخی از نمایندگان فعلی نیز با مجلس انقلابی نسبتی ندارند و انتظار این است کسانی که با سوء استفاده از جایگاه خود مانع تصویب طرحهای مهم شفافیت و صیانت از کاربران فضای مجازی و عفاف و حجاب شده اند هم رد صلاحیت شوند!»
خدای ناکرده یک وقت فکر نکنید تفتیش عقاید میکنند. نمیگوید نمایندهای که مثلا خودرو خارج از روال دریافت کرده یا تخلف مالی و اخلاقی از او سر زده بلکه هر که به طرحهای مورد نظر یک جریان خاص رای نداده را رد کنند!
بامزه این که مجلس فعلی خود حاصل حذف و اعمال شدید نظارت استصوابی است و اغلب نمایندگان آن در فضای غیر رقابتی وارد شدهاند اما گویا تیغ تیز استصواب باید شامل برخی از آنها هم بشودتا خالصتر بشود!
نظارت استصوابی و شیوه فعلی البته اختراع شورای نگهبان بعد از درگذشت مرحوم امام است حال آن که رهبر فقید انقلاب در وصیتنامه از نمایندگان مجلس و نه از شورای نگهبان خواسته حین تصویب اعتبارنامهها مراقب باشند نماینده ناصالح وارد نشود. وظیفه شورای نگهبان هم در دهه اول جمهوری اسلامی این بود که نظارت کند تا حقی از کاندیدایی چه در ثبت نام و چه حین رایگیری ضایع نشود. اکنون اما شورای نگهبان فعال مایشاء شده و نقش وزیر کشور عملا به معاون اجرایی این نهاد در امر انتخابات تقلیل یافته است.
به همین خاطر آقای روانبخش از این نهاد میخواهد پیشاپیش رقبا را حذف کنند. اما اگر چنین است چرا ۲۸۹ کاندیدا باقی نگذارند تا مشکلی باقی نماند؟
مرحوم یاسر عرفات میگفت شبها برای آن که با خاطری آسوده بخوابد و از مذاکرات سیاسی روز خلاص شده باشد دقایقی کارتون و بیشتر تام و جری میدید و بعد به خواب میرفت تا اگر خواب میبیند خواب اینها را ببیند!
به آقای روانبخش میتوان توصیه کرد کارتون پلنگ صورتی را ببینند که با جاروبرقی هر آنچه را که در اطراف میدید میبلعید و دست آخر جارو برقی خود پلنگ صورتی را بلعید و بعد خودش، خودش را!
استحضار دارند که پلنگ صورتی برای بزرگسالان ساخته شده بود و در این یادآوری هرگز جسارتی نهفته نیست!
شان شورای نگهبان هم البته بالاتر از آن است که حتی نمایندگان فعلی را رد صلاحیت کند. همه را که نمیتوان حذف کرد!
اما اگر بنا بر حذف است چرا به تعداد نماینده مورد نیاز و حتی کمتر باقی نگذارند تا ۱۰۰ درصد مورد تایید خالصسازان باشند؟ هر چند چهار سال دیگر باز یک عده از اینها را هم رد صلاحیت میکنند یا میخواهند که پیشاپیش رد کنند!
خلیج فارس: با وجود کمبود سرانه فضای سبز در شهر بوشهر، قطع گاه و بیگاه درختان در معابر عمومی باعث شگفتی و ناراحتی شهروندان شده است.
به گزارش خلیج فارس؛ در حالی که بر اساس ماده 686 قانون مجازات اسلامی، قطع یا خشکاندن درختان در حریم شهر جرم محسوب می شود اما بررسی های خبرنگار ما حاکی از ادامه قطع درختان در حاشیه خیابان های اصلی برخی معابری شهر است که شوربختانه مجازات های درنظر گرفته نیز بازدارنده نیست و باعث جلوگیری از این اقدام نشده است.
در همین خصوص، یکی از مخاطبان «خلیج فارس» با ارسال تصاویری از قطع درختان قدیمی روبروی سه راه آتش نشانی (خیابان باغ زهرا، مجاور ساختمان دانشگاه آزاد) نوشته: چندی قبل با ریختن موادی در پای تعدادی درخت، ابتدا اقدام به خشکاندن آنها و سپس قطع آن کردند.
وی تصریح کرد: متاسفانه برخی مغازه دارن که درختان و فضای سبز حاشیه خیابان را مانع دید تابلوی خود می بینند برای اینکه موانع قانونی را دور زده و بتوانند بهانه لازم برای قطع این درختان را فراهم کنند، ابتدا با ریختن موادی در پای درختان آن را خشکانده و سپس مجوز قطع آن را دریافت می کنند.
متاسفانه بروز چنین اتفاقات ناخوشایندی در جای جای شهر نشان می دهد که هزینه مجازات این اقدام برای متخلفان بازدارنده نیست و افرادی هستند که قد کشیدن درختان جلوی تابلوی مغازه شان را تحمل نکرده و به هر ترفندی دست می زنند تا درختان را از دید همگان محور کنند.
در این بین، ضعف و انفعال سازمان فضای سبز شهرداری در این ماجرا موثر است.
با توجه به اینکه سرانه فضای سبز بوشهر نه تنها افزایش نداشته بلکه با قطع و قمع درختان، وضعیت موجود هم درخطر می باشد، از این رو ورود مدعی العموم به موضوع قطع درختان معابر شهر بوشهر می تواند فقدان عملکرد مناسب شهرداری در مواجه با چنین تخلفاتی را جبران کرده و باعث جلوگیری از حذف درختان بیشتری در سطح شهر شود.
سازمان فضای سبز: پرونده درختان سه راه آتش نشانی قضایی شد
مدیرعامل سازمان فضای سبز شهرداری بوشهر می گوید: به دلیل خشکیده شدن تنه درختان سه راه آتش نشانی بوشهر، ناگزیر به قطع آنها شدیم تا حادثه سقوط آن روی رهگذران یا خودروها رخ ندهد.
ساسان محبی ادامه داد: درباره ازبین رفتن این درخت ناشی از عملکرد برخی مغازه داران منفعل نبوده و پرونده قضایی تشکیل شده، اما می دانیم که برگزاری دادگاه و صدور رای، زمانبر است.
خلیج فارس: وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی در قالب طرح مهربانی، اسم و ظاهر قشنگی دارد، اما اگر نزدیک برویم و شرایط پرداخت تسهیلات را بررسی کنیم، وضعیت متفاوت خواهد بود.
به گزارش خلیج فارس به نقل از فرارو؛ بانک ملی روی بیلبوردهای شهری خود نوشته تا سقف ۳۰۰ میلیونی وام قرضالحسنه با کارمزد چهاردرصد پرداخت میکند. شعار تبلیغاتی جذابی هم برگزیدهاند که ادعا دارد «سقف مهربانی بلند است». اگر پیگیر ماجرا شوید و به سایت بانک ملی سر بزنید، جهت استحضار نوشتهاند پرداخت وام ۳۰۰ میلیونی یکی از طرحهای جدید است و متقاضیان میتوانند در کمترین زمان ممکن وام بگیرند. بانک ملی در بخش دیگری از اطلاعیه خود به کسانی که در این بانک حساب ندارند مژده داده با استفاده از اپلیکیشن همراه بانک بام، میتوانند با یک تیر دو نشان بزنند و ضمن افتتاح حساب و امکان استفاده از تسهیلات ۳۰۰ میلیونی را پیدا کنند.

وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی بهطور طبیعی وسوسه کننده است اما از فاصله نزدیک حداقل آنقدر که روی بیلبوردهای شهری و تبلیغات محیطی تاکید کردهاند قشنگ نیست.
وام ۳۰۰ میلیونی مختص بانک ملی نیست
وام ۳۰۰ میلیونی تنها توسط بانک ملی پرداخت نمیشود. بانک مرکزی اردیبهشت امسال اعلام کرد سقف وام قابل پرداخت در قالب تسهیلات قرضالحسنه را افزایش میدهد. این عدد قبلا ۲۰۰ میلیون تومان بود و با ۱۰۰ میلیون افزایش به ۳۰۰ میلیون تومان رسید. همچنین نباید از نقش حرف «تا» قبل ۳۰۰ میلیون غفلت کرد.
وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی، یکی از انواع تسهیلات قرضالحسنه است، ولی الزاما بهمعنای پرداخت ۳۰۰ میلیون به همه متقاضیان نیست. وجود کلمه سقف در تبلیغات محیطی و شهری یعنی متقاضیان میتوانند حداکثر ۳۰۰ میلیون وام بگیرند، اما به خیلیها رقم کمتری تعلق خواهد گرفت.
تسهیلات ۳۰۰ میلیونی به دو بانک مهر ایران و رسالت تکلیف شده است، چون هر دو، بانکهای تخصصی قرضالحسنه کشور هستند، اما سایر بانکها نیز میتوانند به میل و اراده خود و براساس منافعشان در پرداخت تسهیلات قرضالحسنه مشارکت کنند.
تسهیلات قرضالحسنه علاوه بر بانک ملی دو بانک تخصصی، در فهرست خدمات بانک آینده، بانک سینا، بانک توسعه تعاون، بانک پارسیان و سایر بانکهای کشور دیده میشود. وام ازدواج مشهورترین نوع تسهیلات قرضالحسنه است.
سود وام بانکی در حالت عادی با نرخ ۲۳ درصد محاسبه میشود، اما دریافتکنندگان تسهیلات قرضالحسنه از پرداخت سود معاف هستند و باید اقساط ماهیانه خود را با احتساب چیزی به اسم کارمزد چهاردرصد به بانک برگردانند. تسهیلات قرضالحسنه به خاطر پایین بودن کارمزد، میزان اقساط کم و پول کمی که در پایان قرارداد به بانک پس میدهید محبوب و پرتقاضا است.
پرداخت وام قرضالحسنه به سپردهگذاری مردم در صندوقهای قرضالحسنه وابسته است، اما بهدلیل اینکه به سپرده صندوق قرضالحسنه سود تعلق نمیگیرد، میزان محبوبیتشان پایین آمده و موجودی آنها در سالهای اخیر روندی نزولی به خود گرفته است.
اقساط وام ۳۰۰ میلیون میتواند ترسناک باشد
پرداخت تسهیلات توسط بانکها از محل منابع مشخصی انجام میشود. منابع مورد نیاز وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی که حالا میدانیم در اصل همان وام قرضالحسنه است، از محل صندوقهای قرضالحسنه تامین خواهد شد. بههمین دلیل تنها شامل حال افرادی میشود که پول خود را برحسب نیازشان برای برای مدتی در بانک سپردهگذاری کنند.
میزان وام پرداختی به هر شخص علاوه بر مدت زمان انتظار، به میزان سپردهای که در بانک گذاشته بستگی دارد. طول دوره سپردهگذاری برای دریافت وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی، حداقل یکماه و حداکثر ۱۲ ماه خواهد بود. اگر سقف ۳۰۰ میلیون را بهصورت فوری نیاز داشته باشید، باید ۷۵۰ میلیون تومان را برای یک ماه در حساب بخوابانید، ولی اگر میتوانید برایش یک سال صبر کنید، سپردهگذاری ۸۱ میلیون و انتخاب دوره بازپرداخت ششماهه پیشرویتان قرار دارد. اینطوری زودتر به اصل پول خود دسترسی پیدا میکنید، اما تقریبا باید ماهی ۶۰ میلیون تومان قسط بدهید.
اقساط وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی با کارمزد چهاردرصد و طی دورههای مشخص شده از سوی متقاضی تعیین خواهد شد. دوره بازگشت وام حداقل شش ماه است، اما گزینههای بازگشت یک سال، ۱۹ ماه، دو سال، ۳۰ ماه، سه سال، ۴۲ ماه، چهار ساله، ۵۴ ماه و حداکثر پنج ساله را نیز پیش رو خواهید داشت. هرچقدر زمان بازگشت وام را کوتاهتر انتخاب کنید، دسترسی به اصل پول در زمان کمتری امکانپذیر خواهد بود ولی از آنطرف رقم اقساط ماهیانه بالا میرود.
وام ۳۰۰ میلیونی با کمترین میزان اقساط ماهیانه به شخصی تعلق میگیرد که رقم ۴۷۶ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان را برای مدت یکسال، سپردهگذاری کند و موقع دریافت وام، روی گزینه بازپرداخت ۶۰ ماهه انگشت بگذارد. این شخص پس از دریافت وام باید در طول پنج سال بعد بهطور متوسط ماهی پنج میلیون و ۴۵۵ هزار تومان قسط بدهد.
وام ۳۰۰ میلیونی محتاج سپردهگذاری است
تسهیلات ۳۰۰ میلیونی بانک ملی، مختص کسانی است که عدد مشخصی را در بانک سپردهگذاری کنند و بتوانند برای مدتی معین منتظر بمانند تا نوبتشان برسد. ضمن اینکه تا زمان بازگرداندن اصل پول و تکمیل اقساط ماهیانه نمیتوانید به اصل پول خود دست بزنید.
وام قرضالحسنه بانک ملی و سایر بانکها به این شکل و شمایل ابتدا دنبال جذب منابع و تقویت صندوقهای قرضالحسنه است. قدرت هر بانک در پرداخت تسهیلات قرضالحسنه، بهطور مستقیم با توانایی جذب منابع ارتباط دارد. رقم وام پرداختی به هر شخص در نهایت براساس میزان سپرده و مدت زمانی که منتظر مانده مشخص میشود. سقف وام قابل پرداخت در این حالت ۳۰۰ میلیون تومان است.
وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی در سریعترین حالت ممکن به کسانی تعلق میگیرد که ۷۵۰ میلیون تومان را برای یک ماه سپردهگذاری کنند. کمترین طول دوره بازگشت پول شش ماه است و سپرده ۷۵۰ میلیونی شما در این مدت پیش بانک باقی میماند.
وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی با میزان سپرده منطقی نصیب کسانی میشود که ۳۰۰ میلیون داشته باشند و آن را برای سه ماه در صندوق قرضالحسنه سپردهگذاری کنند. این افراد میتوانند پس از سهماه، ۳۰۰ میلیون وام بگیرند. اگر این گزینه بهنظرتان جذاب میآید، بهتر است بدانید اقساط وام ۳۰۰ میلیون در حالت بازپرداخت ششماهه، بهطور متوسط ۶۰ میلیون محاسبه میشود، اما اگر گزینه بازپرداخت ۲۴ ماه را انتخاب کنید، اقساط وام ۳۰۰ میلیونی بانک ملی به ماهی ۱۳ میلیون و ۶۳۶ هزار تومان میرسد.
خلیج فارس:یک زن لبنانی و سه نوهاش روز سهشنبه، دو روز پس از کشته شدن در حمله پهپاد اسرائیلی که خودروی آنها را هدف قرار داد، در زادگاهشان در جنوب لبنان به خاک سپرده شدند.
به گزارش«خلیج فارس» به نقل از فرارو، صدها مرد و زن با حمل چهار تابوت آنها را در خیابانهای روستای عیناتا تشییع کردند. تابوتها بعداً برای دفن در قبرستانی در روستای بلیدا منتقل شدند.
پوسترهای بزرگ سمیره عبد الحسین أیوب، ریماس محمود شور (١٤ ساله)، تالین محمود شور (١٢ ساله) و ولیان محمود شور (١٠ ساله) در قبرستانی در جنوب شرقی بلیدا به نمایش گذاشته شدند. مادر این سه دختر به نام هدی عبدالنبی حجازی در این حمله مجروح شده و همچنان در بیمارستان تحت درمان است.
در پی حمله پهپادی که منجر به کشته شدن این چهار نفر شد، حزبالله اعلام کرد که کریات شمونا در شمال اسرائیل را موشکباران کرده است که یک صهیونیست کشته شده است.
مقامات حزب الله هشدار داده اند که اگر اسرائیل غیرنظامیان لبنانی را بکشد، با حمله به اهداف غیرنظامی مقابله به مثل خواهد کرد.
پس از آغاز جنگ اسرائیل و حماس، نیروهای اسرائیلی و شبهنظامیان گروه حزبالله لبنان و متحدانش به مدت یک ماه در امتداد مرز درگیر شدهاند. این درگیریها از زمانی تشدید شد که اسرائیل حمله زمینی به غزه را آغاز کرد.
خلیج فارس: نگاهی به فصل سوم قانون اساسی ایران نشان میدهد که کشور ایران متعلق به تمامی مردمانی است که در این آب و خاک زندگی میکنند و اقدامی علیه امنیت ملی کشور انجام نمیدهند. اما به نظر میرسد برخی از جریانهای فکری، ایران را کشوری میدانند که به شکل انحصاری جزو مال و اموال خودشان محسوب میشود؛ بنابراین پیروان این طرز فکر، حتی قائل به قوانین اساسی کشور نیز نیستند.
به گزارش فرارو، منصوره معصومی اصل، دکترای علوم قرآنی و مشاوره خانواده و قبل ازدواج و مدیر موسسه بیتالنور، با حضور در یک برنامه تلویزیونی، یکی از اصول قانون اساسی و حق شهروندی مردم ایران را با صدای بلند مردود اعلام کرد. وی گفت: ««این مملکت مال حزب اللهی هاست». نگاهی به مواضع و سخنان معصومی طی هفتههای گذشته نشان میدهد که او به جریان فکری «پایداری» تعلق خاطر دارد. جریانی که طی ماههای اخیر با «پروژه خالص سازی» مدعی نیاز به پاکسازی همه ارکان کشور شده اند. اما پرسش این است که اساسا این گروههای فکری با چه نوع جهان بینی مملکت را متعلق به خود میدانند یا تصور میکنند سایر اقشار و نحلههای فکری، حقی بر کشور ندارند؟
از حزب اللهیها تا اعضای جبهه پایداری
اگرچه عبارت «حزب اللهی» از دید برخی میتواند مفهومی بسیار گسترده داشته باشد و هر فردی با افکار راست گرایانه را شامل شود، اما شاید نزدیکترین دیدگاه به مفهوم حزب اللهی متعلق به پیروان مکتب «شورای هماهنگی حزبالله» باشد. تشکلی شبه نظامی، سیاسی و فرهنگی که میتوان آنان را از اصولگرایان رادیکال در جمهوری اسلامی ایران دانست. حسین الله کرم، از رهبران فعلی این نحله فکری، از بنیان گذاران اولیه «انصار حزب الله» اغلب با اقدامات و اظهارنظرهای جنجالی خود شناخته میشود. برای مثال الله کرم، مدتی پیش در رابطه با قوانین برخورد با بی حجابی و بدحجابی گفت: ««بیحجابی» هیچ نسبتی با جامعه دینی ایرانیان ندارد و برخورد با آن به معنای برخورد با بیقانونی و براندازی است. بر همین اساس جامعه نه تنها به سوی لجبازی نمیرود بلکه با پذیرش قانون مقابله با «بدحجابی» و «بیحجابی» ولو به شکل قهری و خشونتآمیز موافق بوده و این نوع برخورد موجب گسترش حجاب میدانند.» برهم زدن برخی جلسات کنسرت و سخنرانی از دیگر فعالیتهای این گروه فکری است.
اگر طرز فکر معصومی را برخواسته از راستترین حزب ایران؛ جبهه پایداری در نظر بگیریم، چندان جای تعجب نیست که چرا اینگونه فکر میکند یا سخن میگوید. جریان خالص سازی دقیقا مطابق با اندیشه معصومی اصل معتقد است باید قوای سه گانه و تمامی ارکان، ادارات، سازمانها و نهادی اجتماعی، سیاسی، مدنی و حتی نظام آموزشی کشور را خالص سازی کرد. به عبارت دقیقتر پیروان جبهه پایداری معتقدند همه این نهادها باید به شکل یکدست و مطابق با طرز تفکر آنان نظام بندی شود.
اگر قرار باشد احزاب را از مالکان کشور محسوب کنیم، پرسشی که مطرح میشود این است که چرا سایر جریانهای فکری و احزاب، هیچ حقی در مالکیت کشور ندارند و چرا یک طیف حداقلی مدعی تصدی همه امور هستند. این موضوعی است که منصور حقیقت پور فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با فرارو به ان اشاره کرده و گفت: «این جریان، بسیاری از عقلا که میتوانند در شرایط حساس فعلی کشور اثرگذار باشند، حذف خواهند کرد. تبعات ثانویه این شرایط شامل این موارد است: این گروه ابتدا مردم را از دست خواهند داد، سپس «جمهوریت» را از دست خواهند داد، سپس عقلا و دانشمندان و نخبگان را از دست خواهند داد. در این شرایط اکثریت مردم در برابر یک اقلیت سیصد نفری، وزن و اعتباری نخواهند داشت. چنین شرایطی به شدت برای نظام جمهوری اسلامی خطرناک است. وقتی جمهوریت حذف شود، اگر جنگ یا بحران وسیعی در کشور رخ دهد، اگر توطئه بیگانگان در کشور اتفاق بیفتد، همه چیز به خطر میافتد.»
