خلیج فاس: ️معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهر در یکی از شبکه های داخلی نوشت: صدای انفجارها، روان کودکان را نشانه رفته/ مجامع حقوق بشری بین المللی سکوت کرده اند.

خلیج فارس: در چندمین شب پیاپی حملات آمریکا به مناطق مختلف کشور خصوصا استان های جنوبی، بوشهری ها طی بامداد و سحرگاه پنجشنبه (1 مرداد 1405) صدای چندین انفجار شدید را شنیدند.

جهانیان، معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهر گفت: دو تجاوز دشمن به بوشهر تلفات جانی نداشته است.
معاون استاندار بوشهر تصریح کرد: میزان خسارت های وارده در دست پیگیری است.
معاون سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر گفت: ادوات کشاورزان شهرستان دشتی در دو مرحله مورد اصابت موشکی های آمریکایی قرار گرفت.
احسان جهانیان در گفت وگو با ایرنا افزود: شهرستان دشتی از امروز در سه مرحله مورد اصابت موشکی قرار گرفته است.
وی یادآورشد: تهاجم های دشمن آمریکایی به شهرستان دشتی تلفات انسانی نداشته است.
معاون استاندار بوشهر تصریح کرد: میزان خسارت های ناشی از تجاوزهای یادشده در دست بررسی است.
همچنین در حمله آمریکا به گذرگاه مرزی شلمچه در خوزستان، 3 ایرانی شهید و 11 نفر دیگر زخمی شدند.گذرگاه مرزی شلمچه در خوزستان یکی از مهمترین نقاط عبور افراد میان ایران و عراق است که در این روزها و شب ها، محل عبور گسترده زائران ایرانی برای حضور در اربعین است.
این برای دوازدهمین شب متوالی است که ارتش آمریکا به نقاطی در ایران حملاتی را انجام می دهد.
همچنین خبرهایی درباره حملات آمریکا طی بامداد امروز به مناطق دیگری منتشر شده است:
خلیج فارس: معاون سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر گفت: براثر تهاجم دشمن آمریکایی بامداد امروز سه انفجار در شهرستان های بوشهر و دشتی به وقوع پیوست.

به گزارش خلیج فارس؛ احسان جهانیان روز چهارشنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: بامداد امروز یک منطقه در اطراف شهر خورموج مرکز شهرستان دشتی مورد اصابت موشک های دشمن آمریکایی قرار گرفت.
وی یادآورشد: تهاجم بامداد امروز به خورموج خسارت جانی نداشت.
معاون سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر تصریح کرد: همچنین شهرستان بوشهر نیز بامداد امروز دو مرحله مورد تجاوز هواگردهای متخاصم قرار گرفت.
جهانیان ادامه داد : این تجاوزها نیز خسارت جانی نداشت.
وی گفت: برق روستای بندرگاه از توابع شهرستان بوشهر که براثر اصابت موشک های دشمن به یک پست برق در حوالی نیروگاه اتمی سحرگاه دیشب قطع شده بود با حضور نیروهای خدوم برق پس از ۲ ساعت وصل شد.
خلیج فارس: وزیر امور خارجه با تأکید بر اینکه مذاکره اصلا تصمیم شخص من نبود و یک تصمیم جمعی بود، گفت: خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی است که توسط شورای عالی امنیت ملی اخذ میشود و همه میدانند که تصمیمات این شورا چه زمانی اجرایی میشود. 
به گزارش خلیج فارس، سید عباس عراقچی در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ» که توسط جواد مگویی مستندساز تهیه می شود، گفت: زمانی باید انجام شود که در جبهه نظامی دستت بالاتر باشد. وقتی دستاوردهای میدانی داشتی باید مذاکره کنید، اگر جنگ را ادامه میدادیم دستاوردهای ما بیشتر میشد یا کمتر و خسارتهای ما بیشتر میشد یا کمتر؟
وزیر خارجه بیان کرد: با جان مردم و سرنوشت کشور که نمیشود قمار کرد. نقطه مذاکره جایی است که اکر جلوتر بروی ممکن است پیروزیهایت بیشتر نشود و خساراتت بیشتر شود.