حسین کنعانی مقدم، دیگر فعال سیاسی اصولگرا نیز از چهرههایی است که در نقد این جریان فکری به فرارو گفت: «خالص سازی تعابیر مختلفی دارد. برخی گفتهاند انقلاب نیاز به حجامت دارد. برخی نیز تسویه حسابهای داخلی و کنار زدن رقبا را به شیوههای مختلف مطرح کرده اند. اما چیزی که در جمهوری اسلامی از اصول است و امام نیز به آن اعتقاد داشتند و معماری انقلاب اسلامی نیز بر همین اساس شکل گرفت این بود که اگر بنا است، افرادی از گردونه قدرت در سیاست خارج شوند، هیچ راهی به جز صندوق رای وجود ندارد. در نتیجه، هر شخصی بخواهد خارج از صندوق رای و آرای مردم، نسبت به حذف یک جریان سیاسی یا بخشی از جامعه از فعالیتهای اجتماعی و سیاسی عمل کند، خلاف مشی امام و انقلاب رفتار خواهد کرد.»
یک نکته را نیز نمیتوان نادیده گرفت. این نوع دیدگاه تازگی ندارد و اتفاقا قدمتی به اندازه تشکیل احزاب راست کشور دارد. پیش از این نیز برخی از چهرههای شاخص و حتی کمتر شناخته شده جریانهای مذکور در رسانهها به این که مملکت باید سرشار از افرادی با اندیشههای مشخص باشد، تاکید کرده اند. حدود ۳ سال پیش در نظریهای مشابه، یک مجری زن تلویزیون در صدا و سیما، گفت: «ایرانیها یک زندگی «حماسی وجهادی» احتیاج دارند و اگر کسی به این سبک زندگی اعتقاد ندارد جمع کند از ایران برود.» در آن دوره نیز واکنشهای گستردهای نسبت به این نوع ایدئولوژی مطرح شد، اما شاید ۳ سال پیش، به اندازه امروز، ردپای تلاشهای جبهه پایداری برای خالص سازی پررنک نشده بود.
بیان حقیقت یا فریاد خالص سازی؟!
سخنان معصومی اصل در کنار سوال برانگیزی، واکنشهای گستردهای از سوی افراد مختلف را برانگیخت. برخی واکنشها با نوعی از پذیرش همراه با تاسف همراه بود. در واقع گروهی از منتقدان سخنان معصومی اصل، در واکنشهای خود به این نکته تاکید کردند که گرچه تک قطبی کردن کشور یا تمرکز روی یک جریان فکری در کشور تلخ و باورنکردنی است، اما به نظر میرسد چارهای نیست جز این که با حقیقت رو به رو شویم. احمد زیادابادی معتقد است آن چه معصومی میگوید حقیقتی است که عریان مطرح شده. زیدآیادی در این باره گفت: «واقعیت را همین خانم در برنامۀ زندۀ صدا و سیما گفته است: “مملکت مال حزباللهیهاست! ” من به سهم خود از این خانم به دلیل بیان واقعیت تشکر میکنم. ما که این حرف را میزنیم، رو ترش میکنند که چرا سیاهنمایی و نشر اکاذیب میکنیم!» داوود حشمتی روزنامه نگار نیز نوشت که اظهارات معصومی «مانیفست» تمامی جریان اصولگراست، «فقط او جرات کرده و صریح و بدون خودسانسوری بر زبان آن را جاری کرده است.»
برخی دیگر با اشاره مستقیم به جریان خالص سازی و قدرت گرفتن این جریان در حملات اجتماعی و سیاسی به سایر گروههای فکری هشدار داده اند که این وضعیت را نمیتوان به سادگی خنثی کرد یا از آن گذشت. محمدجواد آذری جهرمی وزیر پیشین ارتباطات نوشت: ««مملکت» که فقط متعلق به «حزب الهی ها» نیست؛ در این کشور عزیزانی از سایر ادیان و مذاهب هم زندگی میکنند، علاوه بر آن، جمعی از مسلمانان هم اعتقاد به آنچه که عدهای خود حزب الهی خوانده میگویند، ندارند. ایران متعلق به همه این عزیزان هم هست. هر چند برای ایامی عدهای سیاست را خالص سازی کردند، اما یقینا ملت به آنها اجازه خالص سازی مملکت را نخواهد داد.» مصطفی فقیهی روزنامه نگار نیز گفت: «باید ببینیم این خطر بزرگ را، و جدی بگیریم این اندیشه و نظریهی هولناکِ جبههی پایداری را که ‘مملکت واس ماس! کُلیش باس ماس! ‘ هر کی هم غیر این فکر میکند، جمع کند و برود!»
در کنار تاکید معصومی اصل بر حق مالکیت حزب اللهیها در کشور، مروری بر دیگر بخشهای صحبتهای معصومی اصل نشان میدهد او بر اساس تعلق خاطر به جریان خالص ساز، خواستار پاکسازی وسیع در آنتن صدا و سیما است. وی در بخشی از صحبتهای خود تاکید کرد: «ما که خیلی به رسانهها مخصوصا صدا و سیما امیدی نداریم. یکی از ثروتهای ماست، اما یکی مثل دیشب، آقای رائفیپور را دعوت میکنند، یک شب هم مثل پریشب آقای جهرمی و ابطحی را. من ماندم این تضادها را چطوری باید هضم کنیم.» به نظر میرسد حضور افرادی مثل وزیر ارتباطات دولت دوازدهم از دید معصومی مغایر با ضوابطی است که از دید نحله فکری وی استاندارد تلقی میشود.
برخی اساتید دانشگاهی معتقدند حذف جریانها و اندیشههای فکری مختلف در کشور و تک قطبی گرایی تبعات سنگینی خواهد داشت. حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا در این خصوص به فرارو گفت: ««در همه جای دنیا، این منتقدین هستند که با انتقاد خود، راه حلهای مناسب را از دل انتقادها و شناخت کاستیها استنتاج و استخراج میکنند و همین رفتار، ثبات بخش سیاسی، اقتصادی و حتی تضمیمن کننده اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت است. بی اعتمادی عمومی فعلی که در جامعه ما رخنه کرده، به طور قطع، ماحصل سرکوب اندیشه در فضایی است که انتظار میرود، افراد، شرایط فعلی را نقد کرده و چشمهای سیاست گذاران را نسبت به کاستیها باز کنند. اتفاقات اخیر در جامعه و دانشگاه نشان میدهد، سخنانی که در صدا و سیما، مبنی بر آزادی بیان مطرح میشود، تا چه حد در تناقض با اتفاقاتی است که در دانشگاه شاهدیم.»