وزیر خارجه اظهار کرد: در دو هفته اول جنگ دستاوردهای راهبری ما تکمیل شد. آتشبس اگر ۱۰ روز زودتر انجام شده بود دستاوردهای ما همچنان سر جایش بود؛ ولی لاریجانی را داشتیم، خطیب را داشتیم، عسلویه را داشتیم، فولاد مبارکه را داشتیم. راجع به سرنوشت کشور نمیتوانیم قمار کنیم.
اشاره عراقچی به حملات اسرائیل در فروردین ماه به شرکت های تولید انرژی بخار، آب و برق در عسلویه (مبین و دماوند) است که منجر به از کار افتادن اغلب پتروشیمی ها شد، اتفاقی که همچنان دامنگیر این صنایع است.
نهال فرخی
جنگ ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که دیگر پرسش اصلی فقط تعداد موشکها و پهپادها نیست. اکنون همزمان با تشدید حملات به بنادر، سواحل و زیرساختهای نظامی جنوب ایران، بحث احتمال عملیات زمینی آمریکا از تصرف احتمالی یک جزیره راهبردی تا ایجاد سرپل در سواحل خلیج فارس، بیش از گذشته مطرح شده است.

اما آیا واشنگتن واقعاً خود را برای ورود به خاک ایران آماده میکند یا آن چه دیده میشود، بخشی از راهبردی برای افزایش فشار سیاسی و تغییر موازنه مذاکرات است؟
بررسی تجربه جنگهای گذشته، اسناد منتشرشده و ویژگیهای جغرافیایی ایران نشان میدهد پاسخ این پرسش، بسیار پیچیدهتر از یک «بله» یا «خیر» است.
جنگی که زوایه آن تغییر کرد
در نخستین روزهای درگیری، بیشتر نگاهها متوجه حجم حملات هوایی، عملیات پهپادی و نبرد موشکی بود؛ اما با گذشت زمان، نوع اهداف انتخابشده از سوی آمریکا نیز تغییر کرد.
بخش مهمی از حملات اخیر متوجه جنوب ایران، بنادر، مراکز راداری، سامانههای دفاع ساحلی، زیرساختهای دریایی و تأسیسات مرتبط با کنترل آبراههای جنوبی بوده است.
همین تغییر الگوی حملات، باعث شده پرسشی تازه در میان تحلیلگران امنیتی شکل بگیرد؛ آیا واشنگتن صرفاً در حال کاهش توان دریایی ایران است یا در حال آمادهسازی میدان برای مرحلهای متفاوت از جنگ؟

در داخل ایران نیز برخی نمایندگان مجلس و تحلیلگران نظامی نسبت به احتمال عملیات زمینی محدود یا حتی تلاش برای تصرف برخی جزایر راهبردی هشدار دادهاند. همزمان گزارشهایی در رسانههای بینالمللی منتشر شده که نشان میدهد در محافل نظامی آمریکا، سناریوهای مختلفی از جمله استقرار نیرو در سواحل ایران یا تصرف جزیره خارک مورد بررسی قرار گرفته است.
همه عملیاتهای زمین شبیه عراق نیستند
اما یکی از خطاهای رایج در تحلیل جنگ، یکسان دانستن همه عملیاتهای زمینی است. وقتی از حمله زمینی سخن گفته میشود، ذهن بسیاری به سمت اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ یا افغانستان پس از ۲۰۰۱ میرود؛ در حالی که دکترین نظامی امروز آمریکا طیفی از عملیاتها را شامل میشود؛ از ورود چند ساعته نیروهای ویژه تا تصرف موقت یک نقطه راهبردی.
در واقع، اگر قرار باشد آمریکا وارد مرحله زمینی شود، نخستین گزینه احتمالاً نه حرکت به سمت تهران، بلکه عملیاتی محدود برای کنترل یک گره ژئوپلیتیکی خواهد بود. در این میان، نام خارگ بیش از دیگر نقاط مطرح شده است. جزیره خارگ تنها یک جزیره در شمال خلیج فارس نیست؛ قلب صادرات نفت ایران است و بخش عمده صادرات نفت خام کشور از این جزیره انجام میشود و به همین دلیل، هرگونه اختلال در آن، مستقیماً بر اقتصاد ایران و همچنین بازار جهانی انرژی اثر میگذارد.

از سوی دیگر، خارگ در مقایسه با عمق سرزمینی ایران، هدفی محدودتر به شمار میرود؛ هدفی که از نگاه برخی برنامهریزان نظامی، ممکن است نسبت به اشغال گسترده کشور، قابل تصورتر باشد.اما همین سناریوی به ظاهر محدود نیز با یک مساله بزرگ روبهرو است.تصرف یک جزیره، پایان عملیات نیست؛ آغاز مرحله دشوارتر است. نیروهایی که در چنین منطقهای مستقر شوند، باید به صورت مداوم از دریا و هوا پشتیبانی شوند؛ در حالی که فاصله اندک خارک تا خاک اصلی ایران، آن را در برد انواع موشکها، پهپادها و عملیات نامتقارن قرار میدهد.
پیروزی نظامی آسانتر از پایاندادن به جنگ
تجربه عراق و افغانستان یک درس اساسی نیز برای واشنگتن داشت؛ سقوط یک حکومت یا تصرف یک منطقه، لزوماً به معنای رسیدن به هدف سیاسی نیست.
آمریکا در هر دو جنگ توانست در مدت کوتاهی برتری نظامی اولیه به دست آورد، اما پس از آن با مسالهای دشوارتر مواجه شد؛ چگونه باید سرزمین تصرفشده را اداره کرد، با مقاومتهای پراکنده مقابله کرد، نظم سیاسی تازهای ساخت و در نهایت بدون ثبت تصویر شکست از میدان خارج شد؟
همین تجربه اکنون بر هر بحثی درباره عملیات زمینی علیه ایران سایه انداخته است. حتی یک عملیات محدود نیز به طرح خروج نیاز دارد. اگر نیروهای آمریکایی جزیرهای را تصرف کنند، چه زمانی آن را ترک خواهند کرد؟ خروج آنان به امضای چه توافقی وابسته خواهد بود؟ اگر تهران حاضر به مذاکره تحت فشار نشود، آیا آمریکا باید حضور خود را ماهها یا سالها ادامه دهد؟
این پرسشها اهمیت بیشتری از مرحله نخست عملیات دارند. زیرا تاریخ جنگهای اخیر نشان داده است که دولتها معمولاً برای آغاز حمله، برنامه دقیقتری نسبت به چگونگی پایاندادن به آن دارند.
گزارشهایی که از آمادهسازی پنتاگون برای سناریوهای چند هفتهای عملیات زمینی سخن گفتهاند نیز الزاماً به معنای وجود یک راهبرد سیاسی برای فردای عملیات نیستند. واشنگتنپست گزارش داده بود برنامههای مورد بررسی میتوانند از یورش نیروهای ویژه تا حضور محدود نیروهای پیاده را شامل شوند؛ با این حال، روشن نبود که رئیسجمهوری آمریکا هیچیک از آنها را تأیید کرده باشد.
اشغال ایران یا تصرف یک اهرم؟
با کنار گذاشتن سناریوی کماحتمال اشغال سراسری ایران، پرسش اصلی این است که آمریکا از یک عملیات زمینی محدود چه هدفی را دنبال میکند. یکی از احتمالات، تصرف موقت یک نقطه راهبردی برای تبدیل آن به اهرم مذاکره است. خارگ در چنین محاسبهای اهمیت ویژه پیدا میکند. واشنگتن در حملات ماه مارس اعلام کرد اهداف نظامی خارک را مورد حمله قرار داده، اما زیرساخت نفتی آن را دستنخورده گذاشته؛ اقدامی که میتوان آن را هم تهدید و هم نمایش توانایی برای تشدید فشار اقتصادی تلقی کرد.