خلیج فارس: نرخ تورم، قدرت خرید اقشار آسیب پذیر از جمله کارگران را دچار مخاطرات بسیاری کرده، اما مسئولان به قول خود درباره بازنگری در دستمزد کارگران به صورت افزایش نرخ تورم عمل نکردند.
به گزارش خلیج فارس؛ نیمی از سال گذشت و وعده کم شدن تورم محقق نشد، آخرین تورم اعلامی بیش از 45 درصد است که بالاتر از میزان رشد دستمزدهاست.
برآوردها حاکی از آن است که سبد هرینه زندگی کارگران استان بوشهر در یک خانوار چهارنفره 20 تا 25 میلیون تومان می شود و انتظار می رود دستمزد دریافتی، این هزینه ها را پوشش دهد، اما بسیاری از کارگران حداقل دستمزد را دریافت می کنند و عملا زیر خط فقر قرار دارند.
جدا از افزایش قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن مزید بر علت شده تا کارگران در تنگنا قرار گیرند، طوری که بسیاری از آنها نیمی از حقوق ماهیانه شان را باید به صاحبخانه ها دهند.
به گفته فعالان حوزه کارگری، اگر دستمزدها به صورت واقعی افزایش یابد، کیفیت زندگی کارگران بالا می رود و به افزایش انگیزه نیروی انسانی منجر میشود.
کارگران خطاب به مسئولان می گویند؛ کافی است سری به سوپر مارکت ها و بازار بزنید تا از قیمت هایی که سر به فلک کشیده اند مطلع شوید. این درحالی است که دولت به بهانه افزایش تورم، از ترمیم دستمزد کارگران سر باز می زند. شرایطی که باعث شده رفاه کارگران روز به روز کمتر شود.

انتخاب را به عهده موشک ها و بمب ها گذاشته اند تا خود، از جمعیت میلیونی، انتخاب کنند. نوزاد چند روزه یا نوجوان 15 ساله ، پیر یا جوان، زن یا مرد، فقیر یا غنی ، بی سقف یا سقف دار … فرقی نمی کند… همه انسان اند و با کشتن آنان می توان به عدد نهایی افزود.
در روز 30 جنگ علیه غزه و به هنگام نوشتن این متن، جدیدترین آمار کشته های غزه 9 هزار و 770 نفر اعلام شد. احتمالا به وقت انتشار و مطالعه، این عدد به 10 هزار نزدیک و نزدیک تر می شود و چه بسا عبور کرده باشد. تلاش بزرگی برای افزایش این عدد، وجود دارد.
اعداد بزرگ را رند می کنند تا ساده تر خوانده شوند و درک آنها راحت تر شود. مثل 10 هزار … حتی اگر این عدد انسان های امیدواری باشند که روزی، تصورات و تخیلات بزرگی داشتند… نه به مانند امروز که تصور و امید همه به زنده ماندن است. امید به زنده ماندن در یک ساعت دیگر ، یک روز دیگر ، شب و روزی دیگر … شب که می خوابیم آیا صبح را خواهیم دید؟ یا زیر خروار خروار آوار، به پایان می رسیم؟
غزه زیر بمباران اسرائیل

نه جایی برای فرار هست نه پناهگاهی، پناه است. مناطقی که ارتش اسرائیل قبلا آنها را امن اعلام کرده بود هم بمباران می شوند و قربانی می دهند. هیچ جای امنی وجود ندارد. نه مراکز سازمان ملل و نه مدارس و نه بیمارستان ها هیچ کدام از صف کشتار خارج نیستند. نه امدادگران و نه پرستاران ، نه خبرنگاران و نه دانش آموزان هیچ کس مستنثی نیست… همه در صف کشتارند. کدام یک زودتر؟ کدام یک دیرتر؟ فرقی ندارد … مهم عددی است که بالا و بالاتر می رود حتی اگر به هزینه قتل کودکان و زنان باشد. حتی اگر به هزینه بمباران نانوایی باشد تا نان در خون به تصویر درآید. حتی اگر به هزینه بمباران آمبولانس باشد تا بیمار و بهیار هر دو قربانی شوند. حتی اگر به هزینه بمباران درشکه و گاری باشد تا اسب و انسان در کنارهم روی زمین آرام بگیرند. حتی اگر به هزینه بمباران مدرسه و اردوگاه باشد تا کودک به هنگام بازی، ناگهان به خواب عمیق فروبرود. حتی اگر به هزینه بمباران خيابان باشد تا پدری، فرزند به بغل، فریاد بکشد. حتی اگر به هزینه بمباران خانه باشد تا مادری، نوزاد به دست، جیغ بزند.
* آدم کشی در غزه کی تمام می شود؟ پاسخ خواهند داد تا همه 2 میلیون و 300 هزار نفر ساکن غزه از بین بروند… تا سرزمین غزه خالی از اهالی اش شود و آنگاه سرزمین خالی از ملت، در اختیار اشغالگر قرار بگیرد… چیزی مثل همه اتفاقاتی که اشغالگران درهمه 80 سال اخیر در سرزمین تاریخی فلسطین رقم زدند … بعد از هر جنگ و کشتاری، هر نام و نشان اسلامی فلسطینی را زدودند و با تهوید، نام و نشان صهیونیستی را جایگزین کردند… اشغالگران ورودی از سراسر جهان را در شهرها و محله ها و سرزمین هایی اسکان دادند که اهالی آنها قبلا یا قتل عام شدند یا برای فرار از کشتار، آواره گشتند. آواره غزه و کرانه باختری و دیگر کشورها… حالا علاوه آوارگان داخلی، 6 میلیون آواره مهاجر فلسطینی در کشورهای مختلف جهان، کلید به دست ، نظاره گر خانه و خیابان های خود هستند که امروز محل رفت و آمد اسرائیلی هاست. آنها چنین آینده ای نیز برای غزه می خواهند.
بیمارستان غزه و مجروحان حملات اسرائیل

کابینه فعلی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، تندروترین و راست گراترین کابینه تاریخ اسرائیل است. مجموعه ای از نژادپرست ترین و متعصب ترین چهره های مذهبی صهیونیست یهودی و ملی گرا که بعد از دهه ها توانسته اند به قدرت اجرایی برسند و زمام امور را به دست بگیرند. هم اکنون فرصت طلایی برای آنهاست تا مردم غزه را تمام کنند. آنها برای این روز، لحظه شماری می کردند. از توصیف مردم غزه به عنوان حیوانات بشری تا تهدید به انداختن بمب اتمی بر سر 2 میلیون نفر اهالی غزه همه نشانه هایی از این احساس خطرناک هستند. احساسی که در چهارهفته اخیر تبدیل به بمب و موشک شده و جای جای غزه فرود می آیند تا بتوانند جمع بیشتری را بکشند.
* کابینه نتانیاهو در اسرائیل نیازمند دستاوردی در غزه است اما تاکنون هیچ دستاورد قابل ذکری ثبت نکرده. در جنگ چهار هفته ای اخیر هیچ یک از فرماندهان کلان و چهره های مشهور و اساسی حماس مورد هدف قرار نگرفته اند. چهره هایی شبیه شیخ احمد یاسین پایه گذار حماس یا عبدالعزیز رنتیسی رهبر وقت جنبش… دو چهره اصلی حماس که در سال 2004 به فاصله تنها 26 روز از سوی اسرائیل مورد هدف قرار گرفتند.