در این چارچوب، هدف احتمالی از ورود زمینی نه حرکت به سوی تهران، بلکه تغییر معادله در تنگه هرمز است. آمریکا ممکن است تصور کند تصرف یک جزیره، یک پایگاه ساحلی یا بخشی از تأسیسات بندری، قدرت چانهزنی ایران را کاهش میدهد و تهران را به پذیرش شرایط تازه وادار میکند.
اما این محاسبه بر یک فرض پرخطر استوار است که ایران عملیات محدود را محدود تلقی کند. از نگاه تهران، تصرف حتی یک نقطه کوچک از خاک کشور میتواند عبور از خط قرمز تمامیت ارضی محسوب شود و در چنین وضعیتی، پاسخ ایران احتمالاً تنها به منطقه تصرفشده محدود نخواهد ماند و ممکن است پایگاههای آمریکا، مسیرهای کشتیرانی یا منافع متحدان واشنگتن در سراسر منطقه هدف قرار گیرد.
بنابراین عملیاتی که در اتاقهای برنامهریزی با عنوان «محدود» تعریف شده، ممکن است در میدان به سرعت ماهیت منطقهای پیدا کند. تصرف خارک یا نقطهای در سواحل جنوبی شاید روی نقشه عملیات، مأموریتی کوچک به نظر برسد؛ اما بر روی زمین نیازمند پشتیبانی دائمی هوایی و دریایی، حفاظت از خطوط تدارکاتی و آمادگی برای پاسخهای گسترده خواهد بود.
اشغال ایران هزینهای بسیار سنگینتر از جنگهای عراق و افغانستان خواهد داشت و حتی یک عملیات محدود نیز ممکن است با واکنش گسترده ایران به جنگی فراگیر تبدیل شود. به همین دلیل، احتمال حمله زمینی گسترده پایین، اما عملیات محدود علیه جزیرهها یا سواحل ایران همچنان محتمل است. کما این که همچنان مهمترین چالش نه ورود نیروهای آمریکایی، بلکه خروج آنها با دستاوردی مشخص و بدون گرفتار شدن در جنگی طولانی و پرهزینه است.
در این زمینه
خلیج فارس: در ادامه جنگ ایران و آمریکا، ارتش ایالات متحده، نقاط دیگری از ایران خصوصا جنوب کشور را هدف حملات هوایی و موشکی خود قرار داد که شهرهای بوشهر، خورموج و جم در استان بوشهر را نیز شامل شد.
به گزارش خلیج فارس؛ دشمن طی پنجشنبهشب و بامداد جمعه طی ۲ مرحله حملاتی را به شهر بوشهر داشته است.
ابتدا حوالی ساعت 22 پنجشنبه شب، صدای چند انفجار در شهر بوشهر شنیده شد.
همچنین حدود یک بامداد جمعه صدای 5 اصابت پرتابه سنگین در شهر بوشهر شنیده شد که مربوط به پایگاههای هوایی و دریایی بوده است.
فرماندار بوشهر خبر داد که بر اثر این حملات، یک مجروح تایید شده است.
همچنین حدود 2:30 بامداد اطراف شهر خورموج مورد حمله قرار گرفت که گویا یک مقر نظامی مورد هدف بوده است.
حوالی ساعت 4:30 جمعه نیز صدای شلیک پدافند هوایی در شهر بوشهر به گوش رسید.
در شبکه های اجتماعی هم خبرهایی مبنی بر حملات دشمن آمریکایی به جم منتشر شده و اینکه یکی از پل های دسترسی بین جم و کنگان خسارت دیده، اما تا زمان انتشار این مطلب، هنوز اطلاع دقیقی درخصوص این خبر در دست نیست.
ساعت 5:20 دقیقه هم سنتکام (ارتش آمریکا در منطقه خلیج فارس) طی اطلاعیه ای مدعی پایان پنجمین دور حملات روزانه به تاسیسات نظامی و غیرنظامی ایران شد.