حمله اسرائیل به کاروان آمبولانس ها در غزه

با گذشت 30 روز از هجوم نظامی اسرائیل علیه غزه اما حملات موشکی از غزه به سمت اسرائیل همچنان ادامه دارد. موشک های حماس همچنان تا تل آویو می رسند. یعنی اسرائیل در مدت چهار هفته محاصره و بمباران غزه حتی از نابودی دستگاه جنگی و موشکی حماس و دیگر گروه های فلسطینی در غزه هم ناتوان بوده . جنگ تن به تن پرتلفات نظامیان اسرائیلی در غزه نیز ادامه دارد. در چهار هفته اخیر اسرائیل از تصرف کامل خاک غزه و برکناری حماس از قدرت در منطقه غزه هم شکست خورده است. ارتش اسرائیل تنها در حال قطع ارتباط زمینی شمال و جنوب منطقه غزه است. فعالیتی که معلوم نیست چقدر دوام داشته باشد. پس راه حل، کسب دستاورد کابینه و ارتش اسرائیل در بالا بردن عدد کشته های غزه است.
آنچه در غزه می گذرد نه جنگ است، نه انتقام گیری و نه واکنش به حمله … بلکه برنامه کشتار عمومی است. مقامات اسرائیلی حملات علیه غزه را واکنش به حمله 7 اکتبر (15 مهر) حماس می دانند اما حملات آنها به غزه، هیچ شباهتی به واکنش ندارد.
* واکنش چند برابری، یکی از قواعد نظامی ارتش اسرائیل است. سعی می کند حداکثر واکنش را در برابر حداقل کنش دریافتی داشته باشد. اصطلاحی در فلسطین باب است که می گوید ارتش اسرائیل در برابر شکسته شدن شیشه چند خانه اسرائیلی توسط کودکان اسرائیلی، یک محله فلسطینی را به آتش می کشد. ارتش اسرائیل تلاش می کند در برابر حمله 7 اکتبر حماس ( 15 مهر) با حدود 1400 کشته و 200 اسیر، بیشترین تخریب و کشتار ممکن را ثبت کند. اسرائیل سعی می کند با کشتار و تخریب حداکثری در جبهه مقابل، علاوه بر دستاوردسازی، نامعادله ای را برای بازدارندگی ثبت کند.
* کشتارهای اسرائیل در غزه ، معیارهای ارزشی دولت های غربی را نیز به چالش کشیده است. در زمانی که آنها حتی از دعوت به آتش بس هم ابا می کنند. آتش بسی که می تواند به معنای نجات جان انسان ها در غزه باشد؛ نه تنها از اشاره به آتش بس خودداری می کنند بلکه همه جانبه ماشین کشتار اسرائیل در غزه حمایت می کنند. دولت های غربی حتی استاندارها و متر و معیارهای خود را نیز قربانی برنامه کشتار اسرائیل در غزه کرده اند.
حالا اکثریت کشورهای غربی تصمیم گرفته اند نه مثل داستان بوسنی و صربستان و کوزو که با حمله نظامی جلوی ادامه کشتار را گرفتند و نه مثل نسل کشی رواندا که تماشاگر بودند بلکه مثل وضعیت 2023 ، از ادامه جنگ اسرائیل در غزه حمایت و با آتش بس مخالفت کنند. تنها به درخواست “وقفه” در جنگ اکتفا کنند؛ جنگی که کشتار نامحدود مردم غزه را رقم زده است. جنگی که همه بخش های مردم غزه را در صف کشتار قرار داده است.
تلاش برای کشتار 2 میلیون و 300 هزار نفر مردم غزه ادامه دارد و جهان متمدن امروزی ناتوان از توقف انسان کشی، به نظاره نشسته است تا سابقه شرم آور بزرگ دیگری در تاریخ خود ثبت کند. سابقه ای که در جای جای جهان امروزی ، نشانه ای از آن می توان یافت. سابقه ای که برای خجالت امروز و فردای انسان خردمند کفایت می کند. سابقه ای که نشان داد انسان امروزی چقدر ناتوان از صلح و آرامش است.
منبع: عصرایران
خلیج فارس: سپاهان، یکی از برترین تیمهای ایرانی و یکی از سه نماینده ایران در این دوره از رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا، قرار بود ۱۰ مهر در ورزشگاه نقش جهان به مصاف الاتحاد عربستان برود. این بازی مدتها قبل از انجام، تحت تأثیر حضور کریم بنزما، فوقستاره فرانسوی باشگاه الاتحاد قرار داشت، ولی یکی، دو روز مانده به شروع آن دیدار، خبر رسید که بنزما به کرونا مبتلا شده و به اصفهان سفر نخواهد کرد. با وجود این حتی بدون حضور کریم بنزما هم دیدار سپاهان – الاتحاد، حسابی مورد توجه رسانهها قرار گرفت. دلیل آن عدم حضور الاتحاد در زمین مسابقه، با وجود حضور تماشاگران بیشمار اصفهانی و البته باشگاه سپاهان در زمین مسابقه بود.

روزنامه شرق نوشت: اگرچه در دقایق اولیه خبر رسید که الاتحادیها به دلیل ترافیک دیر به ورزشگاه رسیده و میخواهند با تأخیر این بازی برگزار شود، ولی طولی نکشید که رسانههای عربستانی از این نوشتند که باشگاه الاتحاد به دلیل وجود سردیس سردار سلیمانی کنار زمین مسابقه، حاضر به شرکت در این مسابقه نیست. این شایعه اندکی بعد به واقعیت تبدیل شد و حتی الاتحاد بدون اینکه در زمین حاضر شود، اصفهان را با پرواز ترک کرد و به عربستان برگشت. پس از آن گمانهزنیهای مختلفی صورت گرفت؛ رسانههای عربستانی خبر از برتری الاتحاد در این رأی میدادند و در ایران، مسئولان باشگاه سپاهان اعتقاد داشتند به دلیل عدم حضور رقیب عربستانی در زمین، نتیجه این بازی به سود این تیم اصفهانی اعلام خواهد شد. هرچه زمان جلوتر رفت، ولی نگرانیها بیشتر شد.
رأی این پرونده به کمیته انضباطی AFC رفت و برخلاف انتظار، سهروزه رأی آن صادر نشد. مسئولان کمیته انضباطی کنفدراسیون فوتبال آسیا میخواستند همه جوانب را بسنجند. در این میان مسئولان باشگاه سپاهان هم از این گفتند که تمامی مدارک و مستندات موجود درباره تخلف تیم عربستانی را به AFC تحویل داده و نگرانیای ندارد. با وجود این و با توجه به دست بالای عربستانیها در چنین پروندههایی، طرف ایرانی بیخیال گمانهزنی دیپلماسی هم نشد. وزارت امور خارجه با پیشتازی حسین امیرعبداللهیان، سعی در مذاکره با همتای عربستانی داشت. نتیجه شد آنکه وزیر امور خارجه بهطور رسمی عنوان کرد در توافق صورتگرفته با وزارت امور خارجه عربستان، قرار شده بازی سپاهان و الاتحاد تکرار شود.
چند هفته بعد از آن اعلام رسمی، ولی کنفدراسیون فوتبال آسیا بالاخره رأی نهاییاش درباره این پرونده بحثبرانگیز را اعلام و سپاهان را نقرهداغ کرد. «AFC» نتیجه بازی را ۳ بر صفر به سود الاتحاد عنوان کرد و سپاهان را از میزبانی سه دیدار در اصفهان محروم کرد. همچنین سپاهان باید ۲۰۰ هزار دلار آمریکا هم جریمه بدهد! این رأی سنگین و بیسابقه در شرایطی صادر شده که محرومیت بازی سوم از میزبانی، معلق شده است و در صورت تکرار در سالهای آینده اجرا میشود. از طرفی، موضوع مهمتری که کمتر به آن اشاره شده، این است که باشگاه سپاهان موظف شده سردیس سردار سلیمانی در کنار دیگر بنرهای سیاسی را که ناظر کنفدراسیون فوتبال آسیا و رقیب عربستانی به آن اشاره داشتهاند، بردارد. کمیته انضباطی AFC بهطور رسمی هشدار داده اگر سپاهان چنین تغییراتی را انجام ندهد، در ادامه باید منتظر جرایم سنگینتری باشد.
این رأی انضباطی با واکنش باشگاه سپاهان همراه شده و آنها گفتهاند که به دادگاه عالی ورزش شکایت میبرند. سپاهان با صدور بیانیهای در این مورد نوشته است «سپاهان با اتکا به مستندات متقن حقوقی، این رأی را بههیچوجه صحیح ندانسته و در این پرونده خود را محق میداند. باشگاه فولاد مبارکه سپاهان قطعا استینافخواهی خود را به مرجع ذیصلاح قانونی اعلام خواهد کرد و بهجد پیگیر تجدیدنظر در رأی اولیه خواهد بود. این باشگاه درباره پرونده مذکور به دادگاه عالی ورزش (CAS) هم وفق مقررات بینالمللی رجوع کرده و از طریق آن نهاد قضائی محترم پیگیر احقاق حقوق خود خواهد بود. در پایان باشگاه فولاد مبارکه سپاهان ضمن دعوت از هواداران فهیم و نجیب سپاهان به حفظ آرامش، این اطمینان خاطر را به ایشان میدهد که مسئله توسط ارکان حقوقی باشگاه تا حصول نتیجه مطلوب بهطور جدی پیگیری خواهد شد. همچنین درخصوص جزئیات برگزاری بازی بعدی سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا متعاقبا اطلاعرسانی خواهد شد».
صدور رأی سنگین علیه سپاهان در این زمینه برای چندمینبار ضعف دیپلماسی را برجسته کرد. تیمهای عربستانی بعد از سالها عدم حضور در ایران راضی شدند به این اتفاق پایان دهند، ولی در کمترین زمان ممکن، رابطه ورزشی دو کشور دوباره تحت تأثیر قرار گرفت. برخلاف ادعای وزارت امور خارجه رأی نهایی به ضرر طرف ایرانی صادر شد.
در کنار این موضوع، ولی یک مورد عجیب دیگر هم وجود دارد که نمیشود بهسادگی از کنارش گذشت: زیرنویس شبکه خبر! در همان روزهایی که گمانهزنی درباره نتیجه این بازی داغ بود، شبکه خبر در خبری فوری، به نقل از داور بازی نوشت که داور بازی نتیجه این بازی را به سود سپاهان اعلام کرده است. از آنجا که تلویزیون همچنان یکی از منابع رسمی برای بسیاری محسوب میشود، با استناد به همان خبر، ادعای سریعی صورت گرفت که خبر از برندهشدن سپاهان در آن جدال جنجالی میداد. حالا پیگیری دو موضوع حیاتی است: اول اینکه امیرعبداللهیان با چه کسی مذاکره کرده و چرا رأی صادرشده با ادعاهای مطرحشده متفاوت است. دوم اینکه منبع خبری که شبکه خبر آن را بهطور رسمی عنوان کرده، چه کسی است؟ آیا تلویزیون بهعنوان نهادی رسمی که مدتهاست به دلیل سلایق خاص و یکطرفهاش مخاطبان زیادی را از دست داده، با استناد به منابع غیررسمی و گزارههای احساسی، سعی در جذب مخاطب، به این سبک و سیاق دارد؟
خلیج فارس: تارنمای حسن روحانی از دیدار رییس جمهوری پیشین ایران با اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه با او خبر داده و این که در این ملاقات گفته برای رییس جمهوری و دولت بعد از خود 5 یادگار برجای گذاشتیم.

رییس جمهوری سابق، این 5 فقره را چنین برشمرده است:
1. ذخیره ارزی:
“در روزهای آخر دولت دوازدهم میلیاردها دلار اسکناس در بانک مرکزی موجود بود که میشد وارد بازار کنیم تا قیمت دلار را به ۱۵ هزار تومان برسانیم، اما برای دولت بعد گذاشتیم که در شرایط سخت از آن استفاده کند. هیچ دولتی در تاریخ برای دولت بعد چنین مبلغ هنگفتی باقی نگذاشته است. “
2. برجام آماده برای احیا و عملیاتی شدن:
“تمام بندهای احیای برجام آماده بود. در اسفند ۹۹ یا ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ می شد برجام اجرایی و عملیاتی شود”.
3. تأمین کالاهای اساسی:
“طبق مجوز جلسه سران سه قوه کالاهای اساسی را خریداری کردیم. مسئولان کنونی از طرفی میگویند ذخایر ارزی نبود و از طرفی میگویند دولت قبل همه ذخایر را خرج خرید کالاهای اساسی کرده بود. استدلال ما این بود که اول سال خریداری شود بهتر است چون نیمه سال گران میشود، پس کالاهای اساسی مورد نیاز را برای ماههای اول دولت قبل خریدیم.”
4. خرید میلیونها دُز واکسن کرونا:
” واکسن کرونا را هم به قدری خریدیم که من همان موقع گفتم دولت بعد وظیفه دارد فقط آن را تزریق کند.”
5. طرحهای ملی و استانی آماده افتتاح و بالای ۹۰ درصد تکمیلشده:
“مسألۀ ما این دولت و آن دولت نبود، مسألۀ ما مردم بود. بعضی طرحها مانند بیمارستان هزار تختخوابی و تونل سد کانی سیب برای دریاچه ارومیه را که چند ماه تا تکمیل وقت نیاز داشت برای افتتاح در دولت بعد باقی گذاشتیم ولی همین طرحها هم بعد از یک و نیم یا دو سال بعد افتتاح شد و برخی از طرحها هنوز افتتاح نشدهاند. امیدواریم اینگونه طرحها که در انتظار تکمیل و پیشرفت است جهت رفاه مردم و بهبود زندگی آنها هرچه زودتر به بهرهبرداری برسد.”