مهمترین خبرهای ساعت های اخیر مرتبط با حملات دشمن آمریکایی به کشور در ادامه می خوانید:
🔸پل کهورستان در شهرستان بندرخمیر که پل ارتباطی میان بندرعباس به لار در جنوب فارس بود هدف حمله آمریکایی قرار گرفت. این اتفاق در حالی رقم خورد که خودروهای عبوری در حال حرکت بر روی پل بودهاند و در اثر اصابت موشک به اطراف پرت شدهاند. تاکنون شهادت 7 نفر در این حادثه تایید شده است.
یک مقام آمریکایی به انبیسی: همانطور که رئیس جمهور گفته بود این هفته حمله به زیرساختها، پلها و نیروگاهها انجام می شود.

🔸قشم مورد اصابت پرتابههای دشمن آمریکایی قرار گرفت. ۴ انفجار در محدوده ساحل جنوبی قشم شنیده شد.
🔸به فرودگاه ایرانشهر حمله هوایی شد که بر اثر این حمله یک مصدوم شده است. در پی این حمله به تأسیسات برق و مخزن سوخت فرودگاه ایرانشهر خساراتی وارد شده است.
🔸ایستگاه انشعاب راه آهن بندرعباس توسط آمریکا مورد هدف قرار گرفت و ۲ هموطن مصدوم شدند.
🔸صدای چندین انفجار پیدرپی در نقاطی از بندرلنگه در استان هرمزگان
🔸تپه الله اکبر بندرعباس مجددا مورد حمله دشمن قرار گرفت. حجم این اتفاق به حدی بود که برق این منطقه در بندرعباس در حال حاضر قطع شده است، هدف مورد اصابت در این حمله یک دکل مخابراتی بوده است. تاکنون ۷ نفر از هموطنان مجروح و یک نفر شهید شدهاند.
🔸 8 انفجار در محدوده روستای مسن قشم، در پی حمله هوایی آمریکا / صدای انفجار در سیریک
🔸نقاطی در اطراف شهر اهواز مورد تجاوز دشمن آمریکایی قرار گرفت. ولی الله حیاتی معاون امنیتی و انتظامی استانداری خوزستان اعلام کرد: دقایقی پیش حوالی ساعت ۲۲:۳۰ نقاطی در اطراف شهر اهواز توسط دشمن آمریکایی مورد تهاجم قرار گرفت.
🔸شنیده شدن صدای انفجار در بخشهایی از ایرانشهر
🔸معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار لرستان اعلام کرد که دقایقی پیش، دشمن آمریکایی یک نقطه از شهر ویسیان در شهرستان چگنی را مورد حمله قرار داد.
خلیج فارس: حملات آمریکا به جنوب ایران، جدی تر از قبل دنبال می شود و با کنار هم قرار دادن نقاط مورد هدف و برخی تحولات سیاسی، می توان سه فرض را در تحلیل چرایی حملات اخیر بررسی کرد:

1 – اولین تحلیل قابل تصور این است که آمریکا این حملات را با این هدف کلاسیک انجام می دهد که با دست بالاتری در مذاکرات آتی حضور داشته باشد و امتیازات بیشتری از تهران بگیرد.
پاسخ های سریع و جدی ایران نیز به این حملات دقیقاً با هدف مشابه صورت می گیرد. در واقع، طرفین در حال پر کردن مشت خود برای حضور در رینگ مذاکرات هستند.
این خوش بینانه ترین تحلیل درباره حملات اخیر است.
2 – تحلیل دیگر این است که تفاهم نامه اسلام آباد عملاً ازبین رفته و ایران و آمریکا در موضع جنگی قرار گرفته اند و این حملات، مقدمه یک جنگ بزرگ تر و تمام عیار است.