ابراهیم رییسی البته روایت دیگری دارد و هر چند هنوز واکنش نشان نداده اما طی دو سال و دو ماهی که از عمر دولت او می گذرد بارها گفته است دولت قبل در ماه پایانی برای پرداخت حقوق کارکنان دچار مشکل بود (هرچند توضیح نداده عصای معجزهآسایی که در چند روز حقوق کارکنان دولت را تأمین کرده چرا در دو سال و دو ماه بعد که زمام کار را کاملا در دست گرفتهاند اعجازی نشان نداده و اژدهای تورم را از پا نینداخته تا همچنان قدرت خرید مردم را نبلعد؟)
درباره برجام هم رییس جمهوری فعلی نه تنها آن را یادگار نمیداند که اگر رودربایستی نداشت چه بسا از آن به مثابه میراث شوم هم یاد می کرد بلکه از گره نزدن برجام به اقتصاد به عنوان یک دستاورد یاد کرده است. البته از حجم حملات به برجام بعد از انقضای تحریم تسلیحاتی به موجب برجام از 18 مهر کاسته شده است و اگرچه در مذمت درخت میگویند اما میوه آن را میچینند.
ذخیره کالاهای اساسی را هم قبول ندارد و به دولت خود نسبت میدهد منتها ترجیح داده در این مورد توضیح بیشتری ارایه نکند.
واردات واکسن کرونا کوتاه زمانی بعد از استقرار را نیز رییس جمهوری فعلی بارها به دولت خود نسبت داده و در زمره افتخارات دولت مردمی و مدیریت جهادی برشمرده و متقابلا کارشناسان پرسیدهاند چگونه ممکن است بدون پیش زمینه قبلی چنین امکانی فراهم آمده باشد؟ ضمن این که تزریق واکسن وارداتی از اردیبهشت 1400 آغاز شده بود. جدای اینها یادآوری میکنند آنان در مقام منتقد دولت قبل بیش از واردات از تولید در داخل سخن میگفتند و اتکا به آن را کافی میدانستند.
رییس جمهوری پیشین البته دورکردن شبح جنگ را به خود نسبت نداده و بیشتر به ستایش نقش رهبری پرداخته و در عین حال درباره وضعیت کنونی گفته است:
“شبح جنگ بیش از هر زمانی بر منطقه سایه افکنده است. روزها و هفتهها و ماههای آینده برای ایران و کل منطقه بسیار سرنوشتساز است و باید هوشیار باشیم تا سایه جنگ به طور کامل از کشور دور شود. بعد از دفاع مقدس هشت ساله، حداقل چند بار، با تدبیر و تصمیم رهبری سایه شوم جنگ از سر کشور دور شد.
– روزی که پهپاد آمریکایی در خلیج فارس هدف قرار گرفت، آمریکاییها ما را تهدید کردند، پیامهای مختلفی مبادله شد و به طور حسابشده جلوی جنگ گرفته شد. بار دوم پس از حمله به آرامکو بود که آمریکاییها ما را متهم کردند. مورد سوم بعد از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی بود که باید به آن جنایت بزرگ آمریکا پاسخ میدادیم. آنها میگفتند اگر به نیروهای ما حمله کنید ما ۵۲ نقطه ایران را مورد حمله قرار میدهیم. اما ما عینالاسد را هدف گرفتیم که طرحی برنامهریزی شده بود. در مجموع ما توانستیم در سه مرحله از جنگ با آمریکا در دوره ترامپ عبور کنیم.
-سخنرانی رهبری چند روز پس از آغاز جنگ اخیر غزه هم جنگ را از کشور دور کرد. همان طور که ا پس از جنگ اوکراین در یک سخنرانی، پای ایران را از مهلکه کنار کشیدند”.
جدای این موارد موضع انتخاباتی حسن روحانی هم قابل توجه است:
” -کشور متعلق به اقلیت خاصی نیست که تصور شود نیازی به حضور و مشارکت ما نیست یا چون ممکن است ردصلاحیت کنند تکلیف از ما ساقط است.
– اینکه فعالان سیاسی در انتخابات شرکت کنند یا نکنند، تصمیم آنهاست اما در این قدم اول که عدهای از اعضای حزب اعتدال و توسعه در انتخابات مجلس، پیشثبتنام کردهاند نشان میدهد وظیفهای احساس کردهاند. البته تا امروز نشانهای برای برگزاری انتخاباتی پرشور و رقابتی ندیدهایم.“
حسن روحانی رییس جمهوری سابق را اما با طعنه های او می شناسیم که اگرچه بعد از خروج ترامپ از برجام و تشدید مشکلات اقتصادی و تغییر اولویت ها از آن کاست اما از خاطره ها نرفته و در واکنش به انتساب هر مشکل به دولت قبل در این دو سال گفته است:
“نفرتپراکنی و کینهتوزی از یکدیگر در جریان است. حرفهای برخی مسئولان را بینید چقدر بیپایه است، اگر فردا ترافیک تهران سنگین شود یا بنزین آلوده هوا را ناسالم کند میگویند مقصر دولت قبل است.”
باید منتظر بود و واکنش رییس جمهوری به اظهارات سَلَف خود را دید و شنید هر چند که قابل حدس است یا به خاطر مسایل و مصایب منطقه به آن نپردازد یا به غلظت قبل نباشد یا تکرار گفته های پیشین باشد: (700 کشته در روزهای اوج کرونا و خالی بودن صندوق پرداخت حقوق کارکنان و گره زدن برجام به اقتصاد و واقعی نبودن شبح جنگ).
مبنای قضاوت شهروندان البته قدرت خرید و قیمت دلار است و درباره هر دولت چه اصلاحطلب از جنس دولت خاتمی، چه اصولگرا از جنس دولت احمدینژاد و رییسی و چه اعتدالگرا از جنس دولت حسن روحانی با یک متر مشخص داوری میکنند: این که دلار را با چه قیمتی تحویل گرفته و با چه قیمتی تحویل داده است. یعنی مشخصه داوری درباره هر دولت نرخ دلار است که هر چه بالاتر رفته اگرچه در دستمزدها هم تغییراتی داده شده اما به نسبت آن حقوق و دستمزدها افزایش نیافته است.
از این رو هر چه از عمر دولت رییسی گذشته و قیمت دلار بالا رفته داوری افکار عمومی بیش از هر مؤلفۀ دیگر متأثر از آن است و البته خود رییس جمهور هم این را نیک میداند کما این که در یک گزارش تلویزیونی گفت تا قبل از اعتراضات 1401 دلار نهایتا دو تومان بالا رفته بود و بعد از آن به خاطر حوادث پاییز 1401 ناگهان تصاعدی شد. در هفتههای اخیر هم بیم افزایش بیشتر در پی جنگ غزه بود که دولت را واداشت دلار به بازار تزریق و مدام تأکید کنند ایران درگیر جنگ نخواهد شد.
منبع: عصر ایران