بر اساس این تحلیل، آمریکا می کوشد با حملات هدفمند به مواضع نظامی ایران در جنوب کشور و نیز ایجاد اختلال در مسیرهای جنوب به شمال، دسترسی نظامی ایران به تنگه هرمز و خلیج فارس را محدود کند. حملات متعدد به یگان های دریایی، برج ها و تاسیسات مراقبت دریایی، شناورها، یگان های نظامی در جنوب و برخی پل های ارتباطی، در این راستا قابل ارزیابی است.
در گامی فراتر، حملات آمریکا به خط دفاعی جنوب، می تواند مقدمه ای برای اشغال جزیره استراتژیک خارک از سوی آمریکا باشد، امری که بسیار مورد علاقه شخص ترامپ است ولی از بیم تلفات گسترده انسانی، تا کنون موفق به اجرای آن نشده است.
در این تحلیل، حتی می توان پروژه پیاده سازی نیروهای دشمن در جنوب ایران را هم متصور شد که هرچند بسیار پر ریسک است ولی نباید از احتمال وقوع آن غافل شد.
3 – سناریوی سوم، کمی پیچیده تر است و آن، جلب توجه و تمرکز قوای دفاعی ایران به جنوب کشور است تا احزاب مسلح و تجزیه طلب کردی -که سال هاست در شمال عراق در آب نمک خوابانده شده اند- در اقدامی غافلگیر کننده، وارد استان های آذربایجان غربی و کردستان شوند و دست به اقدامات تروریستی و اشغال برخی مناطق مرزی بزنند و همزمان، هسته های خفته آنها در داخل کشور، فعال شوند و شرارت کنند.
هر چند که گروه های تروریستی کردی در میان کردهای ایرانی، پایگاه اجتماعی عمیق و گسترده ای ندارند ولی برخی گزارش ها حاکی از آن است که هزاران جنگجوی کرد در شمال عراق مترصد فرصت و چراغ سبز ترامپ هستند تا با حمله به ایران، پروژه تجزیه کشور در راستای شکل دهی به کردستان بزرگ را پی بگیرند.
هر کدام از این سه سناریو که به واقعیت نزدیک تر باشند، در اصل این که خطری بزرگ ایران را تهدید می کند، تردیدی نیست و تقویت میدان و دیپلماسی و حذف تندروها از مدار تصمیم سازی ها برای رسیدن به وحدت ملی، تنها راه های پیش روی ایران برای عبور از این گردنه خطرناک تاریخی است.
منبع:عصرایران
محمود خدری
جنوب، بوی نخلهای سوخته و خرمای رسیده است؛ بوی دریا، رنج جاشو، عرقِ کارگر، دستهای پینهبستهی صیاد و نگاهِ کودکی که سالهاست سهمش از ثروت این سرزمین، تنها گرما و محرومیت بوده است.
از سیستان و بلوچستان تا هرمزگان، بوشهر و خوزستان، مردمانی زندگی میکنند که سالها با کمبودها جنگیدهاند؛
با بیآبی، با فقر، با گرد و غبار، با بیکاری و با فراموش شدن.

اما هر وقت پای ایران به میان آمده، همین جنوب، سینهاش را سپر کرده است.
جنوب، جایی نیست که فقط نفت از دلش بیرون بیاید؛ جنوب، قلبی است که سالها برای تمام ایران تپیده است.
و امروز، هر زخمی که بر تن جنوب بنشیند، فقط زخمِ یک استان یا یک شهر نیست؛ زخمِ تمام ایران است.
شاید بعضیها جنوب را فقط روی نقشه ببینند؛ اما ما میدانیم جنوب، مادرِ نخلها، خانهی دریا، صدای لنجها، لباسِ کارِ کارگران و لبخندِ مردمی است که با همهی سختیها هنوز امید را زندگی میکنند.
برای جنوب دعا کنیم؛ برای مردمی که بیش از هر چیز، حداقلی از آرامش، امنیت و زندگی را حتی در دود و آلودگی و قحطی، حق خود میدانند.
آری؛ جنوب فقط یک جهت جغرافیایی نیست… جنوب، تکهای از قلب ایران است.